۲. یان هندریک شون: «اگر یان هندریک شون کلاهبردار و دروغگو نبود، جایزه نوبل را دریافت میکرد. او که…
انتشار: 2026/07/27 09:19 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/02 10:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 10:32 UTC
۲. یان هندریک شون: «اگر یان هندریک شون کلاهبردار و دروغگو نبود، جایزه نوبل را دریافت میکرد. او که در رشته فیزیک تحصیل کرده بود، در میکرو و نانوالکترونیک تخصص داشت. در سال ۲۰۰۰، او اعلام کرد که موفق به ساخت ترانزیستوری به اندازه یک مولکول شده است - رویای هر متخصص میکروالکترونیک. در سال ۲۰۰۱، هر هشت روز یکبار مقالات علمی با نام او منتشر میشد. در سال ۲۰۰۲، معلوم شد که او همه چیز را از ابتدا تا انتها ساخته است. ظاهراً او تمام دادههای خود را "از هیچ" اختراع کرده است. [...] شون از مدرک دکترای خود محروم شد و از علوم دانشگاهی محروم شد. او به عنوان مشاور برای یک شرکت مهندسی مشغول به کار شد» (همان).۳. پاول کامرر که خود او یا دستیار اش برای تأیید ادعاهاش به زیر پوست وزغهای آزمایشگاهی جوهر تزریق میکرد و سرانجام فریب اش آشکار شد و خودکشی کرد! «پاول کامرر به سادگی یک وزغ را نقاشی کرد. یا شاید هم این کار را نکرد. او در اوایل قرن بیستم در وین زندگی میکرد و مانند بسیاری از افراد محترم آن زمان، به نظریه لامارک اعتقاد داشت. اگر کسی فراموش کرده باشد، این یک نظریه مشکوک در مورد وراثت ویژگیهای اکتسابی است. همانطور که معلم زیستشناسی من میگفت: «مهم نیست چند بار دم اسپانیلها را ببرید، آنها هنوز با دم کامل به دنیا میآیند.» با این حال، پاول کامرر تمام تلاش خود را کرد تا خلاف این را ثابت کند. و او این کار را کرد! کامرر ادعا کرد که وزغهای مامای او «لنتهای جفتگیری» (یک ویژگی اکتسابی) - لکههای تیره روی پاهایشان - را نشان میدهند که به ارث رسیدهاند. مخالفان او ادعا کردند که کامرر به سادگی جوهر را زیر پوست آنها تزریق کرده است. کامرر بلافاصله اعتراف کرد که جوهر تزریق شده است، اما دستیار خود را مقصر دانست. این در اوت ۱۹۲۶ بود. شش هفته بعد، کامرر به زندگی خود پایان داد» (همان).حالا بعد از ذکر این نمونهها، چند پرسش در بارهی شریعتی مطرح میکنم:آیا میتوانیم دکتر شریعتی را با این نمونهها مقایسه کنیم و او را شیاد و شارلاتان معرفی کنیم؟ آیا میدانیم که نیات و انگیزهها و اهداف شریعتی برای ارجاع به یک پروفسور جعلی در کار اش چه بوده است؟ آیا شریعتی بهدنبال کسب جایزهای بوده است؟ یا اصلاً دنبال کسب مقامات دانشگاهی و غیردانشگاهی و کسب امتیازات مادی بوده است؟چرا او برخی از مهمترین سخنان اش را در دهان یک پروفسور جعلی گذاشته است؟ آیا او قصد داشته است مخاطبان اش را فریب ایدهئولوژیک بدهد و ما در این مورد با مصداقی از فریب ایدهئولوژیک سر و کار داریم؟و بالاخره، آیا واقعاً شواهدی در دست داریم که نشان دهد شریعتی میدانسته است ارجاع جعلی در آثار دانشپژوهانه خطا و غیر قابل قبول است و عامدانه این خطا را مرتکب شده است؟در نمونههایی که کنسانتین آسیمونوف از شارلاتانهای فرهنگی ارايه کرده است، ما میبینیم که جامعهی علمی موارد فریبکاری را با کمک دانشمندان و صاحبنظران بررسی کرده است. اگر اتهامی هم مطرح شده، مورد بررسی قرار گرفته است و یک شخص خاص بهتنهایی در مقام قاضی ننشسته است تا حرف خود را به کرسی بنشاند. در یک مورد از موارد مذکور نیز یکی از دانشمندان قربانی شیوهی نادرست و غیراخلاقیی داوری قرار گرفته است و کنسانتین آسیمونوف در بارهی او جملات مهم زیر را نوشته است که برای ما که بهسرعت و بدون بررسیی شواهد در بارهی یک متفکّری که سالها پیش مرده است و دیگر امکان دفاع از خود ندارد و بهدلایل سیاسی نیز بسیار متهم است (اتهامهایی که هر یک لازم است جداگانه بررسی شود)، میتواند بسیار درسآموز باشد:"وقتی با یک دانشمند از پیش به عنوان یک شارلاتان رفتار میشود، ناشایست است. این دقیقاً همان موردی است که حقیقت، حقیقت است، اما باید ملاحظات دیگران را نیز در نظر گرفت. همانطور که ولتر گفته است، "Aime la vérité, mais pardonne à l'erreur" (حقیقت را دوست داشته باش، اما خطا را ببخش)» (همان).اینک اما الزامی ندارد که به توصیهی ولتر عمل کنیم و خطا را ببخشاییم. این بستهگی به خودمان دارد. امّا وظیفهی اخلاقی داریم بین خطاکاری و شیادی تمایز قایل شویم. این خطای بزرگی است که به افراد و بهویژه به بزرگان ادب و فرهنگ و سیاستمان اتهامات اخلاقیای از اینگونه بزنیم و باعث تأسّف است که آقای دکتر موسی غنینژاد مدتی است این رویه را در پیش گرفته است! آخر کدام صاحبنظری میپذیرد افکار فوکو را بر اساس همجنسبازیی او نقد و رد کنیم؟!باز هم تکرار میکنم: ۱. نقد با توهین فرق دارد. از نقد دفاع کنیم و در برابر آن مقاومت نکنیم، اما اجازه ندهیم نقد با توهین یکی گرفته شود؛۲. نقد شخصیت نیز حق ما است، اما نقد شخصیت که کار بسیار ظریف و حساسی است، با تخریب شخصیت فرق اساسی دارد.#شیاد#شارلاتانیسم#علی_شریعتی#موسی_غنینژاد#پروفسور_شاندل@NewHasanMohaddesi


