صفحه یک💠توسعهای که قربانی شد؛ چهار دهه تقابل ایران و غرب در ترازوی هزینه‑فرصت✍️دکتر اسماعیل خلفازا…
انتشار: 2026/08/13 14:00 UTCدریافت: 2026/08/15 01:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:37 UTC
صفحه یک💠توسعهای که قربانی شد؛ چهار دهه تقابل ایران و غرب در ترازوی هزینه‑فرصت✍️دکتر اسماعیل خلفازاده دانش آموخته مدیریت توسعه✳️مقدمه:آیا چهار دهه تنش رسمی ایران با آمریکا و متحدانش، صرفاً یک دورهی رویارویی نظامی و دیپلماتیک بوده است، یا در پسزمینهی آن، زمانِ کلیدیِ اتلاف سرمایهی ملی، عقبماندگیِ مزمن در تولید و فناوری، و فرسایش رفاه اجتماعی نهفته است؟ برای پاسخ، کافی است به شمارگان تلخ توسعه نگاه کنیم: سال ۱۹۷۷، یک سال پیش از انقلاب، اقتصاد ایران ۲۶ درصد بزرگتر از ترکیه و ۶۵ درصد بزرگتر از کرهی جنوبی بود. در همین چهار دهه، چین از فقر به دومین اقتصاد جهان صعود کرد و تولید ناخالص داخلیاش در ۲۰۲۳ به ۱۸٫۷ تریلیون دلار رسید، در حالی که رقم ایران ۴۷۵ میلیارد دلار ماند. سرانهی تولید ناخالص ایران در ۱۹۷۹ حدود ۲,۳۵۲ دلار بود – بیش از ۱۲ برابر چین با ۱۸۴ دلار – اما در ۲۰۲۳، سرانهی چین به ۱۲,۹۵۱ دلار جهش یافت و سرانهی ایران به ۲,۲۰۰ دلار تنزل کرد. این اعداد، تصویر «دهههای گمشده» را با صراحتی تلخ ترسیم میکنند.🟩روایت رسمی دو سوی درگیری اغلب بر تنگهی هرمز، توان موشکی یا نیروهای نیابتی متمرکز است؛ اما پرسشِ توسعهای بنیادین اینجاست: آیا این خواستهها هدف نهایی بازیگران بزرگ هستند، یا صرفاً ابزاری برای مدیریت هزینههای رقابتی بزرگتر که بر پیکرهی اقتصاد ایران رقم میخورد؟ در این نوشتار، با نگاه یک کارشناس توسعه، به جای تمرکز بر شعارهای ژئوپلیتیک، هزینههای پنهان و فرصتهای ازدسترفتهی چهار دهه را در ترازوی اقتصاد سیاسی میسنجیم.1⃣توهم دوگانهی «تسلیم یا مقاومت» در برابر منطق هزینه‑فرصتدر اقتصاد توسعه، بدترین نوع تصمیمگیری، گرفتار شدن در دامِ دوگانههای جعلی است. وقتی گزینهها را به «تسلیم محض» یا «جنگ تمامعیار» تقلیل دهیم، سیاستگذاری به بنبست میخورد. واقعیت این است که برای بازیگران بزرگ، هم سناریوی تنش و هم سناریوی تفاهم میتوانند سودآور باشند. در سناریوی تنش، افزایش قیمت نفت و فروش تسلیحات رونق میگیرد؛ در سناریوی تفاهم، گشایش بازارها و تسلط بر زنجیرههای تأمین، منافع کلان را تضمین میکند. اما در هر دو حالت، ایران بهعنوان «بازار مصرفکنندهی هزینهها» ظاهر میشود، نه «بازار تولیدکنندهی ارزشافزوده». شاخصهای چهار دهه نشان میدهد که مهمترین هزینهی این بازی، نه بودجههای نظامی، بلکه فرسایش سرمایهی اجتماعی، خروج نخبگان و کاهش بهرهوری کل عوامل تولید بوده است. بانک جهانی گزارش داده که بین ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰، سرانهی تولید ناخالص داخلی ایران سالانه به طور متوسط ۰٫۶ درصد کاهش یافته است. تحریمهای مستمر نیز تأثیری ویرانگر بر تولید ناخالص و رفاه خانوارها گذاشته؛ کاهش رشد همراه با تورم افسارگسیخته، قدرت خرید مردم را تحلیل برده است.2⃣تنگهی هرمز؛ از «اهرم ژئوپلیتیک» تا «موانع توسعهی دریامحور»کارشناس توسعه، تنگهی هرمز را نه فقط اهرم نظامی، بلکه مسیری برای تجارت و لجستیک میبیند. اختلال در این آبراهه، هرچند در کوتاهمدت فشار روانی بر دشمن وارد میکند، اما در میانمدت و بلندمدت ریسک بیمه و حملونقل را به شدت افزایش میدهد، سرمایهگذاری خارجی در پروژههایی مثل مکران و چابهار را با چالش مواجه میسازد، و وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی ناپایدار را تشدید میکند. بانک جهانی تأکید دارد که درآمدهای نفتی سهم تعیینکنندهای در تولید ناخالص و بودجه دارد و هر گونه اختلال در صادرات نفت – چه از طریق تحریم و چه از طریق ناامنی در تنگه – کسری بودجه را اجتنابناپذیر میکند. در نظریهی توسعه، مفهوم «امنیت» تنها به عدم وجود جنگ محدود نمیشود؛ بلکه به معنای کاهش نوسانات اقتصادی، ثبات در نرخ ارز و تأمین پایدار مواد اولیه برای کارخانهها نیز هست. نوسانات در تنگهی هرمز به طور مستقیم بر تورم تأثیر میگذارد و معیشت اقشار کمدرآمد را تحت فشار قرار میدهد.نرخ تورم ایران که در ۱۹۷۹ حدود ۱۰٫۴۹ درصد بود، در ۲۰۲۳ به ۴۴٫۵۸ درصد رسید و شاخص رنج (ترکیب تورم و بیکاری) به بیش از ۶۰ درصد افزایش یافت.t.me/tadbirvatoseh
