تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 05:04 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
فضیلت انسان به آزادی است، از آزادی کوتاه بیایم که دولت ناراحت نشود؟ خب بشود (دکتر غنی نژاد) انتشار مقالات و مطالب اقتصادی، علمی و گسترش روش علمی توسط دانشجوایان دانشگاه شریف
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 22 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
🎥 داستان رشد و فروپاشی اقتصادها, قسمت دهم: دولت پول میسازد 🟢 تا اینجا در مجموعه «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها» دیدیم که چطور افراد و گروهها برای به دست گرفتن قدرت وارد رقابت شدند رقابتی که به وعدههایی بزرگتر از جیب دولت ختم شد و سرنوشت جزیره را عوض…🎥 داستان رشد و فروپاشی اقتصادها, قسمت یازدهم: دولت پول میسازد تا اینجا در مجموعه «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها» با هم دیدیم که چطور دولت جزیره تصمیم گرفت با کوچکتر کردن ماهی ها از هر ۹ ماهی ده ماهی بسازد و برای همراه کردن بانک جزیره هم رئیس آن را حذف کرد و مردی به نام گرین فین از همفکران خودشان را به جای او نشاندند. حالا همه چیز باب میل دولت بود. نماینده ها باور نمی کردند که حالا هر کاری بخواهند می توانند بکنند و محدودیت مالیات نمی تواند دست و پایشان را ببندد. دولت شروع به تعریف و اجرای پروژه ها بزرگ کرد که منافع افراد زیادی به آنها گره می خورد اما این پروژههای برای مردم جزیره خوشبختی به همراه نیاورد.کانال سیگنال آزادی@Signal99
فریدمن و «اشتغالزایی» به سبک چینیهامیلتون فریدمن در بازدید از پروژه احداث یک کانال در چین، متوجه شد که کارگران بهجای استفاده از ماشینآلات خاکبرداری، با بیل و ابزارهای ساده کار میکنند.پرسید: «چرا از ماشینآلات استفاده نمیکنید؟»پاسخ دادند: «چون میخواهیم اشتغال بیشتری ایجاد کنیم.»فریدمن گفت: «اگر هدفتان اشتغالزایی است، چرا بهجای بیل به هر کارگر یک قاشق نمیدهید؟»مسئله فقط حفر یک کانال نیست.اگر معیار موفقیت یک اقتصاد، تعداد شغلها باشد نه مقدار ثروتی که تولید میکند، میتوان ناکارآمدی را با نام «اشتغالزایی» توجیه کرد.کار بیشتر لزوماً به معنای تولید بیشتر نیست. منبعکانال سیگنال آزادی@Signal99
مردی که هنوز هیچکس نمیداند واقعاً چه کسی بود اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا…محمد عبده؛ اصلاحگری که راه را برای سیاست دینی هموار کرداگر سید جمالالدین جرقه بود، محمد عبده یکی از کسانی بود که این جرقه را به یک پروژه فکری تبدیل کرد. عبده در سال ۱۸۴۹ در مصر متولد شد. وقتی سید جمال در سال ۱۸۷۱ وارد مصر شد، عبده تنها حدود ۲۲ سال داشت. او در حلقه نزدیکان سید جمال قرار گرفت و خیلی زود تحت تأثیر اندیشههای او قرار گرفت.عبده معتقد بود اسلام با عقل و علم دشمن نیست و برای نجات جامعه مسلمان، باید امکان اجتهاد و بازاندیشی دینی را زنده کرد. او به جای بازگشت صرف به گذشته، به دنبال نوعی سازگاری میان اسلام و جهان مدرن بود.در نگاه اول، همهچیز مثبت به نظر میرسد. اما مشکل تاریخی از جایی شروع میشود که یک سؤال ساده مطرح کنیم: اگر دین باید اصلاح شود تا دوباره بتواند جامعه را بسازد، اصلاً قرار است چه نقشی در ساختن جامعه داشته باشد؟ اینجا میراث عبده وارد منطقهای خاکستری میشود.اگر اسلام درباره جامعه حرف میزند، چرا درباره حکومت حرف نزند؟ و اگر درباره حکومت حرف میزند، چه کسی باید این حکومت را نمایندگی کند؟ تاریخ قرن بیستم پاسخهای مختلفی به این سؤال داد. یکی از این پاسخها را حسن البنّا در مصر داد.البنّا در سال ۱۹۲۸ اخوانالمسلمین را تأسیس کرد؛ جنبشی که دیگر صرفاً به اصلاح فکری مسلمانان اکتفا نمیکرد و میخواست اسلام را به یک نیروی سازمانیافته اجتماعی و سیاسی تبدیل کند.اینجا دیگر با یک تفاوت مهم روبهرو هستیم. در نسل عبده، مسئله این بود چگونه مسلمانان را اصلاح کنیم؟ در نسل البنّا، مسئله به این تبدیل شد چگونه جامعه را بر اساس اسلام سازماندهی کنیم؟ و در نسل سید قطب، سؤال حتی رادیکالتر شد اگر جامعه موجود اسلامی نیست، چگونه باید آن را تغییر داد؟این مسیر را نباید یک خط مستقیم و مکانیکی دانست. عبده را نمیتوان مسئول اندیشههای سید قطب یا عملکرد اخوانالمسلمین دانست؛ همانطور که نمیتوان سید جمال را مسئول مستقیم جمهوری اسلامی دانست.اما اگر همانطور که در مقاله قبل گفتیم، تاریخ را بر اساس نتایج نیز قضاوت کنیم، نمیتوانیم فقط به نیت اصلاحگران نگاه کنیم. ایدهها فقط به خاطر نیت صاحبانشان قضاوت نمیشوند؛ به خاطر چیزهایی که امکان تحققشان را فراهم میکنند نیز باید مورد قضاوت قرار بگیرند.این همان چیزی است که باید برای فهم ایران امروز جدی گرفت. مشکل فقط این نیست که یک روحانی یا یک سیاستمدار در سال ۱۳۵۷ چه تصمیمی گرفت. باید یک قدم عقبتر برویم و بپرسیم چطور اصلاً به جایی رسیدیم که حکومت بتواند خود را صاحب تفسیر رسمی از دین بداند؟این پرسش ما را دوباره به همان زنجیره برمیگرداند: سید جمال → محمد عبده → حسن البنّا → سید قطب → شریعتی و روشنفکری دینی → خمینی → جمهوری اسلامیاین زنجیره به معنای آن نیست که همه این افراد یک چیز میخواستند. اتفاقاً نکته ترسناکتر همین است. گاهی یک ایده لازم نیست توسط بنیانگذارش به افراطیترین شکل خود اجرا شود.عبده میخواست اسلام را با دنیای جدید آشتی دهد. اما نسلهای بعدی یک سؤال متفاوت پرسیدند: چرا به جای آشتی دادن اسلام با جهان مدرن، جهان مدرن را اسلامی نکنیم؟کانال سیگنال آزادی@Signal99
دموکراسی یک مشکل ریاضی دارد!شاید فکر کنیم طراحی یک انتخابات عادلانه فقط به اراده سیاسی و قوانین خوب بستگی دارد. اما ریاضیات میگوید ماجرا کمی پیچیدهتر است. پژوهشگران دانشگاههای کمبریج و کپنهاگ اخیراً یک «قضیه ناممکنی» برای نظامهای انتخاباتی دو سطحی ارائه کردهاند.مسئله این است که یک نظام انتخاباتی میخواهد همزمان سه چیز را حفظ کند:. نمایندگی محلی: برنده هر حوزه واقعاً به پارلمان راه پیدا کند.. تناسب ملی: سهم کرسیهای هر حزب متناسب با سهم آرای آن حزب باشد.. اندازه ثابت پارلمان: تعداد نمایندگان از یک سقف مشخص فراتر نرود.مشکل؟ با افزایش تعداد و تنوع احزاب، دیگر نمیتوان هر سه ویژگی را بهطور کامل و همزمان تضمین کرد. یعنی هر نظام انتخاباتی، دیر یا زود مجبور میشود بین چند «خوب» یکی را قربانی کند. در بریتانیا، نمایندگی حوزهها و تشکیل اکثریت باثبات اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ در نتیجه ممکن است یک حزب با درصد نسبتاً کمی از آرا، سهم بزرگی از کرسیها را به دست آورد.در سیستمهای تناسبی، مشکل برعکس میشود: برای حفظ تناسب آرا و کرسیها ممکن است مجبور شوید تعداد کرسیهای پارلمان را افزایش دهید یا بخشی از نمایندگی مستقیم حوزهها را کنار بگذارید.این یعنی مسئله فقط این نیست که «کدام نظام انتخاباتی بهتر است؟» سؤال عمیقتر این است: وقتی نمیتوان همه چیز را همزمان داشت، دقیقاً کدام ارزش را باید قربانی کرد؟ و این دیگر یک سؤال ریاضی نیست؛ یک انتخاب سیاسی است.منبع: «قضیه ناممکنی برای نظامهای انتخاباتی دو سطحی» نوشته سباستین تیم هولدوم و فردریک راون کلاوسن، دانشگاههای کمبریج و کپنهاگ.کانال سیگنال آزادی@Signal99
طبق آمار اعلامشده، حدود ۱۸ میلیون ایرانی بدون حتی یکبار ازدواج وارد ۴۰سالگی شدند، تقریبا۶ میلیون نفر بالای ۴۰ سال هم که طلاق گرفتند. یعنی حدود ۲۴ میلیون نفر، نزدیک به یکسوم جمعیت کشور. این تصویری از جامعهای هسست که ازدواج و تشکیل خانواده در آن، از یک انتخاب طبیعی به تصمیمی پرهزینه و دشوار تبدیل شده.اما شاید مسئله عمیقتر از این حرفها باشد. هرچه نهادهای واسط بین فرد و دولت ضعیفتر شوند، رابطه فرد و دولت مستقیمتر میشود. خانواده بخشی از وظایفی را انجام میدهد که در نبود خانواده، ممکن است به دولت یا نهادهای عمومی منتقل شوند. جامعه آزاد به نهادهای مستقلی نیاز دارد که بین فرد و دولت قرار بگیرند؛ خانواده یکی از مهمترین این نهادهاست. به همین دلیل، خانواده را میتوان یکی از سنگرهای آزادی دانست؛ نه چون خانواده همیشه آزادی را تضمین میکند، بلکه چون جامعه آزاد به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند بیرون از دولت نیز به یکدیگر تکیه کنند. کانال سیگنال آزادی@Signal99
جابهجایی قدرت اقتصادی جهان در ۲۰۰ سال گذشته چین در سال ۱۸۲۰ بزرگترین اقتصاد جهان بود و حدود ۲۸.۶٪ از GDP جهانی را در اختیار داشت. اما انقلاب صنعتی اروپا این معادله را تغییر داد. در قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شد و در اوج خود نزدیک به ۲۴٪ اقتصاد جهان را تشکیل میداد. قرن بیستم، قرن آمریکا بود. پس از جنگ جهانی دوم، سهم آمریکا از اقتصاد جهان در سال ۱۹۴۴ به رکورد ۲۹.۷٪ رسید.اما در قرن بیستویکم، داستان دوباره در حال تغییر است. چین با تبدیل شدن به قطب تولید جهان، سهم خود را دوباره افزایش داد و در سال ۲۰۲۵ به ۲۱.۸٪ از اقتصاد جهانی (بر مبنای PPP) رسید. هند نیز با رشد سریع، سهم خود را به ۹٪ رسانده است. امروز، چین و هند در مجموع بیش از ۳۰٪ اقتصاد جهان را تشکیل میدهند.کانال سیگنال آزادی@Signal99
آیا باید کارگاههای بد وضعیت را تحریم کنیم؟به دلیل لباسهایی که ما میپوشیم میلیونها نفر محکوم به کار در کارگاههای بد وضعیت در کشورهایی مانند کامبوج و بنگلادشاند. آیا این موضوع شرمآور نیست که ما با پوشیدن لباسهای شیک تولید شده توسط افراد فقیر که ساعتهای زیادی برای پول ناچیزی کار میکنند، پرسه میزنیم؟ نباید همگی ما شرمسار باشیم؟ترجمه از بورژواکانال سیگنال آزادی@Signal99
ایالات متحده ۴۶ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت خام در اختیار دارد. منبعحوضه پرمین که در غرب تگزاس بهتنهایی روزانه ۶.۶ میلیون بشکه نفت تولید میکند (بیشتر از تولید تمام کشورهای اوپک، بهجز عربستان)در مقیاس جهانی، آمریکا با تولید روزانه ۱۳.۶ میلیون بشکه نفت، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است.در بخش گاز طبیعی نیز آمریکا حدود یک چهارم کل تولید جهان را در اختیار دارد.کانال سیگنال آزادی@Signal99
علی شریعتی کمدین و متفکرنمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند. علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت. علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت. علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.عباس سوریکانال سیگنال آزادی@Signal99
راه حل های اقتصادی دولت از دید ریگانکانال سیگنال آزادی@Signal99
مردی که هنوز هیچکس نمیداند واقعاً چه کسی بود اگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا…در بعضی منابع سید جمالالدین مأمور دولت انگلیس و فراماسون و در خدمت منافع انگلیس معرفی شده است. در نقطه مقابل مراجع دیگری او را حامی منافع یا مأمور دولت روسیه و ضد منافع بریتانیا معرفی کردهاند. نیکی کدی در دانشنامه ایرانیکا مینویسد که سید جمال در زمانی که به افغانستان میرود خود را سید رومی یا استانبولی و اهل استانبول معرفی میکرده است. جمالالدین در کابل با احترام توسط امیر کابل پذیرفته میشود و به سمت مشاور امیر برگزیده میشود. بهگفتهٔ نیکی کدی این احتمالاً به سبب نامه محرمانهای بوده که او به امیر نشان داده است.این مسئله سبب شدهبود که نمایندگان بریتانیا در افغانستان او را مأمور دولت روسیه بپندارند. او در آنجا سعی کرد که امیر را به اتحاد با روسیه و مخالفت با بریتانیاییها وادارد. گزارشهای دولت استعماری هند و مجموعه منابع چنین مینمایاند که سید در افغانستان به مانند غریبهای بوده است و فارسی را با لهجه ایرانی صحبت میکرده است. شیخ ابوالهدی به او لقب «متأفغن» (به معنی کسی که ادعا میکند افغان است) داد و تلاش کرد هویت شیعی او را آشکار سازد.بهگفتهٔ آسانته، استاد آفریقاشناسی دانشگاه تمپل، در سال ۱۸۵۸ یک جاسوس بریتانیایی در گزارشی سید جمال را مشکوک به بودن مأمور روسیه گزارش میکند. این مأمور بریتانیا نوشته است که جمالالدین به شیوه ترکان نوغایی در آسیای میانه لباس میپوشیده است. گزارشهای دولت افغانستان مینویسند که سید جمال بیشتر شیوه زندگی یک غربی را داشته است تا یک شرقی، او شخصی لیبرال بوده و مقید به اجرای فرایض دینی نبوده است؛ مثلاً فرایض ماه رمضان را به جا نمیآورده است. به گفته آسانته، سید جمال در قاهره از نوشیدن کنیاک لذت میبرده است. او یکبار در سال ۱۸۷۹ از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداختهشد زیرا در ملاعام وجود خدا را انکار کرده بود.در نقطه مقابل منابع دیگری سید جمالالدین اسدآبادی را فراماسون و حامی غیر مستقیم منافع انگلستان دانستهاند. روبرت دریفوس در کتاب «بازی شیطانی» در مورد سید جمالالدین اسدآبادی مینویسد: «مردی که در ۱۸۸۵ متشکل ساختن جنبشی پان اسلامیستی با هدایت بریتانیا را پیشنهاد داد کسی نبود جز «سید جمال الدین اسدآبادی». از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۸۹۰ سید جمال الدین از سوی بریتانیا حمایت شد. دستکم یکجا در اسناد رسمی و پروندههای محرمانه سرویس جاسوسی دولت هند، پیشنهاد سید جمالالدین اسدآبادی در ۱۸۸۲ در هند مبنی بر اینکه به عنوان جاسوس بریتانیا در هند به خدمت درآید، آمده است.»همچنین اسماعیل رائین در کتاب مشهور خود فراموشخانه و فراماسونری در ایران مینویسد: «سید جمالالدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فراماسونهای اولیه ایران است که در ۹ لژ ماسونی عضویت داشت. او در لژ فراموشخانه ملکم رئیس لژ و ویزیتور بوده است…»کانال سیگنال آزادی@Signal99
مردی که هنوز هیچکس نمیداند واقعاً چه کسی بوداگر از شما بپرسند چه کسی بیشترین تأثیر را بر سیاست امروز ایران گذاشته، احتمالاً اسمهایی مثل خمینی، شریعتی یا مصدق را میشنوید. اما به نظر من، باید بیش از صد سال عقبتر برویم. به مردی که سال ۱۲۷۵ شمسی از دنیا رفت؛ اما ایدههایش هنوز زندهاند. سید جمالالدین اسدآبادی.چون یک ایده را وارد سیاست مدرن خاورمیانه کرد؛ ایدهای که هنوز هم بسیاری از کشورهای منطقه با پیامدهایش زندگی میکنند. سید جمال معتقد بود مشکل جهان اسلام فقط عقبماندگی اقتصادی یا نظامی نیست. مشکل اصلی، از دست رفتن قدرت سیاسی است.از نگاه او، اسلام فقط مجموعهای از عبادات نبود؛ باید دوباره به نیروی سازماندهنده سیاست و جامعه تبدیل میشد. اینجا بود که یک تغییر بزرگ آغاز شد. از آن پس، برای بسیاری از فعالان سیاسی، دین دیگر فقط موضوع مسجد نبود؛ موضوع حکومت هم شد.شاگردان مستقیم و غیرمستقیم او، هر کدام این ایده را به شکلی ادامه دادند. در مصر، در هند، در عثمانی و بعدها در ایران. مسیرها متفاوت بود، اما یک نقطه مشترک داشتند: سیاست را نمیتوان از دین جدا کرد. این اندیشه، دههها بعد بر جریانهای مختلف اسلامگرا اثر گذاشت؛ از اخوانالمسلمین گرفته تا بخشی از ادبیات سیاسی که در انقلاب ۱۳۵۷ ایران نیز دیده میشود.وی همچنین بهدلیل نقش خود در همراهی با پیروش، میرزا رضا کرمانی، در طرح موفق ترور ناصرالدینشاهِ ایران شناخته میشود؛ ایدههای او، بیش از هر گلولهای، بیش از هر کودتایی و بیش از هر جنگی، سرنوشت خاورمیانه را تغییر داد. بیش از یک قرن از آن روزها گذشته است. شاید به همین دلیل، برای فهم ایران امروز، فقط خواندن اخبار کافی نیست. باید فهمید که بعضی ایدهها، حتی بعد از مرگ صاحبانشان، هنوز حکومت میکنند.شاید عجیبترین بخش زندگی سید جمال، نه سخنرانیهایش باشد و نه فعالیتهای سیاسیاش. بلکه ابهامهایی است که هنوز بعد از بیش از یک قرن درباره او وجود دارد. او واقعاً ایرانی بود یا افغان؟ واقعاً یک روحانی متعهد بود یا بیشتر یک فعال سیاسی؟ چرا عضو لژ فراماسونری شد؟ آیا عضویتش صرفاً برای شبکهسازی سیاسی بود یا معنای دیگری داشت؟چرا برخی اسناد او را دشمن سرسخت بریتانیا معرفی میکنند، اما نویسندگانی مانند رابرت دریفوس با استناد به اسناد آرشیوی، از پیشنهاد همکاری او با دولت بریتانیا سخن میگویند؟ چرا بعضی منابع او را حتی نزدیک به روسیه میدانند؟درباره زندگی شخصی او نیز روایتهای متناقضی وجود دارد؛ از پایبندی نداشتن به برخی مناسک دینی گرفته تا گزارشهایی درباره سبک زندگی متفاوتش. در مقابل، منابع دیگری تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند. شاید هیچگاه پاسخ قطعی همه این پرسشها روشن نشود.اما همین ابهام، خود یک واقعیت تاریخی است. وقتی درباره شخصیتی که اینهمه بر تاریخ ایران و خاورمیانه اثر گذاشته، پس از بیش از صد سال هنوز بر سر ملیت، باورهای شخصی، روابط سیاسی و حتی انگیزههایش توافق وجود ندارد، یعنی با یکی از مرموزترین چهرههای تاریخ معاصر روبهرو هستیم.ایدهای که سیاست و دین را دوباره به یکدیگر گره زد، در نسلهای بعد بارها رادیکالتر شد و سرانجام در بخشی از جهان اسلام به پروژه حکومت دینی رسید. در ایران، این مسیر یک قرن بعد به انقلاب ۱۳۵۷ و جمهوری اسلامی ختم شد.و شاید مهمترین سؤال این نباشد که «سید جمال واقعاً چه کسی بود؟» بلکه این باشد که چرا اندیشههای مردی با این حجم از ابهام، به یکی از پایههای فکری سیاست معاصر ایران و بخشی از جهان اسلام تبدیل شد؟شاید قبل از آنکه از مردم بخواهیم از یک اندیشه پیروی کنند، بهتر باشد ابتدا خودِ بنیانگذار آن اندیشه را با همه پیچیدگیها، تناقضها و پرسشهای بیپاسخش بشناسیم.کانال سیگنال آزادی@Signal99
ریشه های پنهان کمونیسم، قبل از مارکسکانال سیگنال آزادی@Signal99
📽 مکانیسم بازار یک بازی با حاصل جمع صفر نیست. یعنی در مکانیسم بازار وقتی فرد منتفع میشود که بتواند به طرف مقابل نفعی برساند و برخلاف تصور غلط رایج، اینطور نیست که نفع فرد در گرو ضرر دیگری باشد.👤دیر دره مک کلاسکی-ترجمه از بورژوا🔖سیگنال 🎯 @Signal99
نمودار ویژوال کپیتالیست از قیمت مسکن به متوسط درآمد خانوار. رقم ایران 25.1 است که به معنای این است که 25 سال طول میکشه تا مردم با درآمد متوسط صاحب خانه شوند. ایران رتبه 173 از 181 این رتبه بندی است. میانگین جهانی این نسبت 11.2 است. کانال سیگنال آزادی @Signal99چرا خرید مسکن در تهران ۲۵ سال اما در آمریکا ۴.۵ سال زمان میبرد؟ دسترسی به خانهاول، در ایران با قیمتها و درآمدهای ۳ سال پیش، ۲۵ سال زمان میبرد. در آمریکا اما فقط ۴.۵ سال طول میکشد. در چین این مسیر بسیار طولانی و ۳۴ است. طولانیترین مسیر برای خانهدارشدن در جهان نیز به سوریه تعلق دارد؛ ۸۶ سال. این شاخص یعنی شاخص «دسترسی»، قدرت خرید مسکناول براساس «کل درآمد» را سنجش کرده است. درحالیکه عرف تامینمالی برای خرید مسکن، استفاده از «پسانداز» است که آن را با شاخص «انتظار برای خانهدارشدن» میسنجند. زوجها در جهان بطور متوسط، پساز ۱۱ سال میتوانند با کل درآمدشان صاحبمسکن شوند. کشورهایی که در آنها این مسیر زیر ۵ سال و در بهترین حالت حداکثر ۳ سال است، دولتها در زمینه سیاستگذاری اقتصادی موفق عمل کردهاند. کشورهایی هم که این دسترسی در آنجا بالای ۱۰ سال است، خانهاولیها به سیاستهای دولتهایشان باختهاند. این موضوع، یعنی اختصاص کلدرآمد برای خرید مسکن به معنای انجام آن نیست بلکه معیاری برای توانایی مالی و اقتصادی خانوارها از یکسو و شرایط قیمتها در بازار مسکن از سوی دیگر است.بین تورم و طول مسیر دسترسی به مسکناول، رابطه عکس وجود دارد. کشورهایی که «بهشت» خانهاولیها هستند، نرخ تورم در آنجا، میانگین حدود ۳ درصد است. در تورمها بالا، افراد برای حفظ ارزش واقعی دارایی خود، وارد بازار ملک میشوند و این خریدها، رشد بیشتر قیمت و محرومیت بیشتر زوجها از خانهاول را رقم میزند. رشد اقتصادی بالا عاملی برای تقویت درآمد خانوارها و توانمندشدن زوجها در خرید مسکناولشان است. کشورهای در صدر «بهترین دسترسی به مسکن» همگی با رشدهای اقتصادی پایدار بالای ۳ درصد و درآمد سرانههای چند ده هزار دلاری روبرو هستند.نیلوفر ادیبنیاکانال سیگنال آزادی@Signal99
نمودار ویژوال کپیتالیست از قیمت مسکن به متوسط درآمد خانوار. رقم ایران 25.1 است که به معنای این است که 25 سال طول میکشه تا مردم با درآمد متوسط صاحب خانه شوند. ایران رتبه 173 از 181 این رتبه بندی است. میانگین جهانی این نسبت 11.2 است. کانال سیگنال آزادی@Signal99نمودار ویژوال کپیتالیست از قیمت مسکن به متوسط درآمد خانوار. رقم ایران 25.1 است که به معنای این است که 25 سال طول میکشه تا مردم با درآمد متوسط صاحب خانه شوند. ایران رتبه 173 از 181 این رتبه بندی است. میانگین جهانی این نسبت 11.2 است. کانال سیگنال آزادی@Signal99
متاسفانه در این کشور، نفهمیدن و احمق بودن همیشه پاداش داشته. هر چقدر صدا بلندتر و حرفای احمقانه بیشتر بود، پاداش بیشتری هم میدن. مثلا نماینده مجلس، وزیر یا حداقل رانتهای اقتصادی و ...از طرف دیگه، اگه فردی یکم عقل از خودش نشون بده باعث مجازاتش میشه. رسانهها رو هم معمولا دست ابلهترین افراد میدن. به نظر شما، میشه از شر این خریت نهادینه شده در سیستم راحت بشیم؟ من شک دارم و تقریباً مطمئنم که نمیشه.کانال سیگنال آزادی@Signal99
دوستی با دیدن این کلیپ گفت: خوبه دیگه! داریم به سمت آزادی میریم.آزادی یعنی آزادی اقتصادی و حق مالکیت. بدون آزادی اقتصادی و حق مالکیت، هر نوع آزادیِ دیگری، آزادی نیست؛ بلکه «جوازی» از سوی آقابالاسریهاست.کانال سیگنال آزادی@Signal99
چین با سرعت در حال افزایش نقدینگی استحجم نقدینگی (M2) این کشور حالا به حدود ۵۰ تریلیون دلار رسیده؛ یعنی بیش از دو برابر آمریکا، در حالی که اندازه اقتصاد چین هنوز حدود دو سوم اقتصاد آمریکاست.اما این آمار به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ساختار نظام مالی چین با آمریکا متفاوت است و نسبت M2 به GDP در چین ذاتاً بالاتر است. با این حال، یک نکته مهم را نمیشود نادیده گرفت:وقتی رشد نقدینگی از رشد اقتصاد واقعی جلو میزند، آن پول بالاخره باید جایی برود. همه آن وارد کارخانهها و تولید نمیشود. بخشی از آن وارد بازار داراییها میشود؛ از سهام گرفته تا مسکن و طلا.اتفاقاً همین حالا هم نشانههایش دیده میشود. ETFهای طلای چین یکی از قویترین نیمههای نخست سال تاریخ خود را ثبت کردهاند و بانک مرکزی چین هم با وجود قیمتهای بالای طلا، همچنان به خرید ادامه میدهد.از نگاه اقتصاد جریان اصلی، این میتواند نتیجه سیاستهای انبساطی برای مقابله با رکود و ضعف تقاضا باشد. اما اگر از زاویه اقتصاددانانی مثل هایک و میزس نگاه کنیم، داستان کمی متفاوت است.خلق پول، ثروت جدید تولید نمیکند. فقط قدرت خرید جدید ایجاد میکند؛ قدرت خریدی که قبل از اینکه اثرش در قیمتها دیده شود، ابتدا به دست کسانی میرسد که به پول تازه دسترسی دارند. به همین دلیل، پول جدید معمولاً اول وارد بازار داراییها میشود و بعد اثرش به بقیه اقتصاد میرسد.شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از دورههای تاریخ، طلا فقط از تورم مصرفکننده جلو نمیزند؛ بلکه از تورم داراییها هم جا نمیماند.برای همین، وقتی یک بانک مرکزی با وجود قیمتهای بالا همچنان خریدار طلاست، شاید بیشتر از اینکه درباره آینده طلا حرف بزند، درباره آینده پولهای کاغذی حرف میزند. The Economist Telegramکانال سیگنال آزادی@Signal99
میدونستید BMW از ساخت هر دستگاه 735i فقط چند هزار دلار سود میکنه؟ اما همین خودرو وقتی وارد ایران میشه، مجموع تعرفهها، مالیاتها و عوارض، میتونه چندین ده برابر سود خودِ کارخانه باشه.شرکتی که سالها تحقیق کرده، میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده، هزاران مهندس استخدام کرده و یک محصول پیچیده ساخته، سهمش از این معامله چند هزار دلاره. اما کسی که نه خودرو طراحی کرده، نه موتور ساخته، نه خط تولید راه انداخته و نه ریسک تولید رو پذیرفته، از همون خودرو درآمدی چندین برابر تولیدکننده به دست میاره.بعد بعضیا هنوز با اطمینان میگن: «مشکل اینه که سرمایهدارها زیادی سود میکنن!» انگار اگر از تولیدکننده کمتر بگیریم و از کسی که فقط اجازه ورود کالا رو صادر میکنه بیشتر، ناگهان عدالت برقرار میشه!اقتصادی که در آن گرفتنِ سهم از تولید، سودآورتر از خودِ تولید باشد، دیر یا زود تولیدکننده را تنبیه میکند و رانت را به سودآورترین کسبوکار تبدیل میکند. کانال سیگنال آزادی@Signal99
ایشون فیدل کاسترو در حال بازدید از مدرسه پسرشه که در نیویورک مشغول تحصیل بوده. پسر کاسترو در حالی در نیویورک تحصیل میکرد که پدرش مشغول رهبری مبارزه با آمریکا بود.کانال سیگنال آزادی@Signal99