
کانال رسمی پرویز درگی#معلم_بازاریابی و مدیرعامل tmba.ir🥇راهکارهای مبتنی بر تجربه من در بازار و دانشگاه👇🏼📣 #بازاریابی 🔍 #تحقیقات_بازاریابی 🎯 #فروش ♟ #مدیریت💪🏼 #توسعه_فردی 📱ادمین:@SHARIEDD🧡عالم عامل عاشق باشيم
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 51 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 51 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
سلام.ما متخصص به فلاکت کشیدن علم هستیم.انقدر ناآگاهان وارد حوزه ان ال پی شدند که حالا جامعه ان را دانشی سطح پایین میداند،در حالیکه چنین نیست.بعد نوبت بازاریابی دیجیتال شد و اکنون هم هوش مصنوعی. در این بین دلم برای تبلیغات هم میسوزد چون ان را هم با بی صداقتی به فنا میبریم و مردم را بدبین میکنیم.تبلیغات بیان بلوغ سازمان است.یعنی عزیزجان اول بالغ شو ،مزیتی داشته باش بعد ان را به رخ بکش.نه با دروغ پردازی مشتری یکبار مراجعه کن خرابکار بساز که بخصوص در عصر دیجیتال علیه شما بدگویی کند.طرف فضای دیجیتال را پر کرده که غذای شاهانه مخصوص شهرمان را عرضه میکنیم ،میرویم میبینیم افتضاح است.دیگری پر کرده که صبحانه سلف سرویس چنین و چنان داریم.میرویم می بینیم از سلف سرویس که خبری نیست و سرویس دهی هم کند است که بگذریم حتی قهوه هم ندارند.برای مکان گردشگری میرویم و می بینیم روز پنجشنبه ساعت یازده صبح تعطیل است و یک نگهبان پرخاشگر مردم را رد میکند.نکنید مردم را نسبت به تبلیغات بدبین نکنید.اول بالغ شوید.یاد بگیرید.علم را به فنا نبرید.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در کلاس گفتم اگر ده اصل دیوید هافلد در تشریح علم فروش را رعایت کنید فروش بر پایه روانشناسی و ارتباطات را رعایت کرده اید و به دستاوردهای عالی میرسید.یک: اعتماد اساس فروش است.اول از اعتماد سازی به خودتان شروع کنید.دو: پرسش های هوشمندانه بپرسید تا درد مشتری،مسائل او و خواسته هایش را بفهمید.سه:ویژگی را توضیح دهید اما ارزش ارائه کنید.چهار:از تایید اجتماعی استفاده کنید.تایید مشتریان قبلی خیلی مهم است.پنج:پیام را متناسب با مشتری چارچوب بندی کنید.شش:اعتراضات مشتریان را مدیریت کنید.هفت:به احساسات و عواطف مشتریان به جد توجه کنید.هشت:از خاطرات،استعاره ها،شواهد و داستانگویی استفاده کنید.نه:پیگیری پس از فروش خیلی مهم است.ده:همواره تمرکزتان روی مشتری باشد و از دید انها نگاه کنید.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
ویژه مدیران عامل؛ نشستی برای تصمیمگیران ارشد 👔در این دوره، خبری از آموزشهای تئوری و کلیشهای نیست. ۸۰ ساعت نشست تخصصی (در قالب ۲۰ جلسه ۴ ساعته - چهارشنبهها) با پرویز درگی، معلم و مشاور کاروکسب داریم که فقط برای ۱۵ نفر طراحی شده است. 📈قانون ما ساده است: از هر صنعت فقط یک شرکت حضور دارد.چرا اینطور محدود کردیم؟ چون میخواهیم جلسات جایی برای تبادل تجربههای واقعی، بررسی و حل بحرانهای فعلی بازار و مشاوره بیتعارف باشد، بدون اینکه دغدغه رقابت مستقیم در کلاس وجود داشته باشد. 🤝اگر مایلید در این جمع محدود و کاربردی حضور داشته باشید، برای دریافت سرفصلها و اطلاعات تکمیلی، با کارشناس دوره، خانم سارا عباسی در ارتباط باشید:09102664032@TMBA1405
سلام.وقتی ۹ سال بیشتر نداشتم برای ادامه تحصیل از پدر و مادرم جدا شدم و از روستای درگ به شهر بزرگ تهران امدم.منزل پدربزرگ و مادربزرگ.خانه انها از این خانه های قدیمی حیاط دار دو طبقه بود که یک زیرزمین بزرگ با پله های زیاد داشت که آشپزخانه انجا بود.دستشویی هم ان طرف حیاط بود و برای رسیدن به ان باید از زیر چتد درخت بزرگ خرزهره و بید رد میشدیم.نمی دانم چرا حیاط لامپی برای روشنایی در شب نداشت.و من شب ها کابوس داشتم برای رسیدن به دستشویی چون باید در دل تاریکی از جلوی آشپزخانه مخوف و درخت های پر پوشش می گذشتم.وقتی به دستشویی میرسیدم و لامپ را روشن میکردم از شیشه بالای در حیاط روشن میشد.چند ثانیه ای به حیاط نگاه میکردم و میدیدم هیچ چیز ترسناکی وجود ندارد.انچه باعث ترس من میشد تاریکی بود،ندیدن بود و پشتش تصورات و خیالها.ایا در جنبه های دیگر زندگی اینطور نیست؟ ایا علت مخالفت ما با تغییر،تاریکی و جهالت ندیدن درست نیست؟ ایا اگر اجازه دهیم نور دانایی بر ما بتابد ترسهایمان از بین نمیرود؟ ما همیشه به نور نیاز داریم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در جلسه مشاوره گفت فروش محصول ایکس نسبت به پارسال کم شده.گفتم وقتی با تقاضای تنزلی مواجه میشویم برای مدیریت ان دو سوال بپرس .سوال اول: ایا این کاهش تقاضا برای کل صنعت هست؟ یعنی رقبای ما هم برای این محصول با کاهش فروش مواجه هستند؟ اگر بله حالا یک مساله صنعت هست که میتواند حاکی از تغییر رفتار مصرف کننده باشد و ان محصول در کل به سمت افول و حذف شدن است که باید خودت سریعتر با برنامه ریزی کنارش بگذاری و محصول نواورانه جدید بیاوری.اگر مساله را بصورت جمعی از طریق صنعت میشود حل کرد مثلا عرضه کنندگان کالاهای جانشین با شایعه سازی قصد حذف محصول را دارند ،اینجا باید رهبران و بزرگان ان صنعت بصورت مشترک یک پروژه بقا و بازگرداندن اجرا کنند.اما سوال دوم ایا این کاهش تقاضا برای برند ماست؟ اگر بله پس ایراد را در اجزای آمیزه بازاریابی جستجو کنید بررسی کنید ویژگیهای مختلف محصول را مثل کیفیت،بسته بندی،خدمات،و...،ابعاد مختلف سیاست قیمت را مثل فهرست بها،تخفیفات که لازم هست،اعتبارات و ..ابعاد محتلف مدیریت توزیع،مثل حمل و نقل،اندازه و تعداد بسته ها،مدیریت موجودی و...در نهایت انواع ترویج و ارتباطاتی که دارید را بررسی کنید شامل تبلیغات، روابط عمومی، چاشنی های فروش،بازاریابی دیجیتال، بازاریابی میدانی،بازاریابی حسی و نیروهای میز پذیرش نظیر نیروهای فروش،موزعین،انتظامات،منشی ها و..به هر حال تحقیقات بازاریابی را از درون و بیرون سازمان جدی بگیرید. ما در دپارتمان های مشاوره و تحقیقات بازاریابی تی ام بی ای کنار شما هستیم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.دیروز رفتم امامزاده صالح (ع) برای زیارت.امامزاده و بازار تجریش با ان بافت سنتی و معماری قدیمی خیلی برایم ارامش بخش است.یک کار جدید که در امامزاده از سوی خادمین عزیز دیدم که حتما با یک تصمیم از سوی اداره کنندگان است و البته تصمیم خوبی است این بود که با مراجعه کنندگان خوش و بش میکردند و هنگام خروج هم کفشداران گرامی کفش ها را حسابی تمیز میکردند و برق می انداختند.خوب تا اینجا کارهای استقبال و بدرقه زیبا و ارزشمند.اما هر تصمیم درستی نیاز به جامعیت نگری دارد تا در اجرا هم درست باشد.در هر دو مورد ورودی و خروجی افراد پشت سری معطل میشدند و در نتیجه صف ایجاد میشد.و افراد پشت سری ناراحت.البته عزیزان با سعه صدر جواب می دادند .یادم افتاد بهره وری یعنی انجام درست کار درست.زندگی جریان دارد پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.پرسید استاد فرق دانش و مهارت چیست؟ گفتم دانش از اموزش حاصل میشود اما مهارت با پیاده سازی در عمل.گفتم دانش و اموزش ابزار هستند اما مهارت و اجرا هستند که ما را به هدف میرسانند. گفتم یادت هست در دوران ابتدایی تحصیلی میخواندیم عالم بی عمل به که ماند،به زنبور بی عسل.مثال زدم که دوست دانشمندی دارم که دروس سبک زندگی سالم و مهارتهای زندگی و مهارتهای ارتباطی میدهد و انصافا کلاسهای پرباری دارد .اما تکلیف ما با خودش روشن نیست.واقعا رفتارش تابع هیچ مدلی نیست.به راحتی ناراحت میشود و قهر میکند و اطرافیانش مرتب باید مواظب باشند که حرفی نزنند یا کاری نکنند که به تریج قبای ایشان برخورد.گفتم این دوست من دانش دارد اما مهارت بکارگیری انچه که تدریس میکند را ندارد.حالا متوجه شدی فرق دانش و مهارت چیست؟ گفت بله چجورم متوجه شدم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.زمانی که در شهران زندگی میکردیم یک رستوران در ان محل باز شد که با کیفیت غذاها و نوآوری و کیفیت خدمات کارکنان خیلی سریع کارش گرفت و کاروکاسبی اش سکه شد .مدیران ارشد به فکر زنجیره ای کردن ان رستوران افتادند و شعبه های ان زیاد شد.چند روز پیش برای دومین بار بنا به دعوت کاری به یکی از شعبه های ان رستوران رفتم بله دکوراسیون و ادب و خدمت دهی کارکنان همان بود اما در هر دو بار حدود ساعت هشت شب من سالاد سزار بعنوان شام سفارش دادم و جالب بود که هر دو بار گفتند تمام شده،با تعجب گفتم اول شب هست گفتند تمام شده .جالب بود که بعضی از غذاها هم به همین سرنوشت دچار شده بودند.متوجه شدم یکجای کار نقص دارد،شاید تامین،شاید مدیریت موجودی و خلاصه مدیریت.بله عزیزان این همه زحمت برای برند شدن کشیده میشود،تبلیغات سنگین صورت میگیرد.شعبه ها زیاد میشوند اما رشد قرار نیست به تصویر ذهنی لطمه بزند.مواظب باشیم .جامعیت نگری را جدی بگیریم.گاهی باید رشد را متوقف کرد به فرایندهای درون سازمانی پرداخت و وقتی همه چیز عالی بود مجدد به سراغ رشد رفت.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.من پفک فروش نیستم.وقتی استعفا داد این را گفت .منظورش این بود که استراتژی توزیع مویرگی در صنعت ما جواب نمیدهد.این صنعت فرق میکند پفک که نیست.چند سال بود که این مکالمه را نشنیده بودم اما در سالهای دور که در صنایع ابزار،قطعات خودرو،لوازم خانگی،شیرالات، نوشت افزار، کود و سم،مصالح ساختمانی، عطر و ادوکلن و....وارد شدم بارها این جملات را شنیده بودم که صنعت ما فرق میکند،اینجا جواب نمی دهد و...اما نکته مهم این است که تغییر سخت است وقتی با کفش مالک شرکت راه نرفتی،فروش را با مدت بالا و به چند مشتری بزرگ محدود انجام میدهی،دغدغه نقدینگی و سودآوری و مدیریت ریسک نداری ،مجبوری بگویی من پفک فروش نیستم.عزیز دلم وقتی دوست داری در شرکت به مدارج بالا برسی،درآمد بیشتر داشته باشی از ان طرف هم لازم است اموزش ببینی،تغییر کنی،یاد بگیری و مالک و مدیر ارشد را درک کنی.همه چیز به بینش و باور بر میگردد آنگاه یاور خواهی شد و گرنه هم خودت و هم دیگران را اذیت میکنی.استراتژی مصوب سازمان با یاوران در مرحله تاکتیک و تکنیک جواب میدهد.و گرنه انرژی سوزی میشود.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در فضای عمومی پیامی گذاشته بود که ایا در شرکت ایکس موفق بودید؟ شرکتی که من حدود چند ماه کوتاه انجا بودم و وقتی دیدم اراده ای برای تغییر در سازمان وجود ندارد درخواست لغو قرارداد را دادم و دوستی مان خصوصا با مدیرعامل بسیار محکم ماند بطوری که به مناسبت های مختلف برای من هدایایی میفرستند و من هم کتابهای جدیدم را تقدیم میکنم.البته ان دوستی که سوال کرده بود دنبال پاسخ نبود بلکه میخواست بگوید عذر من را خواستید ولی خودتان هم موفق نبودید.به او میگویم این رفتارت ثابت میکند که در مورد شما تصمیم درستی گرفته شده بود .اما من به شرطی با شرکتها ادامه میدهم که فقط دستاورد خواه نباشند بلکه حوصله نهال کاری را هم داشته باشند.من با شرکتهایی ادامه میدهم که مشتری نوازی را ابتدا از درون سازمان شروع کنند و باور کنند که کارکنان خشنود،مشتریان خشنود می آفرینند.من با شرکتهایی کار میکنم که شادی بهره ور را بخواهند نه فقط بهره وری را.من با شرکتهایی کار میکنم که ..و اگر ببینم نمی خواهند تغییر کنند ترجیح میدهم فقط دوست باشیم اما وقت و انرژی ام را در جایی صرف کنم که مثل این همه شرکت که افتخار ایران و حتی جهان شده اند در مسیر ارزشمندی و ارزش افرینی باشند.عمر کوتاه است لازم است درست استفاده شود.زندگی جریان دارد پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام. پیام داده بود که من را استخدام نکردید که فامیل ها و دوستان خودتان را بیاورید. حسب شغل مشاوره عالی شرکتها به ناچار در انتخاب مدیران نظر میدهم،اینکار در موسسه استعداد شناسی و منابع انسانی بازارشناسان هم صورت میگیرد،بعضی از عزیزانی که انتخاب نمیشوند بجای اینکه خودشان را مهندسی کنند که چرا انتخاب نشده اند ،من را مقصر دانسته و دلگیر میشوند.حتی بعضی شان بدگویی میکنند و صفاتی مثل نان اجرکن را نسبت میدهند و حتی با آمدن در پیج من و کامنت های نامناسب سعی در تخلیه خشم خودشان دارند غافل از اینکه من فقط وظیفه خودم را انجام میدهم.من حق ندارم فردی را که برای سمتی مناسب نیست را انتخاب کنم.بله ممکن است من هم اشتباه کنم مثل هر انسان دیگری ،اما آمار نتایج مصاحبه ها نشان میدهد که مسیر درست است و موارد درست بسیار بیشتر بوده ضمن اینکه انسان هم ممکن است تغییر کند.به هر حال به طرف مقابل حق انتخاب بدهیم و خودمان را مثل رزومه،زبان بدن،گوش دادن موثر،مدیریت استرس،مدیریت خشم،مدیریت سوالات و تسلط به مهارتهای بینشی،فنی و ارتباطی را مورد ارزیابی قرار داده و ارتقاء دهیم تا برعکس،سازمانها خواهان ما باشند و درخواست همکاری بدهند.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.امروز چهاردهم مرداد ماه سال هزاروچهارصد و پنج را با پله نوردی شروع کردم.دویست و بیست پله را بالا امدم تا به دفتر شرکت طرف مشاوره برسم. اول فکر کردم برق رفته اما یادم امد ساختمان ژنراتور دارد .به گفته نیروی انتظامات، داخل آسانسور اب رفته بود.خیلی وقت بود این تعداد پله را نرفته بودم.تجربه شیرینی بود و اینکه وقتی قرار است کاری را انجام دهی پس اجازه نده موانع سر راه مزاحمت شوند و متوقف ات کنند.بقول مهندس ها یا راهی باید یافت یا راهی باید ساخت.و این جمله ام را یادآور میشوم که تو حق داری یک روز انگیزه نداشته باشی اما حق نداری حتی یک لحظه انضباط نداشته باشی.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.گفت استاد من هم میخواهم مثل شما مشاور کاروکسب بشوم چه کنم؟ . گفتم خیلی ها عاشق شغل مشاوره کاروکسب هستند اما از ویژگیها و شرایط ان کمتر می دانند.مثل اینکه مشاوره با مدرک گرفتن و کلاس رفتن صرف راه بجایی نمی برد.مشاور حرفه ای کاربلد حتما باید تجربه عملی اجرای کاروکسب در سطوح مختلف را داشته باشد و خودش کاروکسب داشته باشد تا بصورت واقعی درک بازار و رقابت و محیط را داشته باشد.مشاور کاروکسب لازم است خودش را دائم به روز نگه دارد اهل مطالعه و یادگیری باشد و در گذشته نماند.مشاور کاروکسب باید بازارگردی کند و مشاهده گری، قوی و اهل تحلیل باشد تا تصمیم سازی شایسته باشد.مشاور حرفه ای لازم است روی سلامتی جسم و روح خودش کار کند چون اینها ارتباط مستقیم با فکر و تحلیل دارند.مشاور کاروکسب توسعه فردی و مدیریت برند شخصی را جدی میگیرد.مدیریت زمان عالی دارد.میداند همزمان با چند کارفرما کار کردن چه سختی هایی دارد.قبل از هر جلسه لازم است خودش را آماده کند چون با افرادی با تیپ های شخصیتی، سواد،بینش و منش متفاوتی در ارتباط خواهد بود.مشاور لازم است در دسترس باشد و پاسخگویی اش با فاصله زمانی طولانی همراه نباشد تا فرصت های کارفرما از بین نرفته و استرس او را کم کند.مشاور کاروکسب مدیریت بر خود قوی باید داشته باشد مثل مدیریت استرس،مدیریت خشم،مدیریت دانایی،مدیریت تیپ،مدیریت جیب،مدیریت پندار،مدیریت گفتار،مدیریت رفتار و...خود الگوی انچه میگوید باشد .خیلی ها دوست دارند مشاور باشند اما دوست داشتن کافی نیست.حرفم که به اینجا رسید گفت باید بیشتر فکر کنم.تصور میکردم خیلی آسان تر باشد.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در زمانی که در مقطع لیسانس برای مهندس شدن در شهر زیبای رشت درس میخواندم یک همکلاسی داشتم که سالها بعد ایشان هم وارد حرفه فروش شد و به درجه مدیر فروش با تکیه بر سوابق کارشناس فروش و سرپرست فروش ،رسیده بود.و البته در تمام این سالها همدیگر را ندیده بودیم و هیچ سابقه کار مشترک هم نداشتیم.روزی ایشان برای موسسه بازارشناسان که تخصص و حرفه ان استعداد شناسی و انتخاب و معرفی مدیر به شرکتهای طرف قرارداد است ،رزومه فرستاده بود .خوب همکاران طبق ضوابط از ایشان خواسته بودند که برای مصاحبه و ارزیابی تشریف بیاورند ،برافروخته شده بود که من با درگی همکلاس بودیم حالا چرا من باید مصاحبه بیایم و..خوب عزیز دل من ما در یک رشته فنی همکلاس بودیم،سالها هم هست که زیارتتان نکردم و شناختی از وضع فعلی ندارم.دلیل ناراحتی چیست؟انتظارات اگر معقول باشد زیباست.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.
سلام.اگر از من بپرسید بزرگترین لذت زندگی در این دنیا چیست؟ قطعا یکی از گزینه های اولیه که نام میبرم لذت خوردن است.اما اگر از من بپرسید بزرگترین شادی زندگی در این دنیا چیست؟ قطعا یکی از گزینه های اولی که میگویم سلامتی و شادابی جسم و روح است.پس حاضرم بعنوان کسی که سالها لذت خوردن را حس کرده و حتی با قد صد و هشتاد و چهارونیم سانتیمتر ،وزن صدو هفده کیلو را هم تجربه کرده بگویم حالا که در وزن نود کیلویی هستم و خیلی سختی کشیدم و از لذت خوردن گذشتم بگویم شادی انقدر ارزش دارد که بخاطرش از لذت گذشت.در تمام جنبه های زندگی هم همین است یاد بگیریم که لذت ابزار است و شادی هدف است.اگر لذت در راستای شادی باشد ارزش ساز است و اگر برخلاف ان باشد ارزش سوز و پشیمانی آور و آسیب زننده.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در کارگاه آموزشی شرکت پخش کشاورز یکی از کارشناسان پرسید بعضی از فروشگاه داران نهاده های کشاورزی میپرسند در مرداد ماه که فروش کود و سم به حداقل میرسد و فصل بهاره تمام شده و فصل پاییزه هم شروع نشده از طرفی بحران اقتصادی هم تاثیرگذار بوده ما چه کنیم؟ گفتم زمانی که نوجوان بودم با حضرت پدر برای خرید نهاده های کشاورزی در قزوین به فروشگاه اقای قائمی واقع در سبزه میدان روبروی سینما آریا، مراجعه میکردیم.اقای قائمی فقط یک فروشنده نبود بلکه با سعه صدر بعنوان مشاور کشاورزان عمل میکرد.توصیه فنی ارائه میداد به سوالات کشاورزان در خصوص پیشگیری از آفات یا مبارزه با آفات و تقویت کشت و زرع و باغات پاسخ میداد.حالا هم شما همین کار را بکنید با این تفاوت که از فروشگاه خارج شوید زمانی را در هفته برای سرکشی به گلخانه داران،باغداران و زارعان بگذارید.یک عمر انها به نزد شما آمده اند حالا شما پیش انها بروید و با راهنمایی و مشاوره،ارتباطات خودتان را تقویت کنید.خودتان را در معرض دید و توجه انها قرار دهید.عزیزانم به دنبال نان بروید.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.جوان رعنا و اینده داری است.در سمیناری شرکت کرده است که بیش از پانصد نفر حضور دارند جلو می اید و میپرسد هزینه برگزاری چنین سمیناری چقدر هست؟ انچه میدانم میگویم.میپرسد من هم میخواهم چنین سمیناری برگزار کنم از کجا شروع کنم گفتم اول کتاب مدیریت برند شخصی بر پایه خود مدیریتی را بخوان و سپس کتاب قطب نمای مدیران توسعه بازار با نگرش بازار ایران. غیر مستقیم دارم راهنمایی اش میکنم که اول باید روی برند شخصی خودت کار کنی تا حداقل مشهور،مقبول،محبوب بشوی حالا مرجع بودن بماند برای بعد.و این سالها ممارست و یادگیری میخواهد.سپس روی شناساندن خودت با استفاده از ابزارهای مختلف کار کنی.چند روز بعد مینویسد دیتابیس شرکت کنندگان سمینار را از کجا بدست بیاورم.میفهمم که متوجه راهنمایی من نشده است.یک پیام صوتی برایش میگذارم.تاکید میکنم رشد ریشه ای شما را قوی میکند تا رشد مشهود که شاخ و بالتان باشد به چشم بیاید.ریشه ها را سالها قوی کنید.توسعه فردی مقدمه برندینگ است.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.مدیریت در ایران در بخش خصوصی دارد به جاهای خوبی میرسد.دیگر مدرک فقط زمانی ارزش دارد که با درک و سواد و مهارت همراه باشد ،در غیر اینصورت ارزشی ندارد.بهره وری خیلی مهم شده است چون هزینه های سرسام آور اجازه ریخت و پاش را نمی دهد.خرید درست و از جای درست ارزشمند شده است چون مدیران متوجه شده اند که نباید فقط با حاشیه سود دنبال سودآوری باشند بلکه بخشی از سود در خرید است.مدیریت نقدینگی،مدیریت موحودی بهینه،مدیریت هوشمندی رقابتی،مدیریت تمایز،مدیریت برند و خلاصه مدیریت جامع اهمیت پیدا کرده است.دوران جولان نامداران اموزش گریزی که به درجه حکیم اعظم رسیده بودند تمام شده است.اتکای صرف به مهارتهای فنی دیگر جواب نمی دهد.عصر مدیریت و شایستگی شروع شده است چون هزینه های رقابت و محیطی بالا رفته،حاشیه سود پایین آمده و دیگر نمیشواد هزینه های نامدیریتی را از مردم گرفت.شانزده دسته نامدیران را از کتاب چهل گفتار پیرامون مباحث مدیریت و رهبری از انتشارات بازاریابی بخوانید تا خودتان جزء انها نباشید.بازار به شدت در حال پالایش است.عالی باشیم تا باشیم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.در بحبوحه جنگ هشت ساله بودیم برای مرخصی از جبهه آمده بودم.فامیل مهربان در کنار مادربزرگ عزیز که هنوز آسمانی نشده بود برای دیدارم آمده بودند.تلویزیون روشن بود.و مارش نظامی میزد و نشان میداد که تعدادی عراقی توسط نیروهای ما اسیر شده بودند .مادربزرگ اشک میریخت. فکر کردم متوجه ماجرا نشده گفتم مادر جان گریه نکن اینها که اسیر شده اند بچه های ما نیستند،عراقی هستند .مادربزرگ کمی صدایش را بلند کرد و گفت میدانم، عراقی باشند ،مادر که دارند من برای مادرانشان گریه میکنم که الان چه می کشند،چه حالی دارند..سرم را پایین انداختم .فقط یک مادر میتواند حتی غم مادران دشمن را هم بخورد.الهی صلح و آرامش جهانی.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.بازار خراب است،مشتری نیست،معامله صورت نمیگیرد،استرس دارم،نمی دانم چطور باید از پس هزینه ها بر بیام؟ و...جملاتی است که این روزها خیلی شنیده میشود.اما ایا واقعا بازار در توقف کامل است یا قدری کم رمق شده اما انها که فرصت یاب هستند اتفاقا خوب کار میکنند.انها که همت و درایت دارند و سبک مدیریت جیوه ای دارند خوب پیش میروند.برای یک کار دفترخانه ای به سردفترار که خیلی هم ادعای رفاقت و ارادتش به یکی از همکاران ما میشد عرض کردم چون در ساعت ۹ جلسه دارم و از دفتر شما هم نیم ساعت تا انجا راه هست لطفا هشت تشریف داشته باشید که تا هشت و نیم کار من تمام شود فرمودند ما ساعت کارمان ۹ شروع میشود خواهش کردیم ساعت هشت بیایند و کلی تماس و پیگیری در نهایت گفتند زودتر از هشت و نیم نمی توانیم بیاییم و لذا نانی که میتوانست برای انها باشد به دفترخانه ای رسید که گفت حتی هفت هم بفرمایید در خدمتم شما خیلی میتوانید برای ما آورده داشته باشید.تفاوت ها را ببینید.بارها شده که مشتری درخواست مشاوره ساعتی داشته و خواسته که هفت تا هشت صبح باشد من اطاعت کرده ام و کار انجام شده است.تفاوت کسی که کار برای او اولویت و فضیلت است و مشتری ولی نعمت همین جا معلوم میشود.چند سال قبل اتومبیل جدیدی خریده بودم به چند نمایندگی بیمه زنگ زدم که برای بیمه بدنه کارشناس بفرستند خیلی قاطع میگفتند نمیشود باید ماشین را بیاورید اینجا.حتی یکی شان گفت دوباره بگو،من هم بی خبر که روی بلندگو گذاشته تا همکارانش هم بشنوند و همه با صدای بلند مسخره ام کنند.تا اینکه نان به نماینده آداب دانی رسید که با احترام امد و سالها با هم کار کردیم.تفاوتها.تفاوتها.نق ،غر.کار.کار.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
«تنهایی در قله» را خیلیها با کتوشلوار اتوکشیده پنهان میکنند؛ اما واقعیت این است که تصمیمهای بزرگ را اغلب نمیشود با کسی راحت در میان گذاشت.چهارشنبه عصر، یک اتاق جمعوجور و یک میز مشترک؛ فقط ۱۵ مدیرعامل و عضو هیأتمدیره. قانونش هم روشن است: از هر صنعت فقط یک شرکت. همین قانون فضا را امن میکند؛ حرفها واقعیتر میشوند، نوسانات بازار بیتعارف بررسی میشود و تجربهها دستبهدست میچرخد.این مسیر، ۲۰ جلسه ۴ ساعته است (چهارشنبهها) با تدریس پرویز درگی معلم و مشاور کار و کسب در موضوع مدیریت استراتژیک، بازاریابی و فروش.برای اطلاعات تکمیلی:سارا عباسی (کارشناس آموزش)📞 09102664032 @TMBA1405
✨ به نام خداوند عشق و امید. سرکار خانم دکتر چوبک، سلام.🌱 من پرویز درگی هستم؛ معلم و مشاور کار و کسب، از روستای درگِ الموتِ قزوین. بارها شما تابلوی روستای ما را دیدهاید؛ وقتی از راهدارخانه رد میشوید و از جادهی اصلی به سمت قلعهی الموت میروید، دست راستتان روی یک تابلو نام چهار روستا نوشته شده است: سیمیار، درگ، باغستان و تنوره.🌊 من اهل درگ هستم و شما اهل بوشهر. شما از جنوبیترین نقطهی ایران قلبتان را برداشتید و آمدید تا آن را روی بلندترین صخرهی البرز بگذارید؛ ۲۱۶۳ متر بالاتر از آن دریایی که کنارش به دنیا آمدید.🦅 خانم دکتر! پدربزرگها و مادربزرگهای ما همیشه از قلعهی الموت و قلعههای دیگری که در آنجا بودند برای ما تعریف میکردند؛ از «آشیانهی عقاب». به من میگفتند که حسن صباح در سال ۱۰۹۰ میلادی آمد و با مهارتهای ارتباطی و مذاکره، فرماندهی این دژ را به عهده گرفت. ۱۷۰ سال اسماعیلیه در آنجا بودند تا اینکه هلاکوخان آمد و آتشش زد. ما این قصهها را فقط شنیده بودیم، اما شما آنها را سند کردید؛ یکچهارم قرن، یعنی ۲۵ سال تلاش!⛏️ خانم دکتر! وقتی ما الموتیها مشغول کشاورزی بودیم، یا فرزندان الموت در دانشگاههای مختلف ایران و جهان درس میخواندند تا متخصص شوند، به مردم جهان خدمت کنند و ارزشآفرین باشند، شما این ارزشمندی را با همهی دانشتان و در نهایتِ خاکی بودن، با قلم و بیل و برس به کار گرفتید. شما کتاب صخرههای الموت را ورق زدید، غبار خاک از آن زدودید و خلاصهی کلام، ۱۴ فصل کاوش کردید.🏺 مخازن آب، برجها و دیوارهای دفاعی را دانهدانه پیدا کردید. به قول خودتان، این فرزند را از دل خاک درآوردید و بزرگش کردید. تکهتکهی سفالها را میشستید تا تاریخ این سرزمین از زیر خاک سربلند کند.⛰ خانم دکتر! من یک بار زمان گرفتم؛ از جایی که در روستای گازرخان ماشین را پارک میکنیم تا آن سربالایی را بالا بیاییم و به قلعه برسیم، حدود ۴۰ دقیقه طول میکشد. گردشگران این مسیر را برای تفریح میآیند، اما شما صدها بار این مسیر را برای «ماندگار کردن» رفتید؛ نه صرفاً ماندگار کردن الموت، بلکه ماندگار کردن ایران. خانم دکتر! شاید بسیاری از پیرمردها و پیرزنهای الموت تا الآن نام یونسکو را نشنیده بودند، اما وقتی الموت جهانی شد، همراه شما که اشک ریختید، آنها هم اشک ریختند.📜 ما در این الموت، فکر میکنم ۳۶۶ روستا و یکسری قوانین نانوشته داریم که من چندتای آنها را برایتان میگویم: اینکه «کار فضیلت است»، «علم عزیز است»، «قیافه گرفتن ممنوع است» و «حفظ کردن ریشهها نشان از اصالت است». شما همهی اینها را با نهایت سادگی، با علم، عمل و عشقتان به کار گرفتید تا الموت جهانی شود.❤️ خانم دکتر، شما «عالمِ عاملِ عاشق» هستید. شما فقط قلعههای الموت را ثبت نکردید، بلکه با گذاشتن عمرتان پای این کوهها، نام ایران را در جهان بلند کردید.🏡 اجازه بدهید با تمام دلم بگویم: شما دیگر هیچوقـت مهمان الموت نیستید؛ شما دختر الموت هستید و عزیز دل ما. از شما میخواهم هر وقت که این جادههای پرپیچوخم را دوباره دیدید، هر وقت کوهستانهای الموت را دیدید، بدانید که زندگی جریان دارد و شما در جریانِ ماندگارِ آن هستید.✍️ پرویز درگی؛ معلم و مشاور کار و کسب، از روستای درگ، از الموتِ قزوین.🌟 الهی که همهی ما عالمِ عاملِ عاشق باشیم.
سلام.واقعا نمی فهمم فاز اینهایی که از وسط صف میزنند و می ایند و به نگاههای معنادار دیگران هم توجه ندارند و حتی در مقابل اعتراض هم طلبکار هستند ،چیست؟ عزیز دل من در فرودگاه همه ادمهایی که کارت پرواز دارند از سالنی که کارت گرفته اند به سالن ترانزیت می ایند و همه هم از ان سالن سوار هواپیما میشوند.این رفتار زدن توی صف چه آورده ای برای تو دارد؟ به چه مدالی دست پیدا میکنی؟ غیر از اینکه بینش و منش تو در جاهای دیگر زندگی و اجتماع را نشان میدهد؟ .صف یعنی نظم،یعنی احترام یعنی آداب دانی.رعایت کنیم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.فکر میکنم خداوند به هر کس یک کپسول داده است با اندازه بزرگ.این کپسول بر پشت همه هست.اما اختیارش با خودش هست که کپسول را چگونه پر کند و به داخل اجتماع بیاید .بعضی کپسول شان را با عشق،دانایی،محبت،تلاش ،ارزشمندی و خلاصه یک عالمه چیزهای خوب پر میکنند و از ان انرژی میگیرند و این انرژی را به دیگران منتقل میکنند.وجودشان در هر جمعی شادی افزا و افزاینده است .اما عده ای کپسول شان را با کینه،حسد،نادانی،غم،نفرت،کاهلی و خلاصه یک عالمه چیزهای بد و منفی پر میکنند و چون این کپسول نمی تواند منشاء انرژی باشد پس انها انرژی دیگران را میگیرند.حضورشان در هر جمعی کاهنده است و درد افزا.دقت کن کپسول را همه دارند و اختیار پر کردنش را.دقت کن انرژی دهنده هستی یا انرژی گیرنده.ادمها از دیدنت شاد میشوند یا ناراحت.انتخاب با توست.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.پرسید برای سرپرست امور نمایندگان خدمات پس از فروش، مرد استخدام کنیم یا زن؟ این فرد با تعمیرکاران و نصاب های عزیز در سراسر کشور کار دارد.از ارزیابی انها برای جذب،تا برنامه های آموزشی و گزارش عملکرد و نظارت گرفته تا موارد قطع رابطه همکاری.یادم امد در یکی از شرکتها تعمیرکاری به سرپرست خانم گفته بود شما بهتره برین قرمه سبزی تون را درست کنید،زن جماعت را چی به دستگاه.بله جنس اینکار زمخته،ولی وقتی اولین بار راننده اتوبوس خانم دیدم خوشحال شدم که دختران و بانوان سرزمینم مرزهای کاری را درنوردیدند. وقتی اولین بار با هواپیمایی که خلبان خانم داشت پرواز کردم خوشحال شدم.وقتی فرزندان دخترم به مدارج مدیریت میرسند خوشحال میشوم.به واقع دنیای شایستگی،جنسیت نمی شناسد.هر چند میدانم خیلی ها موافق نیستند ولی ما در دوران گذار هستیم.مهم شایستگی است.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.فکر میکنم خداوند به هر کس یک کپسول داده است با اندازه بزرگ.این کپسول بر پشت همه هست.اما اختیارش با خودش هست که کپسول را چگونه پر کند و به داخل اجتماع بیاید .بعضی کپسول شان را با عشق،دانایی،محبت،تلاش ،ارزشمندی و خلاصه یک عالمه چیزهای خوب پر میکنند و از ان انرژی میگیرند و این انرژی را به دیگران منتقل میکنند.وجودشان در هر جمعی شادی افزا و افزاینده است .اما عده ای کپسول شان را با کینه،حسد،نادانی،غم،نفرت،کاهلی و خلاصه یک عالمه چیزهای بد و منفی پر میکنند و چون این کپسول نمی تواند منشاء انرژی باشد پس انها انرژی دیگران را میگیرند.حضورشان در هر جمعی کاهنده است و درد افزا.دقت کن کپسول را همه دارند و اختیار پر کردنش را.دقت کن انرژی دهنده هستی یا انرژی گیرنده.ادمها از دیدنت شاد میشوند یا ناراحت.انتخاب با توست.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
قبل از جنگ ۴۰ روزه، حجم پروژههای مشاوره و آموزشی من به شدت بالا رفته بود، اوضاع آنقدرعالی داشت پیش میرفت که من تا چند سال بعد هم خیالم راحت بود که پروژه خواهم داشتم، با شروع جنگ، یکدفعه همه چیز به طرز وحشتناکی خراب شد، هر روز خبرهای بد و نا امید کننده میرسید، اوج این خبرها هم زمانی بود که متوجه شدم به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور حمله شده، خیلی از شرکتهای پتروشیمی و فولادی که مورد حمله دشمن واقع شد، جزء پروژههای اصلی من بود، تمام مدینه فاضلهای که به لحاظ کسب و کار برای خودم درست کرده بودم، یک مرتبه خراب شد، روزهای اول حالم خیلی خراب بود، حوصله هیچ چیزی رو نداشتم، دست و دلم به هیچ کاری نمیرفت، ولی به مرور دوباره خودم رو پیدا کردم و احیاء شدم، به موضوع از زاویه دیگری نگاه کردم و با خودم اندیشیدم میشه این تهدید و این وضعیت بوجود آمده رو به یک فرصت جدید تبدیل کرد و شرایط رو تغییر داد، اول از همه رفتم سراغ توسعه فردی و یه مقدار از وقتم رو اختصاص دادم به تحقیق و پژوهش در رابطه با موضوعات علمی و پروژههای جدید دانشگاهی.در گام بعدی به این فکر کردم تو این اوضاع بد کاری و رکود شدید اقتصادی، صنایع و سازمانها دقیقا به چه چیزی در حوزه لجستیک و انبار نیاز دارند و در حال حاضر اولویت اصلیشون چی میتونه باشه؟ اولین نکتهای که دستگیرم شد این بود که شرکتها تو همین شرایط هم میخوان رشد و بهبود داشته باشند ولی با کمترین هزینه و سرمایهگذاری ممکن، ایده جدیدی به ذهنم رسید، بهبود شرایط کسب و کارها، با بهبود یکی از بخشهای اصلی زنجیره تامین اونها، یعنی انبار، البته با تمرکز بر بهبود فرآیندها، عملیات و زیرساختهای نرمافزاری که هزینه زیادی نداره ولی کارایی و بهرهوری بسیار بالایی داره، یه مقدار که تو موضوع عمیق و دقیقتر شدم، به این نتیجه رسیدم که اتفاقا شرکتها تو این حوزه مشکلات اساسی دارند و این مساله براشون بسیار حائز اهمیته، جالب اینکه استقبال از این موضوع اونقدر خوب بوده که قراره به زودی یه همایش تخصصی در همین رابطه برگزار کنم.آنچه امروز برایمان تهدید تلقی میشود، فردا میتواند بهترین فرصت پیش رو باشد، کافیست نگرشهایمان را اصلاح کنیم و از زاویه دیگری به موضوعات بنگریم.علی اکبر نجارمدرس دانشگاه و مشاور لجستیک و انبارعضو هیات علمی آموزشگاه بازارسازان
سلام.گفت چرا قیمت این کتاب اینقدر زیاد است؟ گفتم چقدر هست؟ گفت هشتصد هزار تومان،و ادامه داد مردم از کجا بیاورند ،چرا ناشران فکر مردم نیستند .خواستم بگویم خبر از قیمت کاغذ داری که در تغییر نرخ از دلار هم پیشی گرفته است؟ خواستم از هزینه های چاپ و نشر بگویم خواستم از هزینه های توزیع و چگونگی برگشت پول ناشران بگویم اما هیچ نگفتم بجای انها پرسیدم الان یک عدد پیتزا چقدر است؟ به چشمانم زل زد و ساکت شد گفتم پیتزا گرانتر است یا کتاب؟ به آرامی گفت فکر کنم پیتزا.گفتم پیتزا یک وعده شکمت را سیر میکند و کتاب یک عمر به مغزت دانایی میدهد.گفت تابحال از این زاویه نگاه نگرده بودم.راستی چرا اینطور است؟ چرا برای پیتزا راحت پول میدهم و برای کتاب نق میزنم.گفتم چون لذت هورمونی پیتزا سریع و آنی است.اما کتاب ..راستی میدانم قیمت کتاب با عنایت به قیمت تمام شده و هزینه های جانبی بالاست ولی چه میشود که مردم ارزش کتاب و کتابخوانی را بدانند و هزینه برای کتاب را سرمایهگذاری ببینند؟زندگی جریان دارد پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.بزرگترین دشمن انسان دام غرور خودش هست.مواظب باشیم.گفتم سال گذشته پنجاه و هفت کتاب خواندم.امسال و در این لحظه که این یادداشت را مینویسم و هفتم مرداد است بیستمین کتاب را مطالعه میکنم.گفت چرا؟ شما که خودت بیش از هشتاد کتاب نوشتی.گفتم ببین همیشه خودت را میوه کال بدان تا نیازمند باشی.میوه کال به اب و غذا و نور احتیاج دارد برای مراقبت به سم احتیاج دارد برای اینکه کلاغ سوراخ سوراخش نکند به مراقب نیاز دارد.ما تا زنده ایم همان میوه کال هستیم و نیازهای متعدد خصوصا نیاز به دانایی داریم .هر وقت گفتی من بلدم،من میدانم،من نیاز ندارم آنگاه میوه رسیده شدی.میدانی میوه رسیده کنده میشود،مصرف میشود و حتی ممکن است بپوسد و بیفتد.کال باش تا غره نشوی،مغرور نشوی.همواره یاد بگیر و بدان که کامل نیستی.زندگی جریان دارد پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
📚 کتابخانهی انتشارات بازاریابی✍🏻همهی کتابهای انتشارات بازاریابی، یکجا کنار هماز بازاریابی و فروش تا برندسازی، مدیریت، مذاکره و توسعه فردی؛ هر کتاب میتواند شروع یک تغییر بزرگ باشد.هدف ما از ابتدا، ارزشآفرینی و همراهی با مسیر رشد، توسعه و یادگیری بوده است. امیدواریم این کتابها بتوانند الهامبخش تصمیمهای بهتر و آیندهای روشنتر باشند.نشانی سایتهایماbazaryabipub.irmarketingshop.irسپاس از همراهی شما🌱✨...#کتاب #پرویز_درگی #انتشارات_بازاریابی#توسعه_فردی #بازاریابی
سلام.در ایام کودکی خیلی چوپانی کرده ام.چوپانی شغل عجیبی است شش دانگ حواست باید جمع باشد که گله در مسیر و منطقه چرا حرکت کند و وارد مزارع و کشت و زرع مردم نشود.مواظب گله باشی که گرگ های ناقلا که گله ای حمله میکنند به گله نزنند.مواظب گله باشی تا یک بره یا بزغاله بازیگوش جدا نیفتد.حواست به میش های پا به ماه باشد تا فرزندش را تروخشک کنی.حواست به فرد بیمار گله باشد که کمکش کنی .البته همیشه یاران با وفا سگهای گله آماده همراهی هستند پس به انها هم باید محبت کنی و مراقبت.اما چوپانی فرصت تفکر هم میدهد.فرصت جامعیت نگری و حتی زمانی برای آواز خواندن و نی یا ساز دهنی زدن.چوپانی عالمی دارد درس اموز برای زندگی.جسم و روح انسان را جلا میدهد.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.مدیریت موانع.مانع ها چه هستند بیایید از مثالهای مختلف استفاده کنیم مانع ها میتوانند سنگ های بزرگ درون رودخانه باشند که اب با انها برخورد میکند و با پرتاب به بالا و جلو ،انرژی بیشتری برای حرکت به اب میدهد .مانع ها میتوانند سرعت گیرهای خیابان و جاده باشند که به ما هشدار میدهند که سرعت خودت را کم کن چون به مناطق مسکونی،محل تردد عابر پیاده یا ایستگاه عوارضی نزدیک میشوی و اگر سرعت را کم نکنی برای خودت و دیگران خطر افرین خواهی بود،پس مانع ها محافظ جان و مال ما هستند.موانع میتوانند رقبای ما باشند که با اقدامات درست و غلط شان سبب میشوند که به نواوری ،وجوه تمایز و چاره اندیشی برای بقا و پیشرفت فکر کنیم پس وجود انها سبب خلاقیت و حرکت آگاهانه تر ما میشود.موانع میتوانند تحولات محیطی مثل جنگ و کرونا و تغییرات تکنولوژی باشند که با تمام بدی ها و ناپسندی هایشان، پر از فرصت هستند برای خدمات دهی و نوجویی بیشتر.موانع ما را به چالش میکشند،صیقل میدهند،به اندیشه و تحرک وا میدارند اگر مشاهده گری قوی ،خلاق و اهل اندیشه و عمل باشیم و عاشق خودمان و بشریت.بگذار ساده بگویم اگر عالم عامل عاشق باشیم. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.شیر برای اثبات شیر بودنش نیاز به جنگیدن ندارد. شیر حتی اگر نشسته باشد شیر است.نیاز به سروصدا کردن ندارد.مثل روباه و خرگوش و سنجاب ورجه ورجه نمیکند.سربه سر دیگران نمیگذارد.قدر خودش را میداند .ابهت دارد.عظمت دارد.و همین رفتارش دیگران را اذیت میکند.برند شدن همین است.برندهای شخصی بزرگ روی خودشان کار میکنند .توسعه فردی مستمر دارند.برای اثبات خودشان به دروپیکر نمی زنند.به دیگران گیر نمی دهند.قدر وقت شان را میدانند.کتاب هنر جنگاوری سان تزو را بخوانید آنقدر قوی باشید که نیاز به جنگیدن نداشته باشید.کتاب مدیریت جیوه ای را بخوانید محکم باشید و سیال و درخشان.و پیش بروید.کتاب مدیریت قدرت در کاروکسب را بخوانید و با بیست و سه قدرتی که شما را شیر میکند آشنا شوید.کتاب مدیریت برند شخصی بر پایه خود مدیریتی را بخوانید.برند ارزشمند ترین دارایی شماست.با انتشارات بازاریابی در ارتباط باشید و برای رشد و توسعه خودتان و کاروکسب تان از مشاوران اصلح استخوان خرد کرده در کف بازار مشورت بگیرید.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام. دستاورد یعنی بدست آورده های حاصل تلاش خود فرد.دقت کردید وقتی به جایگاه و دارایی که حاصل تلاش خودتان بوده است رسیدید بیشتر قدر ان را می دانید.پراید سواری که به بنز سواری رسیده باشد قدر بنز را میداند.خانم های شاغل معمولا بیشتر قدر پول را می دانند .انسانها برای ساخته دست خودشان قیمت بالاتری قائل هستند تا نسبت به دیگران.این را میخواهم به فرزندان عزیزم بگویم که قدردان زحمات والدین تان باشید انها برای داشتن و بدست آوردن انچه الان دارند خیلی زحمت کشیده اند.در شرکتها هم همینطور است کارآفرینی از صفر تا بزرگ کردن یک شرکت را فقط خود کارافرین میفهمد که چه مشقاتی دارد.حال اگر شما به مقام عالی شرکت رسیده اید پس خودتان را جای انها بگذارید و قدردانشان باشید.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.چند سال قبل به اتفاق هیات محترم مدیره شرکت بنیان تحریر برای بازدید از شعبه استان گیلان و بازارگردی ،به شهر زیبای رشت رفتیم.یکی از کارشناسان فروش گفت فلان مشتری ما در بازار اخیرا دومین مغازه اش را افتتاح کرد و من از جیب خودم بعنوان هدیه یک دستگاه اسپرسوساز برایش بردم.و در مقابل اصرار او که نپذیرد ، گفتم من از فروشی که در یکسال گذشته به شما داشتم پول یکصد دستگاه اسپرسوساز را از شرکتم پورسانت گرفته ام و حالا یکی را برای خودت آورده ام.میگفت دوستی ما عمیق تر شد و طبق اصل عمل متقابل ،او در هر مراجعه من ،سفارشات خوبی را میگذارد.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.خیلی سال پیش یکی از دوستان نزدیکم که معاون مدیرعامل یکی از شرکتهای بزرگ پخش بود، من را برای برگزاری یک دوره آموزشی اختصاصی مدیران دعوت کرد.از همان جلسه اول متوجه حضور یک فرد عاصی شدم که سوال نمی پرسید که مجهولش به معلوم تبدیل شود بلکه سوال می پرسید که عناد بورزد،تحقیر کند ،اظهار فضل کند و تنها چیزی که دنبالش نبود،پاسخ بود.بعد از جلسه اول از دوستم علت رفتار ان فرد را جویا شدم گفت با او مساله دارد و چون میداند شما از طرف من دعوت شدید و سابقه دوستی داریم چنین رفتار میکند.دوره تمام شد و گذر من دیگر به ان شرکت نیفتاد تا اینکه مدیرعامل عوض شد و ایشان هم معاونانش اش را عوض کردند و دوست من هم در شرکت دیگری مدیرعامل شد.چند ماهی گذشته بود که نامه ای از ان شرکت بدستم رسید که اینطور شروع شده بود اقای پرویز درگی آموزگار گرامی از برگزاری دوره آموزشی در این شرکت سپاسگزارم با امضاء معاون مدیرعامل که همان فرد عاصی جلسات آموزشی بود.بله، ایشان بعد چند ماه میخواست با عبارت آموزگار من را تحقیر کند و هم بگوید من جای دوستت نشسته ام.من که همواره دنبال یادگیری و فرصت یابی هستم از واژه آموزگار استفاده کردم و گفت چه بهتر از این بهتر است که خودم را معلم بنامم.از انحا معلم بازاریابی را برای خودم انتخاب کردم که خوب جا افتاد و بعد به معلم کاروکسب تغییر یافت.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.میدانی خشمگین شدن بسیار آسان و آرامش داشتن بسیار سخت است.میدانی هر چقدر فرد سطحی تر باشد زودتر خشمگین میشود و هر چقدر عمیق تر میشود ارامش بیشتری دارد.میدانی هر چقدر سنگهای رودخانه بیشتر باشند سروصدایش بیشتر است و هر چقدر بی آلایش تر باشد آرامتر است.میدانی سروصدای کلاغ بیشتر از عقاب است .میدانی بیشعوری با خشم نزدیکتر است و شعور و آداب دانی به ارامش نزدیکتر است.میدانی عربده کشی کار قداره کش زورگو هست و منش جوانمردی از ان پهلوان جوانمرد.اینها را میدانی و زود از کوره در میروی؟ پس روی توسعه فردی خودت کار کن.عمیق باش و با ارامش.زندگی جریان داردپرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.اول صبح بود وارد آسانسور شدم بوی شدید سیگار فرد قبلی عجیب در ان محوطه کوچک بسته پیچیده بود و آزاردهنده بود.پیش خودم فکر میکردم ایا آسانسور سواری هم اموزش میخواهد؟ مثلا لازم است انسانها اموزش ببینند که با سیگار روشن وارد آسانسور نشوند.وقتی سوار شدند سرشان را پایین بیاندازند و به قیافه نفر مقابل خیره نشوند،وقتی کسی پیامهایش را میخواند دوربین نگاهش را روی صفحه او تنظیم نکند.اجازه دهد نفرات نزدیک به در اول پیاده شوند.دو دقیقه کسی را از گوش نکردن به اهنگ نکشته است پس در ان فضای بسته کوچک صدای اهنگ مورد علاقه اش را بلند نکند و...ایا واقعا آداب ورود و حضور در آسانسور هم اموزش میخواهد؟زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.یکی از متخصصان کشاورزی میگفت وقتی اب کم میشود،کیفیت ان هم پایین می آید.میزان املاح ان زیاد میشود.اب سنگین میشود.خیلی جالب بود دیدم در همه جا همینطور است مثلا وقتی در شرکتی کار کم میشود و ادمها وقت اضافه زیادی دارند،حاشیه ها زیاد میشود بگو مگو هم بیشتر میشود و جو سنگین میشود.می دیدم هر چقدر فردی در رشته ای بیشتر فعالیت میکند متخصص تر میشود یعنی کار نیکو کردن از پر کردن است .انسان با کار بیشتر جاری میشود سبک میشود حرکت میکند چابکتر میشود.سازمانهای پیشرو همینطور هستند وقت رقابت ناجوانمردانه را ندارند چون مشغول کار هستند مشغول نواوری و خلاقیت.انها جاری هستند.موثر هستند.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام من مطهره علوي هستم كارشناس اموزشگاه بازارسازان👤براي دريافت اطلاعات،سرفصل ها ،مشاوره و ثبت نام :١.دوره بازاريابي و فروش تلفني٢.دوره جامع كارشناس فروش٣.دوره هوش مصنوعي در كار و كسب٤.دوره هنر مذاكره در شرايط بحران٥.حسابداری عمومیاين ٥ دوره با من در ارتباط باشيد 📚@alaviBazarsazan📞09102664025📞021-66088661سلام من مطهره علوي هستم كارشناس اموزشگاه بازارسازان👤براي دريافت اطلاعات،سرفصل ها ،مشاوره و ثبت نام :١.دوره بازاريابي و فروش تلفني٢.دوره جامع كارشناس فروش٣.دوره هوش مصنوعي در كار و كسب٤.دوره هنر مذاكره در شرايط بحران٥.حسابداری عمومیاين ٥ دوره با من در ارتباط باشيد 📚@alaviBazarsazan📞09102664025📞021-66088661
سلام. کارشناس فروش شرکت لوازم خانگی گفت مغازه دار میگوید میدانم کیفیت اجناس شما خیلی خوب است،میدانم شما گارانتی و خدمات پس از فروش دارید.اما میروم در امین حضور و محصولات ناشناخته را میخرم که خدمات پس از فروش هم ندارند ولی ارزان هستند ،وضع مالی بعضی از مشتریان خوب نیست.گفتم به او بگو عزیز جان برند یعنی اعتبار و ابرو.و این فقط برای شرکتها نیست.برای شما هم هست.مواظب برند فروشگاهت و برند خودت باش.نکند به مغازه اشغال فروشی معروف شوی.گفتم به او بگو مردم قیمت را فراموش میکنند اما کیفیت را فراموش نمیکنند و کسی را که این محصول نامناسب را به او فروخته. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام. یک عمر زحمت کشیده ،کارآفرینی کرده.یک کاروکسب را به جای خوبی رسانده و همیشه آرزو داشته ،فرزندانش بزرگ شوند و بیایند و کار را دست بگیرند.حال فرزندان آمده اند با دانش و تکنولوژی جدیددانشگاه رفته اند و درس خوانده.به زبان و فناوری تسلط دارند و بهره میگیرند اما یک فاصله ای اینجا وجود دارد و یک مهارت ارتباطی مهم که نیست.چون در این مورد اموزش ندیده اند.جوان صریح است و رک گو.اشتباهاتی را پیدا میکند و ندا در میدهد که پدرجان،مادرجان کارتان اشتباه بوده است .کارافرین که یک عمر ارباب بوده و دستور میداده زیر سوال میرود.کمکم نادیده گرفته میشود.حس میکند زیادی است ،مورد بی توجهی است.این گپ ارتباطی و ضعف مهارتی سبب ساز بروز اختلافات در خانواده میشودصحبت های ارام تبدیل به سروصدا میشود.لج بازی و نشان دادن قدرت وسط می اید و آرزوهای دیرین گذشته به معضل چگونگی اداره کاروکسب های خانواده ای تبدیل میشود.در فکر این هستم که هر دو نسل نیاز به اموزش دارند با سازوکار خودشان.تا کاروکسب ها که ثروت ملی هستند حفظ شوند و رشد و توسعه پیدا کنند .نه اینکه از درون منفجر شوند.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.عاشق مدیریت دانش هستم .کاری که حافظه های فردی را تبدیل به حافظه سازمانی میکند.در نگارش و ترجمه و تالیف کار از سازمان هم فراتر میرود و به جامعه و بشریت میرسدهمواره به اعضای خانواده تی ام بی ای میگویم بچه ها مشاهده گری متفاوت باشید و حاصل مشاهدات و آموزه هایتان را با قلمتان پیوند بزنید.بنویسید و نترسید.بنویسید تا قلم تان روان شود.هر روز بر تعداد یادداشت نویسان ما در کانالهای پیام رسانها بیشتر میشود و من لذت میبرم از این وسعت بینش و اندیشه نسل جوان.از انها یاد میگیرم و فضا را برای رشد و توسعه انها فراهم میکنم تا با هم جهان را به جای بهتری برای زندگی کردن بسازیم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام. کتاب بازگشت پول از بازار، مدیریت وصول مطالبات هم منتشر شد.در ابتدای کتاب قصه اینکه چه شد که برای اولین بار در سالهای دور کلاس اعتبارسنجی و وصول مطالبات را در آموزشگاه بازارسازان گذاشتم.وقتی که در مشاوره ها برخورد کردم که این هم میتواند تکنیک ها و تاکتیک هایی داشته باشد و تبدیل به کلاس آموزشی بشود و چون معضل خیلی ها شده بود با استقبال خوبی همراه شد.همواره به دانش شکل گرفته از تجربیات اساتید دانشگاه بازار که همان کسبه و مدیران عزیز هستند واقف بوده ام و این سواد فردی نیاز دارد که جمع آوری بشود لذا با برگزاری میزگردهایی در خانواده تی ام بی ای حافظه فردی انها را ثبت و ضبط میکنیم روی کاغذ میآوریم و با نام خودشان چاپ میکنیم تا با هم بیاموزیم.از همکاران عزیزم در انتشارات بازاریابی که در اجرای این مهم زحمات زیادی میکشند و از بازاریان و مدیران عزیز بابت این همراهی ممنونم.کتاب بازگشت پول از بازار پس از چندین بار چاپ کتاب مدیریت وصول مطالبات و اعتبارسنجی مشتریان، با کار مشترک دکتر هنگامه عسگری و من منتشر شد .دو نگاه و تجربه حقوقی و بازار با چند میزگرد پربار در این کتاب جمع شده اند.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.معاون فروش پخش کشاورز در گزارش جلسه هیات مدیره و مشاوره،گزارش جالبی را داد مبنی بر اینکه تعداد زیادی گلخانه که صیفی جات مثل خیار و گوجه فرنگی تولید میکنند در استانهای جنوبی و شمالی کشور با هدف صادرات در طی سالهای گذشته ایجاد شده اند که بخاطر جنگ صادراتشان قطع شده و به ناچار به بازار داخل هجوم آورده اند .اما شکر مازندران و شکر هندوستان،هر دو شیرین اند ،اما این کجا و ان کجا.این جنگ ها چه میکنند با زندگی مردم.گاهی حجم و قدرت عوامل غیرقابل کنترل کمرشکن میشود.ان هم در شرایط رکود تورمی.الهی صلح جهانی.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.خیلی از عزیزانی که کتاب مینویسند فارغ از اینکه کتابشان در انتشارات بازاریابی چاپ بشود یا ناشر دیگری زحمتش را بکشد ،با محبت میخواهند که برای کتابشان پیشگفتار یا توصیه ای بنویسم.من هم میگویم وقتی اینکار را میکنم که کتاب را خوانده باشم.میگویم عجله نکنند و فرصت بدهند که پس از مطالعه اگر کتاب موردم تاییدم بود اینکار را بکنم.خواندن کتابی که هنوز چاپ نشده هم لذتی دارد.بعضی هایشان درس آموزی های ارزشمندی برایم دارند و من را نسبت به عزیزانی که پس از چاپ،کتاب را میخوانند جلو می اندازد.قدیم ها یک فیلم سینمایی بود بنام مردی که زیاد می دانست و این مرد روزنامه فردا،امروز به دستش میرسید و بیست و چهار ساعت از اخبار زودتر مطلع میشد و ادامه کار.گاهی خواندن کتاب چاپ نشده من را بیاد ان فیلم می اندازد.از لطف دوستان ممنونم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام. امان از این دام غرور و منحنی دانینگ کروکر.بیکار است و جویای کار به شرکت مراجعه کرده فرم مربوطه را جلویش میگذارند که تکمیل کند نگاهی می اندازد و بلند میشود که برود ،میپرسند اتفاقی افتاده میگوید شان من از فرم پر کردن گذشته.عزیز دلم هر چیزی آدابی دارد شما که با این رفتار نمی توانی ارتباط بگیری .فرد دیگری میگوید من فقط با مدیرعامل مصاحبه میکنم و شان من نیست که کس دیگری طرف مصاحبه ام باشد.بنظرم بعضی ها شان را اشتباه متوجه شده اند و مسیر را اشتباه میروند.البته خدا پدرشان را بیامرزد که کار انتخاب ما را راحت میکنند و حداقل نیاز به دوره آزمایشی هم ندارند.زندگی جریان دارد پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.راننده اسنپ بود با یک اتومبیل تمیز و مرتب.در شهر زیبای کرمان و قرار بود من را به فرودگاه برساند.به محض نشستن با تماس تلفنی با دستیارم کارها را چک کردم،بعد از تماس اجازه خواست که سوال بپرسد ،پرسید شغل شما چیه؟ گفتم مشاور کاروکسب ها.پرسید دقیقا یعنی چه میکنید؟ توضیح دادم که به شرکتها کمک میکنیم دستاوردهایشان بیشتر باشد و کمی کارمان را تشریح کردم.گفت کارشناسی ارشد معدن دارم و در یک شرکت مرتبط کار میکنم اما هر وقت فرصت داشته باشم با اسنپ هم کار میکنم چون نمی توانم بیکار باشم.از من راهنمایی خواست که برای توسعه فردی و ارتقای برند شخصی خودش چه کند،برای اینکه انسان قدرتمندی بشود چه اموزه هایی لازم است داشته باشد ،پرسید چگونه با بهانه های مغزم کنار بیایم،چگونه با محافظه کاری های پدرم که یک عمر کارمند بوده و مانع حرکت های من میشود با حفظ احترام به او پیش بروم.چگونه...راهنمایی های فراگیری و اموزش را به او کردم و به مقصد رسیدیم.گفت من در اسنپ خیلی فرصت های خوبی برای ارتباط با افراد پیدا میکنم.با خودم فکر میکردم بعضی از این جوانها چقدر دانا هستند و پتانسیل رشد و پیشرفت دارند.اینده زیباست.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب.🆔 شناسه:ble.ir/tmbagroup
سلام.از زمانیکه ۹ ساله شدم بعنوان نماینده حضرت پدر میوه های برداشت شده باغات درگ را به میدان تره بار قزوین میآوردم و تحویل قاسم بالاباقر میدادم .اسم اصلی اش قاسم علیخانی بود و یکی از حجره داران و بارفروشان میدان تره بار .نمی دانم چرا به او لقب بالاباقر داده بودند ولی روابط عمومی بسیار بالایی داشت.یک بازاریاب به تمام معنا بود.با نان و پنیر و هندوانه از تمام کسانی که میوه آورده بودند برای فروش در زمان صبحانه پذیرایی میکرد.حق الزحمه با فروشان یک ریال از هر یک تومان بود.برخلاف سایر بارفروشان که منتظر میماندند که باغداران به انها مراجعه کنند قاسم بالاباقر خودش برای بازاریابی میرفت.به هر کشاورزی که دستش تنگ بود پول قرض میداد تا زمان برداشت میوه تسویه کند و خودبخود مشتری را پاگیر حجره اش میکرد.یادم هست تعطیلات نوروز بود روستای درگ ان زمان جاده نداشت ،برف سنگینی هم آمده بود یک روز دیدیم قاسم بالاباقر با یکی از همکارانش مسافت دو ساعته کوهستان پربرف را با قاطر کرایه ای از روستای مجاور طی کرده اند و با یک چمدان پول به منزل ما آمدند پس از پذیرایی به همراه حضرت پدر به منزل تک تک اهالی روستا رفتند و بقول ما دهاتی ها در سیاه بهار ان هم در زمانی که خرج بالاست و میهمان زیاد می اید و درآمدی هم نیست،این قاسم بالاباقر و چمدان پولش بود که مردم را خوشحال میکرد.به هر کشاورزی رقمی میداد و میگفت انشالله زمان برداشت گیلاس تسویه میکنیم.نمی توانستم عید باشد و به یاد عزیزانم نباشم.بله ظاهر قضیه بازاریابی است او برای خودش بازارسازی و بازار داری میکرد اما این رفتار ایشان وجه تمایز او بود.قاسم بالاباقر یک بازاریاب مردم دار خشنود ساز ثروت ساز بود.از او یاد میگرفتم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب