عطار ، دیار وصال یار جهانی را وصف می کند . برای واصل ، هیچ ایگو( نفس، ضمیر ) باقی نمی ماند، چه برسد…
انتشار: 2026/08/10 15:47 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
عطار ، دیار وصال یار جهانی را وصف می کند . برای واصل ، هیچ ایگو( نفس، ضمیر ) باقی نمی ماند، چه برسد به اعمال و دعاها و کمک خواستن ها ، یا انتظارات. فقط یار جهانی می ماند و بس.عطار می سراید:چون رسی آنجا ، نه تو مانی و نه غیرِ تو همپس چه مانَد؟ هیچ ، کانجا هیچ غیر از یار نیستچون نمانی تو، تو مانی جمله و این فهم رادر خیال آفرینش ، هیچ استظهار نیست ( استظهار: پشت گرمی، نقطه اتکا )





