ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش بیستم)ازاینرو، این آیه تنها تکرار آیهٔ پیشین نیست، بلکه دعو…
انتشار: 2026/07/26 12:41 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش بیستم)ازاینرو، این آیه تنها تکرار آیهٔ پیشین نیست، بلکه دعوتی دوباره برای عبور از فهم نخستین و ورود به افقی ژرفتر است. تکرار پرسش، نشانهٔ تکرار معنا نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ ناتوانی زبان در احاطه بر حقیقتی است که از مرزهای تجربهٔ عادی انسان فراتر میرود. هر بار که ذهن میپندارد به حقیقت آن نزدیک شده است، قرآن بار دیگر همان پرسش را پیش روی او میگذارد تا روشن سازد که این حقیقت، از آنچه تاکنون تصور کرده، عظیمتر است.در ادبیات، گاه تکرار برای ایجاد آهنگ کلام است؛ اما در قرآن، تکرار غالباً حرکتی رو به جلو است. هر بازگشت، مخاطب را به لایهای ژرفتر از معنا وارد میکند. این شیوه را میتوان در سورهٔ رحمن، سورهٔ مرسلات و بسیاری از سورههای دیگر نیز مشاهده کرد؛ تکراری که هر بار، معنای تازهای میآفریند و افق جدیدی را میگشاید.نکتهٔ دیگر آن است که سوره تاکنون هیچ توصیف مستقیمی از «روز دین» ارائه نکرده است. از آغاز سوره، تنها آثار و نشانههای آن روز را دیدهایم: شکافته شدن آسمان، پراکنده شدن ستارگان، شکافته شدن دریاها، زیرورو شدن قبرها، آشکار شدن همهٔ آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ، حضور حافظان اعمال، ثبت دقیق رفتار انسان، نعیم ابرار و جحیم فجّار. اما هنوز خودِ حقیقت «یومالدین» بیان نشده است.این نیز از لطایف ساختار سوره است. قرآن، پیش از آنکه حقیقت را تعریف کند، آثار آن را به انسان نشان میدهد؛ زیرا بسیاری از حقیقتها، بیش از آنکه با تعریف شناخته شوند، با آثارشان شناخته میشوند. همانگونه که انسان، پیش از آنکه ماهیت خورشید را بشناسد، نور و گرمای آن را تجربه میکند، قرآن نیز پیش از بیان حقیقت «یومالدین»، جلوهها و آثار آن را پیش چشم مخاطب قرار میدهد.این شیوه، با ساختار معرفتی قرآن کاملاً هماهنگ است. قرآن، انسان را از اثر به مؤثر، از نشانه به حقیقت، و از ظاهر به باطن هدایت میکند. اکنون نیز پس از آنکه آثار روز جزا را یکبهیک برشمرد، ذهن مخاطب را آماده میکند تا حقیقت نهایی آن روز را دریابد.از همین رو، پاسخ این دو پرسش نیز به صورت یک تعریف فلسفی یا توصیفی ارائه نمیشود، بلکه تنها در یک جملهٔ کوتاه و کوبنده خلاصه میگردد؛ جملهای که شاید جامعترین تعریف «یومالدین» در سراسر قرآن باشد:«يَوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا، وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ.»بدینسان، سوره پس از دو بار آمادهسازی ذهن مخاطب، پرده از حقیقتی برمیدارد که همهٔ آیات پیشین برای فهم آن زمینهسازی کردهاند. آیهٔ نوزدهم، نه صرفاً پایان این سوره، بلکه نقطهٔ اوج همهٔ نظام معنایی آن است؛ آیهای که نشان میدهد چرا جهان فرو میریزد، چرا آثار اعمال آشکار میشوند، چرا هیچ رفتاری از قلم نمیافتد و چرا ابرار و فجّار به دو سرنوشت متفاوت میرسند. پاسخ همهٔ این پرسشها در یک حقیقت نهفته است: در آن روز، هیچ قدرت مستقلی در برابر خداوند وجود نخواهد داشت و فرمان، یکسره از آنِ اوست.آیهٔ نوزدهم«يَوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۹)ترجمه:«روزی که هیچکس برای هیچکس، مالک هیچ چیز نخواهد بود و در آن روز، فرمان یکسره از آنِ خداست.»شرحاین آیه، نه تنها پایان سورهٔ انفطار، بلکه چکیده و عصارهٔ همهٔ معارف آن است. سوره با شکافته شدن آسمان آغاز شد؛ سپس از فروپاشی نظام ظاهری جهان، آشکار شدن آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ، ربوبیت الهی در آفرینش انسان، غرور و غفلت او، ثبت دقیق اعمال، سرنوشت ابرار و فجّار و حقیقت «یومالدین» سخن گفت. اکنون همهٔ این جریانها در یک جمله به مقصد میرسند: «وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ.»نخستین نکتهٔ شایستهٔ تأمل، تعبیر «لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئًا» است.قرآن نفرمود: «لَا یَنْفَعُ أَحَدٌ أَحَدًا»؛ یعنی «هیچکس به دیگری سودی نمیرساند»، یا «لَا یَشْفَعُ أَحَدٌ لِأَحَدٍ»؛ یعنی «هیچکس برای دیگری شفاعت نمیکند»؛ بلکه از بنیادیترین حقیقت سخن میگوید و میفرماید: «هیچ نفسی برای هیچ نفسِ دیگری، مالک هیچ چیز نیست.»انتخاب فعل «یَمْلِکُ» بسیار دقیق است. «مِلک» در زبان عربی، تنها به معنای در اختیار داشتن نیست، بلکه بر اختیار، سلطه و استقلال در تصرف نیز دلالت دارد. بنابراین، آیه اصلِ تأثیر و پیوند میان موجودات را نفی نمیکند؛ بلکه هرگونه مالکیت و تأثیر مستقل را از غیر خداوند سلب میکند.همچنین واژهٔ «شَیْئًا» به صورت نکره آمده است تا هیچ استثنایی باقی نگذارد؛ نه قدرت، نه ثروت، نه مقام، نه خویشاوندی، نه نفوذ اجتماعی، نه دانش و نه هیچ سرمایهای که انسان در دنیا مایهٔ اتکای خود میپنداشت.ادامه👇SobheEslam

