ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هفتم)آیهٔ ششم«یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ…
انتشار: 2026/07/26 07:20 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/01 17:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 17:37 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش هفتم)آیهٔ ششم«یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۶)ترجمه:«ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگارِ کریمت مغرور ساخت؟»شرحبا پایان یافتن آیهٔ پنجم، بخش نخست سوره نیز پایان مییابد. در آن بخش، قرآن از فروپاشی نظام کنونی جهان، آشکار شدن حقیقت قبرها و ظهور همهٔ آثارِ اعمالِ مَا تَقَدَّمَ و آثارِ اعمالِ مَا تَأَخَّرَ سخن گفت. اکنون، سوره ناگهان از صحنهٔ قیامت به درون جان انسان بازمیگردد و نخستین پرسش مستقیم خود را مطرح میکند:«یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ.»این پرسش، در ظاهر کوتاه است؛ اما در حقیقت، یکی از عمیقترین پرسشهای قرآن دربارهٔ انسان است. قرآن نمیپرسد: چه گناهی کردی؟ یا چرا فرمان خدا را نادیده گرفتی؟ بلکه از ریشهٔ همهٔ این رفتارها سؤال میکند: چه چیز تو را فریب داد؟این تفاوت، بسیار تعیینکننده است. قرآن، پیش از آنکه به رفتار انسان بپردازد، به منشأ رفتار میپردازد. زیرا تا علت غرور و غفلت شناخته نشود، اصلاح رفتار نیز پایدار نخواهد بود.در اینجا، نکتهای دیگر نیز شایستهٔ تأمل است. آیه نمیفرماید: «مَا غَرَّکَ بِاللَّهِ» یا «مَا غَرَّکَ بِخَالِقِکَ»، بلکه میفرماید: «مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ.»انتخاب دو وصف «رَبّ» و «الْکَرِیم» کاملاً حسابشده است.واژهٔ «رَبّ» یادآور آفرینندهای نیست که تنها انسان را پدید آورده و رها کرده باشد؛ بلکه یادآور پروردگاری است که لحظهبهلحظه او را میپروراند، نیازهایش را برطرف میکند و مسیر رشد و کمالش را فراهم میآورد. ربوبیت، رابطهای پیوسته و دائمی میان خدا و انسان است، نه حادثهای که تنها در آغاز آفرینش رخ داده باشد.از سوی دیگر، خداوند در این آیه خود را تنها «رَبِّکَ» نمینامد، بلکه وصف «الْکَرِیمِ» را نیز به آن میافزاید. این انتخاب، کاملاً هدفمند است. کَرَم در فرهنگ قرآن، صرفِ بخشش نیست؛ بلکه بخششی است که از بزرگواری، غنا و بینیازی سرچشمه میگیرد. انسان غالباً میبخشد تا محبتی به دست آورد، حقی را جبران کند یا سودی ببرد؛ اما خداوند میبخشد، زیرا ذات او کریم است و احسان او هیچ چشمداشتی به بندگان ندارد. ازاینرو، نعمتهای الهی، پیش از آنکه پاسخی به شایستگی انسان باشند، جلوهای از کرم بیپایان اویند.همین حقیقت را مولانا با بیانی لطیف چنین به تصویر میکشد:تو مگو ما را بدان شَهْ بار نیستبا کَریمانْ کارها دشوار نیست (مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۲۲۲)مقصود مولانا آن است که هیچ انسانی نباید به سبب سنگینی خطاهای خویش، از بازگشت به سوی خدا مأیوس شود؛ زیرا کرم الهی، راه توبه و رحمت را هرگز نمیبندد. در منطق مولانا، کرم خدا سرچشمهٔ امید است، نه مجوز غفلت.دقیقاً در همین نقطه، پرسش سورهٔ انفطار ژرفای بیشتری پیدا میکند. اگر کرم الهی باید انسان را به امید، محبت و بازگشت برساند، چه شد که همان کرم، دستاویز غرور و بیاعتنایی گردید؟ چرا نعمتی که باید انسان را به شکرگزاری نزدیک کند، گاه او را از پروردگارش دور میسازد؟از همین رو، برخی از مفسران نقل کردهاند که اگر خداوند در قیامت بپرسد: «مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ؟»، انسان خواهد گفت: «کَرَمُکَ؛ یعنی کرم تو مرا مغرور ساخت.» اما علامه طباطبایی این برداشت را مقصود اصلی آیه نمیداند. به نظر ایشان، وصف «الْکَرِیمِ» در این آیه برای آن نیامده است که انسان، کرمِ خداوند را دستاویز غرور و غفلت خویش قرار دهد؛ بلکه برای آن است که حجت الهی را کاملتر و توبیخ انسان را رساتر سازد. پروردگاری که پیوسته او را پرورده، بیهیچ چشمداشتی نعمت بخشیده و از سرِ کرم، راه بازگشت را نیز به روی او گشوده است، چگونه سزاوار نافرمانی و غفلت است؟ (المیزان، ترجمهٔ فارسی، ج ۴۰، ص ۱۰۱)اکنون پیوند این آیه با آیات بعد نیز روشنتر میشود. قرآن هنوز پاسخ این پرسش را به صورت مستقیم بیان نمیکند، بلکه انسان را به نزدیکترین و روشنترین گواه فرامیخواند؛ یعنی خودِ وجود او. از همینرو، بلافاصله میفرماید:«الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ.»گویی سوره میخواهد بگوید: اگر میخواهی بدانی هیچ دلیلی برای غرور وجود ندارد، کافی است در حقیقت وجود خویش تأمل کنی. انسانی که سراسر هستی او، از اصل آفرینش تا سامانیافتگی و برقراری دقیقترین تناسبها، جلوهای از ربوبیت و کرم الهی است، چگونه میتواند از همان پروردگار کریم غافل شود؟ آیات هفتم و هشتم، پاسخ تفصیلی همین پرسش بنیادین را در ساختار وجود انسان آشکار خواهند ساخت.ادامه👇SobheEslam

