🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️غنینژاد؛ پارادکس حاد: مروری بر ۱۴ پارادکس در باب شریعتی /۱✍دکتر محمد منصورنژاد۹…
انتشار: 2026/07/31 09:01 UTCدریافت: 2026/08/02 10:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 10:32 UTC
🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️غنینژاد؛ پارادکس حاد: مروری بر ۱۴ پارادکس در باب شریعتی /۱✍دکتر محمد منصورنژاد۹ مرداد ۱۴۰۵الف: از دکتر «موسی غنی نژاد» با طرح داستان «شاندل شریعتی» در رسانه ها زیاد گفته شد و چون به نظرم تا کنون پاسخ های درخور یافت (به ویژه یادداشت سرکار خانم «سوسن شریعتی») نمی خواهم به تکرار مکررات در افتم. بلکه قصد آن است که به برخی از پارداکس های دکتر غنی نژاد، با تمرکز به سوژه روشنفکران دینی و به صورت مشخص دکتر شریعتی بپردازم. پیش از آن، ذکر نکاتی خالی از فایده نیست:یک: دفاعم از هیچ کس و جریان از جمله «روشنفکران دینی»، مطلق نبوده و مقید است (نقدهایم بر روشنفکری دینی، پیشتر در کانال تلگرامیم در کتاب «در دفاع از روشنفکری دینی» نشر مجازی شده است.) و اینجا می خواهم به کسانی که غیرمنصفانه، نفی مطلق افراد و اندیشه ها می کنند (مثل غنی نژاد که معتقد است، در ایران روشنفکران از 1320 به بعد، فقط سمّ تولید کرده اند!)، در مقام «تقریرِ حقیقت»، که از رسالت¬های روشنفکری است، نکاتی بگویم.دو: نکات مطرح شده در این یادداشت بدین معنا نیست که دکتر غنی نژاد هیچ اندیشه مثبت و مفیدی ندارند. بلکه در اینجا به حسب نیاز این روزها، تنها به پارادکس های اندیشه ایشان در ارتباط با روشنفکری دینی با تاکید بر شریعتی، پرداخته شد. ب: و اما پارادکس ها:1. در مجموع اندیشه دکتر غنی نژاد، «چپ ستیزی» یک ویژگی ثابت است. او اندیشه مارکسیستی در ایران را پر دامنه دانسته و حتی تفکر دکتر شریعتی را متاثر از اندیشه مارکسیسم می داند. اما او شیوه کاری برای رسیدن به این مقصود دارد که نشان می دهد از جهت «علت صوری»، او هم در همان «گفتمان چپ» گرفتاراست، بدون اینکه بدین پارداکس وقوف داشته باشد. زیرا این جریان چپ بودند که چون هدف وسیله را از نگاه آنان توجیه می کرد برای حذف رقیب، از روشهای حذفی، تخریبی، افشاگری، بایکوت، هوچیگری و... سود می جستند. دکتر غنی نژاد هم در حذف جریان روشنفکری و این ایام نقد شریعتی، از روش¬های سوزنده و غیراخلاقی بهره گرفت. در حالی دیگران را به شیادی وصف کرد که خود شیوه هیجانی و غیرسالمی در پیش گرفته است!2. دکتر غنی نژاد سعی دارد که از منظر تفکر لیبرالی، با «نگاه ایدئولژیک» که به زعم او امثال شریعتی دچار آن است مقابله کند، حال آنکه متوجه این پارادکس نیست که به تعبیر کتاب «ایدئولژی های سیاسی» (یان مکنزی و دیگران)، «لیبرالیسم» برجسته ترین ایدئولژی های روزگار ماست و به دلیل همان پیش فرض های ایدئولژیک لیبرالی، اندیشه های رقیب را سخت بر نمی تابد. از شواهد نگاه ایدئولژیک آن است که او نگاه کلی و مطلق به همه روشنفکران داشته و یکسره آنان را رجم می کند، حال آنکه مثلا از روشنفکران دینی، امثال مرحوم مهندس «بازرگان» (کتاب علمی بودن مارکسیسم) و دکترسحابی و... اندیشه های کاملا ضدِ مارکسیستی داشتند و در یک نگاه علمی و غیرایدئولژیک، هر فرد و دست کم جریانی، راه متفاوتی داشته و نقد متمایز می طلبد!3. دکتر غنی نژاد متاثر از اندیشه لیبرالی مثل «هایک» و... با قدرتمند شدن بی ضابطه دولت و تصمیم سازی متمرکز (به ویژه در امور اقتصادی) مشکل دارد، ولی به این پارداکس توجه ندارد که او خود با تضعیف و بلکه تخریب روشنفکران و روشنفکران دینی در زمینِ اصحاب قدرت بازی می کند که از روشنفکری دینی بیزارند! به عبارت دیگر به بهانه نقد جریان دولتگرا، ناخواسته به جبهه استبداد یاری می رساند!4. دکتر غنی نژاد به دکتر شریعتی می تازد که متاثر از مارکسیستهاست و مانع آزادی، جدای از مشخص نکردن اینکه مرادش کدام مارکسیسم است که با اندیشه شریعتی تطبیق می کند ! (مارکسیسم ارتدکس، تجدیدنظر طلب، انقلابی، فلسفی، انتقادی، اگزیستانسیالیسمی و ....)، ولی به این پارداکس توجه ندارد که با بسیاری از اندیشه های غیر و بلکه ضد مارکسیستی شریعتی چه باید کرد؟ آیا «کویریات» شریعتی که برای خلوت هاست (عارفانه) هم مارکسیستی است؟ آیا دفاع از حقوق زن مسلمان در کتاب «فاطمه فاطمه است» و... هم اندیشه مارکسیسستی است؟ آیا کتاب «نیایش» او، (ادعیه بی نظیر به زبان فارسی در جهان اسلام)، هم سخن چپ هایی است که دین را افیون توده ها می پنداشتند؟ به جهت همین تنوع اندیشه در شریعتی بود که هر کسی از ظن خود یار او شد و هر کسی چیزی گفتند: اگزیستانسیالیست؛ پست مدرن؛ غربزده؛ سُنّی، مارکسیست و....#علی_شریعتی#موسی_غنینژاد#محمد_منصورنژاد@NewHassanMohaddesi


