
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢یک فنجان چایموسیقی ملایماینترنت لاک پشتیو گنجینه ی کتابارتباط با ادمین@Tohidlouاینستاگرامinstagram.com/mtohidlou محمد توحیدلوما را به دست اهلش بسپارید!
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 200 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 190 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
چو خواهی که باشی به گیتی بلندبه نیکی بکوش و بدی را نژندکه نیکی نباشد ز کس بینیازچو بینی، بکوش و بپرهیز بازبدان کو بدی پیش گیرد همیسرانجام، تیرهدل آید همیشاهنامهابوالقاسم فردوسی#فردوسی #شاهنامه📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
هر آنچه با تو روی میدهد، یا توان تحملش را داری یا نداری. اگر توان تحملش را داری، گله مکن و با آنچه طبیعت برایت رقم زده است مدارا کن؛ و اگر نداری، آن نیز تو را نابود نخواهد کرد، مگر آنکه خود بخواهی نابود شوی. به هر حال به یاد داشته باش که طبیعت هرگز باری سنگینتر از توان تو بر دوشت نمیگذارد.تأملاتمارکوس اورلیوس#مارکوس_اورلیوس #تأملات📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
قوی بودن، یعنی با چیزی که ازش میترسی روبهرو بشی، نه اینکه نترسی. مارک منسن📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سلام و احترامخوشحالم که اطلاع دهم دو بخش جدید به گنجینه اضافه شده است: معرفی امروز و فیلم با توحید.صادقانه بگویم که چیدمان و ویراستاری این دو بخش با کمک هوش مصنوعی انجام شده تا سرعت کار بالاتر برود؛ اما کتابها، فیلمها و سریالهایی که معرفی میکنم، از برترین آثار دنیا هستند و ارزش خواندن و دیدن دارند.در بخش فیلم، تلاش کردهام نکات لازم را درباره مناسب بودن یا نبودن هر اثر برای تماشای خانوادگی گوشزد کنم.به دلیل رعایت قوانین کپیرایت، تاکنون از انتشار متن کتابها یا فایل فیلمها خودداری کردهام؛ با اینکه آرشیو خوبی در اختیار دارم، احترام به حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان برایم اولویت است.امیدوارم از این دو بخش لذت ببرید و مطالب را با دوستان و گروههایتان به اشتراک بگذارید.با احتراممحمد توحیدلو
📚 گنجینهی کتاب | #فیلم_با_توحید🎬 نام فیلم: پدرخوانده (The Godfather)🎥 کارگردان: فرانسیس فورد کوپولا✍️ نویسندگان: ماریو پوزو و فرانسیس فورد کوپولا؛ بر اساس رمان «پدرخوانده» نوشتهی ماریو پوزو👥 بازیگران: مارلون براندو، آل پاچینو، جیمز کان، رابرت دووال، دایان کیتون و جان کازال🎼 موسیقی: نینو روتا📅 سال تولید: ۱۹۷۲⏱️ مدت زمان: ۱۷۵ دقیقه🌍 کشور سازنده: آمریکا⭐️ امتیاز IMDb: ۹.۲ از ۱۰🏷 ژانر: جنایی، درام🎞 معرفی عناصر مهم فیلم:پدرخوانده با نورپردازی تیره و سایهدار گوردون ویلیس، موسیقی اندوهگین و بهیادماندنی نینو روتا و بازیهای دقیقش، جهانی میسازد که در آن خانواده، محبت، تجارت و خشونت از هم جدا نیستند. فیلم در میزانسن، سکوت و نگاه بازیگران بهاندازهی دیالوگها حرف میزند؛ بهویژه بازی مارلون براندو که شخصیتی قدرتمند اما آرام و چندلایه خلق میکند.💭 درباره فیلم:پدرخوانده فقط یک فیلم گانگستری نیست؛ داستان فروپاشی تدریجی مرز میان اخلاق و قدرت است. کوپولا بهجای آنکه صرفاً ماجراهای مافیا را نمایش دهد، نشان میدهد چگونه وفاداری به خانواده میتواند به توجیهی برای انتخابهای خطرناک تبدیل شود.روایت فیلم با حوصله جلو میرود و برای هر شخصیت گذشته، انگیزه و جایگاه میسازد؛ به همین دلیل اتفاقهای مهم فیلم فقط هیجانانگیز نیستند، بلکه وزن عاطفی دارند. اگر به فیلمهایی علاقه دارید که جهان خودشان را با جزئیات میسازند، پدرخوانده یک کلاس درس در روایتپردازی است.🔍 داستان فیلم بدون اسپویل:دون ویتو کورلئونه، رئیس خانوادهای بانفوذ در نیویورک، با فشارها و پیشنهادهایی روبهرو میشود که تعادل خانوادهاش را به خطر میاندازد. در این میان، فرزندان او ناچار میشوند میان زندگی شخصی، وفاداری خانوادگی و منطق بیرحم قدرت انتخاب کنند. نظر توحید و جمعبندی:من فکر میکنم ارزش اصلی پدرخوانده در این است که حتی اگر به فیلمهای مافیایی علاقه ندارید، باز هم حرف زیادی برایتان دارد. فیلم دربارهی جاهطلبی، مسئولیت، میراث خانوادگی و تغییر انسان زیر فشار موقعیت است. پدرخوانده را باید برای داستان پرکشش، شخصیتپردازی عمیق، کارگردانی حسابشده و پایانبندیِ تأثیرگذارش دید؛ اثری که بعد از تمام شدن هم در ذهن میماند.📰 نقدهای فیلم:منتقدان، پدرخوانده را بهخاطر اقتباس هوشمندانه از رمان، فضاسازی کمنظیر، بازیهای ماندگار و تواناییاش در انسانیکردن شخصیتهای خاکستری ستودهاند. ریتم آرام فیلم ممکن است برای بعضی مخاطبان امروز کمی طولانی به نظر برسد، اما همین صبر روایی باعث میشود بحرانها طبیعی، باورپذیر و عمیق شکل بگیرند.🏆 جایگاه اثر:پدرخوانده برندهی اسکار بهترین فیلم شد و هنوز یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما و الگوی بسیاری از فیلمهای جنایی و خانوادگی است. «مردی که برای خانوادهاش وقت نمیگذارد، هرگز نمیتواند یک مرد واقعی باشد.»گنجینهی کتاب | #محمد_توحیدلو📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
وقتی همه یک حرف را میزنند، احتمال اشتباه بودن آن حرف بسیار زیاد است. هرگز به صرفِ تکرارِ دیگران، چیزی را باور نکنید.#هنر_شفاف_اندیشیدن#رولف_دوبلی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
لئو تولستوی :اقرار به خطا بزرگواریِ بیشتری میخواهد تا اصرار در کشاندنِ کار به جایی که دیگر جبران ممکن نیست.📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اگر چه نیست!زیبا شیرازی#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
📚 گنجینهی کتاب | #معرفی_امروزنام کتاب: جنگ و صلحنویسنده: لئو تولستویسال انتشار: 1869ژانر: رمان تاریخی، اجتماعی، فلسفیامتیاز جهانی خوانندگان: ★★★★★لئو تولستوی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات روس و جهان است؛ رماننویسی که نگاه عمیقش به انسان، تاریخ و اخلاق، آثارش را ماندگار کرده است. از مشهورترین کتابهای او میشود به آنا کارنینا، جنگ و صلح، مرگ ایوان ایلیچ، رستاخیز و خاطرات دوران کودکی اشاره کرد.جنگ و صلح فقط روایتی از جنگهای ناپلئونی نیست؛ این رمان عظیم، زندگی خصوصی انسانها را در دل تلاطم تاریخ نشان میدهد و بهطرزی شگفتانگیز، عشق، ترس، سرنوشت، طبقه، مرگ و معنا را در کنار هم قرار میدهد. تولستوی با قدرتی کمنظیر، صحنههای باشکوه تاریخی را در کنار لحظههای کوچک و صمیمی زندگی مینشاند تا ثابت کند تاریخ فقط در میدان نبرد ساخته نمیشود، بلکه در دل خانهها و وجدانها هم جریان دارد.گنجینهی کتاب این اثر را به خوانندگانی پیشنهاد میکند که میخواهند با یکی از بزرگترین رمانهای جهان روبهرو شوند؛ کتابی که هم از نظر وسعت روایی خیرهکننده است و هم از نظر فلسفی، پرسشهای بزرگی درباره آزادی انسان و نقش او در تاریخ مطرح میکند. منتقدان، جنگ و صلح را بهخاطر عمق شخصیتپردازی، وسعت دید و توانایی حیرتانگیز در ترکیب تاریخ و فلسفه ستودهاند؛ در عین حال، طولانیبودن و حجم عظیم آن برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز است. با این همه، همین عظمت، بخشی از شکوه کتاب است.گنجینهی کتاب#محمد_توحیدلو📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
عفت، آن است که قوت شهوت در تصرف قوت عاقله باشد و نفس از آنچه لایق نیست بازایستد. و چون عفت از حد بگذرد، خمودی بود و چون به تقصیر گراید، شره. و فضیلت در حد وسط است، چه خیر الامور اوسطها.اخلاق ناصریخواجه نصیرالدین طوسی#خواجه_نصیرالدین_طوسی #اخلاق_ناصری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
انسان گاهی با اشتیاق و به شکلی غیرعادی، عاشق رنج کشیدن است.جنایت و مکافاتفئودور داستایوفسکی#فئودور_داستایوفسکی #جنایت_و_مکافات📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
این هدیه بازکردنی استدوست گرامی، شما از طرف «محمد توحیدلو» عزیز به بلو دعوت شده اید.روی لینک زیر کلیک کرده و اپلیکیشن بلو را نصب کنید.کد «OL3BKQ» را در قسمت کد معرف وارد و فرآیند بازکردن حساب را تکمیل کنید.blubank.sb24.ir/download%D8%A8%D9%84%D9%8… بانک، ولی دوست داشتنیمحمد توحیدلو
در دادگاه، مورسو بیش از آنکه برای قتلش محاکمه شود، برای بیعاطفگیاش محاکمه شد. او به جرم اینکه در مراسم خاکسپاری مادرش گریه نکرده بود، بهعنوان هیولایی بیاحساس معرفی شد. جامعه نمیتوانست بپذیرد که آدمی بدون نقابهای معمول زندگی کند. صداقت او، برای جامعه از خود قتل هم خطرناکتر بود. چون جامعه بر پایه دروغهای کوچک و بزرگ بنا شده است و کسی که این دروغها را کنار بزند، نظم موجود را به چالش میکشد. مورسو نه به خاطر قتل، که به خاطر صداقتش محکوم شد.بیگانهآلبر کامو#آلبر_کامو #بیگانه📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«در ستادِ فرماندهیِ متفقین، افسرانِ اتریشی و روسی مشغولِ ترسیمِ نقشههایی بودند که تنها بر رویِ کاغذ کارآمد بود. آنها چنان درگیرِ منطقِ هندسیِ جنگ شده بودند که فراموش کرده بودند که سربازان انساناند، نه اعداد. آنها فکر میکردند با جابجاییِ لشکرها میتوانند سرنوشتِ اروپا را تعیین کنند، در حالی که کوچکترین تغییر در وضعیتِ جوی یا یک سوءتفاهمِ کوچک در انتقالِ دستور، تمامِ آن نقشههایِ بینقص را به آشوب میکشید. این بوروکراسیِ نظامی، اولین قربانیِ خود را پیش از آغازِ نبرد گرفت: عقلانیتِ جنگی.»#لئو_تولستوی#جنگ_و_صلح📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
📚 گنجینهی کتاب | #معرفی_امروزنام کتاب: نامه به کودکی که هرگز زاده نشدنویسنده: اوریانا فالاچیسال انتشار: 1975ژانر: رمان کوتاه، فلسفی، اجتماعیامتیاز جهانی خوانندگان: ★★★★★اوریانا فالاچی از برجستهترین نویسندگان و روزنامهنگاران ایتالیایی قرن بیستم است؛ زنی که با نثر صریح، نگاه تیز و جسارت فکری، از مرز گزارشنویسی فراتر رفت و به یکی از صداهای ماندگار ادبیات معاصر تبدیل شد. از مهمترین آثار او میتوان به نامه به کودکی که هرگز زاده نشد، یک مرد، جنس ضعیف، مصاحبه با تاریخ، خشم و غرور اشاره کرد.نامه به کودکی که هرگز زاده نشد تکگوییای صادقانه، دردناک و عمیقاً انسانی است؛ گفتوگویی میان یک زن و جنینی که هرگز به دنیا نمیآید. فالاچی بدون شعارزدگی، مسئلهی انتخاب، تنهایی، مسئولیت، ترس و حقِ زیستن را در قالبی موجز اما تکاندهنده پیش میبرد. گنجینهی کتاب این اثر را به خوانندگانی پیشنهاد میکند که به متنهای روانشناختی، تأملبرانگیز و احساسی علاقه دارند.این کتاب در سالهای بعد به یکی از آثار شناختهشدهی فالاچی بدل شد و بارها در نقدهای ادبی و بحثهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. اثر اقتباس سینمایی مشهوری ندارد، اما در میان خوانندگان و منتقدان، بهخاطر صداقت عاطفی و لحن بیپردهاش تحسین شده است. بسیاری از مخاطبان، این رمان کوتاه را از شخصیترین و اثرگذارترین نوشتههای فالاچی میدانند.گنجینهی کتاب#محمد_توحیدلو📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اما باید یک چیزی بهت بگویم، اگر میخواهی زندگیات را بسازی مجبوری طاقتت را بیشتر کنی.#هاروکی_موراکامی#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
او هشت روز دیگر نیز در اندیشه بود تا برای خود نامی برگزیند و سرانجام خود را «دن کیشوت لامانچایی» نامید. اما چون جوانمردان بزرگ رسم داشتند نام معشوقهای داشته باشند که قلبشان را تسخیر کند، او نیز دختر روستایی همسایه را که روزگاری دلباختهاش بود، برگزید و او را «دولسینیا دِ توبوسو» نامید.دن کیشوتمیگل د سروانتس#سروانتس #دن_کیشوت📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سلام و ارادت فراوون دوستان در حال تولید معرفی کتاب هستم، مخصوص همینجاچند روزه دارم روش کار میکنم چیز خوبی تولید بشه، شما هم کمک کنید و اگر میتونید مطلب یا عنوان کتاب بفرستید.مثل قدیم کمک حالم باشید و کانال رو گرم کنید 🙏🏻ارادتمندمحمد توحیدلو@tohidlou
پادکست دیالوگ باکس عاشقانهی آرامبشنوید#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
📚 گنجینهی کتاب | معرفی امروزنام کتاب: 1984نویسنده: جورج اورولسال انتشار: 1949ژانر: رمان دیستوپیایی، سیاسی، فلسفیامتیاز جهانی خوانندگان: ★★★★☆جورج اورول از مهمترین نویسندگان قرن بیستم است؛ نویسنده، روزنامهنگار و منتقدی که نگاه تیزش به قدرت و زبان، ادبیات مدرن را عمیقاً تحتتأثیر قرار داد. از معروفترین آثار او میشود به مزرعه حیوانات، 1984، درود بر کاتالونیا، محرومان پاریس و لندن و آس وینگان پیر اشاره کرد.1984 فقط یک داستان درباره آینده نیست؛ هشدارنامهای است درباره جهانی که در آن حقیقت میتواند بازنویسی شود، حافظه جمعی دستکاری شود و انسان حتی به افکار خودش هم مطمئن نباشد. فضای کتاب سرد، فشرده و نفسگیر است و همین خفقان، قدرت اصلی آن را میسازد. گنجینهی کتاب این اثر را به خوانندگانی پیشنهاد میکند که دنبال رمانی صرفاً سرگرمکننده نیستند، بلکه میخواهند با یکی از مهمترین متنهای قرن بیستم روبهرو شوند؛ کتابی که هرچه جلوتر میروی، بیشتر حس میکنی فقط یک داستان نیست، بلکه آینهای برای فهم سازوکار قدرت و ترس است.فلسفهی کتاب در این پرسش خلاصه میشود: اگر زبان، حافظه و حقیقت در اختیار قدرت باشد، انسان چه چیزی برای تکیهکردن دارد؟ منتقدان، 1984 را بهخاطر شدت تأثیر، جهانسازی دقیق و پیشبینی هولناکاش ستودهاند؛ در عین حال، برخی آن را اثری تلخ و بیرحم میدانند که عمداً خواننده را در اضطراب نگه میدارد. همین تلخی، دلیل ماندگاری آن است.گنجینهی کتاب#محمد_توحیدلو📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
شادیهای کوچک و روزمره، اگر قدرشان دانسته شود، اغلب از بزرگترین موفقیتها پایدارتر و رضایتبخشترند. یک گفتوگوی صمیمانه، قدمزنی در هوای آزاد، لذت خواندن کتابی خوب در کنار آتش—اینها گنجهای واقعی زندگی هستند که بسیاری در پی ثروت و شهرت، آنها را نادیده میگیرند و بعد در اوج موفقیت، خود را تهی مییابند.#جین_آستن #غرور_و_تعصب📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سلام و ارادت از دوستان عزیز که از گروه دنبال میکنند کانال رو خواهشمیکنم روزی یک بار کانال رو باز کنن و چند مطلب آخر رو مطالعه کنند🙏🏻در ضمن لطفا مطالبی رو که دوست دارید به گروههای دوستان یا اشخاص ارسال فرمایید.از دادن ریاکشن به مطالب، دریغ نفرمایید 🌹هرچه بیشتر دیده شدن کانال امتیاز داره 🙏🏻با احترام فراوانمحمد توحیدلو
مردم غیرعادی حق دارند برخلاف قانون رفتار کنند، اما در یک حد معین، به شرط آنکه فکری را که میخواهند جامه عمل بپوشانند این فکر برای بشریت لازم باشد. میگویید که تا آنجا که یادم میآید، در مقاله من آمد که فقط یک طبقه از مردم هستند که میتوانند از حدود قانون بگذرند، آنهایی که نیروی این را دارند که جملات نو بگویند و به این سبب و فقط به این سبب، قانون برای آنان نیست، بلکه آنان قانونند. در واقع، مقاله من چیزی جز این نبود.جنایت و مکافاتفئودور داستایفسکی#فئودور_داستایفسکی #جنایت_و_مکافات📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«وقتی با انتخابی بینِ یک گزینه قطعی و یک گزینه احتمالی مواجه هستیم، مغز ما به طور غریزی از ریسک فرار میکند. ما ترجیح میدهیم یک دستاوردِ کوچک اما تضمینشده داشته باشیم تا اینکه برای دستیابی به موفقیتی بسیار بزرگتر اما با احتمال شکست، ریسک کنیم؛ این محافظهکاری در درازمدت مانع از پروازهای بزرگ میشود.»هنر شفاف اندیشیدنرولف دوبلی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
آنچه را جامعه به عنوان «عقلانی» و «طبیعی» میپذیرد، غالباً چیزی نیست جز تثبیت و جزمی کردن مناسبات قدرت موجود. کار نقد جامعهشناسی، آشکار کردن این سازوکارهاست؛ نشان دادن اینکه چگونه نهادها و باورهای به ظاهر بدیهی، در حقیقت ابزارهایی برای حفظ نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی هستند.کتاب: درسهای زندگینویسنده: سنکا#سنکا #درس_های_زندگی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«پیر بژوخوف پس از مرگِ پدر و به دست آوردنِ ثروتِ عظیم، با هجومِ اطرافیانِ چاپلوس روبرو شد. او با دیدنِ اینکه چگونه نگاهِ مردم نسبت به او تنها در عرضِ چند روز تغییر کرد، به بینشی تلخ دست یافت. او فهمید که عشق، دوستی و احترام در محیطِ اشرافی، نه به شخصیتِ فرد، بلکه به قدرتِ خریدِ او بستگی دارد. این ثروت، به جایِ آنکه باری از رویِ دوشش بردارد، او را در زندانی از روابطِ کاذب حبس کرد که هیچ راهِ فراری از آن نداشت، مگر گریز به خلوتِ اندیشههایش.»#لئو_تولستوی#جنگ_و_صلح📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
مذاکره با خاطرات، کارِ آسانی نیست. چطور میشود بین آنهایی که نفس نفس میزنند تا بازگو شوند و آنهایی که تازه دارند پا میگیرند و آنهایی که هنوز هیچی نشده، چروک خوردهاند و آنهایی که کلام، آسیابشان میکند و تنها گَردی ازشان باقی میماند، انتخاب کرد؟📕 جزء از کل👤 #استیو_تولتز📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
هزار و یک شبسحر بروجردی و علیرضا قربانی#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
این گناه کارانند که راحت میخوابند،چون چیزی حالیشان نیست و بر عکس،بی گناهان نمیتوانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند، چون نگران همه چیز هستند اگر غیر از این بود، بی گناه نمی شدند.#زندگی_در_پیش_رو#رومن_گاری#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
ممکنه از خودت بپرسی چطور میشه دنیا یه آدم رو فراموش کنه؟ ولی این اتفاقیه که همیشه میافته.از کتاب 📕دعا برای ربودهشدگان #جنیفر_کلمنت#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
روابط ابزاری به وضوح مرزبندی شدهاند؛ در این نوع روابط، علاقهمان به هم به برآوردن نیازی یا خواستهای صریح محدود است. اما علاقهی ما به دوستمان ورای انتظارات بخصوصی است که ممکن است از رابطهمان داشته باشیم.دوستی، به چیزی بیش از سبک سنگین کردن خصلتهایی که تا به حال از دوستمان دیدهایم نیاز دارد.#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سه چیز پایدار نماند: مال بیتجارت، علم بیبحث، ملک بیسیاست.و سه چیز از سه کس زشت است: تندی از پادشاه، بخل از توانگر، دروغ از عالم.گلستانسعدی شیرازی#سعدی #گلستان📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
من هرگز در عمر خود معلم هیچکس نبودهام و از هیچکس مزد نیاموختهام. اگر کسی از من پرسشی میکند، پاسخ میدهم و اگر سخنم را میشنود، چه غنی و چه درویش، دریغ نمیکنم. آنچه مرا از دیگران جدا کرده این است که هر کس بخواهد میتواند سخن مرا بشنود و بیازماید، و من هرگز دانش خود را پنهان نکردهام و آن را به بهایی نفروختهام. راستی را چون هوا برای همگان آزاد میدانم، نه کالایی برای خرید و فروش.آپولوژیافلاطون#افلاطون #آپولوژی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
لونت شیک :زخمهایت را نشانم بده،تا بدانم چگونه باید دوستت بدارم،تا یاد بگیرم چگونه نوازشت کنم.📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«عشق به خود، ریشهی تمامِ فضایل است. اما نه آن عشقِ خودخواهانه و حقیرانه که به دنبالِ لذتهای گذرا است؛ بلکه آن عشقِ والایی که انسان را وادار میکند تا تمامِ توانِ خود را برای تعالیِ خویش به کار گیرد. اگر تو خود را دوست نداشته باشی، هرگز نخواهی توانست به دیگری عشق بورزی یا جهان را تغییر دهی.»#فریدریش_نیچه#چنین_گفت_زرتشت📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
این هدیه بازکردنی استدوست گرامی، شما از طرف «محمد توحیدلو» عزیز به بلو دعوت شده اید.روی لینک زیر کلیک کرده و اپلیکیشن بلو را نصب کنید.کد «OL3BKQ» را در قسمت کد معرف وارد و فرآیند بازکردن حساب را تکمیل کنید.blubank.sb24.ir/download%D8%A8%D9%84%D9%8… بانک، ولی دوست داشتنیمحمد توحیدلو
آمد امااستاد بنان#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
ابوالحسن ورزی همسری داشت که از خوبرویان تهران به شمار میآمد و علاوه بر چهرهی جذاب، روحی زیباپرست و لطیف داشت. اهلِ دل و شیفتهی شعر و ادبیات و هنر بود و با این خصائلِ جسمی و روحی، الهامبخشِ طبعِ شاعرانهی ورزی به شمار میآمد. وی نیز در جلساتی که همسرش شرکت میکرد، حضور داشت و در همین نشست و برخاستها بود که بین او و آن جوانِ بلندبالای مازندرانی علائقِ عاشقانه شکفته شد و بهتدریج حدیثِ مهرورزیِ آنها به یکدیگر از پرده بیرون افتاد و نهایتاً بین ورزی و همسرش جدایی رخ داد و آن عاشق و معشوق باهم ازدواج کردند.طبعِ ظریف و حساسِ ورزی از این جدایی بسیار آزرده و مکدّر و ملول شد و بهتدریج به آشفتگیهای روحی گرفتار آمد. دوستانِ مشترک آنها که رنج و عذابِ بیحدِ ورزی را میدیدند و احتمال میدادند که به جنون گرفتار آید، از این رویداد بسیار رنجیده و ناراحت شدند و آن را مغایرِ آیینِ دوستی و جوانمردی میدانستند و جمعاً به مردِ بلندبالای مازندرانی فشار وارد آوردند که زن را رها کند و نهایتاً پس از ۷-۶ ماه آن دو از هم جدا شدند و زن بار دیگر به زندگی ورزی پیوست و غزلِ زیبا و پرمعنای «آمد امّا در نگاهش آن نوازشها نبود»، بازتابِ این رویداد بود. داستانی که موجب شد تا ورزی، آزردگیهای روحی و احساساتِ لگدمالشدهی خود را در این غزل بیان کند. از سردیِ بوسهها و نگاههای بینوازش و آغوشِ بدونِ مهر شکوه و شکایت کند و از رسواییها ناله سردهد.آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشمِ خوابآلودهاش را مستیِ رویا نبودنقشِ عشق و آرزو از چهرهی دل شسته بودعکسِ شیدایی، در آن آیینهی سیما نبودلب همان لب بود اما بوسهاش گرمی نداشتدل همان دل بود، اما مست و بیپروا نبوددر دلِ بیزارِ خود جز بیمِ رسوایی نداشتگرچه روزی همنشین جز با منِ رسوا نبوددر نگاهِ سردِ او غوغایِ دل خاموش بودبرقِ چشمش را، نشان از آتشِ سودا نبوددیدم، آن چشمِ درخشان را ولی در آن صدفگوهرِ اشکی که من میخواستم پیدا نبودبر لبِ لرزانِ من، فریادِ دل خاموش بودآخر آن تنها امیدِ جانِ من، تنها نبودجز من و او دیگری هم بود اما ای دریغآگه از دردِ دلم زان عشقِ جانفرسا نبود🎙 با صدای استاد بنان____________📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
یک لحظه دیدمت یک عمر درونِ همه ی آینه هایی ...👤 #معصومه_صابر📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
از روزی که فهميدم نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد.آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم.📕 مائده های زمینی 👤 #آندره_ژید📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
انسان هیچ کجا نمیتواند پناهگاهی آرامتر و بیدغدغهتر از روح خودش بیابد.تأملاتمارکوس آئورلیوس#مارکوس_آئورلیوس #تأملات📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
برای آن می جنگی که روزی بتوانی صلح کنیهرچه بیشتر ستیز میکنینشئه ی آشتی عمیق تر می شودبازوان منآخرین صحنه ی این نبرد استهر حماسه ای به خلوتی عاشقانه ختم می شود. #علیرضاراهب📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
عشق غایت نیست، بلکه فرایندی است که طی آن فردی تلاش میکند دیگری را بشناسد.(جان ویلیامز)#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
مطالعه، هر چیزی را عوض میکند!هر چیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگیِ ابلهانه میکشاند!از کتاب 📕 کنستانسیا #کارلوس_فوئنتس#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
گمشده در زماندیالوگ باکس#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
جلوی تاکسی نشسته بودم. رادیو روشن بود و گوینده داشت به مناسبت هفته درختکاری از فواید درخت میگفت. یاد درختی افتادم که در حیاط خانه قدیمیمان بود؛ درختی که رازی برای من داشت.روی تنه درخت قلبی کنده شده بود و زیر آن این نوشته بود:«تا ابد عاشق تو میمانم... مرداد ۱۳۱۴.»چه جمله عجیبی.هنوز بعد از این همه سال دلم میخواهد بدانم که در مرداد سال هزار و سیصد و چهارده زیر آن درخت چه کسی این جمله را برای چه کسی حک کرده است.کاش میدانستم که سرنوشت عشقشان به کجا کشیده.کاش قصه زندگی نویسنده این جمله را میدانستم.هشتاد و دو سال پیش دو نفر احساس کردهاند که عشقی ابدی خواهند داشت و امروز من جلوی یک تاکسی نشسته بودم و به دو نفری که نمیدانستم کیستند فکر میکردم...به قلبی که روی تنه درخت مانده بود.روی تنه درختها نباید چیزی نوشت؛ولی با این وسوسه چه میتوان کردکه نوشتهها روی تنه درختان باقی میمانند؟سروش صحت#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
من نباید گریه کنم. نباید التماس کنم. من نباید کاری کنم که اون منو تحقیر کنه.حتی اگر هم امن عاشقم نباشه باید بهم احترام بذاره.📚 بر باد رفته🖊 مارگارت میچل 🔗 الهام رحمانی#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
همه چیز از یک گفتوگوی ظاهرا عادی آغاز میشود؛ دو مرد در تراس هتلی در منطقه کوهستانی تسین سوئیس کنار هم مینشینند، نوشیدنی میخورند و حرف میزنند.اما ورنر خیلی زود نشان میدهد که این برخورد تصادفی، بیشتر شبیه یک بازجویی روانی است تا یک مکالمه دوستانه.📗بردامنه🖊 ماکس ورنر 🔗 محمد همتی📜 ۱۹۲ صفحه#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
هنگامی که کودک بودید، احتمالاً دویدهاید تا چیزهای جدید را بیازمایید، شیطنت کردهاید، اشیای ناآشنا را برداشتهاید، از درخت بالا رفتهاید، ساعتها حشرات را تماشا کردهاید یا ناگهان به آواز خواندن و پایکوبی رو آوردهاید و آنگاه ""اتفاقی "" افتاده است.بیشترِ ما با شور و شوق به بیرون گام گذاشتهایم، بر اسب استعارهای خود جَست زدهایم و سپس به علت حرفی که به ما گفته شد، گذاشتیم کوچک شویم تا در کالبدِ هراسانمان بگنجیم. شاید در پاسخ (به آن اتفاق یا آن حرفی که شنیدیم و رفتاری که با ما شد)؛ مظلوم یا هموابسته شدیم یا مدام در پی جلب رضایت دیگران دویدیم. شاید هم در پاسخ، شورش کرده و به هزینهی از دست دادنِ نیروی مهربانیمان، ویژگیهای قدر قدرت بودن را در خود پرورش داده باشیم. به هر شکل، همهی ما داستانی دربارهی زندگی خود میسازیم که توسط رویدادهایی که «نمیدانستیم چگونه آنها را بفهمیم و بپذیریم»، تعریف شده است. #شجاعت#دبی_فورد#فرناز_فرود📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
« الملک یبقی مع الکفرولا یبقی مع الظلم والا پیام دار محمد گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی مانَد برپا و استوارهرگز! هرگز!والا پیام دار محمد آن گاه تمثیل وار کشیدیعبای وحدتبر سر پاکان روزگاروالا پیام دار محمد در تنگ پر تبرک آن نازنین عبادیرینه ای محمد جا هستبیش و کم آزاده راکه تیغ کشیده است بر ستم...والا پیام دار محمد ...»سیاوش کسرایی#گنجینه_ی_کتاب 📚 @Ganjine_Ketab 📕
این هدیه بازکردنی استدوست گرامی، شما از طرف «محمد توحیدلو» عزیز به بلو دعوت شده اید.روی لینک زیر کلیک کرده و اپلیکیشن بلو را نصب کنید.کد «OL3BKQ» را در قسمت کد معرف وارد و فرآیند بازکردن حساب را تکمیل کنید.blubank.sb24.ir/download%D8%A8%D9%84%D9%8… بانک، ولی دوست داشتنیمحمد توحیدلو
داستانهایی که «انتخاب میکنیم» دربارهی خود و زندگیمان به خودمان بگوییم، تعیین میکنند کیستیم و چه توانهایی داریم. پس برای مطالبهی شجاعت، باید به دقت به رویدادهایی که در ناخودآگاهمان پنهان شدهاند، بنگریم. دوباره گذشتهمان را ببینیم و آگاهانه آن را جمعبندی کنیم تا بتوانیم از فشار شدید ناامنی، ترس و پشیمانی رها شویم. #شجاعت#دبی_فورد#فرناز_فرود📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اگر ضعیف، ترسو و درمانده بودهایم، به دیدن خود به عنوان موجودی ضعیف، ترسو، و درمانده ادامه میدهیم. وقتی تلاش میکنیم از محدودههای کسی که گمان میکنیم هستیم، خارج شویم و به ویژه، از نقشهای اجتماعی که میشناسیم، بیرون بیاییم، به بنبست میخوریم، زیرا محدودیتهای برخاسته از داستانهای خودمان سد راه ما میشوند. ما که در خردسالی ترسیدهایم، زخمی شده و اغلب آسیب دیدهایم، خود را مخفی میکنیم و به منظور محافظت، خود را در تصوری دروغین از خودمان میپیچیم. «خوداِنگاره» قدیمی با شیوهی کارکرد منسوخش، مدام توسط ذهن ناخودآگاه ما هم زده و به جهان بیرون فراافکنده میشود. فقط وقتی درون پوستهی تصویری که ایجاد کردهایم، بیدار شویم و این شوق را بیابیم که از آن بیرون بیاییم، میتوانیم انتخابهایی آگاهانه انجام دهیم که به والاترین بینش ما برای یک زندگی نیرومند، وسعت میبخشد. #شجاعت#دبی_فورد#فرناز_فرود📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«کودکِ مبارز شجاع» مبارز شجاع و خردسال، با نگاهی مهربان و قلبی همدل بیدار میشود و آمادهی انجام سهم خود در جهان است...او شادمانه میدود...شور و شوقی را که آن روز در پیش دارد، حس میکند...پا در رکاب اسب زین شده و مورد اعتمادش میگذارد...آنها (بزرگترها) فریاد میکشند:«نه!نه! برگرد! تو خیلی کودکی. این کار تو نیست. این، جهانِ آدمهای بزرگ، و این، کارِ آدمهای بزرگ است.» کودک پاسخ میدهد:«میدانم من بزرگ نیستم، اما به اندازهی لازم نیرومندم و میتوانم در کنار شما کاری کنم.» آنها باز هم فریاد میکشند:«تو که مبارز نیستی! ما آمدهایم تا تو را به خانه برگردانیم!»کودک نمیداند چرا نمیتواند خود را ابراز کند. که چرا این، کارِ او نیست. پیش از آن هرگز این کلمات را نشنیده است: «این، دنیای آدمهای بزرگ است!» آیا این موضوع حقیقت دارد؟ به خودش اجازه میدهد شک کند و انگیزههایش را بسنجد. صدایی را در درون میشنود که به سختی آن را تشخیص میدهد. اصلاً شبیه صدای شجاعت نیست که هر روز صبح او را بیدار میکند و میگوید: «تو یک هدیهی خارقالعاده برای جهان هستی. هیچ کاری نیست که از توانت خارج باشد. هیچکس در جهان مانند تو نیست. به تو نیاز داریم.» برعکس، کودک صدایی ناآشنا میشنود که به او هشدار میدهد: «اینجا امن نیست. بهتر است مواظب باشی. مگر فکر میکنی کی هستی؟! هیچ کس خاصی نیستی. جهان به تو نیاز ندارد.»مبارز که اکنون مردد و از خودش نامطمئن شده، میایستد. او پشت درختان پنهان است. از احساسهایی که در درونش جریان دارند، سر در نمیآورد...دیگر مانند سابق نیست. او مسخ شده است.به جای آنکه راست قامت، سوار بر اسب توسنش بماند و به کار کمک کردن، نشاط بخشیدن و از قید و بند رهانیدن دلها ادامه دهد، گوش به فرمان میشود. به جای آنکه بالاترین توانش را به جهان عرضه کند، این داستان را باور میکند که درمانده و ناتوان است و تا ابد باید منتظر بماند تا نجاتدهندهای از راه برسد، او را به جایی بهتر ببرد و از یک عمر زندگی بیهوده و پر رنج برهاند. در یک آن، از مبارزی خردسال و فاتح، به کودکی هراسان تبدیل میشود که هیچ کس او را نمیبیند، اهمیتی ندارد و صدایش شنیده نمیشود. بهاینترتیب، مرگ مبارز شجاع و خردسال فرامیرسد.#شجاعت#دبی_فورد#فرناز_فرود📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
هر موجود زندهای رانهی حرکت را در خود دارد و حرکتش بِالذات است. حال بازی به عنوان حرکت بالذاتی ظاهر میشود که به دنبال هیچ هدف و غایتی نیست، بلکه حرکت به مثابهی حرکت را هدف قرار میدهد، حرکتی که به اصطلاح پدیدهی فزونی و بازنمودِ زنده بودنِ خود خود را به نمایش میگذارد. و این درواقع همان چیزی است که در طبیعت شاهدش هستیم، مثل بازی حشرات، یا تمامی اشکال پرجنبوجوشِ بازی موجود در عالم حیوانات به ویژه در بچههایشان. ویژگی خاص بازی انسانی این است که بازی میتواند عقل را، این وجه امتیازِ اخصِ آدمی را- که با آن پیوسته برای خود اهدافی وضع و آگاهانه آنها را دنبال میکنیم- دربرگیرد و از وجه امتیازِ عقلِ وضعکننده پیشی بگیرد، زیرا وجه انسانی در بازی انسانی نظم و انظباط شخصی ای است که هنگام بازی به حرکاتمان تحمیل میکنیم، گویی در بازی اهداف خاصی دخیلاند، مانند کودکی که در توپبازی تعداد دفعات تماس توپ با زمین را میشمرد پیش از آنکه کنترل توپ را از دست بدهد. هر چند هدفی که در اینجا دنبال میشود فعالیتی غیرهدفمند است، اما آنچه مدنظر است همین فعالیت است. منظور از بازی همین است. به اینترتیب مراد از بازی چیزی توأم با تلاش، جاهطلبی و جدیترینِ وقف کردنهاست.#اهمیت_امر_زیبا_در_زمانه_ما#هانس_گئورک_گادامر#فریدا_فرنودفر📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«لذت، آغاز و غایت زندگی سعادتمندانه است.» این چیزی بود که اپیکور بر آن تأکید میکرد. او چیزی را تأیید میکرد که بسیاری مدتها به آن عقیده داشتند ولی فلسفه به ندرت آن را پذیرفته بود. (در نگاه اپیکور) فلسفهی درست چیزی نبود غیر از راهنمای لذت: «کسی که ادعا میکند هنوز برای فلسفه آماده نیست یا دیگر سنش آن را اقتضا نمیکند، شبیه فردی است که بگوید بسیار جوانتر یا پیرتر از آن است که سعادتمند باشد.»تعداد کمی از فیلسوفان تا آن زمان با چنین صراحتی به علاقهی خود به سبک زندگی لذتبخش اقرار کرده بودند. اپیکور حمایت برخی از ثروتمندان را جلب کرده و از پول آنها برای تأسیس بنیادی فلسفی به منظور ترویج خوشبختی استفاده کرد...به رغم انتقادات، تعالیم اپیکور همچنان طرفدارانی پیدا میکرد. این تعالیم در سراسر حوزه مدیترانه پخش شد؛ مدارس لذت در سوریه، یهودیه، مصر، ایتالیا و گُل-فرانسه امروز- تأسیس شد؛ و این فلسفه پانصد سال نافذ ماند، و فقط به تدریج بر اثر مخاصمه بربرهای خشن و مسیحیان در دوران سقوط امپراتوری روم غربی از میان رفت.حتی از آن پس نام «اپیکور» به شکل صفت به عنوان نشانهای از علایق او به بسیاری از زبانها داخل شد. «لغتنامه انگلیسی آکسفورد؛ اپیکوری: دلبسته لذتجویی؛ خوشگذران، لذت طلب و شکمباره»#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
زنهار...تا بوده باورم بوده که زندگی همین بیداری بیکرانه است که آدمی را برای گهوارهبانی کلمات، برگزیده است: ذرهذره...ذات خویش را به واژهها بخشیدن، هم به امیدِ امید، هم به امیدِ آزادی، هم به امیدِ شادمانی بیهراس، زنهار...!پرنده به این دلیل قادر به پرواز است که آزادی را جدی گرفته است.#سیدعلی_صلحی#کتاب_کوچک_معصومیت_و_امیدبخواهخواسته خواهی شد📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
#حکایت ✏️ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺯﺍﻫﺪﻯ ﺩﺭ ﺑﺼﺮﻩ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﮒ ﺭﺳﻴﺪ، ﺧﻮﻳﺸﺎﻧﺶ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺩ ﻭﻯ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻰﮔﺮﻳﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺖ: ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﺎﻧﻴﺪ. ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﺎﻧﻴﺪﻧﺪ. ﺭﻭ ﺳﻮﻯ ﭘﺪﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺍﻯ ﭘﺪﺭ! ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﻣﻰﮔﺮﻳﻰ؟" ﮔﻔﺖ:" ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﮕﺮﻳﻢ ﻛﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻯ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﻤﻴﺮﺩ ﻭ پشتم ﺑﺸﻜﻨﺪ. "ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ:" ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﻣﻰﮔﺮﻳﻰ؟ "ﮔﻔﺖ:" ﺍﻣﻴﺪ ﻣﻰﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﻴﺮﻯ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻦ ﻛﻨﻰ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻰ. "ﺭﻭﻯ ﺳﻮﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺷﻤﺎ ﭼﺮﺍ ﻣﻰﮔﺮﻳﻴﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﻳﺘﻴﻢ ﺷﺪﻳﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺫﻟﻴﻞ ﮔﺸﺘﻴﻢ."ﺭﻭ ﺳﻮﻯ ﻋﻴﺎﻝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﻣﻰﮔﺮﻳﻰ؟" ﮔﻔﺖ:" ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ نگه ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻳﻦ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﺭﺍ؟ "ﮔﻔﺖ:" ﺁﻩ! ﺁﻩ! ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻪ، ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﻣﻰﮔﺮﻳﻴﺪ، ﻫﻴﭽﻜﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﻧﻤﻰﮔﺮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﭼِﺸَﻢ ﺗﻠﺨﻰ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﻭ ﭼﻪ ﮔﻮﻳﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻭ ﻛﺮﺩﺍﺭ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ؟ ﺍﻳﻦ ﺑﮕﻔﺖ ﻭ ﺑﺨﺮﻭﺷﻴﺪ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻛﺮﺩ."📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«تسلیبخشی در مواجهه با کمپولی»در مقام یک نابهنجاری در بین جماعتی که غالب اوقات زاهدمنش و متنفر از لذت بودند، فیلسوفی وجود داشت که به نظر میرسید اوضاع را درک میکند و میخواهد کمک کند. او چنین نوشت: « اگر من لذتهای چشایی و لذتهای عشق و لذتهای بینایی و شنوایی را کنار بگذارم، دیگر نمیدانم خیر را چگونه تصور کنم.»اپیکور در ۳۴۱ قبل از میلاد، در جزیره سرسبز ساموس، چند مایل دورتر از ساحل آسیای صغیر غربی، متولد شد. خیلی زود به فلسفه روی آورد. از چهارده سالگی مسافرت کرد تا به درسهای پامفیلوسِ افلاطونگرا ، نائوریفانس، فیلسوف قائل به نظریه اتمی، گوش فرادهد. ولی دریافت که نمیتواند با بخش عمدهای از این درسها موافقت کند، و در اواخر دهه سوم عمرش تصمیم گرفت افکارش درباره فلسفه زندگی را تدوین کند. میگویند سیصد کتاب تقریباً درباره همه چیز نوشت، از جمله درباره عشق، درباره موسیقی، درباره رفتار عادلانه، درباره زندگی بشری، درباره طبیعت...آنچه بیدرنگ فلسفه او را متمایز ساخت تأکید بر اهمیت لذت جسمانی بود: «لذت، آغاز و غایت زندگی سعادتمندانه است.»#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
ما را مظلومِ این گریهها نبین،ما داریم در بارانپیاده به خانه برمیگردیم#سیدعلی_صلحی#کتاب_کوچک_معصومیت_و_امید📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اعتقاد به این که عدم محبوبیت مترادف حقیقت است به همان اندازه خام و ناشیانه است که عقیده داشته باشیم عدم محبوبیت مترادف با بطلان و خطاست. اعتبار یک عقیده یا عمل نه با شمار افراد موافق یا مخالف با آن، بلکه با پیروی آن از قواعد منطق تعیین میشود. محکوم شدن یک استدلال از جانب اکثر افراد دلیل نادرستی، یا برای شیفتگانِ مبارزه طلبی و اعتراضِ قهرمان مآبانه، دلیل درستی آن نیست. سقراط به ما راه خروج از دو توهم نیرومند را نشان داد: این که یا باید همیشه به دستورهای افکار عمومی گوش کنیم یا هیچوقت به آنها گوش نکنیم.پیروی از سرمشق او هنگامی بیشترین سود را دربردارد که در عوض بکوشیم همواره به دستورهای عقل گوش بسپاریم.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
#داستانک 📚پدری برای پسرش تعریف میکرد که گدایی بود که هر روز صبح وقتی از کافه نزدیک دفترم میاومدم بیرون، جلویم را میگرفت.هر روز یک بیست و پنج سنتی میدادم بهش... هر روز. منظورم اینه که اون قدر روزمره شده بود که اون حتی به خودش زحمت نمیداد پول رو طلب کنه. فقط براش یه بیست و پنج سنتی میانداختم. چند روزی مریض شدم و چند هفتهای زدم بیرون و وقتی دوباره به اون جا برگشتم، میدونی بهم چی گفت؟پسر: چی گفت پدر؟گفت: «سه دلار و پنجاه سنت بهم بدهکاری...!»#پی_نوشت : بعضی از خوبیها و محبت ها، باعث بدعادتی و سوءاستفاده میشه!📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
⛔️چرا بعضیها حاضرن بمیرن ولی عذرخواهی نکنند؟ 🔰 در معنای روانکاوی چون پذیرش اشتباه براشون شرم ایجاد میکنه، شرم یعنی دوست نداشتنی بودن و اگر با این حس روبرو بشن انگار وجودشون زیر سوال میره و بیارزش میشه، پس این همه توجیه و حاشا و انکار و فرافکنی، برای اجتناب از احساس بیارزشی هست.🔰 اما در معنای شناختی آن، از آنجایی که افراد نابالغ، فاقد خود تامل نگری هستند، نمیتوانند به سهم خودشان در بروز مشکل توجه کنند، چون آنها به ارزیابی رفتار یا نقد و بررسی انگیزههایشان نمیپردازند. اگر باعث دردسر شوند و مشکلی را بوجود بیاورند، با گفتن این که قصد آزار شما را نداشتهاند، سهم خودشان را نادیده میگیرند.با این حساب، شما دیگر آنها را به خاطر کاری که قصد را نداشتند، سرزنش نمی کنید و این طریق از زیر بار رفتن عذرخواهی کردن، فرار میکنند.📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«بازی» از کارکردهای ابتدایی حیات بشر است، تا جایی که اساساً نمیتوان فرهنگ انسانی را بدون مؤلفهای از بازی تصور کرد. متفکرانی نظیر یوهان هویزینگا، رومانو گواردینی و دیگران از مدتها پیش تأکید داشتند که مناسک آیینی انسانها دربر گیرندهی مؤلفهای از بازی است. مفهوم «بازی» اهمیت ویژهای دارد. از این رو، شایسته است که دادگی ابتدایی بازی انسانی را در ساختار آن مجسم کنیم تا مؤلفهی بازیِ هنر نه فقط به نحو سلبی، یعنی رها از قید و بند غایات، بلکه به مثابهی تکانهای آزاد، نمایان شود. چه زمانی از بازی سخن میگوییم؟ در بازی با آمد و شدِ حرکتی روبهروییم که مدام تکرار میشود-بازی نورها، بازی امواج دریا- جایی که با آمد و شدِ مدام، رفتن به جانبی و آمدن از جانبی، یعنی درواقع با حرکتی روبهروییم که به هیچ غایتی از غایاتِ حرکت گره نخورده است. حرکتی بِالذات؛ ویژگی بنیادی همهی موجودات زنده است.#اهمیت_امر_زیبا_در_زمانه_ما#هانس_گئورک_گادامر#فریدا_فرنودفر📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
#حکایت ✏️روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود وی را کیسه ننمودند.با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده دیناری که به همراه داشت یک جا به استاد حمام داد، کارگران حمامی چون این بذل و بخشش را بدیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی نمودند.بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی این دفعه تمام کارگران با احترام کامل وی را شستشو نموده و بسیار مواظبت نمودند ولی با این همه ی سعی و کوشش کارگران بهلول به هنگام خروج فقط یک دینار به آن ها داد۰حمامی متغیر گردیده پرسیدند :" سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست؟"بهلول گفت : "مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده بودم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز میپردازم تا شما ادب شده و رعایت مشتری های خودرا بکنید."📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
دروغی به نام آرمان، مصیبت واقعیت تا امروز بوده است. انسان از طریق آن تا مغز استخوان دروغگو و ساختگی شده است -تا حد پرستشِ ارزشهایی متضاد با آنچه به تنهایی میتواند شکوفایی، آتیه و حق سرفرازانهی او را نسبت به آینده تضمین کند.#نیچه#انسان_مصلوب📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
لاکان میخواهد امکان وقوع وضعیتها (مرتبط با ناخودآگاه) را توضیح بدهد: ناخودآگاه به شکل زنجیرهای از اجزای دلالتگر که طبق قواعد دقیق ظاهر میشوند، نوعی دستگاه حافظه بر پا میکند، چنان که وقتی آلبرت قادر به یادآوری تعداد دفعاتی که پدرش جملهی «نه، این پسر هرگز به جایی نخواهد رسید» را تکرار میکند نباشد، این [دستگاه حافظه] برای «او» به یاد میآورد. چه بسا آلبرت به یاد نیاورد که پدرش آن جمله را درباره کسی گفته است، اما زنجیرهی دالها به جای او به یاد میآورند.ناخودآگاه هرگاه بخواهد «اطلاعات» را میشمارد، ثبت و ضبط میکند، ذخیره میکند و فرا میخواند. اینجاست که قیاسهای سیبرنتیکی لاکان مطرح میشود.فروید درباره اجزای ناخودآگاه میگوید که آنها نابودشدنی نیستند. آیا این اجزا مانند ماده خاکستری مغز چنان ساخته شدهاند که به محض ایجاد مسیرهای عصبی خاص دیگر نابود نمیشوند؟جواب لاکان این است که فقط ساحت نمادین میتواند قطعات گفتگو را از طریق قواعد ترکیبی خود برای همیشه حفظ کند.#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اولیویا (دختر سه سالهام) کمکم برایمان قصههایی میگفت از کلافگیاش از دست چارلی راویولی (دوست خیالیاش) که او سرش شلوغتر از آن بوده که با اولیویا بازی کند، در ادامه این را هم میگفت خودش به جای بازی با راویولی چه کار کرده؛ به مسابقات شطرنج رفته و با جایزه به خانه برگشته...پشت فرمان نشسته و «همهی پولها را گرفته»؛ از دل بنبست زندگی روزمره، فانتزی پیروزی بیرون میآمد. اولیویا در رؤیای یک زندگی عادی با چند دوستِ نزدیک بود اما حالا باید به شهرت جهانی و حضور روی صفحه اول روزنامهها رضایت میداد. چارلی راویولی، شاهزادهی سرشلوغی، برای او نه هدف، که یک وسیله بود: راهی برای رسیدن به خیابان درون ذهنش و اعلام استقلالی بالقوه.سرشلوغیْ؛ هنرِ ما، آیینِ مدنی ما و شیوهی ما بودنِ ماست.ترکیب غریب آزادی، حصارهای خودساخته و اشتغالِ خاطر فلجکنندهای که این شهر با خودش میآورد. #دیدار_اتفاقی_با_دوست_خیالی#آدام_گاپینک#کیوان_سررشته📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
جستوجوی علت جنگ در توانایی عاطفی انسان برای احساسات و اعمال خشونت آمیز کاری سر راست و راحت نیست. مطالعات رفتارشناسی شامپانزهها نشان میدهد که گروههای شامپانزهای نر عموماً بر سر قلمرو و منابع مانند اراذل یک میخانه با هم میجنگند. مطالعات انسانشناسی قبیلههای عصر حجر نشان میدهد که کشمکش بر سر چیزهای مشابه میتواند به دعوا بینجامد، اما این دعواها اغلب با حرکات و اشارات و نمادها پیش برده میشوند تا با ستیز واقعی و بعضی وقتها به محض جاری شدن نخستین خون دعوا متوقف میشود. هر دو نوع این کشمکشها سازمانیافتهاند و هر دو یا شامل رفتارهای خشونتآمیز مانند رفتار دو سرباز رقیب در یک ستیز تنبهتن هستند یا میتوانند باشند؛ اما این درگیریها جنگ به شمار نمیآیند؛ چرا که به نظر میرسد برای جنگ به عناصری غیر خشن هم نیاز است. (که در شامپانزهها یا قبایل عصر حجر دیده نمیشود)، از جمله مجموعهای از ساختارهای اجتماعی، مادی و ذهنی که مجموعهای از رخدادها را ترتیب میدهد که جنگ نامیده میشود. #جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن#آنتونی_کلیفورد_گریلینگ#امیرحسین_رزاق📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
این حقیقت که اوضاع چنین است- اینکه جزئی اصلی از جنگ غیرخشونتبار است- شرایط را بدتر میکند. انجام محاسبات در آرامش برای تخریب و مرگ به نظر حتی غیرقابل توجیهتر از طغیان خشمی است که سبب میشود آدم حین دعوا در کافه مشتی حوالهی کسی کند. نکتهای مهم اینجا به چشم میآید. اینکه «منشأ جنگ» تنها تا حدودی در قابلیت انسان در حرکتی احساسی ناشی از اختلاف نظر یا رقابت به سمت تهدید و دعوای واقعی نهفته است. آن چیزی که در ادامه لازم است، حد چشمگیری از سازماندهی اجتماعی است. واضح است که سطح چنین سازماندهیای رابطهای دوسویه با جنگافروزی دارد. جنگ به سازماندهی احتیاج دارد. اجتماعات ممکن است پیش از جنگ، جهت آمادگی برای آن سازماندهی شوند، مسلم است که سازمانهای اجتماعی خودبهخود منهی به جنگ نمیشوند؛ رقابت و برتری خواهی، تهدید یا مداخله، وظایف در قبال متحدان و غیره دلایل تقریبی هر جنگی است. پس نکته این است که بهترین سازماندهی در آرامش انجام میشود. از این نظر، جنگ در حکم عملی سنجیده، بهطور مستقیم نتیجهی تمایلات انسانی به بروز فیزیکی خشم، خشونت، یا تمایل طبیعی به رفتار خشونتآمیز نیست.#جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن#آنتونی_کلیفورد_گریلینگ#امیرحسین_رزاق📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
«زبانِ مادری»: این زبان، گفتمان و امیالِ اطرافیان ماست که درونی شدهاند. منظورم از «درونی شدن» این نیست که ما مالک آنها میشویم؛ آنها بهرغم درونی شدن، به یک معنا همچنان تنهای بیگانهاند.«تنهای بیگانه»در این جا دیگری با آنچه در مکتب ساختارگرایی به ساختار مشهور است مطابق است. من قصد دارم ساختار را تا جایی دنبال کنم که کارکرد آن را در بدن مشاهده کنیم، ...در معنای آنچه ثابت کند که بدن در اختیار زبان و ساحتِ نمادین است.یکی از روانکاویشوندگانِ سابق من از کثرتِ نشانههای دائمالتغییرِ روانتنی شکایت داشت، هرچند تغییر هر نشانه به قدری آهسته بود که زمان کافی برای ایجاد نگرانی کامل و اجبار او به مراجعه به پزشک را فراهم کند. یکبار دوستش به او گفته بود در وضعیت آپاندیسیت وخیم ناگهان کارش به اورژانس کشیده و خطر حتمی از بیخ گوشش رد شده است. بیمار از همسرش پرسیده بود آپاندیس کدام سمت بدن است و او هم گفته بود. مدتی بعد بیمار در کمال شگفتی در همان سمت بدنش دردی احساس کرد. سرانجام تصمیم گرفت نزد پزشک برود. وقتی محل درد را به پزشک نشان داد، پزشک خنده بلندی سر داد و گفت: «اما آپاندیس سمت دیگر بدن است: آپاندیس شما سمت راست است نه چپ!» درد بیدرنگ برطرف شد...نکته داستان این است که دانش، دانشِ نهفته در واژههای «آپاندیس»، «چپ» و غیره، به احساس نشانههای روانتنی در آن قسمت از بدن میانجامد.بدن با دالها نوشته شده است.#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سؤالاتی مطرح است دربارهی ضربههای شدید روحی ناشی از وقایع خشونتآمیز جنگ در افرادی که آن را تجربه میکنند. بیربط نخواهد بود اگر اینجا این سؤالات را مطرح کنیم: اگر انسانها موجوداتی ذاتاً خشن هستند، پس چرا خشونت ناراحتشان میکند و بر آنها تأثیر میگذارد و حتی از نظر روانی آشفتهشان میکند؟ شاید بیشتر مردم تحت تأثیر تحریکاتی که به اندازه کافی شدید باشند، قابلیت خشونت را داشته باشند اما در عین حال بیشتر انسانها بهطور طبیعی جنایتکار نیستند. اینطور آمده است که در ارتشهای متشکل از سربازان اجباری، مثل ارتش کیچنر در جنگ جهانی اول، تنها حدود ۲۰ درصد از سربازان کارآیی داشتند؛ از این جهت که واقعاً سلاحشان را به سمت دشمن نشانه میرفتند و برای کشتن شلیک میکردند. این سربازان کارآمد از لحاظ روانی مشابه زندانیانی بودند که مدام مرتکب جرم میشدند؛ احساس پشیمانی جزئی نسبت به اعمال گذشته داشتند و از خاطرهی چیزهایی که بیشتر مردم را ناراحت میکند متأثر نمیشدند. #جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن#آنتونی_کلیفورد_گریلینگ#امیرحسین_رزاق📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اگر باور داشته باشید که آپاندیس سمت چپ بدن است (در حالیکه آپاندیس بهواقع در سمت راست بدن است)، و بهواسطهی همذاتپنداری با شخص دیگر یا در مقام عضوی از شبکه عریض و طویل نشانههای روانتنی، به آپاندیسیت مبتلا شوید، احساس درد میکنید، اما نه در اندام زیستی خود، بلکه جایی که باور دارید محل اندام مورد نظر است.#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
بدن را «حروف الفبا میکُشند». موجود زنده -طبع حیوانی ما- میمیرد، و به جایش زبان پا به عرصه وجود میگذارد و در ما اقامت میکند. بدن به تعبیری بازنویسی میشود، فیزیولوژی جای خود را به دالها میدهد و لذات جسمانی ما کلاً مستلزم/حاوی رابطه با دیگری خواهند بود.#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
میتوانیم دو وضعیت متفاوت را تصور کنیم. در وضعیت اول، هرگاه آلبرت روی صندلی امتحان مینشیند، صدای پدر و مادرش را میشنود که میگویند «او هرگز به جایی نخواهد رسید» و «درست است؛ او مثل پدرش تنبل است»، اکنون که سرانجام معنای تمام واژهها را درمییابد و قادر به پاسخ گفتن به هیچ یک از سؤالات امتحان نیست، گیج و آشفته میشود. در وضعیت دوم هیچیک از آن سخنان آگاهانه به یاد آورده نمیشوند، اما به هر صورت همان تأثیر را بر آلبرت دارند. به عبارت دیگر، آن سخنان تحقیرآمیز در ناخودآگاه او جاری میشوند و آلبرت جوان را پریشان میکنند، میآزارند، بر او تأثیر میگذارند و آگاهیاش را مختل میکنند. آلبرت سؤالات امتحان را مقابل خود میبیند و ناگهان احساس گیجی میکند، اما دلیلش را نمیداند. شاید پنج دقیقه قبل از امتحان همه چیز را میدانست، اما ناگهان به شکل توجیهناپذیری تمرکزش را کلاً از دست میدهد. بهاین ترتیب او ندانسته پیشبینی پدرش را که حتی آگاهانه از آن اطلاعی نداشته، تحقق میبخشد که «او هرگز به جایی نخواهد رسید». و طنز بزرگ قضیه این است که بیایید فرض کنیم در این داستان تخیلی، پدرش درواقع در آن زمان دربارهی پسر همسایه حرف میزده است!#سوژه_لاکانی#بروس_فینک#محمدعلی_جعفری📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سقراط راه خروج از دو توهم نیرومند را نشان داد: این که یا باید همیشه به دستورهای افکار عمومی گوش کنیم یا هیچوقت به آنها گوش نکنیم.پیروی از سرمشق او هنگامی بیشترین سود را در بر دارد که در عوض بکوشیم همواره به دستورهای عقل گوش بسپاریم.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سقراط در بیشتر عمر خود از سپیدهدم مشغول صحبت با آتنیها بود؛ میدانست فکر آنها چگونه کار میکند و دیده بود که متأسفانه غالباً فکر آنها کار نمیکند، گرچه امیدوار بود روزی این افکار به کار افتد.او دیده بود آتنیها تمایل دارند از روی هوس موضعگیری کنند و بدون زیر سؤال بردن باورهای مقبول، از آنها پیروی کنند.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
ایمانوئل کانت دربارهی رابطهی ما با شیء زیبا میگوید:«هرگز نمیتوان همه چیز را دربارهی شیء زیبا بر زبان آورد- همیشه حرف ناگفتهای برای گفتن باقی میماند.»به علاوه، اگر من مسحور زیباییِ شیئی زیبا شوم، هر جملهای که بگویم و هر دلیلی که برای ستایشآمیز بودنش بیاورم نمیتواند تضمین کند شما هم وقتی آن را دیدید همچون من مسحور زیباییاش شوید. کانت اینگونه میگوید: «هیچ معیاری وجود ندارد که بتوان با آن کسی را مجاب کرد که چیزی زیباست...»درست همانطور که نمیتوان دقیقاً توضیح داد چرا چیزی زیباست، نمیتوانیم دقیقاً بگوییم چرا با کسی دوستیم و دلیل کششمان به او چیست. هر چقدر هم بکوشیم، همیشه چیزی از قلم میافتد، (چراکه) چیزی راجعبه دوستمان نیست، بلکه (آن چیز که برانگیختهمان میکند) خودِ اوست. در واقع میخواهیم به همین چیزی که همیشه از قلم میافتد اشاره کنیم. با این حال، این خودی که عاشقش شدهایم همیشه ورای قدرت بیان ماست.#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
آخرین چیزی که من نویدش را می دهم؛ ”بهبود بخشیدن” به نوع انسان است. هیچ بُت جدیدی برنمیافرازم؛ بگذار بتهای گذشته، خود بیاموزند که پاهای گلی داشتن به چه معناست.#نیچه#انسان_مصلوب📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
ارزش انتقاد بستگی دارد به فرایندها و رویههای فکری منتقدان، نه تعداد یا مقام آنان.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
کسانی که عمیقاً به شما علاقه دارند خود را بیآنکه نیازی به کلام باشد لو میدهند. یک نگاه، یک ژست، یک حرکت که به نظر بقیه بیاهمیت است، برای شما یک دنیا حرف در خود دارد.(ثورو)#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سقراط در هفتاد سالگی، با طوفانی شدید روبرو شد. سه آتنی- ملتوس شاعر، آنوتوس سیاستمدار و لیکون سخنور- به این نتیجه رسیدند که او فردی عجیب و شرور است. آنها ادعا کردند که سقراط از پرستش خدایان شهر سر باز زده، ساختار اجتماعی شهر را فاسد کرده و مردان جوان را علیه پدران خود شورانیده است. آنها عقیده داشتند که ساکت کردن، و شاید حتی کشتن سقراط، کاری درست است و باید انجام گردد.دادستان در آغازِ سخن از ایشان خواست این نکته را در نظر بگیرند که فیلسوف مقابل آنها فردی فریبکار است. او گفت که سقراط درباره اسرار آسمان و زیرِ زمین پرسوجو میکند و منکر خدایان است، به فنون بلاغی فریبکارانه متوسل میشود تا استدلالهای ضعیفتر را بر استدلالهای قویتر پیروز کند، و تأثیر تباه کنندهای بر جوانان گذاشته، و عامدانه آنها را از طریق گفتگوهای خود فاسد کرده است. سقراط کوشید به اتهامات پاسخ دهد...سقراط اقرار کرد که زندگی منحصربهفردی داشته است: «من در سراسر زندگی به پول و آسایش و مقام لشکری یا سیاسی و دیگر مناصب قدرت و همهی چیزهایی که به دست آوردن آنها آرزوی بیشتر مردمان است اعتنا نکرده، از پیوستن به انجمنها و احزاب سیاسی که در شهرهای ما تشکیل شده خودداری کردهام.»با وجود این، کار فلسفی او ناشی از اشتیاق صِرف به بهبود زندگی آتنیها بود.چنین بود تعهد او به فلسفه.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
علت جنگ چیست: یعنی چرا جنگ در طول تاریخ پدیدهای فراگیر و مکرر بوده است؟ برای توضیح علت وقوع جنگی مشخص، به بررسی تاریخی و دقیق شرایطی احتیاج داریم که جنگ در آن به وقوع پیوسته است. در طرح کلی فقط علتها را میبینیم: رقابت منتهی به درگیری بر سر منابعی مانند زمین، آب، زنان و بردگان، حمله قبایل کوچنشین به یکجانشینان برای تصاحب منابع؛ جنگ به منظور گسترش که شامل فتح قلمروها و مردم برای دستیابی به ثروت، قدرت و آوازه میشود و البته روی دیگر سکه: جنگهای دفاعی علیه مهاجمان و متجاوزان، میل به انتقام یا بازپسگیری که شامل پس گرفتن قلمروهای جداشده نیز میشود، و جنگ های مذهبی و ایدئولوژیک.فهرست دلایل متنوع و بلند است. این دلایل-اگر نگوییم همیشه، در واقع اغلب توجیهی برای جنگ در حال وقوع هستند- توضیحاتی آشنایند. بعصضی از نویسندگان توضیحِ کمطرفدارترِ «عشق به جنگ برای خودش» را به این فهرست اضافه میکنند و به قوم هون و مغولها و دیگر کسانی میپردازند که جنگ برایشان شیوهای از زندگی و بخشی مرکزی از فعالیتی اقتصادی در جامعهشان بود. ایدهی مردانگی (نیز) ممکن است در ضرورت جنگافروزی دخیل باشد، یعنی در حکم راهی برای کسب منزلت از طریق کشتن دشمن.#جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن#آنتونی_کلیفورد_گریلینگ#امیرحسین_رزاق📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
آبرومندی واقعی نه از رأی و اراده اکثریت بلکه از استدلال درست حاصل میشود...این عقیده نخبهگرایانه به نظر میرسید، و همینطور هم بود. حرفهای هر کسی ارزش شنیدن ندارد. با وجود این نخبهگرایی، سقراط هیچ نشانی از تکبر یا تعصب نداشت. هر چند میان دیدگاههایی که میشنید تمایز قائل میشد، ولی این تمایز و تبعیض مبتنی بر طبقه یا پول مخاطبان و پیشینه نظامی یا ملیت آنها نبود: بلکه مبتنی بر عقل بود که به تأکید او برای همگان قوهای قابل دسترس است.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
...از سیاهی چشمانم پیدا نیست،که هیچ خاطرهای از آسمانِ روز ندارم؟از مندر مقابل شب شفاعت کناز منکه تمام شبهایی راکه قرصهای خواب را از کار میاندازندبه نام کوچک میشناسم.#میان_جیوه_و_اندوه#لیلا_کردبچه📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
آیا چیزی در پسِ این انگیزههای متنوع (برای دلایل جنگ) وجود دارد تا توضیح دهد چرا روشهای دیگری برای برطرف کردن نیاز به منابع یا تنظیم آن یا هر کدام از اهداف (جنگ) انتخاب نمیشود؟ یکی از عقاید بدیهی این است که انسانها، یا لااقل انسانهای مذکر، بهطور فطری خشن هستند؛ اینکه جنگافروزی در طبیعت انسان وجود دارد.بر اساس عقیدهای دیگر و بسیار متفاوت با اولی، نحوهی ساماندهی جوامع انسانی علت وقوع جنگ است. نمود اعتقاد نخست، اعتقادی منفیگرایانه است؛ از این جهت که اگر جنگ چیزی طبیعی یا ژنتیکی باشد و نه طبق نظر خوشبینانهتر دوم، اتفاقی ناشی از نحوهی انجام امور سیاسی و اجتماعی، آنگاه به نظر میرسد که ما محکوم به جنگیم و به تدریج محکوم به نابودی از طریق جنگ. عقیده دوم راه خروجی را هم شامل میشود، چون بر اساس آن، فرهنگ یا سیاست علت وقوع جنگ است و میتواند در حیطهی هوش بشری باشد که آن را تغییر دهد. #جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن#آنتونی_کلیفورد_گریلینگ#امیرحسین_رزاق📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
از منشفاعت کندر مقابل هجومِ تقّ و تقّ ِ عصای عقربههاوقتی به آفتابِ اندوهناکِ فردا نزدیک میشوندو هنوز خبری از پیام عاشقانهایکه هر زنی پیش از خواب به آن نیاز دارد، نیست! از مندر مقابل زندگی دفاع کنوقتی بیرحمانه سخت میشودو لازم است کسی حالم را بپرسد،حرفم را بفهمد،و بگوید:«من کنارت هستم،دقیقاً همین من که کنارت نیستم،کنارت هستم!»#میان_جیوه_و_اندوه#لیلا_کردبچه📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
اولینبار سقراط این عقیده را طی گفتگویی با پولوس بیان کرد. پولوس استاد فن سخنوری بود که از سیسیل به آتن رفته بود. او دیدگاههای سیاسی هراسناکی داشت و مشتاقانه مایل بود که سقراط را به حقانیت آنها متقاعد سازد. او میگفت هیچچیزی به اندازهی مستبد بودن، انسان را مسرور و خوشبخت نمیکند، زیرا استبداد سبب میشود فردِ مستبد هر طور بخواهد عمل کند...سقراط با ادب به سخنان او گوش داد، سپس با مجموعهای از استدلالهای منطقی شروع به پاسخ دادن کرد و به دنبال آن بود که نشان دهد خوشبختی در انجام دادنِ کار نیک نهفته است. ولی پولوس پای خود را در یک کفش کرد و با اشاره به این که فرمانروایان مستبد اغلب مورد ستایش عده زیادی بودهاند بر موضع خود پافشاری کرد. سقراط گفت: «میدانم که بیشتر مردمان سخن تو را خواهند پذیرفت و اگر بخواهی کسانی را برانگیزی که به گناهکاری من گواهی دهند، انبوهی از آتنیان و بیگانگان به یاری تو خواهند شتافت.» ولی آنچه سقراط با شور و حرارت انکار کرد این بود که این حمایت گسترده از استدلال پولوس بتواند به طریقی صحت این استدلال را اثبات کند.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
برخلاف نقشهای ثابت از پیش تعیین شده، که افراد مختلفی میتوانند در آن قرار بگیرند، نقشی که دوستانمان در زندگیمان دارند از هویت و شخصیتشان جداشدنی نیست. هیچکس دیگر، هر چقدر هم که خصلتهایی شبیه دوست داشته باشد، نمیتواند جای او را در زندگیمان بگیرد.#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
استنلی کاول مطلبی درباره «استعاره» دارد؛ کاول میخواست ببیند وقتی میخواهیم معنای استعارهها را دریابیم چه میکنیم. او از اینجا شروع میکند که ما برای توضیح استعارهها از همان شیوهای استفاده نمیکنیم که برای گزارههای واقعی به کار میبریم. او نوشت: «وقتی معنای استعارهای را میپرسند، میکوشم آن اندیشه و تفکر را طور دیگری بیان کنم و شاید بسته به اینکه چه کسی باشید، به اندیشههای مشابه یا یکسانی که دیگران گفتهاند ارجاعتان دهم.»در استعاره از توضیحات خبری نیست، یعنی نه میتوانیم اندیشه را به شکل دیگری بیان کنیم و نه کسی تا به حال آنها را طور دیگری به زبان آورده است. درعوض، آنها را تعبیر (paraphrase) میکنیم و تعبیر استعارهها خصیصهای کاملاً ویژه دارد.در استعارهها انتظار بسط و تفصیل نداریم و (استعارهها) همیشه یک معنا ندارند. کاول در این باره میگوید: «تعبیر بیش از حد استعارهها، بهراستی که تقاص جذابیت بسیارشان است.»#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
استعاره قابل جایگزینی نیست. به همین ترتیب در هر اثر هنری که از چشم من مهم باشد، همیشه چیز جدیدی برای کشف کردن هست. حالا بگویم فکر میکنم روابط دوستانه هم مثل استعارههایند. اگر دوست باشیم، شخص خود شما برایم اهمیت زیادی دارد، یعنی مثل استعارهای زنده تعویضناپذیرید. #فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
هر دوستی ترکیبی یگانه از دو روح است که هرگز تکرارشدنی نیست.#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
فهم مینشود فراق را،دی فراق را چه تفاوتاگر سر به سنگ رَوَدیا سنگ، که سلیمِ تماشا.حاشاهر چه درآید به این حروفدانایِ دریا و آدمیست....در تو دیدنِ من از من استکه من است! ...نه ماهی آب را به دریا نشان خواهد دادنه من تو رابه تنهاییِ آدمی!#سید_علی_صالحی#این_شفا_برسد_به_دست_مجروح_ترین_رؤیاهاثَنات میبگفتمی...📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
استنلی کاول (توضیح میدهد که معنای استعارهها را چگونه درمییابیم!) سخن رومئو را که گفته بود «ژولیت خورشید است» اینطور تعبیر میکند: «منظور رومئو این است که ژولیت گرمیِ دنیایش است، روزش با او آغاز میشود و تنها با تابیدن اوست که میتواند ببالد.» او همچنین با این حرف میخواهد بگوید ماه، که نزد دیگر عاشقان مظهر معشوقشان است، تنها بازتابی از نور یار اوست و در مقایسه با خورشید جلوهای ندارد...»#فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
وقتی دوست میشویم، هر دو عوض میشویم، همانطور که در انجیل آمده است: «آهن آهن را تیز میکند و دوستْ آدمی را جلا میدهد.» #فلسفه_دوستی#الکساندر_نهاماس#آیدین_رشیدی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
به نظر میرسد ما از گرایش مخالف متأثر میشویم؛ (اما) نمیتوانیم اساسیترین سؤال را از خود بپرسیم: این انتقاد و نکوهش بر چه مبنایی انجام شده است؟ باید وقت صرف کنیم تا علت انتقاد را بیابیم. #تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
در باران کلمات دویدم تا خیس خیس شوم از توتا آسمان ابرآلود را با دیگران کاری نباشد.نمیدانمحتماً زخم دلم چنین مینواختکه آسمان آشوب شد.میدانی!آسمان که باریدن گرفتمرا از تو خیستر کرد... #نامه_هاى_عاشقانه#منظومه_عين_القضات_و_عشق#عباس_معروفى📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
سقراط میپذیرفت که گاهی اوقات در اشتباه هستیم و باید به دیدگاههای خود شک کنیم، ولی نکته مهمی را اضافه میکرد تا ارتباطِ درک ما از حقیقت با عدم محبوبیت را اصلاح کند: اشتباهات فکری و نادرستیِ شیوه زندگی ما را در هیچ موردی و به هیچ طریقی هرگز نمیتوان صرفاً با این واقعیات اثبات کرد که با مخالفت روبرو شدهایم.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------
گر نمیتوانیم چنان خویشتنداری و متانتی داشته باشیم، اگر تنها پس از شنیدن چند کلمه تند درباره شخصیت یا دستاوردهایمان به گریه میافتیم، دلیل آن ممکن است این باشد که تأیید دیگران، بخش مهمی از قابلیت ما برای اعتقاد به حقانیت خودمان را تشکیل میدهد. ما احساس میکنیم که حق داریم عدم محبوبیت را نه فقط به خاطر دلایل عملی، و به دلیل پیشرفت یا بقا، بلکه مهمتر از آن، به این دلیل جدی بگیریم که مورد تمسخر قرار گرفتن، نشانه روشنی از گمراهی ماست.#تسلی_بخشیهای_فلسفه#آلن_دوباتن#عرفان_ثابتی📚t.me/Ganjine_Ketab-----------------------… 🎶 ☕️ 🚬 🐢 🍀 ما را به دستِ اهلش بسپارید!#گنجینه_ی_کتاب---------------------------------------------