♦️بیان افکار علی شریعتی و جلال آل احمد در کتاب نظریهی جامعهشناختیی جورج ریتزر و جغری استپنیسکی۱۶…
انتشار: 2026/08/07 12:59 UTCدریافت: 2026/08/10 21:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 21:35 UTC
♦️بیان افکار علی شریعتی و جلال آل احمد در کتاب نظریهی جامعهشناختیی جورج ریتزر و جغری استپنیسکی۱۶ مرداد ۱۴۰۵در یکی از نوشتههایم اشاره کرده بودم که آرای علیی شریعتی در آثار مهم جامعهشناسیی دنیا بهعنوان فردی تاثیرگذار مورد توجه قرار گرفته است. دوستانی خواستند سند اش را منتشر کنم. اکنون دو مورد را از آثار دو تن از بزرگان جامعهشناسیی دنیا جورج ریتزر و آنتونی گیدنز منتشر میکنم.انتشار این مطالب الزاما به معنای تایید همهی افکار او نیست بلکه صرفا بیانگر توجه به اهمیت او در سطح جهانی است. #جورج_ریتزر#علی_شریعتی#جلال_ال_احمد@NewHasanMohaddesi♦️بیان افکار علی شریعتی و جلال آل احمد در کتاب نظریهی جامعهشناختیی جورج ریتزر و جغری استپنیسکی۱۶ مرداد ۱۴۰۵در یکی از نوشتههایم اشاره کرده بودم که آرای علیی شریعتی در آثار مهم جامعهشناسیی دنیا بهعنوان فردی تاثیرگذار مورد توجه قرار گرفته است. دوستانی خواستند سند اش را منتشر کنم. اکنون دو مورد را از آثار دو تن از بزرگان جامعهشناسیی دنیا جورج ریتزر و آنتونی گیدنز منتشر میکنم.انتشار این مطالب الزاما به معنای تایید همهی افکار او نیست بلکه صرفا بیانگر توجه به اهمیت او در سطح جهانی است. #جورج_ریتزر#علی_شریعتی#جلال_ال_احمد@NewHasanMohaddesi
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 8 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — زیر سقف آسمان
♦️بابک نه رهبر ملی است و نه رهبر قومی: جنبش هزارهایی بابک خرمدین (برگرفته از رسالهی دکتری / دفاع در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۳)✍️حسن محدثیبازنشر: ۲۵ مرداد از ۱۴۰۵در قرن سوم از چند جنبش هزارهاي خبردار گشتهايم. يكي از مهمترين اين قيامها، قيام بابك است. بابك خرمدين در سال 201 هجري حركت خود را در آذربايجان آغاز كرده است. دربارهی شرايط اجتماعي در پيش از قيام بابك نيز اطلاعات چنداني در اختيار نداريم. ابوحنيفه احمدبن داود دينوري در كتاب خود به پريشاني اوضاع در زمان ظهور بابك اشاره كرده اما در باب علت و نوع پريشاني چيزي نگفته است: «به هنگامي كه اوضاع پريشان بود و رشتة نظم از هم گسيخته كار خود را با كشتن كساني كه پيرامون او در «بذ» ميزيستند شروع كرد» (دينوري 1346: 419).|اما بررسي تاريخي نشان ميدهد كه يكي از علل اصلي اين پريشاني وقوع جنگ ميان امين و مأمون دو پسر هارونالرشيد بوده است. جنگ داخلي ميان امين و مأمون اوضاع را به شدت آشفته كرد: «جنگي شديد ميان امين و برادرش مأمون در گرفت كه به جنگ داخلي خانمان برانداز مبدل شد و به بدترين وضع آشفتگي انجاميد... نخستين نتايج اين جنگ و كشمكش همانا انقسام آن دولت بود، به شكلي كه خراسان و شرق اسلامي، تحت حكومت مأمون و وزيرش فضلبن سهل قرار گرفت و عراِق و مغرب تحت حكومت امين و وزيرش فضلبن ربيع در آمد. بين مردم نيز به تبع آن، در بسياري از نواحي، دو دستگي به وجود آمد. هر يك از اين دو دولت همة تلاش خود را وقف جنگ و نزاع با ديگري كرد و از تدبير و ادارة امور داخلي كه به رفاه مردم منجر شود، غافل ماند. در نتيجه، خراج كاهش يافت و آشوبها و فتنهها لاينقطع به وجود آمدند» (الريس 1373: 453). در سال 198 هجري كه بالاخره مأمون موفق شد بغداد محاصره شده را تصرف كند شهر ويران گرديد (همان: 457) اما «اوضاع با كشته شدن امين در سال 198 هجري نيز آرام نشد. بلكه حالت پريشاني و آشفتگي دولت عباسي شش سال ديگر كه مأمون در مرو و دور از بغداد بود، استمرار داشت» (همان: 458) و اين «پريشاني، آشفتگي و آشوب استمرار يافت و قلمرو عباسيان يكپارچگي و نظم خود را از دست داد» (همان:460).فراي نيز از وقوع يك شورش قبل از شورش بابك سخن ميگويد: «زمينة بلافصل شورش بابك همانا شورش حاتم بن هرثمه عامل مأمون در آذربايجان بود كه پدرش با طاهر دو سردار خليفه به شمار ميآمدند. هرثمه احتمالاً به تحريك فضلبن سهل به فرمان خليفه زنداني و كشته شد و پسرش بنابراين سر به شورش برداشت» (فراي 1375: 131).دكتر صديقي جزئيات بيشتري دربارهی پريشاني امور در اين دوران آورده است (صديقي 1375: 85-283). بابك خرمدين دستكم در «201/816 يا بيشتر» (فراي 1375: 146) قيام كرد و در همين سال «قحطي سختي در ايران شد» (صديقي 1375: 285). نميتوانيم صددرصد بگوييم كه اين قحطي قبل از قيام بابك روي داد اما اين قدر هست كه سال وقوع قحطي 201 هجري ذكر شده است اما زمان شروع قيام بابك بهطور تقريبي بيان شده است. مثلاً اشپولر تاريخ قيام را بين سالهاي 201 تا 223 هجري ذكر كرده است (اشپولر 1379: 365). تاريخ سيستان نيز از وقوع قحطي در سيستان در سال 200 هجري خبر داده است: «اندر سنة عشرين و مايتي آب هيرمند خشك گشت و از بست و قحطي صعب پديد آمد اندر ولايت سيستان و بُست و مرگي بسيار بود، چنان كه تجار و بزرگان و خداوندان نعمت بسيار بمردند، و يك سال بماند همچنان، تا اول سنه احدي و عشرين و مايتي، و مردمان اندرين سال بسيار مال، ضعفا را بداند» (تاريخ سيستان 1381: 97ـ196). جالب اين كه تاريخ سيستان بلافاصله، از وقوع يك قيام در بست به رهبري عبدالله الجبلي خبر ميدهد (همان: 197). معلوم نيست كه آيا اين قيام نيز محتوايي هزارهاي داشته است يا نه.🔻نتیجهخرمدینان جریان دینیی مشخصی در تاریخ ایران هستند. منابع بهدرستی بیان میکنند که جنبش بهرهبریی بابک خرمدین، جنبشی دینی بوده و جنبشی قومی نبوده است. امّا امروزه ترکان ایرانی بهخاطر مسايل هویتی بابک را رهبری قومی معرفی میکنند و حکومت نیز برای بزرگداشت بابک موانعی ایجاد میکند و چهرهی بابک بیش از پیش بهعنوان رهبری قومی برجسته میشود. جنبش بابک خرمدین بهلحاظ تاریخی هیج نسبتی با حرکت هویتیی ترکان ایرانی در قرن بیستم و بیست و یکم ندارد، امّا بازگشت به میراث اسطورهای و تاریخی پدیدهای عام در تاریخ معاصر است.#بابک_خرمدین#جنبش_هزارهای#جنبش_اجتماعی@NewHasanMohaddesi
✔️ از انقلاب فرهنگی تا گزینشهای ایدئولوژیک؛ دانشگاههای ایران چرا از جهان علم عقب افتادند؟/ کسی که اوایل انقلاب استاد اخراج میکرد خودش بعدتر اخراج شدسعید معدنی، جامعهشناس در #خبرآنلاین:▫️توان خلاقیت دانشگاه تهی شده است، اصلاً نمیتواند با کشورهای بهاصطلاح نوظهور حوزه خلیج فارس رقابت کند؛ به هیچ وجه. چون آنها با دانشگاههای جهان ارتباط دارند.▫️دانشگاه همیشه در معرض تهاجم بوده و نتوانسته روی پای خودش بایستد. اخراجهای اول انقلاب باعث شد دانشگاه سالها نتواند کمر راست کند. در ادامه، گزینشها ایدئولوژیک بوده و علمی نبوده و مشکلات زیادی ایجاد کرده.▫️دانشگاه در ایران رها شده و بهویژه در حوزه علوم انسانی، وضعیت نگرانکنندهتر است.▫️طنز روزگار این است که زمانی دکتر سروش عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، شورایی برخی استادان را اخراج کرد، ولی خود دکتر سروش هم بعد از ۲۰ سال اخراج شد. ▫️این قصه نشان میدهد که این حصار و دایره، دائم تنگتر میشود. یک زمانی این افراد برای سیستم کار میکردند، اما سیستم آنقدر تنگ شده که نمیتواند آنها را هم تحمل کند. ▫️ تفکر در یک فضای آزاد رشد میکند، وقتی شما گزینش، حراست و کنترل دارید طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت دانشگاه به جایی برسد. 📌 متن کامل گفتوگوی مظاهر گودرزی اینجاست:khabaronline.ir/xqd5r@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir
جلسه ۷۴ توسعهچرا دین در ایران در تعارض با مدرنیته و مدرنیزاسیون است؟معرفی کتاب «دین و نوسازی»به روایت نویسنده کتابنسیم نعمتیزادهبا حضور حسن محدثیفایل کامل این گفتگو: youtu.be/oK1qcDxc7v8?is=bxI50VKALbDrhS-8@…
سلام آقای دکتر محدثی گرامیخانم دکتر سیمین فصیحی در کتاب جریانهای تاریخنگاری دوره پهلوی بدجوری به آقای باستانی پاریزی حمله میکند.آقای باستانی پاریزی مقدمهای بر کتاب نگاهی به تاریخ خوزستان تألیف خانم نیره زمان رشیدیان نوشته است. این کتاب آن چنان ضعیف و بی ارزش است که حیف است آدمی وقتاش را صرف آن کند. در دهه هفتاد من نقدی بر این کتاب نوشتم که در روزنامۀ اهواز چاپ شد و در آن به آقای باستانی پاریزی انتقاد کردم. بعدها همین مطلب را در فصل اول کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان و نقد کتاب احمد کسروی آوردم.آقای عبدالحسین زرینکوب در کتاب روزگاران، کوروش را الهام یافته الهی میداند و حمله او به بابل را متمدن کردن ملل وحشی میداند.در کتاب دوقرن سکوت، افسانه یا واقعیت به این نگاه زرین کوب پرداخته ام و آن را نقد کرده ام.✍دکتر عبدالنبی قیم۲۴ مرداد ۱۴۰۵#کورش#عبدالنبی_قیم#سیمین_فصیحی#روایتهای_کورش#ابتذال_تاریخنگاری#عبدالحسین_زرینکوب#محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی@NewHasanMohaddesi
♦️نمونهای از ابتذال تاریخنگاریی ایرانی در بارهی کورش: مقدمهی محمدابراهیم باستانیی پاریزی بر ترجمهی کتاب ذوالقرنین✍حسن محدثیی گیلوایی۲۴ مرداد ۱۴۰۵محمدابراهیم باستانیی پاریزی رشتهی تخصصی اش تاریخ بوده و دکترای تاریخ از دانشگاه تهران داشته و استاد دانشگاه بوده است. در ایران ایشان را مورخ میشناسند و میشناسانند.اینکه چرا استاد تاریخ که حضرات مدعی هستند رشتهای علمی است، بخشی از تفسیر قرآن ابوالکلام آزاد را در بارهی ذوالقرنین ترجمه کرده بماند! پرسش اصلی این است که چهطور میتوانی تاریخنگار باشی و موضوع تاریخی را در تفسیر قرآن جستوجو کنی؟ و علاوه بر این، چهطور میتوانی تاریخنگار باشی و تطبیق ذوالقرنین با کورش را بهدست مفسر قرآن هندی ابوالکلام آزاد جدی بگیری؟باستانیی پاریزی نه تنها چنین کرده، بلکه مقدمهای افسانهپردازانه بر این کتاب نوشته و چنان چیزهای غریبی بههم بافته است که خواندن آن برای کسی که نگاه دقیق عالمانه دارد، مضحک و در عین حال، خجالتآور است.باستانیی پاریزی در این مقدمه کم مانده است که بگوید بابلیها از کورش خواهش و تمنا کرده اند که بابل را اشغال کند!"بعض برگزیدگان قوم که متوجه روی کارآمدن کوروش شده بودند و از طرفی متوجه شدند که از شرق و سلاطین شرقی بوی عنایت و توجه میآید خصوصا با کوروش به مکاتبه پرداختند و به او متوسل آمدند و بالاخره کوروش را وادار به فتح بابل کردند و آنطور که میدانیم در هنگام حملة کوروش خدمات گرانبهایی هم به او کردند و بابل فتح شد" (باستانی پاریزی، ۱۳۷۵: ۵۱).از نظر او اگر کورش نبود بر سر "نژاد آریایی" چه میآمد؟ واویلا:"با این حساب تکلیف نژاد آریایی معلوم بود، اگر وضعی بوجود نمیآمد که سرزمینهای ماد و پارس و خراسان و مکران و باختر (=بلخ) را متحد کند، اضمحلال این نواحی مسلم و قطعی بود: یا از طرف بابل و یا از طرف لیدی" (همان: ۴۹).لیدی "پایتخت قارون" بود (همان: ۴۸) و از بابل که دیگر نگوییم: مرکز فساد و فسق و فجور:"حتی فضیحتهائی که دختران و پسران پاریسی در کنار ایفل و بر ساحل "سن" مرتکب میشوند، به گرد فضیحت دختران و پسران بابل در ساحل دجله نمیرسید. این شهر، غرق تجمل و ساحری و بتپرستی و جادوگری بود. اخلاق مردمش فحشا و نابکاری را مقدس میدانست، و سبعیت و زورگوئی و میل مفرط به عیش و عشرت در تمام طبقات حکمفرما بود" (همان: ۴۷).خلاصه، در این میانه ذوالفرنین (یعنی کورش!) برخاست و بساط قارون لیدی را جمع کرد و فسق و فجور بابل را از بین برد! آری، در زیر جلد مورخ خیلی دانشمند ما یک آخوند متعصب -و نه معمولی- نهفته بود؛ از آن جنسی که نگران فسق و فجور در پاریس اند.بگذریم از اینکه ذوالقرنین در قصهی اسطورهای قرآن (سورهی کهف، آیات ۸۳ تا ۱۰۰)، اول به فروگاه خورشید رفت و سپس از فروگاه خورشید در غرب، به سمت خاستگاه خورشید در شرق حرکت کرد و از فنون ریختهگری و سدسازی خبر داشت و سدی از آهن و مس در برابر قوم یاجوج و ماجوج ساخت و چون کلا در رفت و آمد و کار و تلاش بود، اصلا وقت نکرد سری هم به لیدی و بابل بزند!ای هستیی بخشنده خود ات یاری کن تا من بتوانم با آرامش مقدمهی باستانیی پاریزی را تا ته بخوانم و از شرم -شرم نیابتی- در بارگاه تاریخنگاری، خیلی رنجور نگردم!🔻منبع:آزاد، ابوالکلام (۱۳۷۵) کورش کبیر (ذوالقرنین). ترجمهی محمد ابراهیم باستاتی پاریزی. تهران: نشر کورش، چاپ هشتم.#کورش#شرم_نیابتی#روایتهای_کورش#ابتذال_تاریخنگاری#محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی@NewHasanMohaddesi
♦️نمونهای از ابتذال تاریخنگاریی ایرانی در بارهی کورش: مقدمهی محمدابراهیم باستانیی پاریزی بر ترجمهی کتاب ذوالقرنین✍حسن محدثیی گیلوایی۲۴ مرداد ۱۴۰۵👇👇👇#کورش#روایتهای_کورش#خطاهای_روایتگری#محمد_ابراهیم_باستانی_پاریزی@NewHasanMohaddesi



