.▫️اضطرابِ بهقدر کافی خوشبخت نبودنتکلیفی برای خوشبخت بودن وجود ندارد؛ وظیفهای برای لذت بردن هم،…
انتشار: 2026/07/22 21:50 UTCدریافت: 2026/08/15 04:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:47 UTC
.▫️اضطرابِ بهقدر کافی خوشبخت نبودنتکلیفی برای خوشبخت بودن وجود ندارد؛ وظیفهای برای لذت بردن هم، اجباری برای خوب شدن هم. چه کسی گفته است که تو "باید" خوشبخت بشوی و اگر نشوی بیچارهای؟ چه کسی گفته است که "باید" لذت ببری و اگر نبری بازندهای؟ چه کسی گفته است که "باید" درمان بشوی وگرنه کارت راه نمیافتد؟ چرا خودت را هل میدهی؟ چرا اینقدر از لذّت نبردن یا به قدر کافی لذّت نبردن مضطرب میشوی؟ حواست هست که چطور اضطرابِ خوشبخت نبودن دارد همان تهمانده خوشبختیات را هم میبلعد؟ میبینی که چطور وسواست برای خلاص شدن از رنج، رنجورت کرده؟ در کشکول این روانشناس و آن روانشناس به دنبال کدام نسخه خوشبختی میگردی؟ تا به حال چقدر از این حرفها حالت را بهتر کرده؟ کمی بایست. مکث کن. اصلیترین کار این است که دست از اجبار و "باید" برداری. خوشبخت شدی چه بهتر، لذت بردی چه خوب، حالت بهتر شد، چه عالی. امّا لذت و خوشبختی و بهبود مسابقه یا تکلیف تو نیستند. اینها که دیگر نباید من و تو را مضطرب کنند. فشار زیاد به خودت نیاور. خوشبختی با کتک خوردن و پریشان شدن به دست نمیآید. هر روز کمی بهتر شو. روزهای زیادی اصلاً درجا بزن. حتی کمی پسرفت کن. بعد دوباره پیش برو. برای خوشبختی و لذت، خودت را تنبیه نکن. این چیزها قرار است حال خوش بیاورند نه بدحالی و اضطراب. آرام بگیر. بار زیاد برندار. با سرعت خودت، با قدمهای خودت و با آهنگ خودت خوب شو. آخرش تنها لباسی به تنت مینشیند که اندازه توست و لباس تو با اجبار دوخته نمیشود.@TheWorldasISee