سلام.از زمانیکه ۹ ساله شدم بعنوان نماینده حضرت پدر میوه های برداشت شده باغات درگ را به میدان تره با…
انتشار: 2026/07/20 11:57 UTC
سلام.از زمانیکه ۹ ساله شدم بعنوان نماینده حضرت پدر میوه های برداشت شده باغات درگ را به میدان تره بار قزوین میآوردم و تحویل قاسم بالاباقر میدادم .اسم اصلی اش قاسم علیخانی بود و یکی از حجره داران و بارفروشان میدان تره بار .نمی دانم چرا به او لقب بالاباقر داده بودند ولی روابط عمومی بسیار بالایی داشت.یک بازاریاب به تمام معنا بود.با نان و پنیر و هندوانه از تمام کسانی که میوه آورده بودند برای فروش در زمان صبحانه پذیرایی میکرد.حق الزحمه با فروشان یک ریال از هر یک تومان بود.برخلاف سایر بارفروشان که منتظر میماندند که باغداران به انها مراجعه کنند قاسم بالاباقر خودش برای بازاریابی میرفت.به هر کشاورزی که دستش تنگ بود پول قرض میداد تا زمان برداشت میوه تسویه کند و خودبخود مشتری را پاگیر حجره اش میکرد.یادم هست تعطیلات نوروز بود روستای درگ ان زمان جاده نداشت ،برف سنگینی هم آمده بود یک روز دیدیم قاسم بالاباقر با یکی از همکارانش مسافت دو ساعته کوهستان پربرف را با قاطر کرایه ای از روستای مجاور طی کرده اند و با یک چمدان پول به منزل ما آمدند پس از پذیرایی به همراه حضرت پدر به منزل تک تک اهالی روستا رفتند و بقول ما دهاتی ها در سیاه بهار ان هم در زمانی که خرج بالاست و میهمان زیاد می اید و درآمدی هم نیست،این قاسم بالاباقر و چمدان پولش بود که مردم را خوشحال میکرد.به هر کشاورزی رقمی میداد و میگفت انشالله زمان برداشت گیلاس تسویه میکنیم.نمی توانستم عید باشد و به یاد عزیزانم نباشم.بله ظاهر قضیه بازاریابی است او برای خودش بازارسازی و بازار داری میکرد اما این رفتار ایشان وجه تمایز او بود.قاسم بالاباقر یک بازاریاب مردم دار خشنود ساز ثروت ساز بود.از او یاد میگرفتم.زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب