در چند روز اخیر فیلمی منتشر شده است از تحلیلگری جوان که در مقام مطلع به شرح احوالات نسل جدید و خوا…
انتشار: 2026/08/11 12:40 UTCدریافت: 2026/08/15 01:53 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:53 UTC
در چند روز اخیر فیلمی منتشر شده است از تحلیلگری جوان که در مقام مطلع به شرح احوالات نسل جدید و خواستهها و ناخواستههای آنان میپردازد. شرحی رگبارمانند و مهیج با کلیدواژههای مثلاً اعتراضی در میانه که شاید تمهیدی است برای عدم تامل درباب هریک از این موارد و به مسلم فرض کردنشان. او کلیتی میسازد از این نسل که متفاوتند از نسلهای پیشین: «کسانی خودمرجع، بیاعتنا به دین، و کمتر آلوده به ایدئولوژی، که زیر بار انقیاد و اقتدار نمیروند و خواهان آنند که بگذارید کارمان را بکنیم. که نسل جدید دیگر محمد مصدق را قهرمان نمیبیند و در عوض ستایشگر فروغی و احمد قوام است و همین را شاهدی میگیرد که انگار ایرانی جماعت بالاخره دست از عدم عقلانیت کشیده و فیگورهای محبوب چند دهه اخیر را رها کرده و حالا تفسیر جدید و احتمالاً درستی از تاریخ معاصرش را اختیار کرده است. گفتار نسلی در این سالها، خاصتاً درباره نسل جدید همپای تورم اقتصادی متورم شده است. پای نوعی قهرمانسازی از آنان به میان آمده است. برخی انگار دل خودش دارند به اینکه این نسل جدید بیاید و انتقام آنان را از زندگی و حکومت و سنت و دین و همه این چیزها بستانند؛عموماً در وجهی سلبی. عصیان این نسل بی هیچ تامل انتقادی خوشامد گفته میشود. «اما آیا صرف عصیان و نه گفتن به ارزشهای حاکم باید به ترفیع یک نسل راه برد؟ منظور این نیست که اهمیت چنین عصیانی نادیده گرفته شود یا با واژههای ایدئولوژیکی چون سانتیمانتالیسم و عدم عقلانیت منکوب شوند. خام اندیشانه است پییشهکردن نوعی محافظهکاری مرسوم که هرنوع عصیان و اعتراض جوانان را در نهایت باطل میشمرد به سبب آنکه ره به جایی نمیبرد». اما اگر هدف تکوین مناسبات اجتماعی و سیاسی جدید است باید در شیفتگیِ جدید نیز تامل کرد. بد نیست بر یک وجه از ویژگیهای منسوب به نسل جدید تأکید کنیم: عاملیت و خودآیینی. اینکه نسل جدید وقعی به مصدق نمینهند و ستایشگر فروغی و احمد قواماند، از کجا میآید و خود برآمده از چه مناسبات و روابط اجتماعی است؟ آیا آنان خود به بازخوانی و بازتفسیر تاریخ پرداختهاند؟ غیر از این است که اتفاقاً به غیرانتقادیترین شکل ممکن، این نفی مصدق و ترفیع فروغی، بازگوی جو یا مود(mood) زمانه است؟ پیش از آنکه این نسل به چنین قضاوتی برسند، در «عرصه عمومی» جریاناتی سیاسی در نشریات و سایتهای مختلف این بازتفسیر را انجام دادند:در این بازتفسیر، فروغی لیبرالِ محافظهکارِ عاقلی معرفی میشود برکنار از احساساتیگری چپ و راست؛ فیلسوف_سیاستمداری که در لحظهای تاریخی از سقوط کشور جلوگیری کرد و در مقام مشاور شهریار، اعتدال و حفظ نظم را ترویج کرد. احمد قوام با بازیگری ماهرانه و مدبرانه، چون ماهی از چنگ ابرقدرتها گریخت و کشور را نجات داد. در مقابل مصدق پیرمردی نامعتدل و پوپولیست تصور شد که نظم امور را برهم میزند و بیپشتوانه به جنگ قدرتهای بزرگ میرود و مسیر طبیعی ایران را واژگون کرد. صدق و کذب این گزارهها فعلاً اهمیتی ندارد؛ اما اینها بتدریج انتشار یافتند، در خانوادهها و گروههای مختلف دست به دست شدند و شان عقل سلیم یافتند. نسل جدید هم همان را تکرار میکنند. پس بدعتی از سوی نوجوانان در کار نیست؛ همنوایی با ایده اجتماعی مسلط است.«ذهنیت نسلی» را هم باید در نظر داشت. چه زمانی یک گروه سنی خود را به عنوان یک نسل باز میشناسند؟ نوجوانی 13 ساله چنین تعریفی از خود ندارد مگر القای دیگران و رسانهها او را به این سمت سوق دهد. مطالعات نشان میدهد ذهنیت نسلی زمانی شکل میگیرد که افراد به سنی رسیده باشند(حداقل در دهه سوم زندگی) که حالا با یادآوری گذشته و تأمل در آن به احساسی از تعلق به یک نسل برسند و در این بازاندیشی، ابژههای نسلی خود را تشخیص دهند. و تازه کم کم خود را در مقام یک نسل بازشناسند و البته گمان نکنیم که این فرایند حتمی است. مسئله اما مهمتر: پیشگامان مطالعات نسلی، مانهایم، بوردیو، بالس و دیگران، انذارمان دادهاند که در صحبت از نسلها باید احتیاط بسیار پیشه کرد. چرا؟ چون پس از چند دهه تحقیقات هنوز نخستین پرسش در این مطالعات جواب روشنی نیافته است: چه کسانی یک نسل را تشکیل میدهند و بر چه اساسی باید آنان را در یک مقوله گنجاند؟ و دیگر اینکه تعداد متغیرهای اثرگذار آنچنان زیاد است که درنظرگرفتن همه آنها و دستیابی به تحلیل علی را بسیار سخت میکند. در پایان نقل قولی از پیر بوردیو که نشان میدهد با چه حوزه خطیری سرو کار داریم. «سن دادهای بیولوژیک است که در اجتماع مورد دستکاری قرار میگیرد و اصولاً قابل دستکاری است. نیز صحبت از جوانان به عنوان یک واحد اجتماعی، یک گروه برساختشده و دارای علایق مشترک، و نسبت دادن این علایق به سنی که به لحاظ زیستی معین شده، نوعی دستکاری آشکار به شمار میآید».محمد هدایتیt.me/fusionofhorizons/986