ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش یازدهم)در اینجا، نکتهای ظریف نیز شایستهٔ تأمل است. قرآن نمی…
انتشار: 2026/07/26 08:17 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش یازدهم)در اینجا، نکتهای ظریف نیز شایستهٔ تأمل است. قرآن نمیفرماید: «لَا تُؤْمِنُونَ بِالدِّینِ»؛ یعنی به روز جزا ایمان ندارید، بلکه میگوید: «تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ»؛ روز جزا را تکذیب میکنید. تفاوت این دو تعبیر، بسیار عمیق است.نداشتن ایمان، گاه از ناآگاهی، غفلت یا تردید سرچشمه میگیرد؛ اما تکذیب غالباً به معنای رویگردانی از حقیقتی است که نشانههای آن آشکار شده است. انسانی که این همه نشانهٔ ربوبیت را در جهان و در وجود خویش میبیند، اما زندگی خود را چنان سامان میدهد که گویی هیچ حساب و بازخواستی در پیش نیست، در حقیقت با شیوهٔ زیستن خود، روز جزا را تکذیب کرده است؛ هرچند به زبان، آن را انکار نکند.از این منظر، تکذیبِ روز جزا را میتوان از زاویهای دیگر نیز فهمید. آنچه در زندگی انسان هیچ نقشی در تصمیمها، دغدغهها و حساسیتهای او نداشته باشد، هرچند از نظر ذهنی به آن اذعان داشته باشد، در جهانِ زیستهٔ او حضور ندارد. جهانِ زیسته، آن بخش از واقعیت است که انسان آن را در زندگی روزمرهٔ خود تجربه میکند و بر اساس آن میاندیشد، تصمیم میگیرد و عمل میکند. ازاینرو، اگر قیامت هیچ تأثیری در انتخابها، محاسبات و سبک زندگی انسان نداشته باشد، هرچند به زبان به آن اقرار کند، در حقیقت آن را از جهانِ زیستهٔ خود بیرون رانده است.چنانکه در مقالهٔ «ما در کدام جهان زندگی میکنیم؟» نیز گفتهام، بیتفاوتی تنها یک حالت روانشناختی نیست؛ بلکه نوعی مرزبندی هستیشناختی نیز به شمار میآید. انسان با افق توجه و حساسیتهای خود تعیین میکند چه اموری در جهان او حضور داشته باشند و چه اموری از قلمرو آن بیرون بمانند. هرچه این افق گستردهتر باشد، جهان انسان نیز وسیعتر و غنیتر خواهد بود؛ و هرچه دایرهٔ دغدغههای او محدودتر شود، جهان او نیز کوچکتر و فقیرتر میگردد. بنابراین، اگر روز جزا در شمار دغدغههای حقیقی انسان قرار نگیرد و در تصمیمها، برنامهریزیها و محاسبات روزانهٔ او نقشی نداشته باشد، هرچند حقیقتی عینی و بیرونی است، در جهانِ او حضور نخواهد داشت؛ و همین غیبتِ عملی، گونهای از تکذیب آن به شمار میآید.از همین رو، تکذیب در این آیه، بیش از آنکه صرفاً یک گزارهٔ اعتقادی باشد، شیوهای از زیستن است. ممکن است انسان بارها از قیامت سخن بگوید و حتی خود را مؤمن بداند؛ اما اگر تصمیمها و رفتارهای او بر این فرض استوار باشد که هیچ حساب و بازخواستی در کار نیست، کردار او، گفتارش را تکذیب میکند. در منطق قرآن، حقیقتی که در متن زندگی انسان حضور نداشته باشد، هرچند بر زبان جاری شود، هنوز به بخشی از جهانِ او تبدیل نشده است.شاید بتوان گفت این آیه، یکی از روشنترین معیارهای قرآن برای سنجش ایمان حقیقی را به دست میدهد. ایمان، تنها تصدیق ذهنی یک حقیقت نیست؛ بلکه حضوری است که در جهانِ زیستهٔ انسان جای میگیرد و در رفتار، انتخابها و سبک زندگی او تجلی مییابد. هر اندازه یاد روز حساب در زندگی انسان پررنگتر باشد، مسئولیتپذیری، عدالت، امانتداری و مراقبت از اعمال نیز بیشتر خواهد شد؛ و هر اندازه این یاد از جهانِ زیستهٔ او رخت بربندد، زمینهٔ غرور، غفلت و خودبنیادی گستردهتر خواهد شد.اما اگر انسان روز جزا را از جهانِ زیستهٔ خود کنار نهد و آن را در عمل تکذیب کند، آیا این تکذیب چیزی از واقعیت میکاهد؟ آیا نادیده گرفتن حساب، موجب میشود که حسابی در کار نباشد؟ بیتوجهی انسان، واقعیت را دگرگون نمیکند؛ بلکه تنها او را از واقعیت دور میسازد.از همینجا، سوره گام دیگری از استدلال خود را برمیدارد. پس از آنکه ریشهٔ غفلت انسان را در تکذیب روز جزا آشکار کرد، اکنون به یکی از جلوههای ربوبیت الهی اشاره میکند که درست در برابر این پندار قرار دارد: در نظام الهی، هیچ رفتار، هیچ سخن و حتی هیچ اثرِ عملی، بیحساب و بیثبت رها نمیشود. جهانی که خداوند آن را با چنین دقت و حکمتی تدبیر کرده است، زندگی انسان را نیز به همان دقت زیر نظر دارد. از همین رو، سوره در آیات بعد، از فرشتگانی سخن میگوید که پیوسته همراه انساناند و اعمال او را ثبت میکنند.آیهٔ دهم«وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱۰)ترجمه:«و بیگمان، بر شما نگاهبانانی گماشته شدهاند.»شرحپس از آنکه سوره، ریشهٔ غرور انسان را در تکذیبِ روز جزا آشکار ساخت، اکنون به یکی از مهمترین جلوههای ربوبیت الهی در زندگی انسان اشاره میکند. اگر انسان میپندارد که اعمالش در گسترهٔ هستی گم میشوند یا از قلم میافتند، قرآن این پندار را با یک جملهٔ کوتاه و قاطع فرو میریزد: «وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ.»ادامه👇SobheEslam

