ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش دهم)از همین رو، آنچه آیه بر آن تأکید میکند، حکمت در صورتبن…
انتشار: 2026/07/26 08:16 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش دهم)از همین رو، آنچه آیه بر آن تأکید میکند، حکمت در صورتبندی است، نه صرف زیبایی ظاهری. ممکن است دو انسان از نظر چهره، رنگِ پوست، قامت یا دیگر ویژگیهای ظاهری کاملاً متفاوت باشند، اما هر دو از همان اعتدال و حکمت برخوردارند. ارزش انسان در یکسان بودن صورتها نیست، بلکه در حکیمانه بودن صورتبندی اوست. اختلاف چهرهها، نژادها، رنگها و ویژگیهای جسمانی، نشانهٔ تبعیض در آفرینش نیست؛ بلکه جلوهای از تنوع حکیمانهٔ ربوبیت الهی است.شاید بتوان از همین منظر، به نکتهای ژرفتر نیز رسید. آیه نمیفرماید: «در بهترین صورت تو را آفرید»، بلکه میگوید: «در هر صورتی که خواست، تو را ترکیب کرد.» محور سخن، مشیت حکیمانهٔ خداوند است، نه مقایسهٔ صورتهای انسانها با یکدیگر. بدین ترتیب، هیچ انسانی نمیتواند ظاهر، نژاد، قومیت یا ویژگیهای طبیعی خویش را مایهٔ برتری یا حقارت بداند؛ زیرا همهٔ این تفاوتها، در قلمرو همان حکمت و مشیتی قرار دارند که آیه از آن سخن میگوید.اکنون مجموعهٔ آیات ششم تا هشتم، به صورت یک واحد منسجم آشکار میشود. آیهٔ ششم، انسان را با پرسشی تکاندهنده روبهرو کرد (یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ)؛ آیهٔ هفتم (الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ)، سه مرحلهٔ ربوبیت الهی را در آفرینش او نشان داد؛ و آیهٔ هشتم (فِی أَیِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ)،توضیح داد که این ربوبیت، سرانجام در ترکیب یگانه و هویت منحصر به فرد هر انسان تجلی یافته است. بدین ترتیب، سوره پیش از آنکه از اعمال انسان سخن بگوید، او را وادار میکند تا نخست به خودِ خویش بنگرد. گویی میخواهد بگوید: کسی که حقیقت وجود خود را بشناسد، دیگر دلیلی برای غرور، غفلت و ناسپاسی نخواهد یافت.آیه نهم«کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۹)ترجمه:«چنین نیست؛ بلکه شما روزِ جزا را تکذیب میکنید.»شرحاکنون سوره، پس از آنکه انسان را به تأمل در جهان بیرون و سپس در حقیقت وجود خویش فراخواند، پاسخ پرسشی را که در آیهٔ ششم مطرح کرده بود، آشکارا بیان میکند. در آیهٔ ششم پرسیده شد: «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ؟»این پرسش، در آغاز بیپاسخ ماند. سپس قرآن، به جای آنکه مستقیماً علت غرور را بیان کند، انسان را به مشاهدهٔ ربوبیت الهی در وجود خویش دعوت کرد؛ ربوبیتی که در سه مرحلهٔ خلق، تسویه و تعدیل تجلی یافت و در آیهٔ هشتم، با ترکیب حکیمانهٔ (رَکَّبَکَ) صورت انسانی به اوج خود رسید.اکنون، پس از این مقدمه، پاسخ فرا میرسد: «کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ.»نخستین واژهٔ آیه، «کَلَّا»، از واژههای کلیدی قرآن است. این واژه غالباً زمانی به کار میرود که قرآن بخواهد یک پندار نادرست را درهم بشکند و ذهن مخاطب را به حقیقتی عمیقتر منتقل کند. گویی میفرماید: چنین نیست که علت اصلی غرور، نعمت، قدرت، ثروت یا حتی کرم الهی باشد. ریشهٔ مسئله در جای دیگری است.پس از آن، حرف «بَلْ» مسیر اندیشه را تغییر میدهد و علت حقیقی را آشکار میسازد: «بلکه شما روزِ جزا را تکذیب میکنید.»واژهٔ «الدِّین» در قرآن معانی متعددی دارد؛ از جمله آیین، فرمانبرداری، جزا و حساب. اما در این سوره، با توجه به سیاق آیات، مقصود از آن بیتردید روز جزا است؛ همان معنایی که اندکی بعد، با تکراری تأکیدآمیز، دوباره مطرح میشود: «وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ * ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ.»(سورهٔ انفطار، آیات ۱۷ و ۱۸)ازاینرو، آیهٔ نهم را نمیتوان جدا از آیات آغازین سوره فهمید. سراسر سوره، از نخستین آیه تا اینجا، یک استدلال منسجم و پیوسته را دنبال میکند. نخست، از فروپاشی نظام کنونی جهان و آغاز قیامت سخن گفت؛ سپس از گشوده شدن پروندهٔ کامل زندگی انسان و آشکار شدن همهٔ آثارِ اعمالِ «مَا تَقَدَّمَ» و آثارِ اعمالِ «مَا تَأَخَّرَ» پرده برداشت. آنگاه با طرح این پرسش تکاندهنده: «مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ؟»، انسان را با حقیقت غرور و غفلت خویش روبهرو ساخت و پس از آن، با یادآوری ربوبیت الهی در آفرینش، تسویه، تعدیل و ترکیب حکیمانهٔ وجود انسان، نشان داد که چنین غروری هیچ توجیهی ندارد. اکنون، آیهٔ نهم پرده از ریشهٔ این غرور برمیدارد و پاسخ نهایی را بیان میکند: «کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ.» سرچشمهٔ اصلی غرور و غفلت انسان، آن است که روز جزا و نظام حسابرسی الهی را در زندگی خود جدی نمیگیرد.ادامه👇SobheEslam

