تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-16 13:45 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
@AmirZa7aa10@Amilrlaهزینه ی تبلیغات کانال: گپ ساعتی 20هزارتومان, کانال ساعتی 25هزار تومانشعر ومتن های ادبی وعاشقانه, تبلیغات سالم و اخلاقی خودتان را بما بسپاریدمخاطبین ما از سراسر ایران و خارج از کشورمیباشند.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 2299 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
عشقشكل های بسيار دل انگيزی داردمثل گل سرخدر دست دختری زيبامثل ماهبالای كلبه ای برفیاما منگوش بريده ونسان ونگوگمشكل تلخی از عشق ....💕✨💕
عشق ...یعنے دونفربے دلیل حالشون ڪنار هم خوب باشه❤️
♥️💋به شهرم بیا عزیز !فردا بیا ...همه چیز را رها کنبگو کسی مرا منتظر است،بیا ...بیا که این شهر با قدمهای تو معنا پیدا کند،بیا که دیگر از این شهر بیزار نباشم ،بیا که نفس بکشمبیا ...
گفته بودمبه کسی عشق نخواهم ورزید آمدی و همه فرضیههاریخت به هم....💓
گاهی یک نفر... تمام دلیل آرامشِ دل آدم میشود. قدرِ آدمهای خوبِ زندگیات را بدان. 🤍🍀🍀🍀🍀
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ میخوﺍﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ لهجهای ﮐﻪ "ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭمـ" ﺭﺍ با ﺗﺸﺪﯾﺪ ﺗﻠﻔﻆ میکندصدا کردنت بهانست من دلم "جانم" گفتنت را میخواهد..
نهار کوبیده داشتیم 😋کوبیده سیب زمینی😐😋🤣
گفت بي من چه ميكشي؟گفتم: نَقشه واسه خوشگذرونی..والا! ...فكر كرده اگه نباشه ميميرم...!مردم چه پرتوقع شدن... 😝😝😝😂😂😂
سلامتی دختری که: وقتی فهمید وضع مالی دوس پسرش خوب نیس، کات کردکه بیشتر از اینا تو خرج نیفته …حالا هی شما بگید دخترا بدن 😐😂😂😂
هی میخوام دیلیت اڪانت ڪنم برم باز میگم شما چه گناهی ڪردین؟؟؟ڪم بدبختی دارین که، نبود منم بیاد روش..😅😅🥰🥰😅😅
سلام به اون دختری که دیشب منو از خدا خواسته☺️سلام خوش سلیقهمن ریپورتم خودت بیا پ ی وی گلم.😁😁😝😝😁😁
میخــواهمَت تا نَهـــایتِ ویـــرانی...🌹🌹
نسخ چشات شدم🫶💜
دوست داشتمو دارم💙🩵
و آمدیکه بریزی به هم#جهانم را ...
میگی مهم نیست...ولی اسمش که میاد قلبت می لرزه میگی مهم نیست...ولی با یادش داغون میشینگو مهم نیست...بگو مهمه...ولی نیست....!!
تــو ســریــال شــهرزاد یــه جــا فــرهاد بــه شــهرزاد مــیــگــه:«تــو تــنــها ڪــســے هســتــے ڪــه تــو ایــن بــدبــخــتــے وقــتــے بــهش فــڪــر مــیــڪــنــمــ،یــه لــبــخــنــد از تــه دلــم مــیــاد رو لــبــمــبــه تــو ڪــه مــیــرســم، مــڪــث مــیــڪــنــمــ،انــگــار در زیــبــایــیــات چــیــزے جــا گــذاشــتــهامــ،مــثــلــا در صــدایــت آرامــشــ،یــا در چــشــمــهایــت زنــدگــے
چه ساده بودیمکه باورمان شده بود"از محبت خارها گل میشوند"یادمان نبود که خیلی وقت استکه دیگر ضرب المثل ها اعتباری ندارند!آنقدر یک طرفه محبت کردیمو بی محبتی دیدیم که خشک شدیم،یادمان رفت قبل از هر محبتی به ظرفیت مخاطبمان توجه کنیم؛و الکی کسی را که ارزش ندارد بزرگش نکنیم’که نتیجه ی این بزرگی میشودحقارت خودمان...بیایید به هم قول بدهیمکه به اندازه ی آدم ها کاری نداشته باشیم،بعضی ها کوچک بمانند بهتر است،و خودمان را زیر سایه پوشالیبی ظرفیت ها دفن نکنیم...
💜یک عمر باید بگذردتا بفهمیم بیشتر غصه هایی که خوردیمنه خوردنی بود نه پوشیدنی،فقط دور ریختنی بودو چقدر دیر می فهمیم که زندگـی همین روزهایی است کهمنتظـر گذشتنش هستیم.
حال من تماما به تُ بستگى داردبه خيالت ،آمدنت ،بودنت ،ماندنت...و به هر فعلى كه تُ را به منوصل کند...مرز ميان احوال من و يادِ تُ بقدرىباريك است كه تنها ذره اى از خاطرت كافيست تاحالم ديدنى ترين شود...😊🌼♥️•
از تمام دنیا...♾یک تو دارم که می ارزد به تمام نداشته هایم ...💍💌
تیــتر نیازمندیهای قلبــــم ،اسم توعہ..! 🧿♥️🌸✨
فرقی نمیکند مرد باشی یا زن؛حریمت " حرمت " دارد،هر کسی که از در آمد " محرم " نیست،صبر کن تا " آدمت " را پیدا کنی،آدمی از " جنس خودت "آدمی که " حرمت سرش شود "خودت را " مدیون " خودت نکنمدیون قلبت،نگاهت،دستانت،آغوشتگاهی باید " تنهایی " را ترجیح داد،گاهی باید منتظر بود تا " محرمت " پیدا شود،تنها بمان !فرق بزرگیست میان کسی که " تنها مانده "با کسی که " تنهایی را انتخاب کرده "...
.همیشه که باشی ...گم میشوی مثل خیلی چیزها...که همیشه هستند و آنقدر هستند که...بودنشان در خاطر ِ آدم نمیماند!گاهی نباش...گاهی فقط کنار خودت باش و ببین...کجای این جهان ِ درندشت ...جایت خالیست...✨✨✨✨
چیه دلم گرفتی😔
تقدیم به تویی که نفسم بند`نفسته❤️
عشق،همیشه با «دوستت دارم» آغاز نمیشود...گاهیکسی بیهیچ وعدهایکنارِ سکوتت میایستد،و آرامآرامنبضِ جهان رابه قلبت برمیگرداند.آنوقت میفهمیماندنِ بعضی آدمها،بلندترین اعترافِ عاشقانهایستکه هیچ زبانیاز گفتنش برنمیآید...🦋🦋🦋🍃🤍
دیدی یه آدمایی انگار مال این دنیا نیستن؟انگار فرشتن، کلی حس خوب به آدم میدن و باعث لبخندِ روی لبات میشن حتی اگه هیچ کاری هم نکنن،توهم یکی از اونایی برایِ من....🩵
نہ طبق ِ مُد دوستت دارم نہ بہ حڪم سنت! همہ چیز بنا بر فطرت است "خوب ها"دوست داشتنے اند مثل 👈🏻 " تـــــــــ❤️ـــــو " 👉🏻
تلفظ میشہ : مواظب خودت باشولے معنیش اینہ : اگہ اتفاقے برات بیفتہ میمیرم......👌
مـــیگن آدم وقتـــــے میـمیـــــره . . . !ڪل اعـضا ے بدنـــش ڪارا ے بدشُ شـهادت مـیـــــدنمیـخوام بدونـم . . . ! ! !این زبــ?ـون مـن . . .شهادت میـده ڪہ چہ حرفایـــــے تو دلـم " سنـگینـــــے "میڪرد و نگـفتم . . . !گلــــوم . . . ! ! !میـگـــــہ چہ روزایـــــے بغضـــمُ " قورت " میـــــدادم . . . !چشــام . . . ! ! !میگـــــن ڪہ چہ شـــبایـــــے تا صـــبحاز " غــــصہ " نخوابیـــــدم . . . !ایـــــن دل . . . ! ! !این دلِ میگـــــہ . . . ! ! !خیلـــــے جاها " شڪـست . . . ؟ !
تو بهانہے هر روز منے بهانہے زندڪَے ڪردن و نفس ڪشیدن ، بهاانہے تڪـــرار ❤️دوستتدارم ...
"عَــــــروسِ" جُمله هایِ عاشقانهِ منیِ،هیچکَس بهِ اَشعارَم . . مَحرم نیستِ . . الاّ " تُ " . . ♥️😍
تو ضربان قلب منی تو خواسته ی قلب منی🤍💋
شیرینتر از جونم ❤
⌝اما من هربار میبینمٺمیمیرم براے قَشنڪًیٺ🫠هربار ڪہ بَغلم میڪنےدوباره مٺولد میشم 🌱هربار میبوسیم دوباره عاشقٺ میشم و این قشنڪًٺرین چرخہ زندڪًیمہ🫂💋⌞
بگم عشقم بگے جونم بگردم دور چشمات[ بِہ «تُـــــــو» وَصـلهِ سر رشتِه«تَمـ ـامِ آرِزوهـایِ مَـ ـنِ»♥️
چه قدر خوب استعزیز دل کسی باشی بی آنکه بخواهی برایش تلاش کنیچه قدر خوب استیکی باشد که هر زمان دلگیری به او پناه ببریو بگویی حال دلم خوب نیست و مطمئن باشی او باعث لبخندت میشود♥︎🫂
. میای پی وی 😢.😂😂😂😂😂
میگن جوانی اوج زیباییه. وقتی میبینم اوجتون اینه تن و بدنم میلرزه...😂😕😂😂😂😂
صبح همگی بخیر مخصوصا اونایی که ورزش میکنن 😍بووووس به همتون دوستتون دارم 🫶❤️💋
دلم واسه چهار پنج سال پیش خودم خیلی تنگ شده🥹صبح که از خواب بیدار میشدم۵ تا صبح بخیر عشقم داشتم 😁🚶♂
یه صبح دیگه هم شروع شد و ما با بوس و بغل بیدار نشدیم...🤦♂هی بدبختی هیبدبختی😂😂- صبح بخیر😍
تو قشنگیمثل رگه های افتاب لای ابرای پنبه ایمثل نشستن اولین برف زمستون پشت پنجرهمثل بوی شکلات داغ بعد از حموم مثل غلت خوردن لای یه بغل قاصدکمثل ستاره هایی که وقتی میخندی تو چشمات میبارنمثل تموم حرفایی که توی سرم برات نگه داشتممثل تجربه ی حس هایی که تا به حال نداشتممثل ارزو کردنت با احتمال زیادِ براورده شدنت.
تو آدم مني آدمی که نمیتونم بدون اون زندگی کنم،آدمی که نمیتونم از دستش عصبانی بمونم،و آدمی که تو همهچی هوامو داره و خیالم از داشتنش راحته.اینکه «آدم» یه نفر باشي مثل این میمونه که بهش تعهد داشته باشی ♥️👫🏻🫧
رها کردن کسیکه دوستش داری❤️آخرین فصل درد و رنجه؛به قول انوری که میگه:جانان من سفر کردبا او برفت جانم...!
🦋 ساعت به وقت عاشقی 🦋💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝در ساعت صفر عاشقیتمامِ زندگےام را شعر مےڪنمو روےِ پیشانےِتبدارت مےگذارم تا یڪ درجہ از وجودت تمامِ یخبندانهاےِ وجودم را آب ڪند.💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝🦋 ساعت عاشقی مبارکمون عزیزم 🦋💙💙00:00💙💙
💢فکت:بیاحترامی دیدی؟ فاصله بگیر.بیمحبتی دیدی؟ فاصله بگیر.نادیده گرفتنت؟ فاصله بگیر.نخواستنت؟ فاصله بگیر.بازیت دادن؟ فاصله بگیر.اگه فاصله نگرفتی بهاش، شخصیتته.
❤️🔥❤️🔥::❤️🔥❤️🔥قرارمانهر شب زیر سقف آسماندرون آلاچیق دنج آغوشتآنجا که ماه مستقیم مے تابدو هیچ بهانه اے نمے توانددوست داشتنت رامهرت رااز من دریغ دارددوست دارم باران مهرتیڪ ریز بباردو من تا ابد خیس دوست داشتنت شوم❤️ ساعت عشق مبارک ❤️❤️🔥❤️🔥::❤️🔥❤️🔥
اسطــوره_ قسمت_444پشت سرم آمد. به اتاق بردمش. از کمد یک دست گرمکن در آوردم و گفتم:- حموم اونجاست. اینم حوله تمیز. برو دوش بگیر تا یخت آب شه. نگاهش گنگ بود. دستش را گرفتم و کشیدم و به حمام بردم. - ببین، در رو قفل می کنی، لباسات رو همین جا عوض می کنی، هیچ کس هم مزاحمت نمی شه. خب؟ دستش را روي پلک متورمش کشید و گفت: - مرسی. - واست چند تا سنجاق و گیره و این جور چیزا می ذارم روي تخت که یه جوري این شلواره رو اندازت کنی. کاري هم داشتی زنگ رو بزن. خب؟ کتم را از روي دوشش برداشت و به دستم داد و گفت: - خب. دلم نمی خواست تنهایش بگذارم. حتی به اندازه یک دوش گرفتن، اما چاره اي نبود. بیرون رفتم. یخچال که خالی بود، اما شیر خشک محبوبم را توي یکی از کمدها یافتم. آب که جوش آمد یک قاشق از پودرش را خودم خوردم و چند قاشق به لیوان اضافه کردم و هم زدم و با قندان بیرون بردم و منتظر نشستم. انتظارم زیاد طول نکشید. با حوله اي دور سرش و گرمکنی که آستین ها و پاچه هایش را بالا زده بود بیرون آمد. با دست روي کاناپه زدم و گفتم: - بیا بشین. آمد و نشست. پتویی که آماده کرده بودم روي شانه هایش انداختم و گفتم: - بهتري؟ حوله را توي پیشانی اش کشید و گفت: - ممنون. لیوان شیر را به دستش دادم و با دست خودم قندي را توي دهانش گذاشتم. - بخور. واست خوبه. انگشتانش را دور لیوان حلقه کرد و گفت: - چرا لباساتون رو عوض نکردین؟ سرما می خورین. تحت هیچ شرایطی از مهربانی اش کم نمی شد. - عوض می کنم. بذار خیالم از تو راحت بشه. لبی به لیوان زد و گفت: - من خوبم. برین لباستون رو عوض کنین، خیس خیسه. وقتی برگشتم دیدم که پاهایش را روي مبل جمع کرده و شیر را هم نصفه کنارش گذاشته. - چرا نخوردي؟
اسطــوره_ قسمت_443- شاداب؟ من تو رو به هیچ کاري مجبور نمی کنم. الانم می خوام ببرمت جایی که گرم شی. باشه؟ زیر لب گفت: - باشه.- همین جا بمون تا برگردم. باشه؟ زانویش را بغل کرد و گفت: - باشه. حتی زمان فرارمان از کردستان هم این طور سرعت عمل به خرج نداده بودم. از داخل آپارتمان سوییچ ماشین دیاکو را برداشتم و با چشم دنبالش گشتم. کنار ستون ایستاده بود و با دوستانش حرف می زد. صدایش زدم. پیش آمد و گفت: - این چه سر و وضعیه؟ زیر بارون بودي؟ وقت توضیح دادن نداشتم، اما چگونه باید رفتنم را توجیه می کردم؟ - ببین. می دونم ناراحت میشی، اما یه کاري واسه من پیش اومده که باید برم. اخم هایش در هم رفت. - یعنی چی؟ چه کاري؟ مگه میشه تو همچین شبی منو تنها بذاري؟ نه. نمی شد، اما دیاکو دایی را داشت. زنش را داشت. دوستانش را داشت، ولی شاداب هیچ کس را نداشت. زبانم براي توجیه کردن نمی چرخید. دایی ناجی ام شد. صدایش را از پشت سر شنیدم. - دانیار تو که هنوز اینجایی. بجنب پسر. معطل نکن. دیاکو بلند و عصبی گفت: - یعنی چی؟ کجا بره؟ چی شده؟ دایی محکم و مقتدر گفت: - تو برو دانیار. من واسه دیاکو توضیح میدم. طی مدت عمرم هرگز دلم نخواسته بود دست کسی را ببوسم، اما قطعا یک روز بر دستان دایی ام بوسه می زدم. پیش شاداب برگشتم. از جایش حتی یک سانت هم تکان نخورده بود. کمکش کردم سوار ماشین شود. بخاري را روشن کردم و روي آخرین درجه گذاشتمش. انگشتانش، بینی اش، صورتش، همه از شدت سرما قرمز شده بودند. - دستات رو بذار رو دریچه بخاري تا گرم شی. مشتش هنوز بسته بود. آهسته گفت: - پاهام یخ زده. خدایی بود که دندان هایم از شدت فشاري که به آن ها وارد می کردم خرد نمی شدند. - الان می رسیم. یه کم تحمل کنی از شر این لباسا خلاص میشی. حتی نپرسید کجا می رویم. خانه من از بیرون هم سردتر بود. پکیج را روشن کردم و گفتم: - بیا اینجا. پشت سرم آمد. به اتاق بردمش. از کمد یک دست گرمکن در آوردم و گفتم:
اسطــوره_ قسمت_441 - شما ازش خبر دارین؟ سرش را بالا و پایین کرد و با خونسردي به چشمانم زل زد. - پس چرا هیچی نمی گین؟ گوشه لبش را گاز گرفت. - چون ترجیح میدم اون دختر زیر بارون سرما بخوره تا این که توسط تو قبض روح بشه. شاداب زیر باران بود؟ دوباره خم شدم…اسطــوره_ قسمت_442- اومدم. دیدم. همونی که خواستین شد، ولی بسه. تو رو خدا منو داخل نبرین. نمی تونم. می میرم.من چه کرده بودم؟ من با روح این دختر چه کرده بودم؟ مشتش را جلو آورد. انگشتان یخ زده اش را پیش چشمم باز کرد. عکس خیسیده دیاکو را کف دستش دیدم. - اینم عکسش. دیگه درست نیست پیش من باشه. بدین به زنش. دستم را روي دستش گذاشتم و مشتش را بستم. مثل بچه بغض کرده. گوشه هاي لبش پایین آمد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم. زانوانم را روي زمین گذاشتم و جسم نحیف و سرما دیده اش را در آغوش کشیدم. مقاومت نکرد. فقط بغضش ترکید. کتم را چنگ زد و مانند جوجه ي ترسیده اي که مادرش را پیدا کرده باشد، با صداي خفه اي زار زد: - آقا دانیار! آن قدر میان بازوانم نگهش داشتم تا هق هقش آرام گرفت و از لرزش بدنش کاسته شد. سرش را از سینه ام دور کردم و به چشمان سرخ و تبدارش خیره شدم و گفتم: - پاشو بریم. انقباض عضلاتش را حس کردم. عقب رفت. - کجا؟ می خواین منو ببرین تو اون خونه؟ با کف دست اشک هایش را پاك کردم و گفتم: - نه. اونجا نمی برمت. اتفاقا می خوام از اینجا دورت کنم. شل شد. - راست میگین؟ کتم را درآوردم و دورش پیچیدم و گفتم: - آره. پاشو با هم بریم داخل پارکینگ. ماشین اونجاست. سرش را به شدت تکان داد. - نه اونجا نمیام. اصرار نکردم. - باشه. پس همین جا بمون تا برگردم. به دیوار تکیه داد. به من اعتماد داشت؟ - شاداب؟ نگاهم نکرد. بازویش را گرفتم. - شاداب؟ من تو رو به هیچ کاري مجبور نمی کنم. الانم می خوام ببرمت جایی که گرم شی. باشه؟ زیر لب گفت: - باشه.
یه جوری عاشقت میشمصداش دنیا رو برداره❤️🌹
بعضی آدمها را وقتی از دست میدهی میفهمی.تا وقتی هستند،طبیعی بهنظر میرسند؛مثل هوا،مثل نور،مثل چیزی که فکر میکنی همیشه هست.بعد، نبودنشاننه فقط جای آنها،که شکلِ اتاق را عوض میکند.فقدان، عجیبترین معلمِ جهان است.خیلی چیزها را فقط وقتی میفهمندکه دیگر برای جبران،دیر شده ...✨🍃🍀✨🍃🍀✨🍃🍀✨
تقدیم کنید به عشقتون ❤️به جانتون به نفستون❤️
تو زندگی هممون یه زخم هایی هستکه اومدن از ما یه ادم بهتری بسازناین زخم ها مثل مررز هستن ..مرز بین کسی که بودی،و کسی که خواهی شد ...!این مرز رو حفظ کنفراموشش نکن ..!راستش ما ادما تا زخم نخوریممواظب انتخاب های زندگی نیستیم ..بعضی آدما قراره بیان فقطمارو زخمی کنن و برن ...مهم نیست !این درد رو بپذیر ..این خاطرات تلخ باید درس عبرت بشهکه دیگه درست انتخاب کنیهر انتخاب تو تا آخر عمر با توئهچه خودش چه خاطره اش !پس خیلی دقت کن ...اما اگه از یک انتخاب زخمی شدیمنباید زمین گیر بشیمباید درس عبرت بگیریمبرای انتخاب های بعد ...
وابسته شدن ڪه دست خود آدم نیست؛ یهو به خودت میاے میبینے تا گردن تو فڪر و خیال طرف غرق شدی....😔💔
.یہ بزرگے مے گفت:آدم ممڪنہ شادیشو بہ خیلیا بگہ، ولے غم نه!غم آدم محرم میخواد.تا امروز یہ جملہ انقدر بہ دلم ننشستہ بود.
باید از دستِ بعضی آدم ها رفتنباید با بی توجهی و بی تفاوتی ها ساختنباید ماند و سوخت و عذاب کشید .آدم هایی که ارزشت را نمی فهمند ؛حقشان است تو را از دست بدهند !شخصیتِ خودت را با آدم هایِ اشتباهی تحقیر نکن .بعضی ماندن ها ؛خیانت به حقوق و جایگاهِ انسانیِ توست .برای خودباوری ات بیش از این ها ارزش قائل باش !هوایِ رابطه ها که بد شد ؛معطل نکن ،چشمانت را ببند و با قطارِ حادثه ها دور شو ...این رسمِ آدم هاست ؛تا از دستشان نروی ، ارزشت را نمی فهمند !گاهی باید نباشی ،تا مزه ی تلخِ نداشتنت را هم بچشند .ظرفیتِ آدم ها کم است ،" زیاد که باشی ؛ زیادی می شوی "
"همیشه" واسه "گلی" خاک "گلدون" باش...!! که "اگه" به "آسمون"هم رسید "یادش" باشه "ریشش" کجاست...!
عرضه ى دوست داشتنِ اگر نداريدتوانِ نگه داشتن اگر نداريدخراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شماميخواهند واقعاً عاشقى كنندشما مى آييدوعده اى ميدهيدسرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجاآدمِ بعد از شما امابايد جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيستعرضه ى دوست داشتن اگر نداريد،خراب نكنيد همين اندك ريتمِ شيرينِ عاشقى را كه جريان دارد...
مینویسم برایت دوستت دارم..!تو بخوان دلیل تپش قلبم؛مینویسم برایت دوستت دارم..!♾تو بخوان آرامش قلب آشوب من؛مینویسم برایت دوستت دارم..!تو بخوان بی تو این قصه پایان ندارد ♥️.دلبرجان
«طُ♡»دلیللرزیدنِدستمازاسترستپیدنِقلبَمازهیجاٰنــــی! وَمنعِلتایناِسترسوَهیجاٰنرومُداٰمدوستدارم..♥✨
ضربان قْلبم دورت بگردم 🤍•
🎧 آهـنـگ لـر بـختیاری نـوزین سوار........👌
نیازی به آدم جدید ندارم،همینا که دورمن هر روز یه آدم جدید میشن.😔💔
در گلایه کردن میلی به آشتی هست،اما وقتی دیگه نمیجنگیم،به معنی قوی بودن نیست؛یعنی یه چیزی به پایان رسیده.😔
من دیگر میلی به بازگشتِ تو ندارم ؛اما حاضرمه هرچیزی را بدهم تا ساعت ها کنارت بنشینم و به تو بگویم با قلب و زندگی ام چه کردی.💔💔😔😔
وقتی دلم برات تنگ میشه ولی نمیتونم بهت پیام بدم،آهنگ هایی گوش میدم که منو یاد تو میندازه.😔😔😔
چیزی که نمی کشدت،هر از گاهی بهت پیام میدهد تا مطمئن شود بهش وابسته ای.
آدما تغییر میکنن ؛مثلا من ۳ سال پیش همه رو دور خودم جمع میکردم الان جمع بیشتر از ۳ نفر باشه میپیچونم،اونجا نمیرم.
تو بازار وقتی یکی دبه میکنه،بحث نمیکنن فقط دیگه باهاش کار نمیکنن،زندگی هم همینه،فقط باید مسیرتو جدا کنی.
هیچ کسی قشنگ تر از من دوستت نداره من ناراحتت کنم،عصبیت میکنم،دلخورت میکنم،ولی یه تار موهاتو به دنیا نمیدم.
وانمود میکنم که از همه چی رد شدم،ولی ردش روی روح و روانم مونده.