ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش سوم)ازاینرو، آیهٔ نخست هنوز دربارهٔ حساب و جزا سخن نمیگوید…
انتشار: 2026/07/24 10:46 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش سوم)ازاینرو، آیهٔ نخست هنوز دربارهٔ حساب و جزا سخن نمیگوید و حتی مستقیماً انسان را مخاطب قرار نمیدهد. نخستین گام سوره، دگرگون ساختن تصویری است که انسان از ثبات جهان در ذهن خود ساخته است. جهانی که انسان آن را استوار، تغییرناپذیر و همیشگی میپندارد، خود نیز در قلمرو ربوبیت الهی قرار دارد و هرگاه خداوند اراده کند، همان نظام استوار، انسجام خویش را از دست خواهد داد.بدینسان، نخستین آیه، پایهٔ استدلال سوره را بنا مینهد. تا هنگامی که انسان جهان را مستقل، پایدار و خودبسنده بپندارد، فهم ربوبیت الهی برای او دشوار خواهد بود. سوره، پیش از هر چیز، این پندار را فرو میریزد تا ذهن خواننده برای درک حقیقتی بزرگتر آماده شود؛ حقیقتی که در ادامهٔ آیات، بهتدریج آشکار خواهد شد.آیهٔ دوم«وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۲)ترجمه:«و آنگاه که ستارگان پراکنده شوند.»شرحپس از آنکه آیهٔ نخست از فروپاشی انسجام آسمان سخن گفت، آیهٔ دوم نگاه را از کلّ آسمان به اجزای آن معطوف میکند:«وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ.»این ترتیب، کاملاً طبیعی و حسابشده است. نخست، ساختار کلی آسمان از هم گسسته میشود و سپس اجزای آن، یعنی ستارگان، از جایگاههای خود پراکنده میشوند. اگر آیهٔ اول از فروپاشی نظام سخن میگفت، آیهٔ دوم پیامد طبیعی آن را در اجزای نظام نشان میدهد.فعل «انْتَثَرَتْ» از ریشهٔ «نَثَرَ» گرفته شده است. «نثر» در زبان عربی، به معنای پراکنده شدن اجزایی است که پیشتر در کنار یکدیگر یا در نظمی معین قرار داشتهاند. از همین ریشه است که به سخن غیرمنظوم نیز «نثر» گفته میشود؛ زیرا واژهها در آن مانند شعر، مقید به وزن و قافیه نیستند، بلکه آزادانه در کنار یکدیگر قرار میگیرند.بنابراین، «انْتَثَرَتْ» صرفاً به معنای سقوط ستارگان نیست، بلکه تصویری از میان رفتن آرایش و نظم کنونی آنها را ارائه میدهد. ستارگانی که امروز هر یک در مدار و جایگاه معینی قرار دارند، آن روز دیگر آن نظم شناختهشده را نخواهند داشت.نکتهٔ قابل توجه آن است که قرآن در این آیه نمیفرماید ستارگان خاموش میشوند یا از میان میروند؛ بلکه تنها از پراکنده شدن آنها سخن میگوید. این تعبیر نیز همانند آیهٔ نخست، بیش از آنکه بر نابودی اشیا تأکید کند، بر فروپاشی نظام حاکم بر آنها دلالت دارد.در اینجا نیز ربوبیت الهی آشکارتر میشود. انسان همواره حرکت دقیق ستارگان را نشانهٔ ثبات جهان میدانست. طلوع و غروب آنها، جهتیابی مسافران، شناخت فصلها و تنظیم زمان، همگی بر همین نظم استوار بود. اکنون قرآن اعلام میکند که همین نظم دقیق نیز قائم به خود نیست؛ بلکه تا زمانی برقرار است که ربوبیت الهی آن را نگاه داشته باشد. هرگاه همان پروردگار اراده کند، ستارگان نیز از مدارهای شناختهشدهٔ خود پراکنده خواهند شد.بدین ترتیب، آیهٔ دوم، آیهٔ نخست را تکمیل میکند. اگر آسمان نماد انسجام ساختار کلان جهان بود، ستارگان نماد نظم اجزای آن ساختار هستند. با فروپاشی آن انسجام، این نظم نیز دوام نخواهد داشت.از این رو، آیهٔ دوم تنها حادثهای کیهانی را گزارش نمیکند، بلکه یکی دیگر از مظاهر ربوبیت الهی را آشکار میسازد: نه تنها اصل آفرینش، بلکه بقای نظم موجود نیز لحظهبهلحظه به تدبیر خداوند وابسته است. اگر این تدبیر لحظهای برداشته شود، همان جهانی که انسان آن را استوار و تغییرناپذیر میپنداشت، انسجام و انتظام خود را از دست خواهد داد.از همین جا میتوان ظرافت ترتیب آیات را نیز دریافت. سوره هنوز از انسان، حساب و جزا سخنی نگفته است. نخست، باور انسان به استقلال و ثبات جهان را در هم میشکند؛ زیرا تا این باور فرو نریزد، پذیرش ربوبیت مطلق خداوند و در نتیجه، پذیرش روز حساب نیز دشوار خواهد بود. بنابراین، پراکندگی ستارگان، صرفاً حادثهای مربوط به آینده نیست؛ بلکه مقدمهای برای دگرگون شدن نگاه انسان به جهان و جایگاه خویش در آن است.آیهٔ سوم«وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۳)ترجمه:«و آنگاه که دریاها به هم راه یابند و از هم گشوده شوند.»شرحپس از آسمان و ستارگان، سوره نگاه خود را به زمین معطوف میکند. این انتقال نیز کاملاً طبیعی است. نخست، نظام جهانِ بالا دگرگون میشود و سپس نوبت به بزرگترین نظامهای زمین میرسد.«وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ.»در نگاه نخست، ممکن است چنین پنداشته شود که مقصود آیه، تنها شکافته شدن دریاهاست؛ اما دقت در ریشهٔ واژه و کاربردهای قرآنی آن، افق گستردهتری را پیش روی ما میگشاید.ادامه👇SobheEslam

