❇️✴️ مغالطه عوامفریبی (Argumentum ad populum)🔰گاهی این مغالطه را چنین تعریف می کنند :⭐️مغالطه ای که…
انتشار: 2026/07/27 03:00 UTC
❇️✴️ مغالطه عوامفریبی (Argumentum ad populum)🔰گاهی این مغالطه را چنین تعریف می کنند :⭐️مغالطه ای که در آن به احساسات مردم یا توده تمسک می شود تا نتیجه ای که از هیچ دلیل و مدرک مناسبی برخوردار نیست تصدیق کنند.⭐️این مغالطه عبارت است از تلاش برای به دست آوردن تصدیق جمعی نسبت به نتیجه از راه تحریک نمودن احساسات و هیجانات جمعیتها به جای توسل جستن به واقعیتهای مرتبط.#مغالطه_عوامفریبی وسیله ای مطلوب برای تبلیغاتچیان، مبلغان سیاسی و آگهی دهندگان است. این گروه از مردمان با تحریک عواطف عمومی له یا علیه یک مورد خاص، از طی مراحل طاقت فرسای جمع آوری و ارائه دلیل و بحث عقلانی اجتناب می ورزند و از این مغالطه به عنوان یک راه میان بر استفاده می برند. به عنوان مثال اگر طرح یا پیشنهادی حاوی ایجاد یک تغییر و تحول است و نظر آنان برخلاف آن باشد،شبهه «بدعتهای نوظهور» را مطرح می کنند و اصل «نظم موجود» را مورد ستایش قرار می دهند. اما اگر نظر آنان موافق آن پیشنهاد باشد، خود را طرفدار پیشرفت و مخالف تعصبات کهنه و منسوخ نشان می دهند.آنچه که در این موارد با آن مواجه هستیم عبارت است از کاربرد تبعیض آمیز کلمات بدون هیچ گونه تلاش عقلی برای مستدل نمودن یا تعدیل استعمال آنها. چنین شیوه ای ممکن است با برافراشتن پرچمها، استفاده از دسته کر و موزیک و هر چیز دیگر که بتواند توده مردم را تحریک کند و به هیجان آورد تکمیل شود. استفاده مبلغان سیاسی از مغالطه عوامفریبی به شکل زیبایی توسط شکسپیر، در خطابه مارک آنتونی هنگام مراسم تدفین بر فراز جنازه ژولیوس سزار نشان داده شده است.می توانیم مغالطه عوامفریبی را در فروشندگان دوره گرد و تهیه کنندگان آگهیهای تجارتی قرن بیستم که به عالیترین درجات هنر تبلیغات دست یافته اند، نظاره کنیم. در اینجاست که تلاشی همه جانبه انجام می شود تا ارتباطهایی میان فرآورده، تبلیغ شده و اشیایی که بسیار مورد پسند ما هستند برقرار کنند. لذا خوردن یک نوع معین از غله و حبوبات به عنوان یک وظیفه میهن پرستانه اعلام می گردد و شستشو با یک نوع خاص از صابون به عنوان یک تجربه هیجان آور توصیف می شود.قطعاتی از موسیقی سمفونی قبل و بعد از ذکر نام یک خمیر دندان خاص به سفارش سازنده، آن در برنامه های رادیو تلویزیون نواخته می شود. در تبلیغات تصویری، افرادی که از کالاهای مورد تبلیغ استفاده می کنند همیشه لباسی می پوشند یا در خانه ای زندگی می کنند که تصدیق و تحسین مصرف کنندگان را برمی انگیزد. مردان جوانی که در این تصاویر کشیده می شوند و با اشتیاق و شعف از محصولات تبلیغی مصرف می کنند، دارای چشمانی روشن و شانه هایی پهن هستند. و مردان پیر همیشه از افراد مشهور و برجسته اند. زنان همگی باریک اندام، دوست داشتنی و بسیار خوش پوش یا تقریبا بدون پوشش اند.اگر به یک مسافرت با صرفه علاقه مند باشید یا طرفدار یک مسافرت راحت در جاده های کشور باشید، توسط هر یک از سازندگان اتومبیل مطمئن خواهید شد که محصولات او بهترین اند و وی این مطلب را با استفاده از نمایش اتومبیلهای خویش که توسط دوشیزگانی زیباروی محاصره شده اند اثبات می نماید. تبلیغاتچیان محصولات خویش را فریبنده می سازند و همراه با هر بسته از قرصهای صورتی یا هر بسته کیسه زباله، رویاها و فریبهای حاکی از عظمت و بزرگی را به ما می فروشند. در اینجا اگر تبلیغاتچیان منظورشان این باشد که ثابت کنند محصولات آنان به قدر مطلوب و کافی به وظیفه ظاهری خویش عمل می کنند، رویه و شیوه کار آنان مثالهای برجسته ای از مغالطه عوامفریبی است. همچنین می توانیم آنچه را که قبلاً به عنوان "قدرت جلب توجه مردم" (ر.ک. همین فصلنامه صص 40-41) بدان اشاره کردیم تحت عنوان "استدلال کاروان کامیون" بگنجانیم، سیاستمداری که در مبارزه تبلیغاتی شرکت جسته است استدلال می کند که باید آرای ما رابه دست آورد، زیرا "همگان" چنین رأی خواهند داد. به ما گفته می شود که یک صبحانه، غذا، سیگار یا اتومبیل بهترین است به این دلیل که فروشنده آن یکی از بزرگترین فروشنده های آمریکاست. یا اینکه یک اعتقاد خاص باید درست باشد، زیرا هرکس آن را می داند.⭐️اما پذیرش عمومی یک روش، معقول بودن آن را اثبات نمی کند. استعمال گسترده و رایج محصولاتی معین اثبات نمی کند که این محصولات رضایت بخش اند. تصدیق عموم به یک ادعا، صدق آن را اثبات نمی کند. چنین استدلالاتی را #مغالطه "استناد به رأی عموم یا #عوامفریبی " می نامند.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
