
وبسایت:www.shahbazi.orgفیسبوک:https://www.facebook.com/abdollah.shahbaziتوئیتر:https://twitter.com/ashahb
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 21 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 21 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
📌معماهای انتقال رهبری به مجتبی خامنهای/ ترامپ؛ رهبر جنگ سرد هوش مصنوعی با چین/ کاپیتالیسم نیابتی؛ سوسیالیسم صندوق بازنشستگی و زرسالاری در آمریکا (۵۸ دقیقه)♦️00:00 - آغازسخن ♦️00:29- سخنان باقر خرازی و معماهای انتقال رهبری به مجتبی خامنهای00:29- دغدغههای روز، نگاهی به تحلیلهای گذشته03:09- سنجش شایعات پیشین بر پایه سخنان باقر خرازی04:33- حذف حسین طائب از بیت رهبری و تعطیلی درس خارج مجتبی خامنهای 05:44- اختلاف حجازی و طائب، حذف حجازی از دستگاه کنونی رهبری06:57- جلسه خبرگان و تلاش حجازی برای بیان وصیت خامنهای، طائب و جلوگیری از رهبری صادق آملی لاریجانی10:18- مطرح نشدن وصیتنامه آیتالله خامنهای11:38- حذف علی لاریجانی و ربط آن به رهبری صادق لاریجانی15:00- کلیپهای سخنان باقر خرازی♦️21:35- ترامپ؛ رهبر جنگ سرد هوش مصنوعی با چین21:35- در میانه یکی از بزرگترین تحولات تاریخ معاصر جهان هستیم با پیامدهایی که هنوز تحقق نیافته27:00- اهمیت و اجتنابناپذیری توسعه هوش مصنوعی برای آمریکا27:37- ۷ اکتبر سرآغاز بازتعریف منطقه بود از جمله و بویژه معطوف به توسعه هوش مصنوعی30:07- موانع و محدودیتهای توسعه دیتاسنترها در خاک آمریکا38:23- سخنان ترامپ درباره توسعه هوش مصنوعی آمریکایی44:11- استیو ویتکاف درباره اهمیت و آینده منطقه خلیج فارس♦️44:54- کاپیتالیسم نیابتی؛ سوسیالیسم صندوق بازنشستگی و زرسالاری در آمریکا44:54- تحولات ساختار اقتصادی آمریکا در چهار دهه گذشته و ناآگاهی ما46:13- پیدایش کاپیتالیسم نیابتی46:32- پیوند صندوقهای بازنشستگی با بازار بورس47:45- غولهای مدیریت مالی؛ بلکراک، وانگارد و غیره49:51- کتاب پیتر اف. دراکر: «انقلاب دیدهنشده: سوسیالیسم صندوقهای بازنشستگی»50:25- کاپیتالیسم نیابتی چیست؟53:22- پلوتوکراسی و نابرابری در توزیع ثروتyoutu.be/FfMvcUvUF64@abdollahshahbazi
📌معماهای انتقال رهبری به مجتبی خامنهای/ ترامپ؛ رهبر جنگ سرد هوش مصنوعی با چین/ کاپیتالیسم نیابتی؛ سوسیالیسم صندوق بازنشستگی و زرسالاری در آمریکا (۵۸ دقیقه)فایل صوتی @abdollahshahbazi
📌پستهای ترامپ در تروث سوشیال چگونه نوشته میشود؟ دو پرسش از جمنای ♦️پستهای ترامپ در تروث سوشیال چگونه نوشته میشود یا چه کسانی مینویسند؟ جمنای: پستهای دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال (Truth Social) به دو شکل کلی (شخصاً توسط خودش یا از طریق دستیاران و مشاوران نزدیکش) نوشته و منتشر میشوند: ۱. نگارش مستقیم توسط خود دونالد ترامپ بخش عمدهای از پستهای جنجالی، بیانیهها، حملات سیاسی و نظرات شخصی ترامپ مستقیماً توسط شخص او نوشته میشود. خودش این پلتفرم را به عنوان «ماشین تحریر» اختصاصی خود توصیف میکند. سبک نگارش این پستها معمولاً ویژگیهای مشخصی دارد: استفاده مکرر از حروف بزرگ (ALL CAPS) برای تأکید روی کلمات یا کل جملات. لحن تند، احساسی و بیپرده علیه مخالفان سیاسی، رسانهها و نهادهای قضایی. علائم نگارشی خاص مثل علامت تعجبهای فراوان. ۲. نقش مشاوران و دستیاران کلیدی در انتشار پستها بر اساس گزارشهای رسانههای معتبر آمریکایی (مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست و والاستریت ژورنال)، ترامپ تنها کسی نیست که مستقیماً به حساب کاربری خود دسترسی دارد یا همه متنها را تایپ میکند، بلکه چند نفر از معتمدان نزدیک او در مدیریت و ارسال این مطالب نقش دارند: ناتالی هارپ (Natalie Harp): دستیار اجرایی و از نزدیکترین همراهان ترامپ است که به خاطر همراه داشتن مداوم لپتاپ و پرینتر برای رساندن اخبار و مقالات به ترامپ، گاهی «پرینتر انسانی» خوانده میشود. او به حساب کاربری ترامپ دسترسی دارد و در تنظیم، انتشار برخی ویدیوها، تصاویر یا بازنشر مطالب (Re-Truth) به ترامپ کمک میکند یا متنهای دیکتهشده را ثبت و منتشر میسازد. دن اسکاوینو (Dan Scavino): معاون ارشد دفتر رئیسکارکنان کاخ سفید و مدیر قدیمی شبکههای اجتماعی ترامپ است که از دوران ریاستجمهوری اول ترامپ نقش کلیدی در مدیریت اکانتهای مجازی او داشته است. اسکاوینو معمولاً در تدوین استراتژی رسانهای و پیشنهاد متنهای مناسب برای بازتاب دیدگاههای ترامپ نقش فعالی ایفا میکند. خلاصه فرآیند بسیاری از ایدهها، خشمها یا نظرات اولیه مستقیماً از زبان یا افکار شخص دونالد ترامپ شکل میگیرد، اما تیم رسانهای و دستیاران وفادار او در انتقال سریع، ویرایش، تهیه محتواهای چندرسانهای (مانند ویدیوها، میمها یا تصاویر) و انتشار آنها در ساعات مختلف شبانهروز مشارکت مستقیم دارند. ♦️برخی مطالب ترامپ حاوی تصمیمات استراتژیک و مهم است مثل جنگ یا مذاکره با ایران. این پستها در چه فرایندی نوشته میشود هرچند به قلم خود ترامپ و احساسی باشد. قابل تصور نیست که در سیستمی پیچیده و پیشرفته مانند دولت فدرال ایالات متحده این تروثها نظرات شخصی یا برخاسته از احساسات شخصی باشد. جمنای: پستهای دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال در حوزه مسائل راهبردی و سیاست خارجی مانند موضوع ایران، موضوعی است که همواره محل بحث و تحلیل کارشناسان روابط بینالملل بوده است. تناقض میان لحن احساسی و ساختار مکتوب این پستها با تصمیمگیریهای کلان در یک سیستم پیچیده مانند دولت ایالات متحده، معمولاً از طریق پویایی خاص سیستم تصمیمسازی دوره ریاستجمهوری او قابل تبیین است: ۱. تفکیک «سیگنال سیاسی» از «تصمیم بوروکراتیک» بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ترامپ از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزاری برای ارسال سیگنالهای سریع سیاسی، اعمال فشار روانی و تعیین خطوط قرمز استفاده میکند. در این رویکرد: این پیامها لزوماً مصوبه نهایی یک شورای امنیت ملی مکتوب نیستند، بلکه گاهی بازتابدهنده دیدگاههای کلان، عزم سیاسی یا ابزاری برای باز کردن کانالهای ارتباطی (یا هشدار جدی) محسوب میشوند. سیستم بوروکراتیک و نهادهای امنیتی آمریکا (مانند وزارت خارجه، پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی) یاد گرفتهاند که این توییتها یا پستها را به عنوان فرامین اجرایی لحظهای تفسیر نکنند، بلکه آنها را به عنوان جهتگیریهای سیاسی رهبر دولت در نظر بگیرند که باید در چارچوبهای کارشناسی و حقوقی بررسی و مدیریت شوند. ۲. نقش حلقه بسته مشاوران و نهادهای رسمی برخلاف تصور سنتی از بوروکراسیهای کاملاً منظم، در دوران ترامپ مرز میان تصمیمگیریهای رسمی نهادهای فدرال و نظرات تیم نزدیک به او انعطافپذیرتر بوده است. تصمیمات راهبردی معمولاً در تعامل میان تیم امنیت ملی، مشاوران ارشد و شخص ترامپ شکل میگیرد. گاهی اوقات، یک پست ناگهانی محصول یک جلسه فشرده، دریافت یک گزارش اطلاعاتی خاص یا مشاوره با چهرههای نزدیک به اوست که بلافاصله به زبان ترامپ و با همان ادبیات شخصی او ترجمه و منتشر میشود. ۳. سبک مذاکره و دیپلماسی عمومی ترامپ ترامپ معتقد به سبک مذاکراتی موسوم به «هنر معامله» (Art of the Deal) است که در آن ابهام، فشار رسانهای و اظهارات غیرقابل پیشبینی ابزارهای کلان دیپلماتیک تلقی میشوند. از این منظر: لحن احساسی یا تند پستها لزوماً به معنای فقدان محاسبه نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی عمدی برای به هم زدن محاسبات طرف مقابل، جلب توجه افکار عمومی و ایجاد اهرم فشار است. حتی اگر متن پست به صورت شخصی و بدون ویرایش بوروکراتیک نوشته شده باشد، ریشه در یک هدف سیاسی از پیش تعیینشده یا جهانبینی امنیتی او دارد.@abdollahshahbazi
ترامپ: ما نمیتوانیم اجازه دهیم چین در زمینه هوش مصنوعی ما را شکست دهد.دیتاسنترهای هوش مصنوعی برای اقتصاد فوقالعاده مهم هستند؛ میتوانند از نفت بزرگتر باشند.مصاحبه جیک شرمن با ترامپ، جمعه ۷ اوت ۲۰۲۶/ ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ President Donald Trump: The 2026 Midterms Interview with Punchbowl NewsJake Sherman sits down with President Donald Trump to talk the SAVE America Act, Iran, Blanche's nomination and MUCH more.Punchbowl News, Aug 7, 2026 youtube.com/watch?v=T9omos50y8k&t=2315s%D… هوش مصنوعی، یک موضوع بزرگ که کنگره درباره آن عملاً هیچ کاری نکرده است و آنها نمیتوانند در مورد هوش مصنوعی به توافق برسند.ترامپ: هرکس در هوش مصنوعی پیروز شود، پیروز است؛ آنقدر بزرگ است. از اینترنت بارها بزرگتر است. اینقدر بزرگ خواهد بود که هیچکس فکرش را هم نمیکرد. حتی قابل تصور نیست چقدر بزرگ است. من دیدم تکزاس بنوعی مخالف مراکز داده [دیتاسنترها] است. فکر میکنم این یک اشتباه است. و من موضع نمیگیرم، من فقط فکر میکنم این اشتباه است زیرا جوامع دیگری هستند که آن را میخواهند. وقتی یک جامعه آن را میخواهد، به این معنی است که پول زیادی وارد آن جامعه خواهد شد.خب، من فکر نمیکنم دیتاسنترها ناخوشایند باشند. منظورم این است که من به برخی از این مراکز داده نگاه میکنم، باورنکردنیترین ساختمانهایی هستند که تا به حال دیدهام. آنها دو و نیم، سه مایل امتداد دارند. آنها سه مایل در سه مایل هستند. آنها برای اقتصاد فوقالعاده مهم هستند. اینکه تکزاس به مراکز داده نه بگوید اشتباه است از این جهت که میتواند از نفت بزرگتر باشد. منظورم این است که مراکز داده میتوانند از نفت بزرگتر باشند. شما باید نفت تکزاس را... و جوامع زیادی هستند که آن را میخواهند.اما مهمتر از همه، و برای ما بد، کشورهای زیادی هستند که آنها را میخواهند. و اگر ما مراکز داده را خاموش کنیم، هوش مصنوعی را میبندیم که به خاطر من [در آن] پیشتاز هستیم. ما در هوش مصنوعی پیشتاز هستیم.این را به یاد داشته باشید. من با ایدهای پیش آمدم که ایده فوقالعادهای بود. هیچکس فکر نمیکرد جدی باشد. آنها حتی باور نکردند. آنها حتی برنامههایی برای آن ارائه نکردند. من گفتم: «وقتی مرکز داده خود را میسازید، من به شما اجازه میدهم منابع الکتریکی خودتان را بسازید، منبع تولید برق خودتان را.»آنها گفتند: «خب، این خیلی خوب است که واقعیت داشته باشد.» آنها حرف مرا باور نکردند. یک ماه طول کشید تا بفهمند من جدی هستم و من تأییدیه های سریعی به شما خواهم داد... و اکنون وقتی آنها کارخانهای میسازند، آنها در حال ساختن هستند، آنها شبیه یک تأسیسات، یک تأسیسات عمومی میشوند. بنابراین آنها بخش بزرگی از ساختمان را میسازند که اکنون تولیدکننده خودشان است. بنابراین ما آن را از عموم نمیگیریم. ما آن را برای شبکه نمیگیریم. و سپس با قیمت بسیار ارزان و شاید به رایگان، برق مازاد خود را، که زیاد خواهد بود، میگیرند و آن را دوباره به شبکه تزریق میکنند.حالا، اگر من این کار را نمیکردم، ما حتی یک ساختمان [دیتاسنتر] در این کشور نداشتیم زیرا ما یک شبکه قدیمی داریم که خسته است. فرسوده است. و این چیزها، تنها چیزی که نیاز دارند، برق زیادی نیاز دارند. کلمه این است: برق. آنها برق بیشتری نسبت به کل مصرف ملت برای همهچیز نیاز دارند. به آن فکر کنید. اگر خروجی برق خود را برای همهچیز بگیرید، آنها بیشتر از آن عدد نیاز دارند. و گاهی اوقات مردم میگویند دو برابر آن عدد. باورش سخت است. این باورنکردنی است.اما آنها کارخانههای خود را میسازند. آنها قرار نیست برق را از شبکه بگیرند. و آنها در واقع آن را پس خواهند داد. و بسیار مهمتر، آن جوامع ثروتمند خواهند شد در جایی که مراکز داده جدید در حال ساخت است. بنابراین اگر من یک فرماندار بودم، خیلی دلم میخواست مراکز داده داشته باشم. من مالیاتها را کاهش میدادم. یعنی مالیاتها به شدت کاهش خواهد یافت زیرا این یک منبع درآمد فوقالعاده است.خب، ما نمیتوانیم اجازه دهیم چین در این زمینه ما را شکست دهد. میدانید، خیلیها فکر میکنند کمپینی که به راه افتاده توسط چین پرداخت میشود. خیلیها... و رئیسجمهور شی را در چند هفته آینده اینجا خواهیم داشت و ما اوقات فوقالعادهای خواهیم داشت، اما من درباره آن با او صحبت خواهم کرد. اما من آنها را سرزنش نمیکنم. میدانید، ما کارهایی انجام میدهیم و آنها کارهایی انجام میدهند. اما خیلیها فکر میکنند چون آنها در هوش مصنوعی به ما میبازند.... اگر چین کنترل رمزارز را به دست بگیرد، که آنها دوست دارند این کار را بکنند، یا اگر چین کنترل هوش مصنوعی را به دست بگیرد، که آنها واقعاً دوست دارند. بنابراین، ما در هوش مصنوعی از چین جلوتر هستیم. هیچکس فکر نمیکرد این امکانپذیر باشد. دلیل آن انرژی بود زیرا او میتواند خلق کند. او یک آدم شگفتانگیز است. چین میتواند مقادیر باورنکردنی انرژی ایجاد کند و آنها از زغالسنگ استفاده میکنند و از نفت و گاز استفاده میکنند و از... میدانید، آنها توربینهای بادی زیادی میسازند اما از توربینهای بادی زیادی استفاده نمیکنند زیرا باهوش هستند چون باد یک فاجعه است... من میخواهم کشور موفق باشد. ما به تمام این بادها یارانه میدهیم. شما نباید به انرژی یارانه بدهید. اما باد یک چیز بسیار گرانقیمت است.@abdollahshahbazi
✔️ بازیهای ترامپ و آینده ایرانجیدی ونس: احتمال لیبی شدن ایران و تشدید بحران مهاجرت به اروپا (۳۸ دقیقه)فایل صوتی@abdollahshahbazi
✔️ بازیهای ترامپ و آینده ایرانجیدی ونس: احتمال لیبی شدن ایران و تشدید بحران مهاجرت به اروپا (۳۸ دقیقه)سخنان یکشنبه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۵/ ۲ اوت ۲۰۲۶ در کلابهاوس، اتاق «حکمرانی خوب» آقای احمد زرینآباد که به علت اهمیت آن منتشر میکنم. 📌فهرست مطالب (Timestamps):00:00 شروع بحث00:22 چرا قالیباف و حتی مجتبی خامنهای نمیتوانند از طریق سازش با آمریکا به جنگ پایان دهند01:16 ساختار فرقهای جمهوری اسلامی و پایگاه اجتماعی- سیاسی آن02:03 چرا آیتالله خامنهای را در آغاز جنگ حذف کردند؟03:05 راهکار آمریکایی «ضربه- مذاکره» در چهار ماه اخیر؛ خطر غزهای شدن ایران04:36 ترامپ متلون و نفهم است یا میداند چه میکند؟06:04 هدف قطعا حذف نظام جمهوری اسلامی است12:53 راهکار کنونی «ضربه- مذاکره» جواب نمیدهد13:38 پیوند ترامپ و نتانیاهو بسیار عمیق است و هدف نهایی هر دو حذف جمهوری اسلامی است18:48 تبلیغات درباره مهاجران لیبیایی نادرست است. مردم لیبی مرفه هستند و لیبی کشوری مهاجر پذیر است20:31 شبکه داخلی ایرانی موساد چه شد؟ چرا در ۱۸ و ۱۹ دی به کمک مردم معترض نیامدند؟24:42 چرا در جمهوری اسلامی کودتای نظامی و بناپارتیسم امکانپذیر نیست27:13 سخنان ۱۵ ژوئیه جیدی ونس در پادکست جو روگان مواضع کانونی است در جنبش ماگا که میتواند توضیح دهد برخی چرخشهای ترامپ را28:41 سیاستهای آیتالله خامنهای برای گسترش اسلام گرایی در جهان و تناقضات آن35:39 یحیی سنوار، بنیانگذار خاورمیانه جدید36:39 حمایت آیتالله خامنهای از حیدر علیاف و علل چرخش او به سمت انگلیس و اسرائیلyoutu.be/DMdiVFNET1w@abdollahshahbazi
✔️ پست ١٢ مارس ٢٠٢۶ من در ایکس: تمام علائم نشان میدهد که پس از پایان عملیات پهپادی بیرون راندن نیروهای مدافع نظام از خیابانها، ورود مردم معترض به خیابان و راهپیماییهای بزرگ ضد حکومتی آغاز خواهد شد. ولی مقدمه آن حذف نیروهایی است که به سوی مردم تیراندازی…ادامه از پست قبلیهمان فرد نوشته است: از کل توییت شما فقط نصف جمله اول درست بود، بقیه که پیشبینی بود هیچکدام درست از آب درنیامد. ۴۰ روز ایران را بمباران کردند. برخلاف پیشبینی کاخ سفید و شما، حتی معترضان هم دست از اعتراضات برداشتند.پاسخم: ظاهراً جنابعالی فضای روزهای مشرف به چهارشنبه سوری را فراموش کردهاید. تحلیل آن روزم کاملاً دقیق بود و عملیات اسرائیل در صبح سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ آن را تأئید میکرد. اکنون، با گذشت بیش از چهار ماه و ورود عوامل جدید و ناشناخته در آن زمان انتظار دارید مینوشتم: «مگر اینکه نیروهای مخالف اسرائیل، و حتی ضد یهودی، در جنبش ماگا از طریق جیدی ونس و بدنه کارشناسی شورای امنیت ملی آمریکا ترامپ را قانع کنند که سرنگونی جمهوری اسلامی به آشوب در ایران و منطقه میانجامد و به این ترتیب طرح اسرائیل را در همان روز سهشنبه متوقف کنند و مانع از تحقق آن شوند که ظاهراً قرار است در چهارشنبه سوری به نتیجه برسد.» چنین پیشبینی در آن روزها تحلیل نیست بلکه «علم غیب» است و متأسفانه پیشگو یا غیبگو نیستم. طرحی که از آن زمان ترامپ در پیش گرفته چرخه تکراری و آزاردهنده «ضربه- مذاکره» است. هدف نهایی ساقط کردن جمهوری اسلامی، یا وادار کردن آن به تسلیم کامل مانند ژاپن در جنگ جهانی دوم، تغییر نکرده ولی نحوه و زمان آن تغییر کرده و ترامپ از اینطریق و با حربه جنگ با ایران در پی اهداف جانبی خود است. پایان این طرح غزه شدن ایران است تا آنجا که جمهوری اسلامی مانند حماس تسلیم شود. راهکار بمباران بمنظور وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم به معنی نابود کردن ایران است. تصور نمیکنم با این روش تسلیم شوند حتی اگر ایران مانند غزه کاملاً ویران شود.@abdollahshahbazi
✔️ پست ١٢ مارس ٢٠٢۶ من در ایکس:تمام علائم نشان میدهد که پس از پایان عملیات پهپادی بیرون راندن نیروهای مدافع نظام از خیابانها، ورود مردم معترض به خیابان و راهپیماییهای بزرگ ضد حکومتی آغاز خواهد شد. ولی مقدمه آن حذف نیروهایی است که به سوی مردم تیراندازی خواهند کرد. برای مقابله با چنین مانعی، ابتدا نیروهای مسلح، متشکل از جوانان معترض و اعضای شبکه آموزشدیده موساد، وارد خیابانها شده و بقایای نیروهای نظام را حذف خواهند کرد. به این ترتیب، در روزهای آینده باید شاهد جنگ خیابانی Urban Warfare باشیم که میتواند به جنگ داخلی Civil War تبدیل شود. شنیدم که گویا آمریکا و اسرائیل شهر مشهد را نسبتاً امن نگه داشتهاند تا نیروهای مدافع جمهوری اسلامی از سراسر کشور بتوانند به آنجا عقبنشینی کنند. نمیدانم چقدر درست است. ظاهراً بمباران در مشهد، به نسبت سایر شهرها، اندک بوده که این شنیده را تقویت میکند.✔️ کامنت دیروز یک نفر در نقد یا هجو آن:یک زمانی عبدالله شهبازی تاریخنگار معتبری بود. چه شد که به این حال و روز افتاد که به جای عقلانیت حاصل از تجربه سنی، مثل نوجوانان هیجانزده، همصدا با بلندگوهای اسرائیل به مخاطبش توهم میفروخت؟✔️ پاسخم:این پست در ٢١ اسفند ١۴٠۴ منتشر شد؛ ۵ روز قبل از چهارشنبه سوری و در اوج عملیات اسرائیل برای رژیم چنج. این عملیات دقیقاً طبق روالی که در پست فوق نوشتم پیش رفت و در سهشنبه ٢۶ اسفند به حذف علی لاریجانی و حدود ٣٠٠ نفر از نیروهای مدافع جمهوری اسلامی در خیابانها انجامید از جمله سردار غلامرضا سلیمانی فارسانی رئیس سازمان بسیج و دو معاون او. تحلیلم خطا یا توهم نبود بلکه دقیقاً بیان سیر تحولات روز و غایت آن بود. ولی ناگهان ترامپ اسرائیل را متوقف کرد و راهکار مذاکره با جمهوری اسلامی را آغاز کرد. خیلی روشن، کانونهایی در کاخ سفید مانع ادامه طرح براندازی از طریق حضور معترضین در خیابان شده بودند. این وضع در حدود چهار ماه اخیر در سال ١۴٠۵ ادامه یافت و طرح جدید آمریکایی بمباران- مذاکره دنبال شد بدون حضور اسرائیل. برای آشنایی با تحولات ویدئوهای جدیدم را دنبال کنید از جمله درباره مواضع جیدی ونس.x.com/ashahb/status/2084356358095192309?s…
✔️ پاسخ نوید محبی و بهنام بنطالبلو به اظهارات ونس در وال استریت جورنال هشدار جیدی ونس درباره تغییر رژیم، وارونه استاو همان اشتباهی را تکرار میکند که بسیاری در واشنگتن مرتکب شدهاند — فرض اینکه ایران منبع ثبات منطقهای است.نوشتهٔ نوید محبی و بهنام بنطالبلو وال استریت جورنال۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۲:۳۸ بعدازظهر به وقت شرقی آمریکاwsj.com/opinion/jd-vances-warning-about-r… رئیسجمهور اخیراً در پادکست جو روگان گفت که اگر ایالات متحده به دنبال تغییر رژیم باشد، ایران مانند لیبی پس از قذافی به آشوب کشیده خواهد شد و «۹۴ میلیون نفر مستأصل» را به سوی اروپا و آمریکا روانه خواهد کرد.این ادعا بیش از آنکه تحلیل جدی باشد، ترسافکنی است. آقای ونس مهاجرت گسترده را محتملترین پیامد سیاست تغییر رژیم معرفی میکند، در حالی که نادیده میگیرد چه چیزی نسلها ایرانی را به خارج از کشور رانده است: خود جمهوری اسلامی.در کانون تحلیل معاون رئیسجمهور اشتباهی نهفته است که بسیاری در واشنگتن مرتکب میشوند — یعنی جمهوری اسلامی را منبع ثبات در خاورمیانه میدانند. چهار دهه گذشته خلاف این را نشان میدهد.ایران کشور باثباتی نیست که با تغییر سیاسی بیثبات شود. رژیم تئوکراتیک نزدیک به نیمقرن است که پایههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی کشور را متزلزل کرده است. مدتها پیش از جنگ کنونی، ایران به سوی تبدیل شدن به دولتی ناکام پیش میرفت.پیامدهای منفی حاکمیت جمهوری اسلامی محدود به داخل ایران نیست. موجهایی از پناهندگان از مناطق درگیری که نیروهای ایرانی یا نیابتیهای آن در آنها حضور داشتهاند، گریختهاند. یک نمونه: میلیونها پناهندهای که از رژیم بشار اسد در سوریه فرار کردند؛ رژیمی که تهران تا آخرین حد از آن حمایت میکرد.تروریسم نیز حوزهای است که آقای ونس در آن منطق را وارونه کرده است. بعید است تغییر رژیم به ایجاد آنچه او «زیرساخت تروریستی» در خارج مینامد منجر شود، دقیقاً به این دلیل که رژیم همین حالا چنین شبکههایی را ساخته است. جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده بهعنوان مهمترین حامی دولتی تروریسم در جهان شناخته شده و از اقدامات تروریستی در دستکم چهار قاره حمایت کرده است. این رژیم بارها خواستار قتل رئیسجمهور ترامپ شده است.نگرانیهای آقای ونس درباره مهاجرت ایرانیان تنها پس از سقوط جمهوری اسلامی، علت پیدایش دیاسپورای بزرگ جهانی ایرانیان در دوران همین رژیم را پنهان میکند. شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور تعداد ایرانیان مقیم خارج را کمی بیش از چهار میلیون نفر برآورد میکند. برآوردهای گستردهتر که افراد با تبار ایرانی را نیز شامل میشود، دیاسپورای جهانی ایرانیان را بین پنج تا هشت میلیون نفر میداند.این خروج تنها مربوط به مخالفان سیاسی نیست. تعداد دانشجویان ایرانی در ۱۰ کشور اصلی مقصد مهاجران ایرانی در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۱۰ هزار نفر رسید؛ رقمی که در چهار سال پیش از آن بهشدت افزایش یافته بود. توصیف این گروه صرفاً بهعنوان افرادی که در خارج تحصیل میکنند، گمراهکننده است. برای بسیاری از جوانان ایرانی، پذیرش در دانشگاه امنترین مسیر قانونی برای خروج از کشوری شده است که چشمانداز شغلی و آزادیهای اجتماعی در آن پیوسته در حال کاهش است.در کنار مهاجرت تحصیلی و حرفهای، ایرانیان از طریق کانالهای پناهندگی و مسیرهای دیگر نیز کشور را ترک میکنند. بین ژانویه ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۴، اتباع ایرانی حدود ۲۰ هزار درخواست حمایت بینالمللی در اروپا ثبت کردند. این رقم تقریباً یکسوم بیشتر از ۱۵ ماه پیش از آن بود. درخواستهای ماهانه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ و سرکوب پس از آن افزایش یافت.هر بار که جمهوری اسلامی سرکوب داخلی را تشدید میکند، اثر آن در خارج، از جمله در نظام پناهندگی اروپا، احساس میشود.مشکلات زندگی در ایران فراتر از فقر و آزار سیاسی است. این مشکلات شامل قطع برق و فجایع زیستمحیطی است که فعالیت اقتصادی را مختل میکند و زندگی روزمره را طاقتفرسا میسازد. این مسائل توجه ملی ایرانیان را به خود جلب کرده و به تظاهراتی منجر شده که نه در پی اصلاح، بلکه در پی انقلاب علیه یک نظام سیاسی ناکام هستند. از اعتراضات سراسری که از دسامبر ۲۰۱۷ آغاز شد تا قیام آبان ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹)، از اعتراضات ۲۰۲۲-۲۰۲۳ تا تظاهرات ژانویه ۲۰۲۶، ایرانیان با وجود خطر بازداشت، شکنجه و مرگ به خیابانها آمدهاند.در وضعیت قطع پوشش اینترنتی، نیروهای امنیتی ایران — با کمک نیابتیهای تروریستی خود — در روزهای ۸ و ۹ ژانویه امسال کشتار دستهجمعی انجام دادند و هزاران معترض و رهگذر را قتلعام کردند. گزارشهای خبری تخمین میزنند که بیش از ۴۰ هزار نفر کشته شدهاند. آقای ترامپ به این آمارها استناد کرده است.مردمی که بارها جان خود را به خطر انداختهاند تا کشورشان را بازپس گیرند، منتظر نخستین فرصت برای ترک آن نیستند. ایرانیان برای حق ماندن، آزادانه زیستن و ساختن آینده در وطن خود جنگیدهاند.ایران از آشوب مصون نیست و هیچ مخالف جدی رژیم نباید خلاف این را ادعا کند. جمهوری اسلامی نهادهای امنیتی همپوشان متعددی برای حفظ بقای خود ساخته است. هرگونه تلاش برای سرنگونی رژیم بدون آمادگی برای آنچه ممکن است پس از آن رخ دهد، اوج حماقت خواهد بود.برعکس، سیاستهایی که بهجای چنین برنامهریزیای، با ارائهٔ تسهیلات تحریمی و دیپلماسی در پی تثبیت رژیم بودهاند، تاکنون نتوانستهاند جریان مهاجرت را متوقف کنند یا جمهوری اسلامی ملایمتری پدید آورند. دادن زمان، پول و مشروعیت بیشتر به این رژیم بدون مطالبهٔ تغییرات ساختاری، تنها همان موج مهاجرتی را تولید خواهد کرد که آقای ونس مدعی است میخواهد از آن جلوگیری کند.کسانی که نگران مهاجرت ایرانیان هستند، نباید تنها نگران روز پس از سقوط جمهوری اسلامی باشند. آنها باید از هر روز اضافهای که این رژیم در قدرت باقی میماند نیز نگران باشند — و اگر در موقعیت اقتدار قرار دارند، برای برنامهریزی گذار منظم تلاش کنند.@abdollahshahbazi
✔️ سخنان جیدی ونس درباره تغییر رژیم در ایران و پاسخ محبی و بنطالبلو به آن نوید محبی و بهنام بنطالبلو با انتشار مقالهای در وال استریت جورنال به سخنان اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در پادکست جو روگان واکنش نشان دادهاند. ونس هشدار میدهد که برخی خواستار تغییر رژیم در ایران هستند، اما آمریکا دیگر در کار فرستادن نیرو برای تغییر رژیم نیست. او با اشاره به تجربه لیبی پس از کشته شدن قذافی توسط دولت اوباما میگوید: «لیبی به یک دولت شکستخورده تبدیل شد و بحران پناهجویان و تروریسم را به راه انداخت.» او معتقد است تبدیل شدن ایران به یک دولت شکستخورده (مشابه لیبی یا سوریه) به نفع آمریکا نیست و منجر به موج جدیدی از پناهجویان و بیثباتی میشود. (پادکست جو روگان، ۱:۵:۵۱ تا ۱:۱۸:۲۰)youtube.com/watch?v=vtxyvD58eDg%E2%9C%94%… باید اضافه کنم که آنچه در غرب مشهور شده به مهاجرت لیبیاییها به اروپا، و ونس بر آن تأکید میکند، مهاجرت مردم لیبی نیست. ما پس از سقوط قذافی با پدیده مهاجرت گسترده مردم لیبی به اروپا، چیزی شبیه به پناهندگان سوری، مواجه نیستم. علت، هجوم مردم کشورهای مجاور لیبی است برای مهاجرت به اروپا از طریق خاک لیبی. بعبارت دیگر، لیبی پس از جنگ به بزرگترین کانون ترانزیت مهاجران غیرقانونی آفریقایی به اروپا تبدیل شد و این موضوع باعث شد نام لیبی در رسانههای غربی همواره با «بحران مهاجرت اروپا» گره بخورد. ✔️ سایر اظهارات ونس در پادکست فوق مرتبط با جنگ ایران به شرح زیر است:۱. درباره گزارشهای مربوط به بمباران ایران (زمان ۰۱:۰۰:۳۲ تا ۰۱:۰۲:۲۰)جیدی ونس درباره گزارشهایی صحبت میکند که طبق آن یک فرمانده نظامی به نیروهای خود گفته است که بمباران ایران بخشی از «طرح الهی خداوند» است تا «آرماگدون» (نبرد نهایی) آغاز شود و عیسی مسیح بازگردد. ونس در پاسخ میگوید که اگر او در آن جلسه بود، قطعاً مخالفت میکرد و این اظهارات را «دیوانگی» میداند. او تاکید میکند که به عنوان یک رهبر مسیحی، نباید با غرور ادعا کرد که خداوند طرف ماست، بلکه باید برای تصمیمگیری درست و عادلانه دعا کرد.۲. سیاست ایالات متحده در قبال ایران و برنامه هستهای (زمان ۰۱:۰۶:۳۴ تا ۰۱:۰۷:۴۲) ونس در پاسخ به سوالی درباره کمپین علیه ایران میگوید: «هدف، پیشگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.» او توضیح میدهد که استراتژی فعلی شامل دو بخش کوتاهمدت (از بین بردن سایتهای هستهای و توانایی بازسازی آنها) و بلندمدت است. او معتقد است دیپلماسی ابزاری ضروری در کنار اقدامات نظامی است تا تضمین شود ایران نه تنها اکنون، بلکه در آینده نیز به دنبال سلاح هستهای نخواهد رفت.۳. پویایی داخلی ایران: عملگرایان در مقابل تندروها (زمان ۰۱:۰۹:۱۳ تا ۰۱:۱۲:۲۲)ونس توضیح میدهد که سیستم ایران یکدست نیست و شامل دو گروه است: «تندروها/افراد افراطی» که به دنبال سناریوهای آخرالزمانی هستند و «عملگرایان». او میگوید هدف از تفاهمنامه (MOU) این بود که خشونت متوقف شود و ایران تنگه هرمز را باز کند تا نفت جریان یابد. با این حال، تندروهای ایران وقتی دیدند نفت صادر میشود و ایران اهرم فشار خود را از دست داده، واکنش نشان دادند و به کشتیها شلیک کردند. ونس تاکید میکند که وقتی آنها شلیک میکنند، آمریکا به زیرساختهای نظامی آنها پاسخ میدهد، اما همزمان دیپلماسی برای حفظ جریان انرژی ادامه دارد.۴. اهمیت تنگه هرمز و دیپلماسی (زمان ۰۱:۱۳:۰۰ تا ۰۱:۱۵:۲۰)ونس درباره اهمیت تنگه هرمز توضیح میدهد که ۲۵ درصد عرضه انرژی جهان از آنجا عبور میکند. او میگوید با خرید پهپادهای ارزانقیمت، هر کسی میتواند در آنجا اخلال ایجاد کند و بمباران همیشگی راهحل نیست. او به منتقدان مذاکره با ایران پاسخ میدهد: «اگر مذاکره نکنید، پیشنهاد شما چیست؟ بمباران بیپایان؟» او تاکید میکند که دولت فعلی از قدرت نظامی در موارد مشخص (مانند حمله به کشتیها) استفاده میکند، اما به دنبال یک جنگ بیانتها نیست.۵. شفافسازی درباره مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار (زمان ۰۱:۱۸:۲۷ تا ۰۱:۲۲:۱۰)ونس ادعای برخی منتقدان مبنی بر اینکه دولت ترامپ قصد دارد ۳۰۰ میلیارد دلار به ایران بدهد را کاملاً دروغ و ساختهشده برای شکست مذاکرات میداند. او توضیح میدهد که تفاهمنامه (MOU) شامل این است که اگر ایران رفتارش را تغییر دهد و تعهداتش را انجام دهد، به کشورهای حوزه خلیج فارس (مانند عربستان و امارات) اجازه داده خواهد شد که در اقتصاد ایران سرمایهگذاری کنند. او این را یک «برد-برد» میداند که توسط دشمنان سابق ایران پیشنهاد شده است و نه پول دولت آمریکا.۶. نفوذ خارجی و تاثیر آن بر سیاست آمریکا (زمان ۰۱:۲۴:۲۵ تا ۰۱:۳۲:۳۰)ونس به گزارشهای رسانهای (مانند تایم) اشاره میکند که نشان میدهد کمپینهای تأثیرگذار خارجی با بودجههای کلان برای شکست دادن توافق با ایران تلاش کردهاند. او میگوید: «کشورها همیشه تلاش میکنند بر سیاست آمریکا تأثیر بگذارند، این طبیعتِ سیاست است.» اما ونس از آن دسته از رهبران آمریکایی که اجازه میدهند این نفوذها بر قضاوت و منافع ملی آمریکا تأثیر بگذارد، انتقاد میکند و میگوید او فقط به فکر منافع مردم آمریکا است.@abdollahshahbazi
جنگ به مراحل پایانی وارد میشود؟هدف آمریکا سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی است. چرا؟ (۵۶ دقیقه)فایل صوتی@abdollahshahbazi
جنگ به مراحل پایانی وارد میشود؟هدف آمریکا سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی است. چرا؟ (۵۶ دقیقه)این ویدئو، متن ادیتشده لایو جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ است. تلاش کردم به شکلی بهتر و قابل استفادهتر آن را بازنشر کنم. 📌 فصلهای این ویدئو (Timestamps):00:00 مقدمه و بررسی آخرین وضعیت سیاسی و نظامی00:53 رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی و خواست اصلی آمریکا02:38 چرا جنگ طولانی شد؟ بررسی نقش اسرائیل تا چهارشنبهسوری04:56 چرخش ترامپ، توقف طرح اسرائیل و ورود به فاز فشار و مذاکره06:23 بنبست طرح واشنگتن، دیدار نتانیاهو با ترامپ و حادثه کانال سوئز08:31 تصمیم جدید در پنتاگون و احتمال دور تازه حملات10:36 الگوی حملات ترکیبی و نقش اطلاعاتی اسرائیل13:14 اهداف کلان آمریکا از جنگ و نقد تحلیلهای سطحی درباره ترامپ16:04 اهداف اقتصادی جانبی آمریکا: بازار انرژی اروپا و «سرمایهداری تودهای»19:00 سود کمپانیهای آمریکایی، قراردادهای تسلیحاتی و بازسازی ایران پس از سرنگونی22:42 پاسخ به نقد مخاطبان: سیر تحول نگاهم و ضرورت سیال و بهروز بودن25:34 تحولات جهانی از دهههای ۱۹۸۰- ۱۹۹۰، چرخش تاریخی چین 28:35 توسعه هوش مصنوعی و انتقال دیتاسنترها به جنوب خلیج فارس32:19 اهمیت ذخایر انرژی و هلیوم و دو سناریوی اصلی «تغییر رژیم»36:32 عدم امکان تسلیم یا استحاله در جمهوری اسلامی 41:00 رقابت هژمونیک آمریکا و چین 45:00 دلایل نفی فرضیه تجزیه ایران48:00 ارزیابی گروههای قومی مسلح و موضع واقعی چین و روسیه51:32 الگوی تاریخی توسعه چین، جمعبندی و سخن پایانیyoutu.be/-yovJyWdfqA@abdollahshahbazi
چه کسانی ایران را به وضع کنونی رسانیدند؟ #shorts جمهوری اسلامی، برخلاف کشورهایی چون چین و ویتنام، نتوانست در راه خود تجدیدنظر کند و بویژه در دو دهه اخیر «راه مرگ» را در پیش گرفت.youtube.com/shorts/DvzB_33N6Lc?feature=sh…
اولین تجربه لایو خود را در یوتیوب ۳۰ دقیقه دیگر شروع میکنم. علاقمندان به آدرس زیر مراجعه کنند. انجام شد. از دقیقه ۳۱:۴۰ بحث شروع میشود.youtube.com/live/88p7hO1IRDE?feature=share
توقف کنونی حملات آمریکا به چه معناست؟ رویکردهای خطا و خطرناک به مسئله سازماندهی و تشکیلات (۲۹ دقیقه)فایل صوتی@abdollahshahbazi
توقف کنونی حملات آمریکا به چه معناست؟ رویکردهای خطا و خطرناک به مسئله سازماندهی و تشکیلات (۲۹ دقیقه)فهرست و رئوس مطالب:✔️ 00:18- در چند روز اخیر حملات موشکی آمریکا متوقف شده. علت آن روشن نیست. برخی منابع آمریکایی به کاهش شدید ذخایر موشکهای پاتریوت آمریکا اشاره کردهاند. گفته میشود آمریکا در دوران درگیری با ایران حدود ۵۰ درصد از ذخایر موشکهای پدافندی پاتریوت را مصرف کرده که جایگزینی آن ۳ تا ۵ سال به طول میکشد. در این رابطه دو فرضیه مهم برای آینده جنگ مطرح میشود: اول، آمریکا دور جدید جنگ را کماثر دیده و در تدارک برای اجرای مرحله دیگری از جنگ است که بسیار هولناک و تعیینکننده خواهد بود. دوم، با توجه به دیدار روز سهشنبه نتانیاهو با ترامپ در کاخ سفید، احتمال دارد ترامپ اجازه دهد تا اسرائیل مانند دور اول حملات وارد جنگ شود و راهکارها و روشهای خود را برای تحقق طرح خود اجرا کند. در مرحله اول جنگ بخش عمده عملیات در تهران به عهده اسرائیل بود و اهداف مشخصی را دنبال میکرد. در روزهای دوشنبه و سهشنبه، ۲۵ و ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ اسرائیل در عملیاتی گسترده حدود ۳۰۰ نفر از نیروهای اصلی مدافع جمهوری اسلامی مستقر در خیابانها را به قتل رسانید از جمله سرتیپ پاسدار غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج، و دو معاون او را. در همین روز علی لاریجانی، دبیر شورایعالی امنیت ملی، به قتل رسید. روشن بود که هدف اسرائیل خالی کردن خیابانها از نیروهای مدافع جمهوری اسلامی است و باز کردن راه برای حضور نیروهای معترض در شب چهارشنبه سوری. با دخالت ترامپ ناگهان این طرح متوقف شد. از این زمان آمریکا راهکار مذاکره با مقامات باقیمانده جمهوری اسلامی را آغاز کرد، با محوریت قالیباف. بنظر میرسد در این زمان طرح دیگری بر کاخ سفید غالب شد که میخواست از طریق حفظ تمامیت نظام جمهوری اسلامی، بمنظور پرهیز از هرجومرج در ایران و منطقه، حکومتی شکستخورده و دستنشانده در تهران مستقر کند. اوج این تلاش تفاهمنامه اسلامآباد بود که به دور جدیدی از جنگ منتهی شد. اکنون بنظر میرسد این طرح به پایان راه رسیده و غیرواقعبینانه بودن آن روشن شده است. بنابراین، شاید تنها راه توسل به دو راهکار پیشگفته باشد: وارد کردن جنگ به مرحلهای قاطع و البته هولناک، یا بازگشت به راهکارهای اسرائیل که بنظر میرسد دقیقتر از آمریکا ایران را میشناسد.در عین حال، باید توجه کرد که این چرخه نافرجام چهارماهه مذاکره- تفاهم- جنگ میتوانست سنجیده و معطوف به دو هدف اقتصادی و سیاسی باشد: هدف اقتصادی را میتوان تزریق پول به پیمانکاران پنتاگون برای ساخت موشکهای جدید دانست و هدف سیاسی را وارد کردن ضربات سنگین به جمهوری اسلامی بمنظور تهی کردن باقیمانده پتانسیلهای نظامی و اعتقادی- ایدئولوژیک آن.✔️ 08:04- با توجه به ناکام ماندن طرح بناپارتی کردن جمهوری اسلامی، یعنی انتقال قدرت به یک چهره مقتدر که حاضر به تعامل با آمریکا باشد و بتواند نظام سیاسی ایران را به این سمت سوق دهد، و در نمونه ایران قالیباف، به مقایسه وضع جمهوری اسلامی با نظام سیاسی کمونیستی چین و تحول آن پرداختم. گفتم که تحول چین به دلیل بنیانهای قوی نظری در حزب کمونیست بود که بسیاری از گردانندگان از نظر دانش سیاسی روز باسواد و مسلط بر مارکسیسم، و به تبع آن تاریخ اندیشه سیاسی غرب، بودند. در این بستر دنگ شیائوپینگ، رهبر چین در سالهای ۱۹۷۸- ۱۹۸۹، یعنی مصادف با دهه اول استقرار جمهوری اسلامی، توانست ضرورت اتخاذ راهکاری جدید برای توسعه چین را، مغایر با سیاستهای کلاسیک مائو، تئوریزه و ترویج کند. این چرخش را «استراتژی خروج» Exit Strategy نامیدهام. توانمندی فکری دنگ شیائوپینگ، و سایر گردانندگان حزب کمونیست چین، در تئوریزه کردن چرخش فوق در حدی بود که راهکار جدید توانست مقبولیت یابد و اعضای حزب آن را بپذیرند، بجز برخی مقاومتهای ناچیز. در ایران چنین توانمندی فکری وجود نداشت حتی در زمان حضور آیتالله خامنهای که در مقاطع مختلف، بویژه تا مهر ۱۳۹۸، میتوانست با اتخاذ یک «استراتژی خروج» نظام جمهوری اسلامی را پایدار کند و «امپراتوری شیعی» خود را تا کرانههای مدیترانه ثبات بخشد. اگر خامنهای چنین توانمندی فکری، و چنین شناختی از تحولات جهان امروز، نداشت به تبع اولی جانشینان او، که در سطحی بسیار نازلتر قرار دارند، نه چنین توان فکری دارند و نه چنان کاریزمایی برای قبولاندن طرحهای خود به بدنه ایدئولوژیک نظام.✔️ 16:07- در بحثهای روز مکرر میشنوم که ترامپ را به عدم حمایت از قیام ۱۸- ۱۹ دی متهم میکنند و این فرضیه را مطرح میکنند که اگر آمریکا از قیام فوق حمایت کرده بود انقلاب پیروز میشد. این تحلیل را نادرست میدانم. در ویدئوهای پیشین اشاره کردهام به نمونههای سرکوب و شکست کامل انقلابهای بزرگ و دو نمونه انقلاب ۱۹۰۵- ۱۹۰۷ روسیه و انقلاب ۱۹۱۸- ۱۹۱۹ آلمان را مثال زدهام که هر دو با کشتار دهها هزار نفر خاموش شد. در ماجرای قیام دی ۴۰۴ نیز اینگونه است ولی از نظر من جوشش انقلابی، که با انقلاب مهسا در ۱۴۰۱ آغاز شد، طی این سالها فروکش کرده ولی خاموش نشده و در زمان مناسب بروز خواهد کرد. انقلاب تابع علل عینی است یعنی عللی فراتر از خواست و علاقه فعالین سیاسی. اظهارات برخی از این فعالین، که چه کنیم تا مردم به خیابان بیایند، غیرواقعبینانه است. مردم هر زمان که فضا را مناسب ببیند اعتراضات خود را بیان خواهند کرد و اینگونه افراد در جایگاهی نیستند که بتوانند آنان را به خیابانها «هل بدهند.»✔️ 24:08- در بحثها گفته میشود که «شکست» قیام دی ۱۴۰۴ ناشی از فقدان تشکیلات بود و از اینطریق مکرر ضرورت سازماندهی را میشنویم. این تلقی نادرست است. گفتم که انقلاب ۱۹۱۷ روسیه را، برخلاف مندرجات کتابهای تبلیغاتی شوروی، حزب بلشویک با تشکیلات آهنین و گسترده خود پدید نیاورد بلکه ابتدا انقلاب رخ داد و سپس بلشویکها با شعارهای جذاب خود دال بر پایان دادن به جنگ با آلمان توانستند اکثریت را در شوراهای سربازان به دست آوردند و بر نظم سیاسی حاکم شوند. چنین اظهاراتی درباره ضرورت سازماندهی میتواند برای نیروهای خارج از ایران مفید باشد ولی تعمیم آن به داخل ایران هم خطا است هم بسیار خطرناک. نظام جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰ تجربهای کمنظیر در کشف شبکههای مخفی کسب کرده و اکنون نیز میتواند به سادگی چنین شبکههایی را کشف و نابود کند. بعلاوه، باید به تغییر مفهوم سازماندهی در دوران سنتی (پیشا سایبری) با عصر دیجیتال توجه کرد. در دوران کنونی، کانالها و گروههای مجازی نقش کانونهای تشکیلاتی گذشته را ایفا میکنند و میتوانند انسجام و همفکری فعالین سیاسی را سامان دهند. در داخل ایران، گعدههای دوستانه مبتنی بر محله یا فامیل و انواع دیگر چنین حلقههای دوستانه، بدور از هر گونه ادعای سیاسی یا تشکیلاتی، شکلهای بالقوه کانونهایی است که در زمان بروز جوشش انقلابی فعال خواهند شد.youtu.be/upjnW-TW-5Q@abdollahshahbazi
فرازوفرودهای غیرقابل توضیح جنگ و دستکاری در بازار بورسدر ویدئوها و یادداشتهایم مکرر به فرازوفرودهای گیجکننده جنگ ایران و آمریکا پرداخته و توضیح دادهام که برخی از رفتارهای ترامپ، تهدیدهای تند علیه جمهوری اسلامی یا اعلام ناگهانی تمایل به توافق، از انگیزههایی بجز فرایند طبیعی جنگ نشئت میگیرد. گفتم که ترامپ جنگ را به آچار فرانسهای تبدیل کرده برای حل بعضی معضلات و اجرای برخی پلنهایش. این معضلات یا برنامههای ترامپ را «اهداف جانبی» او نامیدم. از جمله اشاره کردم به دستکاری در بازار بورس با اهداف مختلف؛ تنظیم بازار داخلی آمریکا یا جابجا کردن پولهای کلان به سود برخی کانونها و به زیان کانونهای دیگر. سخنان جانی اولچفسکی، نماینده ایالت مریلند در جلسه ۳ ژوئن ۲۰۲۶ کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان با حضور مارکو روبیو، میتواند گویای این نوع کنشهای جانبی باشد.👇👇👇اولچفسکی: متشکرم، آقای رئیس. اولاً، در شهادت قبلی وزیر روبیو به داماد رئیسجمهور، جرد کوشنر، به عنوان یک شهروند خصوصی اشاره کرد. اما به قول خودِ پرزیدنت ترامپ، کوشنر در کنار استیو ویتکاف، فرستاده صلح است. بنابراین، من درخواست موافقت بیقید و شرط دارم که مقالهای از «پولیتیکو» مورخ ۱۹ فوریه را، که جزئیات اعلامیه رئیسجمهور را شرح میدهد و به وضوح نشان میدهد کوشنر چیزی فراتر از یک شهروند خصوصی است، برای ثبت در صورتجلسه ارائه دهم.وزیر روبیو، شما در سال ۲۰۲۳ به عنوان سناتور، با اشاره به هانتر بایدن گفتید: «اگر نام خانوادگی او بایدن نبود، به هیچ وجه ممکن نبود آن میلیونها دلاری را که به دست آورده، کسب کند.» شما همچنین گفتید: «ما نمیتوانیم عقل سلیم را رها کنیم وقتی کسی از موقعیت قدرتِ یکی از اعضای خانوادهاش سود میبرد.» آیا منصفانه است بگوئیم شما موافق هستید که کار اشتباهی است که مقامات منتخب و خانوادههایشان از موقعیتهای قدرت سود ببرند؟روبیو: اینکه از خدمات دولتی برای پول درآوردن استفاده کنند؟ بله، البته.اولچفسکی: عالی است، من از این بابت قدردانی میکنم و در این احساس با شما شریک هستم، قربان. میخواهم به برخی از جزئیاتی که قبلاً مطرح شد و در صورتجلسه قرار گرفت، بازگردم؛ درباره تراکنشهای سهام خودِ رئیسجمهور. فرمی که او پر کرده است نشان میدهد تنها در سه ماه اول امسال بیش از ۳۷۰۰ تراکنش سهام انجام داده است. رئیسجمهور درست قبل از اینکه در سایت رسانه اجتماعی خود علناً از شرکت «پالانتیر» تمجید کند، صدها هزار دلار سهام آن شرکت را خرید. انگار که فقط نام بردن از آن کافی نبود، او برای محکمکاری نماد معاملاتی شرکت را هم اضافه کرد. به نظر من که اصلاً ظریف نبود. در ۲۳ مارس، پس از نزدیک به یک ماه جنگ با ایران، رئیسجمهور گفت که مذاکرات، به قول خودش، «بسیار خوب و سازنده» بوده و ضربالاجل خود برای رسیدن به توافق را ۵ روز تمدید کرد. قیمت نفت کاهش یافت و سهام انرژی افت کرد، در حالی که ترامپ سهام شرکتهایی مانند اکسونموبیل، شورون و سایر شرکتهایی را خرید که اگر جنگ ادامه مییافت، سود میبردند؛ که همینطور هم شد. او در حالی سهام را خرید که در کف قیمتی بود که خودش ایجاد کرده بود. سپس «انویدیا» مطرح است. رئیسجمهور درست یک هفته قبل از اینکه وزارت بازرگانی رسماً فروش تراشههای انویدیا به چین را تأیید کند، تا ۱ میلیون دلار سهام خرید. یک هفته بعد، او در ماه فوریه، درست قبل از اینکه شرکت اعلام کند یک معامله بزرگ تراشه با «متا» داشته، ۵ میلیون دلار دیگر سهام انویدیا خرید. اگر از من بپرسید، این خوششانسیِ خیلی خوبی است. اگر این به اندازه کافی بد نیست، پسر رئیسجمهور یک معامله چند میلیارد دلاری کریپتو با یک شرکت تحت حمایت دولت امارات متحده عربی منعقد کرد. پس از این معامله، دولت محدودیتهای تراشههای هوش مصنوعی را لغو کرد و انتقال فناوریهای حساس به نهاد دیگری مرتبط با امارات را تأیید کرد که ریاست آن بر عهده همان چهره خانواده سلطنتی بود که در معامله با پسرش نقش داشت. به نظر من این اصلاً تصادفی نیست و در واقع، این ثروتاندوزی شخصی است که مستقیماً به دستور کار سیاست خارجی رئیسجمهور گره خورده است. و این همان چیزی است که باعث شده دارایی خالص رئیسجمهور از زمان شروع این دوره بیش از ۴ میلیارد دلار رشد کند. همانطور که رئیسجمهور ثروتمند میشود، جنگها و تعرفههای او خانوادههای سختکوش آمریکایی را له میکند. و فکر میکنم مردم آمریکا دست این مزخرفات را میخوانند. این فاسدترین دولت در تاریخ آمریکا است. بنابراین، وزیر روبیو، اوایل امروز گفتید که حقایق مربوط به معاملات مالی رئیسجمهور را نمیدانید. اگر بخواهید به طور خاص ببینید، خوشحال میشوم آنها را با شما به اشتراک بگذارم. اما حالا که اینها را مرور کردم، آیا موافق هستید و نگرانیهایی در مورد این واقعیت دارید که این دولت در واقع از موقعیت قدرت خود سود میبرد؟روبیو: اطلاعاتی که شما [در پرونده] قرار میدهید، از جمله روی این تابلو، من... آن چیزی که در حوزه اختیارات من به عنوان وزارت خارجه نیست. و اینها چیزهایی است که شما تولید میکنید. من نمیدانم که آیا دقیق هستند یا نه، اما بگذارید فقط این را بگویم. من در تقریباً تمام جلسات سیاست خارجی و امنیت ملی حضور داشتهام. برای بیشتر موارد، این دولت اصلاً، حتی یک بار هم ندیدهام که اشاره یا نشانهای وجود داشته باشد که تصمیمات گرفته شده برای سود مالیِ کسی در دولت باشد. این مشاهدات من است. این چیزی است که میتوانم در موردش صحبت کنم. من حتی یک بار هم دستورالعملی در مورد سیاست خارجی یا سیاست امنیت ملیمان ندیدهام که به هیچ وجه نشان دهد برای منفعت شخصی کسی انجام شده است. این چیزی است که من به عنوان شاهد دست اول دیدهام و این چیزی است که میتوانم امروز شهادت دهم.اولچفسکی: با تمام احترامی که قائلم، آقای وزیر، ممکن است مجبور شوم یک عینک جدید برایتان بگیرم؛ چون حقایق درست مقابل چشمان شماست. و به نظر میرسد برای وزیر امور خارجه کوتاهی در انجام وظیفه است که نتواند ببیند این رئیسجمهور و خانوادهاش در حال ثروتمند کردن خود با میلیاردها دلار هستند. بنابراین تنها چیزی که میتوانم برای...روبیو: هیچکس تا به حال در جلسهای نگفته، «بیایید این کار را انجام دهیم چون به ما کمک میکند.»اولچفسکی: خب، او که این را نمیگوید.روبیو: اما حتی اشاره هم به آن...اولچفسکی: لازم نیست اشاره کند. حقایق خودشان گویای همهچیز هستند، قربان. آنها در صورتجلسه هستند. آنها در فرمهایی هستند که خودِ رئیسجمهور ارائه کرده است. این میلیاردها دلاری است که او در جیب خود گذاشته است. این زمانبندی معاملات و اطلاعیهها است. و تنها چیزی که میتوانم ببینم، سئوال من از شما در پایان زمانم، آقای وزیر، این است که چه چیزی در دیدگاه شما تغییر کرده است؟ آیا وابستگی حزبی رئیسجمهور است یا جاهطلبیهای سیاسی خودتان؟روبیو: من در ابتدا به شما گفتم، مردم نباید از خدمات دولتی خود پول در بیاورند - و من شنیدهام که رئیسجمهور این را میگوید - مردم نباید از خدمات دولتی خود پول در بیاورند. او بارها این را گفته است. من شنیدهام که او این را میگوید، اما حتی یک بار هم نه، میخواهم دوباره تأکید کنم، حتی یک تصمیم گرفته نشده که من شاهد آن باشم یا در آن نقش داشته باشم که به هیچ وجه برای من یا هر ذهن منطقی دیگری نشان دهد که این تصمیم به یک توافق یا ترتیب مالی مربوط بوده است.اولچفسکی: من فکر میکنم حقایق به وضوح متفاوت هستند. امیدوارم نگاهی به آنها بیندازید. با این اوصاف، وقتم را به رئیس جلسه واگذار میکنم.youtube.com/watch?v=H8ufb7QboAY@abdollahs…
انسان هماره نگران سرنوشت خود و به تبع آن کنجکاو برای شناخت آینده بوده و از اینروست که میتوان برای پیشگویی پیشینهای به قدمت تاریخ بشری قائل شد. و البته در طول تاریخ هماره شیادانی از جنس نوستراداموس بودهاند که از این اشتیاق بهره شیطانی بردهاند. معهذا، تنها در نیمه دوم سده بیستم میلادی است که آیندهشناسی بعنوان شاخهای از دانشهای اجتماعی رسمیت علمی یافت. این دانشی است مبتنی بر تحلیل عقلی و دادههای تاریخی و جامعهشناختی که نسبت و تمایز آن با پیشگوییهای امثال نوستراداموس کموبیش مانند تفاوت میان سحر و جادوی گذشته با دانش کنونی فراروانشناسی است. امروزه، در علوم اجتماعی، آیندهشناسی به دانشی اطلاق میشود که به مطالعه حوادث گذشته و فرآیندهای جاری بهمنظور پیشبینی تحولاتی آتی، با هدف سیاستگذاری و تأثیرگذاری بر آن، میپردازد. تکوین و رشد دانش فوق بر این باور استوار بود که تکاپوهای انسانی و پدیدهها و فرآیندهای اجتماعی دارای نتایج و پیامدهایی است بهطور نسبی قابل شناخت و لذا، با اتکاء بر تجربه تاریخی، از طریق شناسایی و تحلیل دقیق و صحیح وضع کنونی میتوان پیامد فرآیندهای امروزین را پیشبینی کرد. آیندهشناسان از روشهای متنوعی بهره میگیرند که از تحلیلهای بغرنج ریاضی و آماری و تحلیلها و مدلسازیهای رایانهای تا روشهای ساده مبتنی بر حدس و گمان امتداد مییابد. در آن پدیدهها و فرآیندهای اجتماعی که از بنیانهای ریاضی استوار برخوردارند، مانند عرصههایی که در جمعیتشناسی مورد مطالعه قرار میگیرند، پیشبینی آینده معمولاً با دقت انجام میگیرد. لیکن در دانشهایی که بهطور عمده بر تحلیل عقلی مبتنی است از چنین دقتی نمیتوان سخن گفت. فرآیندهای سیاسی از اینگونهاند. لذا، در چنین عرصههایی، دانش آیندهشناسی معمولاً به روشی توسل میجوید که سناریونویسی نامیده میشود. سناریونویسی را میتوان "توصیف یک وضعیت مفروض قابل تحقق در آینده" تعریف کرد. در این روش، در تلفیقی از دو نگاه سینکرونیک، یعنی بررسی وضع موجود (تحلیل افقی یا اینزمانی)، و دیاکرونیک، یعنی تبیین پدیدهها و فرآیندهای تاریخی و پیامدهای تحقق یافته امروزین آن (تحلیل عمودی یا ریشهشناسانه)، احتمالات معقول مورد بررسی قرار میگیرد و محتملترین امکانهای قابل تحقق در قالب سناریوهایی ترسیم میگردد. در سناریونویسی نه تنها محتملترین شقوق (آلترناتیوها) بلکه احتمالات مطلوب یا مرجح نیز ارائه میشود یعنی آن سناریوهایی که مطلوب سیاستگذاران است و کم و بیش از طریق دستکاری در فرآیندهای اجتماعی (برنامهریزی و سیاستگذاری) میتواند تحقق یابد هر چند در صورت تداوم وضعیت طبیعی امکان تحقق آن کمتر باشد. در این عرصه است که آیندهشناسی بعنوان شالوده مهندسی اجتماعی عمل میکند و کانونهای منسجم نخبگان فکری را، که در عرف جاری دنیای معاصر تانک اندیشه نامیده میشوند و سیاستگذاران کارفرما یا همبسته با ایشان را، به چنان ابزارهایی مجهز میکند که بتوانند کم و بیش بر آینده جهان یا بر این و آن عرصه از پدیدهها و فرآیندهای اجتماعی (مثلاً بازارهای تسلیحاتی و مواد مخدر و نفت و صنایع مصرفی و غیره) تأثیر گذارند. این تأثیر میتواند خیرخواهانه و سازنده باشد یا سودجویانه و مخرب. بدینسان، دانش آیندهشناسی میتواند هم در ساختن آیندهای بهتر و انسانیتر مورد استفاده قرار گیرد و هم بعنوان بنیان نظری برنامهریزی برای عملیات دسیسهگرانه بهمنظور انهدام ساختارهای سیاسی و اجتماعی این و آن جامعه یا سوق دادن فرآیندهای موجود به سمت مطلوب طراحان و سیاستگذاران عمل کند. بهعبارت دیگر، مثلا، هم میتواند در جهت ریشهکن کردن جنگ و اعتیاد به مواد مخدر و انهدام محیط زیست و سایر بلایای عظیم دنیای امروز عمل کند و هم در راستای گسترش آن. بنابراین، آنچه بعنوان "توطئه" شهرت یافته، و پارادوکس مطلقگرایانه و دو گزینهای "توطئه" و "توهم توطئه" و مجادلات فراوان مربوطه را آفریده، بعنوان عرصهای بسیار مهم از رشد دانش و آگاهی انسانی و بمثابه تکاپوی عالمانه گروهی از انسانها برای تحقق آرمانها، اهداف و منافع خویش، به زیان دیگران، شناخته میشود. این در حالی است که در بخش مهمی از جهان پیرامونی هیچگونه تصوری از مفاهیمی چون آیندهشناسی در مخیله دولتمردان و نخبگان سیاسی وجود ندارد و از اینرو طبیعی است که "توطئه" در نازلترین و بدویترین شکلها و تعاریف آن فهم و درک شود.—-این یادداشت را ۲۳ سال و ۲ ماه و ۱۴ روز پیش در دوشنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۲/ ۱۹ مه ۲۰۰۳ در وبلاگم منتشر کردم. تصور میکنم همچنان بهروز است و بازنشر آن میتواند مفید باشد. @abdollahshahbazi
به کجا میرویم؟ وضع کنونی جنگ و بازیهای طرفین (۳۵ دقیقه)گفتگوی سهشنبه شب برابر با سحرگاه چهارشنبه، ۳۱ تیر ۱۴۰۵/ ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ به وقت ایران در کلابهاوس، اتاق «حکمرانی خوب» آقای احمد زرینآباد.فایل صوتی@abdollahshahbazi
به کجا میرویم؟ وضع کنونی جنگ و بازیهای طرفین (۳۵ دقیقه)گفتگوی سهشنبه شب برابر با سحرگاه چهارشنبه، ۳۱ تیر ۱۴۰۵/ ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ به وقت ایران در کلابهاوس، اتاق «حکمرانی خوب» آقای احمد زرینآباد.فهرست و خلاصه مطالب: بررسی وضعیت تنش و بازیهای تاکتیکی دو طرفبه نظر میرسد طرفین درگیر یک بازی تاکتیکی هستند. وضعیت به گونهای است که آمریکا راه مذاکره را کاملاً نمیبندد و جمهوری اسلامی نیز هرگاه فشار را بسیار سنگین میبیند، سعی میکند باب مذاکره را باز نگه دارد. با این حال، هیچکدام از این حرکات تعیینکننده نیست. دیگر یاد گرفتهایم که نباید صرفاً بر اساس این رفتارهای دوطرفه تحلیل کنیم؛ مثلاً اینکه بگوییم ترامپ سازش کرده یا جمهوری اسلامی تسلیم شده است. این مسائل، پدیدههایی موقتی و تاکتیکی از جانب هر دو طرف هستند. کاملاً روشن است که هیچ تفاهمنامهای وجود ندارد و حتی اگر چیزی امضا شود، به سادگی نقص میشود و بلافاصله جنگ شدیدتر از قبل ادامه مییابد.ناامنی در منطقه و حوادث اخیردر این میان، بمبارانهای سنگین ادامه دارد و ایران نیز خبرهایی مبنی بر هدف قرار دادن بحرین و کویت مخابره میکند. امروز [سهشنبه، ۳۰ تیر] شاهد بودیم که دو نقطه در اطراف شیراز (کوه دراک و منطقهای در حوالی دروازه قرآن یا کوه باباکوهی) دچار آتشسوزی شدید شدند که احتمالاً ناشی از حمله است. گزارشها حاکی است که این مناطق سایتهای موشکی بودهاند. در واقع، شرایط بهگونهای است که در عین تلاش برای مذاکره، حملات نیز صورت میگیرد؛ آمریکا ایران را میزند و ایران نیز کشورهای همسایه مانند بحرین و کویت را هدف قرار میدهد. استراتژی و اهداف بلندمدت اسرائیلبرخی تصور میکنند که اسرائیل از ادامه این وضعیت راضی است؛ چون نه صلح پایداری برقرار است، نه جنگ تمامعیاری که اسرائیل را درگیر کند. با این تحلیل موافق نیستم. در کوتاهمدت، پروژههایی مانند انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل مطرح است و تلآویو از این تنشها برای پیشبرد منافع خود بهره میبرد. ولی در درازمدت، هدف نهایی ترامپ و نتانیاهو یکی است و آن، تغییر نظم ژئوپلیتیک منطقه است. آنها به دنبال حذف وضع موجودی هستند که پس از جنگ جهانی اول و کنفرانس قاهره (۱۹۲۱) شکل گرفته و اکنون، به دلیل نیازهای توسعه تمدن آمریکایی و ظهور بازیگران جدید در اقتصاد آمریکا، باید نوسازی شود. محرکهای درونی آمریکا و نقش کمپانیهای بزرگبخشی از رفتارهای آمریکا در جنگ ریشه در مسائل داخلی دارد؛ از جمله و بهویژه بودجه کلان ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون که برای تصویب در کنگره نیاز به فضاسازی نظامی و بزرگنمایی قدرت ایران دارد. کانونهای مالی نیز در این میان نقش کلیدی دارند. کمپانیهای بزرگی، مانند شل و توتال، که در شراکت با قطر از وضعیت گاز خلیج فارس سود میبرند، ترجیح میدهند وضعیت فعلی با حضور جمهوری اسلامی ادامه یابد تا بتوانند سودهای کلان خود را حفظ کنند. این کانونهای مالی و دولتهای منطقهای، مانند قطر و ترکیه، جبهه قدرتمندی را تشکیل دادهاند که مانع از تغییر جدی در ژئوپلیتیک منطقه میشود.جریانهای داخلی ایران و «جبهه بقا»در داخل ایران، ذهنیت حاکم بر مدیریت جنگ این است که «هرچه بیپرواتر عمل کنیم، طرف مقابل عقبنشینی بیشتر خواهد کرد». این نگاه در محافلی که جنگ را مدیریت میکنند، به یک استراتژی غالب تبدیل شده است. البته، در ساختار قدرت، اختلاف دیدگاههایی میان جریانهای سیاسی و نظامی وجود دارد، اما نباید دچار اشتباه شد؛ این اختلافات به معنای شکاف عمیق یا احتمال کودتا نیست. در لحظات حساس که بقای سیستم مطرح است، همه این جریانهای ناهمگون برای حفظ وضع موجود متحد میشوند. علاوه بر دولتهای ذینفع منطقه (ترکیه و قطر)، که اشاره کردم، نیروهای اصلاحطلب درون یا در حاشیه حکومت و جریانهای موسوم به «چپ مقاومتی»، در شبکه پیچیدهای مبتنی بر منافع یا علایق ایدئولوژیک حول محور حفظ نظم مستقر و مقابله با تغییرات ژئوپلیتیک گرد هم آمدهاند.جمعبندیآمریکا و اسرائیل به دنبال حفظ وضع موجود و ژئوپلتیک کنونی منطقه خلیج فارس نیستند بلکه هدف نهایی آنان تغییر این نظم است. بازی پیچیدهای در جریان است که ملاحظات تاکتیکی و اهداف جانبی ترامپ آن را پرابهام کرده است.youtu.be/eB6cB-Xlyjc@abdollahshahbazi
در دوران «جنگ سرد» سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، سیا و امآی۶، بر پایه تجارب گذشته، سازمان اطلاعات خارجی آلمان غربی (بیاندی) را «سرویس اطلاعاتی سوراخ» مینامیدند. مجله آلمانی اشپیگل پس از پایان جنگ سرد، در ۲۴ آوریل ۱۹۹۵، نوشت: «کا.گ.ب. شوروی و اشتازی آلمان شرقی توانسته بودند جاسوسان خود را تا بالاترین سطوح پولاخ، مقر مرکزی بیاِندی.، نفوذ دهند؛ افرادی که به تمامی کارکنان این سازمان دسترسی کامل داشتند... بیاِندی نزد سرویسهای اطلاعاتی رقیب چیزی جز مایه شوخی و تمسخر نبود.» از دهه ۱۳۷۰ بارها این مطلب را در گفتگو با دوستان نقل کرده و سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی را «سوراخ» خواندهام؛ البته در ابعادی صدها برابر آلمان غربی دوران «جنگ سرد». این کامنتهای دیروزم شاید مفید باشد. 👇✔️ پرسش: در مورد حضور ۵۰ هزار نیروی سنتکام در ایران «بدجوری» اشتباه کردید و با اینکه به شما گوشزد کردم، هنوز به اشتباه فاحش خود اعتراف نکردهاید.✔️ شهبازی: گفتم «حدود پنج هزار نیروی خفته شبکه مخفی اسرائیل در ایران که توان به میدان آوردن حدود ۵٠ هزار نفر را دارد.» ربطی به سنتکام ندارد. موساد هنوز این نیرو را وارد صحنه علنی نکرده زیرا بطور عمده در درون نظام هستند. جوانان بیکار معترض نیستند که به سادگی قربانی شوند. این نیرو تنها در زمان عملیات نهایی وارد صحنه میشوند. قبل از آن کارشان انتقال اطلاعات و سوق دادن نظام به سمت اهدافشان است. کسانی این گفته مرا تحریف کردند و روی آن مانور دادند. دلیلی نداشت و ندارد به اینگونه تحریفهای مغرضانه پاسخ دهم.✔️ فرد دیگر: من از شما ناتو شنیدهام، به همین تعداد.✔️ نفر اول: درسته، ناتو را گفته بود و اتفاقا همین باعث حیرت من شد چون بسیار واضح است که با سازوکار ناتو آشنا نیستنند. ✔️ شهبازی: بله. بحث شبکههای سری ناتو بود از حوالی سال ١٣٢۵ و بعد موساد.ناتو در دوران جنگ سرد در کشورهای متعدد شبکههای سری ایجاد کرده بود از جمله ایران. در ایران این شبکهها را سرویس انگلیس ایجاد و اداره میکرد. تحقیقات مفصلی در این زمینه دارم که برای جلوگیری از سوءاستفاده منتشر نکردهام. برای آشنایی میتوانید در وب این کلیدواژهها را جستجو کنید:NATO Secret Army✔️ عباس عراقچی در گفتگو با جواد موگویی: «اطلاع دشمن از چند جلسه مهم در روز حمله نتیجه یک حفره امنیتی بود که احتمالاً هنوز هم وجود دارد. حفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست، در جهتدهی به تصمیمسازیها هم هست؛ از آن مهمتر در جهتدهی به فضای روانی ما هم هست.»مؤید مطالبی است که از گذشته دور بیان کردهام. خیلی دیر به این نتیجه رسیدند ولی هنوز برایشان مبهم است و در حد فرضیه مطرح میکنند. دستگاههای اطلاعاتیشان نیز شناختی از این «حفره امنیتی» ندارند بجز فرضیاتی مبهم در همین حدود. هر چه بیش از آن بگویند، از جمله ادعاها درباره حضور اینگونه عناصر در فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، مهملات است برای توجیه کشتار فجیع دیماه. تکرار میکنم: موساد و هر سرویس دیگر نیروهایی چنین ارزشمند را وارد خیابان نمیکند مگر در نهاییترین عملیات و در زمانی که کار تمام است. آن زمان از تغییر رفتار ناگهانی برخی کارگزاران رده بالا و میانی حیرتزده خواهند شد.x.com/ashahb/status/2079215767334101267?s…