کتاب: آبنبات نارگیلینویسنده: مهرداد صدقیموضوع: رمان طنز (ایرانی)انتشارات: سوره مهرآبنبات نارگیلی، چ…
انتشار: 2026/07/19 15:48 UTCدریافت: 2026/08/15 04:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:17 UTC
کتاب: آبنبات نارگیلینویسنده: مهرداد صدقیموضوع: رمان طنز (ایرانی)انتشارات: سوره مهرآبنبات نارگیلی، چهارمین جلد داستانهای "آبنباتی" مهرداد صدقی است. داستانهایی طنز با روایت "محسن"، پسر دهه شصتیِ بازیگوش و حاضرجواب بجنوردی. این داستان حال و هوای دانشجویی در دهه هفتاد را دارد، هر چند محسن را در جستوجوی هر چیزی مییابیم غیر از دانش!از آنجا که محسن در دانشگاه گرگان پذیرفته شده است، لابلای ماجراها با جاذبههای گردشگری استان گلستان نیز آشنا میشویم.گزیدهای از داستان: من و مرتضی تصمیم گرفته بودیم دیگر کسی را سرکار نگذاریم و مدتها هم طاقت آوردیم با کسی از این شوخیها نکنیم؛ اما دیگر نشد. به خاطر عوارض جانبی سرکار گذاشتن ابی، تصمیم گرفته بودیم بیخیال شویم. اما هورمون لذت سرکارگذاری در وجودمان ترشح شده بود و مقاومت در برابر آن سخت بود. سربهسر گذاشتنهای حسام با ابی هم مزید بر علت شده بود. من به حسام گفته بودم درست نیست ابی را به خاطر عاشق شدنش دست بیندازد؛ چون به هر حال ابی ویژگیهای دیگری هم داشت که به خاطر آنها میشد او را دست انداخت. اما حسام خودش داشت میخارید و سفارش میکرد. وقتی مرتضی پیشنهاد کرد با حسام هم همان شوخیِ بدفرجام ابی را اجرا کنیم، اول، مثل داییاکبر که توی عروسیها میگوید نمیرقصم و آخر بهزور هم نمینشیند، گفتم نه. بعد، مثل مخالفتهای عمهبتول، گفتم چندان موافق نیستم و بهصورت کمرنگ مخالفت کردم؛ اما از آن مخالفتهای مبهمی که اگر جواب داد یعنی که من نگفته بودم مخالفم و اگر جواب نداد بگویم: "من که گفته بودم نه که!"


