♦️ویژهگیهای اهل قلم شیاد و شارلاتان و توهینهای دکتر غنینژاد: جهش از نقد متن به تخریب شخصیت ✍️حس…
انتشار: 2026/07/27 09:19 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/02 10:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 10:32 UTC
♦️ویژهگیهای اهل قلم شیاد و شارلاتان و توهینهای دکتر غنینژاد: جهش از نقد متن به تخریب شخصیت ✍️حسن محدثیی گیلوایی۵ مرداد ۱۴۰۵مخاطب محترمی در پاسخ به یادداشت من که نوشته بودم نقد را از توهین جدا کنیم، مطلب زیر را نوشته است:"هر کس را از جمله دکتر علی شریعتی را با توجه به رسالت ادعاییاش باید نقد کرد. لذا، با وجود تمام اختلافات فکری که با دکتر موسی غنینژاد دارم در مورد اطلاق صفت شیاد به دکتر شریعتی با او موافقم. اثر گذاری دکتر شریعتی بر جامعهی تحصیل کرده و ملتهب آنروز چیزی نیست که بتوان آنرا انکار کرد و لذا نتایجی که آن تفکر و آن سوگیریها به بار آوردهاند هم معلوم و مبرهناند و به خوبی نشان میدهند که رسالتش چه بوده است و چگونه آنرا تلیت کرده و به خورد مریدان دادهاند!امروز ما داریم حاصل آن تفکرات را برداشت میکنیم!"من دریافتم که توضیحات ام هنوز چندان قانعکننده و روشن نبوده است که برخی هنوز مدعای بسیار توهینآمیز دکتر غنینژاد را صحیح میدانند و آن را تکرار میکنند. من صادقانه عرض کنم که دغدغهی دفاع از دکتر شریعتی را ندارم زیرا اولاً معتقد ام او از معدود شخصیتهای جهانیی ما است و آنقدر در جهان فکریی معاصر جا باز کرده که جامعهشناس بسیار برجستهای چون آنتونی گیدنز نیز لازم دانسته اشارهای به او در کتاب جامعهشناسی اش بکند. بنابراین، چه جای آن دارد که من از او دفاع کنم؟! ثانیاً، بارها گفته ام که ارجاع شریعتی به یک پروفسور جعلی در آثار دانشپژوهانه کاری خطا بوده است و نباید کار خطا را توجیه کرد. اما لازم میدانم از فرهنگ نقد دفاع کنم و آن را از فرهنگ توهین متمایز سازم و تذکر بدهم که بههیچ وجه نباید تسلیم فرهنگ توهین که این سالها در فضای مجازی رواج گستردهای یافته است، بشویم. من بههیچ وجه به چنین چیزی تسلیم نخواهم شد، حتّا اگر به قیمت انزوایم از فضای عمومی تمام شود. فرهنگ نقد بر معیارهایی تمرکز دارد و این معیارها در کار نقّادی تعیینکننده اند. برخی از مهمترین ویژهگیهای نقد عبارت اند از:۱. نقد روشمند است و ذکر شواهد و دادهها در روش نقد سهم مهمّی دارد؛۲. بر مبنای اصولی معین و روشن دنبال میشود و ناقد اصول خود را بیان میکند؛۳. در نقد ناقد از برچسب زدن صرف و توهین شخصی و تخریب اجتناب میکند و اگر میخواهد نقد شخصیت نیز بکند آن را آلوده به توهین نمیکند بلکه با ذکر شواهدی از ویژهگیهای آن شخصیت میکوشد نشان دهد که نقد شخصیت غیر از خصومتورزیی شخصی یا گروهی و حزبی است؛۴. عواطف را مدیریت میکند و کینهها و احساسات شخصی در آن بروز نمیکند و موجب رنجش عاطفیی مخاطبان نمیشود، زیرا میخواهد عقول مخاطبان را هدف بگیرد و هدف اش برانگیختن احساسات مخاطبان یا چیز دیگری نیست؛۵. ناقد اهریمنیسازی یا اسطورهسازی نمیکند و میکوشد با احتیاط سخن بگوید و احتمالی از خطا را لحاظ کند و موضع خود را مطلق نمیسازد؛حالا فرض کنیم بهراستی ما با فردی فریبکار و شیاد در دنیای علم و دانش و فرهنگ و نویسندهگی سر و کار داریم. کم نیستند افراد فریبکاری که اهل قلم اند و در دنیای علم و دانش فعالیت میکنند. اینقدر این نوع فریبکاری در دنیای علم و دانش و فرهیختهگی جدی است که مبحثی در دنیا تحت عنوان شارلاتانیسم علمی پدید آمده است و مقالات زیادی نوشته شده که چهگونه این نوع شارلاتانها و شیادان را شناسایی کنیم (برای مثال بنگرید به مقالهی زیر: theseedsofscience.pub/p/scientific-charla…). فریب در دانشگاه و کار دانشگاهیان امری است که بهوفور وجود دارد؛ خصوصاً امروزه که دانشگاههای ما بسیار از استانداردهای دانشپژوهانه دور شده اند و فساد دانشگاهی بهوفور وجود دارد (در انتشار مقالات و کتابها و پایاننامهها و بسیاری از امور دیگر). پس ما شارلاتانهای فرهنگی و دانشگاهی هم کم نداریم. اما شارلاتانهای فرهنگی چه ویژهگیهایی دارند؟ بگذارید نمونههایی از این شیادان و شارلاتانها را از همین مقالهی کنسانتین آسیمونوف معرفی کنم (ترجمهها از گوگل است و از من نیست. خودتان حتما مقاله را بخوانید لطفا! من به ترجمههای گوگل اطمینان ندارم اما برای اینکه وقت زیادی از من گرفته نشود، خود ام ترجمه نکردم):۱. "هوانگ وو-سوک، دانشمند کرهای مشهور جهانی" که با شواهد تقلبی ادعا کرده بود سلولهای بنیادی را برای درمان بیماریهای مختلف شبیهسازی میکند. سرانجام، تقلبی بودن شواهد اش آشکار شد و او از دانشگاه اخراج و از کار علمی در کره و امریکا محروم شد و به دو سال حبس تعلیقی محکوم گردید؛ادامه دارد👇👇👇#شیاد#شارلاتانیسم#علی_شریعتی#موسی_غنینژاد#پروفسور_شاندل@NewHasanMohaddesi


