ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هجدهم)اکنون قرآن، با جملهای کوتاه اما بسیار کوبنده، یکی از…
انتشار: 2026/07/26 12:33 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هجدهم)اکنون قرآن، با جملهای کوتاه اما بسیار کوبنده، یکی از مهمترین ویژگیهای آن سرنوشت را بیان میکند: «وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ.»نخستین نکتهٔ شایستهٔ تأمل، انتخاب تعبیر «عَنْهَا بِغَائِبِينَ» است. قرآن نفرمود: «وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا»؛ یعنی «از آن خارج نمیشوند»، بلکه فرمود: «از آن غایب نیستند.»این تفاوت، بسیار معنادار است. «خروج» تنها نفیِ ترک یک مکان است؛ اما «غیبت»، مفهوم گستردهتری دارد. غایب نبودن، یعنی هیچ لحظهای از قلمرو حضور آن حقیقت بیرون قرار نگرفتن. گویی قرآن نمیخواهد تنها از ماندن در جهنم سخن بگوید، بلکه میخواهد بگوید: هیچ لحظهای نیست که آثار آن حقیقت از آنان برداشته شود یا از مواجهه با آن فاصله بگیرند.این تعبیر، کاملاً با معنای «یَصْلَوْنَهَا» در آیهٔ پیش هماهنگ است. آنجا سخن از ملازمت با آتش بود و اینجا سخن از غایب نبودن از آن است. این دو تعبیر در کنار یکدیگر، تصویری واحد میسازند: انسان با حقیقتی روبهروست که از آن جداشدنی نیست؛ زیرا آن حقیقت، با متن وجود او گره خورده است.اگر آنچه در آیات پیش دربارهٔ تجسم اعمال گفته شد درست باشد، پیوند این آیه با آن مباحث نیز روشنتر میشود. کسی که در دنیا، سالها با صفاتی چون ظلم، کینه، تکبر، دنیاپرستی و ستم زندگی کرده است، در قیامت با حقیقتی بیگانه روبهرو نمیشود تا گاه از آن فاصله بگیرد و گاه به آن بازگردد؛ بلکه همان حقیقت، به محیط وجودی او تبدیل میشود. ازاینرو، تعبیر «وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ» تنها خبر از دوام عذاب نمیدهد، بلکه از دوامِ حضور انسان در حقیقت اعمال خویش حکایت میکند.در اینجا نیز، مانند بسیاری از آیات قرآن، دقت در انتخاب واژهها راهگشاست. قرآن نفرمود: «وَمَا هِیَ عَنْهُمْ بِغَائِبَةٍ»؛ یعنی «جحیم از آنان غایب نیست»، بلکه فرمود: «وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ»؛ «آنان از آن غایب نیستند.» بدینسان، کانون توجه آیه، خودِ انسان است. مسئله این نیست که جحیم همیشه حاضر است؛ مسئله آن است که انسان، دیگر توان فاصله گرفتن از حقیقتی را که خود ساخته است، ندارد.این تعبیر، از زاویهای دیگر، ادامهٔ همان اندیشهای است که سوره از آغاز در حال تبیین آن بود. در آیات نخست، دیدیم که با فروپاشی آسمان، پراکندگی ستارگان، شکافته شدن دریاها و برانگیخته شدن قبرها، همهٔ پردهها کنار میرود و حقیقتها آشکار میشوند. سپس سوره نشان داد که همهٔ آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ نیز آشکار خواهند شد. اکنون، در این مرحله، نتیجهٔ نهایی آن آشکارشدن بیان میشود: هنگامی که همهٔ حجابها فرو ریخت، دیگر غیبتی در کار نخواهد بود؛ نه حقیقت اعمال از انسان پنهان میماند و نه انسان میتواند از حقیقت اعمال خویش فاصله بگیرد.بدینترتیب، آیات چهاردهم تا شانزدهم، تصویری کامل از سرنوشت فجار ارائه میکنند:▫️«وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ»؛ آنان در حقیقتی سوزان و فراگیر قرار دارند.▫️«یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ»؛ در روز جزا، آن حقیقت را با همهٔ وجود خویش درمییابند و با آن ملازم میشوند.▫️«وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ»؛ و از آن پس، از آن حقیقت جدا نخواهند شد.بدینسان، سوره بار دیگر نشان میدهد که میان عمل، شخصیت و سرنوشت، رابطهای قراردادی برقرار نیست، بلکه پیوندی تکوینی و ناگسستنی وجود دارد. سرانجام انسان، چیزی بیرون از زندگی او نیست؛ بلکه ادامه و ظهور همان مسیری است که خود، با اندیشه، انتخاب و عمل خویش در دنیا پیموده است.آیهٔ هفدهم«وَمَا أَدْرَاکَ مَا يَوْمُ الدِّينِ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۷)ترجمه:«و تو چه میدانی که روز جزا چیست؟»شرحپس از آنکه سوره، فروپاشی نظام کنونی جهان، آشکار شدن آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ، ربوبیت الهی در آفرینش انسان، ثبت دقیق همهٔ اعمال، سرنوشت ابرار و فجّار و ملازمت همیشگی فجّار با حقیقت اعمال خویش را به تصویر کشید، ناگهان آهنگ کلام دگرگون میشود و این پرسش تکاندهنده را پیش روی مخاطب قرار میدهد: «وَمَا أَدْرَاکَ مَا يَوْمُ الدِّينِ.»در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که سوره بار دیگر به همان موضوعی بازگشته است که پیشتر دربارهٔ آن سخن گفته بود؛ اما با اندکی تأمل روشن میشود که این آیه تکرار نیست، بلکه اوجگیری معنا است.سوره در آغاز، نشانههای «روز دین» را یکبهیک نشان داد؛ اکنون پس از آنکه مخاطب را از میان همهٔ آن صحنهها عبور داده است، از خودِ حقیقت آن روز سخن میگوید؛ حقیقتی که همهٔ آن نشانهها تنها جلوههایی از آن بودند.نخستین نکتهٔ شایستهٔ تأمل، تعبیر «وَمَا أَدْرَاکَ» است. قرآن نفرمود: «هَلْ تَدْرِی؟»؛ یعنی: «آیا میدانی؟» و نیز نفرمود: «أَتَدْرِی؟»؛ یعنی: «آیا تو میدانی؟»ادامه👇SobheEslam

