♦️تاریخ جامعهشناختی، رویکردی بدیل در تاریخنگاری: پاسخی به دکتر عیسی عبدی /۲✍️حسن محدثیی گیلوایی…
انتشار: 2026/07/28 15:55 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/02 10:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 10:32 UTC
♦️تاریخ جامعهشناختی، رویکردی بدیل در تاریخنگاری: پاسخی به دکتر عیسی عبدی /۲✍️حسن محدثیی گیلوایی۶ مرداد ۱۴۰۵۲) جایدادن پدیدهی تاریخی در زمینهی اجتماعی اش: در تاریخ جامعهشناختی پدیدهی تاریخیی مورد مطالعه در درون زمینهی اجتماعی اش بررسی میشود و لازمهی نگارش تاریخ در آن، بازسازیی تاریخیی دورهی تحت بررسی است. هر پدیدهای تاریخی نخست ضروری است در زمینهی اجتماعیی خود قرار گیرد. بسیار مهم است که تاریخنگار بتواند سنخ باهمستان مورد بررسی را مشخّص سازد تا معلوم شود پدیدهی تاریخی به کدام نوع باهمستان تعلّق دارد. از جمله اقدامات مهم برای بازسازیی تاریخیی باهمستان مورد بررسی، توصیف آرایش نهادی (نحوهی کنار هم قرار گرفتن نهادهای اجتماعیی اصلی) در آن باهمستان است؛۳) جستوجوی معانیی اجتماعیی کنشها و رویدادها: مورّخ با رویکرد جامعهشناختی میکوشد تا جایی که ممکن است به معانیی اجتماعی کنشها و رویدادها در دورهی مورد بررسی اعتنا کند. بهعنوان مثال، اگر قرار است در بارهی شخصیّت فرمانروای بنیانگذار امپراتوریی هخامنشی (کورُش) سخن بگوییم و کنشهای متنوّع او را فهم کنیم، نخست باید از ویژهگیهای باهمستانی سخن بگوییم که او بدان تعلّق دارد یا در درون آن کنشگری میکند. همچنین عملکرد همتایان او را در باهمستانهای همسنخ یا دستکم باهمستانهای نزدیک از نظر ویژهگیهای اجتماعی، بررسی کنیم و از طریق مطالعهی کنشهای آنها، بتوانیم حدسهای صائبتری در بارهی معانیی کنشهای مورد بررسی مطرح کنیم؛۴) تبیین پدیدهی خاصّ تاریخی در ذیل امر عام جامعهشناختی: ترجیح آن است که از مورد خاصّ تاریخی، به سوی مورد عام جامعهشناختی حرکت کنیم و برای موضوع مورد بررسی، فرضیهای جامعهشناختی طرح کنیم و سپس به وارسیی تاریخیی آن بپردازیم. بهعنوان مثال، فرض کنیم میخواهیم پدیدهی زنده به گور کردن دختران را در برخی قبایل عرب پیشا اسلامی فهم کنیم. در این باره میتوانیم بپرسیم که آیا کشتن نوزادان در باهمستانهای مشابه دیگر نیز وجود داشته است؟ این اقدام اگر در باهمستانهای دیگر وجود داشته، چه علل و دلایل و معانیای داشته است؟ وقتی در این باره جستوجو میکنیم، درمییابیم که کودککشی در باهمستانهای مشابه متعدّد وجود داشته است و با ضرورتی در زندهگیی اجتماعی -یعنی تأمین مواد غذایی- همبستهگی داشته است. بدین ترتیب، یک پدیدهی خاص (زنده به گور کردن نوزادان دختر در برخی قبایل عرب پیشااسلامی) را در پرتو یک قاعدهی عامّ جامعهشناختی (لزوم تناسب بین جمعیّت و مواد خوراکی در باهمستان) در گونهای از باهمستانهای قبیلهای قرار میدهیم و معنای آن برای ما روشن میشود (بنگرید به قاب ۲۱-۱). قاب ۲۱-۱: کنترل جمعیّت از طریق کشتن اعضای غیر مولّد در اجتماعات قبیلهای«قبیلهای که در شرایط نیمهگرسنگی زندگی میکند، عملاً فقط از زنان و مردانی تشکیل میگردد که توانائی کار دارند. چنین قبیلهای فقط اندکی از کودکان خردسالش را میتواند نگاهداری کند. اکثر اقوام ابتدائی، راه تحدید مصنوعی زادوولد را میشناسد و آن را در مقیاسی وسیع اجرا میکنند، و این کاری است که با توجه به نارسائی تأمین مواد خوراکی مطلقاً ضروری است. فقط تعدادی اندک از بیماران و ناتوانان میتوانند پرستاری شوند و به زندگی ادامه دهند. کودککشی رواج فراوان دارد. اسیران جنگی را -اگر نخورند- میکشند. تمام این کوششها که برای جلوگیری از افزایش جمعیت انجام میگیرد، بههیچوجه بر سفاکی ذاتی انسانهای ابتدائی دلالت ندارد، بلکه این، بیشتر برای گریز از خطری عظیم است که مدام تهدید میکند: نابودی یکسره قوم بر اثر کمبود موارد خوراکی» (ماندل، ۱۳۵۹: ۱۶-۱۵).در این پژوهش، نسبتی بین مداراگریی دینیی کورُش و چندخداپرستی او برقرار کرده ایم (پدیدهی خاصّ تاریخی). پس در تاریخنگاریمان میتوانیم آن را بهصورت عام -یعنی بهصورت یک فرضیهی جامعهشناختی- تدوین کنیم و سپس به بررسیی تاریخیی آن بپردازیم: فرمانروایان چندخداپرست در برابر دیگران دینی، مدارا کرده اند و ادیانِ دیگرِ قلمروهای فتح شده و تحت فرمانرواییشان را از بین نبرده اند. آنگاه لازم است این فرضیه را با شواهد تاریخی تأیید یا رد کنیم.پینوشت:[1] . در متن ترجمهی فارسیی کتاب ای. اچ. کار چنین آمده است: «هر چه تاریخ بیشتر اجتماعی شود، و هر چه جامعهشناسی بیشتر تاریخی شود، برای هر دو بهتر است» (کار، ۲۵۳۶: ۹۸). امّا این ترجمه دقیق نیست زیرا مترجم واژهی sociological را بهغلط «اجتماعی» ترجمه کرده است. سخن کار در متن اصلی چنین است:“the more historical sociology becomes and the more sociological history becomes, the better” (Carr, 1961: 62)#کورش#عیسی_عبدی#تاریخ_جامعهشناختی@NewHasanMohaddesi


