امروز؛یکی از غم انگیزترین روزهای زندگیم است. دختری نوجوان در همسایگیمان جان خودش را گرفت.قبل از آن…
انتشار: 2026/07/11 19:51 UTCدریافت: 2026/08/15 02:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:26 UTC
امروز؛یکی از غم انگیزترین روزهای زندگیم است. دختری نوجوان در همسایگیمان جان خودش را گرفت.قبل از آن بسیار گریه کرده بودم برای مشکلی که پیش آمده و عاجزم کرده بود. اما مرگ دخترک زیبای همسایه با آخرین لبخندی که از او به یاد دارم همه چیز را از یادم برد.هنوز صدای فریاد مادرش میآید. دخترش را صدا می زند که میتوانست امشب کنارش باشد. شام را با هم بخورند. بههم شب بخیر بگویند و مادر قربان صدقهاش برود...دردش خیلی زیاد است. فکر کردن به آدمی که تا چند لحظهی پیش بود و حالا دیگر نیست. انگار که سالها نبوده.شاید چنین مواقعی باید برای دل آن مادر دعا کرد. شاید هم باید غصه جوانی آن دختر را خورد و شاید هم باید کمی بیشتر حواسمان بههم باشد...#ثریا_قنبری_عدیوی @ketabegoosh



