
شناخت مفاهیم سیاست به بیان سادهبا هدف تحلیل واقع بینانه رویدادهای سیاسی.این کانال هوادار هیچ جناح، حزب و گروهی نیستانتشار مطالب با هدف آشنایی با مفاهیم سیاسی بوده و به معنای تایید آنها نیست.⬇️ ارتباط با ما و آگهی:@Politicoadmin
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 123 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 128 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
✴️🔼 ایدئولوژی چگونه مغز ما را تصرف میکند؟➖خلاصه کتاب مغز ایدئولوژیک➖نوشته لیوور زمیگراد، دانشمند عصبشناس در ➖دانشگاه کمبریج انگلستان➕بی پلاس || علی بندری youtu.be/48AWC25R0f8?si=LTJuibeZgV5DCG_z%… #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️❇️ معجزه اقتصاد آزاد در آژانتین✍🏼محمد حسین مصباح🔴بسیاری از اقتصاددان ها دردنیا وضعیت ارژانتین را برای سنجش کارایی "اقتصاد بازار" تحت نظر داشتند!🔴نتایج اجرای سیاست های "نسبتا آزاد" میلی در ارژانتین نشان میدهد این کشور که با اجرای سیاست های سوسیالیستی فرناندز به تورم ۲۱۱٪ و نرخ فقر ۴۱٪ و کاهش ۱۰ برابری ارزش پزو به فروپاشی رسیده بود، چگونه ظرف دوسال در تمامی شاخص ها موفقیت خیره کننده داشته و از منجلاب درامده و به سمت بهبود حرکت کرده!-تورم ماهانه از ۲۵٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۱/۹ ٪ در ژوئن ۲۰۲۶-نرخ فقر از ۴۱/۷٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۲۸٪ در نیمه دوم ۲۰۲۵-نرخ فقر شدید از ۱۸٪ به ۶٪ -تورم سالانه از ۲۱۱٪ به ۳۱٪ 🔴اینموفقیت بزرگ در اجرای سیاست های بازار ازاد میتوانست الگوی کشور ما باشد که با تلفیق رانتخواران و سفلهگان دلارزدا تا به امروز انجام نشده!پ.ن۱:برخی از سیاست های البرتو فرناندز که تشابه زیادی با سیاست های پیاده شده در ایران دارد:-دولت بزرگ و مداخله زیاد در اقتصاد-یارانه گسترده برای انرژی، حملونقل و خدمات عمومی-کنترل قیمتها برای بعضی کالاها و خدمات-کنترل شدید بازار ارز و محدودیت خرید دلار-افزایش مالیات، از جمله مالیات بر خرید ارز و برخی صادرات-تلاش برای حفظ قدرت خرید مردم از طریق سیاستهای حمایتیپ.ن۲: راه اصلاح مشخص است ولی منافع عده ای قدرت طلب و رانتخوار مانع از انجام آن است.پ.ن۳: ایران با داشتن اهرم انرژی سالیانه ۲۰۰میلیارددلار به راحتی میتواند اثرات تحریمرا خنثیکند که امروز با مفت فروشی منابع خود باعث ناترازی شده! /پیام اقتصاد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟✍ مصطفی ملکیان🔺ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست.اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند.ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانهای ساده اندیش جذاب بوده است.اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. 🔰ضررهای ایدئولوژی:1⃣ نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگران به جای تو فکر کرده اند!2⃣دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو بعنوان انسان مستقل برداشته میشود و جایگاه برده فکری میگیری3⃣ سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم».4⃣و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند.📖 بخشی از سخنرانی معرفی کتاب «قدرت بی قدرتان»✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 ژاپن ۸۰ سال بعد از ۲ بمب اتمیدر مقابلکوبا ۷۰ سال بعد از سوسیالیسم✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼 بعد از اینکه مردم فوجیساوا در ژاپن به ساخت مسجد توی این شهر اعتراض کردن، دولت ژاپن اعلام کرد که اسلام جایی در این کشور نداره.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ محاصره دریایی از جنگ بدتر است، چرا؟ چه بلایی سر ما میآورد؟🔰سه نکته از میان حرفهای تکاندهندهی مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین1️⃣ تحریم که معرف حضورتان هست؟| «بدترین اتفاقی که امروز میتواند بیافتد این است که فکر کنیم، میتوانیم #محاصره دریایی را دور بزنیم و سعی کنیم با وجود آن کشور را اداره کنیم. کاری که مشابه آن را با تحریمها کردیم و به جای رفع آن و یا یافتن سازوکاری برای خنثاشدن آن، سراغ دورزدن تحریم رفتیم و نتیجه آن شد اقتصادی مستهلکشده و فسادهایی بزرگ.»2️⃣قحطی میشود؟| «بستهشدن مسیرهای دریایی یعنی دشوار کردن بازرگانی خارجی که اگر به طولانی باشد به قحطی منجر میشود. بیش از ۸۰ درصد از تجارت جهان از دریاها است. آوردن تمام نیاز تجاری کشور به روی زمین، یعنی تجارت به ظرفیت ۲۰ درصدی بسنده کند.مثلا اگر یک کانیتنر از چین و با کشتی به ایران بیاید، هزینه حملونقل آن سههزار دلار است اما همان کانتینر وقتی از مسیر زمینی میآید به طور میانگین ۱۲هزار دلار باید هزینه دارد.واردات ما از بنادر جنوبی سالانه حدود دومیلیون کانتینر است و اگر محاصره ادامه یابد هر کانتینر ۹ هزار دلار هزینه تجاری بیشتری به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد. درواقع چیزی در حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی برای ما در برخواهد داشت. درحالیکه کل نیاز اقتصاد ایران به واردات کالاهای اساسی و دارو کمتر از ۱۵ میلیارد دلار در سال است.در بخش صادرات غیرنفتی هم ما بر فرض سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم که کل آن سود نیست گر سودی هم باشد حدود ۱۰میلیارد دلار است. حال اگر بنا باشد ۱۰ یا ۱۵ میلیارد دلار بر هزینه صادرات افزوده شود، صادرات چه توجیهی دارد؟کل تجارت خارجی ما ۱۰۰ میلیارد دلار در سال است و افزودن هزینه ۲۰ میلیاردی در آن، کل این پروسه را به تعطیلی خواهد کشید.»3⃣صبر میکنند تا از پا درآییم| «در وضعیت نه جنگ، نه صلح و محاصره این اقتصاد ماست که وارد دوره استهلاک و نابودی میشود، نه اقتصاد آمریکا. در جنگ ۴۰روزه ما به اندازه محاصره کمبود نداشتیم.در محاصره آنها نیروی دریایی شان را در چندصدکیلومتری ساحل ما نگه میدارد، جایی که برد موشکها و پهبادهای ما به آن نمیرسد و بعد از آن صبر میکند تا ما از پا در آییم.»🔰 براساس مصاحبه حریری با خبرآنلایندیروز پزشکیان با افتخار میگفت که چون راه دریایی بسته است، پس به جای یک قطاری که در حالت عادی از چین به ایران بار میآورد حالا روزی سه قطار میآید.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ نجات یا نابودی ملتها در گذار تمدنی🔰تداوم ایدئولوژی دشمنسازی، دشمنهراسی، دشمنستیزی و جنگ دائمی، ملتها را به کدام سو برده است؟مقدمه: سالها میگذرد و طی آن، دشمنسازی، دشمنهراسی، دشمنستیزی و جنگ دائمی به عنوان استراتژی اصلی تداوم قدرت، به مردمان فروخته شد. هزینهاش، نابودی منابع ملی، فقر مزمن، و فساد سیستماتیک گسترده بود. شواهد تاریخی که در بسیاری از آثار پژوهشگران نمایانده شده، حاکی از آن است که از جنگ تحمیلی هشت ساله تا تحریمهای فلجکننده، از انهدام زیرساختها تا خالی شدن انبارهای غذا و ... طی دو جنگ تحمیلی بعدی و تاکنون، همه در سایه همین گفتمان رقم خورد. اما حالا بر اساس پروندههای قضائی و افشاگریهای گسترده و اعترافات، معلوم شده که پول نفت، صرف توسعه ی همان ایدئولوژی در کشورهای دیگر، یا شهرهای ... شده است، نه سفره مردم. در چنین شرایط مشابهی، ملتها در گذار تمدنی، یا نجات مییابند یا نابود میشوند.یکم: دشمنسازی، دشمنهراسی و دشمنستیزی، فقط یک استراتژی امنیتی نبود. یک صنعت بود. صنعتی که با ترس دائمی، مشروعیت قدرت را تضمین میکرد و از مردم، اطاعت بیچونوچرا میگرفت. جنگ دائمی نیز، این صنعت را تکمیل میکرد؛ جنگی که هیچگاه تمام نمیشد تا هیچگاه فرصتی برای حسابکشی پیش نیاید. اما هزینه این صنعت، نابودی نسل ها و منابع ملی بود.دوم: فساد سیستماتیک گسترده، با دشمنسازی گره خورده است. وقتی همهچیز به دشمن نسبت داده میشود، پاسخگویی معنا ندارد. مدیر نالایق، دشمن را مقصر ناکارآمدی خود میداند. غارتگر، پشت مصلحت امنیتی پنهان میشود. و مردم، در سرزمینی که همهچیز دشمن است، به یأس جمعی و بیتفاوتی مبتلا میشوند. این، نابودی تدریجی ملت است. فساد، در سایه جنگ دائمی، چنان ریشه دوانده که حتی نهادهای نظارتی نیز از مسیر خود منحرف شدهاند و به جای دفاع از حقوق مردم، به اطاعت از گفتمان جنگ روی آوردهاند.سوم: گذار تمدنی، یعنی انتخاب بین نجات و نابودی. اگر امروز، از گفتمان دشمنسازی عبور نکنیم و به جای ترس، امید را جایگزین نکنیم، فردا، نه در گذاری تمدنی موفق خواهیم بود، که در نابودی تدریجی گرفتار خواهیم شد. نجات، در بازتعریف امنیت است؛ امنیتی که در آن، رفاه جمعی و اعتماد ملی، جای ترس دائمی را میگیرد. بازسازیِ اعتماد، با توقف دشمنهراسی و شروع پاسخگویی ممکن میشود.به اعتقاد این کنشگر مدنی:❇️ به نظر میرسد چندین دهه دشمنسازی، شکاف عمیقی بین ملت و حاکمیت ایجاد کرده است. بازسازی اعتماد ملی، با توقف دشمن سازی، دشمنهراسی، دشمن ستیزی و شروع پاسخگو سازی در پیش وجدان آگاه ملت ممکن میشود.❇️ به نظر میرسد گذار تمدنی، نیازمند شجاعت تاریخی است. شجاعت نه گفتن به صنعت دشمنسازی و آری گفتن به صلح پایدار و توسعه انسانی.❇️ به نظر میرسد نجات، در تغییر روایت است. روایتی که در آن، امنیت با رفاه تعریف میشود، نه با ترس.توجه، توجه: امروز، در چهارراه تاریخی قرار داریم. یک راه، ادامه مسیر دشمنسازی و جنگ و فقر است و راه دیگر، صلح عزتمندانه، تضمین امنیت ملی و یکپارچگی میهنی و شکوفایی همه جانبه. انتخاب، با مردم فهیم و غیور و با شرف و آینده نگر است. اگر امروز، هم حل مسئله و هم پاسخگو کردنِ مسئلهساز را جدی نگیریم، فردا، دوباره، تاریخ، خودش را تکرار خواهد کرد و برای سالیان سال از تمدنسازی و عبور از پیچهای دوران تمدنی باز خواهیم ماند.❇️ پاینده باد ایران و خردمندانی که دشمنسازی را به ملتسازی تبدیل میکنند ✍️ غلامرضا رضائی برگرفته از مقالههای: سپهر خردمندی، نظریه لزوم و کفایت کنش مؤثر، انسان، ابرقدرت سازنده فردای خوشبختی.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 ترامپ ۵ میلیارد دلار ثروتمندتر شدفوربس برآورد کرده ثروت خالص دونالد ترامپ تا ۸ اوت ۲۰۲۶ به حدود ۶.۵ میلیارد دلار رسیده؛ رقمی که در سال ۱۹۸۹ حدود ۱.۵ میلیارد دلار بود.بخش مهمی از ثروت او همچنان از املاک میآید، اما در سالهای اخیر رمزارزها، صدور مجوز بینالمللی برند و داراییهایی مانند مارئهلاگو سهم بیشتری در درآمدش پیدا کردهاند. مسیر ثروت #ترامپ بدون افت نبوده؛ او پس از بحران املاک و افزایش بدهیها در سال ۱۹۹۰ از فهرست میلیاردرهای فوربس خارج شد، اما در ۱۹۹۷ دوباره به آن بازگشت.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼 بعد از ونزوئلا با تورم ۳۸۷ درصدی، #ایرانِ_مظلوم با تورم ۸۸ درصدی در تیرماه ۱۴۰۵، نایبقهرمان تورم در جهان شد!با این حال، باسوادترین رئیسجمهور کائنات میفرماید: « #تورم راهکار ندارد.»حق هم دارد؛ اگر راهکاری داشت، لابد خودش و این همه نابغه اقتصادیِ دوروبرش تا حالا پیدایش کرده بودند! ✍علی سعدوندی/اقتصاددان✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ تنگه هرمز را نبندید؛آن را به قدرت تبدیل کنید!✍ حمید آصفیتنگه هرمز برای جمهوری اسلامی سالها بیش از آنکه یک «راه بستهشده» باشد، یک «راهِ قابلبستهشدن» بوده است؛ تفاوتی ظریف، اما تعیینکننده. ایران تنگه را نمیبست؛ امکان بستن آن را وارد محاسبات دیگران میکرد. هرمز در این معنا نه یک سد، بلکه یک سایه ژئوپلیتیکی بود؛ سایهای که بر محاسبات آمریکا، کشورهای منطقه و بازار انرژی میافتاد تا تهران از موقعیت جغرافیایی خود اهرم بازدارنده بسازد.اما پس از جنگهای اخیر، این مسئله وارد مرحلهای تازه شده است. اکنون این خطر وجود دارد که «امکان بستن هرمز» از یک گزینه بازدارنده به یک هویت سیاسی تبدیل شود؛ یعنی حکومت بهجای آنکه از قابلیت انسداد برای افزایش هزینه طرف مقابل استفاده کند، خودِ تهدید به انسداد را به نشانهای از قدرت تبدیل کند.اینجا دقیقاً همان نقطهای است که نقد سیاست کنونی جمهوری اسلامی باید آغاز شود.🔺زیرا قدرت، با تکرار تهدید الزاماً بزرگتر نمیشود؛ گاهی فرسوده میشود.اگر هرمز قرار باشد هر بار که بحران بالا میگیرد بهعنوان «کارت نهایی ایران» روی میز گذاشته شود، این کارت بهتدریج ارزش خود را از دست میدهد.🔺تهدیدی که دائماً تکرار شود، از «بازدارندگی» به عادت سیاسی تبدیل میشود؛ و عادت سیاسی، اگر با دستاورد مشخص همراه نباشد، دیر یا زود به تورم تهدید میانجامد.از این منظر، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا ایران میتواند هرمز را ببندد؟» تقریباً همه بازیگران اصلی پاسخ این پرسش را در محاسبات خود دارند. پرسش دشوارتر این است:اگر ایران هرمز را به روی جهان ببندد، آیا درِ قدرت را به روی خودش باز میکند یا بخشی از قدرت خویش را نیز پشت همان در قفل میکند؟این همان پارادوکس هرمز است.🔺هرمز همزمان میتواند اهرم ایران و هزینه ایران باشد؛ هم میتواند سپر ایران و شمشیر علیه ایران باشد؛ هم میتواند سرمایه ژئوپلیتیک باشد و هم بدهی ژئوپلیتیک.جمهوری اسلامی اگر بخواهد از هرمز صرفاً بهعنوان ابزار فشار استفاده کند، ممکن است در کوتاهمدت احساس کند بر اهرمی نیرومند نشسته است؛ اما در سیاست بینالملل، اهرمی که دائماً به رخ کشیده شود، میتواند به ضد خود تبدیل شود. زیرا دیگران را وادار میکند برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر آن قدرت برنامهریزی کنند.این همان جایی است که باید میان «قدرتِ مختلکردن» و «قدرتِ نظمدادن» تفاوت گذاشت.🔺ایران میتواند بگوید هرمز را میبندم؛ اما پرسش راهبردیتر این است که آیا میتواند کاری کند که جهان بگوید هرمز بدون ایران قابل مدیریت نیست.این دو، یک چیز نیستند.در اولی، ایران بهعنوان یک ریسک دیده میشود؛ در دومی، بهعنوان یک ضرورت.از همین منظر، هر طرحی برای تبدیل هرمز به یک نظام عبور مشروط باید با حساسیت بیشتری بررسی شود.اگر کشتیها قرار باشد برای عبور، پرسشنامههای مفصل تکمیل کنند، اسناد ارائه دهند، مجوز بگیرند و در نهایت عوارض یا هزینه خدمات بپردازند، مسئله از «مدیریت ترافیک دریایی» به «مالیاتگذاری ژئوپلیتیک بر عبور» تغییر ماهیت میدهد؛ یعنی تبدیل یک موقعیت طبیعی به سازوکاری برای اخذ پول و اعمال اختیار اداری بر تجارت جهانی. چنین رویکردی میتواند هزینه و نااطمینانی عبور را افزایش دهد و کشتیها را به جستوجوی مسیرهای جایگزین سوق دهد.🔺هرمز را نباید به گمرکِ ژئوپلیتیک تبدیل کرد؛ قدرت ایران در این تنگه باید از اهمیت آن بیاید، نه از عوارضی که بر اهمیت آن وضع میکند.کشتی تجاری با موشک حرکت نمیکند؛ با اطمینان حرکت میکند. سرمایه با تهدید وارد بندر نمیشود؛ با پیشبینیپذیری وارد میشود. بیمهگر، بانک و شرکت کشتیرانی نیز به یک سؤال ساده نگاه میکنند: فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟اگر پاسخ این سؤال نامعلوم باشد، هرمز از یک مزیت ایرانی به یک ریسک جهانی تبدیل میشود؛ و هنگامی که یک مزیت به ریسک تبدیل شد، جهان برای دور زدن آن بهدنبال راهحل میگردد.بنابراین، سؤال اصلی سیاست ایران در هرمز باید از «چگونه میتوانیم عبور را دشوار کنیم؟» به «چگونه میتوانیم عبور را چنان امن و باثبات کنیم که همه برای حفظ این نظم به ایران نیاز داشته باشند؟» تغییر کند.🔺شاید بزرگترین خطای راهبردی این باشد که ایران آنقدر بر قابلیت تخریب یک نظم تأکید کند که دیگران قدرتش را نه در توانایی ساختن نظم، بلکه در توانایی برهمزدن نظم تعریف کنند.🔺قدرت واقعی آن نیست که بتوانی راه را ببندی؛ قدرت بالاتر آن است که بتوانی راه را باز نگه داری و همه برای باز ماندنش به تو نیازمند باشند.🔺کشوری که فقط میتواند راه را ببندد، یک تهدید است؛ اما کشوری که میتواند راه را امن، باز و باثبات نگه دارد، یک قدرت است.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 کریس کریستی سیاستمدار جمهوریخواه دونالد ترامپ در آستانه تبدیل شدن به چیزی است که هرگز نمیخواست باشد: جیمی کارتر؛ گروگانِ ایران. و همه اینها با انتخاب خودش اتفاق افتاد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
🅾🔼 لیلاز؛ ادب و دانششبا پوزش از اعضای گرامی. جناب دکتر لیلاز، فعال اصلاح طلب می فرمایند: حکومت پهلوی یه بشکه گُوهه که دو سانت روش عسله، به لحاظ اقتصادی.ولی کاش این اقتصاددان مودب و گرانپایه پیش از ارائه این حکم بسیار کلی به داده های بانک مرکزی ایران و یا دستکم آمار صندوق بین المللی پول سرکی میزد. این دو منبع معتقدند که طی دو دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی ایران، سالانه بین ۹تا۱۰ درصد بوده که حاکی از افزایش بیش از پنجبرابری درآمد سرانه واقعی بوده است. بنابراین ادعای «بشکه گه با دو سانت عسل» از نظر شاخصهای کلان اقتصادی با دادههای معتبر سازگار نیست. رشد آن دوره واقعی و در مقیاس جهانی قابلتوجه و بلکه کم مانند بود. اقتصاد ایران در ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۶ بهطور متوسط سالانه ۹٫۸٪ رشد واقعی داشته؛ جزو ۵ رشد جهان.همچنین رشد واقعی درآمد سرانه نیز حدود ۷٪ در سال بوده است. مهمتر اینکه بر پایه داده های آماری بین المللی، سرانه واقعی از ۲۵۷۷ دلار در ۱۹۵۶ به ۱۳۳۳۰ دلار در ۱۹۷۶ رسید.ببخشید که در تاریخ اقتصاد دخالت شد#یدالله_کریمی_پور پهلوی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ رویارویی آشکار نتانیاهو با ترامپ؛ 🔺بیبی برای انتخابات دست و پا میزندبنیامین نتانیاهو امروز در نطقی به صراحت اعلام کرد که مفاد تفاهمنامه ۱۵ مادهای غزه را نمیپذیرد. تفاهمنامهای که خلع سلاح حماس را با روند عقبنشینی اسرائیل از نوار غزه گره میزند و پذیرش آن از سوی حماس یک دستاورد مهم برای ترامپ به شمار میرود.نتانیاهو میدانست که این کار یک مواجهه آشکار با ترامپ است. او اعلام کرد که اسراییل وقتی لازم باشد میداند حتی در برابر بهترین دوستش چگونه بر مواضعش ایستادگی کند. اشاره ای آشکار به ترامپ و دولت آمریکا.چه اتفاقی افتاده است؟ به نظر این موضعگیری نتانیاهو را باید بر بستر وضعیت انتخاباتی اسرائیل بررسی کرد. نظرسنجیهای نشان میدهند که روند رشد آرا و کرسیهای حزب لیکود مدتی است متوقف شده است.فضای انتخاباتی به دو بلوک بزرگ حامی دولت او و مخالفان تقسیم میشود. هر چند در درون هر بلوک احزاب متعددی وجود دارند.نفتالی بنت و حزب «با هم» او یک حزب راستگرای افراطی است که در بلوک مخالفان نتانیاهو قرار گرفته است بنت با سودای نخست وزیری با یائیر باید مرکزگرا این حزب را بنیان نهاد. هر چند با ظهور گادی آیزنکوت و حزب مرکزگرای یاشار ، نتوانست به بزرگترین حزب اپوزیسیون بدل شود و فعلا در جایگاه سوم قرار دارد.دغدغه اول بسیاری رای دهندگان راستگرای اسراییلی، امنیت است. رایدهندگان به بنت و حزبش، نتانیاهو را در دستیابی به اهداف امنیتی خود در جنگهای متعدد ناموفق می دانند. برخی از آنها معتقدند که نتانیاهو از استقلال رای کافی در برابر دولت ترامپ برخوردار نیست.در فضای قطبی شده سیاست اسراییل بسیار دشوار است که نتانیاهو از رای احزاب چپ یا مرکزگرا بکاهد.برای او چارهای جز حمله به سبد رای بنت باقی نمیماند. این همان چیزی است که آرایش آرا در موسسات نظرسنجی نزدیک به او و دولتش نشان میدهد.ظاهراً نتانیاهو که از حمله مجدد ترامپ به ایران ناامید شده، حالا سعی دارد با موضعگیری و مقاومت در برابر دولت ترامپ استقلال رای خود را نشان دهد و با کاستن از سبد رای بنت و حزبش، تعداد کرسیهای حزب لیکود را در انتخابات بیشتر کند. در نگاه اول این تاکتیک نتانیاهو خبر خوبی برای ایران است که نشان از بعید بودن خطر حمله مجدد آمریکا دارد. اگرچه سابقه فریبکاریهای بازاری ترامپ و نتانیاهو چنان است که فرضیه نمایشی بودن همه این جدالها همواره در پی ذهن باقی میماند! هر چند این نافرمانی آشکار نتانیاهو چنان برای ترامپ گران میآید که بعید است فریبی در پشت پرده طراحی شده باشد.نتانیاهو با سرپیچی آشکار از ترامپ قصد نجات خود را در انتخابات آتی دارد. اگر این تاکتیک گانگستر به نتیجه نرسد، بعید نیست که او در ۲ ماه آینده دست به قمارهای بزرگتری بزند...✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️🔼 کتاب ارزشمند "خودآموز دیکتاتورها" را حتما بخوانید💬 بین مخالفانت تفرقه بینداز! اگر کشورت به دلایل مذهبی، طبقاتی، قومیتی و غیره، از قبل دستخوش تفرقه بوده است، حالا که صدای معترضان علیه رژیمت بلند شده، زمان بسیار مناسبی برای دامن زدن به این تفرقهها و اختلافهاست. تو باید به مأمورانت که آموزشهای خاصی درباره تحریک مردم به درگیری دیدهاند، دستور بدهی که بنزین بر آتش اختلافهای قومی و مذهبی بریزند. اگر در این کار موفق شدی و تخم نفاق را بین مخالفانت پاشیدی، آنها به جای حمله به تو مشغول حمله به یکدیگر میشوند. فایده این روش، ایجاد دو دستگی یا حتی چند دستگی بین دشمنانت و تضعیف آنهاست. موقعیکه دشمن دچار چند دستگی شد، تو فرصتی مییابی تا خودت را جمعوجور کنی، نیروهایت را ترمیم کنی و نفسی تازه کنی...📗 خودآموز دیکتاتور ها 👤 رندال وود 🔺 ترجمه روانشاد بیژن اشتری#معرفی_کتاب✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology❇️🔼 کتاب ارزشمند "خودآموز دیکتاتورها" را حتما بخوانید💬 بین مخالفانت تفرقه بینداز! اگر کشورت به دلایل مذهبی، طبقاتی، قومیتی و غیره، از قبل دستخوش تفرقه بوده است، حالا که صدای معترضان علیه رژیمت بلند شده، زمان بسیار مناسبی برای دامن زدن به این تفرقهها و اختلافهاست. تو باید به مأمورانت که آموزشهای خاصی درباره تحریک مردم به درگیری دیدهاند، دستور بدهی که بنزین بر آتش اختلافهای قومی و مذهبی بریزند. اگر در این کار موفق شدی و تخم نفاق را بین مخالفانت پاشیدی، آنها به جای حمله به تو مشغول حمله به یکدیگر میشوند. فایده این روش، ایجاد دو دستگی یا حتی چند دستگی بین دشمنانت و تضعیف آنهاست. موقعیکه دشمن دچار چند دستگی شد، تو فرصتی مییابی تا خودت را جمعوجور کنی، نیروهایت را ترمیم کنی و نفسی تازه کنی...📗 خودآموز دیکتاتور ها 👤 رندال وود 🔺 ترجمه روانشاد بیژن اشتری#معرفی_کتاب✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ تقصیرات شهروندان، سرمشقهای بدی است که از زمامداران گرفتهاند⭐️هیچ زمامداری حق ندارد از تقصیرهایی که شهروندان مرتکب میشوند، شکایت کند چون تقصیرهای اینان یا از اهمال خود او نشات میگیرند یا از اینکه خودش سرمشق بدی برای شهروندان است. ⭐️اگر در احوال مللی که امروز به دزدی و راهزنی و معایبی از این قبیل متهماند، نیک بنگریم خواهیم دید که چون زمامدارانشان دارای آن معایبند، آن گونه شدهاند. منطقه رومانيا پیش از آنکه پاپ آلکساندر ششم شهریاران کوچک را از آنجا بیرون کند، نمونه زندگی فسادآلود بود و هر بهانه کوچک در آنجا سبب دزدی و غارت و آدمکشی میگردید. مردمان آن منطقه از آن رو چنان بودند که زمامدارانشان فاسد بودند نه از آن رو که، طبیعت مردمانش فاسد باشد. آن زمامداران میخواستند، توانگر باشند. از این رو چاره نداشتند جز اینکه راه دزدی و غارت در پیش گیرند؛ و این کار را به انحاء گوناگون انجام میدادند. یکی از وسایل زیانباری که از آن استفاده میکردند این بود که با وضع قانون، عملی را ممنوع میساختند و آنگاه خودشان نخستین کسانی بودند که موجبات تجاوز از آن قانون را فراهم میکردند؛ ولی کسانی را که خلاف قانون عمل کرده بودند هنگامی مجازات میکردند که میدیدند مردمان بسیاری مرتکب آن تقصير شدهاند. پس مجازات برای نگاه داشتن حرمت قانون نبود بلکه مرادشان این بود که جریمههایی هر چه بیشتری وصول کنند. نتیجه این بود که مردم روز به روز فقیرتر میشدند ولی بهتر نمیشدند و فقیرشدگان به اموال کسانی دست درازی میکردند که ضعیفتر از خود ایشان بودند. از اینجا همه معایبی ریشه گرفتند که پیشتر برشمردم و منشأ اصلی همه آنها خود زمامداران بودند.گزارش "تیتوس لی ویوس"سخن مرا تأیید میکند. وقتی که فرستادگان روم مقداری از غنیمت شهر "ویی" را که وقف پرستشگاه آپولون بود به پرستشگاه میبردند، راهزنان دریایی شهر لیپاریس در سیسیل آنان را دستگیر کردند و به شهر بردند. چون تیماسی تئوس شهریار لیپاریس شنید که آن اموال را چه کسان و به چه منظور روانه کردهاند، با اینکه در شهر لیپاریس به دنیا آمده بود مانند شهروندی رومی رفتار کرد، و به مردم شهر گفت غارت کردن چنین مالی دور از انصاف است، و فرستادگان روم را با اموال وقفیشان آزاد کرد. لیویوس در اینباره میگوید: «مردمان همیشه مشابه زمامدار خویشند و تیماسی تئوس با رفتار خود، دلهای آنان را اینگونه با احساس خدا پرستی آشنا کرده بود». لورنتسو دِ مدیچی نیز در تایید این سخن میگوید: "مردمان از زمامدار الگو میگیرند چون همیشه چشمشان به او دوخته است".◀️ گفتارها/نیکولو ماکیاولی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️🔼 چه چیزی ایران را از یک کشور معمولی دور کرد؟✔️خواست بسیاری از مردم، داشتن یک زندگی معمولی در یک کشور معمولی است؛ کشوری که بتواند با دنیا روابط عادی و تجارت آزاد داشته باشد.اما چرا ایران از این مسیر فاصله گرفته است؟چرا تجارت کشور بهجای شبکه بانکی رسمی، به صرافیها و روشهای غیرمتعارف وابسته شده است؟ویدیوی "چشمانداز ایران ۱۴۲۰ در گفتوگو با دکتر موسی غنینژاد" را در کانال یوتوب چراز ببینید.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ دفاع احسان طبری از واگذاری نفت شمال به شوروی/ برپایی دکل استخراج نفت روسها در شیرگاه و سوادکوه/ خروج جلال آلاحمد از صفوف تظاهرات حزب توده✍ مهدی الیاسی🔹 حضور استعماری انگلستان و روسیه در ایران در چارچوب ایده موازنه مثبت صورت میگرفت. بر اساس قرارداد دارسی، امتیاز استخراج و بهرهبرداری از نفت در سراسر ایران به استثنای ایالات شمالی شامل گیلان، مازندران، گرگان، خراسان و آذربایجان برای مدت ۶۰ سال به انگلیسیها واگذار شده بود. روسیه که این قرارداد را مغایر با موازنه مثبت میدانست در صدد دستیابی به امتیاز نفت شمال برآمد.🔹 پس از ورود ارتش شوروی به کشور در جریان جنگ جهانی دوم، شوروی خود را در آستانه دستیابی به امتیاز نفت شمال میدید. ماموران شوروی در ایران اشغال شده پس از شهریور بیست تا آنجا پیش رفتند که حتی در کنار راه تهران به ساری، در نزدیکی شیرگاه، دکل آزمایشی به قصد اکتشاف نفت بر پا کردند و زمینشناسان شوروی مشغول به کار شدند. 🔹 استالین برنامههای گستردهای برای صنعتی کردن شوروی در ذهن داشت، از این رو دستیابی به منابع انرژی، از جمله نفت شمال ایران را مهم و حیاتی میدانست.🔹 حزب توده به مثابه سمپات و پیاده نظام شوروی، به سرعت و با تمام توان و امکانات تشکیلاتی و رسانهای پای کار آمد و علیه دولت ساعد و در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی، وارد میدان شد.🔹 فعالان تودهای، در رسانهها و تجمعات حزب توده، استدلالهای گوناگونی در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی، مطرح میکردند. یکی از استدلالهای نویسندگان و سخنرانان تودهای این بود که ورود شوروی به صنعت نفت ایران از لحاظ اقتصادی و سیاسی، مفید است و محیط ایران را دموکراتیزه میکند!🔹 معروفترین و پر سر و صداترین مقاله در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی را احسان طبری، که به عنوان یک شخصیت تئوریک و ایدئولوگ در حزب توده شناخته میشد، نگاشت.🔹 طبری در زمستان سال ۱۳۲۳ پس از مشورت و هماهنگی با اعضای ارشد حزب توده، در مقالهای که در روزنامه مردم (از نشریات حزب توده) منتشر شد به صراحت به دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی پرداخت. 🔹 وی در این مقاله واگذاری نفت شمال به شوروی را برای تدوام سیاست موازنه مثبت، ضروری ارزیابی کرده و ورود شوروی به ایران را موجب تسهیل تکامل و ترقی ایران دانسته بود. طبری همچنین حضور شوروی در ایران را در راستای انترناسیونالیسم پرولتری میدانست.🔹 حزب توده همچنین در تهران، تظاهراتی را در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی برگزار کرد. تظاهر کنندگان تودهای در مسیر حرکت به سد نظامیان دولت وقت ایران (دولت ساعد) برخورد کردند. در این هنگام کامیونهای حامل سربازان شوروی در حمایت از تظاهر کنندگان در صحنه حاضر شدند.🔹 این اتفاق بر بسیاری از افراد عضو حزب توده که تا آن موقع تصور میکردند عضو حزبی میهندوست هستند، تاثیر منفی گذاشت. برخی اعضا با دیدن سربازان روسی، از صفوف تظاهرات خارج شدند. از جمله جلال آلاحمد که در آن ایام بسیار جوان بود و به عنوان مامور انتظامات در تظاهرات حزب توده شرکت داشت، بازو بند خود را باز کرد و از صفوف تظاهرات حزب توده، خارج شد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ وقتی جنگ، اعتبار یک ابرقدرت را به میدان میآورد✍ قدیر گلکاریان در تاریخ روابط بینالملل، جنگها تنها با شمار موشکها، هواپیماها و اهداف منهدمشده سنجیده نمیشوند. معیار اصلی، میزان تحقق اهداف سیاسی است. اگر جنگ نتواند اراده سیاسی یک کشور را بر طرف مقابل تحمیل کند، حتی بزرگترین برتری نظامی نیز الزاماً به معنای پیروزی نیست. به همین دلیل، امروز و پس از ماهها رویارویی میان آمریکا و ایران، این پرسش تنها در تهران یا منطقه مطرح نیست؛ بلکه در خود غرب نیز این بحث شکل گرفته است که آیا واشنگتن به اهداف راهبردی خود دست یافته یا این جنگ بیش از هر چیز، اعتبار رهبری آمریکا را در نظام بینالملل با چالش روبهرو کرده است.در هفتههای اخیر، برخی رسانههای معتبر غربی، از جمله نیویورکتایمز، با استناد به دیدگاه دیپلماتها و کارشناسان امنیتی، ارزیابی متفاوتی از روند این جنگ ارائه کردهاند. محور مشترک این ارزیابیها آن است که ایالات متحده، با وجود برخورداری از برتری نظامی، هنوز نتوانسته دستاورد سیاسی متناسب با هزینههای خود به دست آورد. این ارزیابی، صرفنظر از اینکه تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد، از یک تحول مهم حکایت دارد: حتی در فضای تحلیلی غرب نیز میان «قدرت نظامی» و «موفقیت راهبردی» تفاوت قائل میشوند.این موضوع، یادآور یکی از اصول شناختهشده علم سیاست است؛ جنگ، ابزار سیاست است، نه جایگزین آن. قدرت نظامی زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که بتواند به نتیجهای سیاسی، پایدار و قابل قبول منجر شود. در غیر این صورت، جنگ به فرایندی پرهزینه تبدیل میشود که نه تنها اهداف اولیه را محقق نمیکند، بلکه گاه اعتبار و نفوذ آغازکننده آن را نیز کاهش میدهد.در بحران اخیر، یکی از مهمترین موضوعاتی که توجه تحلیلگران را به خود جلب کرده، جایگاه تنگه هرمز است. این آبراه تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین گرههای ژئوپلیتیکی جهان به شمار میرود. هرگونه اختلال در امنیت آن، تنها بازار نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه بر اقتصاد جهانی، زنجیره تأمین کالا و محاسبات امنیتی قدرتهای بزرگ نیز اثر میگذارد. از همین رو، هرمز برای ایران صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بلکه بخشی از معادله بازدارندگی و یکی از مهمترین ابزارهای تأثیرگذاری در تعاملات منطقهای و بینالمللی است. آنچه در این میان اهمیت بیشتری دارد، تغییر تدریجی برداشت متحدان آمریکا از نقش واشنگتن است. در ادبیات روابط بینالملل، قدرت تنها به داشتن تجهیزات پیشرفته یا بودجه نظامی بالا محدود نمیشود. یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت، «اعتبار» است؛ یعنی اینکه متحدان باور داشته باشند تعهدات یک قدرت پایدار، قابل پیشبینی و قابل اتکا است. اگر این اعتماد آسیب ببیند، حتی بزرگترین قدرت نظامی نیز برای حفظ نفوذ خود ناچار خواهد شد هزینههای بیشتری بپردازد. رفتار بسیاری از کشورهای منطقه در سالهای اخیر را میتوان از همین زاویه تحلیل کرد. گسترش روابط با چین، روسیه، هند و دیگر بازیگران نوظهور، در کنار افزایش گفتوگوهای منطقهای، تنها یک انتخاب اقتصادی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانه آن است که دولتها در حال متنوعسازی گزینههای امنیتی خود هستند. این روند الزاماً به معنای قطع رابطه با آمریکا نیست، اما نشان میدهد اتکای انحصاری به یک قدرت، دیگر پاسخگوی شرایط پیچیده امروز جهان نیست. از سوی دیگر، اختلافنظرهای آشکار میان واشنگتن و تلآویو درباره نحوه ادامه جنگ نیز پیام مهمی در بر دارد. تجربه تاریخی نشان داده است که هرچه جنگ طولانیتر شود، اختلاف بر سر اهداف، هزینهها و زمان پایان آن نیز بیشتر میشود. در چنین شرایطی، حتی نزدیکترین متحدان نیز ممکن است برداشتهای متفاوتی از منافع خود پیدا کنند. این موضوع، پدیده تازهای نیست؛ آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان نیز با چنین تجربهای روبهرو شده بود.یکی از مهمترین درسهای آن جنگها این بود که برتری نظامی، تضمینکننده پیروزی سیاسی نیست. آمریکا در بسیاری از این نبردها از نظر نظامی دست بالا را داشت، اما نتوانست به اهدافی دست یابد که در آغاز جنگ تعریف کرده بود. علت نیز روشن است؛ جنگ زمانی پایان مییابد که طرف مقابل اراده خود را از دست بدهد، نه صرفاً زمانی که بخشی از توان نظامی او آسیب ببیند. در این میان، نباید از تحول بزرگتر نظام بینالملل غافل شد. جهان امروز، دیگر جهان دهه ۱۹۹۰ نیست. ساختار تکقطبی که پس از پایان جنگ سرد شکل گرفت، به تدریج جای خود را به نظمی پیچیدهتر داده است؛ نظمی که در آن قدرتهای نوظهور، بازیگران منطقهای و ائتلافهای متنوع، نقش پررنگتری در شکلدهی به تحولات جهانی ایفا میکنند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ روسیه از جنگ ۱۲روزه تا امروز با جمهوری اسلامی چگونه رفتار کرده استچرا بسیاری معتقدند که روسیه جز خیانت به ایران هیچ چیزی در کارنامه اش ندارد. بعد جنگ 12روزه علی لاریجانی و نصیر زاده رفتن مسکو با پوتین دیدار کردن گفتن اسرائیل میخواهد آیتالله خامنه ای رو ترور کنه، جنگنده سوخو 35 و پدافند s400 بدید برای دفاع در مقابل حمله اسرائیل و آمریکا.ولی روسیه نداد گفتن شما ممکنه بخواهید به کشور های منطقه حمله کنید گفتن حداقل پدافند s400 بدید بازم نداد روسیه!حالا شاید شما بگید تکنولوژی خودشه شاید نخواهد به کشور دیگه بدهد پس چرا به هند و مصر و الجزایر داد و همین ایران پهباد های شاهد خودشو رو در اختیار روسیه قرار داد و اوکراین دقیقن پهباد های شاهد رو که رهگیری کرده بود رو مهندسی معکوس کرد و تکنولوژیش رو در اختیار آمریکا قرار داد و شرکت های هواپیمایی کشور سر این اتفاق تحریم شدند. جنگ 12 روزه و جنگ 40 که شروع شده بود پوتین با نتانیاهو صبحت میکنه میگه نیروگاه اتمی بوشهر رو نزن من تکنسین دارم دانشمند دارم اونجا آقای پوتین زمانی که اوکراین داشت می کوبیدت جمهوری اسلامی بهت پهباد نداد بلکه کارخانه پهباد سازی بهت داد که گیر نکنی وقتی که روسیه تحریم بود بخاطر جنگ با اوکراین نفتشو جمهوری اسلامی فروخت و کاری کرد تحریم هاشو دور بزنه ولی در مقابل وقتی اسرائیل حمله کرد پدافند s400 و سوخو 35 که نداد هیچ گفت داری میری بزنی قربون دستت اتمی بوشهر رو نزن حالا نطنز و فردو رو بزن عشق کن تهران رو شخم بزن من کاری به کارت ندارم.پوتین رسمٱ اعلام کرد که به دلیل جمعیت یهودی تبار روسیه که هم در اسرائیل و هم در روسیه هستن منافع ویژه ای با اسرائیل در سوریه داره یک توافق پشت پرده ای با اسرائیل داره و پوتین دست از حمایت بشار اسد برمیداره و باعث سقوط بشار اسد شد و این اتفاق های که سر جمهوری اسلامی اومد حاصل توافق پوتین با نتانیاهو هست روسیه در راستای منافع خودش کریدور هوایی به جمهوری اسلامی نداد ولی قبل این توافق پوتین و نتانیاهو جمهوری اسلامی هر موقع میخواست بدون محدودیت وارد سوریه می شد و خارج می شد دلیلش اینه جمهوری اسلامی از حریم هوایی روسیه می کرد و روسیه این کریدور هوایی رو به جمهوری اسلامی نداد و پوتین شبانه اومد گفت من 20هزار تا نظامی ایرانی رو برگردوندم.⭐️ #روسیه تا بوده فقط ایران را غارت کرده، همیشه به ایران به چشم کارت بازی نگاه کرده ، جز خیانت و غارت هیچ در بساط ندارد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
محمد فاضلی، جامعهشناس:« ایرانیها کور نیستند، تفاوت توسعه شمال و جنوب خلیج فارس را میبینند!سبک زندگی امارات، قطر، عربستان و ... برای ایرانیها حسرت شده...»فاضلی در نشست تخصصی اتاق ایران؛ ایده هایی برای پیشرفت و توسعه منطقه مکران:« ایرانیها کور که نیستند بسیار آدمهای باهوش، عاقل، فهیم و ایراندوستی هستند و تفاوت توسعه شمال و جنوب خلیج فارس را میبینند و میفهمند.شما بگویید کشورهای جنوب خلیج فارس گاو شیرده هستند و هر چی دوست دارید بگویید؛ GDP کشورهای پایین خلیج فارس ۵۳۰ میلیارد دلار است و فرودگاه و سبک زندگی عمان، امارات، قطر عربستان و بحرین برای ایرانیها حسرت شده است.هر ایرانی که از فرودگاه امام سوار هواپیما شود و در فرودگاه قطر در دوحه پیاده شود میفهمد فاصله چقدر است.ما دچار یک عدم توازن توسعهای و تمدنی شمال و جنوب خلیج فارس هستیم و تنها جایی که باقی مانده که توازن توسعهای ایجاد کنیم و چشمها را از جنوب به شمال هم خیره کنیم سواحل مکران است.» ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ آری، پنجاه درصد خزر حق ماست!✍صفدر آصفیزمانیکه اولین بار در دورهٔ روحانی خبر چشمپوشی جمهوری اسلامی از سهم ۵۰ درصدی خزر منتشر شد، ظریف اساساً سهم ۵۰ درصدی ایران را مسخره کرد و از منتقدین خواست تا اول متن کنوانسیون خزر را بخوانند و بعد نظر بدهند. حالا بیایید با نگاهی به متن کنوانسیون و برخی شواهد، چرایی ممکن بودن سهم ۵۰ درصدی خزر برای ایران را بررسی کنیم:بر اساس گفتههای برخی کارشناسان طرف مقابل و ازجمله نظرات رجب صفروف، همهٔ آنان انتظار داشتند ایران خواهان سهم ۵۰ درصدی خودش از خزر باشد، چراکه ضمن قراردادهای قبلی که در عصر پهلوی بین ایران و شوروی منعقد شده بودند، خزر بهطور مساوی بین دو کشور تقسیم شده بود؛ بنابراین پس از آنکه شوروی فروپاشید، روسیه باید از سهم خودش به کشورهای تازه استقلالیافته میداد، نه اینکه ایران دوباره به میز سهمخواهی طرفهای مقابل برمیگشت. •ظریف گفته بود که شکل خزر دایره نیست که بتوانیم ۵۰ درصدش را برای ایران تعیین کنیم. قبلاً هم توجیهگران ادعا کرده بودند در صورت مالکیت ایران بر ۵۰ درصد خزر، سواحل آذربایجان و ترکمنستان در محدودهٔ ایران قرار میگیرند و این غیرممکن است، حالآنکه چنین نیست: بخش زیادی از خزر در مناطق غیرساحلی واقع شده و عملاً ممکن است نصف آن به ایران تعلق بگیرد و مزاحمتی برای سواحل کشورهای مجاور ایجاد نشود، یعنی سهم ایران شامل سواحل خودش و آبهای مرکزی باشد؛ پس نیازی به دایره پنداشتن یا تملک ساحل دیگران نیست.نمونهٔ چنین توافقاتی در جهان زیادند. بریتانیا بر جزایر فالکلند در ۶،۰۰۰ مایلی سواحل خودش در مجاورت آرژانتین، مالکیت دارد، آنهم بر مبنای قرادادی مربوطه به سال ۱۸۳۲. نصف برلین در خاک آلمان شرقی به آلمان غربی تعلق داشت. بخشی از بوسنی اکنون در خاک کرواسی قرار دارد.مورد خزر بسیار سادەتر از موارد فوق است که برخی چون ظریف، آن را مسخره میپندارند.در صورت مالکیت ایران بر آبهای مرکزی خزر، آذربایجان و ترکمنستان برای خط لولهٔ نفت و گاز خود میبایست به ایران حق کمیسیون میدادند و دست ایران هم برای استفاده از کانال اوراسیا و دسترسی به دریای سیاه باز میشد. الان برعکس، ایران برای چنین کاری باید قوانین آذربایجان و روسیه را رعایت کند!باید نانوشتەهای کنوانسیون دورهٔ جمهوری اسلامی را هم ببینیم؛ سکوت مطلق در مورد قراردادهای سابق! یعنی اگر فردی از پیشینهٔ خزر اطلاعی نداشته باشد با مطالعهٔ کنوانسیون فعلی تصور میکند این نخستین بار در طول تاریخ است که بر سر مالکیت خزر توافقی صورت گرفته! معمولاً هر قرارداد جدیدی قبل از هرچیز تکلیف خودش را با قراردادهای قبلی روشن میکند که به یکی از این اشکال ذکر میشود: قرارداد جدید یا «در تکمیل قبلیها» است یا در راستای «تغییر آنها» یا «لغو کامل آنها». حتی در صورت لغو قراردادهای پیشین هم باید در قرارداد جدید بدان اشاره شود اما در قرارداد فعلی حتی نامی هم از قراردادهای دوران پهلوی به میان نیامده است!بدینترتیب ایران دیگر حق ندارد هیچگاه به دو قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ استناد کند یا در مراجع بینالمللی برمبنای آنها اقامهٔ دعوا کند. حتی در مقدمهٔ کنوانسیون فعلی هم هیچ اشارەای به این قراردادها نشده است. یادآوری میشود که بریتانیا بر مبنای قرارداد ۱۸۳۲ خود را مالک فالکلند میداند اما رژیم بهراحتی قید دو قرارداد مهم قرن ۲۰ ایران را زد.دعوای حقوقی ۳۰ سال گذشتهٔ خزر در مورد دریا یا دریاچه بودن آن بود که ایران آن را دریاچه میدانست، اما در کنوانسیون جدید، ۴۲ بار از عنوان «دریای خزر» استفاده شده و حتی یکبار هم به دریاچه بودن آن اشاره نشده است، همزمان ۱۱ بار به «قوانین بینالملل» استناد شده که قوانین بسیار واضحی برای تعریف حقوقی دریا و دریاچه دارد.عملاً در مادهٔ ۱ بند ۷ و مادهٔ ۱ بند ۹ قوانین مربوط به دریا - نه دریاچه - در مورد تعیین خطوط ساحلی و خطوط بستر اجرا شده است. حتی با صرفنظر از قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۹ و سهم ۵۰ درصدی ایران، قوانین دریاچه سهم ایران را ۲۰ درصد و قوانین دریا سهم ایران را ۱۱ تا ۱۳ درصد میداند.در واقع طرفهای مقابل عملاً خزر را به همین خاطر به دریا بدل کردند و رژیم هم پذیرفت!درحالیکه بیشترین آلودگی خزر از کارخانەهای پیرامون ولگا و تأسیسات نفتی آذربایجان و روسیه ایجاد میشود، کنوانسیون این کشورها را به تلاش جهت مبارزه با آلودگی خزر متعهد نکرده است. خزر اکنون سالهاست چنان آلوده شده که امکان ماهیگیری در آن کمرنگ شده است. میتوان گفت نفت خزر برای آنها شد و آلودگیاش برای ما. حالا ایران مانده و کمترین سهم از #خزر ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
🎞️تیزردیروز، امروز و فردا در گفتوگو با فریدون مجلسی، تحلیلگر سیاسی و دیپلمات قدیمیدر این بخش از مجال گفتوگو، محمد صادقی (روزنامهنگار) با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین، نویسنده و تحلیلگر مسائل بینالملل، به گفتوگو نشسته است.در این گفتوگو، فریدون مجلسی از سالهای جوانی، تجربه حضور در وزارت امور خارجه، خاطرات دوران فعالیت دیپلماتیک، شخصیتهای تأثیرگذار آن دوره، کتابهایی که بیشترین تأثیر را بر او گذاشتهاند و نگاهش به آینده ایران سخن میگوید. همچنین دیدگاههای او درباره برجستهترین رجال سیاسی ایران و تجربه چند دهه فعالیت در عرصه سیاست و دیپلماسی نیز مطرح میشود.🔗لینک گفتگوی کامل :youtu.be/3CqMBeATsH8%F0%9F%86%94%E2%9C%85 #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️🔼 ثروت پنهان زیر پای کشورها؛ ایران در جمع ۵ غول منابع طبیعی جهانبر اساس برآوردهای منتشرشده، منابع طبیعی همچنان یکی از مهمترین عوامل ثروت ملی کشورهاست. در این فهرست، روسیه با حدود ۷۵ تریلیون دلار در رتبه نخست قرار دارد.پس از روسیه، آمریکا با ۴۵ تریلیون دلار، عربستان با ۳۴ تریلیون دلار و کانادا با ۳۳ تریلیون دلار در رتبههای بعدی هستند.ایران با برآورد حدود ۲۷ تریلیون دلار در جایگاه پنجم قرار گرفته و پس از آن چین، برزیل، استرالیا، عراق و ونزوئلا قرار دارند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼در یک دیکتاتوری توهم زده همه چی توطئه است✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ خطر ناتمام؛سایه تهدید بر زیرساختهای ایران همچنان وجود دارد✍کوروش احمدی، دیپلمات پیشیندستور دونالد ترامپ برای توقف حملات گسترده علیه ایران، اگرچه از شدت تنشها کاسته است اما به هیچوجه بهمعنای رفع تهدید نیست. تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد که پایان یک دور از درگیری، لزوماً پایان خطر نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، تنها مقدمه ورود به مرحلهای پرشدتتر و پرهزینهتر است؛ مرحلهای که هدف آن ممکن است زیرساختهای حیاتی کشورها باشد.تجربه جنگها همیشه و بهویژه طی سه، چهار دهه اخیر، نشان میدهد که همیشه اقدام طرفهای درگیر علیه زیرساختهای حیاتی یکدیگر، یکی از گزینههاست. در این جنگها، شبکههای برق، پالایشگاهها، تأسیسات نفت و گاز، بنادر، خطوط انتقال انرژی و زیرساختهای حملونقل، گاه به اهداف اصلی تبدیل شدهاند. جنگ ایران و عراق، با حمله به پالایشگاهها و تأسیسات نفتی و بنادر آغاز شد و به «جنگ نفتکشها» انجامید.نمونه کلاسیک این الگو نیز عملیات ناتو علیه صربستان در سال ۱۹۹۹ در جریان جنگ کوزوو است؛ جایی که ناتو پس از تضعیف توان نظامی صربستان در آخرین مرحله کوشید تا با حملات گسترده به زیرساختهای اقتصادی و انرژی مانند نیروگاههای برق، پلها، راهها، راهآهن و بسیاری دیگر میلوشویچ را به پذیرش مذاکره و شرایط خود وادار کند.از این منظر، ایران نیز نمیتواند و نباید نهایتاً خود را از چنین سناریویی مصون تلقی کند. حتی اگر بهرغم چند دور تهدید، کار تاکنون به حملات گسترده علیه زیرساختهای کشور نینجامیده نباید این وضعیت را یک قاعده دائمی تلقی کرد. هرگونه تشدید تنش میتواند، طرفین را به سمت راهبردی سوق دهد که هدف آن، فلج کردن توان اقتصادی و اجتماعی رقیب از طریق تخریب زیرساختها باشد.🔰در شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی قابلتصور است که یکی از آنها گسترش جنگ به حوزه زیرساختهای انرژی است.1️⃣سناریویی که در آن حمله به تأسیسات ایران با پاسخ متقابل ایران علیه زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه همراه شود. چنین روندی نهتنها اقتصاد ایران بلکه امنیت انرژی خلیجفارس و بازار جهانی نفت را نیز با بحرانی کمسابقه مواجه میکند.2️⃣ سناریوی دوم، مهار تنش از طریق بازگشت به مذاکره و احیای تفاهمات پیشین است. این گزینه، واقعبینانهترین و مسئولانهترین مسیر برای جلوگیری از ورود منطقه به چرخهای از تخریب متقابل است. هرچه کانالهای دیپلماتیک زودتر فعال شوند، احتمال جلوگیری از حمله به زیرساختهای حیاتی افزایش خواهد یافت؛ زیرساختهایی که بازسازی آنها ممکن است مستلزم صرف سالها زمان و صدها میلیارد دلار هزینه باشد.3️⃣ سناریوی سوم، عقبنشینی کامل آمریکا از تقابل و واگذاری ابتکار عمل به ایران است؛ فرضیهای که از منظر موازنه قدرت، چندان محتمل بهنظر نمیرسد. پذیرش چنین وضعیتی، هزینههای سنگینی برای اعتبار بینالمللی ایالات متحده و شخص ترامپ خواهد داشت و واقعبینانه اگر نگاه کنیم، احتمال این سناریو بالا نیست.تردید نباید داشت که برای اسرائیل اصلاً دردآور نخواهد بود؛ چه اینکه جنایتکاران اسرائیلی ترجیح میدهند که امکانات همه کشورهای اسلامی نابود شود. از نظر آمریکا نیز اگرچه خسارت به زیرساختهای منطقه قطعاً از نظر افزایش بهای نفت خسارتبار خواهد بود اما نهایتاً این کشورها با سپردههای بزرگی که در غرب دارند برای بازسازی سراغ شرکتهای آمریکایی خواهند رفت و این میتواند، امتیازی برای آمریکا باشد.در نهایت، اگرچه توقف موقت حملات میتواند فرصتی برای کاهش تنش فراهم کند اما نباید آن را پایان بحران تلقی کرد. تجربه جنگهای معاصر نشان داده که زیرساختها، نخستین قربانیان مرحله فرسایشی جنگ هستند. از همینرو اتکا به دیپلماسی و بازگشت به مسیر تفاهم نه صرفاً یک انتخاب سیاسی بلکه ضرورتی راهبردی برای جلوگیری از ورود منطقه به جنگی است که بازنده اصلی آن، امنیت، اقتصاد و ثبات همه بازیگران منطقهای خواهد بود.🔰متن کامل saazandegi.ir/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D9%86%D… #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ انحطاط بی دلیل نیستگرگ وقتی میخواد زندگی کردن را به بچههاش یاد بده، اول گوسفندها را نشان میدهد و میگه گوشت اینا خیلی خوشمزه است،بعد چوپان را نشان میدهد و میگه: چوب اینا هم خیلی درد داره!بعد نوبت میرسه به سگ چوپان، بچه گرگ میگه بابا این که شبیه ماست، گرگ میگه اینو هر وقت دیدی فرار کن، ما هر چی ضربه خوردیم از کسانی بود که شبیه ما بودن ولی از ما نبودن...🔻تفاوت نگرش:*در قرن شانزده ملکه انگلستان و ملکه هندوستان هر دو از یک بیماری فوت کردند!**هر دو پادشاه عاشق همسران خود بودند.**پادشاه هند دستور داد که به یادبود همسر محبوبش، بنای بسیار زیبای تاجمحل را بسازند!**اما پادشاه انگلستان دستور داد تا یک دانشگاه پزشکی بسازند تا کس دیگری از آن بیماری نمیرد!**این تفاوت نگرشهاست که تفاوتهای بین ملتها را بوجود میآورد.**وزیر آموزش آلمان:* *((مدارس باید دانشآموزان را برای گردشهای فضایی و زندگی آینده در فضا آماده کنند. ))**وزیر آموزش چین:* *((مدارس باید دانشآموزان را برای زندگی با هوش مصنوعی و جهان فوق هوشمندی آماده کنند. ))**وزیر آموزش سوئد:* *(( آموزش توانمندیهای فوق دیجیتال و زندگی در شهرهای فول تاچ باید در مدارس الزامی شود.))**زاکانی شهردار تهران:**(( بهشتزهرا باید قطب فرهنگی کشور شود، مدارس دانشآموزان را برای گردش به بهشتزهرا بیاورند و تورهای بهشتزهراگردی برگزار کنند.))**انحطاط بیدلیل نیست،**پیشرفت هم بیدلیل نیست.*..✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ ایران و عربستان چرا و چگونه؟✍ ع پرویزی(قسمت اول)🔹نتایج مالی شرکت آرامکوی سعودی نشان میدهد سود خالص در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ با ۴۱.۹ درصد رشد ۳۲.۴ میلیارد دلار رسیده است. این رقم در مقایسه با ۲۲.۸۴ میلیارد دلار در مدت مشابه سال قبل افزایش قابلتوجهی ؟🔸در سال ۱۹۳۰م، ابن سعود، پایه گذار عربستان سعودی محرمانه گفته بود که « آن قدر فقیر است که حتی سنگ ندارد زیر سر بگذارد.»واژه عرب به معنی خشک و بی حاصل است.شبه جزیره عربستان محصور بین دریای سرخ و خلیج فارس از دو سوی و همسایگی عرب نشین های عراق، کویت، بحرین، امارات، قطر، عمان، و یمن از سوی دیگر است.سرزمینی بیابانی و کویری خشک(تنها کشوری که هیچ رودخانه ای در آن جاری نیست.) در بخش ناچیزی از آن قابل زرع بوده و از قدیم الایام به جهت قرار گیری بر سر راه شام و یمن ارزش راه ارتباطی تجاری داشته است.در عصر جدید با کشف میدان های نفتی وسیع در عرصه اقتصادی به قطبی قابل توجه برای صنایع مصرفی انرژی غرب بدل شده است.عربستانی که روزی روزگاری ابن سعود موسس دولت- ملت نوین آن از فقر می نالید.امروزه از درآمدهای حاصل؛١- فروش نفت و مشتقات آن٢-سرمایه گذاری هوشمندانه در شرکت های عظیم چند ملیتی٣-سپرده گذاری های کلان در بانک های تراز اول دنیا به سطح اول رفاه برای مردمش رسیده است.و بیابان را به جنگل و بزرگترین صادر کننده گندم نیز شده و حتی با متدهای علمی در تولید فرآورده های لبنی در تراز خودکفایی جهانی تا حدودی رسیده است.🔹ایراندر شمال خلیج فارس سرزمینی با تمدنی باستانی قرار گرفته که سرزمین پارس می نامند.( پارس، در فرهنگ معین، نام قومی که در جنوب ایران می زیسته اند عنوان شده است.)رابرت د.کاپلان، محقق و اندیشمند آمریکایی می نویسد:«ایران تنها مفصل جغرافیایی است که خلیج فارس را به دریای خزر و شبه جزیره عربستان را به سپر اوراسیا پیوند می دهد....ایران «شاهکلید زمین» (The Pivot State) یا «ایران به عنوان دل زمین» (Persian Heartland) است....پل ارتباطی میان دو هارتلند (دل زمین)طبق نظریه هارتلند مکیندر، تنها کشوری ست که به طور همزمان به دو منطقه استراتژیک جهان چیره است:هارتلند انرژی جهان: خلیج فارس و تنگه هرمز در جنوب.هارتلند جغرافیایی اوراسیا: دریای خزر و آسیای مرکزی در شمال»🔸علاوه بر این موقعیت خاص جغرافیایی و استراتژیک، سرزمین ایران سرشار از منابع کربوهیدراتی، معادن بی بدیل، خاک، کویرگرم، بیابان های مستعد، رشته کوه ها با تنوع گیاهی و زیستی، مستعد توریسم باستانی جو و طبیعت گرد می باشد. حتی در برخی استان های آن در فصل زمستان چهارفصل به طور همزمان پدیدار می گردد. اما مردم ایران رفاه مردم عربستان ندارند.🔸چرا با این همه برتری مواهب خدادادی مردم ایران در فقر و فلاکت گرفتار شده اند؟ادامه دارد⬇️✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
مستندی زیبا از خارکاین مستند ارزشمند ساختهٔ مصطفی فرزانه در سال ۱۳۴۵ تصویری کمنظیر از جزیره خارک پیش از تحولات بزرگ دهههای بعد ارائه میدهد؛ جزیرهای که بهدلیل موقعیت راهبردی خود در خلیج فارس، به مهمترین پایانه صادرات نفت ایران تبدیل شد.خارک تنها یک جزیره نیست؛ شریان حیاتی اقتصاد ایران است. بخش عمدهای از نفت خام کشور از این جزیره به بازارهای جهانی صادر میشود و به همین دلیل، همواره یکی از مهمترین نقاط استراتژیک ایران در خلیج فارس بوده است.این مستند، علاوه بر ثبت زندگی مردم و طبیعت خارک، روایتی ارزشمند از تاریخ، توسعه صنعت نفت و اهمیت این جزیره در میانه قرن بیستم است. نفت، دریا و تاریخ؛ هر سه در خارک به هم گره خوردهاند.danestani_tarikh || مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ چرا انقلاب مشروطه از انقلاب اسلامی مهمتر است؟✍ مهران صولتیچهاردهم مرداد ماه هر سال یادمان پیروزی انقلاب مشروطه است. اینک اما با گذشت یکصد و بیست سال از آن رویداد سترگ به نظر میرسد که زمان برای سنجش ابعاد گوناگون آن بیش از هر زمان دیگری مناسب باشد. انقلابی که اگر چه از منظر سیاسی ناکام ماند و نتوانست تداوم خود را با حفظ اهداف اولیه سپری کند ولی تاثیراتی ماندگار بر فرهنگ و سیاست ایران زمین در روزگار مدرن بهجای گذاشت. از همینرو میتوان در افق امروز و چهاردهه پس از پیروزی بدیلاش؛ انقلاب اسلامی، دستاوردهای آنرا به داوری نشست. مقایسهای که میتواند برای نگریستن دقیقتر نسبت به مسیری که پیمودهایم مفید باشد:🔰نگاه واقعبینانه به مولفههای پیشرفت: روشنفکران مشروطهخواه از همان ابتدا درد و درمان را خوب شناختند. اینکه راز عقبماندگی تاریخی کشور در فقدان حاکمیت یک کلمه یا همان قانون نهفته است.روشن بود که با بینظمی ناشی از رفتار استبدادی و پیشبینیناپذیر بودن پادشاه هرگز نمیتوان در مسیر پیشرفت حرکت کرد. بنابراین در ابتدا باید توافقی عام به نام قانون وجود داشته باشد که بتوان از آن بهمثابه چارچوبی برای نظمپذیر کردن رفتار حاکمان بهره برد. این در حالی است که مساله اصلی در شکلگیری انقلاب اسلامی، سودای آفرینش نظمی جدید به جای تلاش برای حاکمیت قانون بود.🔰ضرورت محدود شدن اختیارات حکومت: بهروایتی سیاست مدرن زمانی شکل گرفت که پرسش بنیادین؛ چه کسی باید حکومت کند؟ به پرسش اساسی؛ چگونه باید حکومت کرد؟ تبدیل شد. مطالعات مشروطهپژوهان هم نشان میدهد که دغدغه مهم در پیدایش مشروطیت کندوکاو در چگونگی حکومت بود فارغ از اینکه چه کسی باید حکومت کند. حال آنکه در انقلاب اسلامی که حدود هفتاد سال بعد اتفاق افتاد مجددا روشنفکران از این امر پرسش میکردند که چه کسی باید حکومت کند؟ بنابراین آشکارا دغدغه توزیع دموکراتیک قدرت به حاشیه رفت و حکمرانی جنبهای متمرکز و رویایی یافت.🔰چیرگی فرهنگ بر سیاست: انقلاب مشروطه محصول تلاش دهها ساله روشنفکران در اثبات حقوق بشر، مزایای تجدد و حاکمیت قانون بود. به طور مثال روشنفکری مانند طالبوف برداشتی ژرف از مبانی تجدد داشت و حقوق را مبنای قانون میدانست. همچنین آزادی را هدف میپنداشت نه ابزار! از این منظر انقلاب مشروطه کاملا به جنبش روشنگری در اروپا شبیه است. اما در انقلاب اسلامی برخلاف فرهنگ، شاهد سیطره سیاست بر افکار عمومی بودیم. گفتمان حقوق بشر توسط روشنفکران چپ، بورژوایی و مردود شمرده شد و طراحی جامعه ایدهآل با درونمایه خوانش مارکسیستی از اسلام به سکه رایج جامعه تبدیل شد.🔰شناخت واقعی از مسائل زمانه:روشنفکران عصر #مشروطه فهمی واقعبینانه از مسائل و مشکلات عدیده دوران خود داشتند؛ #فقر ، ناکارآمدی، #استبداد ، فقدان #حاکمیت_قانون، #تمرکز_قدرت و ... در زمره علل عقب ماندگی تلقی میشدند. همین امر هم موجب جدی انگاشتن اصلاحاتی شد که خود را نهایتا در قامت انقلاب به نمایش گذاشت. اما روشنفکران نیمه دوم دوره پهلوی با تسلیم شدن به سودای بومیگرایی به دنبال ایجاد جامعهای مستقل و بدون کمترین وابستگی بودند. استقلالی که در سالهای بعد به انزوا ترجمه شد. بنابراین مسائل اصلی جامعه همچون توسعه نامتوازن، پیامدهای اصلاحات ارضی، افزایش سهم نفت در اقتصاد، و فرمایشی شدن نهادهای مشروطه به حاشیه رانده شده و جای خود را به مسائلی همچون چگونگی رقابت با رشد مارکسیسم در دانشگاهها و مقابله با افزایش مصرفگرایی شهری و تبلیغات باستانگرایانه دادند.🔰نکته پایانی: ایرانیان از #انقلاب_مشروطه تا انقلاب اسلامی راهی طولانی را پیمودهاند. مسیری پر فراز و فرود از مشروطهطلبی تا جمهوریخواهی! مقایسه دورههایی از ایندست در بستر نوعی جامعهشناسی تاریخی میتواند بهسهم خود در خروج از بنبستهای سیاسی کنونی مهم تلقی شود. بدون تردید بازخوانی گذشته در افق مسائل امروز میتواند آیندهای بهتر را به ارمغان آورد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
🌿🌺 آهنگ مشروطه 🔺با صدای گیتی پاشایی 🔺شعر و آهنگی جاودانه از عارف قزوینی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ مرثیهای برای سالروز صدور فرمان مشروطیت!✍ علی مرادی مراغهای۱۲۰ سال پیش که بخش اعظم جهان و آسیا، رعیت و برده وار در زیر سلطه حکومتهای استبدادی می زیستند ایرانیان خود را آماده مترقی ترین جنبش تاریخ شان ساختند، میخواستند از جامه مندرس صغارت و رعیتی بدرآمده، جامه فاخر شهروندی پوشیده، دارای حق طبیعی گردند.در آن زمان، درآمریکا مجله ایی در بخش اعلانات خود به مزایا و مرغوبیت یک شانه سری پرداخته بود که از استخوان جمجمه انسان سیاهپوست ساخته شده بود!۱۲۰ سال پیش، ایرانیان با هزار امید، کعبه آمال خود را در زیر بالهای منحوسِ دو قدرت استعماری در بهارستان برپا ساختند تا با پارلمان خود، شاه مستبد را در پوست گردو کرده و خودشان برای اولین بار، مقدرات خود را بدست گیرند.و انصافا نیز آن مجلس، قبل از اینکه طعمه توپهای لیاخوفی و اعوانش گردد در اندک مدت، کاری کرد کارستان!وقتی آن مجلس تصمیم گرفت برای استقلال اقتصادی و دفع تسلط بیگانگان، «بانک ملی» تاسیس نماید و برای سرمایه آن، از مردم کمک خواست، زنان النگوها و طلاب کتابهایشان را فروختند!از باکو نامه به آن مجلس فرستاده تشکر کردند که هرچند خودشان دیگرجزو ایران نیستند و در ایران نیستند اما مجلس با این کارش، اجساد نیاکانشان را که در ایران دفن شده شاد کرد! و زمانیکه دانش آموزان مدرسه اقدسیه، دست جمعی وارد مجلس شده و یکصد تومان پول توجیبی شان را برای تشکیل بانک ملی تقدیم کردند تمامی نمایندگان مجلس شروع کردند به گریستن...!اما در آن مجلس، مستشارالدوله ها، تقی زاده ها، مصدق ها، وکیل الرعایاها و...نماینده بودند که وقتی داستانِ فروش دختران قوچان توسط آصف الدوله را شنیدند همگی گریستند! چون نوامیش مردم را ناموس خود می دانستند، چون غرورشان لکه دار شده بود...اما آن مجلس به توپ بسته شد، آرزوهای مشروطه خواهان برباد رفت پس با شکستِ انقلابشان، آرزوی استبدادِ منور کردند و استبدادِ منور آمد و تک تک شان را خفه کرد!حتی یک نفر از رهبران و سرداران آن انقلاب عاقبت بخیر نشدند، چون سرنوشتِ غم انگیزشان جدا از سرنوشتِ انقلابِ به گِل نشسته شان نبود. اما این گناه آنان نبود، آنان صلیبِ عقب ماندگی صدها ساله جامعه شان را به دوش می کشیدند.در افسانه های آذربایجان صحبت از «آل» رفته که به سراغ زنان زائو می آمده تا به زن زائو آسیب رسانده یا نوزادش را دزدیده و با خود می برده.اما در این افسانه آمده که این «آل»ها و یا «اجنه» ها بدجوری از اشیا فلزی می ترسیدند و اگر انسانها، زرنگی بخرج داده سوزنی یا سنجاقی فلزی در بدن آن آل یا جن فرو میکردند، دیگر آن آل، قدرت ماورایی خود را از دست داده و برای تمامی عمر به خدمت انسان در می آمد، مطیع و رام انسانها گشته تمام عمر به هر گونه رنج و مشقتی تن می داد، چون آن جن یا آل نمی توانسته آن سنجاق را بیرون کشیده خود را رها و آزاد سازد...!یکصدوبیست سال است که شبیه آن آل گشته ایم و گرفتار آن سنجاق!به هر مرارتی و مشقتی تن داده، با هر رنجی ساخته و به هر گونه تلاشی دست یازیده ایم تا بلکه آن سنجاق را بکَنیم تا آزاد شویم، اما نتوانسته ایم!حتی بعضا به هر عامل بیگانه نیز پناه برده ایم به انگلستان به روسیه و ارتش سرخ...بلکه از آن سنجاق رها شویم اما سرانجام، خسته، شکست خورده و زخمی و مایوس بازگشته ایم...نسلِ قبل از ما می خواست ژاپن گردد، نسل ما آرزوی کره جنوبی و نسل بعد، آرزوی کدام کشور آفریقایی...؟!زمانی پدران مان در مشروطه آرزو میکردند فلک را سخت شکافته طرحی نو دراندازند اما اکنون آرزوهای ما کوچک و کوچک تر شده است!شبیه داستانِ روباهِ خلیل جبران خلیل شده ایم که در هنگام طلوع خورشید، از لانه اش بیرون آمد و به سایه بزرگش نگاه کرد و گفت :امروز شتری خواهم خورد.سپس تا ظهر تلاش کرد چون شتری نیافت و گرسنه تر شده سایه اش نیز کوچکتر گشته پس آنگاه گرسنه و درمانده دوباره به سایه کوتاهش نگریست و گفت :صد البته که یک موش هم برای من کافی است!از تلاشهای نافرجامِ عباس میرزا برای تجدد ایران، ۲۰۰سال میگذرد در این مدت ایرانیان نتوانستند آن سنجاقِ عقب ماندگی را از سینه شان برکَنند.چون آن سنجاق از بیرون بر ما زده نشده که آسان بیرون آید بلکه، خود از اعماق درون ما و کنهِ وجود ما برآمده و تنها با تربیت صحيح و طولانی مدت ممکن میگردد.چنین است که بیش از ۱۲۰سال، تلاش، تکاپو و دویدن همچنان، خسته، زخمی و پریشیده:دوره می کنیمشب را و روز راهنوز را...✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼عوامل نفوذی و زمستان سخت اروپا صحبت های قابل تأمل حسین عادلی ( دیپلمات شناخته شده و سابق جمهوری اسلامی ایران ) درباره فرصت از دست رفته جنگ روسیه و اوکراین : « قبل از جنگ روسیه و اوکراین اروپایی ها در سیاست مکتوب خودشان در حوزه انرژی مصوب کردند که باید وابستگی شدید خود در نفت و گاز را از روسیه کم کنند و در قالب برجام ( که هنوز برغم بیرون رفتن آمریکا از آن نیمه جانی داشت ) از ایران نیاز نفت و گاز خود را تامین کنند.. اما متاسفانه ما به این زمینه مساعد توجه نکردیم و به گونه ای در جنگ روسیه و اوکراین حرکت کردیم که آنها اینگونه برداشت کردند که ما مقابل اروپایی ها در کنار روسیه ایستاده ایم و حتی به آنها کمک های نظامی می کنیم و آنها هم از ما در این خصوص کینه گرفتند پس از آن نیاز انرژی خود را از آمریکا، قطر ، نیجریه و ...تامین کردند .اما سوال اینجاست اگر ما از این فرصت استفاده می کردیم و به جای شعاردادن( زمستان سخت برای اروپا ) انرژی....«✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ ۵۰ جمله کلیدی از کتاب نفیس «جامعه باز و دشمنان آن»✍ نویسنده کارل پوپر :۱- جامعهٔ باز جامعهای است که در آن هیچ اندیشهای مقدس و مصون از نقد نیست۲- دشمن اصلی آزادی، این باور است که تاریخ قانون قطعی و اجتنابناپذیر دارد۳- تاریخباوری میکوشد آیندهٔ بشر را همچون سرنوشت محتوم تفسیر کند۴- هرگاه کسی مدعی دانستن «معنای نهایی تاریخ» شود، راه استبداد هموار میشود۵- افلاطون نخستین نظریهپرداز بزرگ جامعهٔ بسته است۶- آرمانشهر افلاطونی به قیمت حذف آزادی فردی ساخته میشود۷- فدا کردن انسانهای واقعی به نام انسانِ ایدهآل، خطرناکترین خطای سیاسی است۸- عدالت اگر با آزادی همراه نباشد، به ابزار سرکوب بدل میشود۹- جامعهٔ بسته از تغییر میترسد و آن را انحراف مینامد۱۰- جامعهٔ باز تغییر را میپذیرد و از آن میآموزد۱۱- دشمنان جامعهٔ باز معمولاً نیت خیر دارند اما پیامدهای فاجعهبار میآفرینند۱۲- هیچکس مالک حقیقت نهایی نیست۱۳- خطاپذیری انسان، بنیان عقلانیت سیاسی است۱۴- سیاست عقلانی یعنی کاستن از رنج، نه تحقق بهشت زمینی۱۵- وعدهٔ نجات نهایی، اغلب پوششی برای خشونت است۱۶- هگل تاریخ را تقدیس کرد و دولت را تجسم عقل دانست۱۷- تقدیس دولت، آزادی فرد را قربانی میکند۱۸- مارکس تاریخ را علمی پنداشت اما آن را به جبر اقتصادی فروکاست۱۹- پیشبینی قطعی مسیر تاریخ ناممکن است۲۰- آیندهٔ اجتماعی حاصل کنشهای پیشبینیناپذیر انسانهاست۲۱- اصلاح تدریجی بر انقلاب تمامعیار برتری دارد۲۲- مهندسی اجتماعی کلان، خطرناک و غیرانسانی است۲۳- مهندسی اجتماعی خُرد بهجای وعدههای بزرگ، بر حل مسائل واقعی تمرکز دارد۲۴- خشونت سیاسی معمولاً با زبان اخلاق توجیه میشود۲۵- آزادی بدون مسئولیت به هرجومرج میانجامد۲۶- مسئولیت بدون آزادی به اطاعت کور تبدیل میشود۲۷- نقد آزاد، قلب تپندهٔ جامعهٔ باز است۲۸- سانسور نشانهٔ ترس از حقیقت است۲۹- هیچ نظریهای فراتر از آزمون و خطا نیست۳۰- قدرت اگر مهار نشود، میل به خودکامگی دارد۳۱- دموکراسی نه بهخاطر حکومت اکثریت، بلکه بهخاطر امکان عزل حاکمان مهم است۳۲- سؤال اصلی سیاست این نیست که چه کسی حکومت کند، بلکه چگونه کنترل شود۳۳- رهبران خطاناپذیر، خطرناکترین رهبراناند۳۴- بتسازی از رهبران، جامعه را نابینا میکند۳۵- جامعهٔ باز به شهروندان بالغ نیاز دارد، نه پیروان مطیع۳۶- اخلاق سیاسی یعنی جلوگیری از بدترینها، نه تحقق بهترینها۳۷- آزادی اندیشه بدون تحمل اندیشهٔ مخالف ممکن نیست۳۸- دشمنان جامعهٔ باز، از قطعیت تغذیه میکنند۳۹- تردید عقلانی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ بلوغ است۴۰- هیچ آرمانی ارزش نابودی انسانها را ندارد۴۱- تاریخ صحنهٔ انتخابهای انسانی است، نه اجرای نقشهای از پیشنوشته۴۲- انسانها تاریخ را میسازند، اما هرگز آن را کنترل کامل نمیکنند۴۳- توجیه شر به نام خیر نهایی، دروازهٔ توتالیتاریسم است۴۴- جامعهٔ باز همواره ناتمام و در حال اصلاح است۴۵- حقیقت از دل گفتوگوی آزاد زاده میشود۴۶- عقلانیت یعنی آمادگی برای تصحیح خود۴۷- بزرگترین خطر، ایمان کور به نظریههای نجاتبخش است۴۸- آزادی بدون نقد میمیرد۴۹- نقد بدون آزادی خفه میشود۵۰- جامعهٔ باز، شجاعت زیستن بدون قطعیت را میطلبد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 نفوذ سایبری انگیزهای دیگر برای تغییر رژیم در ایران است👤جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ:"ایران یک شبکه بسیار گسترده برای اعمال نفوذ در فضای اینترنت و حوزه سایبری در اختیار دارد. این تلاشها برای نفوذ به سامانههای الکترونیکی که زیرساختهای حیاتی ما را کنترل میکنند، از جمله شبکههای آبرسانی، سامانههای مخابراتی، خطوط لوله نفت، راهآهن، کنترل ترافیک هوایی فرودگاهها و بسیاری از بخشهای دیگری که به فناوریهای پیشرفته ارتباطی وابسته هستند، میتواند این زیرساختها را آسیبپذیر کند.اگر واقعاً ثابت شود که منشأ این حملات ایران بوده است، از نظر من این موضوع، در کنار برنامه تسلیحات هستهای ایران و همچنین حمایت این کشور از تروریسم، از جمله تهدید علیه مقامهای فعلی و سابق ایالات متحده و دیگر اقدامات تروریستی، یک دلیل دیگر خواهد بود که نشان میدهد تنها راه دستیابی به صلح و امنیت، چه در خاورمیانه و چه در سطح جهان، از میان برداشتن این حکومت است."/آمریکانا✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ سود آمریکایی ها از بسته شدن تنگه هرمز! شرکتهای موسوم به «غولهای نفتی»، سودهای کم سابقهای از پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز کسب کردهاند «اکسون موبیل»، بزرگترین شرکت نفتی آمریکا، سود تعدیل شده خود را ۱۴.۷ دلار اعلام کرد؛ بالاترین رقم در چهار سال گذشته شرکت آرامکوی عربستان هم از افزایش ۴۴ درصدی سود سه ماهه خود نسبت به سال گذشته خبر داد «شل»، بزرگترین شرکت نفتی اروپا سود خود را به نزدیک ۱۰ میلیارد دلار رساند که بیش از دو برابر شده.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 امپراتور ژاپن، هیروهیتو پس از مراسم تاجگذاری خود در سال ۱۹۲۸ میلادی، با لباس سوکوتایدر ژاپن تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم هیرو هیتو را پسر آسمان میخواندند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ ژاپن، به دلیل نظامیگری و شرکت در جنگ جهانی دوم در طول سلطنت هیروهیتو، جنگی را در سراسر آسیا به راه انداخت. در زمان حکومت وی ارتش ژاپن منچوری را اشغال کرد. او با هیتلر و موسولینی پیمان اتحاد بست و با آغاز جنگ جهانی دوم، با فشار و تحریک دولتمردانش، دستور حمله به مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا را برای آزادسازی آنها صادر کرده و در سال ۱۹۴۱ فرمان بمباران بندر پرل هاربر آمریکا را داد. پس از شکست آلمان در بهار ۱۹۴۵ هیروهیتو برای حفظ ژاپن، دستور عقبنشینی از شرق و جنوب شرقی آسیا را صادر کرد. ایالات متحده آمریکا بارها از ژاپن خواست تسلیم شود ولی هیروهیتو نپذیرفت. سرانجام آمریکا دو بمب اتم در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی ژاپن پرتاب کرد. این اقدام آمریکا ضربهٔ سختی بر پیکرهٔ امپراتوری ژاپن وارد آورد، هیروهیتو با مشاهدهٔ این اوضاع به فکر تسلیم شدن افتاد.مطالب تاریخی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ خاطره ای تلخ اما پندآموز از شادروان استاد #محمد_قاضیدر پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.جنگ جهانی به پایان رسیده بود، اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم...ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم...در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند.ماهی کپور آن چنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند...کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود،گفت:آقای قاضی،این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد. چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.ولی کدخدا آن چنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم.چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تایید این ماجرای شگفت انگیز گفتند...شب ناچار بودیم جایی اطراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیس های معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند!ضمن صرف غذا گفتم:کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید،به شمال که دسترسی ندارید؟به سادگی گفت: ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !لقمه غذا در گلویم گیر کرد.شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم.با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشت زده نگاهش کردم...حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت:نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و این ها را باور کردید؟!من از جوانی که مسوول اداره ده شدم،اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند.یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.در چهره کدخدا،روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.حاکمانی که خود کوچک ترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسان ها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند...برگرفته از: «خاطرات یک مترجم»📇 #زنده_رودکتابخانه ادبیات✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️جنگ و دیپلماسی بدون رسانه ✍ کامبیز نوروزیرفتار رسانهای ایران در طول جنگ ۴۰ روزه و پس از آن بیبرنامه، سردرگم و متناقض بوده استساختار نظامی و دیپلماسی ایران منبع مستقلی برای کار رسانهای هدفمند و بابرنامه نداردتلویزیون ایران جهتگیریهایی متفاوت از تصمیمهای دستگاه سیاسی عالی که افسران عالیرتبه نظامی نیز در آنها حضور و مشارکت دارند، ارائه میکندسایر رسانههای وابسته به طیفهای مختلف سیاسی و فکری نیز حرف خودشان را میزنند و براساس اصل آزادی رسانه مواضع خود را بازتاب میدهندبه تعداد حسابها و صفحهها در شبکههای اجتماعی مثلا تحلیلگر و استراتژیست و متخصص روابط بینالملل و دیپلماسی و انواع و اقسام جنگها وجود دارددر این آشفتگی هر خبر نادرست یا ناقص یا کذب در جریان اطلاعات به گردش میافتد و هر تحلیل بیاساس، شعاری، غیرمستند، حزبی و جناحی منتشر میشوددر این بازار آشفته کدام خبر راست است و کدام خبر دروغ؟کدام تحلیل به سیاستهای رسمی ایران در جنگ نزدیک است یا دور و کدام تحلیل تلاشی است برای تولید فشار بر نظام تصمیمگیری جنگ و دیپلماسی؟ تقریبا هیچ چیزی معلوم نیست.نتیجه این آشفتگی خبری-تحلیلی، سردرگمی مردم در قبال موضوعات جنگ و دیپلماسی است.این درهمریختگی حتی بر نظام تصمیمگیری کشور و ثبات تصمیمات نیز اثرگذار است. ایران در داخل و خارج توفیقی در رقابت رسانهای نداشته است.این وضعیت ناشی از فقدان تمرکز بر وجه رسانهای جنگ و دیپلماسی کشور است.امروزه با توسعه شبکههای اجتماعی و آسانی دسترسی عمومی به شبکههای اجتماعی برای تولید و مصرف محتوا، کار رسانهای نظام سیاسی کشور فوقالعاده سختتر، حیاتیتر، پیچیدهتر و دقیقتر است. اما به همین اندازه دستگاهها و مسئول جنگ و دیپلماسی از اهمیت کار رسانهای مربوط به جنگ و دیپلماسی مرتبط با آن غافلاند.یک دلیل مهم این غفلت بزرگ و مخاطرهآمیز این است که ساخت سیاسی ایران معمولا خبر را به شکل «دستور» تلقی میکند. گویی آن چیزی که خبر داده میشود، مانند یک دستور است که همه باید قبول کنند.سبب دیگر این نگاه آمرانه و دستوری اعتقاد نداشتن به آگاهی مردم است. وقتی شما به آگاهی دیگری معتقد باشید، برای اقناع او و ارائه تحلیلی بیشتر، دقیقتر، عمیقتر و حتی متنوعتر تلاش بیشتری میکنید. اما در یک نگاه آمرانه دستوری دچار خطای دید میشوید. اهمیت کار رسانهای حرفهای و متمرکز در مسائل جنگ و دیپلماسی کشور در برابر تجاوز دشمن، کمتر از اهمیت تسلیحات نظامی نیست. اگر ایران از نظر تسلیحات نظامی مورد نیاز این جنگ، مانند موشک و پهپاد وضع مطلوبی دارد، اما شرایط رکن رسانهای جنگ و دیپلماسی آن بسیار نامطلوب است و تقریبا دیده نمیشود که دستگاههای مسئول توجهی به این کمبود و نقص بزرگ داشته باشند که اگر داشتند، آن را درست میکردند. جنگ با ابعاد گسترده و پیچیده و متنوعی که دارد، به شدت نیازمند یک ستاد خبری کارآمد و حرفهای است. چنین ستادی باید از روزنامهنگاران مستقل و کارآمد با تجربههای طولانی در روزنامهنگاری جنگ، بحران، بینالملل و دیپلماسی، اجتماعی و سیاسی تشکیل شود.کار این ستاد باید تولید یا گزینش اخبار در امتداد اهداف و سیاستهای رسمی سازمان جنگی و دیپلماسی ایران باشد.همچنین تولید انواع تحلیلهای متناسب با استفاده از کارشناسان واقعی، نه رانتی بهمنظور آگاهیبخشی عمومی و ایجاد یک برداشت اندکی واحد در افکار عمومی باید از دیگر کارهای چنین ستادی باشد. اگر ایران چنین ستادی داشته باشد، حتی میتواند با برقراری ارتباط با مقامها یا کارشناسان معتبر و گفتوگو با آنها در دولتهای دیگر نیز اثرگذار باشد.دولت برای تشکیل چنین ستادی پیشگام شود و با هماهنگی سایر نهادهای مرتبط مانند رهبری، شورای عالی امنیت ملی، نیروهای نظامی و مسئول تیم مذاکره کارهای خبری و تحلیلی جنگ و دیپلماسی را به این ستاد واگذار کند و از آنها بخواهد نه به عنوان تبلیغاتچی بلکه به عنوان روزنامهنگاران حرفهای در چارچوب سیاستهای جنگی و دیپلماتیک رسمی ایران عمل کنند.برای جلب مخاطب هرآنچه در کار روزنامهنگاری حرفهای رایج و متعارف است، انجام دهند و حتی اجازه طرح مباحث انتقادی نیز داشته باشند.در کنار این ستاد ضروری است که امنیت و استقلال و آزادی رسانههای خصوصی نیز به رسمیت شناخته شود تا بتوانند در این فرایند ملی مشارکت فعال داشته باشند.در جهان رسانهایشده امروز، ما خود پیرامون و جهان را از چشم رسانه نگاه میکنیم. رسانه میتواند حتی به ما احساس خوشبختی بدهد یا ناکامی. رسانه میتواند ما را به ما برنده معرفی کند یا بازنده.در عرصه جهانی رسانه میتواند ما را جنگطلب بشناساند یا صلحجویی که مورد تجاوز قرار گرفته است. بدون مدیریت رسانهای کاملا حرفهای و تخصصی، یک رکن مهم جنگ و دیپلماسی آن لنگ است.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 رجب صفراوف:“ما انتظار داشتیم که دولت جاسلامی طبق قرارداد ۱۹۲۱ (کنوانسیون مودت ایران و شوروی) و پیمان بازرگانی ۱۹۴۰، تقاضای ۵۰٪ از سهم دریای کاسپین را داشته باشد؛ اما ایران از این حق صرف نظر کردند و تعجب مارا برانگیخت”پزشکیان در لایحه اخیر، از سهم ۲۰ درصد هم گذشت…✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ از سال ۸۴ خورشیدی در ایران اقتصاد رفاقتی ایجاد شد✍ حسین راغفر در دهه نخست پس از انقلاب بسیاری از نهادهای عمومی غیردولتی مثل ستادها به مالکیت اجتماعی در معنای خاص خودش تبدیل شدند. اموال در اختیار این نهادها قرار گرفتند و این نهادها از منابع برای ثروت ملی و مشارکت مردم استفاده نکردند. لذا نقش نهادهای اجتماعی عملاً به نهادهای حاکمیتی و نه نهادهای مردمی تقلیل پیدا کرد.بعد از دوره ۱۳۸۴ ما شاهد تغییر ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی هستیم که به ایجاد #اقتصاد_رفاقتی منجر شد.این اقتصاد رفاقتی سه مشخصه دارد که اولی دسترسی به منابع بانکی برای دوستان و رفقا است. دوم فراهم آوردن فرصتهای انحصاری و شبه انحصاری برای دوستان است. به طور مثال انحصار واردات شکر، میوه، خودرو و اشکال مختلف #انحصار ها و شبه انحصارها را شاهد هستیم.این امتیازات شکاف بازده سرمایههای تجاری را به شدت نسبت به نرخ رشد اقتصادی بیشتر میکند و نابرابریها را افزایش میدهد. وقتی که نرخ رشد بازدهی سرمایه بیشتر از نرخ رشد نیروی کار است نابرابریها رقم میخورد که در کشور به شدت این مسئله رشد کرده و موازنههای جدیدی به نهادهای حاکمیتی داده است.این رژیم نابرابری که از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد یعنی سال ۱۳۸۴ به وجود آمد به رشد فقر منجر شد. درآمدهای نفتی بزرگی در آن دوره به دست آمد. ما نفت را بشکهای ۱۲۰ دلار فروختیم اما معلوم نشد که این درآمدها به کجا رفت.مشخصه آن دوره توجه به فردگرایی و پیگیری منافع شخصی در غیاب دستگاه قضایی مستقل بود.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ جامعه استبدادی با ما چه میکند؟چرا در جامعهی استبدادزده، خیلی راحت افراد را با عناوین و جایگاهی که شایستهی آن نیستند، خطاب قرار میدهند؟اگر به محیط زندگی مردم جامعه و رسانههای کشور انگلستان دقت کنید، محال است کسی را که "دکتر" نیست در خطاب -خواه کتبا و خواه شفاها- "دکتر" بخوانند؛ یا کسی را که "مهندس" نیست، مهندس بنامند. ▫️غرض یادآوری این نکته است که در جامعه برخوردار از دموکراسی، کلمات را به راحتی نمیتوان شناور کرد. کلمات مانند انسانها، اعتبار ، معنا و حیثیت خاص خود را دارند و کل، جامعه است که میتواند در باب سرنوشت مفهومی کلمات تصمیم بگیرد. بنابراین اگر کسی "کشیش" است، شما در چنان جامعهای نمیتوانید به راحتی او را "اسقف اعظم" یا بالاتر خطاب کنید. هم او ناراحت میشود و هم جامعه شما را از بابت تجاوز به حدود کلمات مورد شماتت قرار خواهد داد. بر همین قیاس کلماتی از نوع "استاد"، "دکتر" ،"مهندس"، "پروفسور" "دانشمند" و "فیلسوف" و امثال آن...▫️ اما در جامعه استبدادی مسائل برعکس جریان دارد. شما جای هر کلمه را با همسایههای آن و با مدارج بالای آن به راحتی میتوانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد، و نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلا فلان عنوان را به او دادهای، او دارای چنین مقامی نیست. تجاوز در حریم کلمات در جامعه استبدادی چنان راحت انجام میشود که خیلی به آسانی میتوان کلمه "پاپ" را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچگاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندک اندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد و این تجاوز به حدود کلمات را تا آنجا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند….▫️همانطور که در جامعه استبدادی میتوان به حقوق افراد تجاوز کرد، به حدود کلمات هم میتوان تجاوز کرد، و همانطور که در جامعه برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمیتوان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمیتوان تجاوز کرد. از این روی زبان، قلمرویی است که از مطالعه در آن میتوان به حدود رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی برد. اکنون به یاد ندارم که در کجا خواندهام، ولی یقین دارم گفتار یکی از حکیمان بزرگ چین است که گفته است:" روزی اگر زمام اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبان ایشان را اصلاح میکنم "▫️گویا مقصود او نشان دادن همین رابطه استبداد اجتماعی و شناور شدن زبان است… هرقدر جوامع برخوردار از اندیشه دموکراسی باشند، زبانشان از شناوریهای تند بر کنار است و هرقدر استبدادی باشند به همان میزان زبانهاشان شناور است. هرکس با شعر فارسی کوچکترین آشنایی داشته باشد و مدایح رودکی را با مدایح فرخی و مدایح فرخی را با مدایح انوری سنجیده باشد، شناور شدن کلمات را از حوزه قاموسی آنها در مسیر این سه دوره تاریخی آشکارا مشاهده خواهد کرد: در شعر رودکی تجاوز به حدود کلمات بسیار اندک است، زیرا جامعه سامانی، جامعهای است تا حد زیادی برخوردار از قانون و آزادی…. در تاریخ اجتماعی ایران، عصر سامانی و به ویژه در قلمرو فرمانروایی سامانیان، کمتر نشانهای از زورگویی های اجتماعی دوره غزنوی وجود دارد، و با همه استبداد غزنویان استبداد مذهبی سلاجقه بسی بیرحمانه تر از استبداد غزنویان است…. میتوان با آمار نشان داد که شناوری کلمات در فاصله عصر سامانی تا سلجوقی به اوج خود میرسد. شناور بودن زبان هیچ ربطی به زایندگی زبان ندارد، شک نیست که زبان انگلیسی در عصر حاضر -به دلیل هزار عامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی- زاینده ترین زبان جهان است، ولی ممکن است به اعتبار عارضه "شناور بودن" با زبان فلان کشور عقب مانده نیمه مرده در زنجیر استبداد در اعماق قاره سیاه قابل مقایسه نباشد؛ یعنی زبان آن کشور از زبان انگلیسی شناورتر باشد. شناور شدن زبان اصلا شاید یکی از دلایل نازایی زبان باشد. زیرا زایایی از خواص رشد اجتماعی و فرهنگی است و شناور شدن از لوازم عقب گرد و فروماندگی. وقتی زبانی حرفی برای گفتن ندارد، با شناور کردن کلمات خود، خودش را گول میزند که من حرف تازه ای دارم میزنم، در صورتی که هیچ حرف تازه ای ندارد. شناور شدن، نشانه فقدان اندیشههای فلسفی و عقلانی در زیربنای جامعه است و جامعهای که در آن اندیشه حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، به ناگزیر بازیچه خودکامگان و عوام فریبان است.✍️ محمدرضا شفیعی #استبداد #جامعه_استبدادی ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ سیاوش کسرایی روشنفکر و شاعر مارکسیست : « این فلان فلان شده ها (روسها یا کمونیست های توده ای ) به هَمِۀ ما دروغ گفتند..»✍ علی مرادی مراغه ایاین جملات را سیاوش کسرایی در دوران دربدری اش در مدینه فاضله اش « مسکو » به استاد شجریان گفته است..شجریان می گوید:«... دیدم که سیاوشِ همیشگی نیست. اون سیاوشی که پُر جُنب و جوش بوده و، پُرانگیزه و، صحبت میکرد و حرفهای قشنگ میزد خیلی فرورفته بود، تویی خودِشِه.یکدفعه دیدم سیاوش برگشت به من گفت که: "شجریان، خوب گوشهایَت رو وا کن ببین چی بهت میگم. هر چی که بهت میگم، عِین اش رو میری به سایه و بچه ها میگی"گفتم: خُب چی رو باید بگم؟حِس کردم که میخواد گریه کنه اینقدر ناراحته، که ریزه ریزه همینجوری که شروع کرد صحبت کردن، دیدم که چشم هایش پُرِ اشک شد و همون طور.بعد گفت:"... شجریان برو به {سایه} و به بچه ها بگو {این فلان فلان شده ها به همۀ ما دروغ گفتند، همۀ ما رو فریب دادند.هیچ چی در بساطِ شون نیست، آآآآه در بساط ندارند.و ما فریب خوردیم. من نه راهِ پَس دارم، نه راهِ پیش، اینجا گیر افتادیم. شما دنبالِ ما نیایین. اینها اینطورند»تاریخ پر از درسها و عبرتهاست و یکی از این عبرتها اینست که نشان می دهد روسها هرگز به دوستان خود وفا نکرده همیشه در وسط گود، خیانت، پیشه کرده اند بارها و بارها از نهضت جنگل گرفته تا فرقه دمکرات آذربایجان. زمانی(البته دیرزمانی!) سیدجعفر پیشه وری گفته بود:[روسها مثل میمون هستند که در وقت غرق شدن، پا بر روی بچه شان می گذارند و تنها خود را نجات می دهند!.]اما شوربخت مردمی چون ایرانیان که در وسط دو سنگِ آسیاب گرفتار می آیند و مجبور می شوند یا مانندِ سیدضیاالدین طباطبایی ها گردند و به آنسو غش کنند و یا مثل کیانوری ها به این سمت...!و تاریخشان و سرنوشت شان، مصداق این سخنِ تلخ مرحوم استاد هژار باشد که پس از شکست جمهوری مهاباد گفته بود:«اگر كار تو در سانفرانسيسكو راه نيافتد در جلوی دروازه هایِ مسكو برسر خويش خاك بريز...!»و کثیری از چپِ اردوگاهی ایرانی چون کسرایی در فرجام تلخ خویش مجبور شدند ، سرانجام در جلوی دروازه هایِ مسكو خاک برسر خويش کنند!. در این شکی نیست که بخش اعظم آنان شیفته عدالت بودند اما ظلماتِ استبداد موجب شد آنان، چشمِ گرگ استالینیزم را با نورِ نجاتبخش اشتباه بگیرند...سياوش كسرائي، شاعر معاصر كه سالهای زيادی هنرش را در خدمت آن «مدينه فاضله کمونیسم » به كار گرفت امّا سرانجام در دوران دربدری و آوارگی در شوروی با چشمان حيرتزده، رفقای بزرگش را ديد كه او را چون يك تبعيدی به صليب سرخ سپردند،او كه قبلاً در سالهای اميد و ايمان و جوانی، منظومه بلند و زيبای «آرش كمانگير» را سروده بوداين بار در پيرانه سری، اندكی قبل از مرگش، شعر تلخِ «مهره سرخ» را در مسكو سرود و خود را تلويحاً با سهرابِ شاهنامه هم سرنوشت دانست كه علیرغم وجود مهره سرخ بر بازويش، بدست رستم ـ نزديكترين كس اش ـ كشته می شود: تنها و دور مانده و ناشاددر اين ميانه، من، چو غباري به گرد باد ...اي آفريدگار! دادی تو بهترين و ستاندی تو بهترين …«شرمنده آن كه پشت به يار و ديار خويش، با صد بهانه روی به بيگانه می كند. سامان نمی دهد، چه توان كرد، حرف نيست آشفته، از چه ساحتِ اين خانه می كند!....تاریخ معاصرایرانسیاوش کَسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ – ۱۹ بهمن ۱۳۷۴) شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود. کسرائی دانشآموختهی دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او سالیان دراز در حزب کمونیست توده ایران فعالیت داشت.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ دیکتاتورهای مقدس✍ مصطفی دانندهدیکتاتوری از روز اول با زندان و سانسور آغاز نمیشود بلکه زمانی کلید میخورد که مردمان تصمیم میگیرند کسی را آنقدر بزرگ کنند که دیگر نتوانند از او بپرسند: «اگر اشتباه کردی، چه؟» از همان لحظه، شکست آزادی شروع میشود. جامعهای که انسان میسازد، زنده است. اما جامعهای که بت میسازد، آرامآرام میمیرد. زیرا بتها نه پاسخ میدهند، نه عذرخواهی میکنند و نه اجازه میدهند کسی دربارهشان سؤال بپرسد.مقدس کردن انسانها در کنار دروغ، بزرگترین خیانت به حقیقت است. وقتی کسی را مقدس میکنیم، در واقع حق نقد او را از خودمان میگیریم. انگار دهان خود را با نخ و سوزن دوختهایم و کلید آن را هم به دست همان کسی دادهایم که نباید دربارهاش سؤال کنیم. از آن پس، هر انتقاد، بیاحترامی است، هر پرسش، خیانت و هر مخالف، دشمن.هیچ انسانی معصوم نیست. نه سیاستمدار، نه روشنفکر، نه استاد دانشگاه، نه فعال مدنی، نه رهبر، نه شاه، نه نویسنده و نه محبوبترین چهره جامعه. انسان بودن، یعنی امکان خطا داشتن. اگر کسی را از این قاعده مستثنا کنیم، در حقیقت او را از پاسخگویی نیز معاف کردهایم.قدرت، حتی پاکترین انسانها را هم وسوسه میکند و تحسین بیقیدوشرط، خطرناکترین غذای قدرت است. کسی که هر روز فقط تشویق بشنود و هیچ نقدی نشنود، آرامآرام باور میکند که اشتباه نمیکند.مشکل از علاقه داشتن به افراد آغاز نمیشود، مشکل از جایی آغاز میشود که علاقه، جای عقل را میگیرد. آن روز دیگر رفتار افراد را نمیسنجیم، فقط از آنها دفاع میکنیم. اگر موفق شوند، آن را نشانه نبوغ میدانیم و اگر شکست بخورند، برایشان هزار توجیه میتراشیم.در چنین فضایی، حقیقت دیگر معیار نیست و وفاداری معیار میشود.تاریخ نیز بارها همین هشدار را داده است. بسیاری از فجایع، محصول نبوغ سیاه یک مستبد نبودند، محصول سکوت مردمی بودند که جرئت نکردند به او بگویند: «اشتباه میکنی.»سکوت، همیشه از ترس زاده نمیشود، گاهی از تقدس زاده میشود. وقتی کسی را فراتر از نقد قرار میدهیم، در واقع او را فراتر از پاسخگویی قرار دادهایم.احترام با تقدس تفاوتی عمیق دارد. احترام یعنی خوبیهای یک انسان را ببینی و در عین حال، اگر خطا کرد، شجاعت داشته باشی آن را به زبان بیاوری.اما تقدس، چشم را بر خطا میبندد. احترام، شخصیت را حفظ میکند. تقدس، حقیقت را قربانی شخصیت میکند.تقدس، دشمن آزادی اندیشه است. جامعهای که عادت کند برای برخی افراد حریم ممنوعه بسازد، کمکم یاد میگیرد که سؤال نپرسد. نسلی تربیت میشود که به جای استدلال، به شخصیتها استناد میکند، به جای بررسی شواهد، نامها را تکرار میکند؛ و به جای اندیشیدن، تبعیت را انتخاب میکند.جامعهای بالغ، جامعهای نیست که قهرمان نداشته باشد، جامعهای است که هیچ قهرمانی را بالاتر از حقیقت نداند. انسانها باید با استدلال سنجیده شوند، نه با احساسات، با عملکردشان، نه با شهرتشان، با پاسخهایشان، نه با هالهای از تقدس که اطرافشان ساخته شده است.اگر روزی احساس کردی دیگر نمیتوانی از کسی انتقاد کنی، همان لحظه از خودت بپرس: آیا دیگری دهان مرا بسته است، یا خودم آن را دوختهام؟زیرا آزادی اندیشه از یک جمله آغاز میشود؛ جملهای ساده اما نجاتبخش: در سیاست و اجتماع، هیچ انسانی مقدس نیست و هیچ انسانی نباید از نقد مصون باشد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️🔼 «فلسفه ماکیاولی به زبان ساده | آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟»✔️آیا ماکیاولی واقعاً معتقد بود «هدف، وسیله را توجیه میکند»؟ یا این فقط یکی از بزرگترین سوءبرداشتهای تاریخ فلسفه است؟✔️نیکولو ماکیاولی از تأثیرگذارترین متفکران فلسفه سیاسی است؛ اما بسیاری او را تنها با کتاب شهریار میشناسند. در این ویدیو تلاش کردهام مهمترین اندیشههای او را به زبانی ساده، دقیق و قابل …youtu.be/sQWClfHL6fw?si=SA67Sv3lAelY11A-%… || مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ تهدیدها و حمله نکردنهای ترامپبخشی از یک برنامهی مشخص و از پیش تعیین شده است✍ #محسن_زینلیپور در هفتههای اخیر بر شدت تهدیدات ترامپ به حملهی گسترده به کشورمان و تعداد آنها و نیز لغو لحظه نودی آنها افزدوه شده است. با توجه به شناختی که از این شخص داریم و سابقهی تناقضگوییهای او میتوان این گونه حدس زد که او همواره برنامههای اصلی خود را در انبوهی از گفتههای ضد و نقیض و اقدامات زیگزاگی پنهان کرده است. بنابراین هرگز نباید روی تغییر فاز کلی او و عدم تمایلش به چنین حملهای حساب کرد و به نظر نمیرسد که تلاش برای رسیدن به هدفهای دیرینهای مانند قطع دست چین از منابع نفت ایران، ساختن خاورمیانه جدید و گسترش پیمان ابراهیم، کاهش تمرکز سیاسی و نظامی آمریکا بر خاورمیانه، ایجاد توازن در برابر قدرت رو به توسعهی اعراب منطقه و جلوگیری از آغاز یک رقابت بر سر تسلیحات اتمی در این منطقهی پرآشوب را کنار گذاشته باشد. با همهی آنچه گفته شد میتوان این طور نتیجهگیری کرد که این دیر و زودهای او بر سر چنین حملهای سوخت و سوز ندارد و در اینجا برخی از دلایل احتمالی این امر را میتوان حدس زد.۱. هر بار تهدید به حمله و رخ دادن رویدادهای لازم پیش از آن مانند تخلیهی سفارتخانهها و هشدار به اتباع کشورهای غربی و ... باعث آمادهباش تمامی نیروهای طرف مقابل در تمامی سطوح بوده و تکرار این امر قطعا توان آنها را به خستگی و فرسایش نسبی و البته هزینهکرد بالا میکشاند. ۲. ترامپ و تیم او میخواهند حساسیت طرف مقابل به رویدادهای لازم پیش از حمله را از بین ببرند تا در روزهای منتهی به حملهی نهایی نیز، کسی چندان به این رویدادها حساس نبوده و بر مبنای آن، آمادگی خاصی را فراهم نکند و تا جای ممکن از اصل غافلگیری بهره ببرد.۳. از سوی دیگر این تکرار تهدیدات باعث خستگی و سردرگمی بازارهای مالی و شرکتهای مهم جهانی و شاید کسب آمادگی بیشتر برای رویارویی با شرایط اضطراری ناشی از آن و در نتیجه کاهش اثر حملهی واقعی بر بهای نفت و بازارهای مالی مورد نظر آمریکا شود.۴. در پشت تمامی این تهدیدها و حمله نکردنها، البته درصدی از امید به کوتاه آمدن سران جمهوری اسلامی و رسیدن به توافق صدرصدی از نظر ترامپ و جواب دادن سیاست دیپلماسی قایقهای توپدار نیز وجود دارد.۵. پاسخ جمهوری اسلامی به چنین حملهی گستردهای و هدف قرار دادن شرکای آمریکا در منطقه نیز یکی دیگر از عواملی است که تصمیمگیری برای انجام چنین حملهای را مستلزم گردآوری مجموعهای از اقدامات و امکانات ویژه و سنجیدن چندین بارهی همهی جوانب آن میکند.۶. ارزیابی نسبی ابعاد و بازتابهای این حمله چه در آمریکا و افکار عمومی و رسانههایش و چه در سطح بین المللی و حتی در میان ایرانیان نیز از دیگر دلایل این دیر و زودها میتواند باشد.۷. افزایش فشار از جانب برخی کشورهای منطقه به ویژه سعودیها و میانجیگرها از یکسو و طیف مخالفان حملهی نظامی در هر دو حزب سیاسی اصلی در آمریکا و به ویژه جیدیونس، از سوی دیگر نیز بیتاثیر نمیتواند باشد.۸. حمله به زیرساختهایی که بر زندگی عموم مردم تاثیر میگذارد، در بیشتر جنگها به عنوان تاکتیک نهایی به کار گرفته شده و در جنگ فعلی اوکراین نیز تقریبا یکسال پس از شروع جنگ به طور جسته و گریخته آغاز شد و در مراحل بعدی افزایش یافت.۹. زمان خریدن برای تجهیز نظامی و آمادگی بیشتر در منطقه که در هفتههای اخیر شاهد آن بودهایم.۱۰. توجیه راحتتر این حمله و مطرح ساختن این ادعا که تا جای ممکن به دیپلماسی فرصت داده و راهی به جز اجرای آن نداشته است. امید که اینگونه نباشد و این تحلیل از اساس درست از آب درنیاید و چنین حملهای به خاک ایران عزیز هرگز اتفاق نیفتد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
پیشنهادات مارک لوین، مجری مشهور فاکس نیوز به ترامپ برای حمله به ایران:1- تداوم توقیف داراییهای متعلق به ایران2- ادامه محاصره دریایی برای قطع درآمدهای نفتی و گازی ایران3- هدفگیری مستمر فرماندهان نظامی4- حمله به کارخانههای تولید موشکهای بالستیک و پهپادها در سراسر ایران5- هدف قرار دادن ساختمانهای دولتی و تأسیسات متعلق به سپاه و ارتش6- حمله به بانکها و مراکز مالی7- دستکم تا ۳۰ روز و شاید بیشتر، هیچ آتشبسی در کار نباشد.* لازم به ذکر است که لوین از مجریان مورد اعتماد ترامپ است و رئیس جمهور آمریکا علاقه بسیاری به برنامههای او در فاکس نیوز دارد./آمریکانا✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ برای مردم مهم است که مجلس باز باشد یا تعطیل؟✍محمد مهاجری از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تا کنون مجلس دوازدهم جلسه علنی در ساختمان بهارستان نداشته است. در این مدت هیچ گزارشی ندیدهایم که مثلاً مردم فلان حوزه انتخابیه یا یک فرهیخته و نخبه یا یک تشکل صنفی یا دانشجویی یا... دلشان برای جلسات علنی تنگ شده باشدچند نماینده (ترجیحاً پایداریچی) با یک کاغذ و قلم در میدان بهارستان جلوی مردم را بگیرند و از آنها بپرسند چقدر باز یا بستهبودن مجلس برایشان مهم است. اگر نمونه به طور تصادفی (و نه گزینشی) انتخاب شود بهاحتمال زیاد حتی یک نفر نیز به این سؤال پاسخ مثبت نخواهند داد.باید علت را در کردار و پندار و گفتار اقلیتی جست که تنش و عصبانیت و بیمبالاتی در آداب را به عادت مألوف تبدیل کردهاند.رد صلاحیت افراد باسواد و معتبر، نتیجهاش همین است که افرادی بر جای شایستگان بنشینند که بازو بستهبودن مجلس برای مردم مهم نباشد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️🔼 ژئوپولتیک یعنی چه؟در ژئوپلیتیک، هیچ نقطهای روی نقشه صرفاً یک نقطه نیست؛ هر مرز، روایتی از قدرت است و هر مسیر، داستانی از رقابت! || مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼 جدیدترین برآورد از انتخابات میاندورهای آمریکا (۹۳ روز مانده تا انتخابات)شانس کسب اکثریت در مجلس نمایندگان (Kalshi): ۸۴٪ دموکراتها | ۱۶٪ جمهوریخواهانشانس کسب اکثریت در سنا (Kalshi):۵۳٪ جمهوریخواهان | ۴۷٪ دموکراتهاآخرین پیشبینی امریکانا از ترکیب احتمالی سنا: ۵۱ کرسی دموکراتها | ۴۹ کرسی جمهوریخواهان✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology✴️🔼 جدیدترین برآورد از انتخابات میاندورهای آمریکا (۹۳ روز مانده تا انتخابات)شانس کسب اکثریت در مجلس نمایندگان (Kalshi): ۸۴٪ دموکراتها | ۱۶٪ جمهوریخواهانشانس کسب اکثریت در سنا (Kalshi):۵۳٪ جمهوریخواهان | ۴۷٪ دموکراتهاآخرین پیشبینی امریکانا از ترکیب احتمالی سنا: ۵۱ کرسی دموکراتها | ۴۹ کرسی جمهوریخواهان✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ دولت کاغذی و بحران حکمرانی✍️بابک کاظمییکی از مهم ترین چالش های نظام حکمرانی در بسیاری از کشورها شکل گیری دولت کاغذی است. دولتی که در آن قانون فراوان است برنامه بسیار است سند راهبردی پی در پی تولید می شود و بخشنامه های متعدد صادر می شود اما در زندگی مردم تغییر محسوسی دیده نمی شود. فاصله میان آنچه نوشته می شود و آنچه اجرا می شود هر روز بیشتر می شود و همین فاصله به مهم ترین مانع توسعه تبدیل می گردد.دولت کاغذی دولتی است که بیش از آنکه به نتیجه اهمیت دهد به تولید سند و گزارش توجه دارد. مدیران موفقیت خود را با تعداد جلسات برگزار شده تعداد مصوبات و حجم مکاتبات می سنجند در حالی که مردم عملکرد دولت را با کیفیت آموزش امنیت سلامت اشتغال و رفاه ارزیابی می کنند. اگر بهترین قوانین تصویب شوند اما در عمل هیچ تغییری ایجاد نشود آن قوانین تنها بر روی کاغذ باقی خواهند ماند.یکی از مهم ترین نشانه های دولت کاغذی گسترش بروکراسی است. هر مسئله ساده باید از مسیرهای طولانی اداری عبور کند و هر تصمیم نیازمند امضاهای متعدد باشد. این روند علاوه بر کاهش سرعت تصمیم گیری موجب افزایش هزینه های اداری و کاهش انگیزه شهروندان برای پیگیری امور می شود. زمانی که انجام یک کار ساده هفته ها یا ماه ها طول بکشد اعتماد عمومی نیز به تدریج کاهش پیدا می کند.دولت کاغذی معمولا گرفتار تمرکز شدید قدرت است. بسیاری از تصمیم ها در سطوح بالای مدیریتی گرفته می شود و مدیران محلی اختیار کافی برای حل مسائل منطقه خود ندارند. در نتیجه حتی کوچک ترین مشکلات نیز باید مسیر طولانی اداری را طی کنند و فرصت های ارزشمند برای حل سریع مسائل از دست می رود. حکمرانی موفق زمانی شکل می گیرد که اختیار با مسئولیت همراه باشد و مدیران بتوانند متناسب با شرایط واقعی تصمیم بگیرند.در حوزه آموزش آثار دولت کاغذی به خوبی قابل مشاهده است. اسناد تحول آموزشی برنامه های راهبردی و دستورالعمل های متعدد تدوین می شوند اما بسیاری از مدارس همچنان با کمبود امکانات آموزشی تجهیزات ورزشی نیروی انسانی و فضای استاندارد روبه رو هستند. مدرسه با بخشنامه متحول نمی شود بلکه با سرمایه گذاری هدفمند مدیریت کارآمد و اعتماد به معلمان مسیر پیشرفت را طی می کند.در حوزه اقتصاد نیز شرایط مشابهی وجود دارد. صدور پی در پی مقررات بدون اصلاح ساختارها نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه گاهی موجب افزایش بی ثباتی می شود. سرمایه گذار به دنبال ثبات شفافیت و پیش بینی پذیری است نه انبوهی از مقرراتی که هر روز تغییر می کنند. اقتصاد زمانی رشد می کند که دولت نقش تسهیل کننده داشته باشد نه آنکه با پیچیده کردن فرایندها مانع فعالیت های اقتصادی شود.ادامه این وضعیت مهم ترین سرمایه هر حکومت یعنی اعتماد عمومی را تضعیف می کند. مردم زمانی به سیاست ها اعتماد می کنند که نتیجه آنها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. اگر وعده ها بارها تکرار شوند اما مشکلات همچنان پابرجا بمانند سرمایه اجتماعی به تدریج کاهش می یابد و مشارکت عمومی نیز آسیب می بیند.خروج از دولت کاغذی نیازمند اصلاح عمیق در نظام حکمرانی است. نخست باید نتیجه جایگزین فرایند شود. دستگاه های اجرایی باید بر اساس میزان حل مسائل مردم ارزیابی شوند نه بر اساس تعداد گزارش ها و جلسات. دوم باید قوانین و مقررات زائد حذف شوند و مسیرهای اداری ساده شوند. سوم باید تصمیم گیری بر پایه داده های دقیق و شواهد علمی انجام شود. چهارم باید پاسخگویی به یک اصل تغییر ناپذیر تبدیل شود تا هر مدیر در برابر عملکرد خود مسئول باشد.دولت کارآمد دولتی نیست که بیشترین تعداد قانون و سند را تولید کند بلکه دولتی است که بتواند با کمترین هزینه بیشترین مسئله را حل کند. مردم به جای مطالعه اسناد رسمی کیفیت حکمرانی را در مدرسه بیمارستان خیابان محیط کسب و کار و خدمات عمومی احساس می کنند. اگر کیفیت این خدمات افزایش یابد اعتماد نیز بازخواهد گشت و سرمایه اجتماعی تقویت خواهد شد.امروز بیش از هر زمان دیگر کشور به عبور از دولت کاغذی نیاز دارد. توسعه با انباشت اسناد محقق نمی شود بلکه با اجرای دقیق سیاست ها مدیریت شایسته شفافیت پاسخگویی و اراده برای حل مسائل واقعی جامعه شکل می گیرد. آینده ایران در گرو آن است که فاصله میان تصمیم و اجرا کاهش یابد و دولت از تولید کاغذ به تولید نتیجه و از گزارش نویسی به حل مسئله حرکت کند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ آینده جنگ ایران و آمریکا؛ مسابقه تابآوری در یک بحران فرسایشی🔹 رحمن قهرمانپور معتقد است منازعه ایران و آمریکا احتمالاً در کوتاهمدت پایان نخواهد یافت. هیچکدام از طرفین خواهان جنگی بیپایان نیستند، اما منطق بحران، تفاوت اهداف و حضور اسرائیل ممکن است جنگ را برخلاف خواست آنها فرسایشی کند.🔹 در این بحران سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل. اسرائیل توافق میان تهران و واشنگتن را مغایر منافع خود میداند و میتواند در مسیر مذاکرات اخلال ایجاد کند. تعدد بازیگران نیز رسیدن به نقطهای مورد قبول همه طرفها را دشوارتر کرده است.🔹 آمریکا در «تله اعتبار» گرفتار شده است؛ با وجود برتری نظامی و انجام حملات گسترده، نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجه نیز میتواند اعتبار نظامی واشنگتن را نزد متحدانش و در رقابت جهانی با چین تضعیف کند.🔹 راهبرد کنونی آمریکا ترکیبی از مذاکره و فشار نظامی یا همان دیپلماسی اجبار است: محاصره دریایی و محدود کردن صادرات نفت ایران، تلاش برای ایجاد مسیر جایگزین در جنوب تنگه هرمز و تشدید حملات هوایی به زیرساختها، بنادر و مراکز موشکی ایران.🔹 در مقابل، جمهوری اسلامی خود را در «تله بقا» میبیند؛ زیرا تصور میکند هدف نهایی آمریکا و اسرائیل همچنان تغییر حکومت است. به همین دلیل، راهبرد ایران بر افزایش تابآوری و طولانی کردن جنگ نامتقارن استوار شده است.🔹 گسترش جغرافیایی جنگ، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، استفاده از تنگه هرمز برای فشار بر اقتصاد جهانی، اتکا به شهرهای موشکی زیرزمینی و حملات انبوه پهپادی، از عناصر اصلی این راهبرد هستند. هدف این است که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا از منافع آن بیشتر شود.🔹 یکی از ویژگیهای این جنگ، عدم توازن شدید هزینههاست: ایران با پهپادهای نسبتاً ارزان حمله میکند، اما طرف مقابل برای رهگیری آنها ناچار است از سامانهها و موشکهای چندمیلیوندلاری استفاده کند. همین مسئله میتواند ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش پرهزینه کند.🔹 این جنگ همچنین نمونهای از جنگهای عصر هوش مصنوعی است؛ جنگی که در آن شناسایی اهداف، تحلیل اطلاعات و اجرای عملیات با فناوریهای پیشرفته انجام میشود. بااینحال، تجربه جنگ بار دیگر نشان داده که برتری هوایی و تکنولوژیک لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل منجر نمیشود.🔹 در کوتاهمدت، محتملترین سناریو ادامه همزمان جنگ و مذاکره است؛ دورههایی از آتشبس و توافق موقت که ممکن است بار دیگر با حملات نظامی و تشدید تنش جایگزین شوند.🔹 در میانمدت، دو مسیر اصلی وجود دارد: 🔺رسیدن به توافقی مکتوب برای کاهش تنشها، یا شکلگیری نوعی آتشبس نانوشته بر پایه توازن قدرت. 🔺سناریوی بدبینانهتر این است که آمریکا بهجای توافق، بهسوی تضعیف بلندمدت ایران و تبدیل آن به دولتی ناتوان و فرسوده حرکت کند؛ الگویی شبیه سیاست واشنگتن در قبال عراق پس از سال ۱۹۹۱.🔹 جمعبندی نظرات رحمن قهرمانپور این است که آمریکا در شرایط فعلی نه میتواند بهسرعت پیروز شود و نه حاضر است شکست را بپذیرد؛ ایران نیز آنقدر ضعیف نیست که در مدت کوتاهی تسلیم شود. در نتیجه، آنچه میان دو کشور شکل گرفته بیش از هر چیز یک «مسابقه تابآوری» است؛ مسابقهای که هزینه اصلی آن را مردم ایران، کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی خواهند پرداخت.youtube.com/watch?v=B6GNyk13854&t=2s%E2%9… #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ جنگ با آمریکا ارمغانی جز پروژه« کره شمالی شدن»برای مردم ایران نخواهد داشت!✍ علی نظریماهیت دوجنگ تحمیلی۱۲ و۴۰ روزه به اعتقاد اینجانب اصلا جنگ نبود، بلکه مبارزه یا نبرد ملت ایران در مقابل متجاوزانی بود که قصد تغییر نظام سیاسی و تجزیه کشور را داشتند.اغراض و نیات شیطانی ترامپ و نتانیاهو با مقاومت آحاد مردم ایران در دو جنگ قبلی نقش برآب شد!بعد از تفاهم نامه اسلام آباد،تندروهای داخلی که نقش پیاده نظام اسراییل را برعهده دارندتلاشهای فراوانی نمودند تا با راه اندازی یک جنگ دیگر مسیر مذاکره را مسدود و صلح محتمل را منتفی نمایند.هرچند که در این پروژه هم موفق شدند!جامعه مدنی ایران مستظهر به حمایت اکثریت مطلق افکار عمومی است، مخالفت با جنگ و برقراری صلحی پایدار از طریق دیپلماسی را به حاکمیت پیسنهاد می کند.آنچه که همه هموطنان باید به آن پایبند باشند، نخستین الویت تصمیم سازان عالی نظام جمهوری اسلامی باید تقدم منافع ملی و مصالح مردم بر هر گزینه دیگر باشد.جنگ افروزان جبهه پایداری بدنبال شعله ور نمودن جنگی دیگر هستند تا مردم ایران را در جهنم وحشتناک جنگی مهلک گرفتار کنند!نخستین پیامد شوم جنگ برای کشور ما چیزی جز اسقاط کردن ایران نیست.پر واضح است اگر به جنگ دیگری کشانده شویم، هرگز نمی توانیم آمریکا را وادار به تسلیم کنیم.بلکه دار و ندار مردم و سرمایه های ملی هم در این جنگ خانمانسوز نابود میشوند!کافی است که وارد یک جنگ فرسایشی شویم،با از بین رفتن زیر ساختهای کشور عملا به یک کشور متروکه،عقب افتاده و اسقاطی تبدیل میشویم!پایداری چی ها که برای جنگ بعدی سرو دست می شکنند،پاسخ دهند وقتی حکومت ناکارآمد و ناتوان گردد و نتواند به نیازهای حداقلی بیش از ۹۰ میلیون نفر شهروند پاسخ دهد،چگونه می تواند در مقابل توطئه های خارجی مقاومت نماید و با کدام پستوانه اقتصادی با آنها بجنگد!چشم انداز ورود به جنگ با آمریکا در آینده ای نه چندان دور ارمغانی جز پروژه« کره شمالی شدن»برای مردم ایران نخواهد داشت!اگر نتوانیم نفت بفروشیم،صنعت نداشته باشیم،چگونه می خواهیم از پس هزینه های صدهها هزار میلیاردتومانی جنگ با آمریکا بر آییم؟تندروهای جبهه پایداری، مخالفان با جنگ را بی غیرت و مرعوب می نامند!به ضرس قاطع می گویم،جنگ سوم با آمریکا نتیجه ای ویرانگر برای اقتصاد کشور و معیشت مردم در پی خواهد داشت!افراطیونی که به هردلیل می خواهند کشور را به دام جنگی ویرانگر بکشانند،قطعا از خط نفوذ دشمن دستور می گیرند.جلوه ای از خط نفوذ را در رفتار برخی از نمایندگان پایداری چی مجلس می بینیم! شعارهای تند علیه آمریکا و اسراییل، تقبیح مذاکرات و توافق احتمالی با آمریکا نشان از تحقق منویات موساد دارد!الی کوهن جاسوس بزرگ اسراییل که در کشور سوریه به مقام مشاور عالی وزیر دفاع هم رسید و در نزاع تاریخی با رژیم صهیونیستی تندترین مواضع علیه تل اویو را داشت!همان خدمتی را به صهیونیستها کرد که اکنون جنگ طلبان خودی بدنبال آن هستند!آیا توطئه ها و مکر جنگ طلبان داخلی شبیه شیوه های خصمانه الی کوهن نیست؟آیا تجربه سالهای۱۹۶۰تا۱۹۶۵ سوریه و اسراییل نباید مارا نگران کند؟آیا محتمل نیست که موساد به جنگ طلبان ایرانی پروژه جنگ سوم ایران با آمریکا را برون سپاری کرده باشد؟جنگی که اقتصاد ما را نابود کند و کشور را از مدار توسعه جهانی صدهها سال عقب بیندازد،بهترین هدیه برای اسراییل و آمریکاست!حضور الی کوهن های وطنی در رده های تصمیم سازی کشور در پوشش تفکر جبهه پایداری محتمل است!✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ روایت اختلاف ایران و عمان بر سر تنگه هرمز📄والاستریتژورنالبا کاهش موقت درگیریها میان آمریکا و ایران، تلاشهای دیپلماتیک برای یافتن راهحلی کوتاهمدت درباره جنجالیترین موضوع جنگ، یعنی ازسرگیری کشتیرانی در تنگه هرمز، شتاب گرفته است.ایران و عمان از آخر هفته گذشته تا روز دوشنبه مذاکرات فشردهای را برای دستیابی به سازوکاری جهت عبور ایمن کشتیها از این آبراه انجام دادهاند.این مذاکرات محدود قرار نیست بهطور کامل به مناقشه میان آمریکا و ایران پایان دهد، اما میانجیها امیدوارند حتی یک توافق موقت درباره موضوعی مهم بتواند تنشها را کاهش دهد، محاصرههای دریایی را برچیند و در نهایت زمینه را برای اجرای توافق اولیه صلحی که واشنگتن و تهران در ماه ژوئن به آن دست یافتند، فراهم کند.یک مقام آمریکایی و میانجیها اعلام کردند که ایران و عمان همچنان بر سر برخی مسائل، از جمله دریافت یا عدم دریافت عوارض عبور کشتیها، اختلاف دارند. با این حال، هر دو طرف از پیشرفت مذاکرات سخن گفتهاند؛ موضوعی که نخستین روزنه امید برای دیپلماسی محسوب میشود.هدف مذاکرات ایران و عمان، توافق بر سر مسیر عبور کشتیها در تنگهای به عرض ۲۲ مایل است. درگیریها اوایل این ماه زمانی آغاز شد که آمریکا کشتیها را از مسیر نزدیک به سواحل عمان هدایت کرد، در حالی که ایران خواستار عبور شناورها از مسیر تحت کنترل خود بود.به گفته مقامهای منطقهای آگاه از مذاکرات، آمریکا بهطور مستقیم در این گفتوگوها حضور ندارد، اما عمان واشنگتن را در جریان روند مذاکرات قرار میدهد.به گفته مقامهای آمریکایی، ایالات متحده با محدودیت ذخایر موشکهای رهگیر پدافندی که برای ادامه جنگ حیاتی هستند روبهروست، در حالی که ایران همچنان نشان داده از زرادخانه قابل توجهی از موشکهای بالستیک و پهپادها برخوردار است. از سوی دیگر، اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها، سوءمدیریت و محاصره بنادر توسط آمریکا با مشکلات جدی مواجه شده است.هر دو طرف میدانند که زمان به سرعت در حال سپری شدن است. اگرچه با انتشار خبر توقف موقت درگیریها، قیمت نفت به کمتر از ۹۰ دلار در هر بشکه کاهش یافت، اما عوامل متعددی میتواند دوباره آن را به بیش از ۱۰۰ دلار برساند؛ از جمله کاهش ذخایر نفت خام و تلاش یمنیها برای جلوگیری از انتقال نفت عربستان از مسیر دریای سرخ.یک دیپلمات ایرانی گفت رهبران تهران مایلاند پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر آمریکا به یک توافق جامع صلح با ترامپ دست یابند؛ زمانی که به باور آنها رئیسجمهور آمریکا برای ارائه امتیاز تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت..به گفته مقامهای آگاه، مقامهای عمانی در جریان سفر آخر هفته خود به تهران، پیشنهاد تشکیل یک «کنسرسیوم منطقهای تنگه هرمز» را مطرح کردند که مسئولیت امنیت دریایی، عملیات جستوجو و نجات و سایر زمینههای همکاری را بر عهده داشته باشد. این طرح همچنین پیشبینی میکند که کشورهای منطقه و صنایع کشتیرانی و نفت بهصورت داوطلبانه منابع مالی آن را تأمین کنند.این مقامها گفتهاند که ایران در حال بررسی این پیشنهاد است، اما همچنان بر حفظ کنترل خود بر تنگه، از جمله دریافت عوارض عبور کشتیها، اصرار دارد. برخی از مقامهای ایرانی دریافت عوارض ترانزیت را منبع درآمدی مهمی برای کشوری میدانند که پس از جنگ با هزینههای سنگین بازسازی روبهروست.میانجیها تلاش دارند آمریکا و ایران را به پذیرش یک آتشبس رسمی ۱۰ روزه متقاعد کنند؛ بر اساس این طرح، ایران تنگه هرمز را بازگشایی میکند و آمریکا نیز محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد. اولویت اصلی، رفع ابهامهای موجود در توافق ماه گذشته است؛ از جمله عباراتی که ایران آنها را بهگونهای تفسیر کرده که حق کنترل تنگه و دریافت عوارض را برای خود محفوظ میداند، اما آمریکا با این برداشت مخالف است.در این سند همچنین به آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران اشاره شده بود. تهران تصور میکرد این اقدام بلافاصله انجام خواهد شد، اما آمریکا میگوید این منابع مالی تنها در صورتی آزاد میشود که ایران به تعهدات خود پایبند باشد، از جمله اینکه تنگه هرمز را باز نگه دارد./فوکوس✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
🔵🔴دیکتاتوری چگونه پذیرفته میشود...؟!در سال ۱۹۶۷، یک معلم تاریخ بهنام «ران جونز» تصمیم گرفت بهجای توضیح دادن، به دانشآموزانش نشان دهد که یک حکومت اقتدارگرا چگونه میتواند شکل بگیرد.چیزی که قرار بود فقط یک آزمایش آموزشی باشد، تنها در چند روز به جنبشی تبدیل شد که حتی خود معلم را هم غافلگیر کرد.این آزمایش بعدها با نام (The Third Wave) شناخته شد و هنوز هم یکی از بحثبرانگیزترین آزمایشهای روانشناسی اجتماعی و آموزش در جهان است./برگرفته✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ وقتی دشمن محترم تر از مردم است !✍جعفر بخشی بی نیاز ، نویسنده و روزنامه نگار در حافظهی تاریخی ملتها ؛ لحظاتی وجود دارد که شکاف میان حاکمیت و جامعه به اندازهای عمیق میشود که دیگر نه با شعار ؛ نه با سرکوب و نه با وعدههای میان تهی دیگر پر نمیشود. اما آنچه در تجربهی زیستهی ما برجسته است یک پارادوکسِ مهلک و حیرت انگیز است. حکومتی که برای نشستن پای میزِ مذاکره با دشمنانِ ایدئولوژیک و سیاسیاش هزینههای نجومیِ جانی ؛ مالی و حیثیتی پرداخته ؛ در طول دههها حتی یک بار تن به گفتگو با مردمِ خود نداده است. این رفتار نه یک خطای محاسباتی که نشان دهندهی یک جهان بینیِ وارونه در حکمرانی ست. خوب است که این تناقضِ آشکار را کالبد شکافی کنیم. دشمن به مثابهی رقیبِ هم ترازِ مردم به مثابهی رعیتِ ناتوان می ماند. حاکمیت وقتی با دشمن خارجی یا مخالف مسلحِ خود گفتگو میکند ؛ ناخودآگاه او را به عنوان یک طرفِ قدرت به رسمیت میشناسد. این مذاکرات هر چقدر هم پر هزینه یک منطقِ واقع گرایانه دارد. آنها میدانند که طرف مقابل ؛ ابزارِ ضربه زدن دارد. اما نگاه به مردم متفاوت است. در ذهنیتِ اقتدار گرایانه ؛ مردمِ بیدفاع در جایگاهِ موضوعِ حکومت تعریف میشوند نه طرفِ قرارداد. گفتگو با مردم به معنایِ به رسمیت شناختنِ حقوقِ آنها و پذیرشِ نقد است. امری که برای ساختاری که تمامِ مشروعیتش را در گرو تک صدایی میبیند حکمِ خودکشیِ سیاسی را دارد. بحث بعدی سرمایه گذاری بر روی خصومت است و فرار از مشارکت. تاریخِ ما پر است از هزینههایی که برای دشمنی دادهایم. از فرسایشِ توانِ اقتصادی در جنگهای نیابتی و تحریمهای کمر شکن تا انزوایِ دیپلماتیک. جالب اینجاست که حاکمیت این هزینه دادن را نوعی افتخار و ایستادگی مینامد. اما همین حاکمیت در برابرِ نقدِ یک دانشجو ؛ یک کارگر یا یک روزنامه نگار دچارِ رعب و وحشت میشود. چرا ؟ چون در معادلاتِ آنها دشمنِ خارجی بیرونی ست و میتوان با او با زبانِ قدرت و معامله حرف زد. اما مردم درونی هستند و گفتگو با آنها یعنی مواجهه با آینهای که تمامِ ناکارآمدیها را به رخ میکشد. وقتی حکومتی حاضر است با دستانی که به خونِ فرزندانِ این خاک آلوده است یا به زعمِ خودشان با شیطانِ بزرگ دست بدهد اما از هم کلام شدن با مادری که نانِ شب ندارد یا جوانی که چشم اندازِ آیندهاش ویران شده است طفره میرود ؛ یعنی اخلاقِ حکمرانی به پایان رسیده است. این یعنی حاکمیت بقای خود را نه در رضایتِ مردم بلکه در موازنهی قدرت با دشمنانش جستجو میکند. تاریخ بی رحم تر از آن است که چنین ریاکاریِ عریانی را فراموش کند. حکومتی که برای حفظِ میزِ خود حاضر است از منابعِ ملی برای راضی نگه داشتنِ دشمنِ خارجی هزینه کند اما حتی از سرِ تکبر و ترس حاضر نیست یک دقیقه با صاحبانِ اصلیِ این سرزمین گفتگو کند در واقع حکمِ سقوطِ اخلاقیِ خود را امضا کرده است. حقیقت این است آنان که از گفتگو با مردم میهراسند نه به دلیلِ قدرت که به دلیلِ تهی بودنِ دستشان از منطق و حقیقت است. و حتما در تاریخ ثبت خواهد شد حکومتی که با همه دنیا حرف زد جز با مردم خود.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
افشاگری بهرام بیضایی درباره خیانت تاریخی روشنفکری چپ به ایران. بهرام بیضایی در این ویدیو با صراحت از ستم، تحریف و جفای جریان روشنفکری چپ به هویت ملی ایران سخن میگوید و بهطور مشخص نقش چهرههایی چون ابراهیم گلستان و احمد شاملو را در تخریب جایگاه فردوسی و شاهنامه برجسته میکند. روایتی کوبنده از جریانی که بهجای پاسداری از ریشههای تمدنی ایران، به تحقیر و تخریب آنها پرداخت و میراث ملی را قربانی ایدئولوژی کرد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼 روایت جکسون هینکل آمریکایی از حمله زمینی قرب الوقوع آمریکا به ایران✍🏻 Dangerman✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️🔼 ارزشمندترین پولهای جهان✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️❇️ فواید و مزایای محدودسازی قدرت در لیبرال دموکراسیقوانین اساسی لیبرال محدودیتهایی بر قدرت هر یک از مقامات عمومی یا هر یک از قوای حکومت و به طور کلی بر دولت تحمیل میکند. این محدودیتها از شهروندان در مقابل استبداد محافظت میکند اما این تنها کار آن نیست. این محدودیتها همچنین خود دولت را در مقابل تصمیمگیری از روی هوسبازی، شتابزدگی یا تندروی محافظت میکنند. بینش اصلی لیبرالیسم این است: قدرتی که خودکامانه اِعمال شود نه تنها برای آزادی فردی بلکه برای حاکمیت قانون ویرانگر است. محدود کردن قدرت خودکامه موجب انگیزش این اعتماد میشود که قانون، منصفانه و بیطرف خواهد بود و لذا، توانایی دولت را برای تأمین همکاری بدون توسل به زور افزایش میدهد. محدود کردن گسترهی قدرت دولت موجب افزایش احتمال کاربرد مؤثر آن و همچنین افزایش قابلیت جامعه برای تولید ثروت، دانش، و سایر منابعی میشود که میتواند در زمان نیاز به آن توسل جوید. دست کم نظریهی قدرت_ یعنی نظریهی قدرت آزادی_ نهفته در لیبرالیسم قانونمدار چنین بوده است. پدیداری تاریخی دولتهای لیبرال در مقام نیل به قدرتمندترین جایگاه در جهان حاکی از آن است که این نظریه به طور شگفت انگیزی در عمل به خوبی کار کرده است.✍ پل استار ■نیروی راستین لیبرالیسم؛ ص ۳۸✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
🔼✴️ فیلسوفان مخالف دموکراسی 🗣امیر عربلو۱. افلاطون: او در اثر مشهور خود جمهور به نقد دموکراسی پرداخته و آن را نظامی ناپایدار و نامعقول میداند. افلاطون باور داشت که دموکراسی ممکن است به دیکتاتوری منجر شود زیرا مردم معمولاً از عقل خود برای انتخاب رهبران استفاده نمیکنند.۲. آریستوکلس (آریستوتل): اگرچه وی نظریهای نسبت به دموکراسی ارائه داده است، اما او دموکراسی را به عنوان یک نظام سیاسی غیرمؤثر و به شدت وابسته به اغراض جمعی و حاکمیت عامه میدید.۳. تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر: این دو متفکر در مکتب فرانکفورت، دموکراسی را به عنوان یک نظام تحت تأثیر فرهنگ مصرفگرایی و کنترل اجتماعی توصیف کردند و نسبت به تحقق واقعی دموکراسی به شدت تردید داشتند.۴. فردریش نیچه: او به شدت به دموکراسی انتقاد کرد و آن را نشاندهدنده ضعف اخلاقی و ذهنی جامعه میدانست. نیچه به جای آن اصولی چون نخبگی و برتری افراد را ارجح میداند.۵. هانس-گئورگ گادامر: او با انتقاد از دموکراسی به ضرورت نگاه فرهنگی و فلسفی در سیاست تأکید کرد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ نقشه جدید جنگ ایران و آمریکا✍مصطفی نجفینقشه جنگ ایران و محور آمریکا به سرعت در حال گسترش است و پیش از تشدید عمودی جنگ، طرفین تصمیم به تشدید افقی جنگ گرفتهاند.حمله به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، فعال شدن جبهه یمن (حوثیها) علیه زیرساختهای نفتی عربستان، ورود عراق (حشدالشعبی) به صحنه درگیری و در ادامه حملات مشترک آمریکا و عربستان به نیروهای ایرانی-عراقی در عراق و حمله پهپادی امروز به یک کشتی در بندر دمیاط مصر، همگی بدین معنا هستند که جنگ دیگر در یک نقطه متمرکز نیست و در حال گسترش است.بدون شک باز شدن جبهههای جدید از سوی ایران بیارتباط با حمله به کشتی ایرانی در خزر توسط اوکراین نیست. همانطورکه بیارتباط با برآوردها از قطعی بودن درگیری شدید در آینده نزدیک نیست.این تشدید از سوی طرفین دو هدف را دنبال میکند: نخست، از جانب آمریکا، افزایش فشار بر ایران و متحدانش(گروههای نیابتی) از مسیرهای مختلف، بهگونهای که توان تمرکز و پاسخگویی کاهش یابد. دوم، از جانب ایران با هدف انتقال هزینههای جنگ به بازیگران منطقهای و (اخلال در) اقتصاد جهانی؛ چراکه تقریباً تمام این نقاط، گرههای مهم انرژی و تجارت بینالمللی هستند.به همین جهت، از خلیج فارس تا خزر، از دریای سرخ تا مدیترانه، هر نقطهای که به زنجیره انرژی، حملونقل یا متحدان دو طرف مرتبط باشد، در حال تبدیل شدن به کانونهای جدید درگیری و تنش است.قاعدتا هرچه دامنه درگیری گستردهتر شود، احتمال ورود بازیگران جدید، افزایش هزینههای اقتصادی و دشوارتر شدن کنترل بحران نیز بیشتر خواهد شد. جنگی که زمانی یک رویارویی دوجانبه به نظر میرسید، اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال سرایت به کل منطقه است.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 سوسیالیسم هیچگاه یک نمونه موفق هم نداشته است؟ سرمایهداری رفاهی، سیستمی هست که در اون اقتصاد بر پایه بازار و مالکیت خصوصی اداره میشه، اما دولت با گرفتن مالیات بالا و ارائه خدمات رفاهی و حمایتهای اجتماعی، تلاش میکنه حداقل سطح رفاه عمومی رو تامین کنه. یعنی کشورهای اسکاندیناوی به هیچ وجه مثالهایی از نظامهای موفق سوسیالیستی نیستن! || مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️🔼 جنگ برای شوروی نعمت بود▫️شوروی کمونیستی با اینکه جزو ابرقدرتهای جهان به حساب میآمد، اما سرگذشت مردم این جامعه نشان میدهد که آزادی و رفاه این مردم به هیچ عنوان در سطح یک ابرقدرت نبود. حالا سوال اینجاست که پس این حکومت چگونه جامعه را با خود همراه میکرده؟▫️موسی غنینژاد، اقتصاددان اعتقاد دارد وقوع جنگ نعمتی بود که اتحاد مردم شوروی را حفظ میکرد.▫️غنینژاد میگوید که حتی بعد از پایان جنگ جهانی دوم شوروی سعی میکرد سایه جنگ بر سر مردم شوروی را حفظ کند. شوروی از طرفی پیروز جنگ جهانی دوم بود و با این پیروزی غرور را در جامعه لبریز میکرد.▫️از طرفی دیگر هم با اشاره به امپریالیسم، همواره اینطور به مردم القا میکرد که سایه جنگ از سر این کشور حذف نشده است و در حال حاضر اهداف مهمتری از رفاه یا آزادی برای شوروی وجود دارد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ تفاوت برخوردها و واکنشهای افراد راستگرا و چپگرا در مسائل اجتماعی، سیاسی و فردی✍ نیکلاس نیلسون - فیسبوک➡️"اگر یک فرد سیاسی راستگرا همجنسگرا باشد، هست و اهمیتی نمیدهد که دیگران چه فکر میکنند.⬅️اگر یک فرد چپگرا همجنسگرا باشد، خواستار تغییر قانون میشود، به همهچیز و همهکس اعتراض میکند و آن را به یک مبارزه سیاسی تبدیل میکند.➡️اگر یک فرد راستگرا وگان باشد، به سادگی گوشت نمیخورد.⬅️اگر یک فرد چپگرا وگان باشد، میخواهد گوشت را ممنوع کند، تولید مواد غذایی را متوقف کند و در اطراف مزارع و مرغداریها اعتراض راه میاندازند.➡️اگر یک فرد راستگرا اسلحه را دوست نداشته باشد، هیچ اسلحهای نمیخرد.⬅️اگر یک فرد چپگرا اسلحه را دوست نداشته باشد، سعی میکند حمل اسلحه را ممنوع کند، از داشتن اسلحه توسط دیگران جلوگیری کند و از کسانی که اسلحه دارند متنفر است.➡️اگر یک فرد راستگرا نگران آب و هوا باشد، کمتر پرواز میکند، اگر برایش مناسب باشد ماشین برقی میراند و زبالههایش را دستهبندی میکند.⬅️اگر یک چپگرا نگران آب و هوا باشد، میخواهد ماشینهای سوخت فسیلی، سفرهای هوایی و مصرف گوشت را برای همه ممنوع کنند، در خارج از کارخانهها اعتراض راه میاندازند و از دولت میخواهد که این تغییر را اعمال کند.➡️اگر یک راستگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، به منطقهای با مدارس خوب نقل مکان میکند، یا یک مدرسه خصوصی را انتخاب میکند یا خودش دستبهکار میشود.⬅️اگر یک چپگرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، از همه مالیات بیشتری برای آموزش میخواهد، نتایج برابر برای همه، ممنوعیت مدارس مستقل و اعتراض به هر تفاوتی.➡️اگر یک راستگرا از شغل یا محل کارش شکایت کند ... که این کار را نمیکند. شغلش را عوض میکند یا شرکت خودش را راهاندازی میکند.⬅️اگر یک چپگرا از شغلش شکایت کند - این رئیس، شرکت یا همکارانش هستند که مقصرند. او خواستار توافقهای جمعی، اعتصابات، تغییرات برای کل شهر و اعتراض به شرکت میشود تا به نفع خودش باشد.➡️اگر یک راستگرا از خانه یا اجاره خود ناراضی باشد، نقل مکان میکند، خانهاش را بازسازی میکند یا خانه دیگری میخرد.⬅️اگر یک چپگرا از خانه یا اجاره خود ناراضی باشد، خواستار توقف سیستم اجاره، یارانه بیشتر، اعمال این مقررات برای همه و اعتراض به صاحبخانهها، سیاستمداران و ... میشود.➡️اگر یک راستگرا در یک کسبوکار یا سرمایهگذاری شکست بخورد، بلند میشود، گردوغبار را از خود میتکاند و فردا دوباره تلاش میکند.⬅️اگر یک چپگرا در روز بیست و چهارم پولش تمام شود، ثروتمندان را به خاطر داشتن پول زیاد و مجبور بودن به مشارکت بیشتر سرزنش میکند، برندگان قرعهکشی هفته گذشته را مقصر میداند که به خانه نیامدهاند و غر میزند که خودش خیلی بدشانس است.➡️اگر یک #راستگرا این را ببیند - آن را برای خنده برای برخی از دوستانش میفرستد.⬅️اگر یک #چپگرا این را ببیند - سعی میکند علیه آن استدلال کند، آن را حذف کند و من را نیز از فیسبوک حذف کند.#راستگرایی #چپگرایی ✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ تبعیت در ساحت اعتقاددر میان عشایر شبانان بز نری که گنده تر از بقیه بوده و حاکم بلامنازع در میان جماعت بزها می باشد؛ انتخاب کرده و زنگوله ای به گردنش می آویزند. این نیری راهبر و جلودار گله گوسفندان می شود.گله گوسفندان نیز سر خود را به زیر انداخته و برای رسیدن به مرتع از وی تبعیت می کنند. این نمادی از زیست در جوامع توده ای انقیادی می باشد.🔸در اجتماع های توده ای آن چه روایی دارد، تبعیت است.در این گونه اجتماع ها رفتار انسان ها بر مبنای ناآگاهی و گله وار است. که انسان در این نوع زیست را به تبعیت از قواعد غیر رسمی نهادی سنتی و شرعی الزام می کند.🔸 تبعیت و پیروی کردن انسان از آن چه راست می پندارد.در درگاه اعتقاد دو خروجی متصور است؛١.اگر اعتقاد مبتنی بر شناخت علت و عللی باشد به باور درست و راست منجر شده که به آن ایمان می گویند. در این حالت عقل اکتسابی انسان به تمیز سره از ناسره رسیده است.٢. اگر پیروی بی شناخت صرفا پذیرش ذهنی و تسلیم باشد در آن صورت تبعیت نادرست است.اطاعت و الینه شدن انسان بی دخالت و رشد عقل اکتسابی است.🔸️انواع تبعیت؛١-تبعیت ناآگاه از آگاه٢-تبعیت آگاه از آگاه٣-تبعیت آگاه از جاهل٤-تبعیت جاهل از جاهل در میان این پیروی ها، آن چه درست می نماید؛ پیروی انسان ناآگاه از انسان آگاه و هم چنین تبعیت انسان آگاه از آگاه می باشد. در حالی که تبعیت انسان جاهل از جاهل اوج جهالت؛ و تبعیت انسان آگاه از جاهل اگر مبتنی بر اجبار نباشد، در کمال حماقت است.🔸️تبعیت در حکومتدر مقوله حکومت با حکومت گر و حکومت شونده مواجه هستیم.حکومت شونده تابع حکومت گر است.اگر این تبعیت به اختیار باشد، حکومت مشروعیت دارد. و از نوع تبعیت آگاه از آگاه است. که این در دموکراسی های واقعی اتفاق می افتد.در صورتی که پیروی حکومت شوندکان نه بر مبنای مشروعیت و از ترس و اجبار باشد؛ تبعیت توده جاهل، و طبقه طماع، وابسته، و برده از جاهلان حکومت گر است. این نوع حکومت خودکامه، و از نوع جباریت و سیطره شر بر خیر است. نظام های ایدئولوژیک بر مبنای تبعیت همه یعنی جاهل و آگاه از جاهل می باشند. چون قاعده حاکم بر آن اطاعت جاهلانه به جبر است.در حکومت های، تمامیت خواه کمونیستی و دینی نیز این قاعده روایی داشته است. حکومت های دینی بر مبنای خرافه و اشاعه جهل بنا شده و در پایان با آگاهی انسان ها ساختار آن ها دچار فروریزش شده است.زوال حکومت خلیفه گری دینی در شرق و حاکمیت کلیسا در غرب نمونه این فروریزش هاست.🔸️سوالی که مطرح است با رشد آگاهی آیا امکان تبعیت پروری هست؟از آن جایی که با رشد متغیرهای مبنایی آگاهی همانند دیدن، شنیدن، و خواندن، انسان را به نقد و انتقاد رهنمون نموده، با رشد آگاهی و به تبعیت از آن عقل اکتسابی این انسان در راهی قرار گرفته که به دنبال بازاندیش اعتقادی خویش است. که چرا باید از انسان هایی پیروی کند که از علم و دانش روز فاصله ها دارند.این رویکرد انسان آگاه و آزاد است.آگاهی و آزادی نسبت مستقیم با یکدیگر دارند.هر چه انسان آگاه تر باشد، آزاد تر است و هر چه آگاهی کمتری داشته باشد آزادی کمتری نیز خواهد داشت. 🖌پرویزی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ ترامپ از ناتوانی در پایان دادن جنگ ایران خشمگین است انبیسی نیوزشبکه "انبیسی نیوز" به نقل از مقامات ایالات متحده و افراد نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور، گزارش داد که او هفته گذشته در نشستی نارضایتی خود را از گزینههای نظامی موجود علیه ایران و ناتوانی در رسیدن به توافقی برای پایان دادن به جنگ ابراز کرده و ظاهرا "از کوره در رفته است." یک مقام آمریکایی به انبیسی نیوز گفت که نه ترامپ و نه نزدیکترین مشاوران او علیرغم آنکه به طور علنی خرسندی خود را از روند جنگ ابراز کردهاند، از وضعیت کنونی راضی نیستند. به گفته این مقام راهبرد روشن و یکپارچه برای پایان درگیریها وجود ندارد. انبیسی به نقل از یکی از افراد نزدیک به ترامپ که در هفتههای گذشته با رئیس جمهور آمریکا صحبت کرده نوشت: «رئیس جمهور سخت خشمگین است. فکر میکنم او تصورش را نمیکرد که واداشتن ایرانیها به توافق تا این اندازه دشوار باشد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 برنامه دموکراتها برای بازپسگیری اکثریت کنگره چیست؟طبق گزارش بلومبرگ، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر، حکیم جفریس، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان و جاش شپیرو، فرماندار پنسیلوانیا در مراسمی در بتلهم، پیام اصلی حزب را حول «مبارزه برای آمریکای مقرونبهصرفه» اعلام کردند. تمرکز اصلی بر هزینههای بالای زندگی، تورم، گرانی مسکن، بنزین، مراقبتهای بهداشتی، جنگ ایران و حسابرسی به فسادهای مالی است.آنها جمهوریخواهان را به مدیریت بد اقتصاد، کمک به ثروتمندان از طریق کاهش مالیات و ایجاد فرهنگ فساد متهم کردند.جفریس تأکید کرد که جمهوریخواهان شایسته اخراج هستند و دموکراتها در صورت پیروزی، جنگ ایران را مهار، سیاستهای مهاجرتی ترامپ را محدود و درباره فساد تحقیق خواهند کرد. این استراتژی بر افزایش مشارکت رأیدهندگان جوان، اقلیتها و حومهنشینان و هدفگیری حوزههای رقابتی تکیه دارد./آمریکانا✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
✴️❇️ تناقض تحریمها ✍ محمدرضا فرزانگانفروپاشی تفاهم موقت ایران و آمریکا در اواسط ژوئن ۲۰۲۶ و بازگشت تنشهای نظامی در ژوئیه نشان داد کاهش تنش به آتشبس، مذاکره و چشماندازی معتبر برای کاهش تحریمها وابسته است؛ وقتی فشار اقتصادی با تهدید نظامی همراه شود و راهحل سیاسی معتبری نباشد، خروج از بحران دشوارتر میشود.پرسش برای دولتهای تحریمکننده این است که آیا تحریمها میتوانند رقیب را چنان تضعیف کنند که اقدام نظامی کمهزینهتر به نظر برسد؛ این «تناقض تحریمها»ست. تحریمها هزینههایی تدریجی و کمقابلمشاهده دارند و ابزار جذابی برای فشار بدون ورود رسمی به جنگاند، اما فشار بلندمدت میتواند پیامدهای امنیتی ناخواسته داشته باشد و با فرسودن ظرفیت متعارف، ارزیابی طرف مقابل از هزینه تشدید را تغییر دهد.در پژوهشی درباره اثر تحریمها بر مخارج نظامی ایران، بررسی شد که تحریمهای گسترده اقتصادی سال۲۰۱۲ چه اثری بر بودجه دفاعی کشور داشتند.برای پاسخ به این پرسش، مسیر واقعی مخارج نظامی ایران با یک «ایران مصنوعی» (برآوردی از مسیر احتمالی مخارج نظامی کشور در نبود شوک تحریمی سال۲۰۱۲ ) مقایسه شد. نتایج نشان داد پس از ۲۰۱۲ مخارج نظامی نسبت به مسیر بدون تحریم بهشدت کاهش یافت: در ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ سالانه به ازای هر نفر حدود ۱۱۷ دلار کمتر (حدود ۹ میلیارد دلار کاهش سالانه). این کاهش لزوماً به معنای کاهش خطر جنگ نیست و به اثر آن بر دفاع، بازدارندگی و برداشت طرف مقابل بستگی دارد. تحریمهای نفتی و بانکی بهویژه مؤثر بودند؛ در پنج سال پیش از ۲۰۱۲ نفت حدود ۷۷٪ درآمد صادراتی و در ۲۰۱۱ حدود ۸۸٪ بود.ایران سازگار شد و به ظرفیتهای کمهزینهتر و متکی به تولید داخلی رفت (پهپادها، موشکها، تاکتیکهای نامتقارن دریایی و شبکههای منطقهای)، اما ضعف نسبی در حوزههای وابسته به فناوری پیشرفته تشدید شد. تحریمهای طولانی میتوانند آستانه توسل به نیروی نظامی را پایین بیاورند؛ بنابراین مسیر دیپلماتیک معتبر، اهداف روشن، شروط راستیآزماییشده برای کاهش مرحلهای تحریمها و ارزیابی پیامدهای امنیتی و اجتماعی اهمیت دارد.٭ استاد اقتصاد خاورمیانه، دانشگاه فیلیپس ماربورگ، آلمان✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ تورم فراگیر؛ چرا دیگر حذف چند قلم کالا هم جواب نمیدهد؟▫️تورم در اقتصاد ایران دیگر فقط به چند بازار یا چند قلم کالا محدود نیست؛ اکنون تقریباً تمام سبد مصرفی خانوار زیر فشار افزایش قیمتها قرار گرفته است.▫️بر اساس دادههای ارائهشده از سوی دکتر حسین توکلیان در همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵»، اقتصاد ایران از مرحله تورمهای مقطعی و بخشی عبور کرده و وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «تورم فراگیر» نامید.▫️در این وضعیت، تقریباً همه ۲۳ گروه اصلی کالاها و خدمات مصرفی، از خوراکیها و مسکن گرفته تا آموزش، حملونقل و ارتباطات، همزمان با رشد قیمت مواجهاند.این تغییر تنها به معنای گرانتر شدن کالاها نیست.▫️نقشه حرارتی تورم نیز نشان میدهد از سال ۱۳۹۷ به بعد، دامنه افزایش قیمتها بهتدریج گستردهتر شده و در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ تقریباً تمام گروههای کالایی و خدماتی را دربر گرفته است.▫️زمانی که تورم به پدیدهای ساختاری و فراگیر تبدیل میشود، کنترل قیمت در چند بازار یا اجرای سیاستهای مقطعی دیگر پاسخگو نخواهد بود.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ عملیات زمینی آمریکا در ایران چگونه ممکن است پیش برود؟فارن پالیسیبا ادامه جنگ و ناتوانی حملات هوایی آمریکا در وادار کردن تهران به عقبنشینی، احتمال ورود نیروهای زمینی بیشتر مطرح شده است. ترامپ این گزینه را رد نکرده و آمریکا نیز نیروهای ویژه، امدادگران و تجهیزات بیشتری به منطقه فرستاده است.با اینحال، کارشناسان نظامی نشانهای از آمادگی برای تهاجم گسترده نمیبینند.حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه حضور دارند، در حالیکه تصرف بخشی از خاک ایران در اطراف تنگه هرمز، احتمالاً دستکم به ۱۰۰ هزار نیرو، مسیرهای تدارکاتی مطمئن و آمادگی برای مقاومت طولانی ایران نیاز دارد.برخلاف جنگ عراق، آمریکا کشور همسایهای مانند کویت را برای استقرار گسترده نیرو و انتقال آسان تجهیزات در اختیار ندارد.وسعت ایران، جغرافیای دشوار و توان بسیج نیروی زمینی آن نیز اشغال سرزمین اصلی را بسیار پرهزینه میکند. برخی کارشناسان احتمال چنین عملیاتی را «تقریباً صفر» میدانند.سناریوی محتملتر، استفاده محدود از نیروهای ویژه برای حمله به مراکز فرماندهی، محلهای پرتاب موشک و پهپاد، انبارها، شبکههای ارتباطی و زیرساختهایی است که عملیات ایران در تنگه هرمز را پشتیبانی میکنند.گزینه دیگر، تصرف جزایر راهبردی مانند خارک است.آمریکا از نظر نظامی نیروی کافی برای چنین عملیاتی دارد، اما سربازان در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار میگیرند و تلفات تقریباً اجتنابناپذیر خواهد بود. خارک مرکز مهم صادرات نفت ایران است و تصرف آن میتواند اهرم فشاری علیه تهران ایجاد کند.بدین روی مشخص نیست کنترل خارک واقعاً به بازگشایی هرمز کمک کند. ایران میتواند از ساحل و مناطق دیگر به نیروهای مستقر در جزیره حمله کند. مشکل اصلی گرفتن سرزمین نیست؛ نگهداشتن آن در روزها و ماههای بعد است، اقدامی که ممکن است آمریکا را وارد جنگی فرسایشی و بیپایان کند.مخالفت با عملیات زمینی فقط به دموکراتها محدود نیست. برخی جمهوریخواهان نیز هشدار دادهاند که ورود نیروهای آمریکایی به ایران، جنگ فعلی را به «جنگ ابدی» تازهای تبدیل خواهد کرد.چنین اقدامی از نظر سیاسی نیز برای ترامپ پرهزینه است. جنگ باعث افزایش قیمت بنزین شده، در میان رأیدهندگان محبوب نیست و جمهوریخواهان نگران تأثیر آن بر انتخابات میاندورهای کنگره هستند.همچنین منتقدان میگویند رفتار گذشته ترامپ نشان داده که او آمادگی پذیرش ریسکهای بزرگ را دارد. نگرانی دیگری نیز وجود دارد که کاخ سفید تصویر کاملی از کمبود مهمات و محدودیتهای ارتش دریافت نکرده باشد؛ ادعایی که دولت آن را رد میکند.جمعبندی کارشناسان این است که حمله گسترده زمینی به ایران بعید است، اما عملیات محدود نیروهای ویژه یا تلاش برای تصرف یک جزیره همچنان ممکن است. مسئله اساسی نه توانایی آمریکا برای گرفتن یک هدف، بلکه هدف راهبردی جنگ و هزینه حفظ آن پس از پایان عملیات است.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ وقتی عامل جنگ، خود در حاشیه و آرامش و، نظارهگر آتش انداخته به جان ایران است...✍ حبیب رمضانخانیبر کسی پوشیده نیست که رسیدن ایران به این وضعیت و درگیری در این جنگ، ریشه در هدف دشمنی و نابودی اسراییل توسط نظام دارد! ولی از پی این تقابل و هدف، اسراییل مرحله به مرحله با شکستن حصار اطرافش، از گروههای فلسطینی تا حزبالله و بالاتر سوریه، نهایت رسید به مرز و قلب ایران و این جنگ یک ساله را باعث شد.حال بعد از یک سال، ایران از بابت آن جنگ و هدف، امروز در تقابل و جنگ شدید با آمریکاست که سالها اسراییل تلاش کرد پای آن کشور را به جنگ با ایران باز کند! همزمان در تقابل شدید و حملات دوطرفه سنگین با کشورهای عربی، خاصه کویت، بحرین و امارات است که سالها اسراییل تلاش کرد ایران را به جای خود، به عنوان دشمن شماره یک آنها بنشاند!بدتر از این، با هدف قرار دادن یک کشتی ایرانی و شهادت یک ملوان ایران در دریای کاسپین توسط اکراین، عملا داریم وارد یک جنگ دیگر میشویم و پایمان به تقابل روسیه و اوکراین نیز کشیده میشود.بعد در این تقابل چندگانه ایران، با کشورهای دور و نزدیک، آن هدف اصلی، اسراییل، که قرار بود با جنگی از میان برود، خود در حاشیه و آرامش، نظارهگر آتشی است که به جان ایرانیان انداخته و همچنان در پی وارد کردن گروهها و کشورهای دیگر، چون کردهای اقلیم و چه بسا پاکستان و... به جنگ با ایران است!آری، اسراییل که هدف این جنگ احتمالی بود، امروز خود در آرامش و کناری نشسته و همه را به جان ایران انداخته که خروجی آن ایجاد اختلافات عمیقتر و تضعیف کشورهای منطقه توسط هم است، که همگی باعث قدرتگیری اسراییل و افتادن بیش از پیش اعراب به دامن او خواهد شد!با این اوصاف، نفع این جنگ و امتداد آن به جانب چه کسی هست؟✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 سعید لیلاز اقتصاددان :بزودی تغییرات بسیار بزرگی خواهیم داشتیک رضا خان از درون حکومت میزنه بیروناین آدم در حوزه اقتصاد،فرهنگ،اجتماعیات،مسائل مدنی و سیاست خارجی شروع میکنه به تسهیل گری جدی.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️🔼 عقلانیت و توسعه...سخنرانی محمود سریع القلم« من به هر کجای کشور که سفر میکنم، میبینم همه در انتظار یک تحول هستند. برای دستیابی به توسعه دو راه وجود دارد؛یکی جامعهمحور است و دیگری نخبهمحور.سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه از طریق جامعه تغییر کردند. باروری جامعه مدنی و بخش خصوصی در این کشورها، حاکمیت را وادار به عقبنشینی کرد.اما سایر کشورها همه تحت تأثیر نخبگان متحول شدند. حتی آمریکا توسط ۵۰ نفر که میاندیشیدند و کارآفرین بودند، متحول شد. در ژاپن حاکمیت و در چین حاکمیت و نخبگان تحول ایجاد کردند. اگرچه درست هم همین است که جامعه یک کشور را تغییر دهد، اما این کار بسیار زمانبر است. سال ۱۸۵۵ در انگلیس شش هزار رمان چاپ شد.یعنی مردم آگاهی داشتند و توانستند پارلمان خود را وادار به تغییر کنند.در آلمان و فرانسه نیز چنینبود. در سایر دنیا اما مردم چنین سطحی از آگاهی نداشتند و این نخبگان بود که تشخیص دادند و تغییر ایجاد کردند..»✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ نقاط ضعف نظامهای استبدادی سالخورده و رو به زوالیکی از مهمترین ضعفهای یک نظام مستبد سالخورده این است که حقوق بگیران و منابع انسانی که برای انجام وظایف جاری خودش اختصاص داده کارآیی مناسبی برای انجام وظایف تازه ندارند و به سختی از پس چنین وظایفی برمیآیند.مرئوسین و حقوق بگیران نظام معمولا از ترس ناخشنود کردن مقامات مافوق گزارشهای کامل و موثقی درباره حوزه تحت نظر خود ارایه نمیکنند و این در حالیست که حاکمان برای ادامه حکومت خود نیاز مبرمی به اطلاعات موثق و کامل دارند.اکثریت حقوق بگیران جزو اقشار ناراضی جامعه هستند و دستورات مافوق را یا انجام نمیدهند یا به شکل تحریف شدهای انجام میدهند. عملا رابطه میان بدنه بوروکراسی و راس بوروکراسی قطع است.⭐️ در #نظام_استبدادی سالخورده تصمیمات وزیران در همان اتاق تصمیمگیریشان باقی میماند و خاک میخورد و ایضا دایره نفوذ سخنرانیهای حاکمان حداکثر به همان سالن سخنرانیهایشان محدود میماند زیرا ایدئولوژیپردازی هایشان که رکن رکین هر نظام استبدادی است به مرور زمان رنگ باخته و حالا دیگر قدرت تأثیرگذاری سابق خود را از دست داده است.⭐️ #بوروکراسی وقتی سر ناسازگاری با حاکمان را بردارد روزگار را بر آنها تیره و تباه خواهد کرد. تصمیمگیریهای اساسی در یک نظام مستبد توسط افراد معدودی انجام میشود که زمام قدرت را در دست دارند و اگر بوروکراسی سر ناسازگاری بردارد،با توجه به قدرت عظیمی که در دست دارد به راحتی میتواند حاکمان را به سمت محاسبات و تصمیمگیریهای نادرست و فاجعهبار برای نظام سوق دهد.⭐️اگر نظام به این فراست بیفتد که از این خطرات حذر کند و سیاست تمرکززدایی در پیش بگیرد، به ناگزیر تسلط خود را بر لایه های مرکزی قدرت از دست خواهد داد و ناخواسته روند فروپاشی خود را تسریع خواهد کرد. این بوروکراسی عظیم ناراضی پاشنه آشیل هر نظام #مستبد سالخورده ای است.../دیپلماسی ✍روانشاد بیژن اشتری✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ آرامش قبل از طوفان✍مهدی نوذر این روزها بعضیها از توقف حملات آمریکا به جمهوری اسلامی ناامید شدهاند و تصور میکنند پرونده رویارویی نظامی بسته شده است. اما من چنین برداشتی ندارم.وقتی حجم گسترده تجهیزات و تسلیحات نظامی که در ماههای اخیر وارد خاورمیانه و اسرائیل شده را کنار رفتار و مواضع دولت آمریکا میگذارم، تصویر کاملاً متفاوتی میبینم. به نظر من، ترامپ طی ماههای گذشته آخرین آزمون خود را برای رسیدن به یک توافق پایدار با جمهوری اسلامی انجام داد، اما این تلاش به شکست انجامید.اظهارات هفته گذشته او نیز همین برداشت را تقویت میکند؛ جایی که گفت جمهوری اسلامی یک فرصت طلایی را از دست داد. او همچنین تأکید کرد که تصور میکرد پس از ایت الله خامنهای فردی عاقل بتواند اوضاع را کنترل و مدیریت کند، اما به گفته خودش، با یک مشت دیوانه روبهرو شده است. این سخنان، از نگاه من، نشان میدهد که ترامپ دیگر تقریباً هیچ امیدی به رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی ندارد.🔸از همان ابتدا نیز موضع او روشن بود؛ اگر توافقی حاصل نشود، تنها گزینه باقیمانده اقدام نظامی و جنگ خواهد بود.حالا اگر این مواضع را در کنار تحرکات میدانی قرار دهیم، مجموعهای از نشانهها دیده میشود که به باور من از یک عملیات بسیار بزرگ و قریبالوقوع حکایت دارند؛ عملیاتی که ممکن است هر لحظه آغاز شود.یکی دیگر از نشانههایی که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت، کاهش فعالیت یا خروج کارکنان برخی سفارتخانههای اروپایی از ایران است. در روزهای گذشته گزارشهایی درباره خروج کارکنان سفارتهای انگلستان، هلند، فرانسه و چند کشور دیگر منتشر شد؛ اقدامی که از نگاه من، شباهت زیادی به اتفاقاتی دارد که پیش از جنگ ۴۰ روزه نیز شاهد آن بودیم.نکته مهم اینجاست که در چنین شرایطی، معمولاً تصمیمهای بزرگ نظامی با هیاهو و اعلام قبلی همراه نیستند. برعکس، هرچه به زمان اجرای یک عملیات نزدیکتر میشویم، سکوت خبری و آرامش ظاهری بیشتر میشود. تجربه بسیاری از بحرانهای بینالمللی نیز نشان داده که فاصله میان آخرین هشدارهای سیاسی تا آغاز اقدامات نظامی، گاهی بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که افکار عمومی تصور میکند. به همین دلیل، من سکوت این روزها را نه نشانه پایان ماجرا، بلکه بخشی از مرحله آمادهسازی برای اتفاقات پیش رو میدانم.در مجموع، با کنار هم گذاشتن این شواهد، به این نتیجه میرسم که منطقه در آرامش قبل از طوفان قرار دارد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
مسئول این جنگ کیست؟؟؟مقاومت یا عادیسازی شرایط بحرانی؟؟؟آیا ایران نمیتواند یک کشور عادی شود؟؟؟بخشی از گفتوگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقیفریدون مجلسی : « چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرتهای بزرگ جهان شویم؟ آمریکا از اسرائیل جدا نیست.بنابراین، سیاست نابودی اسرائیل یعنی سیاست نابودی آمریکا که هم برخلاف منافع ملی ایران است و هم امری ناممکن است.مسئله تسلیم شدن نیست، بلکه باید یک کشور عادی شویم، نه اینکه برای مسئله فلسطین، بهدنبال محو اسرائیل و حمله به کشورهای عربی باشیم.»ابراهیم متقی : « تهدید اسرائیل برای کشورهای منطقه از جمله ایران کاملا جدی است.حتی محمد رضا شاه نیز با آمریکاییها در قدرت بیش از حد اسرائیل اختلاف داشت. رفتار ایران در ۱۰۰ سال گذشته واکنش به تهاجم قدرتهای بزرگ بوده است. حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد به بیگانگی با قدرتهای غربی دامن زده است. در حال حاضر، ایران با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه شده و واکنشهای کشور اقتضای راهبرد بقاست.»✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ مغالطه عوامفریبی (Argumentum ad populum)🔰گاهی این مغالطه را چنین تعریف می کنند :⭐️مغالطه ای که در آن به احساسات مردم یا توده تمسک می شود تا نتیجه ای که از هیچ دلیل و مدرک مناسبی برخوردار نیست تصدیق کنند.⭐️این مغالطه عبارت است از تلاش برای به دست آوردن تصدیق جمعی نسبت به نتیجه از راه تحریک نمودن احساسات و هیجانات جمعیتها به جای توسل جستن به واقعیتهای مرتبط.#مغالطه_عوامفریبی وسیله ای مطلوب برای تبلیغاتچیان، مبلغان سیاسی و آگهی دهندگان است. این گروه از مردمان با تحریک عواطف عمومی له یا علیه یک مورد خاص، از طی مراحل طاقت فرسای جمع آوری و ارائه دلیل و بحث عقلانی اجتناب می ورزند و از این مغالطه به عنوان یک راه میان بر استفاده می برند. به عنوان مثال اگر طرح یا پیشنهادی حاوی ایجاد یک تغییر و تحول است و نظر آنان برخلاف آن باشد،شبهه «بدعتهای نوظهور» را مطرح می کنند و اصل «نظم موجود» را مورد ستایش قرار می دهند. اما اگر نظر آنان موافق آن پیشنهاد باشد، خود را طرفدار پیشرفت و مخالف تعصبات کهنه و منسوخ نشان می دهند.آنچه که در این موارد با آن مواجه هستیم عبارت است از کاربرد تبعیض آمیز کلمات بدون هیچ گونه تلاش عقلی برای مستدل نمودن یا تعدیل استعمال آنها. چنین شیوه ای ممکن است با برافراشتن پرچمها، استفاده از دسته کر و موزیک و هر چیز دیگر که بتواند توده مردم را تحریک کند و به هیجان آورد تکمیل شود. استفاده مبلغان سیاسی از مغالطه عوامفریبی به شکل زیبایی توسط شکسپیر، در خطابه مارک آنتونی هنگام مراسم تدفین بر فراز جنازه ژولیوس سزار نشان داده شده است.می توانیم مغالطه عوامفریبی را در فروشندگان دوره گرد و تهیه کنندگان آگهیهای تجارتی قرن بیستم که به عالیترین درجات هنر تبلیغات دست یافته اند، نظاره کنیم. در اینجاست که تلاشی همه جانبه انجام می شود تا ارتباطهایی میان فرآورده، تبلیغ شده و اشیایی که بسیار مورد پسند ما هستند برقرار کنند. لذا خوردن یک نوع معین از غله و حبوبات به عنوان یک وظیفه میهن پرستانه اعلام می گردد و شستشو با یک نوع خاص از صابون به عنوان یک تجربه هیجان آور توصیف می شود.قطعاتی از موسیقی سمفونی قبل و بعد از ذکر نام یک خمیر دندان خاص به سفارش سازنده، آن در برنامه های رادیو تلویزیون نواخته می شود. در تبلیغات تصویری، افرادی که از کالاهای مورد تبلیغ استفاده می کنند همیشه لباسی می پوشند یا در خانه ای زندگی می کنند که تصدیق و تحسین مصرف کنندگان را برمی انگیزد. مردان جوانی که در این تصاویر کشیده می شوند و با اشتیاق و شعف از محصولات تبلیغی مصرف می کنند، دارای چشمانی روشن و شانه هایی پهن هستند. و مردان پیر همیشه از افراد مشهور و برجسته اند. زنان همگی باریک اندام، دوست داشتنی و بسیار خوش پوش یا تقریبا بدون پوشش اند.اگر به یک مسافرت با صرفه علاقه مند باشید یا طرفدار یک مسافرت راحت در جاده های کشور باشید، توسط هر یک از سازندگان اتومبیل مطمئن خواهید شد که محصولات او بهترین اند و وی این مطلب را با استفاده از نمایش اتومبیلهای خویش که توسط دوشیزگانی زیباروی محاصره شده اند اثبات می نماید. تبلیغاتچیان محصولات خویش را فریبنده می سازند و همراه با هر بسته از قرصهای صورتی یا هر بسته کیسه زباله، رویاها و فریبهای حاکی از عظمت و بزرگی را به ما می فروشند. در اینجا اگر تبلیغاتچیان منظورشان این باشد که ثابت کنند محصولات آنان به قدر مطلوب و کافی به وظیفه ظاهری خویش عمل می کنند، رویه و شیوه کار آنان مثالهای برجسته ای از مغالطه عوامفریبی است. همچنین می توانیم آنچه را که قبلاً به عنوان "قدرت جلب توجه مردم" (ر.ک. همین فصلنامه صص 40-41) بدان اشاره کردیم تحت عنوان "استدلال کاروان کامیون" بگنجانیم، سیاستمداری که در مبارزه تبلیغاتی شرکت جسته است استدلال می کند که باید آرای ما رابه دست آورد، زیرا "همگان" چنین رأی خواهند داد. به ما گفته می شود که یک صبحانه، غذا، سیگار یا اتومبیل بهترین است به این دلیل که فروشنده آن یکی از بزرگترین فروشنده های آمریکاست. یا اینکه یک اعتقاد خاص باید درست باشد، زیرا هرکس آن را می داند.⭐️اما پذیرش عمومی یک روش، معقول بودن آن را اثبات نمی کند. استعمال گسترده و رایج محصولاتی معین اثبات نمی کند که این محصولات رضایت بخش اند. تصدیق عموم به یک ادعا، صدق آن را اثبات نمی کند. چنین استدلالاتی را #مغالطه "استناد به رأی عموم یا #عوامفریبی " می نامند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 قرارداد ترکمنچای 🔸دورهی دوم جنگهای ایران و روسیه در تابستان ۱۲۰۵ خورشیدی، یعنی دقیقا ۲۰۰ سال پیش شروع شد.پس از ۱۳ سال صلح در منطقهی قفقاز، قشون قاجار به فرماندهی عباس میرزا، با امید پس گرفتن سرزمینهای جداشده در عهدنامهی گلستان، به جنگی تازه با روسیهی تزاری وارد شد. در ویدئوی بالا نگاهی به علل و نتایج این جنگ انداختهایم.🛄 || مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ چرا حملات آمریکا کمتر شده؟ توافق نزدیکه یا داستان نفته؟این سؤال این روزها زیاد پرسیده میشه...چرا بعد از اون حجم از حملات، سرعت عملیات آمریکا کمتر شده؟آیا یعنی جنگ تموم شده؟نه...به نظر من، ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاستاول اینکه...جنگ برای آمریکا فقط یک موضوع نظامی نیستیک موضوع اقتصادی هم هستهر روز ادامه تنش، فشار بیشتری روی بازار انرژی، هزینههای نظامی و اقتصاد جهانی میذارههمزمان نگرانی از قیمت سوخت و تبعات اقتصادی، فشار سیاسی داخل آمریکا را هم افزایش داده و از طرف دیگه...خبرهای دیپلماتیک هم بیشتر شدهاین به معنی توافق قطعی نیست...اما نشون میده واشنگتن فعلاً در کنار حفظ فشار، مسیر مذاکره رو هم باز گذاشته تا از گسترش بیشتر بحران جلوگیری کنهرفقا ...بازارها همیشه قبل از سیاست واکنش نشون میدن اگر احتمال توافق بیشتر بشه، معمولاً فشار روی قیمت نفت کمتر میشهاگر مذاکرات شکست بخوره یا درگیری دوباره تشدید بشه، ریسک بازارها دوباره بالا میره⭐️فعلاً چیزی که میبینیم توقف تاکتیکیه، نه پایان بحرانبه نظر من...هنوز برای نتیجهگیری نهاییه زودهتا وقتی توافق رسمی و پایدار شکل نگرفته، و هر خبر جدید حتی کوتاه میتونه مسیر بازارها، دلار، طلا و نفت رو در چند ساعت تغییر بدهاین روزها بیشتر از هر زمان دیگه، باید خبرها رو تحلیل کرد !✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ خبر کاهش ذخایر تسلیحاتی و دفاعی آمریکا میتواند برای گمراهی طرف مقابل و انداختن او به دام اشتباه محاسباتی، منتشر شده باشداگر قرار باشه باور کنیم یک ابرقدرتی مثل امریکا بعد از فقط 40 روز جنگ واقعا به مرحله تمام شدن ذخایر رسیده و این خبر هم دقیقا از دل فوق محرمانهترین جلسات نظامی بیرون اومده ، پس باید قبول کنیم هر خبرنگاری به اندازه بالاترین مقامات امنیتی به اطلاعات طبقهبندیشده دسترسی دارد!!!!! واقعا تصور میکنید جلساتی که فقط رئیسجمهور و حلقه محدود فرماندهان ارشد در اون حضور دارند ، به همین راحتی برای رسانهها روایت میشه؟ در میدان جنگ ، رسانهها هم بخشی از نبرد روایتها هستند ، گاهی اطلاعات واقعی منتشر میشود ، گاهی اطلاعات جهتدار ، و گاهی هم روایتهایی که بیش از اونکه واقعیت میدان باشند ، برای اثرگذاری بر افکار عمومی و طرف مقابل طراحی شدهاند. ✍🏻 adolf hitler✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ حق وتوی اقلیت، ظلم به اکثریت است ✍ مرتضی صارمی «ما نمیگذاریم...»؛ این عبارتی است که گاه از زبان کسانی شنیده میشود که نه مسئولیت تصمیمگیری دارند، نه نماینده اکثریت مردماند و نه پشتوانهای متناسب با ادعای خود در عرصه سیاست دارند. در مناظره بین موافق و مخالف مذاکره، جملهای کوتاه اما پرمعنا گفته شد: «به اندازه وزن حزبت حرف بزن.»این جمله، اگر از حاشیههای سیاسی فاصله بگیریم، یکی از مهمترین قواعد حکمرانی را یادآوری میکند؛ در سیاست، وزن سخن را میزان نمایندگی آن تعیین میکند، نه شدت صدا و نه سابقه مبارزه.هیچکس نمیتواند به صرف آنکه در مقطعی از تاریخ هزینه داده، ایثار کرده یا در شکلگیری یک نظام نقش داشته است، برای همیشه خود را صاحب حق وتو یا مرجع تصمیمگیری بداند. فداکاری، احترام میآورد؛ اما مشروعیت تصمیمگیری در عرصه عمومی، از قانون و رأی مردم سرچشمه میگیرد، نه از پیشینه افراد و گروهها.🔸دموکراسی بر یک اصل ساده استوار است: اقلیت حق دارد سخن بگوید، اما اکثریت حق دارد تصمیم بگیرد. اگر این اصل وارونه شود، دیگر تفاوتی میان مردمسالاری و حکومت گروههای فشار باقی نمیماند. اقلیت میتواند نقد کند، هشدار دهد، تجمع قانونی برگزار کند، افکار عمومی را اقناع کند و برای تبدیل شدن به اکثریت تلاش کند؛ اما تا زمانی که از رأی اکثریت برخوردار نشده است، نمیتواند اراده خود را اراده ملت معرفی کند.خطر آنجاست که برخی جریانهای سیاسی، به جای پذیرش وزن واقعی خود، با ادبیاتی سخن میگویند که گویی تنها آنان نماینده انقلاب، ملت یا منافع ملی هستند. در چنین نگاهی، هر مخالفتی نه اختلاف نظر، بلکه انحراف تلقی میشود و هر تصمیمی که مطابق میل آنان نباشد، فاقد مشروعیت معرفی میشود. این دقیقاً نقطه آغاز استبداد اقلیت است.اندیشمندان دموکراسی، از جان لاک تا الکسی دو توکویل و جان استوارت میل، همگی بر این نکته تأکید کردهاند که حکومت باید بر اراده اکثریت استوار باشد، اما همزمان حقوق اقلیت نیز محفوظ بماند. این توازن، راز بقای نظامهای مردمسالار است؛ نه استبداد اکثریت پذیرفتنی است و نه دیکتاتوری اقلیت.احترام به رأی اکثریت، به معنای خاموش کردن صدای مخالف نیست؛ همانگونه که آزادی بیان اقلیت نیز به معنای حق تصمیمگیری برای همه نیست. هرکس میتواند نظر خود را بیان کند، اما هیچکس حق ندارد وزن اجتماعی خود را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد.از این منظر، جمله «به اندازه وزن حزبت حرف بزن» بیش از آنکه طعنهای سیاسی باشد، یادآوری یک اصل بنیادین در حکمرانی است: میان حق اظهار نظر و حق تصمیمگیری تفاوت وجود دارد. اولی برای همه شهروندان محفوظ است؛ دومی تنها از مسیر قانون، انتخابات و پشتوانه اکثریت مشروعیت پیدا میکند.اگر این مرز رعایت شود، رقابت سیاسی به جای میدان زورآزمایی، به عرصه اقناع افکار عمومی تبدیل میشود. اما هرگاه اقلیت بخواهد خود را جای اکثریت بنشاند، نتیجه چیزی جز بیثباتی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف نهادهای قانونی نخواهد بود.در سیاست، همانگونه که در اقتصاد و حقوق، اعتبار هر ادعا به پشتوانه آن وابسته است. کسی که مدعی سخن گفتن از جانب ملت است، باید این ادعا را در صندوق رأی اثبات کند، نه پشت تریبون. از همین رو، آن جمله کوتاه هنوز هم معنای خود را حفظ کرده است: به اندازه وزن سیاسیات سخن بگو؛ نه کمتر و نه بیشتر.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ رازهای پنهان کرملین در مقاله اسماگین✍ یدالله کریمی پور🔹نیکیتا اسماگین، کارشناس برجسته روابط ایران-روسیه نزدیک به کرملین، در مقاله ۲۴ ژوئن خود توضیح میدهد که چرا از نگاه روسیه، نه جنگ تمامعیار ایران-آمریکا مطلوب است و نه صلح کامل، بلکه تنش کنترلشده و فرسایشی بهترین گزینه است.استدلال او:۱. جنگ برای روسیه سودآور بود، زیرا افزایش قیمت نفت درآمدهای انرژی مسکو را بالا برد و فشار مالی ناشی از جنگ اوکراین را کاهش داد.۲. بحران ایران توجه رسانهها، دولتهای غربی و بخشی از توان نظامی آمریکا را از اوکراین منحرف کرد؛ پدیده ای که کرملین آن را مزیتی استراتژیک میداند.۳. با این حال روسیه خواهان فروپاشی یا بیثباتی شدید ایران نیست، چون جنگ پروژههای مهم روسیه در ایران مانند نیروگاه بوشهر، راهآهن رشت-آستارا و نیروگاه سیریک را به تعویق انداخت.۴. توافق جامع ایران-آمریکا هم به ضرر روسیه است، زیرا باعث افت قیمت نفت، رقابت صادرات نفت ایران با روسیه، کاهش وابستگی ایران به مسکو و بازگشت تمرکز آمریکا به اوکراین میشود.۵. روسیه از افزایش وابستگی ایران به خود (از طریق دریای خزر و کریدور شمال جنوب بهدلیل تحریمها) استقبال میکند، چون آن را دستاوردی ژئوپلیتیکی میبیند.لب کلاماز نگاه اسماگین، سناریوی ایدهآل کرملین «نه جنگ، نه صلح» است؛ ادامه تنش و جنگ محدود که قیمت نفت را بالا نگه دارد اما نه آنقدر گسترده که ایران فرو بپاشد یا مخصوصا به توافقی پایدار با آمریکا برسد.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
📗 خرد کشی 👤 خسرو ناقد〰 102 صفحه 📖 [ کتابخانه ]✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
📖 خردکشی 👤 خسرو ناقد✍🏻 در این کتاب کوشش شده است تا بر اساس گفتهها و نوشتههای تنی چند از روشنفکران سرشناس غربی، بهویژه کسانی که در دوران انقلاب اکتبر و سالهای پس از آن به روسیه سفر کردند، به بررسی نگاه و نگرش آنان به انقلاب اکتبر و واکاوی نقد و نظر و نظریهها و همچنین پیامدهای کنش و واکتش آنان پرداخته شود. افزون بر اینها، هم از چرایی گرایش گروهی پُرشمار از روشنفکران در گوشه و کنار جهان به ایدئولوژی کمونیستی و هواداری آنان از انقلاب اکتبر و طرفداریشان از اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سخن به میان خواهد آمد و هم از دلایلِ رویگردانی شماری کم از روشنفکران از ایدئولوژیها و نظامهای تمامیتخواه. و سرانجام آن که با اشاراتی میکوشیم پاسخی برای این پرسش بیابیم که آیا کمونیسم جایگزین ایمان مذهبی روشنفکران شده و به دینی جدید تبدیل شده است؟/کتابخانه✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
استاد #موسی_غنی_نژآد :زمان شاه وضع مردم خوب بود اما امثال #شریعتی مردم رو فریب دادن...#علی_شریعتی #سیاسی #اجتماعی#تاریخ_معاصر✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ سانسور، اختناق و رعب و وحشت در روسیه قبل از انقلاب اکتبرراسل مینویسد:تا آنجا که به من مربوط میشود، مدتزمانی که در روسیه به سر بُردم، برایم مانند کابوسی بود که روزبهروز بر شدت آن افزوده میشد. من تاکنون آنچه را که با تأمل و تعمق به نظرم حقیقت امور جاری در روسیه میرسید، در مطبوعات منتشر کردهام. اما از احساس وحشت و هراس فوقالعادهای که در این مدت وجود مرا فراگرفته بود تا امروز چیزی به زبان نیاوردهام: سنگدلی و بیرحمی، فقر، بیاعتمادی، فضایی پُرتنش که همهجا حاکم بود و اذیت و آزاری که به امری عادی تبدیل شده بود. مدام گپ و گفتوگوهای ما را مخفیانه به گوش نشسته بودند. نیمهشب صدای شلیک تیر به گوش میرسید و معلوم بود که آرمانگرای دیگری را در زندان تیرباران میکنند. با ظاهرسازی ریاکارانهای ادعای برابری میشد و چنان وانمود میشد که همه با هم برابرند. همدیگر را رفیق صدا میکردند، ولی چگونگی بر زبان آوردن این واژه، بسته به اینکه مخاطب لنین باشد یا یک خدمتکار هیچکاره، بهگونهای حیرتآور متفاوت بود. یک بار در پتروگراد (نام این شهر در آنزمان) چهار نفر ژندهپوش با ریشهای بلند، ناخنهای کثیف و موهای ژولیده به دیدار من آمدند. این چهار نفر از شاعران صاحبنام روسیه بودند. دولت به یکی از آنها اجازه داده بود تا برای امرار معاش اوزان عروضی تدریس کند، ولی او اظهار ناخشنودی میکرد که تحت فشار قرار گرفته است و از او خواستهاند تا این مضمون را از زاویۀ دید مارکسیستی تعلیم بدهد؛ و این شاعر در تمام عمرش نتوانسته بود دریابد که این موضوع چه ارتباطی با مارکس دارد. 📕از کتاب «خردکُشی»روشنفکران و انقلاب اکتبرنوشتۀ خسرو ناقد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
چهار ماه پیش، در مقالهام در Foreign Policy، استدلال کردم که پنج نقطه استراتژیک در جنوب ایران، محتملترین اهداف هرگونه کارزار نظامی گسترده آمریکا خواهند بود. امروز، الگوی در حال شکلگیری حملات بیش از هر زمان دیگری با آن ارزیابی همخوانی دارد.توالی حملات نشان از استراتژی کلانتر محتملی دارد. عملیات از #جزایر آغاز شد، سپس به سواحل رسید و اکنون در حال نفوذ به عمق بیشتری از جنوب ایران است؛ حتی به مناطقی که دیگر در نوار ساحلی قرار ندارند. اینها صرفاً مجموعهای از حملات تاکتیکی و پراکنده نیستند. آنچه دیده میشود، به نظرمیرسد بخشی از تلاشی گستردهتر برای تضعیف تدریجی معماری دفاعی ایران در کنترل تنگه هرمز و دیگر گرههای استراتژیک، از جمله #جزیره_خارک، باشد.اینکه این روند در همین نقطه متوقف شود یا نه، هنوز پرسشی باز است. اما الگوی کنونی این احتمال را مطرح میکند که این حملات تنها بخش آشکار یک طرح عملیاتی بزرگتر باشند؛ طرحی که هدف آن خنثی کردن، یا حتی فراهم کردن زمینه برای کنترل آینده برخی از مهمترین نقاط استراتژیک جنوب ایران است.✍دکتر ارش رییسی نژاد استاد روابط بین الملل …✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ طبقه متوسط در سراشیبی فقر✍️بابک کاظمی طبقه متوسط همواره ستون اصلی ثبات اجتماعی و موتور محرک توسعه در هر کشوری بوده است این طبقه با نقش آفرینی در تولید اشتغال آموزش و سرمایه انسانی زمینه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را فراهم می کند هر اندازه طبقه متوسط قدرتمندتر باشد امید به آینده افزایش می یابد و جامعه با آرامش بیشتری مسیر توسعه را طی می کند اما تضعیف این طبقه تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی به همراه دارددر سال های اخیر قدرت خرید طبقه متوسط به طور مستمر کاهش یافته است بسیاری از خانواده هایی که زمانی برای خرید خانه بهتر سرمایه گذاری یا ارتقای کیفیت زندگی برنامه داشتند امروز تمام توان خود را صرف حفظ حداقل های زندگی می کنند آنها هنوز شاید همان خانه یا همان خودرو را داشته باشند اما دیگر توان نوسازی تعویض یا حتی نگهداری مناسب از دارایی های خود را ندارند آنچه امروز در اختیار دارند حاصل درآمدهای گذشته است نه توان اقتصادی امروزفقیرشدگی طبقه متوسط همیشه به معنای نداشتن غذا یا سرپناه نیست بلکه به معنای از دست رفتن تدریجی کیفیت زندگی است وقتی خانواده ای هزینه درمان آموزش فرزندان سفر یا فعالیت های فرهنگی را از برنامه زندگی خود حذف می کند در حقیقت بخشی از رفاه خود را از دست داده است این نوع فقر آرام و تدریجی شاید در ظاهر دیده نشود اما آثار آن در زندگی روزمره مردم کاملا آشکار استیکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت کاهش امید اجتماعی است زمانی که مردم احساس کنند تلاش بیشتر به بهبود زندگی منجر نمی شود انگیزه برای کار سرمایه گذاری و برنامه ریزی نیز کاهش پیدا می کند در چنین شرایطی ازدواج دیرتر انجام می شود فرزندآوری کاهش می یابد و مهاجرت نیروهای متخصص افزایش پیدا می کند این روند در نهایت سرمایه انسانی کشور را با تهدید جدی روبه رو می سازدطبقه متوسط بیش از هر گروه دیگری به ثبات اقتصادی نیاز دارد زیرا نه از دارایی های بزرگ برای حفظ ارزش سرمایه خود برخوردار است و نه مشمول حمایت های مستقیم معیشتی می شود به همین دلیل تورم مزمن کاهش ارزش پول ملی و نااطمینانی نسبت به آینده بیشترین فشار را بر این قشر وارد می کنداز نگاه سیاستگذاری عمومی تضعیف طبقه متوسط هشداری جدی برای آینده کشور است زیرا این طبقه مهم ترین پشتوانه قانون گرایی مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار به شمار می رود کوچک شدن آن به افزایش شکاف اجتماعی کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی منجر خواهد شدتجربه کشورهای موفق نشان داده است که توسعه پایدار بدون وجود طبقه متوسط توانمند امکان پذیر نیست رشد اقتصادی زمانی ارزشمند است که مردم آثار آن را در زندگی خود احساس کنند افزایش درآمد واقعی امنیت شغلی امکان پس انداز و امید به آینده مهم ترین نشانه های قدرت این طبقه هستندبازسازی طبقه متوسط نیازمند سیاست هایی پایدار مانند مهار تورم ایجاد ثبات اقتصادی حمایت از تولید افزایش بهره وری مبارزه با فساد و فراهم کردن فضای قابل پیش بینی برای فعالیت های اقتصادی است آنچه امروز بیش از کاهش درآمد طبقه متوسط را فرسوده کرده کاهش اعتماد به آینده استحفظ طبقه متوسط به معنای حفظ امید سرمایه انسانی امنیت اجتماعی و مسیر توسعه کشور است اگر این طبقه توان برنامه ریزی برای آینده را از دست بدهد جامعه نیز بخش مهمی از ظرفیت پیشرفت و نوآوری خود را از دست خواهد داد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️🔼 سکانسی از سریال سرگذشت ندیمه «این یکی از کارهای آنهاست. وادارت میکنند بکشی، چیزی را در درون خودت بکشی.»سعی میکنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیهبندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکرکردن ندارند. فکر کردن فرصتهای آدم را از بین میبرد و من میخواهم دوام بیاورم. میدانم چرا تصویر رنگ و روغن زنبقهای آبی شیشه ندارد و چرا پنجره فقط تا نیمه باز میشود و چرا شیشهاش نشکن است. نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمیتوانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راههایی که فقط در درون آدم باز میشوند و به انسان روحیه و برتری میدهند.وقتی قدرت بسیار متمرکز گردد، هرکس وسوسه خواهد شد که بخشی هر چند کوچک از آن را به خود اختصاص دهد./لیبرالیسم📚👤مارگارت اتوود _سرگذشت ندیمه✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
ثابتی: بعد از جنگ با عربها کار داریم و نباید اجازه دهیم را از طریق خاک خودشان دور بزنند.شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: به چه حقی؟ثابتی: چون قدرت داریم و رئالیست هستیم!شهریاری: خدا نکنه قدرت آمریکا دست شماها بیفته وگرنه پدر دنیا رو درمیآوردین✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ ایران و قواعد تازه قدرت جهانی[چگونه گسترش فناوریهای ارزان و دقیق، برتری نظامی آمریکا را از قدرتی تعیینکننده به ابزاری پرهزینه و ناکافی تبدیل کرده است؟]📄فارن افرز✍رابرت ای. پیپجنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نماد آغاز عصر تکقطبی آمریکا بود. ارتش عراق که پیش از جنگ قدرتی بزرگ به نظر میرسید، طی چند هفته حملات هوایی و تنها حدود ۱۰۰ ساعت عملیات زمینی فروپاشید. این پیروزی، جهان را متقاعد کرد که آمریکا میتواند با هزینهای اندک نتایج نظامی و سیاسی دلخواهش را تحمیل کند.نظم پس از جنگ سرد بر چهار تصور استوار شد:➖ آمریکا میتواند بهسرعت دشمنانش را شکست دهد، ➖در تشدید بحران همیشه دست بالا را دارد، ➖امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین میکند ➖و مقاومت در برابر آن نهایتاً بیفایده است. همین اعتماد، اروپا را به کاهش بودجه دفاعی و شرکتها را به ایجاد زنجیرههای تأمین طولانی و کمذخیره تشویق کرد.اما موفقیت جهانیشدن، پایههای همین نظم را تضعیف کرد. فناوریهایی که در ۱۹۹۱ فقط در اختیار چند قدرت بزرگ بود—تراشه، حسگر، GPS، دوربین، باتری و پردازش پیشرفته—به محصولات تجاری ارزان و فراگیر تبدیل شدند. اکنون دولتهای ضعیفتر و حتی بازیگران غیردولتی میتوانند با قطعات بازار عمومی، سلاحهای دقیق بسازند.پهپاد شاهد نمونه این تحول است. این پهپاد نه از فناوری فوقپیشرفته، بلکه از ترکیب قطعات تجاری ارزان با یک بدنه و موتور ساده ساخته شده است. اهمیت آن در پیچیدگی نیست؛ در این است که میتواند با هزینهای ناچیز، سامانههای چندمیلیوندلاری را تهدید یا نابود کند.جنگ ایران محدودیت قدرت آمریکا را آشکار کرد. هدف تهران شکست دادن نیروی دریایی آمریکا در نبرد کلاسیک نبود، بلکه ایجاد این باور بود که واشنگتن دیگر نمیتواند امنیت مطلق کشتیرانی را تضمین کند. افزایش بیمه، کاهش تردد و بیاعتمادی بازارها برای تحقق این هدف کافی بود.آمریکا هزاران هدف، رادار، موشک و پرتابگر را نابود کرد، اما ایران سامانههای متحرک را پراکنده، پنهان و جایگزین کرد. یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری توانست یک بالگرد آپاچی ۳۵ میلیون دلاری را از بین ببرد. حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز نمیتواند هر پرتابگر ارزان را در هزاران کیلومترمربع زمین پیدا و نابود کند.ایران همچنین جبهههای مختلف را به یک سامانه واحد تبدیل کرده است: حزبالله، گروههای عراقی، حوثیها، پایگاههای آمریکا و زیرساخت کشورهای خلیج فارس. این شبکه لزوماً ایران را به قدرت مسلط منطقه تبدیل نمیکند، اما به تهران اجازه میدهد از طریق اخلال دائمی، بدون تصرف سرزمین، نفوذ سیاسی ایجاد کند.قدرت امروز فقط در توان تخریب نیست؛ در شکلدادن به انتظارات بازارها و دولتهاست. اگر بازیگران منطقهای باور کنند تصمیم مهمی در خلیج فارس بدون درنظرگرفتن خواستههای ایران ممکن نیست، اهرم نظامی تهران بهتدریج به نفوذ سیاسی تبدیل خواهد شد.همین الگو ممکن است در تایوان تکرار شود. تایوان میتواند با پهپادها، موشکهای متحرک و حسگرهای تجاری، مسیرهای منتهی به بنادر اصلی چین را ناامن کند. برای ضربه زدن به اقتصاد چین لازم نیست کشتیهای زیادی غرق شوند؛ چند حمله یا حتی احتمال حمله میتواند بیمه را گران، تردد را کم و اعتماد به تجارت دریایی را متزلزل کند.حدود یکپنجم تجارت دریایی جهان از تنگه تایوان عبور میکند و اقتصاد چین وابستگی شدیدی به تجارت دریایی دارد. تجربه ایران شاید پکن را متوجه کند که حمله به تایوان میتواند همان نوع جنگ فرسایشی و اقتصادی را علیه خود چین فعال کند.قواعد تازه قدرت در حال شکلگیری است. برتری نظامی آمریکا دیگر نتایج سیاسی ارزان تضمین نمیکند. واشنگتن همچنان توان تخریب بیرقیبی دارد، اما نابود کردن اهداف با وادار کردن دشمن به تسلیم یکسان نیست. تشدید جنگ نیز الزاماً به سود قدرت بزرگتر تمام نمیشود.بازیگران ضعیفتر لازم نیست آمریکا را شکست دهند؛ کافی است اعتماد بازارها را فرسوده کنند، هزینهها را بالا ببرند و بیشتر از انتظار دشمن دوام بیاورند. هدف دیگر پیروزی کلاسیک نیست، بلکه ایجاد اهرم از طریق اخلال است.جنگ ۱۹۹۱ آغاز عصری بود که در آن قدرت آمریکا #جهانیشدن را تضمین میکرد. جنگ ایران ممکن است آغاز عصر معکوسی باشد که در آن فناوریهای ساختهشده توسط جهانیشدن، حفاظت از همان نظام را دشوار و پرهزینه میکنند. اگر این الگو در تایوان، مالاکا، دریای سرخ و دیگر گلوگاهها تکرار شود، دوران آینده نه با گسترش جهانیشدن، بلکه با هزینه فزاینده محافظت از آن تعریف خواهد شد./ دیپلماسی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ زور، فریب و فساد، نتیجهی حتمی حکومت اقلیتآشکارا میبینیم که همهی تجربههای دیگر که مبتنی بر حکومت کردنِ "عدّهی معدود" بوده است با ناکامی مواجه گردیده است؛زیرا این "عدّهی معدود" که بر قدرتِ سِلاح تكيّه داشتهاند، پس از چندی کارشان به فساد انجامیده است، و برای حفظ موقع خود و پوشانیدنِ این فساد ناگزیر بودهاند که با آمیختهای از «زور و فریب» به فرمان راندن پردازند؛ و برای لوث کردنِ گناهی به گناهِ دیگر دست بزنند؛چون معتادی که با پیشرفت زمان، هر چند گاه به "کیلهی" بیشتری از مادّهی مورد اعتیاد، نیاز پیدا میکند آنان نیز سال به سال بر مقدار "زور و فریب" افزودهاند، تا سرانجام تاب تحمّل مردم به پایان برسد و کار به انفجار بکشد. ✍ محمّدعلی اسلامیندوشن✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 مرگ تلخ احمد شاه قاجار ! | مستند کوتاهاحمد شاه قاجار، آخرین پادشاه سلسله قاجار در ایران، در سال 1898 به دنیا آمد. او در سال 1275 هجری شمسی به عنوان پادشاه ایران بر تخت سلطنت نشست. احمد شاه در دوران حکومت خود با چالشهای زیادی روبرو بود؛ از جمله ضعف حکومت مرکزی، مشکلات اقتصادی و فشارهای خارجی. او در شرایطی به سلطنت رسید که کشور در حال ورود به دوران جدیدی از تاریخ خود بود.📮youtu.be/LFQQIfaWi84?si=F_m2t57ifysPwTwk|| مدرسه علوم انسانی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ سفیهان هنوز در رؤیای به زانودرآمدن دشمنند!افتاد ورق به دست اوباش✍ مجید مرادیاین مصرع نظامی گنجهای که گفت افتاد ورق به دست اوباش، حکایت آن چیزی نیست که در ایران جریان دارد. زیرا اوباش هم صلاح و مصلحت خود و خانواده خود را غالبا درست تشخیص میدهند اما بدتر از اوباش، سفیهانند که حاضرند برای زخمی کردن رقیب، خود را هلاک کنند. سفیه کسی ست که از عقل معاش، برخوردار نبوده و توانایی تصمیم گیری صحیح در خصوص امور مالی خود را ندارد.این سفیهان، افزایش قیمت هر گالن بنزین از ۳ به ۴ دلار در آمریکا را برای خود پیروزی میدانند اما نابودی مجتمع فولاد مبارکه هیچ تکانشان نمیدهد. طبعا در رسانههای جهانی هم هیچ کس دلش برای ایران و ملت جنگزده ایران نسوخته است اما هر سنت افزایش قیمت بنزین را لحظه به لحظه پوشش میدهند. معنا و مفهوم این وضع آن است که اندک افزایش هزینه عیش و عشرت شهروند آمریکایی اهمیت دارد و برجسته میشود اما نابودی زندگی دهها میلیون ایرانی در اثر بمباران زیرساختها و بی برقی و بیآبی و بیکاری و فقر و تورم افسارگسیخته هیچ اهمیتی ندارد. گویا ملت ایران برای گرسنگی و فلاکت و فقر و سرگردانی و بلاتکلیفی خلق شدهاند. سفیهان معنای نابودی مجتمع فولاد و پتروشیمیها را نمی فهمند زیرا آخورشان هیچگاه تهی نبوده است و درد نداری را نچشیدهاند و از این که پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای همسایه دوباره و دهباره شخم زده شود احساس پیروزی میکنند. در حالی که ما به عصر حجر برمیگردیم. از این که دو سرباز آمریکایی در اردن کشته شوند در پوست خود نمیگنجند اما برای شهادت حدود چهل نظامی و چندین غیر نظامی هموطن در برابر آن دو نظامی آمریکایی بر سر خود نمیزنند. مرگ و بدبختی برای ملت ایران حراج شده است و هزینه انتقام هم مستقیم از جیب و جان و شغل و روان ملت داده میشود. سفیهان اما همچنان میگویند بزنید و تفاهمنامه اسلامآباد که بیشترین منافع را برای ایران داشته است به آتش بکشید. این سفیهان کوچکترین اشکال و عیبی در این تفاهمنامه نیافتهاند اما مامورند که آن را به نابودی بکشانند چنان که برجام را هم پیش از ترامپ، همین سفیهان به نابودی کشاندند و تمام فرصتهای ایران را سنگ کردهاند. این سفیهان به دولت رئیسی که قراداد خرید نهادههای کشاورزی را با آمریکا بست اعتراض نکردند اما الآن حاضرند همان محمولهها را در دریا غرق کنند تا دولت پزشکیان و زندگی ملت ایران را نابود کنند!حالا بروند و امثال لیلاز را استخدام کنند تا بگوید آمریکا هیچگاه با ایران مستقل کنار نیامده است! نیازی نیست او را به اشغال غاصبانه سفارت آمریکا در تهران ارجاع دهیم، از همین نزدیکی شروع کنیم. از همین تفاهمنامه اسلامآباد! لطفاً بگویید که آمریکا - جز حسینیه کردن کاخ سفید- چه کار باید میکرد تا ایران راضی شود و به این تفاهمنامه پایبند بماند؟! فرض کنید همین الان آمریکا جنگ را پایان دهد و اعلام کند که جنگ را باخته است، آیا ضررهای ایران- اگر امکان جبرانی باشد- جز از راه تفاهمی دیگر و توافقی دیگر با آمریکا قابل جبران است؟! پس تا کی باید کش دهید؟!✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 سلطان جنگل اقتصاد✍ صلاح الدین خدیوبازار امروز، بمعنای کلی، به یک جنگل اقتصادی تبدیل شده که قانون تنازع برای بقابرآن حاکم است. در این جنگِ همه علیه همه، حق باقویترین طرف استدرحال حاضر، دولت، سلطان این جنگل است. میزان بدهی دولت وبنگاهها وسازمانهای وابسته ومرتبط با آن به بخشهای مختلف بخش خصوصی، سربه هزاران همت میزند بخش قابل توجهی ازاین مطالبات مربوط به سال گذشته وزمانی است که نرخ دلارکمتر از ۱۰۰ هزارتومان بوددرحالیکه کسی زورش به دولت نمیرسد، دولت فخیمه یکتنه زورش ازتمام آحادجامعه، کارگاهها و شرکتهای خصوصی بیشتراست🔸کافی است فقط یک روزپرداخت یک قسط بانکی به تعویق بیفتد، یک نوبت نتوانی پول آب، برق یاگاز را پرداخت کنی، یاخدای نکرده چکی یاتعهدی به شهرداری داشته باشی؛ درکسری ازثانیه، غرش رعدآسای سلطان جنگل بلندمیشود🔸اماوقتی نوبت به پرداخت بدهیهای دولت میرسدظاهراًسلطان هم میتواندصبرکند؛ ماهها و حتی سالها! شیرژیان تبدیل به غزالی آرام وخونسرد میشوددر این جنگل اقتصادی، زور قانون نیست؛ قانونِ زور است دریغ ازیک صلح مدنی خشک وخالی و ذرهای عدالت وانصاف...✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ چرا ادبیات فاخر در گفتار برخی مقامات رسمی افول کرده؟!✍️ سیدجواد میرموسوی متاسفانه گاهی شاهد آن هستیم کیفیت زبان و ادبیات به کار رفته در سخنان برخی مقامات رسمی بگونهای محسوس دچار افول شده است. این پدیده، اگر چه در نگاه نخست ممکن است به ضعف فردی، عدم آشنایی با ادبیات فاخر یا مؤلفههای شخصیتی نسبت داده شود، اما در واقع ریشهای عمیقتر و ساختاریتر دارد. مسئله اصلی نه افراد، بلکه نسبتِ زبان و قدرت در چارچوب حکمرانی است. زبان رسمی، همواره آینهی منطق نهادی، شیوهی اعمال قدرت و میزان پاسخگویی در یک نظام سیاسی–اداری است. برخلاف تصور رایج، داشتن تحصیلات دانشگاهی یا عناوینی چون «دکتر» و «مهندس»، الزاماً به معنای برخورداری از سواد زبانی، بلاغت سیاسی و مهارت گفتار عمومی نیست. در نتیجه، برخی از مقامات، هرچند از نظر مدرک تحصیلی دانشگاهی برخوردارند، اما در مواجهه با افکار عمومی، فاقد زبان فاخر، سنجیده و مسئولانهاند. در صورتی که مسیر ارتقا و اثرگذاری در قدرت، وابسته به اقناع افکار عمومی، گفتوگوی عقلانی و پاسخگویی شفاف نباشد، زبان فاخر به یک سرمایهی غیرضروری تبدیل میشود. وقتی مقام رسمی میداند که سخن نادرست، تند یا سهلانگارانه، نه هزینهای برای او ایجاد میکند و نه نیازمند اصلاح و عذرخواهی است، انگیزهای برای ارتقای کیفیت گفتار باقی نمیماند. در این بستر، پوپولیسم زبانی به عنوان یک دام خطرناک شکل میگیرد. مردمی بودن به اشتباه با ساده سازی افراطی، سطحیگویی یا حتی ابتذال زبانی مخلوط میشود و با زبان فاخر سخن گفتن، به عنوان نماد فاصله گرفتن از مردم معرفی میشود و جای خود را به گفتاری میدهد که نه دقیق است، نه محترمانه و نه مسئولانه. حال آنکه تجربهی نظامهای حکمرانی کارآمد نشان میدهد که درست سخن گفتن میتواند همزمان ساده، قابل فهم و فاخر باشد. افول ادبیات کلامی، نه تنها نشانهی نزدیکی به مردم نیست، بلکه نشانهی ضعف فرهنگ سیاسی و ناتوانی در گفتوگوی بالغ با جامعه است. نهادهایی که برای زبان نادرست هزینه تعریف نمیکنند، بطور طبیعی گفتار نازل را بازتولید میکنند. در مقابل، نظامهایی که خطای زبانی را جدی میگیرند، به اصلاح گفتار اهمیت میدهند و شأن زبان عمومی را پاس میدارند، حتی از مدیران متوسط نیز گفتاری سنجیده و مسئولانه میسازند. از این منظر، افول ادبیات فاخر را باید نشانهای از ضعف پاسخگویی و اختلال در فرهنگ حکمرانی دانست.نتیجهگیری راهبردی: افول ادبیات فاخر در گفتار برخی مقامات رسمی، نه پدیدهای تصادفی است و نه صرفاً ناشی از کمسوادی یا ضعف تربیت فردی. این وضعیت، بازتابی روشن از پوپولیسم زبانی در حکمرانی و بینیازی از اقناع افکار عمومی است. تا زمانی که زبان، مسیر مشروعیت و اعتماد سازی تلقی نشود و گفتار رسمی هزینه و مسئولیت نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که دقت، وقار و فاخر بودن به سخنان برخی مقامات بازگردد. زبان غیرفاخر، در نهایت گفتار مقامات را نزد افکار عمومی کم ارزش جلوه داده و با لطیفه سازی تأثیر کلامی آنان را کماثر می کند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ سقوط از کجا آغاز شد؟ایدئولوژی ضد تولید ثروت؛ منشأ بحران ایران✍ جعفر ساعینیامشکل بنیادین ایران این است که ما بهجای آنکه تولید ثروت را فضیلت بدانیم، آن را امری ثانوی و حتی غیراخلاقی تصور کردهایم. این نگاه، ریشه عمیق ایدئولوژیک دارد. ایدئولوژیای که در ظاهر شعار عدالت میدهد اما در باطن، بهگونهای عمل میکند که نه عدالت را محقق میکند و نه ثروت را.در فلسفه توسعه، تولید ثروت تنها یک کنش اقتصادی نیست؛ یک باور اخلاقی است. جامعهای که تولید را ارزشمند بداند، به کار، خلاقیت، مسئولیتپذیری و مالکیت احترام میگذارد. اما جامعهای که ثروت را «مشکوک»، سود را «پلید» و سرمایهداری را «استثمار» میبیند، ناگزیر به سمت الگوی دیگری حرکت میکند: الگوی توزیعمحورِ چپگرایانه! الگوی کنترل، نه آفرینش! الگوی تقسیم، نه تولید!در ایران، همین ذهنیت چپگرایانه—چه در دولت، چه در فرهنگ عمومی—تولید را از ابتدا در جایگاه «گناه» و «طمع» نشانده است. سرمایهداری را با بدگمانی نگاه میکنیم. سود را نجس میدانیم. بخش خصوصی را تهدید میبینیم و دولت را قهرمان عدالت فرض میکنیم. و این دقیقاً همان نگاه ایدئولوژیکی است که در اقتصادهای کمونیستی به فروپاشی انجامید: جامعهای که ارزش تولید ثروت تولیدکننده را نفی کند، بهناچار محتاج توزیعکننده میشود؛ و توزیعکننده هم همیشه دولت است.در چنین چارچوب فکری، ثروتسازی نه تنها تشویق نمیشود، بلکه نوعی بیاخلاقی تلقی میگردد؛ انگار تولید ثروت خیانت به مردم است، اما مصرف منابع عمومی افتخار. این وارونگی اخلاقی باعث شده است که:سرمایهگذاری متوقف شود،نوآوری بیمعنا شود،ریسکپذیری نابود شود،دولت بزرگ شود،و جامعه در انتظار سهمی از منبعی بنام «دولت» بماند، نه سهمی از نتیجه کار خودش.نتیجه؟ همان چیزی که امروز در آن گرفتاریم:بحران انرژی در سرزمین انرژی، بحران مالی در کشور منابع، آلودگی در کشوری با سرمایه طبیعی عظیم، تورم مزمن، نابسامانی شهری، بیکاری گسترده و سقوط مداوم امید.این مشکلات بیانتها تصادفی نیستند؛ محصول یک ایدئولوژیاند. ایدئولوژیای که تولید ثروت را غیراخلاقی میانگارد و توزیع را اخلاقی؛ در حالی که تجربه جهان ثابت کرده: توزیع دولتی، نه عدالت میآورد و نه رفاه. تنها فقر را پخش میکند.ایران امروز درگیر پیامدهای همان ذهنیتی است که دههها ما را از فلسفه تولید دور نگه داشت. کشوری که تولید را فضیلت اخلاقی نداند، سرانجام در چرخه معیوب توزیع دولتی که نتیجه آن فروپاشی اقتصادی است، غرق میشود. و تا زمانی که این ریشه فکری اصلاح نشود، هیچ برنامه اقتصادی کار نمیکند.ما از فقر تولید رنج نمیبریم؛از فقر ایدئولوژیِ تولید رنج میبریم.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ عبور ترامپ از مرز لفاظی: «دردِ بیشتر» برای تهران، «بازیِ پرهزینه» برای واشنگتن✍ حمید آصفی دونالد ترامپ با تهدید امروز خود مبنی بر «حملهای گستردهتر از همیشه» علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر به الگوی فشار حداکثری بازگشته است؛ الگویی که اینبار با تأکید بر «تداوم درد» و ابراز ناامیدی از مسیر دیپلماسی همراه شده است. با این حال، فاصلهای معنادار میان تهدید لفظی و تصمیم برای ورود به جنگ وجود دارد و همین فاصله، تحلیل این سخنان را ضروری میکند.🔰 ۱. بنبست راهبردی؛ جنگی که برنده نداردطرح احتمال یک حمله گسترده، در شرایطی مطرح میشود که ایالات متحده با بدهی سنگین، کسری بودجه و حساسیت افکار عمومی نسبت به جنگهای پرهزینه روبهرو است.از این منظر، تهدید نظامی بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک جنگ فراگیر باشد، میتواند ابزاری برای افزایش فشار سیاسی و روانی بر تهران باشد.به همین دلیل، هرگونه تصمیم برای آغاز یک جنگ بزرگ، نهتنها هزینههای امنیتی، بلکه پیامدهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن به همراه خواهد داشت و همین موضوع، دامنه انتخابهای کاخ سفید را محدود میکند.🔰 ۲. ابهام حسابشده در قبال اسرائیلاظهارات ترامپ درباره توانایی اسرائیل برای اقدام سریع، در کنار هشدار نسبت به پیامدهای گسترش درگیری، نشان میدهد که او تلاش میکند ابتکار عمل را در اختیار واشنگتن نگه دارد.به نظر میرسد هدف این است که هرگونه اقدام نظامی احتمالی، در چارچوب راهبرد آمریکا تعریف شود، نه آنکه بر اثر تصمیمات مستقل بازیگران منطقهای، به بحرانی خارج از کنترل تبدیل شود.در عین حال، گسترش یک جنگ منطقهای میتواند هزینههای داخلی و سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا ایجاد کند؛ موضوعی که در محاسبات هر رئیسجمهوری، بهویژه در آستانه رقابتهای سیاسی، اهمیت دارد.🔰 ۳. خطای محاسباتی در «سیاست درد»جمله ترامپ مبنی بر اینکه «آنها هنوز به اندازه کافی درد نکشیدهاند» بر این فرض استوار است که افزایش فشار، سرانجام به عقبنشینی سیاسی خواهد انجامید. اما تجربه بسیاری از منازعات معاصر، چنین رابطه مستقیمی را تأیید نمیکند. در بسیاری از موارد، برآورد بازیگران خارجی از آستانه تحمل دولتها یا جوامع، نادرست از آب درآمده و به جای تسلیم، به افزایش مقاومت، طولانیتر شدن بحران و پیچیدهتر شدن معادلات انجامیده است. ویتنام نمونهای بود که با وجود سالها بمباران و دهها هزار کشته آمریکایی، اراده طرف مقابل در هم نشکست. در عراق، سقوط سریع حکومت صدام به معنای پایان بحران نبود و سالها شورش و ناامنی، هزینهای چند تریلیون دلاری بر آمریکا تحمیل کرد. افغانستان نیز نشان داد که حتی دو دهه حضور نظامی و برتری مطلق تسلیحاتی، الزاماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نمیشود. این نمونهها ثابت نمیکنند که همه بحرانها یکساناند، اما یادآور میشوند که افزایش فشار نظامی، لزوماً به تسلیم سیاسی منتهی نمیشود و گاه نتیجهای کاملاً معکوس به بار میآورد.🔰 جمعبندیاظهارات ترامپ را بیش از آنکه بتوان اعلام قطعی جنگی بزرگ دانست، باید بخشی از یک راهبرد فشار روانی و سیاسی برای تغییر محاسبات تهران ارزیابی کرد. با این حال، تجربه نشان داده است که وقتی مفهوم «درد» به ابزار سیاست خارجی تبدیل میشود، خطر ورود به چرخهای از کنش و واکنشهای فزاینده نیز افزایش مییابد؛ چرخهای که آغاز آن ممکن است در اختیار سیاستمداران باشد، اما پایانش لزوماً در اختیار هیچیک از طرفین نخواهد ماند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ چرا حتی در صورت همراهی سنا، قطعنامه محدودیت جنگ با ایران الزام حقوقی برای ترامپ ایجاد نمیکرد؟▪️مجلس نمایندگان آمریکا امروز با ۲۱۴ رأی موافق در برابر ۲۰۸ رأی مخالف قطعنامهای را برای محدود کردن ادامه جنگ با ایران تصویب کرد؛ اتفاقی که در نگاه اول میتوانست این تصور را ایجاد کند که کنگره اختیارات جنگی رئیسجمهور را محدود کرده است. اما از نظر حقوقی، ماجرا به این سادگی نیست و این رأی بهتنهایی قدرت متوقف کردن جنگ را نداشت.▪️قطعنامه تصویبشده از نوع قطعنامه همزمان (Concurrent Resolution) و بر پایه قانون اختیارات جنگ (War Powers Resolution) بود؛ قانونی که پس از جنگ ویتنام برای محدود کردن ورود رئیسجمهور به جنگ بدون مجوز کنگره تصویب شد. با این حال، این نوع قطعنامه برای امضای رئیسجمهور ارسال نمیشود و دیوان عالی آمریکا نیز در پرونده INS v. Chadha (1983) اعلام کرده است که چنین قطعنامههایی نمیتوانند بدون طی شدن روند کامل قانونگذاری، تعهد الزامآور برای قوه مجریه ایجاد کنند. بنابراین، حتی اگر این قطعنامه در هر دو مجلس تصویب میشد، باز هم احتمال زیادی وجود داشت که دولت خود را ملزم به اجرای آن نداند.▪️در سنا نیز اصلاً رأی نهایی درباره این موضوع برگزار نشد. سناتورها ابتدا درباره یک رأی آییننامهای برای خارج کردن طرح از کمیته و آوردن آن به صحن رأی دادند، اما این اقدام با ۴۹ رأی موافق در برابر ۴۷ رأی مخالف شکست خورد. در نتیجه، قطعنامه حتی به مرحله بررسی و رأیگیری نهایی در سنا هم نرسید.▪️در مجموع، آنچه امروز رخ داد بیش از آنکه یک تحول حقوقی باشد، یک پیام سیاسی بود. مجلس نمایندگان مخالفت خود را با ادامه جنگ بدون مجوز کنگره اعلام کرد، اما سنا اجازه پیشروی این روند را نداد و از سوی دیگر، حتی تصویب آن در هر دو مجلس نیز به احتمال زیاد به دلیل موانع حقوقی، دولت را به توقف عملیات نظامی ملزم نمیکرد./ امریکانا✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology