به کجا میرویم؟ وضع کنونی جنگ و بازیهای طرفین (۳۵ دقیقه)گفتگوی سهشنبه شب برابر با سحرگاه چهارشنبه…
انتشار: 2026/07/22 16:04 UTCدریافت: 2026/08/14 12:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 12:31 UTC
به کجا میرویم؟ وضع کنونی جنگ و بازیهای طرفین (۳۵ دقیقه)گفتگوی سهشنبه شب برابر با سحرگاه چهارشنبه، ۳۱ تیر ۱۴۰۵/ ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ به وقت ایران در کلابهاوس، اتاق «حکمرانی خوب» آقای احمد زرینآباد.فهرست و خلاصه مطالب: بررسی وضعیت تنش و بازیهای تاکتیکی دو طرفبه نظر میرسد طرفین درگیر یک بازی تاکتیکی هستند. وضعیت به گونهای است که آمریکا راه مذاکره را کاملاً نمیبندد و جمهوری اسلامی نیز هرگاه فشار را بسیار سنگین میبیند، سعی میکند باب مذاکره را باز نگه دارد. با این حال، هیچکدام از این حرکات تعیینکننده نیست. دیگر یاد گرفتهایم که نباید صرفاً بر اساس این رفتارهای دوطرفه تحلیل کنیم؛ مثلاً اینکه بگوییم ترامپ سازش کرده یا جمهوری اسلامی تسلیم شده است. این مسائل، پدیدههایی موقتی و تاکتیکی از جانب هر دو طرف هستند. کاملاً روشن است که هیچ تفاهمنامهای وجود ندارد و حتی اگر چیزی امضا شود، به سادگی نقص میشود و بلافاصله جنگ شدیدتر از قبل ادامه مییابد.ناامنی در منطقه و حوادث اخیردر این میان، بمبارانهای سنگین ادامه دارد و ایران نیز خبرهایی مبنی بر هدف قرار دادن بحرین و کویت مخابره میکند. امروز [سهشنبه، ۳۰ تیر] شاهد بودیم که دو نقطه در اطراف شیراز (کوه دراک و منطقهای در حوالی دروازه قرآن یا کوه باباکوهی) دچار آتشسوزی شدید شدند که احتمالاً ناشی از حمله است. گزارشها حاکی است که این مناطق سایتهای موشکی بودهاند. در واقع، شرایط بهگونهای است که در عین تلاش برای مذاکره، حملات نیز صورت میگیرد؛ آمریکا ایران را میزند و ایران نیز کشورهای همسایه مانند بحرین و کویت را هدف قرار میدهد. استراتژی و اهداف بلندمدت اسرائیلبرخی تصور میکنند که اسرائیل از ادامه این وضعیت راضی است؛ چون نه صلح پایداری برقرار است، نه جنگ تمامعیاری که اسرائیل را درگیر کند. با این تحلیل موافق نیستم. در کوتاهمدت، پروژههایی مانند انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل مطرح است و تلآویو از این تنشها برای پیشبرد منافع خود بهره میبرد. ولی در درازمدت، هدف نهایی ترامپ و نتانیاهو یکی است و آن، تغییر نظم ژئوپلیتیک منطقه است. آنها به دنبال حذف وضع موجودی هستند که پس از جنگ جهانی اول و کنفرانس قاهره (۱۹۲۱) شکل گرفته و اکنون، به دلیل نیازهای توسعه تمدن آمریکایی و ظهور بازیگران جدید در اقتصاد آمریکا، باید نوسازی شود. محرکهای درونی آمریکا و نقش کمپانیهای بزرگبخشی از رفتارهای آمریکا در جنگ ریشه در مسائل داخلی دارد؛ از جمله و بهویژه بودجه کلان ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون که برای تصویب در کنگره نیاز به فضاسازی نظامی و بزرگنمایی قدرت ایران دارد. کانونهای مالی نیز در این میان نقش کلیدی دارند. کمپانیهای بزرگی، مانند شل و توتال، که در شراکت با قطر از وضعیت گاز خلیج فارس سود میبرند، ترجیح میدهند وضعیت فعلی با حضور جمهوری اسلامی ادامه یابد تا بتوانند سودهای کلان خود را حفظ کنند. این کانونهای مالی و دولتهای منطقهای، مانند قطر و ترکیه، جبهه قدرتمندی را تشکیل دادهاند که مانع از تغییر جدی در ژئوپلیتیک منطقه میشود.جریانهای داخلی ایران و «جبهه بقا»در داخل ایران، ذهنیت حاکم بر مدیریت جنگ این است که «هرچه بیپرواتر عمل کنیم، طرف مقابل عقبنشینی بیشتر خواهد کرد». این نگاه در محافلی که جنگ را مدیریت میکنند، به یک استراتژی غالب تبدیل شده است. البته، در ساختار قدرت، اختلاف دیدگاههایی میان جریانهای سیاسی و نظامی وجود دارد، اما نباید دچار اشتباه شد؛ این اختلافات به معنای شکاف عمیق یا احتمال کودتا نیست. در لحظات حساس که بقای سیستم مطرح است، همه این جریانهای ناهمگون برای حفظ وضع موجود متحد میشوند. علاوه بر دولتهای ذینفع منطقه (ترکیه و قطر)، که اشاره کردم، نیروهای اصلاحطلب درون یا در حاشیه حکومت و جریانهای موسوم به «چپ مقاومتی»، در شبکه پیچیدهای مبتنی بر منافع یا علایق ایدئولوژیک حول محور حفظ نظم مستقر و مقابله با تغییرات ژئوپلیتیک گرد هم آمدهاند.جمعبندیآمریکا و اسرائیل به دنبال حفظ وضع موجود و ژئوپلتیک کنونی منطقه خلیج فارس نیستند بلکه هدف نهایی آنان تغییر این نظم است. بازی پیچیدهای در جریان است که ملاحظات تاکتیکی و اهداف جانبی ترامپ آن را پرابهام کرده است.youtu.be/eB6cB-Xlyjc@abdollahshahbazi