شعر از : دکتر محمدمهدی بخارائی
انتشار: 2026/08/12 16:34 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
شعر از : دکتر محمدمهدی بخارائی
پستهای تلگرام — شعر زندگی
عطار ، دیار وصال یار جهانی را وصف می کند . برای واصل ، هیچ ایگو( نفس، ضمیر ) باقی نمی ماند، چه برسد به اعمال و دعاها و کمک خواستن ها ، یا انتظارات. فقط یار جهانی می ماند و بس.عطار می سراید:چون رسی آنجا ، نه تو مانی و نه غیرِ تو همپس چه مانَد؟ هیچ ، کانجا هیچ غیر از یار نیستچون نمانی تو، تو مانی جمله و این فهم رادر خیال آفرینش ، هیچ استظهار نیست ( استظهار: پشت گرمی، نقطه اتکا )
عشق، تفکر و فکر و غصه را برطرف میکند. بهترین راهنما است چون شادی را به ارمغان می آورد. بهشت عاشقان ، وصال معشوق جهان است:عشق را دانش و رایی نیستبهتر از عشق، رهنمایی نیستطلب وصل و عشق ورزیدن کار هر مفلس گدایی نیست نام جنّت مبر که عاشق راخوشتر از کوی دوست، جایی نیستعبید زاکانی ( جنّت: بهشت )( کوی دوست: خانه معشوق)
آیا بازماندگان به مردگان رشک خواهند برد؟دوره هایی در جهان آمده، و خواهد آمد، که همه انسانها از خود می پرسند:آیا بازماندگان به مردگان رشک خواهند برد؟آیا سهم زنده ها از خنده، حذف می شود و همه، در هر رده ای ، اشک خواهند برد؟آیا همه به افکار خودشان(که قوی بودند و پر تبلیغات) می خندند و زبانهایشان به جای اعتماد به نفس کاذب و رجز خوانی ، کشک خواهند برد؟ای دوست ، مراقب باشیم که در آن روزهای داغ، همه انسانها ، به جای آب خنک، در کویری مشک خواهند برد





