.▫️بشقابِ بیمرزیبشقاب غذای من مرز من است. نه میخواهم کسی بیاجازه چیزی از آن بردارد و نه کسی از ر…
انتشار: 2026/08/13 19:50 UTCدریافت: 2026/08/15 04:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:47 UTC
.▫️بشقابِ بیمرزیبشقاب غذای من مرز من است. نه میخواهم کسی بیاجازه چیزی از آن بردارد و نه کسی از روی مهر و بیاجازه چیزی به آن اضافه کند. نمیخواهم کسی برایم غذای بیشتری بریزد. نمیخواهم کسی بگوید که نمیفهمم چقدر باید بخورم، چرا از فلان چیز کم خوردم یا چرا فلان چیز را میخورم. بشقاب غذای من از اولین مرزهای من است. بشقاب غذا از اولین جاهایی است که در خانه یاد میگیرم دیگری حق دارد یا ندارد که بیاجازه و حتی از روی محبت از مرزهای من عبور کند. بشقاب غذا جایی است که بسیاری از ما با آن بیمرز بودن، بدیِ مرز داشتن و ناتوانی در نه گفتن را آموختهایم. این مفاهیمِ عجیبِ لطف و تعارف، این نههای شنیده نشده و بهرسمیت شناختهنشده، این محبّتهای مرزشکنِ ظاهراً بیهزینه، این من دوستت دارم پس حق دارم هرکجای زندگیات که خواستم حضور داشته باشمها، این من خیرت را میخواهم و بهتر از تو میدانمها، این پدر و مادر را به بهای رنجیدنِ مدام خود نرنجاندنها، این ناراحت نشو که فلانی نرنجدها، این لبخندهای زورکی برای خوشآمدن دیگری از نوزادی تا بررگسالی، این به احساس و عواطف و عقل خود شک کردنها، این نه گفتن را گناه و مرز داشتن را بیحترامی دانستنها، این حتی مالک بدن خود نبودنها، این همه مرز نیاموختنهای پرهزینه، همه اینها از خانه، از سفره غذا، از لباس و از بدن در کودکی آغاز میشوند و به همه جا، به بدن و ذهن در بزرگسالی، به وقت و عمر، به کار و روابط و پول و هر مرز و حریم دیگری کشیده میشوند. عاقبتش هم خیلی وقتها میشود اضطراب و خشم و شرم. چه کسی فکرش را میکند که بخش زیادی از اضطراب در بزرگسالی از همان سفره و بشقابِ غذا آغاز شده باشد. باید به پشت مرزها برگشت. باید پاسِ ظرف غذا و تن و لبخندهای خود را داشت. باید آزادی و مرز داشتن (که واقعاً با خودخواهی و ندیدن دیگری فرق دارد) را از کوچکترین چیزها آغاز کنیم. باید بتوانیم نه بگوییم، اول به لقمههای غذا و بعد به لقمههای اجبار در همه جا. پس زنده باد بشقاب غذای من وقتی که تنها خودم برای آن تصمیم میگیرم. @TheWorldasISee
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- شعرانه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۴
- تجربه بودن | محمود مقدّسی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۴:۴۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند