
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 132 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 132 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🐊 آمنهوتپ سوم و سوبک؛ پیوند شاه و خدا👑 این تندیس، آمنهوتپ سوم، فرعون قدرتمند مصر باستان، را در کنار سوبک، ایزد کروکودیلسر، نشان میدهد.🌊 سوبک با رود نیل، باروری و قدرت نظامی ارتباط داشت و از خدایان مهم مصر باستان به شمار میرفت.🛡️ حضور سوبک در کنار فرعون، نمادی از حمایت و مشروعیت الهی پادشاه و پیوند میان قدرت زمینی فرعون و نیروهای خدایان بود.✨ این اثر نمونهای زیبا از هنر مصر باستان است؛ جایی که مجسمهها تنها تصویر نبودند، بلکه مفاهیم مذهبی و سیاسی را نیز روایت میکردند.@hogam
بنای امپراتوری در سه قارهامپراتوری عثمانی در طول قرن شانزدهم میلادی وارد عصر طلایی خود شد.تحت حاکمیت سلطان سلیم اول، امپراتوری سلطنت قدرتمند مملوک را فتح کرد و مصر، سوریه و فلسطین را تحت فرمان خود درآورد؛ همچنین شهرهای مقدس مکه و مدینه نیز حاکمیت عثمانی را به رسمیت شناختند.جانشین او، سلیمان قانونی (سلیمان شکوهند)، این روند گسترش را ادامه داد. سلیمان که به طور گسترده به عنوان بزرگترین حاکم این امپراتوری شناخته میشود، ضمن هدایت لشکرکشیهای نظامی موفق در سراسر اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه، بر اصلاحات حقوقی، رشد اقتصادی و دستاوردهای فرهنگی نیز نظارت داشت.در این دوره، قلمرو عثمانی در سه قاره گسترش یافت:اروپاامپراتوری بر مناطق زیر کنترل یا تسلط داشت:یونانبلغارستانصربستانبوسنی و هرزگوینآلبانیمقدونیه شمالیمونتهنگروبخشهای وسیعی از مجارستانبخشهایی از کرواسیکشورهای تابعه در رومانیجنوب اوکراین و سرزمینهای اطراف شمال دریای سیاه که از طریق خانات کریمه (به عنوان واسطه عثمانی) اداره میشدند.آسیاامپراتوری بر این مناطق حکم میراند:آناتولی (ترکیه امروزی)سوریهعراقلبناناسرائیل و فلسطیناردنغرب عربستانیمنبخشهایی از قفقازآفریقاقلمروی عثمانی شامل موارد زیر بود:مصرلیبیتونسالجزایرمناطق استراتژیک ساحلی دریای سرختا اواخر قرن شانزدهم، امپراتوری عثمانی به یکی از قدرتهای نظامی و سیاسی غالب جهان تبدیل شده بود.@hogam
سه پادشاه ناشناخته آشور چگونه شناسایی شدند؟الکساندر یوهانس ادموندز از دانشگاه مونستر آلمان و اکهارت فرام از دانشگاه ییل، مجموعهای از اسناد خط میخی را دوباره بررسی کردند. برخی از این اسناد بیش از یک قرن پیش منتشر شده بودند، اما به دلیل آسیبدیدگی، خواندن دشوار یا تفسیر نادرست، اهمیت واقعی آنها مشخص نشده بود.پژوهشگران با کنار هم گذاشتن شواهد موجود دریافتند که سه فرمانروا در مقاطعی از تاریخ آشور حکومت کردهاند؛ در حالی که نام آنها در روایت رسمی و شناختهشده تاریخ سلطنت آشور به شکل درست ثبت نشده بود.هر سه فرمانروا در شهر آشور، پایتخت باستانی آشوریان، بر تخت نشستند و حکومتشان کمتر از دو سال طول کشید. شواهد همچنین نشان میدهد که احتمالاً گروههایی از نخبگان آشوری از آنها حمایت میکردند.تیگلاتپیلسر؛ پادشاهی در میانه شورشنخستین فرمانروای شناساییشده تیگلاتپیلسر است که احتمالاً در سالهای ۷۶۳ تا ۷۶۲ پیش از میلاد حکومت کرده است.مدرک اصلی درباره او لوحی خط میخی است که بیش از ۱۲۵ سال پیش در نینوا کشف شده بود. این لوح درباره اعطای زمین سلطنتی است و نام تیگلاتپیلسر در آن دیده میشود. با این حال، این سند در گذشته به تیگلاتپیلسر سوم، فرمانروایی که چند دهه بعد حکومت میکرد، نسبت داده شده بود.پژوهشگران احتمال میدهند تیگلاتپیلسر در دورهای از شورش و بیثباتی سیاسی علیه آشور-دان سوم، که پادشاه رسمی آن زمان بود، سر به شورش برده و برای مدتی بهطور موازی حکومت کرده باشد. این دوره همچنین با شیوع طاعون و وقوع یک خورشیدگرفتگی همراه بوده است.شلمنصر؛ نامی که از تاریخ پاک شددومین پادشاه ناشناخته، شلمنصر، بین سالهای ۷۴۷ تا ۷۴۵ پیش از میلاد حکومت کرده است. نام او در یک سنگنوشته کشفشده در عراق دیده میشود؛ اما بعدها نامش با نام تیگلاتپیلسر سوم، جانشین او، جایگزین شده است.به گفته پژوهشگران، شرایط سیاسی آن دوران میتواند دلیل چنین آشفتگیهایی باشد. آشور در آن دوره با بیثباتی سیاسی، دسیسههای فرمانروایان تابع و حملات گروههای کوچنشین روبهرو بود. همچنین استفاده مکرر از نامهای سلطنتی مشابه و فاصله کوتاه میان حکومتها ممکن است باعث شده باشد تاریخنگاران بعدی نتوانند ترتیب دقیق فرمانروایان را بازسازی کنند.آشور-اوبالیت؛ فرمانروایی که از یادها حذف شدسومین پادشاه، آشور-اوبالیت، تنها برای مدت کوتاهی در سالهای ۹۱۳ تا ۹۱۲ پیش از میلاد حکومت کرد. شواهد موجود نشان میدهد که پس از برکناری او، آثار مرتبط با حکومتش نیز دستکاری شده است.یک لوح نشان میدهد که او برای بازسازی ظرفی آیینی که برای پرستش خدای ملی آشوریان، آشور، استفاده میشده، نقره فراهم کرده بود. اما سرنوشت یادمانهای مربوط به او بسیار متفاوت بود. بنایی که احتمالاً مجسمه بزرگی از او بوده، سر و دستهایش را از دست داده و نشانههای سلطنتی آن نیز از بین رفته است.این اثر بعدها به سنگنوشتهای تبدیل شد که در آن از جانشین غاصب و نامشروع او تمجید شده بود. به این ترتیب، بخشی از شواهد مربوط به حکومت آشور-اوبالیت عملاً از تاریخ رسمی حذف شد.سه پادشاه ناشناخته آشور؛ فهرست شاهان آشور چه چیزی را پنهان کرده بود؟یکی از مهمترین نتایج این پژوهش، ایجاد تردید درباره تصویر منظم و بدون آشوبی است که فهرست شاهان آشور ارائه میکند. این فهرست باستانی، سلسلهای نسبتاً منظم از فرمانروایان را نشان میدهد که اغلب به شکل پدر و پسر جانشین یکدیگر شدهاند.اما یافتههای جدید نشان میدهد که واقعیت سیاسی آشور پیچیدهتر بوده است. پژوهشگران معتقدند فهرست شاهان احتمالاً تصویری آرمانی از سلطنت آشوری ارائه میکرده و شورشها، بحرانهای جانشینی و دورههای بیثباتی را تا حد زیادی از روایت رسمی حذف کرده است.به بیان دیگر، آنچه امروز از تاریخ سیاسی آشور میدانیم، الزاماً تمام واقعیت آن دوران نیست. بخشی از تاریخ ممکن است در اسناد آسیبدیده، نوشتههای بازنویسیشده و آثاری که بعدها عمداً تغییر کردهاند، پنهان مانده باشد.@hogam
معنی خواب دیدی خیر باشه چیست؟1- وقتی کسی نظر یا پیشنهادی در مورد موضوعی می دهد که قابل اجرا نیست و بیشتر شبیه افسانه و خیالات است تا واقعیات، این ضرب المثل را به او می گویند.2- بیشتر این ضرب المثل را به کسی می گویند که چشمش را به واقعیت های زندگی بسته و خیلی امید واهی دارد. یا به جهت تمسخر به کسی می گویند که حرفی زده که بزرگ تر از دهانش بوده یا برای بسیار زود بوده است!مثلا پسربچه ای که خیلی قوه تخیل فعالی دارد به پدر و مادرش می گوید: اگر پرایدمان را بفروشیم می توانیم خانه مان را هم عوض کنیم و خانه بزرگتری بخریم. پدر و مادرشان هم که می بینند او خیلی تخیلی حرف می زند! می گویند: پسرم خواب دیدی خیر باشه! با پول این ماشین نمیتوان همین خانه خودمان را تعمیر کرد چه رسد به خرید خانه بزرگتر!3- بعضی وقت ها هم این ضرب المثل را در جواب تعریف کردن کسی از خوابش به او می گویند. مثلا یک شاگرد تنبل کلاس که همیشه معدلش لب مزر بوده به دوستانش می گوید: دیشب خواب دیدم کنکور رشته پزشکی در دانشگاه دولتی قبول شدم. قطعا در این لحظه دوستانش بی درنگ می خندند و می گویند: خواب دیدی خیر باشه. تو رو از جلوی در دانشگاه هم در نمی کنند چه برسد دانشجویش شوی.4-وقتی پیت هگست معروف به عقب مانده ذهنی وزیر جنگ آمریکا می گوید ما پیروز شدیم اینجاست که او ضرب المثل دیگری را برای دفاع از خود به کار می برد: آرزو بر الاغ عیب نیست@hogam
👑 تاج بزرگ امپراتوری روسیه؛ نماد قدرت تزارها💎 این تاج باشکوه در سال ۱۷۶۲ برای مراسم تاجگذاری کاترین دوم (کاترین کبیر) ساخته شد و بعدها به یکی از مهمترین نمادهای سلطنت روسیه تبدیل شد.✨ تاج با حدود ۵۰۰۰ الماس و یک اسپینل سرخ ۳۹۸ قیراطی تزئین شده و از شاهکارهای جواهرسازی قرن هجدهم به شمار میرود.🏛️ تاج بزرگ امپراتوری روسیه تا پایان حکومت تزاری در سال ۱۹۱۷ مورد استفاده قرار گرفت.📍 امروزه این اثر در صندوق الماس کرملین مسکو نگهداری میشود.🌟 روسیه | قرن هجدهم | کاترین کبیر | جواهرات سلطنتی@hogam
بنیاد کاروانسراها در دوره ایـران اسلامی بخش مهمی از معماری ایران را شامل بـوده وکاروانسراهای متعددی با سبک و ویـژگیهای متفاوت در شهرهـا، جـاده هـای کـوهستانی و حـاشیه کـویـرهـا احـداث شدهاست. آنچه مسلم است این پـدیده با ارزش معماری در رابطه با رونق تجارت شکل گرفته و عـوامل دیگری نظیر کاربـرد نظامـی، اطلاع رسانـی و ... در تـوسعه وتکامل آن نقش داشتهاند. بسیاری از کاروانسراهـای کناره جـادهها فاقد فرش یا وسایل خواب در اتاقها بودند و مسافران اتاقها را با گلیم، قالیچه ویا حصیر که خود به همراه داشتند فرش میکردند. گاهـی هـم مسافـران از روستاهـای نـزدیک کاروانسرا، فرش یا وسائلی دیگر از این گونه اجـاره یا قـرض میکردند.درسراسر راه لار بـه بستک و کوخرد بـه بندر لنگه کاروانسراهـای متشابـه بفاصلـه سه فـرسنگی دیـده میشود، سازنده آنـهارا بنـام شاه عبـاس مـی نامند ولی مطمئناً در زمـان بعد از شاه عباس ساخته شده انـد، هــم اکنـون آنـها یا خـالـی بــوده یا پـاسگـاهـهای ژنــدار مــری ((نیروهای انتظامی)) در آنها سکونت گرفتهاند یا تخریب شدهاند .یکی از مسائل مـورد تـوجه کاروانیان بـه هنگام سفـر درمسیر جادهها تأمین آب برای قافله ومسافران است، به ویژه اگر مسیر حرکت کاروانیان در راههای کاروانی حاشیه کویر یا مناطق کویری باشد.مسئله کمبود آب در بسیاری از سفـرنـامـه هـای جهانگردی ومـورخـان کـه در روزگاران گـذشته از شهـری بـه شهـر دیگـر سفـر مـی کـردنـد، به چشم میخورد. این مسئله با ایجاد آب انبارهائی در مسیر جادههای کاروانـی در مسافت معین تا حـدودی حـل مـی شدهاست. همـه آب انبـارهـای کاروانسراهـای منطقه وکنـاره خـلیج فارس خـارج از بنـا قـرار دارنـد.مصالح ساختمانـی اصلی بنای کاروانسراها در ایران، سنگ وآجر بـودهاست. سنگ بـه دوصورت مــورد استفاده قـرار مـی گـرفته: در بعضـی موارد سنگها کاملاً استادانـه تـراش داده میشده، و در بعضی اوقات از قطعات کوچک سنگهای نتراشیده استفاده مـی کردنـد. در بعضی نقاط نیز از تلفیق سنگ وآجر پـی بنا را میساختهاند. نمای خارجی و داخلی عموماً از آجر بـودهاست، برخی از کاروانسراها از خشت یا بلـوکـهای خشتـی استـفاده می شد ، و بـرخـی از کاروانسراها با گچ سفید کاری میکردنـد. بطـور کلی هـرکاروانسرا دارای یک درب ورودی یا دروازه بـود، بـرخی از کاروانسراهـا بـه جـانب دروازه اصلـی، دارای درب فـرعـی نیـز بـودهاند مانند کاروانسرای کوخرد.معمولاً هرکاروانسرائی دارای کتیبهای در ایوان ورودی کاروانسرا بود. این کتیبهها در برگیرنـده نام بانـی وسازنده کاروانسرا بود@hogam
💢مسیر تجاری بندرعباسی به لار بخشی از مردم لارستان از دوران ملوک لار تا به امروز به تجارت و بازرگانی مشغول بوده و این روال تا به امروز ادامه داشته است به جز در دوره شاه عباس که خود تاجر و لاری ها را رقیب خود می دانست و بانی فروپاشی ملوک لار و خلل در تجارت انها شد تجارت آنها همیشگی و رکن اصلی این منطقه بوده استـ.کاروانسراها اساسا مسافرخانهها یا مهمانخانههایی هستند که در قدیم و در یک فضای بزرگ برای راحتی کاروانها ساخته می شد. اغلب در این نوع مهمانخانهها که حیاطی بزرگ دارشتند، مسافران برای شب توقف میکردند. به دلیل رونق تجارت در سالهای دور در منطقه لارستان، کاروان های زیادی از این منطقه عبور می نمودند و بر همین اساس تعداد قابل توجهی کاروان سرا بر اساس نیاز و ایجاد نوعی کسب و کار جدید از سالهای دور به جای مانده است. اگرچه امکان نوسازی و تبدیل آنها به مکان های توریستی گردشگری به راحتی فراهم است، اما مسئولان در این خصوص گامی برنمی دارند. بد نیست اسامی مشهورترین کاروان سراهای منطقه را با هم مرور نماییم. اسامی مهمترین کاروان سراهای منطقه لارستان به شرح زیر است:کاروانسرای نو: این کاروانسرا دقیقا در ضلع جنوبی(روبروی) میدان قیصریه لار (شهید نصیری لاری) واقع شده و شامل تعداد زیادی اتاق و مغازه می باشد .این اثر مربوط به دوره صفویه است کاشیکاری و آجر کاری آن حائز اهمیت است . کاروانسرای گلشن : این کاروانسرا نیز دقیقا با تمامی خصوصیات کاروانسری نو و در امتداد همان کاروانسر واقع است. رسیدگی به این دو کاروانسرا الزامی است .کاروانسرای بازرگان : این کاروانسرا در ابتدای میدان قیصریه می باشد که هم اکنون به عنوان یک مخروبه و دارای تعدادی مغازه بوده و به عنوان انباری مورد استفاده قرار می گیرد . کاروانسرای حاج غلامرضا معتمد : این کاروانسرا در شهر قدیم لار خیابان مدرس جنوبی و در ابتدای کوی گاله قراد دارد . یکی از کاروانسراهای زیبا و بدون استفاده می باشد .– کاروانسرای نیمه وسه نخود : هر دو کاروانسرا در کنار جاده لارستان بندر لنگه در صحرای نیمه و سه نخود قرار دارند . یکی از این کاروانسراها کاملا تخریب دیگری در حال تخریب می باشد .– کاروانسرای ۴ برکه : این کاروانسرا در جاد ه لارستان بندر عباس در کنار پاسگاه ۴ برکه واقع می باشد .– کاروانسرای بالی سرخ : کمی از شهر جدید به طرف گراش در کنار جاده سمت چپ قرار دارد .– کاروانسرای پشت سنگر : در جاده لارستان کورده ، هم اکنون در کنار مرکز آزمایش رانندگی پایه یکم واقع می باشد.– کاروانسرای دهکویه : این کاروانسرا در دهکویه قرار دارد .– کاروانسرا های صحرای باغ : چندین کاروانسرا از جمله کاروانسرای هرمود عباسی در این منطقه وجود دارد.کاروانسرای شاه عباسی بریز : این کاروانسرا در بریز قرار دارد . در جاده لار جهرم و متعلق به دوره صفویه بوده و گرداگرد آن اتاق های طاقی جناقی وجود دارد.– کاروانسرای بست فاریاب ( بس پارو ) : این کاروانسرادر ۲۰ کیلیومتری جاده لار – بندرعباس در سمت راست واقع شده است . دارای پلان حیاط مرکزی و رواقهای اطراف آن می باشد.– کاروانسرای دهرا : این کاروانسرا در شرفویه واقع شده است . قـافلـه، یـا کـاروان، گـروهی مسافر را شامل میشود که از محلی معلـوم حرکت وپـس از روزها مسافرت به نقطه دیگری یا مقصد میرسیدند.هرکاروان دارای سرپـرستی بوده که چاروادار باشی یا رئیس کاروان نام داشتهاست.ایـن شخص، افـراد متعددی را کـه در مسیر سفـر خـدمـاتــی چــون بارگیری، بـاربنـدی، تـامین علف چهارپـایان و دیگر مــوارد را عهدهدار بودند، سر پـرستی میکـرده . به این ترتیب، زمـانـی که کاروان وارد کاروانسرائـی میشد، مسئولیت پـیـاده کردن بـار و انتقال آن بـه کاروانسراهـا به عهده مسافـران بـود، و هــرمسافـری مـی بـایـسـت اتاقـی در کـاروانـسـرا انـتـخـاب کـنـد و تـهیـه وسائل آسایش، پـخـت و پـز غـذا و دیگر مـوارد ضـروری را خود به عهده داشته باشد.معمولاً هرکاروانسرا نگهبانی داشته و این شخص کاروانسرادار نامیده میشده که مسئولیت امـوال کاروانیـان را بـه عهده داشته و در موارد ضروری به آنها کمک میکردهاست . این نگهبـان حقوقـی از کاروانیان بـر حسب وضع مالی آنان دریافت میکرد، همچنین کاروانسرادار وسائل و مایحتـاج کاروانیـان را نیز فراهم میکرد در صـورت نیاز، گاهی هم کاروانیان وسائل مـورد نیاز خـودرا از روستاهای اطـراف یا چوپـانان فـراهم مـی کـردنـد، مثـلا بسیاری از کاروانسراهـا در مسیر روستاهـا یا نـزدیک روستاهـا واقـع شده بـودنـد، مانند کاروانسرای روستای کوردان در جـاده بستک کوخـرد بندر لنگه، بـه هنگام ورود کاروان واقـامتـی کـوتاه کاروانیان مـی تـوانستند مـواد غذائـی و وسائل مـورد نیاز خـودرا از روستائیان خـریداری کرده و اگر کالائـی برای فـروش داشتند، بـه آنها بفروشند.
🐉 اثری منحصربهفرد از شهر باستانی آنتیوخیا🏺 در کاوشهای آنتیوخیا در پیسیدیه در منطقه یالواچ ترکیه، ظرفی دو دسته متعلق به قرن ششم میلادی کشف شده است.📜 روی این ظرف، چهار موجود افسانهای که دانیال نبی در رؤیای خود دیده، در کنار نقشهای شیر، گوزن و سگ به تصویر کشیده شدهاند.✝️ به گفته سرپرست کاوشها، تاکنون نمونه دیگری در هنر مسیحی که تمام موجودات رؤیای دانیال را در یک ترکیب نشان دهد، شناخته نشده و این اثر از این نظر نمونهای منحصربهفرد به شمار میرود.🔥 این ظرف در بقایای کلیسایی کشف شده که در جریان حملات عربها در سال ۷۱۳ میلادی تخریب شده بود.✨ کشف قالبهای متعدد سفال نیز نشان میدهد که احتمالاً این ظرف در خود آنتیوخیا ساخته شده و این شهر یکی از مراکز مهم تولید سفال بوده است.📍 پیسیدیه آنتیوخیا، ترکیه | قرن ششم میلادی@hogam
🐎 نقش یک سوارکار نوبی در مصر باستان🏺 این نقشبرجسته زیبا از جنس سنگ آهک، مردی نوبی را در حال مراقبت از دو اسب نشان میدهد؛ اسبهایی که با جزئیات فراوان تراشیده شدهاند.🎨 سبک اثر به اواخر دودمان هجدهم و دوره پادشاهی نوین مصر بازمیگردد و احتمالاً حدود ۱۳۰۰ پیش از میلاد ساخته شده است.🔎 گفته میشود این اثر احتمالاً از سقاره به دست آمده است.🏛️ امروزه این قطعه در موزه ملی اسکاتلند در ادینبرو نگهداری میشود.✨ این اثر علاوه بر ارزش هنری، تصویری جالب از جایگاه اسبها و حضور نوبیها در جامعه مصر باستان ارائه میدهد.@hogam
🏺 داریوش بزرگ؛ فرعونِ مصر هخامنشی👑 این ناوس شگفتانگیز در سال ۱۹۴۵ در «تونا الجبل» مصر کشف شد و امروزه در موزه مالاوی نگهداری میشود.📜 این اثر مربوط به دوره داریوش یکم، حدود ۵۲۱ تا ۴۸۶ پیش از میلاد است و نام و نشان او را در قالبی کاملاً مصری به تصویر میکشد.🇪🇬 داریوش در این نقش، لباس و تاج سنتی فرعونهای مصر را بر سر دارد و در برابر خدایان مصری، از جمله خپری و حوروس، پیشکش مذهبی انجام میدهد.🦅 نکته جالب اینجاست که هیچ نشانهای از یک فرمانروای بیگانه در ظاهر اثر دیده نمیشود؛ داریوش کاملاً مانند یک فرعون مصری معرفی شده است.✨ این اثر نشان میدهد که فرمانروایان هخامنشی برای حفظ مشروعیت خود در مصر، تا چه اندازه با سنتها و باورهای محلی همراه شدند.🏛️ دودمان بیستوهفتم مصر | موزه مالاوی@hogam
رحله یا سفرنامه، اثر تاریخی ابن بطوطه مورخ و سیاح بزرگ جهان اسلام است.ابن بطوطه اهل طنجه در کشور مراکش یا مغرب است. ابتدا قصد ادای فریضه حج را داشت اما دست تقدیر او را به دورترین نقاط و تمدن بشری در قرن هشتم هجری کشانید و از آنجا که او در هنگام بازدید از شهرها و آبادی های مختلف به ثبت حوادث روی میآورد کتاب او یکی از از منابع مهم تاریخی جهان تبدیل شد.بررسی اوضاع و احوال و زندگی مردم سلاطین حکومت ها با نگاه عمیق و جامعه شناسانه یکی از ارزش های تاریخی اثر اوست.ابن بطوطه در مسیر سفر خود به شهرهای مختلف اطلاعاتی از آداب و رسوم گرفته تا مذهب و احوال سلاطین ارائه داده است. ابن بطوطه دوبار در سال های ۷۳۲ و ۷۴۸ هجری قمری به منطقه هرمزگان و لارستان سفر نمود و مدتی را در هرمز که مرکز حکومت در جزایر خلیج فارس و سواحل جنوبی ایران بوده است اقامت گزید و از شوکت قدرت و رونق تجارت در این منطقه قلم زد مطلبی که ارائه می شود خلاصهای از سفرنامه ابن بطوطه و ذکر خاطراتش از سفر او او به هرمزگان و لارستان است که در سال ۱۳۷۰ توسط دکتر محمدعلی موحد ترجمه و چاپ شده است.هرمزاز عمان به سوی هرمز حرکت کردم هرمز شهری است بر ساحل دریا که موغستان نیز نامیده می شود.هرمز جدید روبروی این هرمز در میان دریا واقع است و سه فرسخ با آن فاصله دارد.من نخست به هرمز جدید وارد شدم که مرکز آن جرون نام دارد. جرون شهری است نیکو و بزرگ دارای بازار های خوب که بندرگاه هند و سند می باشد و مال التجار های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می شود. سلطان هرمز نیز در این محل سکونت دارد جزیرهای که شهر جرون در آن واقع است به اندازه ی یک روز راه وسعت دارد. بیشتر زمینههای آن شوره زار و نمک است که آن را نمک دارابی می نامند.غذای مردم هرمز از ماهی و خرما است که از بصره و عمان به آنجا می آورند آب در جزیره هرمز چیز گرانبهایی است چشمه هایی در جزیره وجود دارد و آبدانهایی هم هست که آب باران در آن ها ذخیره می کنند لیکن این منابع همه دور از شهر واقع شده و باید آب را در مشکها به وسیله ذرت به شهر بیاورند. در شهر جرون با شیخ جهانگرد ابوالحسن اقصارایی که اصلاً از مردم روم بود ملاقات کردم او مرا مهمان کرد و به دیدار من آمد و نیز جامه ای با یک عدد کمربند صحبت به من بخشید کمربند صحبت چیزیست که بر میان میبندند و هنگام نشستن مانند متکایی به آن تکیه می کنند و اکثر دراویش ایرانی این کمربند را با خود دارند.پادشاه هرمز و ملاقات ابن بطوطه با اوپادشاه هرمز سلطان قطب الدین تهمتن پسر تورانشاه از شهر یاران کریم و متواضع و نیکویی است. هنگامی که به جزیره هرمز وارد شدیم سلطان برای جنگ آماده می شد .خانه سلطان بر ساحل دریا واقع است و کشتی ها در کنار آن خانه به خاک می نشیند من دیدم پیرمردها پیرمردی قبا هایی تنگ و شوخگین پوشیده و عمامه هایی بر سر نهاده و دستمالی بر کمر بسته وزیر بر او سلام کرد من هم سلام کردم اما ندانستم که او کیست؟لارستانپس از عبور از صحرای مزبور به کورستان (کهورستان)که شهری کوچک با آب و درخت است رسیدیم گرمای این شهر شدید بود و پس از آن سه روز دیگر از طریق صحرا مسافرت کرده و به شهر لار وارد شدیم لار شهری است بزرگ دارای چشمه سارهای متعدد و آب فراوان و باغها و بازارهای نیکو. در شهر لار در خانقاه شیخ ابودلف کسی است که ما به قصد زیارت وی عازم خنج بال بودیم..رسم این دراویش بر این است که هنگام عصر در خانقاه گرد می آیند و آنگاه دورشهر راه افتاده از هر خانه یک یا دو گروه نان می گیرند و آن را به مسافرینی که به خانقاه وارد می شوند میدهند .صاحبخانه ها که به این وضع خو گرفته اند سهم دراویش را در نانی که برای خود تهیه می کنند منظور میدارند. صلحا و دراویش شهر لار شبهای آدینه در خانقاه جمع میشوند و هر کس به قدر قوه پولی انفاق میکند و شب را به نماز و قرآن به سر می آورند و پس از نماز صبح به منازل خود می روند.خنج بالاز لار به شهر خنج بال که شیخ ابودلف در آنجا اقامت داشت رهسپار گشتیم این شهر را هنج بال را هم می خوانند.چون وارد خانقاه شیخ شدیم او را دیدم که در یکی از گوش ها روی خاک نشسته و جبه پشمین سبز مندرسی بر تن و عمامه پشمین سیاهی بر سر داشت.قبر شیخ دانیال در این زاویه قرار دارد ابن قطب در نواحی لار مشهور و سخت مورد احترام است.جزیره کیشاین جزیره در ساحل بحر هند که متصل به دریای یمن و فارس می باشد قرار گرفته و جزء کشور فارس شمرده می شود شهری است بزرگ و نیکو و خانههای آن باغ های عالی دارد انواع گل ها و درختان سرسبز در آن به عمل می آورند آب خوردنی کیش از چشمه هایی است که از کوهساران بلند برمیخیزد. مردم این جزیره از اشراف فارس هستند طایفه ای از اعراب بنی سفاف هم در آنجا سکونت دارند.@hogam
اندکی از تاریخ کهورستانقریه ای در غرب بندرعباس که روزگاری مسیر تردد کاروان های تجاری لار بوده است .این روستا تا کنون به بنامهای مختلفی نام گذاری شده است. گفته می شود در زمان های گذشته از آن به نام کورستان، کوه دش یا د کرده اند. بعد ها در بعضی کتب تاریخی آن را کهورستان نامیده اند ابن بطوطه جهان گرد مسلمان در مورد کهورستان نوشته است: سرزمینی است وسیع با درخت های تنومند و دشت های وسیع در حصار کوهستان.ابن خلدون در کتاب سفرنامه جهانگردی خود از کهورستان بنام گبرستان نام برده است . اما در مورد نام کنونی که " کهورستان " نامیده می شود، بخاطر فراوانی درخت کهور در این روستا می باشد.از جمله نام های دیگری که کهورستان داشته گورستان است به خاطر سکونت خارجی ها در این مکان .به خاطر شباهت وضعیت پوشش گیاهی این منطقه با هندوستان تجار و بازرگانان از این روستا دیدن کرده بودن کهورستان را هندوستان کوچک نامیده اند. سابقه تاریخیکهورستان دارای قدمت چند صد ساله ی می باشد این را می توان با بررسی نوشته هایی که برروی بعضی سنگهای قدیمی حک شده است فهمید در گوشه و کنار مرکز روستا در فاصله ای به طول و عرض 40 کیلومتر باز مانده هایی از قلعه ها و کاخ های خراب شده وجود دارد که در میان خاکروبه ها و جای ساختمان ها می توان آثار زندگی و نیز وسایلی چون چاقو – سلاح برنده سنگهای حکاکی شده و غیره را دید، در این جا ذکر این نکته لازم است که بعلت عقاید خاص ، مردم در روی این مکانها کار کشاورزی انجام نمی دهند و نیز به خاک آنها دست نمی زنند. همچنین گفته می شود که شاید زیر همین خاکها نهفته ای از اشیای قیمتی و سکه های قدیمی باشد. از آثارهای تاریخی دیگراین منطقه می توان مجموعه قناتهای طویلی نام برد که از غرب به شرق کهورستان امتداد دارد. که از شیب روان تا دشت پارو که به قلعه ی پارو معروف است کشیده شده است. طول این قناتها حدود 50 کیلومتر می باشد که به وسیله ی چندین قنات کوچک و بزرگ با هم ارتباط دارد. قدمت این قناتها به زمان شاه عباس می رسد. در دشت پارو قلعه ای است که از زمان شاه عباس به جا مانده و به واسطه ی همین قلعه این دشت، به دشت پارو مشهور است. بخصوص وقتی بارانهای شدید باعث شسته شدن خاک از روی باقی مانده خرابه های ساختمان های ویران شده می شود، قطعات انگشتری و طلا نیز دیده شده است. در مورد این بناها حکایات زیادی نقل می شود. برای مثال گفتهمی شود که در زیر یکی از این بناها که به صورت خرابه باقی مانده است، بیش از 200 نفر در اثر حادثه ای نامعلوم که به ریزش قلعه ای که به یکی از نوادگان شاه عباس تعلق داشته است دفن شده اند. از زمان شاه عباس چندین برکه «آب انبار» بزرگ به جا مانده است به نامهای برکه ی میانبر-برکه ی ستاء-برکه ی زاهد- برکه ی دراز- برکه ی شاهد- برکه ی سلطان- برکه ی نو.از جمله آثار بسیار مهم دیگر کهورستان پل معروف لاتیدان است که بر روی رودخانه کُر قرار داشته است، این پل جزء آثاری است که به ثبت سازمان میراث فرهنگی کشور درآمده است. پل لاتیدان مربوط به دوره شاه عباس صفوی است و جزء طویل ترین پل باستانی ایران است. گفته می شود از طریق پل لاتیدان که بر روی رودخانه کُر قرار داشته بازرگانان، تجار، سیاحان و جهانگردان مسیر بندرعباس به شیراز را می پیمودند. در این مسیر از منطقه زیبا و سرسبز کهورستان می گذشتند. خیلی از این افراد چنان که از نوشته هایشان پیداست به هیچ وجه انتظار دیدن چنین زیبایی در منطقه جنوب ایران که گرم و با طبیعتی خشک است را نداشته اند. چنان که ابن بطوطه و ابن خلدون در خاطرات خود سرسبزی و زیبای کهورستان را تحسین کرده اند.@hogam
🐎 چاپارخانههای هخامنشی؛ سرعت در رساندن پیام📜 در نظام چاپارخانهای ایران باستان، مأموران ویژه وظیفه داشتند نامههای مهم را با سرعت زیادی به مقصد برسانند.🐴 اگر در مسیر مشکلی برای اسب پیش میآمد، مأمورانِ حامل نامههای فوقالعاده، یک اسب یدکی نیز همراه خود داشتند تا بدون توقف طولانی، اسب را تعویض کرده و مسیر را ادامه دهند.⚡️ این روش نشان میدهد که شبکه ارتباطی هخامنشیان تا چه اندازه منظم و برای انتقال سریع پیامها طراحی شده بود.@hogam
👑 یقه طلایی فرعون پسوسنس اول🏺 این یقه پهن و باشکوه متعلق به پسوسنس اول، فرعون دودمان بیستویکم مصر، است که حدود ۱۰۴۷ تا ۹۹۸ پیش از میلاد حکومت میکرد.✨ این اثر با طلا، لاجورد، عقیق سرخ و فلدسپات تزئین شده و بیش از ۶ کیلوگرم وزن دارد.⚱️ مقبره پسوسنس اول در تانِس از معدود آرامگاههای سلطنتی مصر بود که در دوران باستان غارت نشد؛ به همین دلیل گنجینه ارزشمندی از آن به دست آمده است.📜 با این حال، رطوبت بیشتر منطقه تانِس باعث شد بسیاری از مواد آلی از بین بروند و اشیای فلزی بهتر از سایر آثار باقی بمانند.🏛️ امروزه این گنجینه در موزه مصر در قاهره نگهداری میشود.🌟 دودمان بیستویکم | حدود ۱۰۴۷–۹۹۸ ق.م | طلا و سنگهای نیمهقیمتی@hogam
🛣️ جاده شاهی؛ شاهراه ارتباطی هخامنشیان🐎 جادهٔ شاهی، یکی از مهمترین راههای ارتباطی هخامنشیان، حدود ۲۵۰۰ کیلومتر از سارد در آسیای صغیر تا شوش امتداد داشت.📜 در طول مسیر، ایستگاههای چاپارخانه و اسبهای تازهنفس قرار داشتند و پیامهای مهم با سرعت زیادی جابهجا میشدند.⚡️ بر اساس روایتهای تاریخی، پیامها میتوانستند این مسیر طولانی را در حدود ۷ روز طی کنند؛ سرعتی چشمگیر برای دنیای باستان.@hogam
پارس، انشان و جغرافیای تاریخی جنوب زاگرسبحث درباره آریوبرزن، بدون توجه به جغرافیای تاریخی انشان و پارس کامل نیست. انشان یکی از کانونهای مهم تاریخ ایلام و سپس تاریخ آغازین هخامنشیان بود و در پژوهشهای ایران باستان، پیوند تاریخی آن با پارس اهمیت بنیادین دارد. از این منظر، مطالعه باشت و بابویی به عنوان مدفن این سردار دلیر در چارچوب جغرافیای تاریخی زاگرس جنوبی میتواند پرسشهای مهمی را پیش روی پژوهشگر قرار دهد: راههای باستانی چگونه از این منطقه عبور میکردند؟ ارتباط میان حوزههای فارس، خوزستان و زاگرس چگونه برقرار میشد؟ و آیا برخی گذرگاههای منطقه میتوانند با توصیفهای جغرافیایی منابع کلاسیک درباره راه ورود به پارس تطبیق داشته باشند؟بدون تردید و بر اساس منابع تاریخی، انشان سرزمینی در پسزمینه تاریخ آریوبرزن بوده و خواهد بود. از همین روی برای فهم جایگاه فرهنگی آریوبرزن در جنوب و جنوبغرب ایران، توجه به مفهوم «انشان» اهمیت ویژهای دارد. سرزمینی که راههای کوهستانی، تنگهها و گذرگاههای آن در طول تاریخ در ارتباط میان نواحی داخلی زاگرس و دشتهای پیرامونی اهمیت داشتهاند.آریوبرزن؛ از شخصیت تاریخی تا نماد فرهنگیآریوبرزن تاریخی، سرداری از ساختار سیاسی و نظامی هخامنشی بود؛ اما آریوبرزن در حافظه معاصر معنای گستردهتری یافته است. او نماد ایستادگی، مسئولیت در برابر سرزمین و وفاداری در لحظه بحران شده است. در این معنا، آریوبرزن فقط متعلق به یک شهر یا قوم خاص نیست. او بخشی از میراث مشترک ایران باستان است. با این حال، هر منطقه میتواند نسبت فرهنگی ویژه خود را با او داشته باشد. برای باشت، این نسبت به واسطه جغرافیا، روایتهای محلی، آثار تاریخی و استمرار حافظه فرهنگی اهمیت خاصی یافته است.از همین منظر، بزرگداشت آریوبرزن نباید به رقابت بر سر «مالکیت» یک شخصیت تاریخی تبدیل شود؛ بلکه میتواند زمینهای برای شناخت دقیقتر تاریخ ایران و معرفی ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی منطقه زاگرس جنوبی و از جمله باشت و بابویی باشد.@hogam
💀 تصویر خدای مرگ در تمدن میکستک🏺 این صفحه طلایی، پیکره میکتلانتکوتلی (Mictlantecuhtli)، خدای مرگ در باورهای مکزیک باستان را به تصویر کشیده است.🌎 این اثر در مونته آلبان، مکزیک کشف شده و به تمدن میکستک تعلق دارد.📜 قدمت این اثر به حدود ۱۳۰۰ تا ۱۴۵۰ میلادی بازمیگردد؛ دورهای که هنر و فرهنگ میکستک در منطقه اوج گرفته بود.✨ آثار طلایی میکستک، علاوه بر ارزش هنری، بخش مهمی از باورهای مذهبی و نگاه این تمدن به مرگ و جهان پس از آن را روایت میکنند.🏛️ تمدن میکستک | مکزیک | ۱۳۰۰–۱۴۵۰ میلادی@hogam
🪽 آمنهوتپ سوم؛ فرعون در قالب ابوالهول بالدار👑 این مجسمه، آمنهوتپ سوم، فرعون دودمان هجدهم مصر، را در قالب یک ابوالهول بالدار نشان میدهد.🔵 اثر از مادهای به نام آبی مصری ساخته شده؛ یکی از نخستین رنگدانههای مصنوعی جهان باستان که از ترکیب سیلیس، ترکیبات مس، کلسیم و مواد قلیایی تولید میشد.📜 جالب اینکه بعدها سِتی اول کتیبههای جدیدی روی این اثر ایجاد کرد؛ نشانهای از استفاده و بازاستفاده سلطنتی از آثار در مصر باستان.🏺 این اثر در کرنک کشف شده و امروزه در موزه بزرگ مصر نگهداری میشود.✨ دودمان هجدهم | آبی مصری | کرنک | موزه بزرگ مصر@hogam
نقش کمپانی لوانت در تجارت ایران در دو سده هفدهم و هجدهم بخشی از تجارت ایران با اروپا از طریق کمپانی لوانت انجام می گرفت. این کمپانی در سال 1592 میلادی برای تجارت با سرزمین عثمانی و منطقه مدیترانه شرقی تاسیس شد و بخشی از سهامداران اصلی آن از جمله «سر توماس اسماسیس» سهامداران اصلی و گردانندگان بعدی کمپانی هند شرقی بودند. این امر مانع رقابت دو کمپانی، که هر یک هویت حقوقی مستقل خود را داشت، بر سر بازار ایران نبود.کمپانی لوانت از طریق بندر ازمیر و با واسطه تجار عثمانی که بسیاری از آنان یهودی بودند، در تجارت ایران سهیم بود و این تجارت در دوران پس از شاه عباس کبیر و به ویژه در دوران شاه سلطان حسین، اوج گرفت.در سال 1622 در زمان شاه عباس اول که سرتوماس رو، نماینده دربار انگلیس وارد بندر قسطنطنیه (استانبول) شد، تجارت انگلیسی پوشاک در بازارهای عثمانی و ایران در حال رکود بود. در سال 1694 در آغاز سلطنت شاه سلطان حسین، کمپانی هند شرقی 6360 قماش پارچه به ایران صادر کرد و بیش از 8000 قماش به بندر سورت که احتمالا حدود نیمی از آن توسط واسطههای هندی، از جمله پارسیان به ایران صادر می شد. کمپانی لوانت نیز سالیانه حدود 3000 قماش پارچه از طریق استانبول و ازمیر به ایران می فرستاد. بنابراین ظرفیت بازار ایران حدود 13000 قماش پارچه در سال بود. در مقابل هر دو کمپانی ابریشم خام و پارچه های چلوار ایران را به انگلستان و اروپا صادر می کردند.ارزش کل پارچه های چلوار و ارزان قیمتی که در سالهای 1697- 1702 از شرق و به ویژه از ایران به انگلستان صادر شد و در بازارهای اروپا جایگاه ویژه ای داشت، بیش از یک میلیون پوند استرلینگ تخمین زده می شود.این سالها مقارن است با پیگردهای شدید دولت اورنگ زیب علیه کمپانی هند شرقی به دلیل نقش آن در راهزنی های دریایی. لذا کمپانی هند شرقی، که تجارت هندی خود را از دست داده بود، توجه خود را به طور عمده به ایران معطوف کرد و این امر اعتراض کمپانی لوانت را برانگیخت تا بدانجا که کمپانی لوانت نزد ویلیام سوم، پادشاه انگلیس از اقدامات بی رویه کمپانی هند شرقی در تجارت با ایران شکایت کرد.کمپانی لوانت نیز، چون کمپانی هند شرقی، بیشتر دلال کالاهای شرقی بود تا صادرکننده منسوجات انگلیسی چنانکه گفتیم، بخش مهمی از این صادرات انگلیسی به ایران در واقع پارچه های ارزان قیمت بافت هند و نیز عثمانی بود. منسوجات صادراتی انگلیس به طور عمده پارچه های پشمی و تزیینی گرانقیمت بود که سهم مهمی در بازار ایران و شرق نداشت.معهذا در سده هجدهم میلادی منسوجات پشمی انگلیس که حجم عمده تولیدات این کشور را تشکیل می داد، بازار جدی در شرق نداشت. علاوه بر پوشاک که کالای اصلی صادراتی کمپانی لوانت به عثمانی بود، لذا تجار انگلیسی مخفیانه آن را وارد می کردند و به یهودیان می فروختند. کمپانی لوانت از قسطنطنیه ابریشم ایران، انواع پارچه های موهر و ابریشمی، فرش، شراب(که به وسیله یهودیان تولید می شد)، ادویه و کشمکش به اروپا و انگلیس می برد.@hogam
🕷️ عنکبوت در هنر باستانی آند🏺 تصویر عنکبوت بیش از ۲۰۰۰ سال در هنر جوامع باستانی آند دیده میشود و نمادی از قدرت، جنگ و باروری کشاورزی بوده است.👑 هنرمندان فرهنگ سالینار در سواحل شمالی پرو، زیورهای طلایی ویژهای برای بینی میساختند که از تیغه میانی بینی آویزان میشد و بخشی از صورت را میپوشاند.✨ این زیورها بیشتر توسط افراد بلندمرتبه استفاده میشدند و علاوه بر زیبایی، نشاندهنده هویت، جایگاه اجتماعی و اعتبار فرد بودند؛ حتی در باورهای مربوط به زندگی پس از مرگ.🏛️ زیور بینی با نقش عنکبوت | فرهنگ سالینار | طلا | حدود ۱۰۰ پیش از میلاد تا ۲۰۰ میلادی📍 موزه متروپولیتن نیویورک@hogam
🏛️ دبیرستان انوشیروان دادگر؛ یادگار آموزش دختران زرتشتی تهران📜 این دبیرستان تاریخی در شهریور ۱۳۱۵ گشایش یافت و از نخستین مدارس دخترانه و زرتشتی تهران به شمار میرود.👩🏻🏫 بانی مدرسه، راتنبایی بانجی بود و بنا به یاد پدرش، «انوشیروان جی راتن جی تاتا»، به نام انوشیروان دادگر نامگذاری شد.🏗️ معماری بنا به دلیل شباهت با دبیرستان البرز و مدرسه ژاندارک، به نیکلای مارکوف نسبت داده شده است.🧱 ساختمان آجری مدرسه در دو طبقه و با ۱۲ کلاس ساخته شده و در طراحی آن از عناصر معماری هخامنشی و ساسانی استفاده شده است.🐂 ستونهای ورودی با سرستونهایی به شکل گاو، نشان فروهر، آجرکاریهای تزئینی و کاشیهایی با الهام از کاخهای هخامنشی، از ویژگیهای شاخص این بنا هستند.✨ این مدرسه نمونهای ارزشمند از پیوند آموزش، هویت زرتشتی و معماری ایرانی در تهران معاصر است.@hogam
👑 وارثی که هرگز پادشاه نشد🏺 در ویرانههای شهر مایایی دوس پیلاس در گواتمالا، سنگنگارهای تصویر پسربچهای را نشان میدهد که بهعنوان وارث تاجوتخت معرفی شده است.🔎 سالها تصور میشد این کودک کاوییل چان کینیچ، فرمانروای چهارم، باشد؛ اما پژوهشهای جدید احتمال دیگری را مطرح میکنند.👶 بر اساس این دیدگاه، او احتمالاً فرزند فرمانروای سوم بوده که قصد داشت دودمان تازهای را برای جانشینی ایجاد کند.📜 پس از مرگ فرمانروای سوم در سال ۷۴۱ میلادی، این شاهزاده دیگر در منابع تاریخی دیده نشد و سرانجام کاوییل چان کینیچ، از دودمان پیشین، به قدرت رسید.✨ یک سنگنگاره، یک شاهزاده و داستان وارثی که قرار بود پادشاه شود؛ اما هرگز به تخت نرسید.📍 دوس پیلاس، پتن، گواتمالا@hogam
🏛 کتابخانه هادریان؛ شکوه مرمر پنتلیک📜 نمای غربی کتابخانه هادریان در آتن، در سال ۱۳۲ میلادی و به فرمان امپراتور هادریان ساخته شد.🪨 این بنا با مرمر پنتلیک ساخته شده؛ سنگی که از کوه پنتلیک استخراج میشد و برای ساخت پارتنون نیز به کار رفته بود.✨ مرمر پنتلیک به دلیل رنگ روشن، شفافیت و درخشش طبیعی خود شهرت داشت و از ارزشمندترین مصالح معماری یونان باستان به شمار میرفت.🏺 با وجود شهرت کمتر آن نسبت به مرمر کارارا، بسیاری از پژوهشگران آن را از زیباترین سنگهای ساختمانی دنیای باستان میدانند.🌿 پس از نزدیک به دو هزار سال، این بنا همچنان نمونهای درخشان از هنر معماری و سنگتراشی یونان باستان است. @hogam
🏺 محوطه باستانی سیلک؛ راز نامی هزاران ساله📍 محوطه باستانی سیلک در کاشان، یکی از مهمترین محوطههای پیشاتاریخی ایران است.🔸 یکی از دیدگاهها درباره نام «سیلک» این است که ممکن است از واژه «سیاله» در گویش منطقه گرفته شده باشد؛ واژهای به معنای قطعات سفال شکسته.🏺 از آنجا که سطح این تپهها پر از قطعات سفال باستانی بوده، این نظریه شکل گرفته که نام «سیلک» شاید ریشه در همین واژه داشته باشد.✨ گاهی حتی نام یک محوطه باستانی میتواند بخشی از داستان و ویژگیهای تاریخی آن را در خود حفظ کرده باشد.@hogam
⚔️ جنگ ایران و روسیه؛ نبردی سرنوشتساز در قفقاز📜 در جنگ ایران و روسیه، عباس میرزا فرماندهی نیروهای ایران را بر عهده داشت و قائممقام فراهانی نیز از چهرههای مهم سیاسی این دوره بود.🏰 در سال ۱۸۲۷، روسها پس از پیشروی در قفقاز، ایروان را تصرف کردند؛ رویدادی که ضربه سنگینی به موقعیت ایران در منطقه وارد کرد.⚔️ با وجود مقاومت نیروهای ایرانی، برتری نظامی و لجستیکی روسیه سرانجام نتیجه جنگ را تغییر داد.📜 جنگ در سال ۱۸۲۸ با عهدنامه ترکمانچای پایان یافت و بخشهای گستردهای از سرزمینهای قفقاز از ایران جدا شد.🕊️ این جنگ یکی از تلخترین فصلهای تاریخ ایران در دوره قاجار و یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ قفقاز بود.@hogam
در پژوهش اخیر، باستانشناسان با ترکیب تصاویر ماهوارهای، اسناد تاریخی و مدلهای دیجیتالی زمین تحلیلی همهجانبه ارائه دادند. دو سازه خطی مورد نظر در دو قرن گذشته بارها بررسی شده بودند، اما هیچگاه حفاری نشدند و تا امروز زیر لایهای ضخیم از ماسه مدفون ماندهاند. همچنین این منطقه درحالحاضر در محدوده نظامی قرار دارد و دسترسی به آن محدود است.محققان با بررسی ویژگیهای زمینشناختی به این نتیجه رسیدند که ساختار این بنا با سدی به طول حدود ۶۰۰ متر مطابقت کامل دارد. مسیرهای زیگزاگی متعدد موجود در این سازه برای مسیر حملونقل مواد اولیه منطقی به نظر نمیرسد، اما چنین طراحی زیگزاگی در ساخت سدها و سرریزها کاملاً رایج و هدفمند است.پژوهشگران فرضیهای مطرح کردهاند که براساس آن، منطقه مذکور نقش یک سرریز منقاری را ایفا میکرده است؛ سازهای که برای کنترل جریان آب در سیستمهای زهکشی و آبیاری کاربرد دارد. علاوهبراین، کانال انحرافی دیگری به طول حدود ۱ کیلومتر بهصورت موازی با هرم سرخ شناسایی شده که احتمالاً حین ساخت هرم برای انتقال و مدیریت آب مورد استفاده قرار میگرفته است.یافتههای این پژوهش در ژورنال npj Heritage Science منتشر شده است@hogam
👑 رؤیایی که سقوط یک پادشاه را پیشبینی کرد📜 این نگاره زیبا از شاهنامه فردوسی، یکی از ارزشمندترین آثار ادبی ایران، صحنهای از خواب ضحاک را به تصویر میکشد؛ خوابی که از نزدیک شدن پایان حکومت او خبر میدهد.😨 هنرمند بهجای نمایش نبرد، لحظهای را به تصویر کشیده که ترس و اضطراب، پیش از آغاز سرنوشت نهایی، بر ضحاک سایه انداخته است.🎨 در معماری کاخ، چندین فضا و روایت بهطور همزمان دیده میشود؛ ویژگیای که از شاخصههای هنر نگارگری ایرانی به شمار میرود.🏛 این اثر ارزشمند امروزه در موزه هنرهای اسلامی قطر نگهداری میشود.@hogan
🏛 سیستم فاضلاب و شهرسازی پیشرفته موهنجودارو📜 شهر موهنجودارو، از مهمترین شهرهای تمدن دره سند، یکی از شگفتانگیزترین نمونههای شهرسازی در جهان باستان به شمار میرود.🏘 خانههای این شهر به سیستم فاضلاب سرپوشیده متصل بودند و خیابانها با نظمی دقیق طراحی شده بودند.💧 وجود حمامهای عمومی، چاهها، مخازن آب و کانالهای دفع پساب نشان میدهد که بهداشت عمومی و مدیریت آب، جایگاه ویژهای در برنامهریزی این شهر داشته است.✨ این سطح از مهندسی شهری، موهنجودارو را به یکی از پیشرفتهترین شهرهای جهان در هزاره سوم پیش از میلاد تبدیل کرده است.@hogam
سروده ی: راشدانصاری دبیر طنز روزنامه ندای هرمزگان به مناسبت روز خبرنگارخبرنگارم و غم ریشه کرده در جانمعزیز ِ من چه بگویم ، تو را نرنجانم“نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت”به من نوشت که باید فقط غلط ننوشت“خبرنگار” نوشت و “خبرندارم” کردسه حرف اول من را گرفت و خوارم کردزمانه کرده دهان من و تو را سرویسخدای کرده رهامان پناه بر …سانسور!و ما که از همه چیز همه خبر داریمبرای گفتن حق ، باز درد سر داریماگر چه شهره شهریم ، در خبر چیدنولی به مسلک ما نیست پاچه مالیدن!قبول کردن رنج و ستم که آسان نیستهمیشه خوردن نان از قلم که آسان نیستخبرخبر، چه خبر، غیر محنت و سختینفس کشیدنِ مردم در اوج ِ بدبختیخدا کند که یکی هم به دادشان برسد“خدا کند که فقط زود آن زمان برسد”خبر خبر چه خبر غیر فقر و بیکاریبگو به من که از این خوب تر خبر دارینشسته بر همه ی شهر سایه ی هیزیحیای گربه ی شیخ است و قصه ی دیزی دلم گرفته ولی خنده برلبم جاری ستبرای آدم بدبخت ، خنده اجباری است اگر که مرد ِ خدایید ، ادعا نکنیدبرای مردم ایران فقط دعا نکنید کمی به داد دل ِ مردمان ِ ما برسیدفقط نه این که به فامیل و آشنا برسید کمی به خالوی طناز ِ خویش جا بدهید….به نصف هیکل او لااقل فضا بدهید!۱۷ مرداد, راشد انصاری, روز خبرنگار, شاعر طنزپرداز@hogam
در دل روستای تاریخی آمره از توابع بخش خلجستان قم، درخت چنار کهنسالی با قدمتی افزون بر هزار سال همچنان استوار و سرسبز ایستاده است.باشگاه خبرنگاران جوان؛ زهره شعبانی -درخت چنار روستای آمره در ارتفاع دو هزار و پنجاه متری از سطح دریا، درست در مرکز روستا و در کنار مسجد، حسینیه، حمام تاریخی و میدانگاه اصلی قرار گرفته است . این درخت کهنسال با قطر یقهای معادل ۳۸۰ سانتیمتر و تاجی به ابعاد ۲۲ در ۲۱ متر، سالهاست که به عنوان نماد و هویت اصلی این روستا شناخته میشود .درخت چنار آمره، میراثی زنده از دل تاریخقدمت این درخت چنار همواره مورد بحث کارشناسان بوده است. برآوردهای مختلف، سن آن را بین ۷۰۰ تا ۱۵۰۰ سال عنوان کردهاند . با این حال، پژوهشهای علمی انجامشده توسط مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سن تقریبی این درخت را بین ۸۱۰ تا ۸۶۰ سال تخمین زده است که آن را به عنوان کهنترین درخت شناساییشده در استان قم معرفی میکند.@hogam
⚔️ قطعهای کوچک با نقشی بزرگ در تجهیزات جنگجویان آنگلوساکسون🏺 این قطعه که به تقسیمکننده بند شمشیر (Strap Distributor) شناخته میشود، از گنجینه مشهور ساتن هو در انگلستان به دست آمده است.🔹 این وسیله، بند کمری را به غلاف شمشیر متصل میکرد و باعث میشد شمشیر هنگام حرکت، محکم و ثابت بماند.💎 تزئینات خیرهکننده آن با مرصعکاری گارنت و طرح لانهزنبوری، این اثر را به یکی از زیباترین نمونههای فلزکاری اوایل قرون وسطی تبدیل کرده است.📍 محل کشف: گور کشتی ساتن هو، انگلستان@hogam
☀️ دستدادن پادشاه و ایزد؛ نقشبرجستهای از کوه نمرود🏛️ این نقشبرجسته، آنتیوخوس یکم، پادشاه پادشاهی کوماگنه را در حال دست دادن با میترا، ایزد خورشید، به تصویر میکشد.🤝 این صحنه که در هنر باستان با نام دکسیوسیس (Dexiosis) شناخته میشود، نمادی از پیمان، مشروعیت الهی و پیوند میان پادشاه و خدایان است.📅 این اثر در سده نخست پیش از میلاد (حدود ۶۹ تا ۳۶ پیش از میلاد) و در دوران حکومت آنتیوخوس یکم، بر فراز کوه نمرود ساخته شد.✨ در دیگر نقشبرجستههای همین مجموعه نیز، پادشاه در حال دست دادن با ایزدان بزرگی چون: ⚡ زئوس–اوروماسدس ☀️ آپولون–میترا–هلیوس–هرمس 🛡️ آرتاگنس–هراکلس–آرس 👑 و الهه کوماگنه دیده میشود.🌄 این آثار، از برجستهترین یادگارهای هنر و اندیشه دینی پادشاهی کوماگنه هستند؛ جایی که فرهنگهای ایرانی، یونانی و آناتولیایی در هم آمیختهاند.@hogam
تصویری از یک کلاس مدرسه ابتدایی را در دهه ۱۳۳۰ ملاحظه میکنید.@hogam
🪓 تبر مفرغی لرستان؛ شاهکاری از عصر آهن🏺 این سرتبر مفرغی با قدمتی حدود ۳ هزار سال، در لرستان کشف شده و از زیباترین آثار فلزکاری ایران باستان است.🦅 نقش پرنده، مردی ریشدار و ماهی روی این اثر، احتمالاً به باورها و نمادهای اسطورهای آن دوران اشاره دارد.✨ تبرهای مفرغی لرستان تنها ابزار جنگی نبودند؛ بلکه نمونهای از هنر و خلاقیت بینظیر هنرمندان ایران باستان به شمار میروند.📍موزه ملی ایران@hogam
🐴 فریز عاجی امپراتور تراژان؛ روایت جنگ در دل خانهای اشرافی🏛️ این فریز عاجی که تنها ۲۰ سانتیمتر ارتفاع دارد، در سال ۱۹۶۹ میان ویرانههای سوخته یکی از خانههای پلکانی (Terrace Houses) شهر باستانی اِفِسوس کشف شد.👑 نقش برجسته، امپراتور تراژان و سپاهش را در جریان یکی از لشکرکشیهای بزرگ روم به تصویر میکشد؛ پژوهشگران احتمال میدهند این صحنه به جنگهای داکیه یا نبرد با اشکانیان مربوط باشد.⚔️ در این اثر، سربازان، اسبها و فرستادگان سیاسی، لحظهای حساس از مذاکرات پیش از نبرد را به نمایش میگذارند.✨ نکته جالب اینجاست که این فریز برای یک بنای عمومی ساخته نشده بود؛ بلکه احتمالاً بخشی از تزئینات یک تخت، صندوق یا مبلمان لوکس در خانه یکی از ثروتمندان افِسوس بوده است؛ نشانهای از جایگاه اجتماعی و نزدیکی صاحب خانه به قدرت امپراتوری روم.🔥 آتشسوزی و ویرانی ناشی از زمینلرزههای قرن سوم میلادی، این اثر را زیر آوار مهر و موم کرد و باعث شد پس از نزدیک به دو هزار سال در شرایطی استثنایی به دست باستانشناسان برسد.📍 محل نگهداری: موزه باستانشناسی اِفِسوس، سلچوک – ترکیه@hogam
🪙 دکادراخم نقرهای کارتاژ؛ شاهکاری از سکهسازی دنیای باستان⚓ این دکادراخم نقرهای در حدود ۲۶۰ پیش از میلاد در شهر کارتاژ ضرب شده و از نفیسترین سکههای بهجامانده از تمدن کارتاژی به شمار میرود.👑 بر روی سکه، تصویر تانیت، الهه بزرگ کارتاژ و نماد باروری و حفاظت، با تاجی از خوشههای جو دیده میشود؛ چهرهای که از برجستهترین نمونههای هنر سکهنگاری فینیقی–کارتاژی محسوب میشود.🐎 پشت سکه، اسب بالدار پگاسوس در حال پرواز نقش بسته و در زیر آن، عبارت «𐤁𐤓𐤔𐤕» (به خط پونی) به معنای «در سرزمین» حک شده است.✨ این سکه به دلیل کیفیت استثنایی ضرب، پهنای قالب، جزئیات هنری و وضعیت بسیار سالم، یکی از ارزشمندترین نمونههای شناختهشده از این نوع محسوب میشود.💰 این اثر در حراجی Numismatica Ars Classica (NAC) در ۱۸ مه ۲۰۲۳، با قیمت ۱۶۰ هزار فرانک سوئیس (حدود ۱۷۶ هزار دلار) به فروش رسید و در زمره گرانترین سکههای کارتاژی معاملهشده قرار گرفت.@hogam
به اعتقاد او، نظام پارلمانی و مردمسالاری در ایران، بیش از هر چیز مرهون ایستادگی مردم تبریز است.وی در پایان، مهمترین میراث مشروطه را نهادینه شدن اندیشه قانونگرایی دانست و گفت: مردم آموختند که اداره کشور نباید بر پایه خواست فردی حاکمان باشد، بلکه قانون باید بر همه، از حاکم تا مردم، حاکمیت داشته باشد و همین اندیشه، مهمترین دستاوردی است که نهضت مشروطه برای تاریخ سیاسی ایران به یادگار گذاشت.@hogam
زمینههای فکری تبریز برای شکلگیری مشروطهیک تاریخشناس تبریز نیز در گفت وگو با ایسنا با بیان اینکه تبریز پیش از آغاز نهضت مشروطه، بیش از هر شهر دیگری برای پذیرش این تحول آماده بود، اظهار کرد: آذربایجان به واسطه همجواری با قفقاز، روسیه و عثمانی، زودتر از سایر نقاط ایران با اندیشههای نو، آزادیخواهی و تحولات سیاسی آشنا شد. از سوی دیگر، تبریز به عنوان شهر ولیعهدنشین، محل رفتوآمد رجال سیاسی، دیپلماتها و بازرگانان بود و همین موقعیت، زمینه انتقال اندیشههای جدید را فراهم کرد.کریم میمنتنژاد افزود: از نظر فرهنگی نیز تبریز پیشگام بود؛ نخستین چاپخانه، نخستین روزنامهها و بسیاری از نهادهای فرهنگی جدید در این شهر شکل گرفت و همین عوامل موجب شد جامعه تبریز آمادگی بیشتری برای پذیرش اندیشه مشروطه و قانونخواهی داشته باشد.وی با اشاره به کمتوجهی تاریخنگاری رسمی به نقش تبریز در انقلاب مشروطه گفت: اگر آثار احمد کسروی را کنار بگذاریم، سهم تبریز در بسیاری از روایتهای تاریخی کمرنگ شده است؛ در حالی که کتابهای «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده ساله آذربایجان» بخش مهمی از واقعیتهای این نهضت را ثبت کردهاند.وی ادامه داد: برای نمونه، نقش انجمن ایالتی تبریز در تدوین متمم قانون اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که این انجمن بند به بند پیشنهادهای خود را به مجلس ارائه میکرد و در شکلگیری متمم قانون اساسی نقش اثرگذاری داشت. همچنین مقاومت ۱۱ ماهه مردم تبریز و سختیهایی که مردم در جریان محاصره شهر تحمل کردند، در بسیاری از روایتهای تاریخی تنها به نام ستارخان و باقرخان خلاصه شده است.این پژوهشگر، انجمن ایالتی تبریز را یکی از مهمترین تجربههای مردمسالاری در تاریخ معاصر ایران دانست و گفت: پس از آغاز استبداد صغیر، این انجمن عملاً به یک دولت محلی تبدیل شد و وظایفی همچون جمعآوری مالیات، اداره امور شهری، انتخاب مسئولان، رسیدگی به شکایتهای مردم و حتی برقراری ارتباط با دولت مرکزی را برعهده داشت. اعضای انجمن از میان اصناف، بازاریان، روحانیان و چهرههای مورد اعتماد مردم انتخاب شده بودند و تجربهای کمنظیر از مشارکت مردمی در اداره امور را رقم زدند.وی با تأکید بر اینکه تاریخ مشروطه نباید تنها به نام ستارخان و باقرخان محدود شود، اظهار کرد: علی مسیو از چهرههای اثرگذار این نهضت بود که با بهرهگیری از تجربه حضور در خارج از کشور، «مرکز غیبی تبریز» را بنیان گذاشت و در سازماندهی نیروهای مشروطهخواه و آموزش مجاهدان نقش مهمی داشت.میمنتنژاد همچنین از سیدحسن تقیزاده به عنوان یکی دیگر از شخصیتهای تأثیرگذار یاد کرد و افزود: ارتباط گسترده او با مطبوعات و محافل سیاسی خارج از ایران، بهویژه مکاتباتش با ادوارد براون، موجب شد اخبار مقاومت تبریز در سطح بینالمللی بازتاب پیدا کند.وی در ادامه با اشاره به نقش مجاهدان محلههای تبریز گفت: هر محله تبریز کدخدا و نایب خود را داشت و بسیاری از این نایبها در جریان مبارزات مشروطه جان خود را فدا کردند. پس از تسلط صمدخان شجاعالدوله بر تبریز، بسیاری از آنان اعدام یا به شکلهای فجیع کشته شدند و خانههایشان نیز ویران شد، اما نام و فداکاری آنان کمتر در حافظه عمومی جامعه باقی مانده است.این تاریخشناس نقش زنان را نیز جداییناپذیر از پیروزی مشروطه دانست و اظهار کرد: بدون پشتیبانی مادی و معنوی زنان، مقاومت مردم تبریز امکانپذیر نبود. زنان تبریز علاوه بر حمایت از خانوادههای مجاهدان، در تهیه و آمادهسازی مهمات نیز مشارکت داشتند. برای جلوگیری از مصادره فشنگها، قطعات آن به صورت جداگانه از قفقاز وارد میشد و دختر علی مسیو با همکاری زنان تبریزی، کار مونتاژ و آمادهسازی فشنگها را برعهده داشت.وی افزود: حضور زنان تنها به پشتیبانی محدود نبود؛ برخی از آنان با لباس مردانه در کنار مجاهدان جنگیدند. روایت دختری که پس از زخمی شدن، هویت خود را برای ستارخان آشکار کرد، یکی از نمونههای ماندگار حضور زنان در تاریخ مشروطه است؛ روایتی که نشان میدهد زنان نیز دوشادوش مردان برای آزادی و قانونخواهی مبارزه کردند.میمنتنژاد مقاومت مردم تبریز را نقطه عطف نهضت مشروطه دانست و گفت: پس از به توپ بستن مجلس، تقریباً در سراسر کشور شعله مشروطه خاموش شد، اما تبریز اجازه نداد این چراغ خاموش شود. اگر مقاومت مردم این شهر، بهویژه ایستادگی ستارخان و یارانش در محله امیرخیز، ادامه پیدا نمیکرد، امکان احیای دوباره مشروطه در ایران بسیار اندک بود.وی خاطرنشان کرد: مقاومت ۱۱ ماهه مردم تبریز، الگویی برای دیگر مناطق کشور شد و زمینه حرکت نیروهای مشروطهخواه از گیلان و بختیاری به سوی تهران را فراهم کرد.
👑 سر مرمری الهه ایزیس؛ یادگاری از مصر در قلب روم🗿 این سر مرمری الهه ایزیس (Isis)، متعلق به سده نخست میلادی، از نمونههای برجسته هنر دوره امپراتوری روم است.🌙 ایزیس، یکی از مهمترین الهههای مصر باستان، نماد مادری، جادو، باروری و محافظت بود. با گسترش نفوذ مصر و سپس حکومت روم، پرستش او در سراسر مدیترانه رواج یافت و به یکی از محبوبترین آیینهای مذهبی دنیای باستان تبدیل شد.🏛️ این تندیس امروزه در موزههای کاپیتولین (Capitoline Museums) شهر رم نگهداری میشود؛ جایی که آثار ارزشمند بسیاری از تمدنهای مصر، یونان و روم در آن به نمایش درآمدهاند.@hogam
📖 طولانیترین بمباران هوایی ایران؛ اندیمشک، آذر ۱۳۶۵⚫ در ۴ آذر ۱۳۶۵، شهر اندیمشک یکی از سنگینترین و طولانیترین حملات هوایی دوران جنگ ایران و عراق را تجربه کرد.✈️ در این حمله، دهها فروند هواپیمای عراقی مناطق مختلف شهر، از جمله ایستگاه راهآهن، محلههای مسکونی و مراکز غیرنظامی را هدف قرار دادند. مدت این بمباران حدود ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه به طول انجامید و از طولانیترین حملات هوایی ثبتشده علیه یک شهر در ایران بهشمار میرود.🕊️ بر اثر این حمله، صدها نفر از شهروندان شهید و مجروح شدند و خسارتهای گستردهای به زیرساختها و مناطق مسکونی وارد آمد.⚖️ بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، حمله به غیرنظامیان و مراکز غیرنظامی ممنوع است و این رویداد همچنان یکی از تلخترین یادگارهای جنگ ایران و عراق محسوب میشود.🌹 یاد و خاطره شهدای این حادثه و همه مردم مقاوم اندیمشک گرامی باد. @hogam
📸 دینار طلای اردشیر سوم ساسانی؛ جلوهای از هنر سکهسازی ایران🪙 این دینار طلای اردشیر سوم ساسانی، با حفظ جزئیات چهره و پوشش، یکی از نمونههای ارزشمند سکههای اواخر شاهنشاهی ساسانی است.👑 در این سکه، میتوان با دقت به تاج شاهی، گردنبند، گوشوارهها، گیسوان، مرواریدهای لباس و ظرافت حکاکی چهره توجه کرد؛ جزئیاتی که مهارت بالای هنرمندان ساسانی را به نمایش میگذارد.⚜️ اردشیر سوم در کودکی به تخت نشست و دوران پادشاهی او بسیار کوتاه بود. او در حالی که هنوز نوجوان بود، درگذشت و پس از او، شاهنشاهی ساسانی وارد دورهای از بیثباتی سیاسی شد.✨ سکههای ساسانی علاوه بر ارزش اقتصادی، از مهمترین منابع برای شناخت پوشاک، زیورآلات، نمادهای سلطنتی و هنر فلزکاری ایران باستان بهشمار میروند.@hogam
📸 سکه قطبالدین آل ارتق؛ نفرین برای جعلکنندگان🪙 این سکه متعلق به قطبالدین آل ارتق، از فرمانروایان خاندان آل ارتق در منطقه ماردین، پیش از قدرتگیری عثمانیان است.📍 خاندان آل ارتق از حکومتهای محلی ترکمان بودند که میان سدههای ششم تا نهم هجری بر بخشهایی از آناتولی، دیاربکر و ماردین فرمان میراندند.✒️ بر پشت سکه چنین نوشته شده است:قطبالدینالناصر لدینامیرالمؤمنینهذا الدرهمملعون منیغیره📜 ترجمه: «این درهم است؛ هر کس آن را تغییر دهد (دستکاری یا جعل کند)، ملعون باد.»⚖️ این عبارت نشان میدهد که حتی در آن دوران نیز برای جلوگیری از جعل و دستکاری سکهها از هشدارها و عبارات بازدارنده استفاده میشد؛ موضوعی که اهمیت اعتماد به پول رایج را نشان میدهد.@hogam
گشایش فرودگاه مهرآباد در سال 1337 شمسی ساعت 6 پسین روز 14 مردادماه 1337 خورشیدی فرودگاه مدرن مهرآباد در تهران گشایش یافت. در همان ساعت نیز نخستین هواپیمای جت ملخدار شرکت واحد هواپیمایی ایران به خجستگی این رویداد، به پرواز درآمد.در تهران قدیم، روستای مهرآباد بسیار دورتر از دروازههای پایتخت بود و حسینآباد نامیده میشد. زمینهای آن دارایی حاج میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه قاجار، بود. او سپستر زمینها را، به دلخواه یا نادلخواه، به ناصرالدینشاه پیشکش کرد. خانوارهای انگشتشماری در آن روستا زندگی میکردند، اما زمینها کشاورزی بود ارزش بسیار داشت. به هر روی، کمتر کسی در آن زمان میتوانست گمان بَرَد که روزی آن زمینها به تهران خواهد پیوست و بخشی از کلانشهر پایتخت خواهد شد. در سالهای دیگر چون زمینها و روستای حسینآباد مهریهی عصمتالدوله، یکی از دختران ناصرالدینشاه، بود، به مهرآباد آوازه پیدا کرد و همین نام بر روی آن ماند.اما عصمتالدوله زمینها را بر اثربیپروایی، از دست داد. آنگاه هم که درصدد بازپسگیری آنها برآمد، کار از کار گذشته بود و مهرآباد از چنگ این شاهدخت قاجاری بیرون رفته بود. خویشاوندانش نیز به یاری او نیامدند تا روستا و زمینها از دست رفته را دوباره به دست آورَد. از اینرو عصمتالدوله از خواستهی خود دست کشید.زمان گذاشت تا آنکه در سالهای پایانی قاجاریه، دو فرودگاه کوچک نظامی در مهرآباد ساخته شد؛ یکی دوشانتپه نام داشت و دیگری قلعهمرغی. گویا نخستین پرواز هواپیما از مهرآباد را تهرانیها در سال 1296 خورشیدی دیدند؛ زمانی که جنگ جهانی نخست روی داده بود.در سال 1317 خورشیدی، همان فرودگاههای قدیمی مهرآباد بسیار بهکار آمد و 20 فروند هواپیما در آنجا پروازهای نظامی انجام میدادند. تا آنکه در سال 1326 خورشیدی، وزارت دارایی بر آن شد که ساخت فرودگاهی مجهز و درخور کشور را در مهرآباد آغاز کند. با این همه، کارها پیش نرفت تا آنکه در سال 1333 و پیش آمدن برنامهی نخست عمرانی دولت، تصمیم بر آن گرفته شد که کارهای نیمهتمام فرودگاه مهرآباد از سر گرفته شود و به پایان برسانند. برای انجام این کار 55 میلیون ریال در اختیار وزارت راه گذاشته شد. پس از آن که دولت با شرکت سنتاب سوئد پیماننامهای را برای ساخت فرودگاه امضاء کرد، کارها آغاز شد و پس از چندسال کار پیوسته، در روز 14 امردادماه 1337 خورشیدی آیین گشایش آن برگزار شد.به بهانهی گشایش فرودگاه مهرآباد، در همان سال 1337 خورشیدی تصویری از این فرودگاه بر پشت اسکناسهای بیستتومانی ایران چاپ و نشر شد.*گفتنی است که در برخی نوشتهها و تارنماها، روز گشایش فرودگاه مهرآباد 13 مردادماه دانسته شده است. اما بهگمان میرسد روز چهاردهم، تاریخ ِ درست گشایش این سازه باشد.@hogan
در چنین فضایی، کارآفرینی تنها یک انتخاب اقتصادی نبوده بلکه بخش از فرهنگ جامعه پارسی محسوب می گردید.فصل سوم: پونه شهری آماده یک تحولدر نیمه دوم قرن نوزدهم، پونه یکی از مهم ترین مراکز نظامی و اداری هند و تحت استعمار بریتانیا بود. وجود پادگانهای بزرگ نظامی، جمعیت قابل توجه افسران انگلیسی و توسعه راه های ارتباطی، این شهر را به بازاری مناسب برای کالاهای جدید تبدیل کرده بود، آب آشامیدنی کیفیت مطلوبی نداشت و نوشابه های گازدار، علاوه بر جنبه تفریحی،گاهی بعنوان جایگزین سالم تر برای برای مصرف آب می شدند و از سوی دیگر انتقال نوشابه و آب گازدار از بمبئی هزینه بر و زمان بر بود.بازار آماده ورود یک تولید کننده محلی بود و این همان فرصتی بود که اردشیر خداداد ایرانی آن را دید، فرصتی که دیگران هنوز متوجه اهمیت آن نشده بودند. در سال ۱۸۸۴ او تصمیم گرفت به جای واردات نوشابه، آن را در خود شهر پونه تولید کند و همین تصمیم آغاز داستان آردیز بود، برندی که بیش از ۱۴۰ سال بعد هنوز نامش در هند زنده است.@hogam
آردیز – میراث فراموش شده یک ایرانی زرتشتی در صنعت نوشابه (بخش نخست)دکتر رهام نوشیروانی، مهندس رامتین هوشنگی، پژوهشگران زرتشتی، در جدیدترین نوشتار خود به سراغ برند آردیز(Ardy’s) رفتند، برندی ماندگار در صنعت نوشابه های گازدار قاره آسیا، بخش نخست این مقاله را در ادامه مطلب بخوانید:بخش نخست: از تولد آب گازدار تا ظهور آردیزتاریخ صنعت نوشابه های گازدار معمولا با برند های آمریکایی ، به ویژه کوکاکولا و یا پپسی روایت می شود ، این نام ها در طول بیش از یک قرن به نمادهای جهانی صنعت نوشیدنی تبدیل شده و تقریبا در همه جای دنیا شناخته می شوند با این حال تاریخ نوشابه های گازدار تنها به برند های آمریکایی محدود نمی شوند ، روایتی که اگرچه بخش مهمی از تاریخ این صنعت را در بر می گیرد ، اما تمام آن محسوب نمی گردد زیرا پیش از آنکه کوکاکولا در سال ۱۸۸۶ در آتلانتا متولد شود ، در شهر پونه هند برندی قدیمی با نام آردیز ( Ardys ) آردشیرز ( Ardeshir s ) وجود داشته که داستان آن با مهاجرت، کارآفرینی، نوآوری و پیوند تاریخی ایران و هند گره خورده است.این مقاله می کوشد با اتکا بر منابع تاریخی، اسناد موجود و مطالعات مرتبط با تاریخ نوشابه های گازدار و جامعه پارسیان هند، داستان شکل گیری این برند را باز سازی نماید، برندی که اگرچه نخستین نوشابه جهان نبوده اما یکی از قدیمی ترین تولید کننده گان نوشابه های گاز دار در آسیا به شمار رفته و هنوز هم به فعالیت خود ادامه می دهد.پیشگفتاردر یکی از خیابانهای قدیمی شهر پونه هند بطری های شیشه ای سبز رنگی هنوز روی قفسه مغازه ها دیده می شوند که برچسبی ساده اما آشنا بر خود دارند Ardy`s .برای بسیاری از مردم این شهر، این تنها یک نوشابه نیست بلکه بخشی از خاطرات کودکی عصر های گرم تابستان، کافه های ایرانی و میراث خانوادگی است که بیش از یک قرن دوام آورده است.اما آنچه که این نوشابه را از صدها برند دیگر متمایز می کند، تنها قدمت ان نیست، بلکه ریشه ایرانی بنیانگذار آن است. داستان آردیز از دل یکی از مهم ترین مهاجرتهای تاریخ ایران آغاز می شود، مهاجرت زرتشتیانی که در سده های گذشته ایران را ترک کرده و در سواحل غربی هند ساکن شدند. آنان نه تنها فرهنگ خود را حفظ کردند بلکه در اقتصاد، صنعت، بانکداری، آموزش و حتی تولید نوشیدنی نیز نقش آفرین شدند.در میان این جامعه، مردی به نام اردشیر خداداد ایرانی در سال ۱۸۸۴ تصمیم گرفت نوشابه گازدار تولید کند،تصمیمی که بعدها به یکی از قدیمی ترین برند های نوشیدنی هند انجامید. فصل اول: پیش از آردیز، جهان چگونه با نوشابه های گازدار آشنا شد؟ برای شناخت جایگاه تاریخی آردیز، باید چند دهه به عقب بازگردیدم زمانی که اصلا مفهومی به نام نوشابه وجود نداشت.تولد آب گازداردر سال ۱۷۶۷ شیمیدان انگلیسی جوزف پریستلی موفق شد روشی برای حل کردن دی اکسید کربن در آب پیدا کند، این کشف نقطه آغازین تاریخ نوشیدنی های گازدار بود.{۱} در آن دوران بسیاری تصور می کردند آب های معدنی طبیعی دارای خواص درمانی هستند، از این روی دانشمندان تلاش کردند این آب ها را به صورت مصنوعی تولید کنند و نتیجه این پژوهش ها، اختراع آب گازدار بود، پریستلی هرگز تصور نمی کرد که آزمایشگاه کوچک او، صنعتی چند صد میلیارد دلاری را پایه گذاری خواهد کرد.شوپه، نخستین صنعتگر نوشابهچند سال بعد، ساعت ساز سویسی یوهان یاکوب شوپه دستگاه تولید آب گاز دار را بهبود بخشید و در سال ۱۷۸۳ نخستین کارخانه تجاری تولید آب گازدار را راه اندازی کرد.{۲}شرکت Schweppes که از دل همین فعالیت متولد شد، هنوز نیز یکی از قدیمیترین برندهای نوشیدنیهای جهانی محسوب می شود، بنابراین از نظر تاریخی نمیتوان آردیز را نخستین نوشابه جهان دانست، زیرا بیش از یک قرن پیش از آن، تولید تجاری آب گاز دار در اروپا آغاز شده بود.اما اروپا و آسیا دو مسیر متفاوت را طی کردند، در اروپا، نوشابه محصولی دارویی و سپس تجملی بود اما در هند، داستان شکل دیگری داشت.فصل دوم: ایران ، هند و شکل گیری جامعه پارسیبرای فهم داستان آردیز، باید نقش جامعه پارسیان را شناخت.پس از فتح ایران به دست اعراب، گروهی از زرتشتیان برای حفظ آیین و هویت خود، به سواحل غربی هند مهاجرت کردند{۳}این مهاجرت، که بعد ها در روایت مشهور قصه سنجان نیز بازتاب یافت، آغازگر شکلگیری یکی از موفقترین جوامع تجاری آسیا بود. پارسیان به تدریج در شهرهای مانند بمبئی، سورت و بعد ها پونه ساکن شدند، آنها به تجارت، صنعت،کشتی سازی، بانکداری و آموزش پرداختند و حتی در قرن نوزدهم، بسیاری از بزرگترین کارآفرینان هند از میان همین جامعه برخاستند.خانواده های تاتا، گودریج ، وادیا، و ده ها نام شناخته شده دیگر، همگی ریشه در همین جامعه داشتند.
«سرزمینی با گنجینههای تاریخ، سالها در پی یک زمین؛ حالا امید به تحول با نگاه تازهٔ مدیرکل»پس از سالها بیتوجهی مدیران ادوار، مسئولان و نمایندگان مجلس به ظرفیتهای بی نظیر تاریخی، گردشگری و صنایعدستی حاجیآباد، سرانجام زمینی برای احداث ادارهٔ میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی این شهرستان اختصاص یافت. مدیرکل جدید میراث هرمزگان با این اقدام، نویدبخش رویکردی تازه است، اما فعالان میراثی میگویند این سرزمین که تا دیروز بازار فروش گنجیاب داشت، به یک موزهٔ بزرگ و امکاناتی فراتر از یک اتاقک محقر نیاز دارد.به گزارش «ندای هرمزگان»، تأمین زمین برای احداث ادارهٔ میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان حاجیآباد که پیشتر در میان مسئولان محلی و استانی بارها مطرح شده بود، این بار با پیگیری معاونت گردشگری استان و همراهی شهرداری به نتیجه رسید. این اقدام که با استقبال فعالان میراثی همراه شده، در شرایطی صورت میگیرد که حاجیآباد با پیشینهای غنی در تاریخ، جاذبههای طبیعی و صنایعدستی، سالها از داشتن حتی یک ساختمان مجهز و استاندارد برای این اداره محروم بوده است.محمدرضا شریفی، نمایندهٔ میراثفرهنگی حاجیآباد، با تقدیر از عملکرد ادارهکل میراث هرمزگان به مدیریت «شهرزاد»، این حرکت را امیدوارکننده خواند و گفت: «آنقدر این سرزمین از حیث تاریخی اهمیت دارد که به روایت کفایت نمیکند و باید تیتروار از عظمت فرهنگی آن نوشت. خوشبختانه عملکرد جدید ادارهکل نوید تغییر را میدهد.» با این حال، او تأکید کرد که مسئولان ادوار، اعم از نمایندگان مجلس و مدیرانکل سابق و مسئولان شهرستان ، عملاً اهتمامی به تاریخ غنی این منطقه نداشتهاند و «هنرشان ایجاد یک اتاقک در ساختمانی بیربط و بدون کمترین امکانات بود.»به گفتهٔ خبرنگار ندای هرمزگان، این شهرستان چنان ظرفیت تاریخی دارد که اگر روزی طرح خرید آثار تاریخی از مردم روستاها اجرایی شود، حاجیآباد به حداقل یک موزهٔ بسیار بزرگ نیاز خواهد داشت. شریفی نمابنده میراث فرهنگی حاجی آباد هم که خود تحصیلکردهٔ تاریخ است، از همکاری برخی مردممحلی برای گزارش سرقتها و نقبهای غیرمجاز به آثار تاریخی خبر داد و افزود: «متأسفانه تا همین چند سال پیش، بازار فروش دستگاههای گنجیاب در این منطقه رونق داشت که خود نشانهای از بیتوجهی به هویت تاریخی است.»در همین پیوند خبرنگار ندای هرمزگان که با تاریخ استان آشناست از مدیرکل میراث هرمزگان، خواستار تلاش وافر برای احداث ادارهٔ میراث در حاجیآباد، تجهیز آن به امکانات رایج و خودروی اداری و نیز جذب نیروهای متخصص شد و یادآور شد: «چند سال است که طرحی جدی در حوزهٔ گردشگری، میراث فرهنگی و صنایعدستی در این شهرستان ندیدهایم و امیدواریم با اهتمام جنابعالی، این کمبود جبران شود.»در پایان، «ندای هرمزگان» به مسئولان کنونی شهرستان حاجیآباد نیز توصیه میکند که مانند همکاران سابق خود نسبت به تاریخ عظیم این دیار بیتفاوت نباشند و با همدلی با ادارهکل میراث، زمینهساز رونق گردشگری و حفاظت از هویت تاریخی این سرزمین کهن شوند.@hogam
سارد؛ مرکز هخامنشیان در آسیای صغیرسارد، پایتخت پادشاهی لیدیه، پس از شکست کرزوس بهدست کوروش بزرگ، به یکی از مهمترین مراکز اداری هخامنشیان در آسیای صغیر تبدیل شد. این شهر مقر ساتراپ لیدیه بود و نقش کلیدی در اداره مناطق غربی امپراتوری ایفا میکرد. سارد در ابتدای راه شاهی قرار داشت؛ جادهای استراتژیک که شوش را به سواحل مدیترانه متصل میکرد و امکان انتقال سریع پیامها، نیروهای نظامی و کالاها را فراهم میساخت.وجود ضرابخانهها، مراکز اداری و کاخهای حکومتی در سارد نشاندهنده جایگاه اقتصادی و سیاسی آن است. بقایای معماری هخامنشی در محوطه باستانی سارد و تداوم زیست شهری در شهر مانیسه امروزی، این منطقه را به یکی از نمونههای مهم استمرار شهرهای هخامنشی در خارج از فلات ایران تبدیل کرده است.@hogam
۵ شهر افسانهای هخامنشی که هنوز هم زنده هستنددنیای هخامنشی اگرچه مربوط به ۲ هزار سال قبل است اما هنوز میراث آن را در گوشه و کنار جهان می توان یافت. زنده ترین میراث این پادشاهی عظیم شهرهایی هستند که هنوز بعد از ۲ هزار سال مسکون و پرجمعیت هستند.امپراتوری هخامنشی فقط نام چند پادشاه و کاخ باشکوه نیست؛ ردپای آن هنوز در شهرهایی دیده میشود که هزاران سال است زندگی در آنها قطع نشده. شهرهایی که از دل تاریخ هخامنشی برخاستهاند و با وجود جنگها، ویرانیها و تغییر حکومتها، همچنان زنده ماندهاند. این مقاله به معرفی پنج شهر بزرگ میپردازد که در دوره هخامنشی نقش مهمی داشتهاند و هنوز هم میزبان زندگی انسان هستند.هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) یکی از نخستین امپراتوریهای جهانی تاریخ را بنیان نهادند؛ امپراتوریای که از آسیای میانه تا مدیترانه و از قفقاز تا مصر امتداد داشت. برای اداره چنین قلمرو گستردهای، شهرها نقشی کلیدی در ساختار سیاسی، اداری و اقتصادی داشتند.برخی از این شهرها نهتنها در دوره هخامنشی شکوفا بودند، بلکه توانستند تداوم سکونت خود را تا امروز حفظ کنند. در این مطلب، با نگاهی مستند، تاریخی و مبتنی بر پژوهشهای علمی، پنج شهر مهم هخامنشی را معرفی میکنیم که هنوز هم زندهاند.شوش؛ قلب اداری امپراتوری هخامنشیشوش یکی از کهنترین شهرهای جهان است که پیش از هخامنشیان نیز مرکز تمدن ایلامی بهشمار میرفت، اما در دوره هخامنشی به اوج اهمیت سیاسی خود رسید. داریوش یکم این شهر را بهعنوان پایتخت اداری و تشریفاتی امپراتوری برگزید و دستور ساخت مجموعه عظیم کاخهای شاهی، از جمله آپادانای شوش را صادر کرد.در کتیبههای داریوش، شوش شهری معرفی میشود که مصالح آن از سراسر امپراتوری آورده شده؛ سنگ از کوههای ایران، چوب سدر از لبنان و زرگران از ماد و مصر. شوش مرکز دیوانسالاری، خزانهداری و محل صدور فرمانهای شاهی بود و شاهان هخامنشی در فصل زمستان در آن اقامت داشتند. وجود کتیبههای سهزبانه (ایلامی، بابلی و فارسی باستان) نشان میدهد این شهر نقشی محوری در ارتباط فرهنگی و اداری امپراتوری داشته است.بقایای معماری، سیستم پیشرفته آبرسانی و یافتههای باستانشناسی، جایگاه شوش را بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای زندهمانده از عصر هخامنشی تثبیت میکند.همدان (هگمتانه)؛ پایتخت تابستانی شاهان هخامنشیهمدان امروزی بر بقایای شهر باستانی هگمتانه بنا شده است؛ شهری که در دوره مادها پایتخت بود و پس از روی کار آمدن هخامنشیان نیز اهمیت راهبردی خود را حفظ کرد. شاهان هخامنشی از هگمتانه بهعنوان پایتخت تابستانی استفاده میکردند، زیرا موقعیت کوهستانی و آبوهوای معتدل آن برای اقامت فصلی بسیار مناسب بود.منابع کلاسیک مانند هرودوت از کاخهای عظیم، دیوارهای متحدالمرکز و نظم شهرسازی هگمتانه سخن گفتهاند. این شهر در مسیر ارتباطی غرب به شرق فلات ایران قرار داشت و یکی از مراکز مهم اداری ساتراپی ماد محسوب میشد. کاوشهای باستانشناسی تپه هگمتانه شواهدی از معماری منظم، شبکه معابر و تداوم سکونت از دوره هخامنشی تا امروز ارائه میدهد که همدان را به یکی از زندهترین شهرهای باستانی ایران تبدیل کرده است.ری (راگا)؛ گرهگاه راههای مهم امپراتوریری که در منابع هخامنشی و اوستایی با نام «راگا» شناخته میشود، یکی از شهرهای مهم ساتراپی ماد در ساختار اداری امپراتوری هخامنشی بود. نام این شهر بهطور مستقیم در کتیبه بیستون داریوش بزرگ آمده است؛ موضوعی که اهمیت سیاسی و نظامی آن را بهخوبی نشان میدهد.ری در مسیر راههای ارتباطی کلیدی فلات ایران قرار داشت و نقش واسط میان شرق، مرکز و شمال امپراتوری را ایفا میکرد. این شهر علاوه بر کارکرد اداری، پایگاه نظامی مهمی نیز بهشمار میرفت. تداوم سکونت شهری در ری از دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی تا دوران اسلامی و معاصر، آن را به یکی از معدود شهرهایی تبدیل کرده که بدون گسست تاریخی، حیات شهری خود را حفظ کرده است.بابل؛ شهری که به امپراتوری هخامنشی پیوستبابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، بدون ویرانی گسترده، بهدست کوروش بزرگ فتح شد؛ رویدادی که در منشور معروف کوروش نیز بازتاب یافته است. هخامنشیان بابل را نهتنها بهعنوان یک شهر فتحشده، بلکه بهعنوان یکی از مراکز اصلی فرهنگی، اقتصادی و مذهبی امپراتوری حفظ کردند.شاهان هخامنشی ساختارهای اداری و مذهبی بابل را محترم شمردند و برخی از آنها عنوان رسمی «شاه بابل و سرزمینها» را در کتیبههای خود بهکار بردند. بابل در این دوره یکی از مراکز مهم دانش نجوم، اقتصاد و بازرگانی بود. اگرچه شهر باستانی بابل امروز بهصورت محوطهای باستانشناسی باقی مانده، اما تداوم سکونت در همان منطقه جغرافیایی، بهویژه در شهر حلّه، پیوند تاریخی این شهر با عصر هخامنشی را حفظ کرده است.
🎨 بالدوین چهارم؛ پادشاهی که با بیماری جنگید👑 بالدوین چهارم، پادشاه اورشلیم، به دلیل ابتلا به بیماری جذام در تاریخ با لقب «پادشاه جزامی» شناخته میشود.⚔️ او با وجود بیماری، در ۱۶ سالگی و در سال ۱۱۷۷ میلادی توانست در نبرد مونتگیسارد سپاه صلاحالدین ایوبی، سلطان مصر و شام، را شکست دهد؛ پیروزیای که از مهمترین موفقیتهای صلیبیون به شمار میرود.در ضمن کل قشون کشورهای اروپایی از او حمایت رزمی کردند 🤝 چند سال بعد، پس از درگیریهای بیشتر و شکست نیروهایش در نبرد مرجالعیون، میان دو طرف دورهای از آتشبس و صلح موقت برقرار شد@hogam
📖 چهارپایه تاشوی توتعنخآمون؛ شاهکاری از هنر مصر باستان🪑 چهارپایههای تاشو از رایجترین وسایل خانههای مصرِ پادشاهی نوین بودند، اما برخی از آنها به آثاری هنری و اشرافی تبدیل شدند.👑 این نمونه نفیس که در اتاق پیشین آرامگاه توتعنخآمون کشف شده، از چوب آبنوس ساخته شده و سطح آن با عاج به گونهای تزئین شده که پوست پلنگ را تداعی میکند.🐆 برای واقعیتر شدن این طرح، دُمی کندهکاریشده با منگولهای از عاج نیز به یک سوی چهارپایه افزوده شده است. احتمال میرود گوشههای آن در گذشته با پنجههای طلایی شیر تزئین شده بوده که بعدها توسط غارتگران آرامگاه جدا شدهاند.🦆 پایههای تاشوی این اثر به شکل سر اردک با منقارهای عاجی تراشیده شدهاند و همراه آن، زیرپایی هماهنگی نیز کشف شده که با نقشهای ظریف عاج آراسته شده است.✨ این چهارپایه، یکی از برجستهترین نمونههای هنر مبلمانسازی مصر باستان و گواه مهارت شگفتانگیز صنعتگران عصر هجدهم بهشمار میرود.🏛️ محل نگهداری: موزه بزرگ مصر (Grand Egyptian Museum)@hogam
" پس از چند روز کشتی های جنگی و کشتی های سرباز بر انگلیسی لشکر دوم انگلیس را نیز به آب های بوشهر رساندند . این بار نیز مردم جنوب منتظر کمک از طرف حکومت مرکزی نشده و خود وارد میدان شدند و با نیرو های انگلیسی به نبرد پرداختند . در این زمان باقر خان تنگستانی و پسران خود و برادرزاده اش احمد شاه خان دوم بودند که شبانه وارد بوشهر شده و به کمک دریابیگی حاکم بنادر ، شتافتند . ولی با وجود کمک های مردم تنگستان و چاه کوتاه که داوطلبانه به نبرد با نیروهای بیگانه پرداختند و همچنین کمکی که از پایتخت رسیده بود به دلیل تفوق سربازان انگلیسی از لحاظ اسلحه بوشهر بار دیگر به تصرف آنها درآمد و کسانی که در مقابل نیروی انگلیسی مقاومت نمودند ، همان تنگستانی ها بودند که تفنگ های فیتیله ای داشتند و باقر خان تنگستانی و شیخ حسین چاه کوتاهی و مخصوصآ پسران باقر خان یعنی احمد خان [و حسن خان ] در این جنگ رشادت فوق العاده ای ابراز نمودند و 740 تن از سپاه انگلیس را هلاک ساختند . در این جنگ حسینعلی خان دریابیگی حاکم بنادر ، جریان واقعه را به شاهزاده طهماسب میرزا موید الدوله ، والی فارس و بنادر جنوب ، گزارش داد و او بلافاصله واحدهایی از سربازان زیر فرمان خود را به دشتی و برازجان فرستاد و به دریابیگی نوشت که: " به سران لشکر انگلیسی ابلاغ کن که دولت های بزرگ را هرگز بر قانون نبود که بی موجبی نقض عهد کنند و از شرایط چندین عهدنامه چشم بپوشند و بعد از نقض عهد آهنگ جنگ کنند ، این روش ترکمانان است که ناگاه بستیزند و بی آنکه خبر کنند با دوست و دشمن درآویزند . "رشادت و دلیری سربازان تنگستانی و فرمانده وطن دوست آنان باقر خان ، را از شرحی که در ناسخ التواریخ آمده می توان دریافت :"اما از آن سوی لشکر انگلیس روز دوشنبه نهم ربیع الثانی در حلیله دو فرسخی بندر بوشهر از مراکب بحریه پیاده شدند . . . روز چهارشنبه با شش فوج سرباز و هزار سوار و سی عراده توپ به جانب قلعه ی بهمنی که یک فرسخی بوشهر است ، رهسپار شدند و وقت سربر زدن آفتاب به کنار قلعه آمدند و این همان روز که هنگام سپیده دم باقر خان از بوشهر برسید ...@hogam
زورگویی استعمار گر پیر در عهد محمد شاه قاجار ایران از نخستین سالهای سلطنت قاجاریه مطمع نظر کشورهای اروپایی واقع شد. در آغاز قرن نوزدهم میلادی، دولت انگلستان سراسر شبه قارّهی هندوستان را تصرّف کرد و به غارت منابع ثروت این کشور دست زد. از سوی دیگر دولت روسیه نیز به هندوستان چشم دوخته بود و با تصرّف نواحی شمالی فلات ایران به طرف آبهای گرم گامهای بلندی برداشته بود. دولت عثمانی نیز در این قرن در نهایت ضعف، آلت دست اروپاییان قرار گرفته بود. رابطهی این دولت با حکومت ایران بیشتر به زد و خوردهای مرزی و آزار و اذیّت زوّار و تجّاری که به عتبات عالیات عزیمت میکردند خلاصه میشد. سیاست حکومت انگلیس در قرن نوزدهم، حفاظت از هندوستان در مقابل افغانستان، ایران، روسیه و فرانسه بود و با روی کار آمدن محمد شاه، انگلیسی ها سیاست بی اعتنایی را در مورد ایران کنار گذاشتند و بار دیگر ایران اهمّیّت تازه ای در برنامه ریزی های سیاسی انگلستان پیدا کرد. آن ها جهت حفظ هندوستان از خطرات احتمالی سیاست توهین و تحقیر درباره ی ایران را به صورت موقت کنار گذاشتند. روس ها هم پس از معاهده ی ترکمن چای و در ابتدای پادشاهی محمدشاه قاجار سیاست خشونت آمیز خود را در قبال ایران کنار گذاشتند و نیت داشتند با در پیش گرفتن رویه ظاهرا دوستانه از هدف اولیه خود مبنی بر استفاده از ایران به عنوان پایگاهی برای تسلط بر افغانستان، هندوستان و رسیدن به آب های آزاد خلیج فارس غافل نبودند. ورود ایران به عرصهی سیاست بینالمللی در این زمان از یک طرف و بینش محدود حکّام قاجار از سوی دیگر، امکان اتّخاذ تصمیم منطقی را در مناسبات خارجی از میان برده بود و در نتیجهی چنین شرایطی کشور ایران مورد سازش قدرتهای اروپایی قرار گرفت. عمدهترین تفاوت سیاست خارجی ایران با تکاپوهای سه کشور روسیه انگلستان و فرانسه در این امر مهم بود که آنها کاملا به دنبال اهداف و منافع شخصی با یکدیگر رقابت میکردند؛ امّا ایران نه با انگیزهی اصلی اروپاییان آشنایی دقیقی داشت و نه قادر بود به تنهایی از منافع خویش دفاع نماید و با توجّه به این ضعفها اروپایی ها کاملا اهداف خود را در کشور ایران پیاده میکردند. این ضعف ها ایران را گاه به وعدههای فرانسه دلخوش میکرد و گاه به تعهّدات انگلستان امید میبست اما در نهایت آنچه عیان بود زورگویی و فرصت طلبی بیگانگان بود در عهد محمد شاه در تاریخ دوم مارس 1839 میلادی بود که دولت انگلستان به بهانه ی محاصره ی هرات توسط محمد شاه قاجار وارد آب های سواحل بوشهر شد و شهر به تصرف نیروهای انگلیسی درآمد لردپالمرستون به شاه ایران پیام داد :هر گونه تجاوز به هرات از نظر انگلستان به منزله ی عملیات خصمانه علیه کشور مزبور تلقی خواهد شد محمد شاه به ناچار به محاصره ی هرات پایان داد .یک نمونه از واکنش های مردمی اهالی جنوب در مقابله با توسعه طلبی نیروهای انگلیسی و مبارزه با استعمار در همین سال ها اتفاق افتاد و هنگامی که توماس میتلند خواست در کنار ساحل وارد بوشهر شود یک سرباز ایرانی به طرف او نشانه رفت و خواست که از ورود او به سکو جلوگیری کند در همین حال انگلیسی دیگری جلو رفته و محکم به تفنگ فیتیله ای سرباز مشت کوبید همین امر سبب شد که مردمی که آنجا جمع شده بودند خشمگین شده و با تکه های چوب و پاره سنگ ، به انگلیس ها حمله کنند و تنها اقدام ملوانان قایق حامل فرمانده ناو بود که سبب شد اهالی بوشهر عقب نشینی کنند ولی درگیری که بین آنها پیش آمد منجر به کشته زشدن یک سرباز ایرانی و زخمی شدن چند تن دیگر شد . در همین زمان بود که شیخ حسن، مجتهد بوشهر علیه متجاوزان حکم جهاد صادر کرد و مردم آنجا با رهبری باقر خان تنگستانی به سربازان انگلیسی مستقر در دفتر نمایندگی انگلیس حمله بردند که توانستند نیروهای انگلیسی را از شهر بیرون کرده و بار دیگر بوشهر به تصرف مردم درآمد . از آن تاریخ تا سال 1841 میلادی کنسولگری انگلیس در بوشهر به حالت تعطیل درآمد . این اتفاق نشان دهنده ی این بود که هرچند دولت مرکزی به دلیل ضعف و زبون بودن توانایی مبارزه با نیروهای خارجی را نداشت ولی این مردم بودند که همواره مخالفت خود را نسبت به استعمار به هر طریق نشان می دادند .یک بار دیگر که جنوب کشور به خصوص بوشهر عرصه ی تاخت و تاز سربازان انگلیسی درآمد در دوره ی ناصرالدین شاه (1856 میلادی بود که بار دیگر این امر به بهانه ی تسخیر هرات صورت گرفت که وقایع نگار خورموجی در ذکر این واقعه چنین آورده است : " در سنه 1273 به دستاویز امورات افغانستان که در حقیقت جزو رعیت قدیمه ی دولت ایرانند و به بهانه ی چند بادبان جهازات به مخاصمه و مجادله افراشتند . قریب پنجاه و چهار فروند جهاز که مشحون به ده دوازده فوج سواره و پیاده نظام و توپخانه و استعداد مالا کلام بود ، غفلتآ بندر بوشهر را در ششدر مخاطره و محاصره انداختند .
📖 چراغ مسجد مملوکی؛ شاهکار شیشهگری جهان اسلام🏮 این چراغ مسجد مملوکی، یکی از نفیسترین نمونههای باقیمانده از هنر شیشهگری اسلامی است که بین سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ میلادی در مصر یا سوریه برای امیر مملوک سیفالدین سرغتمش ساخته شد.✨ این چراغها تنها وسیله روشنایی نبودند؛ بلکه با الهام از «آیه نور» قرآن، نمادی از نور الهی در فضای مساجد بهشمار میرفتند.🔥 ساخت آنها نیازمند مهارتی فوقالعاده بود؛ شیشه دمیدهشده با لعابهای رنگی و طلاکاری تزئین و سپس با دمایی کنترلشده دوباره در کوره پخته میشد تا درخشش رنگ و طلا برای قرنها ماندگار بماند.📜 بر روی این اثر، نشان اختصاصی سرغتمش و کتیبههایی با نام او و سلطان الناصر حسن دیده میشود و احتمالاً برای مدرسه و مسجد سرغتمش در قاهره ساخته شده است.💰 این چراغ در سال ۲۰۲۴ در حراجی Bonhams با قیمت ۵٫۱۳ میلیون پوند به فروش رسید و به یکی از گرانترین آثار شیشهای اسلامی تبدیل شد.🏛️ این اثر، از برجستهترین شاهکارهای هنر شیشهگری دوران ممالیک و نمادی از اوج مهارت هنرمندان جهان اسلام در قرون میانه است.@hogam
خود بخوان این حدیث مجمل را هنگام انجام فاز نخست باززندهسازی (:مرمت) دبیرستان تاریخی انوشیروان دادگر (تاتا)، سنگنوشتهای تاریخی و ارزشمند نمایان شد. در این سنگنوشته به چگونگی ساخت و بهرهبرداری ساختمان آموزشگاه در دورهی پهلوی یکم اشاره شده است؛ افزون بر اینکه نکتهای تازهیاب دربارهی آغاز ساخت ساختمان این آموزشگاه به دست میآید.به گزارش امرداد، کارهای باززندهسازی دبیرستان انوشیروان دادگر با آرمان آسیبزدایی از درها و پنجرهها، آرایههای گچی و پوشش رنگینمای ساختمان همچنین باززندهسازی آرایههای قاشقی ستونهای نمای جنوبی، گچکاری ایوان جنوبی نیز انجام میگیرد. در زمان باززندهسازی ایوان جنوبی آموزشگاه، سنگنوشتهای ارزشمند یافته شد. این سنگنوشته در تاریخ 1326 خورشیدی در ایوان جنوبی آموزشگاه کار گذاشته شده است و برای مستندسازی و پیشینهی دبیرستان انوشیروان درخور ارزش بسیار است. در سالهای گذشته پیش از آنکه سنگنوشته با گچ پوشانده شود،بخشی از آن که در عکسها مشخص است، با رنگ مخدوش شده بود.از آگاهیهایی که از این سنگنوشته به دست میآید میتوان لغزش گزارشهایی را دریافت که دربارهی آغاز ساخت دبیرستان انوشیروان نوشته شده است. در همهی آن نوشتهها «سوم» شهریورماه 1313 خورشیدی روز گشایش دبیرستان دانسته شده است؛ در حالیکه در سنگنوشتهی کنونی بهروشنی این آیین در روز «دوم» شهریور نوشته شده است. نشانههای گاهشماری نیز روز دوم را تایید میکنند. میدانیم که آغاز ساخت دبیرستان در روز آدینه بوده است (در همهی نوشتهها نیز چنین آمده است). برپایهی گاهشماری، روز آدینه، دوم شهریورماه بوده است و نه سوم. این نکته، پژوهشگران را به بازنوشت روز برگزاری آغاز ساخت آموزشگاه فرامیخواند.فقط این یک نمونه از تاریخ معاصر بود حال تصور کنید در تاریخ باستان و دوران دور چقدر روایت اشتباه وجود دارد که برخی بدان استناد می کنند و تصور می کنند وحی منزل است @hogam
📖 ستونهای هاتور در معبد نفرتاری🏛️ درون معبد نفرتاری، ستونهای باشکوه با سرستونهای هاتور، نمادی از پیوند خاندان سلطنتی با الوهیت هستند.👑 در این نقشها، نفرتاری، همسر بزرگ رامسس دوم، زیر حمایت هاتور؛ الهه مادری، موسیقی، شادی و زنانگی الهی به تصویر کشیده شده است.✨ این ستونها تنها عناصر معماری نیستند؛ بلکه بیانی از جایگاه ویژه نفرتاری و تقدس او در آیین مصر باستان به شمار میروند و از شاهکارهای هنر معابد عصر پادشاهی نوین محسوب میشوند.🏺 معبد نفرتاری بخشی از مجموعه ابوسمبل در جنوب مصر است و از برجستهترین یادگارهای تمدن مصر باستان بهشمار میآید.@hogam
📖 هنر پرترهنگاری روی عقیق💎 اوج هنر حکاکی پرتره روی عقیق را به دوران هلنیستی (پس از فتوحات اسکندر مقدونی) نسبت میدهند؛ زمانی که هنرمندان با دقتی چشمگیر، چهره انسانها را بر سنگهای قیمتی نقش میکردند.🏛️ این هنر در سرزمینهای پارس، بینالنهرین و آناتولی رواج یافت و بعدها در میان اشراف شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری روم نیز محبوبیت فراوان پیدا کرد.🎨 حکاکیهای ظریف روی عقیق، از برجستهترین نمونههای هنر سنگتراشی باستان بهشمار میروند و مهارت هنرمندان آن دوران را در نمایش جزئیات چهره و پوشش بهخوبی نشان میدهند.@hogam
دستخط احمدشاه برای حمایت از تولید ملیدر اینجا فرمانی از احمد شاه قاجار در تایید قانونی مبنی بر لزوم حمایت از البسۀ وطنی را مشاهده میکنید.به گزارش ایسنا، کانال مباحث ایرانشناسی نوشت:متن فرمان:ما، سلطان احمد شاه قاجار؛نظر به تصویب جناب اشرف مستوفیالممالک، رئیسالوزراء و وزیر داخله مقرر میداریم:مادّۀ اول؛قانون استعمال البسۀ وطنی که در تاریخ بیستونهم برج دلو سنۀ ۱۳۰۱ شمسی بهتصویب مجلس شورای ملی رسیده و ضمیمۀ این دستخط است، مثل قوانین مملکتی به موجب اجرا گذارده شود.مادّۀ دوم؛عموم وزراء مأمور اجرای این دستخط هستند.سند دارای مهر و امضای شخص احمد شاه قاجار و میرزا حسنخان مستوفیالممالک (رئیسالوزراء) است@hogam
🔸واژه کامیکازه هیچگاه علیه آمریکا ساخته نشد بلکه علیه مغولها ساخته شد.🔸اما چند قرن بعد، همان واژه برای حمله علیه ناوهای آمریکایی به کار رفت سلحشورانی که وقتی بی دفاع شدند با علم آخرین پرواز خود را به ناوهای امریکا کوبیدند و جالب است بدانید یکی از دلایل خشم امریکا از کامیکازه های ژاپن در پرل هاربر بود که منجر به حمله اتمی شد 🔸و امروز همان واژه برای پهپادهای ایرانی به کار میرود.🔸از منظر امریکا انگار تاریخ، هر بار دشمن را عوض کرده، اما واژه را نگه داشته است@hogam
📖 خلبانان کامیکازه؛ مأموریتهای بیبازگشت ژاپن✈️ این تصویر، گروهی از خلبانان کامیکازه را پیش از آخرین مأموریتشان، با بازوبندهای امپراتوری ژاپن نشان میدهد.⚔️ کامیکازه به حملات انتحاری نیروی هوایی و دریایی امپراتوری ژاپن در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم گفته میشود. در این عملیاتها، خلبانان هواپیماهای خود را که به بمب، مواد منفجره و سوخت اضافی مجهز بود، عمداً به ناوهای جنگی متفقین میکوبیدند.🌊 این تاکتیک از اواخر سال ۱۹۴۴ و همزمان با نزدیک شدن نیروهای متفقین به ژاپن بهکار گرفته شد؛ زمانی که ارتش ژاپن با کمبود تجهیزات و برتری نظامی دشمن روبهرو بود.💥 در مجموع، هزاران خلبان در این عملیاتها شرکت کردند و صدها کشتی متفقین آسیب دیدند یا غرق شدند، اما این حملات نتوانستند مانع پیشروی متفقین شوند.📸 بسیاری از خلبانان کامیکازه پیش از انجام آخرین مأموریت خود، عکس یادگاری میگرفتند یا نامهای برای خانوادههایشان مینوشتند؛ تصاویری که امروز به یکی از نمادهای تلخ جنگ جهانی دوم تبدیل شدهاند.@hogam
📖 تبلیغ هوشمندانه تاترا در دهه ۱۹۳۰🚗 شرکت خودروسازی تاترا (TATRA) در دهه ۱۹۳۰ میلادی با یک تبلیغ خلاقانه، مزیت خودروهای آیرودینامیک خود را به نمایش گذاشت.🌬️ در دورانی که طراحی بدنه خودروها هنوز عمدتاً جعبهای و زاویهدار بود، تاترا با الهام از اصول آیرودینامیک، خودروهایی ساخت که مقاومت کمتری در برابر هوا داشتند؛ ویژگیای که به افزایش سرعت، کاهش مصرف سوخت و بهبود پایداری خودرو کمک میکرد.🏛️ تاترا از پیشگامان طراحی آیرودینامیک در صنعت خودروسازی بهشمار میرود و بسیاری از نوآوریهای آن، بعدها الهامبخش نسلهای بعدی خودروها شد.@hogam
دیدار ناصر و پاستورشاید تا به حال این روایت را نشنیده باشید که ناصرالدین شاه، دیداری با لویی پاستور هم داشته است. پاستور، میکروبشناس برجسته فرانسوی و یکی از شناختهشدهترین چهرههای تاریخ پزشکی است. وی در سال ۱۲۰۱ ه. ش به دنیا آمد و در سال ۱۲۷۴، حدود ۶ سال بعد از دیدار با ناصرالدین شاه، دار فانی را وداع گفت. پاستور هنگام ملاقات با شاه قاجار، حدوداً شصت و هفت ساله بود و در دوران اوج شهرت قرار داشت؛ او باکتریها را بهعنوان ناقل بیماریها شناسایی و معرفی کرده و با کشف واکسن هاری، جان میلیونها انسان را از این بیماری خطرناک نجات داده بود. پاستور یکی از قابل احترامترین شخصیتهای تاریخ بشریت محسوب میشود. او بود که شیوه پاستوریزه کردن را به جهان معرفی کرد. دیدار ناصرالدین شاه با پاستور، روز هشتم مرداد سال ۱۲۶۸ اتفاق افتاد.شاه قاجار در سفرنامهاش، همه رجال اروپایی را مسخره معرفی میکند و با همان غرور شاهانه، بیشتر آنها را افرادی بیمصرف میداند؛ اما لحن او درباره پاستور، لحنی متفاوت است. ناصرالدین شاه مینویسد: «امشب پاستور معروف را که برای آدمِ سگِ هار گاز گرفته، معالجه و علاج پیدا کرده است، دیدم. شرح احوال او را در روزنامجات خوانده بودم. حالا هم او را دیدم و با او خیلی صحبت کردم. میگفت معالجه این کار را خیلی خوب پیدا کردهام؛ اما باید آدمِ سگِ هار گرفته را زود بیاورند که معالجه شود، اگر طول بکشد و دیر بیاورند، خیلی معالجهاش مشکل است، مثلاً اگر تهران یکی را سگ هار بگیرد و بیاورند اینجا، خیلی معالجهاش مشکل است [!]، به خصوص اگر دندان سگ هار به عصب گرفته و به خون رسیده باشد که او را باید حتماً بعد از دو روز سه روز بیاورند که معالجه شود و الا مشکل است. مقصود این است که باید زود شروع به معالجه شود و طول نکشد. حالا پاستور در اینجا مدرسه دارد و درس میگوید و مردم مشغول تحصیل این کار هستند. حقیقت این پاستور خیلی خدمت به انسانیت کرده است». جالب اینجاست که ناصرالدین شاه با وجود مشاهده پیشرفتهای علمی گسترده در انستیتو پاستور، تلاشی برای الگوبرداری از آن و رواج روشهای این دانشمند در ایران انجام نداد و به همان تعریف و تمجیدهای ملوکانه بسنده کرد!@hogam
📖 مهرهای ساسانی؛ بازتابی از جایگاه اجتماعی🏺 پژوهش درباره مهرهای ساسانی نشان میدهد که از روی نقش و کتیبه آنها، میتوان تا حدی جایگاه اجتماعی صاحب مهر را تشخیص داد.👤 مهرهایی که تنها دارای نقش چهره هستند و کتیبهای ندارند، معمولاً به افرادی با جایگاه اجتماعی پایینتر نسبت داده میشوند.⭐ بسیاری از مهرهای کوچک با نقش تکچهره، دارای نمادهایی مانند ستاره و هلال ماه هستند؛ عناصری که احتمالاً بیانگر درخواست یاری و حمایت نیروهای آسمانی یا باورهای دینی و آیینی آن دوران بودهاند.🏛️ مهرهای ساسانی، علاوه بر کاربرد اداری، از مهمترین منابع شناخت ساختار اجتماعی، هنر و باورهای ایرانِ ساسانی به شمار میروند.همین تبعیض ها باعث نفرت مردم از حکومت شد به حدی که اعراب طی، چند جنگ ارتش ساسانی را منهدم کردند و مردم فقط نظاره گر بودند@hogam
📖 قلعه زنان وفادار؛ روایت وفاداری در وینسبرگ🏰 در سال ۱۱۴۰ میلادی و در جریان محاصره شهر وینسبرگ آلمان، کنراد سوم پس از فتح شهر، به زنان و کودکان اجازه داد از قلعه خارج شوند؛ با این شرط که هر زن تنها بتواند باارزشترین دارایی خود را که قادر به حمل آن است، با خود ببرد.👩🦰 اما زنان شهر، به جای طلا و جواهر، همسران خود را بر دوش گرفتند و از قلعه خارج شدند. زنان مجرد نیز پدر یا برادر خود را حمل کردند.🤝 کنراد سوم که از این هوشمندی و وفاداری شگفتزده شده بود، به عهد خود وفادار ماند و اجازه داد همگی آزادانه شهر را ترک کنند.🏛️ از آن زمان، این دژ با نام «قلعه زنان وفادار» (Weibertreu Castle) شناخته میشود و به نمادی از وفاداری و زیرکی در تاریخ آلمان تبدیل شده است.در هند هم چنین قلعه ای سر راه ارتش نادرشاه بود منتها همه را از دم تیغ گذرانده قلعه را خراب کردند@hogam
📖 استرابون و سرزمین آریانا📜 استرابون، جغرافیدان نامدار یونانی، در کتاب جغرافیا (حدود ۲۷ پیش از میلاد) مینویسد: «آریانا به بخشهایی از پارس، ماد، بلخ و سغد گسترده میشود و مردمان این سرزمینها تقریباً به یک زبان، با تفاوتهایی اندک، سخن میگویند.»🌍 او ساکنان آریانا را مردمانی با پیوندهای فرهنگی و زبانی نزدیک توصیف میکند؛ توصیفی که از نگاه برخی پژوهشگران، نشاندهنده اشتراکات گسترده میان اقوام ایرانی آن روزگار است.🗣️ زبانهای ایرانی، از دیرباز یکی از مهمترین عوامل پیوند فرهنگی در بخش بزرگی از فلات ایران و سرزمینهای پیرامون آن بودهاند.@hogam
نادرشاه افشار پس از سالها فتوحات نظامی، به تدریج با مشکلات اقتصادی، جنگهای فرسایشی و نارضایتی فرماندهان روبهرو شد. در سالهای پایانی حکومت، بدگمانی او نسبت به اطرافیان افزایش یافت و برخوردهای سختگیرانه، فاصله میان شاه و نخبگان را بیشتر کرد. نتیجه آن بود که گروهی از همان فرماندهان و نزدیکانش علیه او توطئه کردند و سرانجام وی را به قتل رساندند.در مقابل، خسرو پرویز هرچند در آغاز حکومت خود به اوج قدرت ساسانیان دست یافت، اما شکستهای نظامی در برابر امپراتوری روم شرقی، فشارهای مالی و از دست رفتن اعتماد اشراف و فرماندهان، پایههای حکومتش را متزلزل ساخت. برخلاف نادرشاه، منابع تاریخی شواهد روشنی از بدگمانی افراطی یا «توهم توطئه» در شخصیت خسرو پرویز ارائه نمیکنند. سقوط او بیش از آنکه ناشی از ویژگیهای روانشناختی باشد، محصول شکستهای سیاسی و نظامی و تغییر موازنه قدرت در میان نخبگان بود. در نهایت، اشراف و فرماندهان از پسرش، شیرویه، حمایت کردند و خسرو پرویز به دست نزدیکان خود از قدرت کنار گذاشته و سپس کشته شد.از این رو، اگرچه رفتار و شخصیت این دو فرمانروا متفاوت بود، اما سرنوشت سیاسی آنان از یک الگوی مشترک پیروی میکرد: هیچ حکومتی، حتی مقتدرترین حکومتها، بدون حمایت نخبگان سیاسی و نظامی پایدار نمیماند. مشروعیت، اعتماد و حفظ ائتلاف نخبگان، سرمایهای است که از قدرت نظامی نیز مهمتر است.تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که تمرکز قدرت، هرچند میتواند در دورهای کوتاه موجب ثبات و توسعه شود، اما اگر به تدریج به فاصله گرفتن حکومت از نخبگان و حذف حلقههای اعتماد بینجامد، زمینه سقوط همان حکومت را فراهم میکند. نادرشاه و خسرو پرویز، هر یک به شیوهای متفاوت، شاهد این واقعیت بودند.در نهایت، مطالعه این دو تجربه تاریخی نشان میدهد که علت سقوط حکومتها را نباید صرفاً در ویژگیهای فردی فرمانروایان جستوجو کرد؛ بلکه باید ساختار قدرت، روابط میان حاکم و نخبگان، وضعیت اقتصادی، جنگهای طولانی و میزان مشروعیت سیاسی را نیز در تحلیل دخالت داد. این نگاه، تحلیل تاریخی را از روایتهای سادهانگارانه فراتر برده و به فهم عمیقتر چرخه قدرت و سقوط در تاریخ ایران کمک میکند.@hogam
📖 اشغال لاتین قسطنطنیه (۱۲۰۴–۱۲۶۱ میلادی)⚔️ در جریان جنگ صلیبی چهارم، نیروهای صلیبی با حمایت ونیز در سال ۱۲۰۴ میلادی قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری روم شرقی (بیزانس)، را تصرف کردند.🔥 شهر به مدت سه روز غارت شد؛ هزاران نفر کشته یا به بردگی گرفته شدند و بسیاری از بناها و آثار ارزشمند آسیب دیدند.👑 صلیبیان پس از این رویداد، امپراتوری لاتین را بنیان نهادند و به مدت ۵۷ سال بر قسطنطنیه حکومت کردند.🏛️ در سال ۱۲۶۱ میلادی، نیروهای بیزانسی به رهبری میشائیل هشتم پالایولوگوس شهر را بازپس گرفتند و حکومت روم شرقی دوباره برقرار شد.@hogam
ایده بکر روس هاروسیه در جنگ جهانی دوم بحران منابع داشت، بنابراین بهترین ذهنهای نظامی کشور برای مقابله با پیشروی آلمان به کار افتادند. یکی از ایدهها این بود که به سگها بمب ببندند و آنها را تربیت کنند تا زیر تانکهای آلمانی بروند. فقط یک مشکل وجود داشت: آنها با تانکهای خودشان به سگها آموزش دادند. بله درست حدس زدید: سگها زیر تانکهای خود روسیها دویدند و آنها را منفجر کردند.@hogam
پیروزی مطلقکشور اروپایی کوچک لیختناشتاین درگیریهای نظامی زیادی نداشته است. درواقع آخرین درگیری نظامی آنها در سال ۱۸۸۶ و با ایتالیا بوده است. ۸۰ سرباز از این کشور رفتند و بعد از درگیری ۸۱ سرباز برگشتند! نه تنها هیچ سربازی صدمه ندید، بلکه یک سرباز ایتالیایی هم تصمیم گرفت به این کشور بپیوندد و با آنها به لیختناشتاین آمد.@hogam
مرغ نجات بوقلمون در آغاز جنگ داخلی اسپانیا، مقر نیروهای ملیگرا محاصره شد. ملیگرایان تصمیم گرفتند از راه هوایی برای آنها تجهیزات بفرستند. آنها میتوانستند از چترنجات استفاده کنند، اما نکردند. در عوض بستههای ارسالی خود را به بوقلمونها بستند و آنها را پرتاب کردند. از آنجا که بوقلمونها بالبال میزدند، سرعت فرود آمدنشان کم میشد و بار به سلامت به مقصد میرسید و نیروهای تحت محاصره هم غذایی برای خوردن داشتند.@hogan
نبرد با شترمرغدر آغاز جنگ جهانی اول، استرالیا کوشید تا جمعیت شترمرغهایش را با مسلسل کنترل کند. اما شرایط آن گونه که انتظار داشتند پیش نرفت، شترمرغها سریع و زیرک بودند و بعد از چند روز نقشهکشی و شلیک هزاران گلوله تعداد ناچیزی از آنها کشته شدند. نهایتا ارتش استرالیا ناتوانی خود در کاهش جمعیت شترمرغها را قبول و عقبنشینی کرد@hogam
📖 زرههای تشریفاتی اروپا؛ نماد قدرت پادشاهان🛡️ از اواسط سده شانزدهم میلادی، زرههای تشریفاتی اروپا دیگر برای میدان نبرد ساخته نمیشدند، بلکه به نمادی از قدرت، شکوه و مشروعیت سلطنت تبدیل شدند.👑 فرمانروایان امپراتوری مقدس روم زرههایی با نقشبرجستههای ظریف و تزئینات باشکوه سفارش میدادند تا در مراسم رسمی و آیینهای درباری، ثروت و جایگاه خود را به نمایش بگذارند.🎨 این آثار، با مهارت کمنظیر فلزکاران رنسانس، از یک ابزار جنگی فراتر رفتند و به یکی از برجستهترین شاهکارهای هنری آن دوران تبدیل شدند.@hogam
📖 کشف پنهان در معبد کارناک🏛️ در جریان کاوشهای سالهای ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۵، بیش از ۲ هزار تندیس از زیر حیاط معبد کارناک کشف شد؛ آثاری که از دودمان یازدهم تا دوره بطلمیوسی قدمت دارند و برای حفظ حرمت، بهجای نابودی، زیر کف معبد دفن شده بودند.🗿 یکی از مهمترین این آثار، تندیس پاسر، شهردار تبس و وزیر ستی اول و رامسس دوم است که در حالت نیایش، محراب نذری را در دست دارد.✨ این تندیس، نمونهای شاخص از هنر دودمان نوزدهم مصر با چهرهای ظریف، کتیبههای هیروگلیف و پوشش ویژه وزیران آن دوره است.🏛️ محل نگهداری: موزه بزرگ مصر (Grand Egyptian Museum)@hogam
و پیامدی عملکرد ترکان خاتون تشریح شده است. با این پیشدرآمد، آنچه میتوانم به عنوان وجه تمایز این کتاب را با گونههای پیش گفته معرفی کنم این است که این کتاب تلاش دارد هیچکدام از این رویکردها را نادیده نینگارد. برای تمام اخبار و گزارشهایی که به کار گرفته شدهاند منابع مستند و معتبر تاریخی معرفی شدهای مبنای نوشتاری بودهاند. در سبک بیانی کتاب کوشیده شده بدون آنکه دخل و تصرفی در گزارش وقایع روی دهد یا بدون آنکه کشش داستانی ضرورت افزوده یا کاستهای را تحمیل کند، از بیانی گزارشی با بهرهجویی از منطق روایت و ظرفیتهای گفتاری و ادبی، جذابیت روایت را برای خواننده بر مبنای منطق درونی روایت، ایجاد کند. و در جنبه دیگر نیز برای به تفکر واداشتن خواننده از ارائه جنبههای کنکاشگرایانه و تحلیلی رویدادها و شناخت پیامدهای عملکردها، غافل نماند.هلاکو و همسرش دوقوزخاتونبه نظر شما مهمترین نکته پندآموزانه که تجربه تاریخی ترکان برای روزگار ما میتواند داشته باشد، چیست؟البته همه تجربههای تاریخی اگر بر پایه شناخت صحیح و بدور از هر تعصب یا تحریف مورد ارزیابی قرار گیرد میتواند برای آیندگان حامل پیام و نکته درسآموزانه باشد و این تجربه هم طبعا دستاوردها و نتیجهگیری برآمده از این تجربه را داراست. اما اگر در این فرصت بخواهم به یکی از آنها بپردازم که سزاوار است زمانه ما را مخاطب باشد، به نظرم شناخت درست یکی از مهمترین عوامل شکست و فروپاشی حکومت خوارزمشاهی است و آن هم قبیلهگرایی و نگاه ایلی و خاندانی به جای نگاه عام ملی و در نظر گرفتن مصالح کلی کشور پهناور و متکثری همچون یاران در ابتدای قرن هفتم است. نادیدهانگاری این گوناگونی و کثرتگرایی در تصمیمات و سیاستهای کلانکشور و محدودسازی آن به رویکرد قبیلهای اعم از قبیله نژادی یا سیاسی و به تعبیر امروزی خودی و ناخودی سیاسی و نژادی یکی از مهمترین دلایل این فروپاشی است که میتوان امروز هم از این تجربه تاریخی درس آموخت و پند اندوخت.آیا زنانی همانند ترکان خاتون در روزگار کنونی هم در سیاست نقش پررنگی دارند؟همانگونه که در پرسشهای پیشین در مورد جنسیت و تفکیک آن اشاره شد، در روزگار ما در عرصه سیاست گذشته از برخی تفاوتهای جزئی، زنان و مردان با شرایط تقریبا مشابهی برای نقشآفرینی سیاسی روبهرو هستند. البته صحنه سیاستورزی در هر دوران اقتضائات خاصی داشته است.@hogan
آیا میتوان ترکان خاتون را قدرتمندترین زن سیاستورز ایران پیش از دوره صفوی دانست؟به نظر میرسد برای ارائه پاسخی مستدل به پرسشی که از فاصله زمانی حدود هشتصد سال پیش سخن میگوید باید احتیاط و ژرفبینی بیشتری که لازمه داوریها یا تحلیلهای تاریخی است به کار بست بهویژه آنکه استفاده از صفت تفضیلی «ترین» این احتیاط را ضروریتر مینمایاند. از زمان ترکان خاتون خوارزم تا ابتدای دوره صفوی کمتر از سیصد سال فاصله است و طبعا در این حدود سه قرن بسیاری از متغیرهای زمانی و مکانی در حال دگرگونی و تحول بودهاند که چه بسا ما درباره آنها هنوز اطلاعات کاملی نداریم. بنابراین در مقام مقایسه شخصیتها نمیتوان به استواری و جامعیت داوری کرد. بهتر آن است که بگوییم، ترکان خاتون یکی از زنان قدرتمند سیاستورز در ایران پیش از دوره صفوی است.روایت رایج که ترکان خاتون را یکی از عوامل اصلی ضعف حکومت خوارزمشاهیان معرفی میکند، بر شواهد تاریخی استوار است یا بازتاب نگاه مورخان است؟گذشته از ابهام و ناشناختگی که تفکیک میان آنچه شواهد تاریخی و نگاه مورخان عنوان شده، ایجاد میکند و در پاسخ به پرسش نقش ترکان خاتون در سقوط دولت خوارزمشاهیان تا چه اندازه واقعی و تا چه اندازه محصول قضاوت مورخان است نیز به این ابهام اشاره شد که چندان فرض صحیحی به نظر نمیرسد، باید گفت که حکومت خوارزمشاهیان حدود ۱۳۰ سال به طول انجامیده است که نزدیک به یکصد سال آن پیش از دوران ترکان خاتون سپری شده است. بنابراین اگر گفته شود یکی از عوامل ضعف و به فروپاشی کشاندن این حکومت در ۲۰ ساله پایانی آن، نوع حکمرانی ترکان خاتون و پسرش بوده، درستتر خواهد بود.مرگ سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه. جامعالتواریخ، رشیدالدیناگر در جامعه مردسالار ایران ترکان خاتون یک مرد بود، آیا تاریخنگاران همان قضاوت را درباره عملکرد سیاسی او داشتند؟وقتی یکی از اصول تاریخنگاری آن است که مورخ جز به حقیقت وامدار هیچ انگاره یا پیشفرضی نباشد، طبعا او را جانبدار نگاه جنسیتی کردن نوعی نقص غرضی است. ضمن آنکه طرح پرسش بالا به دلایل متعددی خدشه وارد است. مثلا اینکه در کنار همین ترکان خاتون، سلطانی مانند سلطان محمد (پسر ترکان خاتون) شریک او در حکومت را داریم که اتفاقا عملکرد سیاسی او اگر نه بیشتر حداقل به اندازه ترکان خاتون مورد نقد و سرزنش تاریخنگاران بوده است. دیگر اینکه در فرض این پرسش ظاهرا همه تاریخنگاران را مشمول همان اصطلاح جامعه مردسالار ایران شمردهاید، در حالی که در تاریخنگاری ایران، مورخان آگاه و فاضل زن داریم که به این موضوع بدون توجه به نگاه جنسیتزده، در تحلیل این فراز تاریخی، اختلاف نظری با دیگر مورخان ندارند، به هر حال به نظر میرسد نوع طرح پرسش اگر نه در قصد اولیه ولی در فضای تحقیق و تاریخپژوهی بیشتر گمراهکننده است.آیا تجربه سیاسی ترکان خاتون نشان میدهد که زنان در ساختار قدرت جهان اسلام بیش از آنچه تصور میشود نقش داشتهاند؟واقعیت آن است که آنچه از این پرسش «ساختار قدرت در جهان اسلام» فهمیده میشود، چنان موضوع بسیطی را دربرمیگیرد که جدا از همه مولفههای آن، فقط از نظر زمانی بازه گستردهای را شامل میشود که نزدیک به ۱۴۰۰ سال به طول انجامیده است. از طرفی آنچه تجربه سیاسی ترکان خاتون خوانده میشود از حدود ۳۰ سال فراتر نمیرود. چگونه میتوان این تجربه یا نمونه ۳۰ ساله را به تمام این دوران ۱۴۰۰ ساله که در شرایطی کاملا متفاوت و دیگرگون رقم خورده است، تعمیم داد؟ این سنجش صرفا در حوزه زمانی مورد اشاره قرار گرفت. چراکه از نظر عوامل دیگر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز به صورت خاص، این عدم تجانس با تجربه ترکان خاتون دیده خواهد شد، به همین دلیل تجربه سیاسی ترکان خاتون فقط میتواند در شرایط زمانی و مکانی دوران خودش از نظر بررسی نقش زنان، مورد ارزیابی قرار گیرد.با توجه به اینکه در شماری از کتابها و منابع تاریخی درباره سرگذشت ترکان خاتون خوارزم گزارشهایی منتشر شده و کموبیش در دسترس است، مهمترین وجه تمایز یا تفاوت این کتاب با دیگر آثار پیشین از نظر شما چیست؟در یک تقسیمبندی اجمالی، میتوان کتابها و منابع موجود که به سرگذشت شخصیتی چون ترکان خاتون خوارزم پرداختهاند را در سه گروه «خبری، داستانی و تحلیلی» دستهبندی کرد. در گروه منابع صرفا خبری بسیاری از متون تاریخی دیده میشود که اطلاعات و آگاهیهایی از کنشهای ترکان خاتون و رویدادهای زمان او نقل کردهاند. در گروه منابع داستانی که بیشتر از حدود یک قرن پیش رایج شده، تلاش کردهاند که با دخل و تصرفات و افزودن رویدادها، صحنهها و گفتوگوها که زاییده ذوق یا خیال نویسنده بوده، به قصد تقویت ویژگیهای دراماتیک و کشش داستانی، سرگذشت او را بازگو کنند.آثار تحلیلی هم که عمدتا در میان علاقهمندان تخصصیتر به تاریخ و نیز تاریخنگاران روامند است، بیشتر جوانب علت و معلولی
📖 قمپز؛ واژهای که از توپ جنگی آمد💣 قمپز (قپوز) نام نوعی توپ در ارتش عثمانی بود که بدون گلوله شلیک میشد و تنها برای ایجاد رعب و وحشت در میدان نبرد به کار میرفت.🗣️ به مرور زمان، واژه «قمپز در کردن» وارد زبان فارسی شد و به معنای بلوف زدن، لاف زدن یا بزرگنمایی به کار رفت.✨ یکی از اصطلاحات رایج امروز، ریشهای تاریخی در جنگافزارهای عثمانی دارد.بعضی از توپ ها بخصوص در ارتش سلطان سلیم تا پنجاه کیلو وزن داشتند خلاصه که همش هم قمپوز نبوده در جنگ چالداران هم توپخانه عثمانی سلطان سلیم باعث پیروزی ترکانشد @hogam
📖 چنگیزخان کجا دفن شد؟🏔️ بر پایه برخی روایتها، چنگیزخان پیش از مرگ، دامنه کوه بورخان خلدون را بهعنوان آرامگاه خود برگزید؛ جایی آرام با یک درخت کهنسال.🌲 گفته میشود پس از دفن او، بهتدریج جنگلی انبوه اطراف آرامگاه را فرا گرفت و محل دفن چنان پنهان شد که حتی نگهبانان نیز بعدها راه آن را گم کردند.🔎 با وجود پژوهشها و جستوجوهای فراوان، محل دقیق آرامگاه چنگیزخان تاکنون ناشناخته باقی مانده است.📚 منبع: چنگیزخان، واسیلی یان (ترجمه محمد پورهرمزان)@hogam
رد این نقشمایه را میتوان در تزیینات معماری عثمانی نیز یافت؛ برای نمونه، نقاشیهای تزیینی به سبک «ساز یولو» در کاخ توپکاپی استانبول، که به هنرمند دربار عثمانی در سدهی شانزدهم میلادی، شاهقلی، نسبت داده میشود، تصویر سیمرغ را در خود دارند[۳۰]. جهان عربی و ادب اسلامیدر فرهنگ عربی، پرندهای موسوم به «عنقا» یا «عنقای مغرب» با ویژگیهایی چون گردنی دراز، چهرهای انسانگونه و چند جفت بال، در کوه قاف زندگی میکند و بهندرت آشکار میشود [۳۱]. با گسترش هنر و ادب اسلامی پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، عنقای عربی با سیمرغ ایرانی و همچنین با عقابهای ارمنی و بیزانسی و قونرول ترکی درآمیخت و اغلب معادل ققنوس (فونیکس) یونانی-رومی دانسته شد [۳۲]. هند و آسیای جنوبیدر آسیای میانه و خاور نزدیک، تصویر سیمرغ همچنین زیر تأثیر «گرودا»ی اساطیر هندی -از راه گسترش آیین بودایی و مانوی- شکل گرفت و این دادوستد فرهنگی در سنتهای ترکان سلجوقی و عثمانی نیز تداوم یافت [۳۳]. نگارههای مینیاتور هندی دوران گورکانی (مغول)، از جمله اثری منسوب به نگارگر باسوان با عنوان «پرواز سیمرغ»، نشان میدهند که این موجود اساطیری ایرانی به دربارهای هند نیز راه یافته بود[۲۹].به این ترتیب، سیمرغ/سنمرو ساسانی را میتوان یکی از پرکاربردترین و ماناترین نقشمایههای اساطیری جهان باستان و قرونوسطا دانست که از دل زبان و اساطیر ایرانی برخاست و در فرهنگهای ارمنی، بیزانسی، مسیحی اروپایی، اسلاوی، سغدی-چینی، ترکی-عثمانی، عربی-اسلامی و حتی هندی بازتاب و بازآفرینی یافت. نتیجهگیریسیمرغ ساسانی نمونهای گویا از پیوند میان اسطوره، هنر و ایدئولوژی شاهی در ایران باستان است. این موجود ترکیبی، که ریشه در باورهای اوستایی و پهلوی دربارهی پرندهای شفابخش و باروركننده دارد، در دوران ساسانی به یکی از رایجترین و باشکوهترین نقشمایههای هنر درباری و لوکس -از جامهی شاهانهی طاق بستان گرفته تا پارچههای ابریشمی و ظروف نقرهای- بدل شد. آنچه این نقشمایه را از بسیاری نمادهای دیگر هنر باستان متمایز میکند، گسترهی خیرهکنندهی سفر جهانی آن است: از کلیساهای ارمنستان و قفقاز تا خزانههای کلیساهای فرانسه و فنلاند، از دین باستانی اسلاوهای کیف تا کارگاههای نساجی سغدی و چینی، و از ادب دیوانی عثمانی و عنقای عربی گرفته تا مینیاتورهای هندی. با گذار ایران به دوران اسلامی، نقشمایهی تصویری سیمرغ ساسانی جای خود را رفتهرفته به سیمای حماسی و ادبی سیمرغ در شاهنامه و ادبیات عرفانی داد، هرچند ریشههای اساطیری مشترک آن دو، و بازتاب گستردهی هر دو در فرهنگهای همسایه، همچنان قابل ردیابی است.@hogam
سیمرغ ساسانی هرگز در مرزهای ایران باز نایستاد. این نقشمایه، همراه با کاروانهای بازرگانی و پارچههای ابریشمی و از راه پیوندهای سیاسی و دینی، به سرزمینهای همسایه و حتی دوردست راه یافت و در سنتهای تصویری و اساطیری بسیاری از فرهنگها بازتاب یافت. ارمنستان و قفقازدر ارمنستان، نقش سیمرغ/سنمرو از سدهی هفتم میلادی در تزیینات معماری کلیساها -از جمله کلیسای جامع اجمیادزین و کلیسای آتنی سیون- ظاهر شده و در آنجا نمادی از نیروی فراطبیعی و میانجی میان جهان زمینی و الهی تلقی میشده است [۱۷]. در قفقاز غربی نیز صدها پارچهی ابریشمی از سدههای هفتم تا دهم میلادی یافته شده که برخی از آنها، از جمله ردایی که در آرامگاهی در این منطقه پیدا شده، از پارچهی ابریشمی بیزانسی با نقش سیمرغ برای تنپوش اصلی بهره بردهاند و آستر آن از ابریشمهای سغدی و چینی ساخته شده است؛ نمونهای که نشان میدهد این نقشمایه در تجارت میان بیزانس، آسیای میانه و چین نیز جریان داشته است[۱۸].اروپای مسیحی و کلیساهای قرونوسطاپارچههای ابریشمی آراسته به نقش سیمرغ، که برخی در سرزمینهای ساسانی و برخی در سرزمینهای تحت تأثیر آن (بیزانس یا سغد) بافته میشدند، در سدههای میانه به کلیساها و گنجینههای اروپایی راه یافتند و برای پوشاندن یا کفنکردن اجساد و اشیای مقدس به کار رفتند. برای نمونه، تکهپارچهای ابریشمی با نقش سیمرغ که در موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری میشود، هنگام خریداری در سال ۱۸۹۳ چنین گزارش شده بود که از آرامگاه یک اسقف در کلیسای جامع وردن فرانسه بهدست آمده است [۱۹]. نمونهی دیگری در کلیسای سنتلو در پاریس، پیراهن نقرهای سر هلنا -کاشف صلیب مقدس در روایت مسیحی- را در خود پوشانده بود [۲۰]. در خزانهی کلیسای جامع سنس نیز پارچهای موسوم به «کفن سنت کلمب و سنت لوپ» با نقشمایههای جانوری ساسانی یا بیزانسی از سدهی نهم میلادی نگهداری میشود، و در کلیسای سنرمی در رنس پارچهای با پنج سیمرغ بزرگ روبهروی هم، در کنار نشانهای تاج شاهی ساسانی، به کار رفته است [۲۱]. این یافتهها نشان میدهند که نقش سیمرغ، ورای کارکرد اصلیاش در دربار ساسانی، به یکی از نقشمایههای ممتاز و سپند در فرهنگ مسیحی قرونوسطای اروپا نیز دگرگون شده بود. اسلاوهای شرقی (روسیه و اوکراین کنونی)یکی از شگفتانگیزترین ردپاهای این نقشمایه را میتوان در دین باستانی اسلاوهای شرقی یافت. در سال ۹۸۰ میلادی، ولادیمیر یکم، بزرگشاهزادهی کیف، بتهایی از خدایان اسلاوی از جمله موجودی به نام «سیمارگل»(Simargl/Semargl) برافراشت که در وقایعنامهی نخستین (Primary Chronicle) از او یاد شده است [۲۲]. دیدگاه غالب در پژوهشهای امروزی این است که این نام و نقش، وامگرفته از سیمرغ ایرانی -از طریق اقوام ایرانیزبان سکاها، سرمتها و آلانها که در تماس نزدیک با اسلاوهای شرقی بودند- به دین کیف روسیه راه یافته است؛ نظریهای که نخستینبار بهطور نظاممند از سوی خاورشناس روس کامیلا ترور در سال ۱۹۳۳ مطرح شد [۲۳]. سیمارگل در منابع اسلاوی غالباً به شکل سگی بالدار توصیف شده که نگهبان دانهها، گیاهان و درخت جهان است -کارکردی که یادآور نقش سیمرغ در نگهبانی از درخت همهتخمه در اساطیر ایرانی است[۲۴]. سغد، آسیای میانه و چینسغدیان -بازرگانان ایرانیزبان آسیای میانه که میان سدههای چهارم تا هشتم میلادی شبکهی تجارت جادهی ابریشم را در دست داشتند- نقش مهمی در انتقال نقشمایههای تصویری ساسانی، از جمله سیمرغ، به سرزمینهای شرقیتر ایفا کردند [۲۵]. پارچههای ابریشمی آراسته به نقوش جانوری در قابکهای مرواریدنشان -سنتی که ریشه در نقش جامهی شاهان ساسانی داشت- در کارگاههای سغدی و سپس در چین دوران تانگ بازتولید شد و تا شهرهایی چون دونهوانگ و تورفان راه یافت [۲۶]. در بخارای ازبکستان کنونی نیز کاشیکاریهای مسجد و مدرسهی نادر دیوانبیگی همچنان نقش سیمرغ را بر نمای خود حفظ کردهاند؛ نشانهای از تداوم این نقشمایه در هنر اسلامی آسیای میانه تا سدههای متأخرتر [۲۷]. جهان ترک و عثمانیدر فرهنگ ترکان پیش از اسلام، پرندگانی چون «قونرول» یا «سمرک» کارکردی مشابه سیمرغ داشتند؛ و پس از رواج اسلام در میان اقوام ترک، این تصویر با روایتهای ایرانی و عربی درآمیخت و موجودی به نام «زمرد عنقا» (Zümrüdüanka) در قصهها و ادبیات عامیانهی ترکی پدید آمد -نامی که از ترکیب «زمرد» (به سبب پرهای سبزفام این پرنده) و «عنقا»ی عربی ساخته شده است [۲۸]. سیمرغ و عنقا در شعر دیوانی عثمانی به نمادی از کمال عرفانی و قرب به حق بدل شدند [۲۹].
📖 سه ایرانی در چین؛ یادگاری از زبان فارسی🌏 در سال ۱۲۱۷ میلادی، یک راهب ژاپنی در گوانگژو چین با سه ایرانی روبهرو شد و از آنان خواست تا با خط خود چیزی برایش بنویسند.✍️ آنها ابیاتی از ویس و رامین، شاهنامه فردوسی و متنی فارسی را برای او نوشتند؛ یادگاری ارزشمند از حضور زبان و فرهنگ ایرانی در شرق آسیا.📜 از شاهنامه فردوسی:«جهان یادگار است و ما رفتنیبه مردم نماند به جز مردمی»@hogam
📖 تواریخ گرجستان؛ بنای عظیم تاریخ یک ملت🏛️ تواریخ گرجستان یکی از بزرگترین یادمانهای معاصر این کشور است که در سال ۱۹۸۵ توسط مجسمهساز گرجی زوراب تسرتلی طراحی شد.🗿 این مجموعه از ۱۶ ستون سنگی با ارتفاع حدود ۳۵ متر تشکیل شده و روایتگر تاریخ گرجستان، پادشاهان، قدیسان و رویدادهای مهم این سرزمین است.✝️ بخشهای پایینی ستونها نیز صحنههایی از زندگی حضرت مسیح و تاریخ مسیحیت را به تصویر میکشند؛ بازتابی از پیوند عمیق هویت گرجستان با آیین مسیحیت.📍 این یادمان در کنار دریاچه تفلیس قرار دارد و از شاخصترین آثار تاریخی و فرهنگی منطقه قفقاز به شمار میرود.@hogam
📖 تندیس سلنه؛ الهه ماه در روم باستان🌙 این تندیس متعلق به سلنه، الهه و تجسم ماه، به قرن سوم میلادی بازمیگردد.🗿 سر فعلی تندیس متعلق به اثر اصلی نیست و در دوران باستان به آن افزوده شده است.🏛️ محل نگهداری: موزههای واتیکان، رم.شکر خدا این رو غارت نکردند@hogam
📖 صومعه وورونتس؛ «کلیسای سیستین شرق»🏛️ صومعه وورونتس در رومانی، بهدلیل فرسکوهای خیرهکنندهاش، به «کلیسای سیستین شرق» شهرت دارد.🎨 این بنا در سال ۱۴۸۸ میلادی به فرمان استفان بزرگ ساخته شد و حدود ۶۰ سال بعد، فرسکوهای باشکوه نمای بیرونی، از جمله تصویر عظیم داوری واپسین، به آن افزوده شد.🌍 صومعه وورونتس یکی از شاهکارهای معماری و نقاشی قرون وسطی است و از سال ۱۹۹۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.@hogam
📖 انگشتر طلای رومی با نقش مینروا💍 این انگشتر طلایی رومی، متعلق به قرن اول میلادی، با نقش برجستهای از مینروا (آتنا)، الهه خرد و جنگ، آراسته شده است.✨ نقش این الهه روی سنگ کالسدونی سبز حکاکی شده و یکی از زیباترین نمونههای هنر حکاکی روی سنگهای قیمتی در دوران روم باستان به شمار میرود.🛡️ در روم باستان، انگشترهایی با تصویر خدایان تنها زیورآلات نبودند؛ بلکه باور داشتند صاحب آنها از حمایت و محافظت آن ایزد بهرهمند میشود.🏛️ غارت شده : موزه جی. پل گتی، آمریکا.@hogam
📖 کشف تندیس باشکوه هستیا در شهر باستانی آیگای🏛️ در سال ۲۰۰۶، باستانشناسان در شهر باستانی آیگای در استان مانیسای ترکیه، تندیس مرمری هستیا بولاییا را از دل خاک بیرون آوردند.🗿 این تندیس با ارتفاع ۲٫۷۰ متر، متعلق به قرن دوم پیش از میلاد است و یکی از شاخصترین یافتههای باستانشناسی این محوطه به شمار میرود.📍 محل کشف: شهر باستانی آیگای، مانیسا، ترکیه.@hogam
📖 روستای صخرهای کندوان؛ نگین آذربایجان🏡 روستای کندوان در شهرستان اسکو، استان آذربایجان شرقی، یکی از شگفتانگیزترین روستاهای صخرهای جهان است.⛰️ این روستا با قدمتی حدود ۶۰۰۰ سال، از معدود سکونتگاههای صخرهای بهشمار میرود که هنوز زندگی در آن جریان دارد.🌍 کندوان یکی از سه روستای صخرهای مشهور جهان است و بهدلیل معماری منحصربهفردش شهرت جهانی دارد.@hogam
معادل شیطان در ادیان مختلف جهان؛ از «اهریمن» تا «مارَه»در ادیان و مذاهب مختلف، شخصیتهایی مشابه با شیطان وجود دارند که با استفاده از وسوسه، گمراهی و ترس، انسانها را به سوی گناه سوق میدهند. در بسیاری از ادیان، علاوه بر وجود نیروهای نیک و خدایان، نمادهایی از شر و گناه نیز وجود دارند که بر زندگی انسانها تأثیر میگذارند. در این میان، «شیطان» نماد شرارت و گناه است که سعی میکند انسانها را از مسیر درست منحرف کند.به گزارش روزیاتو، در ادیان و مذاهب مختلف، شخصیتهایی مشابه با شیطان وجود دارند که با استفاده از وسوسه، گمراهی و ترس، انسانها را به سوی گناه سوق میدهند.در ادامه به برخی از این شخصیتهای شیطانی در ادیان مختلف اشاره میکنیم.مارَه - بودیسم در آیین بودیسم، ماره (Māra) به عنوان نماد تمایلات و خواستههای ناپایدار شناخته میشود. ماره با حضور خود، بودا را از راه رسیدن به روشنگری منحرف میکند و با فرستادن سه دختر خود با نامهای «عطش، اشتیاق و لذت»، سعی در وسوسه او دارد.اِما-او - بودیسم ژاپنیدر بودیسم ژاپنی، شخصیت اما-او (Emma-ō) به عنوان خدای مرگ شناخته میشود و قاضی ارواح در جهنم است. او با کمک دو سر جدا از بدن که توانایی دیدن عیوب عمیق و گناهان نهفته افراد را دارند، گناهان ارواح را بررسی و آنان را به مکانی مناسب در جهان مُردگان میفرستد.هادس - اساطیر یوناندر اساطیر یونان، هادس (Hades) به عنوان خدای عالم اموات و سرزمین مردگان شناخته میشود. اگرچه هادس با مفهوم شیطان در مسیحیت و اسلام تفاوت دارد، اما به نوعی نزدیکترین شخصیت به مفهوم شر است. در حالی که هادس معمولاً در عالم مُردهها باقی میماند، در یک داستان معروف به قلمرو انسانها میآید و پرسفونه را برای ازدواج میرباید.اهریمن - زرتشتی در دین زرتشتی، که از قدیمیترین ادیان جهان است، شخصیت اهریمن (Ahriman) به عنوان نماد شر و تاریکی در مقابل اهورامزدا، خدای خیر و روشنایی قرار دارد. این دو نیرو در نبرد دائمی هستند و این نبرد به عنوان یک اصل تعادلبخش در جهان زرتشتی در نظر گرفته میشود. برخی معتقدند مفهوم شیطان در ادیان ابراهیمی تحت تأثیر اهریمن در دین زرتشتی شکل گرفته است.آنوبیس و اوزیریس - مصر باستاندر مصر باستان، وظایف مرتبط با جهان مردگان و داوری ارواح میان خدایان مختلفی تقسیم شده است. اوزیریس (Osiris) به عنوان خدای عالم اموات قاضی ارواح مردگان است و توت (Thoth) که خدای نظم و آشوب است، به او کمک میکند. آنوبیس (Anubis)، خدایی با چهرهای شغالگونه نیز نقشی مشابه داشته و ارواح گمشده را در جهان زیرین هدایت میکند.جن - اسلام در اسلام، جنها (Jinn) ارواحی نامرئی هستند که میتوانند نقشهای مختلفی داشته باشند. برخی از جنها شیطانی بوده و به انسانها آسیب میرسانند. شیطان در میان جنها به عنوان موجودی شرور شناخته میشود که انسانها را وسوسه به گناه میکند و هدف آن اغوا و گمراهی انسانهاست.ملک طاووس - ایزدی اندر آیین ایزدیها، ملک طاووس (Melek Taûs) به عنوان فرشتهای که از بهشت طرد و سپس بخشیده شده، شناخته میشود. او به عنوان نمادی مقدس و بخشنده پرستش میشود. این اعتقاد در بین ایزدیان باعث شده که برخی از مسلمانان آنها را «شیطانپرست» بنامند.یاما - هندوئیسم در هندوئیسم، یاما (Yama) به عنوان خدای مرگ و داور ارواح شناخته میشود. او نخستین کسی بود که درگذشت و به همین دلیل راهی برای مرگ و زندگی پس از مرگ برای انسانها ایجاد کرد. یاما، با دو سگ چهارچشم و طناب و گرزی که همراه دارد، ارواح را به جهان اموات هدایت کرده و مورد داوری قرار میدهد.@hogam
ظریفی مزاح کرد و نوشت: دلمان سوخت، می دانیم نمی توانید، می خواهید برویم بازش کنیم و از کوه پایین بیاوریم @hogam
ترسناک ترین شیاطین در فرهنگ های مختلف دنیاآساگ در فرهنگ سومری ها | Asagآساگ یکی دیگر از ترسناک ترین شیاطین دنیا است. این شیطان از فرهنگ سومری های باستان سرچشمه گرفته است. او انسان ها را با طب ها و سر درد های شدید می کشد و ظاهر بسیار زشت و کریهی دارد. در فرهنگ سومری ها، آساگ می تواند ماهی های مرده را در آب زنده کند و به شیطانی آبزی تبدیل کند. هم نشینان این شیطان، فرزندانش هستند که از او و زنان مرده گورستان ها ایجاد شده اند! آساگ، باعث درد و رنج مردم و همچنین وسوسه آن ها به کارهای وحشتناک و بسیار بد است. شیطان بزرگ فلاروس | Flaurosفلاروس یک اهریمن و شیطان دیوانه مونث است که از گذشته، حال و آینده خبر دارد و قربانیانش را زنده زنده می سوزاند! دشمنان او بیشتر کسانی هستند که از دستوراتش سرپیچی می کنند. هنگامی که او با دشمنانش رو به رو می شود، بدون استفاده از هرگونه بالی در هوا حرکت می کند و موهای بلوندش را به موهایی به رنگ خون واقعی تبدیل می کند! فلاروس یکی از ترسناک ترین شیاطین دنیا و خطرناک ترین موجودات روی کره زمین است آسمودئوس در فرهنگ ایران باستان | Asmodeusدر فرهنگ عامیانه فارسی، این شیطان به عنوان شیطان خشم شناخته می شود و برخی به آن آعشما دوا (Aeshma deva) می گویند. از این موجود در برخی کتاب های باستان نام برده شده است. شخصیت سارا توسط این دیو بارها شکنجه شده است.هر بار که سارا تلاش کرد ازدواج کند، این شیطان قبل از ازدواج آن مرد را کشت! به هر حال آسمادئوس هم یکی از ترسناک ترین شیاطین دنیا در فرهنگ فارسی است.
به یادبود کمدین سینما اکبر عبدی اکبر عبدی بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون که چندی پیش به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری بود عصر امروز جمعه ۲ مرداد به دلیل ایست قلبی در ۶۶ سالگی درگذشت. اکبر عبدی آقاباقر بازیگر پیشکوت سینما، تئاتر و تلویزیون، دارنده نشان درجه یک فرهنگ و هنر متولد ۴ شهریور ۱۳۳۹ در تهران بود، او از سال ۱۳۵۸ با دریافت مدرک دیپلم با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و سپس از سال ۱۳۶۱ به تلویزیون رفت. عبدی فعالیت خود را از اواخر دهه ۱۳۵۰ آغاز کرد و از هنرجویان مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما بوده است که با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» (۱۳۶۲) شناخته شد.عبدی سپس در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای «مردی که موش شد»، «اجاره نشینها»، «گراند سینما» و «ای ایران» توانست قابلیتهای خود را در نقشهای کمدی ثابت کند.نوع چهره عبدی و بازیهای او به قدری در زمینه کمدی منحصر بهفرد بود که حتی در فیلم «مادر» در نقش معلول و در فیلم سفر «جادویی» در دو نقش میانسالی و کودکیاش ظاهر شد و توانست به محبوبیت خوبی در میان مخاطبان سینمایی دست پیدا کند، این امر حتی در فیلمهای «دلشدگان» و «آقای شانس» هم مشهود بود.از بازیهای عبدی میتوان به فیلمهای «هنرپیشه» و «آدمبرفی» اشاره کرد. او برای نقشآفرینی در «مادر» (۱۳۶۸) و «خوابم میآد» (۱۳۹۰) برنده دو جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شده است.عبدی نیمه اول دهه هشتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد. بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و با وجود اینکه در سال ۱۳۸۰ و در جشنواره بیستم فیلم فجر برای بازی در فیلم «نان و عشق و موتور هزار» نامزد جایزه شد.عبدی در فیلم «خوابزدهها» بعد از فیلمهای «آدمبرفی» و «خوابم میآد» برای سومینبار نقش یک زن را ایفا کرد. وی در این فیلم نقش دو زن را بازی کرد.عبدی با بازی در سه گانه اخراجیها دوباره به اوج رسید.او در چند سال اخیر درگیر بیماری بود.@hogam
نقاشی را یک هنرمند هلندی با نام G. Hofstede van Essen در سال ۱۷۰۳ میلادی؛ یعنی ۳۲۳ سال پیش، در زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی از میدان نقشجهان اصفهان کشیده است.@hogam