🔸🔸🔸نقد🔸🔸🔸♦️[غیبت یک صدا؛ دلخستگی والد و فرزند] /۲✍بهزاد شقاقی۵ مرداد ۱۴۰۵شاید آنچه در این میان گمش…
انتشار: 2026/07/26 20:34 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
🔸🔸🔸نقد🔸🔸🔸♦️[غیبت یک صدا؛ دلخستگی والد و فرزند] /۲✍بهزاد شقاقی۵ مرداد ۱۴۰۵شاید آنچه در این میان گمشده، نه وجدانِ فردی است و نه نقدِ ساختاری، بلکه «مسئولیتِ جمعی» در برابر یک زخمِ نسلی است که هیچکس به تنهاییِ خود نمیتواند آن را درمان کند. همانگونه که در کوچهپسکوچههای شهرِ خودمان، میبینیم که بسیاری از سالمندان، با تمامِ آن خویِ سلطهگری، اگر در فضایی بیطرفانه و با میزبانی یک نهاد مدنی مستقل، پای میز گفتوگو بنشینند، از چارچوبهای کهنهشان بیرون میآیند؛ همانگونه که بسیاری ازفرزندانِ عاصی، اگر ذرهای از فشارِ معیشت کاسته شود، بیش از آنکه به سراغِ کینههای دیرینه بروند، به دنبال یک دیدارِ بیبهانه خواهند گشت.متن پایانی دکتر معینی، با آن ارجاع به «پیشرفتهترین کشورهای جهان»، هر چند پر از صلابتِ اخلاقی است، اما بویِ یک توصیهی از بالا را دارد؛ گویی با یک جزوهی تربیتی طرفیم که میخواهد به فرزندِ ایرانی بگوید: «چون نروژیها و سوئدیها و ... این کار را میکنند، تو هم باید بکنی». غافل از آن که نروژیها برایِ این کار، از یک سو، نظام رفاهی چهلساله دارند که دغدغهی نانِ شب را از دوشِ فرزندان برداشته است و از سوی دیگر، نسلها در آنجا، در یک فرآیندِ تدریجی و نه انقلابی، به بازتعریفِ مرزبندیهای عاطفی دست زدهاند. اما ما، در این سرزمینِ پر از شتابزدگی، یکباره میخواهیم از پدرِ خویفرمان، فرزندی دموکراتیک بسازیم و از فرزند سرخورده، پرستاری مهربان. این انتظار، خودش آزار دیگری است؛ آزارِ ناشی از نادیدهگرفتنِ زمان و بستر.شاید درمان، در این میان، نه در فروکاستنِ تقصیر به گردن یکی از این دو نسل، که در پذیرش این حقیقتِ تلخ باشد که ما در یک «گسستِ نسلیِ تاریخی» گرفتاریم؛ گسستی که ریشههایش در دلِ نهادهایی است که امروز هر دو طرفِ این مناظره، فقط یکی از آنها را متهم میکنند. و تا وقتی که برایِ این گسست، جز سرزنشِ اخلاقی یا نقدِ ساختاری یکسویه، نسخهی دیگری نپیچیم، این جدلِ قلمی، همانقدر به کارِ سالمندانِ واقعی میآید که فیلمهای شب عیدِ صداوسیما به کارِ سرای سالمندانِ حومهی شهر.#فرزندآزاری#سالمندآزاری#ثریا_حمیدی#بهزاد_شقاقی#علیرضا_معینی@NewHasanMohaddesi


