ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش نوزدهم)بلکه از ساختاری ویژه بهره برد و فرمود: «وَمَا أَدْرَا…
انتشار: 2026/07/26 12:34 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش نوزدهم)بلکه از ساختاری ویژه بهره برد و فرمود: «وَمَا أَدْرَاکَ»؛ یعنی: «چه چیز میتواند تو را به حقیقت این امر آگاه سازد؟»این تعبیر، از شیوههای برجستهٔ بلاغی قرآن است و هرگاه به کار رفته، مخاطب را متوجه حقیقتی ساخته است که فراتر از تجربهها و سنجشهای متعارف انسان قرار دارد؛ چنانکه میفرماید: «وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْحَاقَّةُ.»، «وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَةُ.»، «وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ.»، در همهٔ این موارد، مقصود آن نیست که مخاطب هیچ اطلاعی از این امور ندارد؛ بلکه قرآن میخواهد بگوید حقیقت این پدیدهها بسی فراتر از آن چیزی است که ذهن انسان با تجربههای این جهان بتواند به ژرفای آن راه یابد. ازاینرو، «وَمَا أَدْرَاکَ» بیش از آنکه پرسشی برای کسب پاسخ باشد، اعلام عظمت و ژرفای حقیقتی است که فهم عادی انسان به تنهایی توان احاطه بر آن را ندارد. سپس خودِ قرآن، به اندازهای که حکمت الهی اقتضا میکند، پرده از آن حقیقت برمیدارد.نکتهٔ دیگر آن است که آیه نمیپرسد: «كَيْفَ يَوْمُ الدِّينِ؟»؛ یعنی: «روز جزا چگونه است؟» بلکه میپرسد: «مَا يَوْمُ الدِّينِ؟»؛ یعنی: «روز جزا چیست؟»تفاوت این دو تعبیر، بسیار ژرف است. پرسش از «چگونه بودن»، ناظر به اوصاف، کیفیتها و ویژگیهای یک پدیده است؛ اما پرسش از «چیستی»، در پی کشف حقیقت، هویت و ماهیت آن است. اگر قرآن میفرمود: «روز جزا چگونه است؟»، ذهن مخاطب به سوی صحنهها، رخدادها و ویژگیهای قیامت میرفت؛ اما هنگامی که میپرسد: «روز جزا چیست؟»، نگاه انسان را از ظاهر حوادث به حقیقتی معطوف میکند که همهٔ آن رخدادها از آن سرچشمه میگیرند.به تعبیر دیگر، قرآن در اینجا نمیخواهد صرفاً تصویری هولانگیز یا شگفت از قیامت ارائه دهد؛ بلکه میخواهد مخاطب دریابد که «یوم الدین» تنها نام یک حادثه در آینده نیست، بلکه ظهور کامل حقیقت نظام ربوبیت، عدالت و جزای الهی است؛ روزی که همهٔ پردهها کنار میرود، باطن اشیا آشکار میشود و هر انسان با حقیقت اعمال خویش روبهرو میگردد.از همین رو، انتخاب تعبیر «یَوْمُ الدِّينِ» نیز کاملاً حسابشده است. قرآن نمیگوید: «یوم القیامة»، بلکه از «روز دین» سخن میگوید؛ زیرا محور اصلی این سوره، صرفِ برپا شدن قیامت نیست، بلکه آشکار شدن نسبت حقیقی میان عمل و جزا است. از آغاز سوره تاکنون، همهٔ آیات در حقیقت شرح همین معنا بودهاند:نظام کنونی جهان فرو میریزد تا حقیقت پنهان آشکار شود.همهٔ آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ ظاهر میشوند.انسان به ربوبیتی که او را آفریده و متعادل ساخته است، متوجه میشود.هیچ عملی از قلم نمیافتد و همهٔ افعال او ثبت میشوند.ابرار در نعیم و فجّار در جحیم قرار میگیرند؛ زیرا هر کس به حقیقت اعمال خویش میرسد.اکنون سوره همهٔ این معانی را در یک عنوان خلاصه میکند: این است «یوم الدین».از این منظر، روز دین، تنها روز صدور حکم نیست؛ بلکه روز ظهور کامل حقیقت عالم است؛ روزی که نسبت واقعی میان انسان، عمل و سرنوشت، بدون هیچ حجاب و پردهای آشکار میشود.شاید بتوان گفت این آیه، مخاطب را از دانستنِ قیامت به دریافتنِ قیامت فرامیخواند. ممکن است انسان دربارهٔ قیامت بسیار بداند، آیات آن را بخواند و حتی به آن ایمان داشته باشد؛ اما هنوز حقیقت آن روز در افق آگاهی و جهانِ زیستهٔ او حضور نیافته باشد. قرآن با این پرسش، میخواهد انسان را از سطح اطلاعات به ژرفای ادراک وجودی منتقل کند؛ زیرا تا حقیقت «یوم الدین» در جان انسان حضور نیابد، تأثیر آن نیز در شیوهٔ زیستن او آشکار نخواهد شد.اما شگفت آنکه قرآن هنوز پاسخ این پرسش را بیان نمیکند؛ بلکه در آیهٔ بعد، همان پرسش را بار دیگر تکرار میکند: «ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا يَوْمُ الدِّينِ.»، همین تکرار نشان میدهد که عظمت این حقیقت، با یک بار پرسش نیز قابل بیان نیست؛ و این، مقدمهای است برای آخرین و جامعترین توصیف سوره از حقیقت «یوم الدین» که در آیات پایانی آشکار خواهد شد.آیهٔ هجدهمثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا يَوْمُ الدِّينِ(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۸)ترجمه:«باز، تو چه میدانی که روز جزا چیست؟»شرحنخستین نکتهٔ شایستهٔ تأمل، تکرار شگفتانگیز همان پرسش پیشین است: «ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا يَوْمُ الدِّينِ.»در نگاه نخست، ممکن است این تکرار، صرفاً برای تأکید به نظر برسد؛ اما تأمل در شیوهٔ بیان قرآن نشان میدهد که این تکرار، حامل معنایی ژرفتر است.در همین راستا، واژهٔ «ثُمَّ» نیز بسیار معنادار است. «ثُمَّ» تنها یک حرف عطف نیست، بلکه در بسیاری از کاربردهای قرآنی، بر فاصله، ارتقای معنا و انتقال به مرحلهای برتر دلالت میکند. اگر «و» تنها دو جمله را به هم پیوند میدهد، «ثُمَّ» مخاطب را از یک مرتبه به مرتبهای دیگر منتقل میکند.ادامه👇SobheEslam

