ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هفدهم)بنابراین، هنگامی که قرآن میفرماید: «یَصْلَوْنَهَا»، م…
انتشار: 2026/07/26 11:24 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هفدهم)بنابراین، هنگامی که قرآن میفرماید: «یَصْلَوْنَهَا»، مقصود تنها ورود به جحیم نیست، بلکه ملازمت با حقیقتی است که سراسر وجود انسان را فرا میگیرد.این معنا با مجموعهای از آیات دیگر قرآن نیز هماهنگ است. قرآن در موارد متعددی برخی گناهان را با تعابیری توصیف میکند که نشان میدهد حقیقت آنها از همان لحظه ارتکاب، پیوندی تکوینی با آتش دارد؛ هرچند این حقیقت در جهان مادی از دید انسان پنهان است. از همین رو، درباره کسانی که اموال یتیمان را به ستم میخورند، نمیفرماید در آینده آتش خواهند خورد، بلکه میفرماید: «إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا» (نساء، ۱۰)؛ یعنی: «آنان جز آتش در شکمهای خود فرو نمیبرند.» بر این اساس، آتش قیامت حقیقتی نیست که جدا از زندگی دنیا پدید آید، بلکه باطن همان رفتارهایی است که انسان در دنیا آزادانه برگزیده و با آنها زیسته است. حجابهای دنیا این حقیقت را از چشم او میپوشانند، اما با کنار رفتن این حجابها، آنچه پنهان بوده، آشکار میشود.از همین منظر، یکی از عمیقترین آموزههای حکمت قرآنی، مسئله تجسم اعمال یا اتحاد عمل و جزاست. بر پایه این نگرش، میان عمل و جزای آن رابطهای قراردادی برقرار نیست، بلکه پیوندی وجودی و تکوینی حاکم است. انسان در قیامت با چیزی ناآشنا و بیگانه روبهرو نمیشود، بلکه با باطن و حقیقت آشکارشده همان اعمال، صفات و گرایشهایی مواجه میشود که خود، سالها در شکلگیری آنها نقش داشته است.نکتهای لطیف و هماهنگ با این معنا را میتوان در سورهٔ مسد نیز دید. خداوند دربارهٔ ابولهب میفرماید: «سَیَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ» (مسد، ۳)؛ «بهزودی در آتشی قرار خواهد گرفت که ذات آن، لَهَب و زبانهٔ آتش است.» کاربرد دوبارهٔ فعل «یَصْلَىٰ» در کنار تعبیر «نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ»، این پیوند را تداعی میکند که انسانی که عمر خود را با شعلههای کینه و آتشافروزی گذرانده است، در پایان با حقیقتی ملازم میشود که ذات آن همان «لهب» است؛ برداشتی که با نظریهٔ تجسم اعمال کاملاً سازگار است.همین معنا را مولانا، با بیانی شاعرانه و ژرف، چنین تصویر میکند:آنچه کردی اندرین خوابِ جهانگرددت هنگام بیداری عیانای دریده پوستینِ یوسفانگرگ برخیزی از این خوابِ گران(مثنوی معنوی، دفتر چهارم، ابیات ۳۶۵۷ و ۳۶۶۱)مولانا، دنیا را به خوابی تشبیه میکند که در آن، حقیقت اعمال از دید انسان پوشیده است؛ اما مرگ و قیامت، بیداری از این خواب است. در آن هنگام، انسان با چیزی بیرون از خود روبهرو نمیشود، بلکه آنچه در این جهان ساخته و پرورانده است، بیپرده در برابر او آشکار میگردد. اگر در این دنیا، خوی گرگصفتی را در وجود خود پرورش داده باشد، در آن جهان، همان حقیقت را خواهد دید؛ و اگر دل خود را با نور ایمان، عدالت و احسان آباد کرده باشد، همان نور و آرامش را خواهد یافت.بر این اساس، تعبیر «یَصْلَوْنَهَا» معنایی بسیار عمیقتر از «وارد شدن در آتش» پیدا میکند. انسان در روز جزا، با حقیقتی ملازم میشود که خود، سالها آن را ساخته، تغذیه کرده و در وجود خویش پرورانده است. ازاینرو، جحیم، صرفاً مکانی برای مجازات نیست؛ بلکه جلوهٔ آشکار حقیقتی است که در سراسر زندگی انسان، بهتدریج شکل گرفته و اکنون، با کنار رفتن پردههای دنیا، خود را بیپرده نشان میدهد.بدینترتیب، آیهٔ پانزدهم نتیجهٔ طبیعی همهٔ مباحث پیشین سوره است. سوره، از فروپاشی نظام ظاهری جهان آغاز کرد، سپس از آشکار شدن آثار اعمال، ربوبیت الهی در آفرینش انسان، ثبت دقیق رفتارها و سرانجام دو فرجام کاملاً متفاوت سخن گفت.اکنون روشن میشود که این فرجام، امری تحمیلی و بیارتباط با زندگی انسان نیست؛ بلکه ثمرهٔ همان نظام حکیمانهای است که از آغاز سوره تا اینجا، گامبهگام ترسیم شده است. از همین رو، «یَوْمُ الدِّینِ» را میتوان روزِ ظهور ملکوت اعمال دانست؛ روزی که باطنِ پنهانِ زندگی دنیوی، به صورت واقعیتی عینی و بیپرده آشکار میشود. همین حقیقت است که معنای ژرف «یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ» را روشن میسازد.آیهٔ شانزدهم«وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۶)ترجمه:«و آنان هرگز از آن غایب نخواهند بود.»شرحپس از آنکه آیهٔ پیشین فرمود: «یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ»؛ «در روز جزا با آن ملازم میشوند و آن را با همهٔ وجود خود درمییابند»،ادامه👇SobheEslam

