
شعرها، یادداشتها و مقالات ادبی محمدعلی حسنلوارتباط با ادمین: @mhasanloo1365
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 1 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/07
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
📝 چند یادداشت از خرداد ۱۴۰۵ 📝خرداد ۱۴۰۵ آغاز شد. بهار، باهاری میکند و بارانهای گاه و بیگاهش حال دل غمگین و رنجورمان را طراوت میبخشد. قلب من نیز جزیی از همین بهار است. ملول، خسته، سرکش، بیقرار و فرو رفته در سکوت طالب این است که بیشتر او را در تعادل با وزنِ زمانه هماهنگ و همپرواز کنم. چیزی که او میخواهد حق طبیعی هر قلب است. صدای زنگ زدن او در سینه همچون خواهشی پایدار پیچیده است و روشنایی به طبقات ناهموار درونم میبخشد. عاقبت هر دو پر خواهیم زد به سمتی که بیجهت است و شناور بر تپشهای تند و تیز زمانه. ۱ خرداد ۱۴۰۵پس از ۸۷ روز اینترنت بهصورت قطرهچکانی و با قطع و وصل مکرر ویپیان آزاد شده است. انگار از وضعیتی بیرون آمدهایم که اصحاب کهف دچارش بودند. بیخبر از اخبار و بسیاری از دوستان مجازی داخل و خارج. نوعی حس آزادی و شادی موقت درونم رخ داد. حسی که اگر بخواهم خوب تحلیلش کنم اسباب تاثر و غم و باعثِ گشودن زخمهایی عمیق خواهد شد. فعلا بگذرم. ۶ خرداد ۱۴۰۵امروز کتابِ زوربای یونانی کازانزاکیس را تمام کردم. خواندنی، جذاب، رهاییبخش و پر از متلکهای ضد دینی. تا حدی هم به خواننده درس رهایی و انسانسازی میدهد. درس زیستن در لحظه و غنیمت شمردن دم. ۷ خرداد ۱۴۰۵بارِ تنهاییِ خود را بر دوش کشیدن. با پاها جابهجا شدن و با قلب پذیرفتن. این است که باید بدون رودربایستی با خودم یاد بگیرم. ۱۱ خرداد ۱۴۰۵من در این جهان کوچکم. وَ در این جهان کوچکتر، هر لحظه رنجها، جسم و روحِ بزرگتری را طلب میکنند. ۱۱ خرداد ۱۴۰۵شورِ شاعرِ درونم را باید صیقل بزنم. بیرون آمدن از این شرایط و توان سرودن و نوشتن. وجدانِ زخمخوردهی درونم در احتیاجی مبرم به خویش صدایم میزند تا دوباره او را زندهگی کنم. و شعر این ندای پر رمز و رازِ بشری یادم میآورد که جز او ماوایی برای عواطف و اندیشههایم ندارم. کلمات دسترنج شاعری من هستند و من نویسنده آن بخش از حقیقتِ آنها که در خود و دنیای اطرافم یافتهام. ۱۵ خرداد ۱۴۰۵آخرین روز بهار در حال سپری شدن است. روزهامان کمی آرامتر شده است. فعلا در دوران توافقِ شصت روزهایم. ظاهرا جنگی نیست و آسمان در امنیت است. اما روی زمین گرانی و تورمی از کنترل خارج شده در حال شکستن کمر ماست. چند روز پیش دو هندوانهی بزرگ خریدم که شد یک میلیون و سیصد هزار تومان. کیلویی ۴۵ هزار تومان. تقریبا معادل یک بیست و پنجم حقوق. سایر اقلام هم وضعشان همین است. بهاری گران که ستون و تکیهگاهش کمرهای در حال انقباض ماست. ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ #محمدعلی_حسنلو #یادداشت @mali_pendulum