🔘عاشورا پیش از عاشورا بود✍️ ابولفضل آقایی چرا حادثهای که در سال ۶۱ هجری در بیابانی دور از ایران رو…
انتشار: 2026/06/24 15:08 UTCدریافت: 2026/08/15 00:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:44 UTC
🔘عاشورا پیش از عاشورا بود✍️ ابولفضل آقایی چرا حادثهای که در سال ۶۱ هجری در بیابانی دور از ایران روی داد، چنان در تار و پود فرهنگ ایرانی تنیده شد که گویی از ازل در حافظهٔ این سرزمین جای داشته است؟ چرا شخصیتی چون حسین بن علی، با آن پیشینهٔ کاملاً عربی و اسلامی، توانست به کهنالگویی بدل شود که قرنها بعد، در بزنگاههای سیاسی و اخلاقی ایرانیان، بر زبانها جاری و بر بیرقها نقش بست؟ پاسخ ساده و یکخطی نیست؛ نه میتوان آن را صرفاً به دولتی شدن تشیع در دوران صفوی تقلیل داد و نه به نیروی ذاتی یک تراژدی تاریخی. آنچه در این میان رخ داده، فرایندی است پیچیده و تدریجی از درآمیختن یک رخداد تاریخی با نقشپردازیهای کهن اسطورهای، که در بستر آیینها و مناسک جمعی، از تاریخ فاصله میگیرد و به اسطورهای زنده تبدیل میشود. اسطورهای که دیگر نه متعلق به گذشته، که نیرویی فعال در اکنون است. این یادداشت میکوشد سازوکار این چرخش از تاریخ به اسطوره، و ماندگاری شگفتانگیز آن را در زمینهٔ فرهنگی ایران بکاود.برای درک این ماندگاری باید از پرسشی بنیادین آغاز کرد: واقعهٔ عاشورا بر کدام بستر نمادینِ از پیش موجودی فرود آمد که آن را چنین پذیرا شد؟ فرهنگ ایرانی، پیش از ورود اسلام، الگوهای اسطورهای ریشهداری را در خود پرورده بود که در آنها مظلومیتِ یک قهرمانِ پاکسرشت، عنصر مرکزی روایت بود. برجستهترین نمونه، سوگ سیاوش است؛ شاهزادهای بیگناه که قربانی توطئه و آزمندی قدرت میشود، بیآنکه گناهی مرتکب شده باشد. مرگ او نه صرفاً یک تراژدی شخصی، که گسستی در نظم اخلاقی جهان است. در اسطورهٔ سیاوش، خون بیگناه، نطفهٔ کینخواهی و عدالتخواهی میشود و نیرویی احیاگر مییابد. این الگوی «قربانیِ پاک» که با گریه و سوگواری آیینی همراه بود، قالبی آماده و عمیقاً آشنا برای روان جمعی ایرانی فراهم آورد. هنگامی که روایت حسین بن علی به این سرزمین رسید، جامعه آن را نه یک تراژدی بیگانه، که تکرار نمونهای ازلی ادراک کرد. حسین، در ناخودآگاه فرهنگی، «سیاوشی دیگر» شد که در بیابانی غریب، قربانی ظلمی آشکار گشته است. این همسانی ساختاری، زمینهٔ همذاتپنداری عاطفی را چنان نیرومند ساخت که گویی عاشورا از ابتدا در حافظهٔ اسطورهای ایران جای داشته است.اما صرف وجود یک الگوی همسان کافی نیست؛ این آیینها و مناسکاند که تاریخ را به حافظهٔ جمعی تبدیل میکنند و به آن کالبدی ملموس میبخشند. حافظهٔ جمعی، انباری از اطلاعات گذشته نیست؛ بلکه فرایندی فعال و بدنی است که از طریق تکرار مناسک، روایتها را در تن و احساس افراد جامعه حک میکند. مراسم روضهخوانی، دستههای عزاداری، سینهزنی و بهویژه تعزیه، سازوکارهایی بودهاند که هر ساله عاشورا را از متنی تاریخی به تجربهای زیسته و جمعی بدل کردهاند. در این اجراها، تماشاگر صرفاً ناظر نیست؛ او با گریه، با حرکت بدن، با پوشیدن سیاه، با نذری دادن، بخشی از روایت میشود. تعزیه، با زبان نمایشی و موسیقاییاش، شکافی در زمان میگشاید و تماشاگر را به صحنهٔ کربلا میبرد. این «حضور» یافتن در گذشته، مرز میان تاریخ و اسطوره را محو میکند. هنگامی که هر ساله در محرم، جامعه خود را در ماتم حسین بازآفرینی میکند، عاشورا دیگر یک رویداد تاریخی متعلق به سال ۶۱ هجری نیست؛ به چرخهای ازلی از ستم و مقاومت، مرگ و احیا بدل میشود که با ریتم فصول و زندگی اجتماعی گره خورده است. این تکرار مناسکی، دقیقاً همان کاری را میکند که آیینهای پیشااسلامی سوگ سیاوش انجام میدادند: تبدیل فقدان به حضوری دائمی، و تبدیل یک شخصیت تاریخی به نیرویی اسطورهای که در هر زمان میتواند بازگردد یا در مظلومان هر عصر تجلی یابد.سازوکار اسطورهای شدن یک رخداد تاریخی، زدودن جزئیات تصادفی و برجستهسازی ساختارهای معنایی عام است. تاریخ کربلا، با انبوهی از رخدادها، شخصیتهای فرعی و انگیزههای پیچیده، برای ماندگاری نیاز داشت تا به قالبی تقلیل یابد که در آن تضاد خیر و شر مطلق شود. اسطوره، جهان را به دو قطب روشن و تاریک تقسیم میکند. در فرایند اسطورهسازی عاشورا، حسین و یارانش به نماد پاکی، حقانیت و فداکاری کامل بدل شدند و سپاه یزید به تجسم ظلم، دنیاپرستی و انحراف. این قطببندی اخلاقی، اگرچه پیچیدگیهای تاریخی را میکاهد، اما قدرت توضیحی و بسیجکنندگی بینظیری به روایت میبخشد. هر کس میتواند خود و دشمنش را در این آیینه بازشناسد. اسطوره بدین ترتیب به «سرمایهای نمادین» تبدیل میشود؛ منبعی پایانناپذیر از معنا، مشروعیت و انگیزه که گروهها و گفتمانهای مختلف میتوانند از آن برداشت کنند. عاشورا به زبانی فراگیر برای صورتبندی رنج، ستم، و امید به رهایی بدل شد.ادامه متنـــــــــــــــــــــــ#عاشورا#صدای_نوین_خراسان 🆔@VoNoKh