✅میراثِ جاویدان؛ یا از خونِ دل، تا شرمساریِ تاریخفتح تهران، افتخارِ این دو دلاور بود، اما سرنوشت، ب…
انتشار: 2026/08/05 20:12 UTCدریافت: 2026/08/15 01:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:37 UTC
✅میراثِ جاویدان؛ یا از خونِ دل، تا شرمساریِ تاریخفتح تهران، افتخارِ این دو دلاور بود، اما سرنوشت، با آنان یار نبود. پس از پیروزی، آنچنان که بر قهرمانانِ آزادیخواه روا میدارند، از آنان خواستند اسلحه بر زمین نهند. ستارخان، که جز به عدالت، به هیچ چیز تن نمیسپرد، در برابر این خواستِ ننگین ایستاد و تیری به پایش نشست که تا ابد، یادگارِ جفایِ روزگار بر پیکرش ماند. این جراحت، سرانجام در بیستوپنجم آبان ۱۲۹۳، جانِ او را به آسمانِ آزادی پرواز داد و باقرخان نیز در ۱۲۹۶، با دلِ پرخون، به برادرِ شهیدش پیوست.اما افسوس که آنان مردند، اما نامشان نمرد. ستارخان و باقرخان، نه فقط سردارِ جنگ، که پیامبرانِ استقامت بودند. آنها به ما آموختند که اگر مشروطه پیروز شد، نه به پایِ قلمِ منشیان، که به خونِ دلِ یونجهخوارانِ تبریز بود. آنها ثابت کردند که یک مردِ کوچهوبازار، وقتی عشقِ وطن در دلش شعله کشد، از هر تختوتاجی بلندتر است.🟩نتیجهگیری: ای کاش سردارانِ ما امروز نیز چنین باشندسرانجام، قلم را میگذارم و دلم برای آن روزها میسوزد، اما غرورِ آن روزها را نیز در سینه دارم. ستارخان و باقرخان، با استقامتِ یازدهماهۀ خود، به جهان ثابت کردند که استبداد، اگرچه با توپ و تفنگ آغاز میشود، اما با ارادهی مردمانِ عاشق، به زبالهدانِ تاریخ میپیوندد. فتح تهران، تابلوی زرینِ همبستگیِ ملی بود که متأسفانه زود رنگ باخت، اما پیامِ آن برای همیشه زنده است: «تا زمانی که یک ستارخان در کوچههای ایران نفس بکشد، استبداد، هرگز بر تخت نخواهد نشست.»📗منابع و مآخذ (با نگاهِ حماسی و ارجاع به صفحه)- کسروی، احمد. *تاریخ مشروطه ایران*. تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۳، صص ۴۵۶-۵۰۲. (آن جایی که با قلمی آتشین از «یونجهخوری» مجاهدان میگوید).- بامداد، مهدی. *شرح حال رجال ایران* (جلد دوم). تهران: زوار، ۱۳۵۷، صص ۱۲۵-۱۵۰. (که شرحِ جراحتِ سردار را با دیدهای غمبار ثبت کرده).- نوایی، عبدالحسین. *فتح تهران*. تهران: بابک، ۱۳۵۶، صص ۸۸-۱۲۰. (با روایتی حماسی از رشادتِ بختیاریها و تبریزیها).- سردارینیا، صمد. *باقرخان سالار ملی*. تهران: ایرانیان، ۱۳۶۹، صص ۳۵-۶۰. (که از بنّایی میگوید که کاخِ آزادی ساخت).t.me/tadbirvatoseh