همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان سکانس نخستین میخکوب میکند.…
انتشار: 2026/08/02 14:32 UTCدریافت: 2026/08/07 17:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 17:45 UTC
همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان سکانس نخستین میخکوب میکند. اگر لارس فونتریه در «مالیخولیا» پایان جهان را در امری بیرونی (یک تصادف کیهانی) رقم میزند، استاد بلا تار مجاری این مسأله را نزدیک به هفده سال قبل از فونتریه در «تانگوی شیطان» در قالب بازنمایی توهم آرمانشهرگرایی و از درون به تصویر میکشد.«تانگوی شیطان» فیلمی بلند، بیش از هفت ساعت، و سیاه و سفید بوده که دارای نماهای ثابت و بلند است. بیش از هرچیز تار استاد انتخاب زوایای دوربین سینماتوگرافی است؛ گویی پلان/ سکانسهای وی از مجموعۀ چندین عکس به غایت هنری تشکیل شدهاند. به نظرم «تانگوی شیطان» غایت تکامل چیزی است که از آن تحت عنوان «سینمای هنری» یاد میکنند. همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان پلان/ سکانس نخستین میخکوب میکند: تصویری از گاوهایی در مزرعه با پسزمینۀ موسیقی ناقوسواری که از آخرالزّمانی بودن فیلم خبر میدهد.✍ دکتر #سیدعلی_منوری🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran


