ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش دوم)آیهٔ اول«إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ»(سورهٔ انفطار، آیه…
انتشار: 2026/07/24 10:39 UTC
ادامه☝️🟡 شرحی نو بر سورهٔ انفطار (بخش دوم)آیهٔ اول«إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ»(سورهٔ انفطار، آیهٔ ۱)ترجمه:«آنگاه که آسمان از هم گسسته شود.»شرحسورهٔ انفطار با یک جملهٔ شرطی آغاز میشود؛ جملهای که هنوز پاسخ آن بیان نشده است:«إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ.»این شیوهٔ بیان، از همان آغاز ذهن خواننده را در حالت انتظار نگه میدارد. گویی سوره نخست صحنهای عظیم را پیش چشم مخاطب میآورد و سپس، گامبهگام او را به سوی نتیجهای که در آیهٔ پنجم آشکار میشود، هدایت میکند.بنابراین، آیات نخست را نباید جدا از یکدیگر خواند؛ آنها مجموعهای از شرطهای پیاپیاند که همگی مقدمهٔ پاسخ واحدی هستند که در پایان این بخش از سوره بیان میشود.نخستین تصویری که سوره ترسیم میکند، «انفطار آسمان» است. این انتخاب، کاملاً معنادار است. آسمان، در نگاه انسان، پایدارترین و استوارترین بخش جهان است. کوهها فرسوده میشوند، درختان میخشکند و انسانها میمیرند؛ اما آسمان، همواره بر فراز همهٔ این دگرگونیها پابرجا دیده میشود. از همین رو، اگر سخن از فروپاشی بنیادیترین نظم جهان باشد، طبیعی است که سوره از آسمان آغاز کند.فعل «انْفَطَرَتْ» از ریشهٔ «فَطَرَ» گرفته شده است؛ ریشهای که در قرآن غالباً با آغاز آفرینش پیوند دارد؛ مانند:«فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.»(سورهٔ انعام، آیهٔ ۱۴)ترجمه:«پدیدآورندهٔ آسمانها و زمین.»اصل معنای «فَطَرَ» شکافتنی است که آغاز پدید آمدن چیزی از دل آن است. از همین رو، «انفطار» تنها به معنای شکستن یا ترک برداشتن نیست، بلکه از گسستن یک ساختار منسجم و از هم باز شدن آن حکایت میکند. این نکته، در فهم آیه نقش اساسی دارد.واژهٔ «فُطُور» نیز از همین ریشه است. خداوند دربارهٔ استحکام آفرینش آسمانها میفرماید:«الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِی خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ فُطُورٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ.»(سورهٔ مُلْک، آیهٔ ۳)ترجمه:«همان که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش خدای رحمان هیچ گسستگی و ناهماهنگی نمیبینی. بار دیگر دیده را بازگردان؛ آیا هیچ شکاف و گسیختگی میبینی؟»بدین ترتیب، قرآن در سورهٔ مُلْک، کمال آفرینش را با نفی هرگونه فُطُور توصیف میکند؛ اما سورهٔ انفطار درست با تحقق همان چیزی آغاز میشود که در نظام کنونی جهان وجود ندارد. گویی آن انسجام شگفتانگیزی که امروز نشانهٔ ربوبیت الهی است، در آغاز قیامت به فرمان همان پروردگار از هم گشوده میشود.این تقابل، نشان میدهد که سورهٔ انفطار از نابودی آسمان سخن نمیگوید، بلکه از فروپاشی نظم کنونی آن سخن میگوید. آنچه دگرگون میشود، اصل آفرینش نیست، بلکه ساختاری است که جهان بر اساس آن شناخته میشود.در اینجا پرسشی طبیعی پدید میآید. چرا قرآن نفرمود:«إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ»؟در حالی که سورهای دیگر دقیقاً با همین تعبیر آغاز میشود:«إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ.»(سورهٔ انشقاق، آیهٔ ۱)وجود دو تعبیر متفاوت در دو سورهٔ مستقل، این احتمال را تقویت میکند که «انفطار» و «انشقاق» هرچند به هم نزدیکاند، اما کاملاً مترادف نیستند.به نظر میرسد «انشقاق» بیشتر خودِ شکافته شدن را تصویر میکند؛ اما «انفطار» افزون بر شکافتن، بر از هم گسیختن یک نظامِ منسجم نیز دلالت دارد. اگر این تفاوت پذیرفته شود، سورهٔ انفطار از همان آغاز، ذهن خواننده را متوجه فروپاشی نظام حاکم بر جهان میکند، نه صرف پدید آمدن شکافی در آسمان.این برداشت با آیات بعد نیز هماهنگ است. پس از آسمان، ستارگان پراکنده میشوند، دریاها از هم گشوده میشوند و قبرها زیر و رو میگردند. در هیچیک از این تصاویر، سخن از نابودی مطلق نیست؛ بلکه سخن از برهم خوردن نظمی است که جهان بر پایهٔ آن شناخته میشد.ادامه👇SobheEslam

