ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش چهارم)فعل «فُجِّرَتْ» از ریشهٔ «فَجَرَ» گرفته شده است. اصل ا…
انتشار: 2026/07/24 10:52 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش چهارم)فعل «فُجِّرَتْ» از ریشهٔ «فَجَرَ» گرفته شده است. اصل این ریشه، شکافتنی است که راهی برای جریان یافتن چیزی میگشاید. از همین رو، «تفجیر» تنها شکافتن نیست، بلکه شکافتنی است که به جاری شدن، اتصال و گشوده شدن مسیرها میانجامد.قرآن این معنا را در موارد دیگری نیز به کار برده است؛ از جمله دربارهٔ شکافته شدن زمین و جاری شدن آب میفرماید:«فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ * وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ.»(سورهٔ قمر، آیات ۱۱ و ۱۲)ترجمه:«پس درهای آسمان را با آبی فروریزنده گشودیم، و از زمین نیز چشمهها را جاری ساختیم؛ آنگاه آبهای آسمان و زمین بر اساس تقدیری از پیش مقرر، به یکدیگر پیوستند.»در این آیات نیز «فَجَّرْنَا» به معنای نابودی زمین نیست، بلکه به معنای گشودن راه چشمهها و جاری ساختن آبها است.با توجه به این کاربرد، به نظر میرسد تعبیر «فُجِّرَتِ الْبِحَارُ» نیز بیش از آنکه بر نابودی دریاها دلالت کند، بر برداشته شدن مرزها و گشوده شدن راههای میان آنها تأکید دارد.دریاهایی که امروز با ساحلها، بسترها و مرزهای طبیعی از یکدیگر جدا شدهاند، در آن روز این مرزبندیها را از دست خواهند داد و به یکدیگر خواهند پیوست.نکتهٔ لطیف دیگری نیز در خودِ ریشهٔ «فجر» نهفته است. از همین ریشه، واژهٔ «فُجُور» نیز ساخته شده است. «فجور» در اصل، تنها به معنای گناه نیست، بلکه به معنای شکستن مرزها، دریدن حدود و عبور از چارچوبهای مقرر است. انسان فاجر، کسی است که مرزهای الهی را میشکند و از حدودی که برای او مقرر شده، فراتر میرود.بدینسان، ریشهٔ «فجر» در هر دو کاربرد، یک هستهٔ معنایی مشترک دارد: گشوده شدن و شکستن مرزها. در طبیعت، این شکستنِ مرزها به جاری شدن آبها میانجامد؛ و در اخلاق، به شکستن حدود الهی و خروج از مسیر حق.این هماهنگیِ شگفت میان واژگان قرآن، نشان میدهد که الفاظ قرآنی، صرفاً مجموعهای از معانی پراکنده نیستند، بلکه هر ریشه، شبکهای از معانی همخانواده را در خود جای داده است.در کنار دو آیهٔ پیشین، اکنون تصویر روشنتر میشود. آسمان، انسجام خود را از دست میدهد؛ ستارگان، آرایش خود را از دست میدهند؛ و دریاها، مرزهای خود را از دست میدهند. وجه مشترک هر سه تصویر، فروپاشی نظامهای تثبیتشدهٔ جهان است، نه نابودی اصل آفرینش.از این رو، آیهٔ سوم نیز در امتداد همان اندیشهٔ محوری سوره قرار دارد. قرآن، پیش از آنکه از حساب انسان سخن بگوید، نشان میدهد که همهٔ نظامهایی که انسان بر ثبات آنها تکیه کرده است، در حقیقت قائم به ربوبیت الهیاند. اگر این ربوبیت لحظهای به گونهای دیگر تجلی کند، نه تنها آسمان و ستارگان، بلکه دریاها نیز مرزهای شناختهشدهٔ خود را از دست خواهند داد.بدین ترتیب، سه آیهٔ نخست، سه جلوه از یک حقیقت را آشکار میکنند: ثبات جهان، ذاتی جهان نیست؛ بلکه استمرار ربوبیت الهی است که آن را پایدار نگاه داشته است. هنگامی که مرحلهای تازه از تدبیر الهی آغاز شود، همان جهانی که انسان آن را تغییرناپذیر میپنداشت، در برابر ارادهٔ پروردگار، چهرهای کاملاً متفاوت خواهد یافت.ادامه👇SobheEslam

