🔘 روایت بیاعتبار غنینژاد!✍️ مجید شیعهعلیصحبتهای آقای غنینژاد در مورد علی شریعتی نه تنها جدید…
انتشار: 2026/07/24 16:06 UTCویرایش: 2026/07/31 23:55 UTCدریافت: 2026/08/15 00:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:44 UTC
🔘 روایت بیاعتبار غنینژاد!✍️ مجید شیعهعلیصحبتهای آقای غنینژاد در مورد علی شریعتی نه تنها جدید نیست بلکه تکرار دقیق همان ادعاهای چند دهه پیش است. آقای مرتضی مطهری هم معتقد بود شریعتی مارکسیست است و هیچ اسلام را نمیشناسد و مبانی مارکسیستی را لباس اسلامی پوشانده است. اما آیا این چنین است؟▪️یکم، مسئله اینجا است که این انتقاد تکراری به جای اشاره به محورهای اساسی ایدههای شریعتی تلاش میکند با تأکید بر حواشی سخنان او مسئله را اثبات کند. در صورتی که بررسی این موضوع نیاز به دانش عمیقی نه در مورد مارکسیسم دارد نه در مورد شریعتی! رجوع به محور اصلی ایدههای هر کدام تفاوت اساسی در مبانی نظری را روشن میسازد. اگر مارکسیسم را به یک محور اساسی تقلیل بدهیم این است که نهادهای اقتصادی زیربنای سایر نهادهای فرهنگی، سیاسی و … است و برای تغییر در تمام نهادها ابتدا باید نهاد اقتصادی را دچار تحول کرد. اگر ادبیات شریعتی را در این خصوص بررسی کنیم، با یک سهگانه برابر مواجه میشویم. سهگانهٔ مشهور، زر و زور و تزویر؛ تیغ و طلا و تسبیح؛ و استعمار، استثمار و استحمار. این سهگانه نهتنها به دلیل تکرار در آثار، جایگاه مهمی در اندیشهٔ او دارد بلکه در آخرین گفتوگوهای دوران حصر خانگی مطرح میکند که هر چه جز این گفته زائد بوده و تمام تأکید را باید بر این سه میگذاشت. در حقیقت با تأکید بر این سه محور، او سلطه را دارای مبانی سهگانهٔ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میبیند و نهادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را درهمتنیده نشان میدهد، بهگونهای که هیچکدام زیربنای دیگری نیست و نفی هیچیک از این سلطهها بهتنهایی، نفی سلطهٔ دیگر نیست. بلکه نفی سلطه به هر شکل و تغییر نهادهای انحصاری، مورد تأکید اوست. به همین جهت، روشن است حتی در ابتداییترین محور، ایدههای شریعتی در مقابل مارکسیسم میایستد!▪️دوم، یکی از آسانترین روشهای نقد این است که شما فردی یا ایدهای را مدعی چیزی بدانید که در آن ادعایی نداشته و سپس در آن حوزه نقدش کنید. شریعتی نه ادعای اسلامشناس بودن را داشته است نه آثارش مقالات علمی و پژوهشی محسوب میشود. اگر کسی خود را فقیه اعلام کند اما اصول فقه را نخوانده باشد ادعای خلافی کرده. اما اگر روایت نوینی از متون مختلف از جمله متون اسلامی ارائه کند این ارتباطی با اسلامشناسی ندارد. قطعاً اگر یک پژوهشگر در یک مقاله علمی ارجاع به مقاله ناموجودی دهد آن پژوهشگر از لحاظ جایگاه علمی با مسئله مواجه میشود. اما اگر همان پژوهشگر برای طرح عمومی ایدهاش در یک کتاب غیردانشگاهی روایتی شخصی نقل کند که ریشه در واقعیت ندارد اما ایده را به خوبی در ذهن مخاطب جا میاندازد یا تأثیر ادبی مثبتی دارد هیچ گناهی بر او نیست.▪️سوم، اگر نقل خلاف واقع شیاد بودن است آقای غنینژاد برای خود چنین چالشی فراهم کرده است. این مسیر استدلالی سادهسازی شده که در دوران پهلوی شرایط اقتصادی خوب بود، شریعتی گفت وضع شما اگر از سرمایهدارها پولشان بگیرید بهتر میشود و جوانها انقلاب کردند بیشتر به شوخی میماند. ابتدا آقای غنینژاد یک واقعیت تاریخی بزرگ را انکار میکند آن هم بحران اقتصادی دهه ۵۰ است که رکود تورمی ساخت و منجر شد نخستوزیری که طولانیترین دوران خدمت را در تاریخ ایران داشته عزل شود و یک اقتصاددان به جای او منصوب گردد. همچنین، کجای آثار شریعتی چنین توصیه مسخرهای ارائه شده است؟ و اصولاً آثار شریعتی مورد توجه جریانهای سیاسی بسیار متنوعی از مجاهدین خلق تا حوزه علمیه بوده است این توجه گسترده را با تأثیر تکمحوری مورد ادعا چطور میشود مطابق دانست؟ علاوه بر این، ایشان که مدعی ارجاع دقیق هستند بفرمایند کدام نظریهپرداز در علوم سیاسی اقتدارگراییها را به اقتدارگرایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم کرده است؟ متأسفانه ایشان ارجاع به خلاف واقع میدهند!▪️بررسی علل وقوع انقلاب، تأثیر علی شریعتی بر وقوع انقلاب، جایگاه اندیشههای شریعتی در ادبیات سیاسی و اندیشه اسلامی و… هر کدام موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی مستقل دارد. پاسخ یکخطی عجیب آقای غنینژاد به این مسائل گسترده و پیچیده مانند پاسخ یک کلمه دانشآموزی بر روی برگه امتحان به سوالی است که بارم ۱۰ نمرهای دارد، نیاز به بررسی نیست قطعاً نادرست است.لینک صحبت های آقای غنینژاد🆔@VoNoKh