
تو این را دروغ و فسانه مدانبه یکسان رَوِشنِ زمانه مداناز او هرچه اندرخورد با خرددگر بر ره رمز معنی برد این تالار بازتاب دهنده برداشتهای گرداننده از واکاوی رازهای نهفته در ژرفای داستانهای شاهنامه است. گرداننده تالار : سیروس حامی@Cyrus_Hami
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 17 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 17 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
درود. آغاز هفته نو بر همه یاران فرخنده و هفتهای سراسر نیکُوی بهرهتان باد. بازهم فرازی از شاهنامه با کاربرد همگانی و همانا ویژه آیین شهریاری!مهرورزتان - حامی#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۸https://t.me/ShahnamehToosi
جایگاه و ارزش بزم و شادمانی در شاهنامهگفتاری از استاد #علیرضا_قیامتی @ShahnamehToosi
✅ ✅ ✅#اشا_در_بینش_زرتشتیکی از واژگان کلیدی، سپند و برجسته در پیام زرتشت واژه اشاست.این واژه در اوستا به گونه "اَشَه" نیز آمده که در جهان مادی به چمار((معنی) قانون(داد)، هنجار و پیراستگی و آراستگی(نظم)، وسامان درست می باشد.هماهنگ با این واژه در گویش وزبان پارسی یک واژه ویژه را نمی توان یادآوری وجایگزین کرد.پژوهشگران گاهی به واژه راستی، درستی، پاکی و هنجارمندی اشاره می کنند که همه اینها می تواند درست باشد.اشوزرتشت که بسیار ازین واژه در پیام خود " گات ها" به آن پرداخته است این ویژگی را به اهورامزدا(دانایی وآگاهی هستی مند) وابسته می داند و بیان می کند که تمام هستی از آغاز تا انجام برپایه اشا پدیدار شده و همچنان دنبال خواهد شد.امروزه با کمک دانش دریافته ایم که از کوچکترین ذره ها با نیروی سازگار(مثبت= پُروتون) و ناسازگار(منفی =الکترون) ماده، پدیدار شده و هرگاه نیاز باشد مانند کارکرد خورشید می تواند به انرژی های گرما و روشنایی نیز برسد.اشا یا هنجار درستی که در هستی روان(جاری) است هیچگاه به بی هنجاری نخواهد رسید چون هستی با بی هنجاری متلاشی خواهد شد.آنچه از پدیدار شدن اشا دریافته ایم همکاری و تلاش دو نیروی همگون و ناهمگون(متضاد) است که از آغاز هستی همزاد بوده اند همچنان هستی را دنبال می کنند. مانند کشش ورانش-- تز وآنتی تز-- کنش و واکنش-- نیروی پذیرش و رانش(جذب ودفع) همه دست به دست هم داده تا هستی وآنچه درآن می بینیم، پایدار بماند.در این راستا آنگاه که مرتوگان(بشر) با خرد خویش بر زمین پای گذاشته است، با هوشمندی ودانشی که پیوسته فراخواهد گرفت.به سازندگی، نوشدن وسازندگی خواهد رسید.چنانکه مرتوگان از غارنشینی به پیشرفت کنونی در جهان دست یافته است.در بینش زرتشت، مرتوگان هنگامی در جهان شایستگی دارند که در پرتو اشا گام بردارند وگرنه از خرد خویش بهره نگرفته و نادانی را پیشه کرده اند.سعدی برای دست یافتن مرتوها(مردم) به "هنجار اشا" چه گویا و زیبا بیان کرده است:ابر وباد و مَه وخورشید فلک درکارند/(پیروی از اشا)تا تو (مَرتو= انسان) نانی به کف آری و به غفلت نخوری/همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار/شرط انصاف نباشد که فرمان نبری.این حکیم ایرانی نیز سرپیچی از هنجارراستی را شایستگی مرتوها نمی داند!سرود ارزشمند وکوتاهی در هات ۲۷ یسنا که پیش درآمد گاتای زرتشت است آمده که "اِشِم وُهو" نام دارد. این سرود که در سرایش اوستا بارها بر زبان می آید، جان مایه بینش اشوزرتشت برای پیوستن به هنجار اشا می باشد.در برگردان سرود:آمده که اشا بهترین است."وََهیشتِم اَستی"(وَه= به) وَهیشتم= بهترین)گونه ای اشا که می تواند در جان و روان مرتوگان پدیدار و پویا گردد که(اَشاوَهیشتا= اَردیبهشت)نه تنها او را هویت راستی و درستی وپاکی ببخشد بلکه ویژگی هایی که درگذر گاهداد(تاریخ) مرتوگان به سود خود و دیگران گزینش کرده برسد.به ویژه فروتنی-- پارسایی-- از خود گذشتگی-- پیمانداری-- نوگرایی-- سازندگی-- دهشمندی و خدمتگزاری به دیگران تا خود و همگی به خوشبختی دست یابند.چون به دنبال برگردان این سرود می خوانیم که گزینش اشاوهیشتا مرتوگان را به" اوشتا" خواهد رسانداوشتا به چمار روشن روانی، خوشبختی، آسایش وآرامش است.برای پیوستن به اشا؛به نمونه ای گویا اشاره می کنیم.چنانکه گمان کنیم که همه ذرات هستی نوازنده گونه ای ساز موسیقی باشند و با هنجار اشا که در ساختار خویش دارند. همچون ابر وباد ومَه و خورشید فلک هم در هستی سازهای گوناگون و همه دلنواز را می نوازند. که کوک شده "گئوش اوران" (روان هستی) می باشد.دگر گونی(تفاوت) مرتو در این است که با خرد خود می تواند ساز خویش را چنانچه مایل باشد، با ساز هستی هماهنگ می کند و بیگمان پروانه دارد تا کوک ساز خود را دلخراش وآزار دهنده نیز جابجا کند.اشوزرتشت در بند نهم ازهات سی از یسنا(گات ها) می فرماید:ای مزدا(دانش وآگاهی) خواستاریمتا ما نیز از رهروان راه اشا باشیم.از کسانی که زندگی را تازه میکنند جهان را نُو می سازند.وپیوسته با "اشا" هماهنگ گردیم.گفتنی است در سرود کوتاه "هَمازوربیم" که در بخشی از نیایش روزانه جای گرفته نیز چنین آمده است:همازوربیم(هم پیوند و پیماندار باشیم)همازور هَما اشو بیم( در پرتو اشا وهنجارگرایی با هم هماهنگ باشیم)هم کرفه کرفه کاران بیمدور از وناه و وناه کاران بیم...با ثواب کاران همراه گردیم و از گناهکاران دوری گزینیم..."اشو"نامی برگرفته از اشا بوده و به کسانی داده می شود که پیرو راه اشا باشند. راستی ونیکی در اندیشه، خوبی و اثربخشی در گفتار، درستی وسازندگی در کردار داشته باشند.اشوزرتشت با همین ویژگی ها آراسته شده که اشوزرتشت نام دارد.رهروان اَشا همگی "اَشََوَن" نام دارند.✍️ زندهیاد موبد#کورش_نیکنامدرگاه #زرتشت_و_مزدیسنان @zoroaster33🆔 t.me/ShahnamehToosi
درودها از جانهمراه با بهترین آرزوها و امید به روزهای درخشان شهر ایران ، در آغاز هفتهای دیگر، فرازی دیگر از سخن سخته و گهربار فردوسی فرزانه پیشکش دلهای مهربان ایرانیان.مهرورزتان - سیروس حامی#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۷ @ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است! فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇4️⃣ فهرست ۴بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.⏪⏪ گشایش تالار👈 بخش نخست فهرست 👈 بخش دویُم فهرست👈 بخش سهیُم فهرست👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر ۱- میدان جنگ ۲- افرسیاب ۳- درگذشت سام ۴- شکست ایرانیان از افراسیاب👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور👈 جایگاه «البرز کوه» !!👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه 👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه👈 دشنام در شاهنامه👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده 👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان👈 واژه موبد در سخن فردوسی👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن 👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه 👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر 👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟👈 جاندارانگاری - اساس زبان👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسیپیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره#شاهنامه_تاریخ_استورهای و گزارش شاهنامه از آغاز را از✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامهبیاغازند!❇️
📝برخی اندیشههای رفتاری شاهنامهشاهنامه، گنجینه ای از حماسه، رزم، دلیری، پایداری و توانمندی گذشتگان است و در هر سرگذشتی به اندیشه های رفتاری اشاره کرده است.رفتار واخلاقی که برخی از آنها در این روزگار کمتر در زندگی به چشم می خورد.رفتاری که به باور استاد شفیعی:آنچه می بینم، نمی خواهم آنچه می خواهم، نمی بینمچند گزینه اخلاقی ورفتاری در اندیشه فردوسی چنین است:۱-- آزرم و شرم داشتنیکی بیم و آزرم و شرم خدایکه تا باشدت یاور و رهنمای۲-- میانه روی واعتدالز کارِ زمانه میانه گُزینچوخواهی که یابی به داد آفرین۳-- بخشندگی ودهشچو بخشنده باشی گرامی شویز دانایی و داد، نامی شوی۴-- بُردباری وشکیباییستـونِ خـرد بردباری بُوَدچو تیزی کنی تن به خواری بود۵-- بشر دوستی به هرجایگه یار درویش باشهمی راد برمردم حویش باش۶-- پندپذیریتو بیماری و "پند" داروی توستبکوشم همی تا شوی تندرست۷-- دانش اندوزیمیاسای از آموختن، یک زمانز دانش مَیفکن دل اندر گمان۸-- رازپوشیچُو رازت به شهر آشکارا شوددلِ بِخردَت بی مُدارا شود۹-- سازگاری بادشواریهاور ایدون که باتو نسازدجهانبسازیم ما با جِهانِ جَهان۱۰-- فروبردن خشمبدان باش تا دور باشی به خشمبه مردی بپوش از گنهکار چشم۱۱-فروتنیفروتن بُوَد هرکه دارد خردسِپهرش همی درخرد پرورد۱۲-- بداندیشیبه دل نیز اندیشهی بد مَداربداندیش را بد بود روزگار۱۳-پرگوییچُو گفتارِ بیهوده بسیار گشتسخنگوی در مردمی خُوار گشت۱۴-- کینه توزی وجنگمَسازید جنگ و مریزید خونمباشید کس را به بد رهنمون۱۵-- عیب جوییچُو عیبِ تنِ خویش داند کسیز عیبِ کسان ، برنگوید بسی۱۶-- تن آسایی وکاهلیتن آسایی و کاهلی دورکنبکوش و زرنج تنت سورکن🔥🔥🔥🔥🔥🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنانگزینش ونگرش: #موبد_کورش_نیکنام @ShahnamehToosi
خُنُک در جهان مردِ پَیمانمنِشکه پاکی و شرمست پیراهَنِش،چو جانش تنش را نگهبان بود،همــه زندگانیش آسان بود!بماند کنون رادی و راستینکـوبد درِ کژّی و کاستیخـرد باد جانِ تو را رهنمـونکه راهی درازست پیشاندرون!جهان خوش بود بر دل نیکخوینگــردد به گِــردِ درِ آرزویسخنهای اومیـد گویم کنونکه دل را به شادی بود رهنمون:همیشه خردمندِ اومیدوارنبیند جز از شادی از روزگار!نیندیشید از کارِ بد یکزمانره تیر گیرد، نگیـرد کمان!دگر هر که خشنود باشد به گنج،نیازد، نیارد تنَـش را بـه رنج!کسی کو به گنج و درم ننگـرد،همه روز او بر خوشی بگذرد! «سخن گفتن بزرگمهر پیش کسرا» @ShahnamehToosi
باران یا واران یکی از زیباترین و کهنترین واژگان زبانهای ایرانی استباران که در پارسی با « ب » آغاز میشود، در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی با « و » تلفظ میشود. همانند گرگ/ ورک یا برف/ ورف و ....« باران و فعل آن باریدن » در زبانهای باستانی ایران : در پارسی میانه یا پهلوی ساسانی wārīdan باریدن و war یعنی دریاچه و vārān باران / اوستایی vār باریدن، باران و vari دریاچه / پهلوی اشکانی wārān باران / سغذی w'r باریدن، باران / سکایی bāra باران و ber باراندن / خوارزمی w'ry باریدن و w'r باران / و .....این واژگان از ریشه vār (بمعنای باران، آب) در ایرانی باستان هستند، که خود از ریشه « ایر و اروپایی » uēr , weh₁r بمعنای « آب، باران، رود » است. در نورسی باستان (اسکاندیناوی) vari یعنی آب و مایع / در لوویایی ( از زبانهایی باستانی آناتولی در هزاره دوم پیش.م ) 𒉿𒀀𒅈 با خوانش wār یعنی آب / در سانسکریت یا هندی باستان vār یعنی آب، باران / و ... که این نشان از پیوند و همریشهگی بسیار کهن زبانهای آریایی و اروپایی دارد.در زبانهای ایرانی نو : کردی wārīn, bārīn / بلوچی gwār / آسی ( بازمانده سکایی غربی ) waryn باریدن / پشتو ( بازمانده سکایی شرقی ) wōrēdel باریدن / و ...🔷 تیشتر : ایزد باران در اوستا.🔻 تِـشْـتَـر یشت که تیشْـتَـر یشت و تیر یشت نیز نامیده میشود، هشتمین یشت اوستا است. این یشت در بزرگداشت و ستایش پر فروغترین و درخشانترین ستاره آسمان که همانا ستاره «تِشْتَر» باشد، سروده شده و یکی از دلکشترین بخشهای اوستاست. امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اَمرداد ماه اتفاق میافتد. اما در زمان سرایش تیر یشت، نخستین طلوع بامدادی این ستاره در حدود اوایل تابستان بوده است که نام ماهِ «تیر» نیز از همین واقعه گرفته شده است. به دلیل اینکه بالا آمدن ستاره «تِشْـتَر» با افزایش بارندگی و پایین رفتن این ستاره با کاهش بارندگی توأم بوده است، بین این ستاره و بارندگیهای فراوان ارتباطی احساس شـده است کـه در سراسر این یشت به این باور اشاره شده است: می ستاییم ستاره درخشان و شکوهمندِ تِشْتَر را ... می ستاییم آب دریای فراخکرت را و رود «وَنْـگوهی» در همه جا پُر آوازه را، نام «گِـئوشِ» مزدا آفریده را و فَـرِّ کیانی را . میستاییم ستاره درخشان و شکوهمند تِشْـتَر را، آن در بردارنده تخمه آبها و آن توانای بزرگِ نیرومند، و آن دورنگرنده بلندپایگاه و زَبَردست را، آن بزرگواری که نیکنامی از اوست و تبارش از «اّپَـمنَـپات» است..باران در شعر فردوسی :.چو از دامن ابر چین کم شودبیابان ز باران پر از نم شود.همی سوخت آباد بوم و درختبه ایرانیان بر شد آن کار سختز باران هوا خشک شد هفت سالدگرگونه شد بخت و برگشت حال.همانا که باران نبارد ز میغفزون زانک بارید بر سرش تیغ🛫 @zoroaster33 @ShahnamehToosi
#محمدعلی_فروغی:بعقیده من وظیفه هر ایرانی است که اولا خود با #شاهنامه مانوس شود، ثانیا ابناء وطن را بموانست این کتاب ترغیب نماید و اسباب آن را فراهم آورد. مختصر، فردوسی قباله و سند نجابت ملت ایران را تنظیم فرموده، و همین کلمه مرا بی نیاز می کند از اینکه در توضیح مطلب و پافشاری در اثبات مقام فردوسی از این جهت بطول کلام بپردازم.گرامی باد زادروز زندهیاد #محمدعلی_فروغی (۱۰ امرداد ۱۲۵۴ تهران – ۵ آذر ۱۳۲۱ تهران) 🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
یاران درود. یک بغل آرزوی خوب، به همراه سخنی دیگر از دفتر دانایی و داد، پیشکش شما گرامیان در آغاز هفته داغ. روزگارتان بکام. دیرزیوید.نیکخواهتان - سیروس حامی#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۶ @ShahnamehToosi
🍃📝 کوچ آریاییان،از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار✍️ دکتر #آزاده_احسانیچندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ مساله کوچ یا بهتر بگویم کوچهای آریاییان به فلات ایران بودم، و در دمادم همین پژوهشها بود که با پدیدۀ کم و بیش نوینی که تازگیها در میان دانشمندان هندی باب شده است، آشنا شدم.امروزه بسیارند پژوهشگران نوگرای هندی که دیگر سخنان سدههای پیشین درباره کوچ آریاییان، برایشان پذیرفتنی نیست؛ و اینک به نظریه «آریاییان بومی» گرایش پیدا کردهاند. (آریاییان بومی هندوستان)آنان بر این باورند که تاریخنگاری چند سده پیش در خاور (:شرق)، پرداختۀ دوران استعمار بوده و با هدفهای ویژۀ سیاسی-اقتصادی انجام یافته است، و آن تاریخنگاریها امروزه دیگر مستند نیست.در این میان، پس از پرس و جو از استادم دکتر ریچارد فولتز در بخش ایرانشناسی دانشکده دین (religion) دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا، با نوشتههای یکی از استادان هندپژوه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی، با نام ادوین بریانت آشنا شدم و از راه رایانامه با ایشان پیوند یافته و درخواست یاری در زمینه کوچ آریاییان كردم.ایشان در پاسخ به من نوشتند، «من بیش از آنچه که در کتابم (مباحثه هندوآریایی، مدارک و نتایج بر پایه تاریخ هند) آمده است، سخن دیگری ندارم؛ و دیگر از دست سیاسیبازیهای -غربیها- در مسالۀ «کوچ آریاییان» خسته شدهام /به اینجایم رسیده است!/، بنابراین چنانچه شما در پژوهشهایتان در این زمینه به جایی رسیدید، مرا هم باخبر کنید!».و همین سیاسیبازیهاست که هنوز هم پس از گذشت سدهها و پس از خالی شدن ظاهری غرب آسیا و شبهقاره هند از استعمارگران اروپایی، همچنان دنباله دارد. همین سیاسیبازیهاست که یک دانشمند و هندشناس آمریکاییِ به دور از شیله پیلههای سیاسی را نیز خسته و وامانده، وادار به کنارهگیری میکند تا برود و از دور تماشاگر دغلبازیهای شرقشناسان غربی باشد.و اما چرا امروزه نمیتوان دیدگاهی وارون دیدگاه غربیان درباره کوچ آریاییان ارایه داد؟ زیرا که شاید دیدگاه «آریاییان بومی»، رفتهرفته و دوباره بتواند خودباوریِ از دست رفته مردمان فلات ایران و هندیان را -هر چند پس از گذشت سالیان دراز و با کوشش فرهنگی فراوان- بازگرداند. از این رو، شرقشناسان غربی، تاریخها را آنگونه نوشتهاند که، باشندگان امروز فلات ایران و شبهقاره هند، گذشتۀ تاریخی و فرهنگی سرزمینشان را از آنِ خود ندانند، بلکه آن را از آنِ مردمان بیگانهای بدانند که شاید در زمانهای دور در این سرزمین میزیستهاند و پس از چندی نیز، نسل آن مردمان بافرهنگِ پیشین به دست همین آریاییان مهاجم و مهاجر (باشندگان کنونی فلات ایران و هند) برافتاده است!بنابراین برای غربیان بهتر است تا مردم ایران چنین بپندارند که، چنانچه در جیرفت، شهرسوخته، خوزستان، سیَلک، مارلیک و... شگفتیهای بیمانند تمدنی فراتر از ۷۰۰۰ سال همچون خط و نقشههای باستانی جهان و شاهکارهای معماری و سامانه پالایش (تصفیه) آب و عمل جراحی جمجمه و چشم مصنوعی و... یافت شد، اینها هیچکدام برهانی برای اینکه ایرانیان به خود ببالند، نیست؛ زیرا اینها دستاورد تمدنهای پیشاآریایی بوده است، و ایرانیان هیچ سهمی در آنها نداشتهاند! اما اگر در فلان غار در اتریش، غارنگارهای از انسانهای نخستین پیدا شود؛ آن انسان نخستین، بیگمان نیای مستقیم مردمان امروز اروپا و مایۀ سربلندی ایشان به شمار آمده، و خبرش در بوق و کرنا برای جهانیان پخش میشود!آری، نمایش رویارویی شرق و غرب همچنان بر پرده است. اما دریغ و افسوس که ما مردم خاورزمین، امروزه خودباوری خود را از دست دادهایم، و وامانده و سرگردان همچون مردمانی افسون شده به دنبال داستانهای غربیان به راه افتادهایم. افسون شدهایم و حتی پلک هم نمیزنیم.اینها در جایی است که، غربیها خود از اسکندر مقدونی در فیلمها و نوشتارهایشان چهرهای معنوی ساختهاند و پی در پی فیلم اسپارتاکوس و ژولیوس سزار میسازند. همزمان هم به ما باوراندهاند که گذشته به تاریخ پیوسته است و دیگر ارزشی ندارد. بنابراین شما شرقیها باید ببینید که، «امروز چند مَرده حلاجید؟».باری، غربیان به ما چنین آموختهاند که در کوی و برزن راه برویم و بگوییم، «داشتم داشتم را وِلش کن، و دارم دارم را بچسب». اما همزمان خود درباره «داشتم داشتمِ» نداشتهشان، فیلم و مستند میسازند و به خورد ما میدهند، تا ببینیم و بیاموزیم آنچه را که آنان میخواهند...دنباله نوشتار و بنمایهها👇irane-ayandeh.blogsky.com/1402/02/28/post… @XeradsarayeFerdosiYazd
🍃کوچ آریاییان،از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار👈 دکتر #آزاده_احسانیچندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ مساله کوچ یا بهتر بگویم کوچهای آریاییان به فلات ایران بودم، و در دمادم همین پژوهشها بود که با پدیدۀ کم و بیش نوینی که تازگیها در میان دانشمندان هندی باب شده است، آشنا شدم.امروزه بسیارند پژوهشگران نوگرای هندی که دیگر سخنان سدههای پیشین درباره کوچ آریاییان، برایشان پذیرفتنی نیست؛ و اینک به نظریه «آریاییان بومی» گرایش پیدا کردهاند. (آریاییان بومی هندوستان)آنان بر این باورند که تاریخنگاری چند سده پیش در خاور (:شرق)، پرداختۀ دوران استعمار بوده و با هدفهای ویژۀ سیاسی-اقتصادی انجام یافته است، و آن تاریخنگاریها امروزه دیگر مستند نیست.در این میان، پس از پرس و جو از استادم دکتر ریچارد فولتز در بخش ایرانشناسی دانشکده دین (religion) دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا، با نوشتههای یکی از استادان هندپژوه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی، با نام ادوین بریانت آشنا شدم و از راه رایانامه با ایشان پیوند یافته و درخواست یاری در زمینه کوچ آریاییان كردم.ایشان در پاسخ به من نوشتند، «من بیش از آنچه که در کتابم (مباحثه هندوآریایی، مدارک و نتایج بر پایه تاریخ هند) آمده است، سخن دیگری ندارم؛ و دیگر از دست سیاسیبازیهای -غربیها- در مسالۀ «کوچ آریاییان» خسته شدهام /به اینجایم رسیده است!/، بنابراین چنانچه شما در پژوهشهایتان در این زمینه به جایی رسیدید، مرا هم باخبر کنید!».و همین سیاسیبازیهاست که هنوز هم پس از گذشت سدهها و پس از خالی شدن ظاهری غرب آسیا و شبهقاره هند از استعمارگران اروپایی، همچنان دنباله دارد. همین سیاسیبازیهاست که یک دانشمند و هندشناس آمریکاییِ به دور از شیله پیلههای سیاسی را نیز خسته و وامانده، وادار به کنارهگیری میکند تا برود و از دور تماشاگر دغلبازیهای شرقشناسان غربی باشد.و اما چرا امروزه نمیتوان دیدگاهی وارون دیدگاه غربیان درباره کوچ آریاییان ارایه داد؟ زیرا که شاید دیدگاه «آریاییان بومی»، رفتهرفته و دوباره بتواند خودباوریِ از دست رفته مردمان فلات ایران و هندیان را -هر چند پس از گذشت سالیان دراز و با کوشش فرهنگی فراوان- بازگرداند. از این رو، شرقشناسان غربی، تاریخها را آنگونه نوشتهاند که، باشندگان امروز فلات ایران و شبهقاره هند، گذشتۀ تاریخی و فرهنگی سرزمینشان را از آنِ خود ندانند، بلکه آن را از آنِ مردمان بیگانهای بدانند که شاید در زمانهای دور در این سرزمین میزیستهاند و پس از چندی نیز، نسل آن مردمان بافرهنگِ پیشین به دست همین آریاییان مهاجم و مهاجر (باشندگان کنونی فلات ایران و هند) برافتاده است!بنابراین برای غربیان بهتر است تا مردم ایران چنین بپندارند که، چنانچه در جیرفت، شهرسوخته، خوزستان، سیَلک، مارلیک و... شگفتیهای بیمانند تمدنی فراتر از ۷۰۰۰ سال همچون خط و نقشههای باستانی جهان و شاهکارهای معماری و سامانه پالایش (تصفیه) آب و عمل جراحی جمجمه و چشم مصنوعی و... یافت شد، اینها هیچکدام برهانی برای اینکه ایرانیان به خود ببالند، نیست؛ زیرا اینها دستاورد تمدنهای پیشاآریایی بوده است، و ایرانیان هیچ سهمی در آنها نداشتهاند! اما اگر در فلان غار در اتریش، غارنگارهای از انسانهای نخستین پیدا شود؛ آن انسان نخستین، بیگمان نیای مستقیم مردمان امروز اروپا و مایۀ سربلندی ایشان به شمار آمده، و خبرش در بوق و کرنا برای جهانیان پخش میشود!آری، نمایش رویارویی شرق و غرب همچنان بر پرده است. اما دریغ و افسوس که ما مردم خاورزمین، امروزه خودباوری خود را از دست دادهایم، و وامانده و سرگردان همچون مردمانی افسون شده به دنبال داستانهای غربیان به راه افتادهایم. افسون شدهایم و حتی پلک هم نمیزنیم.اینها در جایی است که، غربیها خود از اسکندر مقدونی در فیلمها و نوشتارهایشان چهرهای معنوی ساختهاند و پی در پی فیلم اسپارتاکوس و ژولیوس سزار میسازند. همزمان هم به ما باوراندهاند که گذشته به تاریخ پیوسته است و دیگر ارزشی ندارد. بنابراین شما شرقیها باید ببینید که، «امروز چند مَرده حلاجید؟».باری، غربیان به ما چنین آموختهاند که در کوی و برزن راه برویم و بگوییم، «داشتم داشتم را وِلش کن، و دارم دارم را بچسب». اما همزمان خود درباره «داشتم داشتمِ» نداشتهشان، فیلم و مستند میسازند و به خورد ما میدهند، تا ببینیم و بیاموزیم آنچه را که آنان میخواهند...دنباله نوشتار و بنمایهها👇irane-ayandeh.blogsky.com/1402/02/28/post… @XeradsarayeFerdosiYazd
هفته نو بکام! درود و بهترین آرزوها، همراه با فرازی دیگر از خردنامه فرزانه توس، پیشکش گرامی یاران جان.نیکخواهتان - سیروس حامی#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۵ @ShahnamehToosi
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است! فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇4️⃣ فهرست ۴بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.⏪⏪ گشایش تالار👈 بخش نخست فهرست 👈 بخش دویُم فهرست👈 بخش سهیُم فهرست👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر ۱- میدان جنگ ۲- افرسیاب ۳- درگذشت سام ۴- شکست ایرانیان از افراسیاب👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور👈 جایگاه «البرز کوه» !!👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه 👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه👈 دشنام در شاهنامه👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده 👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان👈 واژه موبد در سخن فردوسی👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن 👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه 👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر 👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟👈 جاندارانگاری - اساس زبان👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسیپیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره#شاهنامه_تاریخ_استورهای و گزارش شاهنامه از آغاز را از✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامهبیاغازند!❇️
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم. 💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی💧یافتههای مهم روانشناسی💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)💧جملگی روانکاوی💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)💧صادق هدایت💧زین قند پارسی (درست بنویسیم، درست بگوییم).💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه💧بهترین داستانهای کوتاه جهان💧رمانهای صوتی بهار💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ💧حافظ/ خیام (صوتی)💧خردسرای فردوسی(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).💧بنیاد فردوسی خراسان(كانون شاهنامه فردوسی توس).💧سرو سایـهفکن(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری💧موسسه پژوهشی چراغدارانمیراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری💧شاهنامه کودک هما💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین💧شاهنامه برای کودکان(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)💧گاهگفـت(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)💧کتاب گویای ژیگ💧سفر به ادبیات (مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)💧کانون پژوهشهای شاهنامه(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).💧هفت هزار سالگان💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری💧رهسپر کوچۀ رندان(بررسی اندیشۀ حافظ).💧حماسهسرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار💧تاریخ روایی ایران💧سخن و سخنوران(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).💧کتاب و حکمت💧تاریخ میانه💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).💧شرح کلیات سعدی(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).💧انجمن شاهنامهخوانی هما(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)☔️کانال میهمان: 💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل@alireza_heidaree
📝 امرداد👈 #فريدون_جنيدیدر زبان و فرهنگ كهن ايرانيان، ويژهترين نام خداوند «اُهرمزد» است، به معنی «خرد هستی بخش» يا «سرور خردمند». اين واژه در زبان فارسی «هُرمُزد» شد. «هرمزد»، هفت چگونگی يا صفت دارد: بهمن (انديشه نيك)، ارديبهشت (برترين و بهترين راستی و پاكی)، شهريور (برترين فرمانروايی)، اسفند (گسترش و تقدس و پاكی و فروتنی)، خرداد (افزايش و رسايی) و امرداد (بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی).در متون عرفانی متاخر چون آثار عطار نيشابوری در جوانیاش، به هفت شهر عشق (مهر) اشاره شده است كه ريشه در اين هفت ويژگی خداوند دارد و اين هفت ويژگی خداوند نيز ريشه در باورهای ديرين «مهری» دارد كه اكنون جای پرداختن بدان نيست. آن هفت شهر عشق عبارتند از: طلب و عشق و معرفت و استغنا و توحيد و حيرت و فقر و فنا. اين فنا همان گم شدن (جان گرفتن) در هستی و جاودانگی (فناء فیالله) است. عطار می گويد: سايهای از هستی خود وارهيد / در بر خورشيد، نورالنور شد. «امرداد» به معنی «بیمرگ» و «جاودانه» است و از اوست كه زندگی در جهان جريان دارد. بنا بر روايت ابوريحان بيرونی، در باور كهن ايرانيان، «امرداد» حفظكننده گيتی است و خوردنی ها و داروهایی كه اصل گياهی دارند از اوست. «امرداد» تجلی صفت جاودانگی هستی و جان جهان و خدای جانآفرين است و اوست كه با سرپرستی گياهان و نمو و بالش برگ و گل، چهره هستی را هر روز رنگی می دهد و هر سال از درون خار خشك، برگ تر میآورد و به ديدگان مشتاق رهروان وادی هستی، با هزاران زبان، نشان می دهد كه مرگی در ميان نيست؛ آنچه هست تداوم زندگی است. اكنون كه جايگاه ويژه «امرداد» در فرهنگ ايرانی روشن شد، از نگاه زبانشناسی تاريخی اين واژه را بررسی كنيم:در زبانهای باستانی ايران «ا» آغازين، واژه را منفی ميكرده و پيشوند صفتساز بود. اين «ا» در فارسي نو فرو افتاد: چون «اپورنای» و «ابُرنای» و «برنای»، «اناهيد» و «ناهيد»، و «امرداد» و «مرداد». «امرداد» در زبان كهن ايرانيان به گونه «امِرِتات» به معنی بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی است، از ريشه «مر» به معنی مردن و «ا» حرف نفی است. با اين روی، بر ايرانيان است كه با آگاهی از اين دگرگونی در زبان، باز هم پنجمين ماه از سال را به گونه كهنش «امرداد» به كار برند! به آيين دگرگونیهای زبانی يا آوايی ننگرند؛ نگاهشان به فرهنگ نياكان باشد و «مرداد» را كه برابر با «ميرايی» و دور از «خداوند جان و خرد» است به كار نبرند. فرمان، فرمان پايداری فرهنگ است و نه دگرگونی زبان و آوا و ...!#بنياد_نيشابورhttps://t.me/bonyad_neyshaboort.me/ShahnamehToosi
ما هماکنون بیش از هر هنگام به شاهنامه نیاز داریمسخنان استاد #علیرضا_قیامتینشست فرهنگی ادبی۱۴۰۳/۵/۴ انجمن شاهنامه فردوسی یاسوج برگرفته از 👇youtube.com/@dr_ghiyamati%F0%9F%86%94 @ShahnamehToosi