(( سه شعر از اردیبهشت ۱۴۰۵ ))آواز زندهی مادر آفتابِ بیسودِ روزهاتکاپو وُ تکاپواز چهرهها به چهره…
انتشار: 2026/06/24 13:41 UTCویرایش: 2026/07/31 23:56 UTCدریافت: 2026/08/15 00:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:58 UTC
(( سه شعر از اردیبهشت ۱۴۰۵ ))آواز زندهی مادر آفتابِ بیسودِ روزهاتکاپو وُ تکاپواز چهرهها به چهرههادرونمان رویایی، نمیشناسدمانپیدرپی میدویم پیِ بیراهههاطوری که عاقبتسنگی از صداهامان بیرون نمیافتد وُپاهایمان اُفتان، قلبهامان خیزاندریاچهای از خونمردگی میگذرد وُ مادر تاختِ زودگذرِ رگهامانجا میمانیم. ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵در او زمانجا مانده بود وُ همهچیز از مکان میگریخترویای بیصدای ما رادوایی برای او نبودافسوسکلمهای ناچار در توضیحش بود وُهمهچیزِ اوهمهچیزِ ما نبوداکنون که رفته استهمهچیزمان یکیست. ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ای سرزمین نامتقارن وُ ناهموارمناسب برای تنم نبودیوطن بودی وُ وَتن نبودیهر ذره از تو که فرو میریزدمایی میریزد وُ مایِ دیگری نمیآیدصدایی مدام میگوید: جهان وطنیست که مرز نداردوَتن آنجاست که صدایت را بشنوندصدای دیگرم میتازد، بلند وُ بیپرواای فریبکارِ غرقِ کتابنظریات انحرافی نبافوَ من، که همچنان با تو ناهموار میشومای سرزمین نامناسب وُ ناپایدار. ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵#محمدعلی_حسنلو@mali_pendulum
