🗣 دنبالهی درنگ بر گفتگوی جنتی- عبدیپورپاشنهآشیل عبدیپوربا این حال، دیدگاه عبدیپور در شکل مطرح…
انتشار: 2026/08/03 17:45 UTCدریافت: 2026/08/11 17:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 17:55 UTC
🗣 دنبالهی درنگ بر گفتگوی جنتی- عبدیپورپاشنهآشیل عبدیپوربا این حال، دیدگاه عبدیپور در شکل مطرحشده، از پشتوانه نظری و طرح اجرایی کافی برخوردار نیست. او بهجای آنکه مفهوم «چسب اجتماعی» را عملیاتی کند، بیشتر بر شهود اخلاقی، عاطفه انسانی، مهربانی و ضرورت نزدیکشدن آدمها تکیه دارد. این زبان ممکن است در سطح انسانی اثرگذار باشد، اما در یک مناظره سیاسی و اجتماعی بهآسانی آسیبپذیر میشود.جنتی میپرسد: چسببودن دقیقاً یعنی چه؟ گفتوگو با چه کسی؟ با چه حدودی؟ تحت چه قواعدی؟ آیا باید با نیرویی که گفتوگو را ابزار مشروعیت خود میکند نیز وارد گفتوگو شد؟ آیا دعوت به همدلی، بار ترمیم را بر دوش کسانی نمیگذارد که خود قربانی خشونت و طرد بودهاند؟ چه سازوکاری مانع سوءاستفاده قدرت از زبان آشتی و مهربانی میشود؟تا زمانی که عبدیپور برای این پرسشها پاسخ روشنی نداشته باشد، جنتی میتواند موضع او را به سادگی «عادیسازی وضع موجود» معرفی کند، و حتی «پروژه» نام نهد.مشکل دیگر آن است که استعاره چسب ممکن است تفاوتها و تعارضهای واقعی را کماهمیت جلوه دهد. جامعه سالم جامعهای نیست که در آن همه قطعات به یکدیگر چسبیده و تفاوتها محو شده باشند. برخی تعارضها مشروع، اجتنابناپذیر و حتی ضروریاند. حذف تعارض چاره نیست؛ راه در ایجاد نهادها، زبانها و قواعدی است که تعارض را از حذف و خشونت جدا کند.از سوی دیگر، آزادی مثبت نیز، همانگونه که برلین هشدار میداد، میتواند منحرف شود. ممکن است فرد یا گروهی به نام «خیر واقعی جامعه»، «وحدت» یا «مصلحت عمومی» از دیگران بخواهد خواستهها و اعتراضهای خود را کنار بگذارند. برلین دقیقاً نسبت به این خطر هشدار میداد که آزادی مثبت، هنگامی که یک قدرت مدعی شود حقیقت و مصلحت واقعی مردم را بهتر از خود آنان میشناسد، میتواند به توجیه اجبار تبدیل شود. مراقبت بدون مرزبندی، پاسخگویی و عدالت، خود میتواند به خشونتی نرم تبدیل شود.دو صدای جامعه؛ نه دو نگاه شخصیاین گفتوگو مهم است، زیرا دو گرایش واقعی جامعه ایران را در برابر یکدیگر قرار میدهد.نگاه نخست میگوید: عامل اصلی گسست روشن است. تا زمانی که قدرت سیاسی به حذف و جداسازی ادامه میدهد، سخن گفتن از همبستگی، پوشاندن واقعیت و تحمیل مسئولیت به قربانیان است.نگاه دوم میگوید: حتی اگر عامل اصلی گسست روشن باشد، جامعه نمیتواند همه مسئولیت خود را به لحظه تغییر ساختار موکول کند. ما ناگزیر باید از همین اکنون ظرفیتهای گفتوگو، اعتماد و همکاری را حفظ کنیم؛ وگرنه تغییر سیاسی نیز بر زمینی سوخته اتفاق خواهد افتاد.هر دو دیدگاه بخشی از حقیقت را در اختیار دارند. بدون آزادی منفی، یعنی بدون کاهش محدودیت، مداخله، تبعیض و انسداد، ظرفیتهای جامعه دائماً تخریب میشوند. اما بدون آزادی مثبت، یعنی بدون تمرین کنشگری، خودسامانی، ساختن نهاد و حفظ روابط، برداشتهشدن موانع نیز بهتنهایی جامعه آزاد ایجاد نمیکند.جنتی به ما یادآوری میکند که نباید مسئولیت قدرت را در زبان کلی «همه مقصریم» حل کرد. عبدیپور یادآوری میکند که نباید مسئولیت فرد و جامعه را در زبان کلی «ساختار مقصر است» مضمحل ساخت.گرفتاری رای جنتی آن است که از درستی تشخیص آسیب، ناممکنبودن عمل را نتیجه میگیرد. معضل نگاه عبدیپور آن است که ضرورت اخلاقی عمل را بدون ارائه نظریهای درباره قدرت، مرزها، نهادها و شیوه اجرای آن مطرح میکند.برای خروج از این دو بنبست، استعاره عبدیپور باید از سطح عاطفه به سطح عمل اجتماعی و نهادی منتقل شود. جامعه به موعظه درباره مهربانی نیاز ندارد؛ به صورتهای مشخص میانجیگری نیاز دارد: انجمنهای مستقل، گفتوگوهای میانگروهی، رسانههایی که اختلاف را بدون برچسبزنی و عصبیت بازنمایی کنند، نهادهای صنفی، شبکههای محلی، سازوکارهای حل تعارض، آموزش تحمل تفاوت و فضاهایی که افراد بتوانند بدون الزام به همعقیدهشدن، با یکدیگر همکاری کنند.چسب اجتماعی یک فرد قهرمان یا چهره مشهور نیست. چسب اجتماعی مجموعهای از مناسبات، هنجارها و نهادهاست که اجازه نمیدهد اختلاف سیاسی به نفی انسانیت دیگری تبدیل شود.در مقابل، نقد ساختاری جنتی نیز باید از شرح انسداد به نظریهی کنش گذر کند. اینکه ساختار چه کرده است، پاسخ به این پرسش نیست که اکنون چه باید کرد. حتی در محدودترین شرایط نیز دامنه عمل صفر نمیشود. ممکن است امکانها کوچک، پرهزینه و نابرابر باشند، اما همین امکانهای محدود، ماده اولیه هر تغییر بزرگترند.نه میتوان به نام ساختار از مسئولیت فردی گریخت و نه میتوان به نام مسئولیت فردی، ساختار را تبرئه کرد.فارغ از ضعفها و قوتهای دو سوی گفتوگو، نفس طرح این اختلاف ارزشمند است. جامعه ایران به جای اجماعهای نمایشی، به آشکارشدن تعارضهای واقعی نیاز دارد. اختلاف میان جنتی و عبدیپور اختلافی فرعی نیست؛ پرسشی مرکزی درباره آینده زندگی جمعی ماست.آیا نخست باید قدرت سیاسی تغییر کند تا روابط اجتماعی ترمیم شوند، یا بدون آغاز ترمیم روابط اجتماعی هیچ تغییر پایداری در قدرت ممکن نیست؟ پاسخ معقول احتمالاً در انتخاب یکی و حذف دیگری نیست. آزادی از سلطه و توانایی ساختن، عدالت و مراقبت، افشای عامل آسیب و قبول مسئولیت فردی، باید همزمان دنبال شوند. جامعهای که فقط آسیبشناسی کند، بهتدریج به ناتوانی خود یقین پیدا میکند؛ جامعهای که فقط از مهربانی سخن بگوید، ممکن است نسبت به واقعیت قدرت و بیعدالتی نابینا شود.راه برونرفت نه انکار بنبستهاست و نه تبدیلکردن بنبست به هویت. باید محدودیتها را دید، عاملان آنها را بهدرستی نام برد و در همان حال، از اندک امکانهای باقیمانده برای ساختن استفاده کرد.هیچکس بهتنهایی چسب جامعه نیست؛ اما هرکس میتواند در جایگاه و اندازه خود، از بازکردن چسبهای باقیمانده خودداری کند.📎 پایان. ۲/۲#تجربههای_روانپزشکانه


