💠قسمت اول 💠جاسوسهای شیطانِ OSS در زمینه ایجاد دردسر و خرابکاری چیزهای زیادی میدانستند؛ بهویژه زم…
انتشار: 2026/08/12 19:20 UTCدریافت: 2026/08/15 01:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:37 UTC
💠قسمت اول 💠جاسوسهای شیطانِ OSS در زمینه ایجاد دردسر و خرابکاری چیزهای زیادی میدانستند؛ بهویژه زمانی که هدفشان تضعیف دشمنان آمریکا در جنگ جهانی دوم بود. یکی از ایدههای خلاقانه آنها این بود که شهروندان عادی را در «هنر خرابکاری ساده» آموزش دهند.به این ترتیب، «شیوهنامه میدانی خرابکاری ساده» (Simple Sabotage Field Manual) متولد شد.این دفترچه که در ابتدا طبقهبندیشده و محرمانه بود، روشهایی را برای آموزش افراد عادی توضیح میداد تا عمداً به اپراتورهای تلفن آزاردهنده، مأموران قطار ناکارآمد، مدیران میانی سردرگم، کارگران کارخانه سهلانگار، تماشاگران بینظم سینما و مانند آنها تبدیل شوند.به عبارت دیگر، آموزش دادن به مردم برای اینکه کار خود را بد انجام دهند.ویلیام «بیل وحشی» دونوان، رئیس OSS، بخشهایی از این شیوهنامه را از حالت محرمانه خارج کرد و از طریق جزوهها، برنامههای رادیویی هدفمند و ارتباط مستقیم، در اختیار شهروندان کشورهای دشمن قرار داد.t.me/tadbirvatoseh
پستهای تلگرام — کانال رسمی حزب تدبیر و توسعه ایران
💠شوک مدیریتی در تأمین اجتماعی؛ سؤال صریح از وزیر کار✍سید تولونی✳️آیا انقلاب مدیریتی در سایر صندوق ها انجام میپذیرد!!!برکناری ناگهانی «مصطفی سالاری» از مدیرعاملی سازمان تأمین اجتماعی و جایگزینی «غلامحسین محمدی» در شرایطی که میلیونها بازنشسته، مستمریبگیر، کارگر و بیمهشده با دغدغههای جدی معیشتی، درمانی و مطالبات معوق روبهرو هستند، پرسشهای مهمی را در افکار عمومی ایجاد کرده است.✅ سوالات ما از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی این است:1⃣دلیل اصلی برکناری مصطفی سالاری چه بوده است؟2⃣آیا این تصمیم بر اساس ارزیابی عملکرد، برنامه مشخص مدیریتی یا ضرورتهای دیگری اتخاذ شده است؟3⃣معیار وزارتخانه برای انتخاب مدیرعامل جدید سازمان تأمین اجتماعی چه بوده و آقای غلامحسین محمدی با چه برنامهای برای اداره یکی از بزرگترین سازمانهای اجتماعی و بیمهای کشور انتخاب شده است؟4⃣تکلیف مطالبات بازنشستگان، معوقات، متناسبسازی حقوق، وضعیت درمان و قراردادهای بیمه تکمیلی و همچنین مشکلات مالی سازمان تأمین اجتماعی در مدیریت جدید چه خواهد شد؟✅سازمان تأمین اجتماعی محل آزمون و خطای مدیریتی نیست.تصمیمات مدیریتی این سازمان مستقیماً با زندگی و معیشت میلیونها خانواده ایرانی ارتباط دارد و جامعه بازنشستگان حق دارد بداند چرا مدیرعامل تغییر کرده و مدیر جدید با چه برنامهای سکان این سازمان را در دست گرفته است.📌بازنشستگان انتظار دارند وزیر کار با شفافیت و صراحت به این پرسشها پاسخ دهد.🟩به جناب میدری توصیه میشود با جابجایی رسم هرم مدیریتی صندوقها، صورت مسئله را پاک نکند، از راس تا ذیل صندوق ها و شرکتهای اقماری ورود کند یکبار برای همیشه بساط و حیاط خلوت ها را برچیند. در این برهه ورود دیوان محاسبات، بازرسی کل کشور و دستگاههای امنیتی ضرورت دارد. t.me/tadbirvatoseh
صفحه سه💠توسعهای که قربانی شد؛ چهار دهه تقابل ایران و غرب در ترازوی هزینه‑فرصت✍️دکتر اسماعیل خلفازاده دانش آموخته مدیریت توسعه5⃣جمعبندی؛ فراسوی جنگ و صلح، زیستبوم توسعهعبور از دوگانههای سادهانگارانه، نخستین قدم برای رهایی از عقبماندگی است. انقلاب اسلامی ایران برخلاف انقلابهای سوسیالیستی قرن گذشته، استراتژی اقتصادی مشخصی برای سازماندهی مجدد اقتصاد ارائه نداد. بهجز حذف بهره از نظام بانکی – که تنها به صورت اسمی محقق شد – انقلاب سیاستهای اقتصادی مشخصی که بتوان آن را «استراتژی توسعهی اسلامی» نامید، به پیش نگذاشت. بهجای آن، عملگرایی و جهانبینی رهبرانِ هر دوره – نخستوزیران در دههی ۱۳۶۰ و روسای جمهور پس از آن – جهت حرکت اقتصاد را تعیین کرد. سیاستهای شدیداً ضد بازار دههی ۱۳۶۰ – که در آن دولت اقدام به سهمیهبندی کالاها و تصرف بانکها و صنایع بزرگ کرد – بیشتر ناشی از شرایط خاص بود تا ایدئولوژی؛ شرایطی مثل جنگ هشتساله با عراق و فرار طبقهی بالای دوران پهلوی. در اوایل دههی ۱۳۷۰، دولت هاشمی رفسنجانی بهطور ناگهانی رویکردهای خود را به سمت بازار آزاد تغییر داد، بدون اینکه وامی از بانک جهانی یا صندوق بینالمللی پول دریافت کند. این تغییرات سیاستی، خود نشانهای از عدم وجود یک چشمانداز توسعهای پایدار است.به عنوان یک کارشناس توسعه، معتقدم که وظیفهی نخبگان، نه تحلیلِ صرفِ روایتهای دیپلماتیک، بلکه محاسبهی دقیق هزینهی فرصت هر تصمیم است. آیندهی ایران در گرو آن نیست که در تنگهی هرمز چند ناو جنگی حضور دارند؛ آیندهی ایران در گرو آن است که نرخ مشارکت اقتصادی زنان و جوانان افزایش یابد، سهم صنایع دانشبنیان از تولید ناخالص به سطح جهانی نزدیک شود، و زیرساختهای آموزش و بهداشت، علیرغم تحریمها، ارتقا یابند.مقاومت واقعی، نه در حفظ وضعیت موجود، بلکه در گسست از الگوهای فرسودهی مدیریتی و جهش به سوی تمدنسازی بر پایهی عقلانیت و علم است. ایران زمانی در این بازی بزرگ پیروز میشود که آنقدر در مسیر توسعه پایدار قدرتمند شود که برای بازیگران خارجی، هزینهی تقابل با آن بیش از منافع حاصل از مهار آن باشد.پرسش نهایی از منظر توسعه این نیست که «تسلیم میشویم یا میجنگیم»؛ بلکه این است: آیا ساختار تصمیمگیری کشور به گونهای طراحی شده که بتواند از دل هر توافق یا تنشی، منافع ملموس و شاخصهای عینی رفاه و پیشرفت را برای نسل امروز و فردا استخراج کند؟ اگر پاسخ منفی است، بدانیم که در بازی دیگران نقش میبازیم، نه در مسیر عزتآفرین توسعه.t.me/tadbirvatoseh
صفحه دو💠توسعهای که قربانی شد؛ چهار دهه تقابل ایران و غرب در ترازوی هزینه‑فرصت✍️دکتر اسماعیل خلفازاده دانش آموخته مدیریت توسعه3⃣مقاومتِ ابزاری در مقابل مقاومتِ رشدمحورآسیبشناسی جدی در گفتمان رایج این است که «مقاومت» را صرفاً بر اساس شدت ایستادگی میسنجند، در حالی که در علم توسعه، موفقیت را با نتیجهی نهایی و شاخصهای عینی میسنجند. اگر مقاومت به قیمت فرار مغزها، رشد نقدینگی، کاهش سرانهی تولید ناخالص و افزایش ضریب جینی تمام شود، در ترازوی توسعه یک «پیروزی پرهزینه» یا حتی یک «شکست استراتژیک» محسوب میشود.از ۱۹۷۹ تاکنون، حدود هشت میلیون نفر – معادل ۱۰ درصد جمعیت ایران – کشور را ترک کردهاند که شامل ۴٫۲ میلیون نفر با تحصیلات عالی و مهارتهای بالا میشود. در چهار سال اخیر، فرار مغزها شتاب بیشتری گرفته و به طور میانگین سالانه ۴۰۰۰ پزشک از ایران خارج میشوند. مطالعهای از دانشگاه صنعتی شریف نشان میدهد که ۷۰ درصد از مدیران ارشد و کارکنان ماهر بخش دولتی آرزوی مهاجرت دارند. این خروج سرمایههای انسانی، تأثیری مستقیم بر تولید ناخالص دارد؛ بهگونهای که به ازای هر یک درصد افزایش در مهاجرت نخبگان، تولید ناخالص داخلی ۵٫۷ درصد کاهش مییابد.از سوی دیگر، توافقی که صرفاً برای کاهش فشار لحظهای منعقد شود، اما وابستگی ساختاری اقتصاد را به واردات و نفت تثبیت کند، نیز یک «تسلیم رشدمحور» است. بنابراین معیار ما نباید «میزان تعامل با دشمن» باشد، بلکه باید پاسخ به این سوالات باشد: آیا این استراتژی، ضریب نفوذ فناوری را در صنایع داخلی افزایش میدهد؟ آیا به مهار تورم و اشتغالزایی پایدار کمک میکند؟ آیا هزینهی مبادله کسبوکار را کاهش میدهد؟4⃣بازی طراحیشده؛ وابستگیِ معکوس به بیگانگانخطرناکترین وضعیت برای یک کشور در حال توسعه، «واکنشی بودن» است؛ یعنی اینکه دستورکار ملی، صرفاً در واکنش به تهدیدات یا تحریمهای جدید تنظیم شود. این دقیقاً همان دامی است که بازیگران بزرگ طراحی کردهاند: معطوف کردن تمام توان مدیریتی و مالی ایران به «مدیریت بحران» به جای «تولید ثروت». تحریمهای بینالمللی، بهویژه تحریمهای نفتی و مالی، کاهش چشمگیر صادرات، عقبماندگی فناورانه و کاهش سرمایهگذاری در صنعت نفت را به دنبال داشته است. در چنین فضایی، نه جنگ باید هدف باشد و نه مذاکره به هر قیمت؛ بلکه هدف، طراحی یک مدل اقتصادی غیروابسته است که بتواند با تکیه بر توان داخلی (نیروی انسانی جوان، منابع معدنی و موقعیت جغرافیایی) از دایرهی بازی تعریفشده توسط دیگران خارج شود. ما باید از «اقتصاد مقاومتی» به عنوان یک شعار دفاعی، به سمت یک «الگوی توسعهی تابآور» حرکت کنیم که در آن، امنیت ملی از کانال رشد تولید ناخالص و عدالت اجتماعی تأمین میشود، نه صرفاً از کانال بازدارندگی نظامی.t.me/tadbirvatoseh
صفحه یک💠توسعهای که قربانی شد؛ چهار دهه تقابل ایران و غرب در ترازوی هزینه‑فرصت✍️دکتر اسماعیل خلفازاده دانش آموخته مدیریت توسعه✳️مقدمه:آیا چهار دهه تنش رسمی ایران با آمریکا و متحدانش، صرفاً یک دورهی رویارویی نظامی و دیپلماتیک بوده است، یا در پسزمینهی آن، زمانِ کلیدیِ اتلاف سرمایهی ملی، عقبماندگیِ مزمن در تولید و فناوری، و فرسایش رفاه اجتماعی نهفته است؟ برای پاسخ، کافی است به شمارگان تلخ توسعه نگاه کنیم: سال ۱۹۷۷، یک سال پیش از انقلاب، اقتصاد ایران ۲۶ درصد بزرگتر از ترکیه و ۶۵ درصد بزرگتر از کرهی جنوبی بود. در همین چهار دهه، چین از فقر به دومین اقتصاد جهان صعود کرد و تولید ناخالص داخلیاش در ۲۰۲۳ به ۱۸٫۷ تریلیون دلار رسید، در حالی که رقم ایران ۴۷۵ میلیارد دلار ماند. سرانهی تولید ناخالص ایران در ۱۹۷۹ حدود ۲,۳۵۲ دلار بود – بیش از ۱۲ برابر چین با ۱۸۴ دلار – اما در ۲۰۲۳، سرانهی چین به ۱۲,۹۵۱ دلار جهش یافت و سرانهی ایران به ۲,۲۰۰ دلار تنزل کرد. این اعداد، تصویر «دهههای گمشده» را با صراحتی تلخ ترسیم میکنند.🟩روایت رسمی دو سوی درگیری اغلب بر تنگهی هرمز، توان موشکی یا نیروهای نیابتی متمرکز است؛ اما پرسشِ توسعهای بنیادین اینجاست: آیا این خواستهها هدف نهایی بازیگران بزرگ هستند، یا صرفاً ابزاری برای مدیریت هزینههای رقابتی بزرگتر که بر پیکرهی اقتصاد ایران رقم میخورد؟ در این نوشتار، با نگاه یک کارشناس توسعه، به جای تمرکز بر شعارهای ژئوپلیتیک، هزینههای پنهان و فرصتهای ازدسترفتهی چهار دهه را در ترازوی اقتصاد سیاسی میسنجیم.1⃣توهم دوگانهی «تسلیم یا مقاومت» در برابر منطق هزینه‑فرصتدر اقتصاد توسعه، بدترین نوع تصمیمگیری، گرفتار شدن در دامِ دوگانههای جعلی است. وقتی گزینهها را به «تسلیم محض» یا «جنگ تمامعیار» تقلیل دهیم، سیاستگذاری به بنبست میخورد. واقعیت این است که برای بازیگران بزرگ، هم سناریوی تنش و هم سناریوی تفاهم میتوانند سودآور باشند. در سناریوی تنش، افزایش قیمت نفت و فروش تسلیحات رونق میگیرد؛ در سناریوی تفاهم، گشایش بازارها و تسلط بر زنجیرههای تأمین، منافع کلان را تضمین میکند. اما در هر دو حالت، ایران بهعنوان «بازار مصرفکنندهی هزینهها» ظاهر میشود، نه «بازار تولیدکنندهی ارزشافزوده». شاخصهای چهار دهه نشان میدهد که مهمترین هزینهی این بازی، نه بودجههای نظامی، بلکه فرسایش سرمایهی اجتماعی، خروج نخبگان و کاهش بهرهوری کل عوامل تولید بوده است. بانک جهانی گزارش داده که بین ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰، سرانهی تولید ناخالص داخلی ایران سالانه به طور متوسط ۰٫۶ درصد کاهش یافته است. تحریمهای مستمر نیز تأثیری ویرانگر بر تولید ناخالص و رفاه خانوارها گذاشته؛ کاهش رشد همراه با تورم افسارگسیخته، قدرت خرید مردم را تحلیل برده است.2⃣تنگهی هرمز؛ از «اهرم ژئوپلیتیک» تا «موانع توسعهی دریامحور»کارشناس توسعه، تنگهی هرمز را نه فقط اهرم نظامی، بلکه مسیری برای تجارت و لجستیک میبیند. اختلال در این آبراهه، هرچند در کوتاهمدت فشار روانی بر دشمن وارد میکند، اما در میانمدت و بلندمدت ریسک بیمه و حملونقل را به شدت افزایش میدهد، سرمایهگذاری خارجی در پروژههایی مثل مکران و چابهار را با چالش مواجه میسازد، و وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی ناپایدار را تشدید میکند. بانک جهانی تأکید دارد که درآمدهای نفتی سهم تعیینکنندهای در تولید ناخالص و بودجه دارد و هر گونه اختلال در صادرات نفت – چه از طریق تحریم و چه از طریق ناامنی در تنگه – کسری بودجه را اجتنابناپذیر میکند. در نظریهی توسعه، مفهوم «امنیت» تنها به عدم وجود جنگ محدود نمیشود؛ بلکه به معنای کاهش نوسانات اقتصادی، ثبات در نرخ ارز و تأمین پایدار مواد اولیه برای کارخانهها نیز هست. نوسانات در تنگهی هرمز به طور مستقیم بر تورم تأثیر میگذارد و معیشت اقشار کمدرآمد را تحت فشار قرار میدهد.نرخ تورم ایران که در ۱۹۷۹ حدود ۱۰٫۴۹ درصد بود، در ۲۰۲۳ به ۴۴٫۵۸ درصد رسید و شاخص رنج (ترکیب تورم و بیکاری) به بیش از ۶۰ درصد افزایش یافت.t.me/tadbirvatoseh
💠میدری به چه کار آید.......،!✍سیدتولونی✳️افزایش حقوق ۲۰ درصدی؛ اما قیمت کالاهای اساسی تا ۴۰۰ درصد جهش کرد!🟩کارکنان دولت امسال فقط ۲۰ درصد افزایش حقوق گرفتند؛ اما آمارهای رسمی نشان میدهد هزینه تأمین کالاهای اساسی با سرعتی چند برابر افزایش یافته و قدرت خرید خانوارها بیش از پیش کاهش پیدا کرده است.✅مرغ: ۱۹۰ درصد افزایش قیمت✅گوشت قرمز: ۱۴۵ درصد افزایش قیمت✅تخممرغ: بیش از ۱۲۰ درصد افزایش قیمت✅شیر پاستوریزه: ۱۵۰ درصد افزایش قیمت✅ماست: بیش از ۱۳۰ درصد افزایش قیمت✅پنیر: بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت✅برنج ایرانی: بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت✅روغن مایع: ۳۴۴ درصد افزایش قیمت✅روغن جامد: نزدیک به ۴۰۰ درصد افزایش قیمتو دارو ....... بماند،🟩جناب میدری و تیم اقتصادی و کمیسون و ستاد های از همه رنگ سفره مردم رنگی دگر ندارد ! شکمها خالیست میدانید خالی،!باتوام؛افزایش ۲۰ درصدی حقوق، قرار بود کدامیک از این گرانیها را جبران کند؟t.me/tadbirvatoseh
💠قسمت دوم🟩این راهنما البته شامل روشهایی برای خرابکاریهای جدی و سخت نیز بود که در دوران جنگ انتظار میرود؛ اما در کنار آنها، روشهای زیادی وجود دارد که همچنان آشنا و بهاصطلاح «همیشگی» هستند و میتوانند حتی آرامترین و منطقیترین فرد را نیز دیوانه کنند.در ادامه، پنج نمونه از توصیههای نسبتاً ماندگار این شیوهنامه آمده است:تلفن:در اداره، هتل یا مراکز تلفن، وصل کردن تماسها را به تأخیر بیندازید، شماره اشتباه بدهید، تماس افراد را «بهطور تصادفی» قطع کنید یا فراموش کنید خط را آزاد کنید تا دیگران نتوانند از آن استفاده کنند.تماشاگران سینما:برای خراب کردن وقت همه در سینما ــ البته در دورانی که تلفن همراه وجود نداشت ــ یک کیسه کاغذی پر از دو یا سه دوجین پروانه شبپره بزرگ وارد سالن کنید. کیسه را در قسمت خالی سالن باز کنید. شبپرهها بیرون میآیند و وارد مسیر نور پروژکتور میشوند و تصویر فیلم را با سایههای متحرک خود مختل میکنند.مدیران و سرپرستان:برای کاهش روحیه و بهرهوری، بدترین مدیری را که تاکنون داشتهاید تصور کنید و مانند او رفتار کنید. با کارکنان ناکارآمد خوشبرخورد باشید و به آنها ترفیعهای ناحق بدهید. با کارکنان کارآمد تبعیضآمیز رفتار کنید و بهطور ناعادلانه از کار آنها ایراد بگیرید. هر زمان ممکن بود، موضوعات را برای «بررسی و مطالعه بیشتر» به کمیتهها ارجاع دهید و تلاش کنید این کمیتهها را تا حد امکان بزرگ و بوروکراتیک کنید.کارکنان:فراموشکار باشید. دستوپاچلفتی باشید. آهسته کار کنید. به دنبال راههایی باشید که تعداد حرکات لازم برای انجام کارتان را افزایش دهید؛ مثلاً به جای چکش سنگین از چکش سبک استفاده کنید یا تلاش کنید با یک آچار کوچک کاری را انجام دهید که به آچار بزرگ نیاز دارد.حملونقل:سفر با قطار یا هواپیما را تا حد امکان دشوار و ناراحتکننده کنید. یکی از ترفندهای مؤثر این است که برای یک صندلی قطار، دو بلیت صادر کنید تا زمینه یک «بحث جالب» میان مسافران فراهم شود.یکی از اسناد مشهورOSS آن، Simple Sabotage Field Manual بود؛ دفترچهای که روشهای ساده و کمهزینه برای ایجاد اختلال در سازمانها و فعالیتهای دشمن را آموزش میداد.پس از پایان جنگ، OSS در ۱۹۴۵ منحل شد. اما تجربه، نیروها و ساختارهای اطلاعاتی آن از بین نرفتند. بخشی از توانمندیهای اطلاعاتی آن به نهادهای دیگر منتقل شد و سرانجام با تصویب National Security Act of 1947، سازمان CIA شکل گرفتt.me/tadbirvatoseh
