«سنده» و نقش آن در مشاعرهٔ لغوی و طب سنتیشادروان حسن کامشاد در جلد نخست از کتاب خواندنیاش، حدیث نف…
انتشار: 2026/08/11 18:39 UTCدریافت: 2026/08/17 11:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:03 UTC
«سنده» و نقش آن در مشاعرهٔ لغوی و طب سنتیشادروان حسن کامشاد در جلد نخست از کتاب خواندنیاش، حدیث نفس، مینویسد:از شاهرخ [مسکوب] شنیدم شبی با هوشنگ مافی و ادیبسلطانی برای شام به هتل دربند میروند.حافظهٔ هوشنگ عجیب بود. فرهنگ جیبی آکسفورد را، واژهبهواژه، از ابتدا تا انتها، از بر کرده بود. از معلومات انگلیسیاش پیوسته بهحق به خود میبالید.ادیبسلطانی نزد کسانی که او را میشناسند اعجوبهٔ زبان است. در چندین زبان اروپایی تبحر دارد؛ آلمانی، فرانسوی و انگلیسی را بهحد کمال میداند.آن شب میان این دو موجود استثنایی بحث واژگان انگلیسی، نوعی مسابقه یا مشاعرهٔ لغوی، درمیگیرد. مدتی طولانی یکی لغتی دشوار میپرسد، دیگری پاسخی بههنجار میدهد.سرانجام مافی بهشیطنت سؤال میکند: «سندهسلام را به انگلیسی چه میگویند؟»ادیبِ بانزاکتِ مبادی آداب جا میخورد: «چرا مزخرف میگویی؟»مافی اصرار میورزد و پس از مقداری مسخرگی، پیروزمندانه میگوید: «سندهسلام (گلمژه) به انگلیسی میشود sty، بیسواد!»ادیب که آن شب میزبان بود بهقهر از رستوران میرود. شاهرخ و مافی وقتی به خود میآیند میبینند وجه کافی برای پرداخت صورتحساب همراه ندارند. ناگزیر فولکس واگن مافی را وثیقه میگذارند و پیاده به شهر برمیگردند!این را که خواندم نظرم به واژهٔ «سندهسلام» جلب شد. جسارت است ــاجلّکم اللهــ «سنده» که بهتعبیر دهخدا «سرگین آدمی که ستبر و گنده و سخت باشد» است؛ حالا چرا باید به آن سلام کرد؟پاسخ را جعفر شهری در جلد پنجم از کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ذیل مطلبی با عنوان «دواها و دعاهای متداول برای امراض» اینطور نقل میکند:جوش و ثبورِ* چشم بهنام «سندهسلام» را صبحِ تاریک و روشن، پیش از آنکه به کسی سلام کرده باشد، به مَوال رفته چشم به چالهٔ نشیمن ــکه اگر در آن نجاست باشد بهمراتب بهتر استــ انداخته بگوید:سنده سلامت میکنمخودم رو غلامت میکنماگه چشم من رو خوب نکنیهپولهپانت میکنمو تا سه روز ادامه بدهد.خلاصه که آشنایی با اینجور واژهها و معنایشان هیچ خاصیتی هم اگر نداشته باشد، لااقل به کار کلکل لغوی و مفاخره میآید.ـــــــــــــــــــ*قاعدتاً «ثبور» نیست، بلکه «بُثور» است، یعنی تاول و جوش چرکی، اما در اصل کتاب و در پیکرهٔ فرهنگستان همان «ثبور» آمده است که معنای دیگری دارد.🔗@virastarbashi
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- ویراستارباشی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۲۳
- کلاس شاهنامه مسکوب · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۳
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
