شما کجا هستید؟ حتماً شما هم نمونهٔ اینگونه تصاویر را دیدهاید که در تصویر کهکشانی پر از ستاره، نقطه…
انتشار: 2026/07/30 16:13 UTCدریافت: 2026/08/04 08:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 08:07 UTC
شما کجا هستید؟ حتماً شما هم نمونهٔ اینگونه تصاویر را دیدهاید که در تصویر کهکشانی پر از ستاره، نقطهای بسیار ریز و حتی غیرقابلدیدن را علامت زدهاند و نوشتهاند «شما اینجا هستید». بسیار خوب. اینگونه نگاه کردن به موضوع، این پیشفرض را در بر دارد که انسان را عبارت از این جسمش بداند. اینطور نیست؟ وقتی انسان خودش را(انسان بودنش را) همین جسم فیزیکی بداند، آنوقت اینگونه تصاویر و خرد و کوچک بودن «انسان»(با آن تعریف) معنی پیدا میکند. روشن است. فرد وقتی در دنیای شناخت خویش غوطه میرود چیزها در مورد خودش متوجه میشود و میشناسد، به وضوح درمییابد که او جسمش نیست. اینکه چیست را در اینجا به آن کاری نداریم. همین که متوجه میشود جسم نیست. و عظمت انسانی او به جسمش نیست، کوچکی یا بزرگی یا زیبایی و زشتی جسمی. انسان بودن انسان به کیفیت روانیئی است که در آن دارد زیست میکند. حقیقت، عبارت از صرف جسم نیست. در کلاسها بررسی کردهایم این موضوع را که مثلاً وقتی شما جلوی آینه میایستید، آیا تا به حال این سوال برایتان - حتی بصورت گذرا و لحظهای - مطرح نشده است که «این کیست؟»؟ این جسمی که در آینه دیده میشود کیست؟ و آیا اگر مثلاً این بدن چهرهای دیگر و اندامی متفاوت میداشت، آیا همین فرد میبود؟ اصطلاح «لامکان» که در عرفان مطرح است، چنانکه در جلسات توضیح مفصل داده شده، مربوط به درک همین موضوع است که انسان عبارت از صرف جسمش نیست. حقیقت انسانی فرد در دنیایی «بی چون» است و در حال زیستن. فکر، لفظ، انسان را متعین میکند به مکان و زمان. در حالی که ذات و فطرت انسان لامکان و لازمان است.( و میدانیم که زمان اصولاً وجود ندارد، فقط حرکت هست.) باری، جان کلام اینکه اینگونه تصاویر مذکور، انسان را موجودی مادی و محصور به مکانی که دارد زندگی میکند میداند. البته که حتی چنین نگاهی امید است که تبختر و تکبر توهمی انسان را از انسان بگیرد و مفید است، در عین حال، این حقیقت نیست. انسان به اندازهٔ آگاهی، شناخت و معرفتش است. و آگاهیاش تا به هر «جا» برود، او همانقدر است، که «هر که را افزون خبر، جانش فزون». تعریف عرفانی از انسان اینست که انسان، بواسطهٔ اینکه فطرتش امری معنوی است و از روح حق، پس قابل تعریف نیست، به حکم تسبیح. انسان نیز منزه از وصف است. شما هر تعریفی از خودتان داشته باشید، خودتان را متعین کردهاید و محصور. لذا کوچکی و بزرگی انسان و جایگاه او از جنس مکان نیست.این دراز و کوتهی مر جسم راستچه دراز و کوتاه آنجا که خداست؟!«شما» «کجا» «هست»اید؟!-ایضاً و ایضاً@Panevisdotcom

