فلسفه اخلاق هرمنوتیکیخوب و بد را نمیتوان اینگونه تشخیص داد که شما بنشینید با دلائل فلسفی بیان کنید که معنای خوب چیست، معنای بدچیست. شما معنای خوب و بد را در روند تحولات اجتماعی و قاطی شدن با تحولات اجتماعی و درگیر شدن با تحولات اجتماعی می توانید بفهمید. هر جایک قانونی هنوز معنا دارد، مفهوم دارد، وقتی آن قانون را اجرا میکنی ، درک میکنی، تجربه میکنی که اثر دارد، آنجا قانون درست است، درک میکنی که اجرای آن قانون معنا برایت تولید میکند، آنجا قانون درست است. هر جا که قانون داری اما هر چه عمل میکنی فرمالیته شده، هیچ معنایی به شما نمیدهد، صرفاً یک دستور است، آنجا قانون وجود ندارد.آیا این دستور اخلاقی در زندگی برایت معنا بخش است؟ افقی برایت باز میکند؟ داری تجربه میکنی که در یک دوراهی توانستی تصمیم درستی بگیری یا در سطح تحولات اجتماعی، واقعا این دستور اخلاقی، تولید معنا میکند؟اخلاق از اینجا بیرون میآید؛ معنا داری، ارزشداری. هر دو اینها در عمل پیدا میشود، پراتیکی است. این هم تاریخی است، یعنی هیچ کس نمیتواند از اول معین کند، که این معنا خواهد داشت یا معنا نخواهد داشت. باید درگیر بشوی و ببینی آیا معنا پیدا کرد یا خیر.محمد مجتهد شبستری@Tafakkor
حقیقت خودگستر است اما تحمیل ناشدنی.با پرخاش و عربدهجویی هیچ آموزهای راستینتر و هیچ حقیقتی حقیقتتر نمیشود. باورها، تجربهها و حادثات درونی فردیاند و تنها به کار آن کس میآیند که از آنِ اویند و نمیتوانشان از برون به نظم کشید و در فرمان آورد. اگر حقیقتی هزاران بار نیز تشبث به نام خدا بجوید و خود را مقدس بخواند، هرگز این حق را نمییابد که بر تقدس ِجان آدمی که پرداختهی دست آفریدگار جهان است، دست بِدِرازد و نابود کند آن را، در حالی که نزد فرد جزماندیش و دعویپرست، جان میرنده آدمی در برابر نامیرایی آرمانها پشیزی نمیارزد.وجدان بیدار/اشتفان تسوایگ@Tafakkor
جدایی اخلاق فردی از اخلاق اجتماعی در دنیای جدیددر دنیای جدید عمدتاً برای رفع عوارض اجتماعی گفتمان تکلیفمحور و برای جلوگیری از این سوء استفاده، اخلاق اجتماعی از اخلاق فردی جدا شد و مبنا و متکای دیگری پیدا کرد. انسان مدرن به این نتیجه رسید که رابطهی انسانها با یکدیگر و با حکومت ربطی به رابطهی آنان با خدا ندارد؛ بدین معنا کهنسبت خدا با همه انسانها مساوی است و ارتباط با خدا و دوری و نزدیکی به او و تخصص در شناخت دین و شریعت او امری شخصی و خصوصی است و نمیتواند منشأ حقوق ویژه اجتماعی یا تبعیض در حقوق اجتماعی باشد.گرامیترین انسانها در نزد خداوند پرهیزگارترین آنهاست، اما رابطهی آنها با یکدیگر باید بر اساس برابری و عدالت تنظیم شود، نه بر اساس دیانت و تقوی. یعنی دیانت و تقوی که از منظر اخلاقِ فردی مربوط قلمداد میشوند و در مقام ارزش داوری در مورد آدمیان و رفتار فردی آنان و فهم حقوق و تکالیف آنان نسبت به خود و خدا جز اقلام مورد محاسبهاند، از منظر اخلاق اجتماعی نامربوطاند و نباید در حقوق و تکالیف اجتماعی آدمیان نسبت به یکدیگر نقش بازی کنند و موجب تبعیض شوند.اخلاق دینشناسی ابوالقاسم فنایی@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم👇به نام خدايَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَروزی که هیچ مال و اولادی سود نمیدهدشعراء/٨٨@Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═┅ بهترینها ایمان و باور خود را از دست دادهاند، در حالی که بدترینها سرشار از شور و حرارتاند.ویلیام باتلر ییتس@Tafakkor