💠«رابطه ظریف و پیچیده میان افکار عمومی و سیاست خارجی» 📗منتشرشده در اندیشکده مؤسسه روابط بینالملل ف…
انتشار: 2026/08/11 19:49 UTCدریافت: 2026/08/15 01:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:37 UTC
💠«رابطه ظریف و پیچیده میان افکار عمومی و سیاست خارجی» 📗منتشرشده در اندیشکده مؤسسه روابط بینالملل فرانسه (Ifri)در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶ اول مرداد ۱۴۰۵✳️این مقاله به بررسی این پرسش اساسی میپردازد که افکار عمومی تا چه اندازه بر سیاست خارجی دولتها تأثیر میگذارد؟نویسندگان با مقایسه تجربه سه کشور فرانسه، هند و نیجریه نشان میدهند که رابطه میان افکار عمومی و سیاست خارجی، رابطهای مستقیم و ساده نیست؛ بلکه بسته به ساختار سیاسی، نهادهای تصمیمگیر و فرهنگ راهبردی هر کشور، میزان این تأثیر متفاوت است. 🟩نکات و یافتههای اصلی:۱.افکار عمومی عامل مهمی است، اما تعیینکننده نیست.در نظامهای دموکراتیک، دولتها نمیتوانند خواست افکار عمومی را نادیده بگیرند؛ با این حال، تصمیمات سیاست خارجی معمولاً بر پایه مجموعهای از عوامل مانند منافع ملی، ملاحظات امنیتی، ارزشهای راهبردی و شرایط بینالمللی اتخاذ میشوند. بنابراین، افکار عمومی تنها یکی از متغیرهای مؤثر در تصمیمگیری است. 1⃣تجربه فرانسه:نویسنده بخش فرانسه، مارک هکر، توضیح میدهد که در این کشور سیاست خارجی جزو «حوزه اختصاصی رئیسجمهور» محسوب میشود و رؤسای جمهور معمولاً استقلال قابل توجهی در تصمیمگیری دارند.سه نمونه برای تبیین این موضوع ارائه شده است:✅جنگ اوکراین و تحریمهای روسیه:امانوئل مکرون با وجود آگاهی از آثار اقتصادی تحریمها بر زندگی مردم، از این سیاست عقبنشینی نکرد و تلاش کرد ضرورت آن را برای جامعه توضیح دهد. در ابتدا افکار عمومی از تحریمها حمایت کرد، اما این حمایت به مرور کاهش یافت. ✅بحران اسرائیل و فلسطین:اگرچه سالها نظرسنجیها نشان دادهاند که بسیاری از شهروندان فرانسوی از تشکیل کشور فلسطین حمایت میکنند، اما هنگام تصمیم مکرون برای به رسمیت شناختن فلسطین در سال ۲۰۲۵، تنها حدود ۲۲ درصد مردم از شناسایی فوری و بدون قید و شرط حمایت میکردند. بنابراین، این تصمیم را نمیتوان صرفاً نتیجه فشار افکار عمومی دانست. ✅توافق تجاری اتحادیه اروپا و مرکوسور:مخالفت گسترده کشاورزان و فضای سیاسی داخلی بر موضع فرانسه اثر گذاشت و مکرون در نهایت با امضای توافق مخالفت کرد. با این حال، مشخص نیست که این تصمیم ناشی از فشار افکار عمومی بوده یا ملاحظات سیاسی و اقتصادی دیگر. جمعبندی نویسنده این است که سیاست خارجی فرانسه بیش از آنکه تابع افکار عمومی باشد، بر ترکیبی از منافع ملی و ارزشهای راهبردی استوار است. 2⃣تجربه نیجریه:در نیجریه، افکار عمومی به دلیل سابقه طولانی حکومتهای نظامی و ضعف نهادهای دموکراتیک، تأثیر محدودی بر سیاست خارجی داشته است.با این حال، روند دموکراتیک شدن کشور باعث شده رسانهها، شبکههای اجتماعی، اعتراضات و نظرسنجیها اهمیت بیشتری پیدا کنند. مردم بیشتر درباره موضوعاتی مانند امنیت، معیشت و توسعه اقتصادی حساس هستند و همین مسائل بهطور غیرمستقیم بر جهتگیری سیاست خارجی اثر میگذارد.نویسنده معتقد است که با تقویت دموکراسی، نقش افکار عمومی در سیاست خارجی آفریقا نیز افزایش خواهد یافت. 3⃣تجربه هند:در هند نیز سیاست خارجی عمدتاً بر مبنای منافع بلندمدت ملی و حفظ استقلال راهبردی تنظیم میشود و دولت الزام مستقیمی به تبعیت از افکار عمومی ندارد.با این حال، نظرسنجیهای گسترده نشان میدهد نسل جوان هند درباره روابط با چین، پاکستان، آمریکا و تجارت جهانی دیدگاههای روشنی دارد.دولت هند این نگرشها را به دقت رصد میکند و در شیوه اطلاعرسانی و اقناع افکار عمومی از آنها بهره میگیرد، اما اصول اساسی سیاست خارجی را صرفاً بر اساس نظرسنجیها تغییر نمیدهد. 🟩جمعبندی نهایی مقاله:مقاله تأکید میکند که رابطه میان افکار عمومی و سیاست خارجی پیچیده، چندلایه و غیرمستقیم است.در دموکراسیها، دولتها ناچارند به افکار عمومی توجه کنند، اما لزوماً از آن تبعیت نمیکنند.رهبران سیاسی گاهی بیش از آنکه سیاست خود را تغییر دهند، تلاش میکنند افکار عمومی را نسبت به تصمیماتشان متقاعد کنند.منافع ملی، امنیت، ملاحظات ژئوپلیتیکی و ارزشهای راهبردی معمولاً نقش مهمتری نسبت به نوسانات کوتاهمدت افکار عمومی در تعیین سیاست خارجی دارند. 🟩ارزیابی کلی مقاله:این مقاله نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، در اغلب کشورها افکار عمومی بیشتر بر نحوه بیان، توجیه و مشروعیتبخشی به سیاست خارجی اثر میگذارد تا بر اصل تصمیمات راهبردی.دولتها معمولاً تلاش میکنند میان الزامات امنیت ملی و مطالبات داخلی تعادل برقرار کنند، اما در نهایت تصمیمات کلان سیاست خارجی را بر اساس محاسبات راهبردی اتخاذ میکنند.t.me/tadbirvatoseh