ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش پانزدهم)این معنا با تعریف جامع قرآن از «بِرّ» نیز کاملاً هما…
انتشار: 2026/07/26 11:07 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش پانزدهم)این معنا با تعریف جامع قرآن از «بِرّ» نیز کاملاً هماهنگ است. خداوند میفرماید:«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ … وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ … وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ … وَالصَّابِرِينَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ …» (سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۷۷)، «نیکی آن نیست که روی خود را به سوی مشرق یا مغرب بگردانید؛ بلکه نیکی از آنِ کسی است که به خدا … ایمان آورد، مال خود را با وجود دوست داشتن آن ببخشد، نماز برپا دارد، زکات بدهد … و در سختیها و دشواریها شکیبا باشد.»این آیه نشان میدهد که «بِرّ» یک فضیلت تکبُعدی نیست، بلکه منظومهای هماهنگ از ایمان، اخلاق و عمل است. از همین رو، سورهٔ انفطار نیز از «ابرار» سخن میگوید، نه صرفاً از کسانی که اعمال نیک انجام دادهاند؛ زیرا نعمت جاودان، ثمرهٔ شخصیتی است که سراسر وجودش رنگ نیکی گرفته است.در ادامه، نکتهای دیگر نیز شایستهٔ تأمل است. قرآن نمیفرماید: «لَهُمْ نَعِيمٌ»؛ یعنی «برای آنان نعمتهایی وجود دارد»، بلکه میفرماید: «لَفِی نَعِيمٍ»؛ یعنی «آنان در نعمتاند.»تفاوت این دو تعبیر، بسیار ژرف است. اگر میفرمود: «لهم نعيم»، نعمت امری بیرون از انسان بود که به او عطا میشد؛ اما تعبیر «فِی نَعِيمٍ» نشان میدهد که نعمت، سراسر فضای وجودی آنان را فراگرفته است. آنان تنها برخوردار از نعمت نیستند، بلکه در محیطی سراسر آکنده از نعمت، آرامش، امنیت و قرب الهی زندگی میکنند؛ به بیان دیگر، نعمت، جهانِ زیستهٔ آنان است.همین نکته، یکی از ظریفترین ویژگیهای بیان قرآن دربارهٔ بهشت است. بهشت، تنها مجموعهای از نعمتهای مادی نیست؛ بلکه فضایی وجودی است که سراسر انسان را دربرمیگیرد. آرامش، امنیت، رضایت، قرب الهی، محبت، امید و همهٔ جلوههای رحمت خداوند، محیط زندگی ابرار را تشکیل میدهد. ازاینرو، قرآن از «بودن در نعمت» سخن میگوید، نه صرفاً «داشتن نعمت».این تعبیر، از زاویهای دیگر نیز با ساختار سوره ارتباط پیدا میکند. در آغاز سوره، جهانِ آشنای انسان فرو میریزد؛ آسمان شکافته میشود، ستارگان پراکنده میشوند، دریاها به هم میپیوندند و قبرها زیر و رو میشوند. همهٔ آن محیطی که انسان در آن زندگی میکرد، دگرگون میشود. اکنون قرآن از محیطی تازه سخن میگوید؛ محیطی که ابرار، پس از عبور از آن دگرگونی بزرگ، در آن جای میگیرند: «لَفِی نَعِيمٍ.»گویی سوره میخواهد بگوید: با فروپاشی جهان پیشین، انسان وارد جهانی متناسب با حقیقت وجود خویش میشود. کسی که در دنیا با خیر، عدالت، صدق و ایمان زندگی کرده است، اکنون در جهانی قرار میگیرد که سراسر با همان حقیقت سنخیت دارد. نعمت، پاداشی تحمیلی و بیرونی نیست؛ بلکه تجلی طبیعی شخصیت انسان در جهانی است که پردهها از میان برخاستهاند.آیهٔ چهاردهم«وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِيمٍ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۴)ترجمه:و بیگمان بدکاران در دوزخ خواهند بود.شرحپس از آنکه سوره سرانجام ابرار را بیان کرد، اکنون بیدرنگ از سرنوشت گروه مقابل سخن میگوید. این تقابل، یکی از شیوههای رایج قرآن در تبیین حقیقت است؛ زیرا بسیاری از مفاهیم، هنگامی روشنتر میشوند که در کنار ضدّ خود قرار گیرند. از همین رو، پس از «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِيمٍ»، بیدرنگ میفرماید: «وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِيمٍ.»ساختار دو آیه کاملاً یکسان است. در هر دو، جمله با «إِنَّ» آغاز شده و با لام تأکید در خبر ادامه یافته است. این تقارن نشان میدهد که همان اندازه که نعمت ابرار قطعی است، جحیم فجّار نیز قطعی است. قرآن در اینجا هیچگونه مبالغه یا تهدید احساسی به کار نمیبرد؛ بلکه دو نتیجهٔ متناظر را در برابر دو شیوهٔ متفاوت زندگی قرار میدهد.در اینجا نیز انتخاب واژهها بسیار تأملبرانگیز است. قرآن نمیفرماید: «وَإِنَّ الظَّالِمِينَ» یا «وَإِنَّ الْكَافِرِينَ»، بلکه واژهٔ «الْفُجَّارَ» را برگزیده است.«فُجّار» جمع «فاجر» و از ریشهٔ «فجر» است. اصل این ریشه به معنای شکافتن و گشودن است. از همین ریشه، «فجر» به آغاز سپیدهدم گفته میشود؛ زیرا نور، تاریکی شب را میشکافد.گفتیم از همین معنا، واژهٔ «فجور» پدید آمده است؛ زیرا انسان فاجر، مرزهایی را که خداوند برای زندگی سالم انسان قرار داده است، میشکافد و از آنها عبور میکند. بنابراین، فجور صرفاً انجام یک گناه نیست؛ بلکه نوعی مرزشکنی و خروج از حدود الهی است.نکتهٔ ظریف آن است که قرآن در برابر «ابرار»، «فجّار» را قرار داده است، نه «اشرار». این تقابل بسیار معنادار است. همانگونه که بِرّ تنها به انجام چند کار نیک محدود نمیشود، فجور نیز تنها ارتکاب چند گناه پراکنده نیست. ادامه👇SobheEslam

