تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 03:08 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
آوای خرد در اندیشه و آگاهی🔔🍃ارتباط با من@Akheradlotfiادرس توئیتر:https://twitter.com/mlotfi47?s=0اینستاگرام:Https://www.instagram.com/mojtabalotfi47
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 12 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
"همان اوایل و زمانی که مرحوم ابوالقاسم سرحدی زاده ریاست سرپرستی زندانهای کشور را به عهده داشت با هم برای دیدار با آیتالله منتظری به محله قدیمی عشقلی منزل ایشان رفتیم.آقای منتظری سر صحبت را باز کرد و از زندانهای رژیم شاه گفت و زندانهای طویل المدت آقای سرحدی زاده را یادآوری کرد و گفت در آن رژیم فحش میخوردیم الان هم میخوریم!آقای سرحدیزاده گزارشی از زندان و زندانیان داد و گفت: حاجآقا زندانیان جوانی داریم که خیلی مقاومت میکنند نوعا جوانند و اعتراف نمیکنند. اگر اجازه دهید تحت عنوان تعزیر شلاقشان بزنیم تا حرف بزنند.آقای منتظری که از اتهام زندانیان مطلع شده بود، بدون اینکه اجازه دهد، گفت: به نظرم کار دیگری بکنید. از خودشان یا پدر و مادرشان تعهد گرفته و آزادشان کنید!وقتی بیرون آمدیم آقای سرحدی زاده گفت: ما برای چه آمدیم چی شد؟ ما برای مجوز شلاق آمدیم اما آقای منتظری سفارش به آزادی کرد!"#نقل از داماد مرحوم آقای گلسرخی@lotfi_mojtaba
منش پذیرفتن شکست!برای رسیدن به فتح و پیروزی، در میان عوامل خرد و کلان، یک عامل مهم، پذیرفتن این نکته است که ما هم دچار شکست شدهایم در غیر این صورت تلاشی برای رسیدن به پیروزی و جبران شکست حاصل نمیشود زیرا هماره خود را پیروز میدانیم و یا به پیروزیهای مقطعی و کوتاه مدت بسنده میکنیم. این هم هست که گاهی پیروزی بدست آمده در برابر هزینه داده شده، ناچیز است زیرا سیاستمدار باید به آینده نگاه کند و منابع و منافعی که برای رسیدن به این پیروزی آتش زده شده در چه ترازی است و برای جبران آن، کدام اندوخته بهجای مانده جواب میدهد و الاّ و این نیز یک شکست واقعی است.ورزشکار زورخانهای را فرض کنید که توسط یکی پس از دیگری از حریفان، گردهاش به خاک مالیده شود و در عوضِ پذیرش شکست و تدارک دراز مدت، از جای بلند شده، با سرخوشی و برای دلخوش خود و هوادارانش بگوید: «دیگه کسی نبود؟!» او به خود و مریدانش القا میکند که همین بارها به خاک مالیده شدن، احدیالحُسنین است و این هم یک پیروزی است مگر پیروزی فقط به خاک مالیدن گرده حریف است؟ وی در حقیقت واقعیتها و مفاهیم را جابجا میکند زیرا توجیهی برای ناتوانی جسمی و فکری خود ندارد و سپس از شکست قدیسسازی میکند و گاه رندانه خود را با انبیا و امامان شیعه قیاس کرده میگوید آنان نیز یا کشته شدند یا مسموم و شیعه یعنی اشک و خون و آه!استناد کردن به سیره بزرگان هر دین و مذهبی بلای جان معاصران شده است و هر کسی این پازل را به قطعهای از آن تمسک میکند و نتیجهگیری خود را به خورد جامعه میدهد.در حالی که برای تحلیل یک واقعه و سپس الگوسازی، باید زمان، مکان و وضعیت را این همانی فرض کرد و سپس به قیاس منطقی پرداخت. ولی آیا زمینه این همانی در کجا هست و کجا نیست خود اول الکلام است.ملخص کلام اینکه:تا مقامات نسبتشان با پذیرش و نظریه شکست، نسبت جن و بسمالله باشد و اصلا در قاموس آنان شکست معنایی نداشته باشد، نه تنها در باره نسل حاضر و نه برای آینده، هیچ تبعات منفی در نظر نمیگیرند. این وضعیت هنوز از جنگ ۸ ساله که پس از فتح خرمشهر ۶ سال ادامه یافت و حاصلی نداشت، قابل درک است زیرا رهبری آن زمان پذیرش قطعنامه را شکست میدانست و جام زهر؛ اما شکستهای پی در پی پس از فتح خرمشهر را دارای اشکال نمیدانست و در بیانیه منشور روحانیت در روزهای پایانی سال ۶۷ میگوید:«اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتر مینگریستیم و میرسیدیدم». (دو هفته قبل از پذیرش قطع نامه آیتالله خمینی شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در کل عالم را مطرح کرده بود).تجربه ثابت کرده است به موازات عدم پذیرش شکست از سوی هر سیاستمدار، شعارهای آرمانی و آسمانی از سوی وی و مشاورانش، بیش از پیش پر میکشد، اما کامی از مردم شیرین نمیشود.@lotfi_mojtaba
زیارتدوس دارم صدات کنم تو هم منو نیگا کنیمن تو رو نیگات کنم تو هم منو صدا کنیقربون چشات برم از راه دوری اومدمجای دوری نمی ره اگه به من نیگا کنیدل من زندونیه تویی که تنها می تونیقفس و وا کنی و پرنده رو رها کنیمی شه کنج حرمت گوشه قلب من باشهمی شه قلب من و مثل گنبدت طلا کنیتو سرت شلوغه زیر دستیات فراونناز خدا می خام کمی نیگا به زیر پا کنیتو غریبی و منم غریبم اما چی می شهاین دل غریبه رو با خودت آشنا کنیدوست دارم تو ایون آینه ت از صب تا غروبمن با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنیبه وفای کفترای حرمت من میخوامکفتری باشم که تنها تو منو هوا کنیدلمو گره زدم به پنجرت دارم می رمدوس دارم تا من نرفتم گِرِها رو وا کنیصد هزار دفم شده پای ضریح زار میزنمتا دلت یه بار بسوزه دردامو دوا کنیدوس دارم که از حالا تا صبح محشر، همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنیشاعر و صدا استاد:سهیل محمودی@lotfi_mojtaba
الان آرامش دارم! پرسش: بعضیها میگویند اگر شما این کار(انتقادها) را نکرده بودید آن حساسیتها به وجود نمیآمد و شما بعد از امام، زمام رهبری را در دست میگرفتید.پاسخ: من هیچ وقت دنبال اینکه بخواهم رهبر شوم نبودم آنچه وظیفهام بود انجاممیدادم. معنی حرف آن بعضی این است که من بگذارم مردم را بکشند خلاف شرع انجام شود، برای اینکه بعد میخواهم رهبر شوم؟! اصلاً و ابداً وجدانم به چنین امری راضی نمیشد. خدا را شاکرم الآن آرامش و سکون دارم وجدانم هم راحت است چون آنچه را وظیفه خود میدانستم انجام دادم.والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته#آیتالله حسینعلی منتظری@lotfi_mojtaba
کدامیک اهم است؟!در کلیپی ارسال شده دیدم که چند خانم، متناسب با صدای مردی که ترانه میخواند، گویا در پارکی، حرکاتی موزون انجام میدادند و جمعی از مردم به شادی دست میزدند. در زیرنویس از قوه قضا خواسته بودند چرا با این صحنه برخورد نمیشود؟ به صراحت میپرسم: چنین صحنههایی کدام فساد و تخریب فرهنگ و اخلاق جامعه را در پی دارد؟میپرسم: چنین صحنههای شادی و نشاط، مخرب است یا صحنههایی از میدان که در آن فحش و ناسزا و تهمت و غیبت موج میزند و از مرگ و کشتن و سوختن دم میزنند؟صحنههای شاد این چنینی، به لحاظ احکام دینی که رقص زن برای نامحرم را تجویز نمیکند، در نهایت به خود شخص، آن هم در قیامت ممکن است ضربه وارد کند اما میدانی که در آن با پول یا مفت بیتالمال، رگ گردن باد کرده و تولید خشونت علیه شهروندان میکند، بر شیپور جنگ سرمایهسوزی که ناترازی ما در آن عیان است میدمد، جامعه و اساس اخلاق اجتماعی و امنیت شهروندان را زیر ضربه قرار میدهد!کدامیک قابل پیگیری و ممانعت است؟! کدام اهم است؟!مداحی که در میدان شهر بیمحابا با نام دین، قضاوت کرده و حکم صادر میکند یا سید روحانی لحیه سفیدی که تحت لوای حزبالله، دیگران را جاسوس و آشغال و الدنگ خوانده و حکم به کشتن میدهد، فساد و گند کارش تعفن در پی دارد یا صحنهای که چند دختر و پسر جوان برقصند و یا در کافه قهوه سرکشند؟! کدامیک جان و مال آبروی خلایق را در این بازار مکاره به تاراج میدهند؟! عقلا و بنای آنان در اهتمام به کدامیک است؟عدم تناسب در کنشها و واکنشهای یک حکمران و برجستهسازی فروع و جابجا کردن جای اصل با فرع، هم به دین و هم به جامعه ضربه میزند.با گشت ارشاد و خیزش مهسا، ضربه بدی خوردیم. نگذارید با همان تفکر بهجا مانده امثال همان سردار حاکم و مجری، دوباره از جای دیگر زخمکاری بخوریم!@lotfi_mojtaba
هشت شب با اندیشمندان سخنران: مجتبی لطفیموضوع: آسیبشناسی دینی عدم تناسب در اندام دین و حکمرانیشب اربعین، ۱۳ مرداد ۱۴۰۵حسینیه اعظم نجفآباد@islamnature@lotfi_mojtaba
از این وانفسای تهدید/تحقیر/تجاوز/اشک و آه و خون و حبس و اعدام و... فاصله بگیریم و دستخطی از آیتالله منتظری در دهه ۶۰ را بخوانیم که اخیرا در میان یاداشتهای استاد یافتم و هوش مصنوعی برایم قاب گرفت. گرچه کوتاه، اما حاوی مطالب و سفارشاتی بلند و خداوباورانه خطاب به روحانیون است از جمله:حفظ: زبان و قلم وشکم؛ بی اعتنایی به مال و مقام؛ سخن نراندن بر خلاف عقیده و تحقیق؛ جهنم نرفتن برای دیگران؛و عذر تقصیر متواضعانه از مردمی که بهواسطه عملکرد روحانیان به دین بدبین شدند؛ و اینکه مشکل از ماست و با خدا و پیامبر و دین قهر نکنید.@lotfi_mojtaba
علیه اعراب، به کام اسرائیل!رفته رفته اوضاع دارد کلاف سر در گم می شود!از سویی آغازگر جنگ با ایران گرچه اسراییل/ آمریکا بودند، اما به نظر میرسد جنگ دارد تابلوی خودش را به جنگ میان ایران و اعراب تبدیل میکند!ایران با حملات موشکی و پهبادی به پایگاههای آمریکا و سپس زیرساختهایی از کشورهای منطقه، به خود این حق را میداد که برای تلافی و بازدارندگی، تن به مخاصمه با کشورهای همجوار دهد. این تئوری و تاکتیک تا حدی در اوایل حتی در جهان عرب میتوانست خواهان داشته باشد و آنان با خویشتنداری به دنبال حل ماجرا از درگاه دیپلماسی بودند، ولی کم کم در میان افکار عمومی اعراب، ایران به جای انتقام از اسراییل که بی شک در آنتریک کردن ترامپ اثر داشت، به کشورهایی حمله میکند که با ایرانیان همخونی دینیاند. هنگام عبور موشکهای ایران از کشورهای عربی که به مقصد اسراییل شلیک میشد، اعراب با نشان دادن رد شلیکها رقص عربی میکردند اما مدتی است این ابراز خوشحالی دیگر وجود ندارد زیرا اسرائیل در کانون درگیری قرار ندارد، فقط نگاه میکند و علیرغم تهدیدات بیپایه یکی دو دهه اخیر ایران مبنی بر ویرانی حیفا و تلاویو، حملات مستقیم میان تهران و تلآویو قطع و دچار تغییر ماهیت شده و سر موشکها و پهبادها به کشورهای عرب و مسلمان کج شده است. البته برای ایران جز این راهی مانده است؟ در حالی که از غرق کردن ناوهای آمریکا در قعر خلیج فارس گفته میشد که معلوم بود بروز و ظهوری ندارد! اما حالا ورود مستقیم برخی کشورها مانند عربستان و تهدید برخی مانند پاکستان، نشان میدهد که وضعیت به این سادگی نیست و در صورت گسترگی آتش در منطقه و ورود بازیگرانی با توانایی بزرگ که تحت حمایت دیگر کشورهای منطقه و آمریکا هستند کار را برای ایران سختتر میکند.در هر صورت، هر چه هست و خواهد شد، مناقشه ایران با اسراییل را به حاشیه برده و تبدیل به مناقشه ایران و اعراب خواهد شد و این به کام اسراییل اگر نباشد پس چیست؟اسراییل عاشق سرزمین سوخته مسلمین است و چه بهتر که خودشان بدون پرداخت هزینه از سوی اسراییل، دمار از روزگار هم درآورند. در این صورت، اگر اسراییل این نقشه راه را ترسیم نکرده باشد که بعید نیست، سود سرشارش به جیب نتانیاهو خواهد رفت.البته چنانچه گفته شد در صورت گستردگی مناقشات و ورود بازیگران دیگر و ایجاد همپوشانی و ائتلاف ضد ایران برای بقاء، قطعا این ایران است که تک و تنها میماند زیرا میزان تابآوری در این کنج وحشتناک، قابل برآورد مثبت نیست.کسانی که با شعارهای بدون پشتوانه از تصعید درگیری و انتقام دم زده و میزنند برای بقای ایران فکری کردهاند؟!@lotfi_mojtaba
اختلاف مشرب میان آقای خمینی و منتظری"بدون شک اختلاف وجود داشته است، اختلافها هم اختلافهای جدی بوده است، اختلافها هم اختلاف در خلق و خو، و منش و شخصیت، هم در تفکر و مشرب فکری. در خلق و خو به خاطر همین تفاوت زیستی و تربیتی آنها، و در مشرب هم به دلیل اینکه بالاخره امام خمینی پیش از اینکه فقیه بشود عارف بود، اصلاً شهرت او شهرت عرفانی بود، بعد شاگرد مرحوم شاهآبادی بود و شیفته محیالدین عربی بود. این مشرب عرفانی، مشرب مرید مرادی و «لا دین لمن لا شیخ له» است. بعدا مرحوم آیتالله مطهری و آیتالله منتظری ایشان را کشیدند در عالم فقه و فقاهت و امثال اینها. اما مشرب آقای منتظری برعکس است. ایشان به جای اینکه با شاهآبادی شروع کند با بروجردی شروع کرده است. یعنی فقیه بود، قانونگرا و حقوقدان بود به اصطلاح. مشرب عرفانی و مشرب فقهی، اقتضائات فکری و فتوایی آن و هم اقتضائات عملی آن، با یکدیگر فرق میکند. بعد از انقلاب، اولین نقطهای که تجلی کرد، این اختلاف مشرب بود. آقای منتظری به شدت ارزشگرا بود. بعد معتقد بود که اصلاً مأموریت ما دفاع از ارزشها است و این بحثی هم که آن زمان هم مطرح بود که امام علی اگر قدرت را حفظ میکرد بهتر بود یا اینکه قدرت را از دست بدهد به خاطر دفاع از آن ارزشها و بعد هم سرنوشت دنیا و اسلام این طوری بشود. آقای منتظری میگفت که حضرت علی(ع) به این دلیل علی شده است که پای دفاع از ارزشها ایستاد. یعنی ارزشها را فدای قدرت نکرد. امام خمینی نگاهش این بود که به هر حال حفظ حکومت مهم است، حفظ حکومت اصل است. منتهی این اختلافات، دلیل کافی نبود برای اتفاقاتی که بعداً افتاد. اینها بیشتر اختلافات فکری و اجتهادی بود که بین همه علمای دیگر هم وجود داشت. منتهی یک بخشی از آن اصطکاکهای عملی پیش میآمد، بالاخره یک مسئولیتهایی آیتالله منتظری داشتند و مراجعاتی هم به ایشان میشد و یک جاهایی دچار اصطکاک میشدند. این اصطکاکها هم به نظرم نمیتوانست عاملی باشد برای اتفاقات سال 68. به نظر من عامل سومی که مؤثر بود همین جریانهایی بودند که میخواستند از این اختلافات طبیعی، بهرهبرداری کنند و در واقع لانه گزیدند در این شکافها و اختلافهای نظری که وجود داشت."عمادالدین باقی محقق و فعال حقوق بشر@lotfi_mojtaba
بلاهت و سعایت!👈محمدجواد لاریجانی معاون وزیر خارجه در زمان جنگ ۸ ساله چند سال پیش گفت:«تأخیری که ما در پذیرش قطعنامه 598 کردیم منافع ملی ما را تهدید کرد و اگر ما قطعنامه را چند ماه زودتر میپذیرفتیم، میتوانستیم بابت پسدادن هر بخش، امتیازات خوبی را از طرف عراقیها بگیریم"👈عباس عراقچی وزیر خارجه فعلی و در حال جنگ کنونی، چند روز قبل: "اگر ده روز زودتر آتشبس میکردیم لاریجانی را داشتیم؛ عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم".🔸واقعا نمیدانم سیاستمداران ما چرا همیشه بعد از یک واقعه تلخ و سرمایه سوز، تازه بیدار وهشیار میشوند و اگر اگر میکنند؟!البته از حق نگذریم ممکن است بیدار باشند ولی کسی گوشش بدهکار نیست.البته این هم هست که حضرات در زمان هر واقعه چشم به لبان بالادستی داشته از خود اراده ندارند.البته فراموش نکنیم که برخی حضرات چاپلوسی و رفتار منافقانه پیشه میکنند.البته اینم هست که برخی صاحبان منصب، به قول معروف، نوکر بادمجان(واقعیت) که نیستند نوکر اعلیحضرت و قبله عالم هستند.خلاصه و البته ما که گیج شدیم از بس البته گفتیم و هرچه هست دود این نادانی، نفاق، چاپلوسی و نوکری و... به چشم ایران و مردم آن رفت و میرود بدون اندوختن تجربه.به قول ناصرالدین شاه در سریال فاخر جیران: مشکل مملکت ما بلاهت است و سعایت!@lotfi_mojtaba
هیس هیس!پزشکیان اخیرا گفته: "خیلی حرفها تو دلمه که نمیخوام بزنم و نخواهم زد چرا که احساس میکنم وحدت ازبین میرود". در دل پزشکیان چیست؟ اسرار نظام است یا نیست.در صورت اول انتظار نیست که اسرار کشور را علنی کند مانند اسرار نظامی.اما در همینجا آیا پزشکیان با مماشات کار درستی میکند؟ از برایند وضع موجود چنین بدست میآید که پزشکیان اهل مماشات با اقلیتی است که حقوق مردم را به دلیل منافع خویش زیر پا میگذارند و با تندروی، روی آتش نفت ریخته و کیسه برای خود میدوزند. این چیزی نیست که کسی نداند و مخفی باشد و کسی در دلش نگه دارد. مماشات کردن با جریانی ناکارآمد و منفعتطلب و زورگو نه تنها نجابت نیست بلکه خیانت به ملت و سوگندی است که کارگزاران برای خدمت به مردم میخورند.نگه داشتن درد دل در دل، در امور شخصیه است که ضرر و زیانش به جامعه نخورد ولی در باب رعایت حقوق عامه اگر باعث تضییع حقوق شود چرا باید خودخوری کرد به بهانه وحدت؟! این سیاست را فرصتطلبان در ذات کشور نهادینه کردهاند.به قول شهید محمد منتظری:"یک عده از فرصتطلبان و منافقین و جاسوسان وابسته لباس همان مکتبی را که میخواهد حاکم شود و همان انقلابی را که میخواهد پیروز شود میپوشند و بعد از هر انقلابی موقعیتهایی کسب میکنند و میگویند هیس هیس! این هیس هیس، به ضرر انقلابیون است، چون ضدانقلابیون که لباس انقلابیون به تن کردهاند در زیر سایه هيس هيس و سكوت و وحدت نفاق آلود مواضع خودشان را محکم میکنند".نمی دانم چرا واژههایی در حکمرانی ما وجود دارد که در جاهای دیگر نیست مانند وحدت و وضعیت حساس کنونی!در پرتو همین سناریوها، نمیتوان حرف زد و از دستگلهایی که در پرتو نفوذ به آب داده میشود سخن گفت. اگر یادتان باشد در زمان انتخابات خرداد ۷۶ کارناوال عاشورا راه افتاد. وقتی خاتمی رای آورد آنان را بخشید و خط و ربط آن را افشا نکرد. به لحاظ شخصی کار درستی بود زیرا عفو پس از پیروزی خصلت مردان است. اما اگر خاتمی از همان اول مانع رشد سرطانگونه این حرکات تحت حمایت برخی نهادهای امنیتی/نظامی میشد، و این غده بدخیم را جراحی میکرد شاید قتلهای زنجیرهای، ترور حجاریان حمله به کوی دانشگاه و دفتر روزنامه ها و .... انجام نمیشد.در وضعیت کنونی نیز پزشکیان به جای نجابت با مخلان حقوق عامه، این نجابت را جایی خرج کند که وضعیت کنونی حاصل آن نباشد و مردم تاوان آن را پس ندهند.@lotfi_mojtaba
چرا هشیار نیستیم؟!اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات پس از جنگ ۱۲ روزه گفت که مامورانش «به گنجینهای از اطلاعات راهبردی، عملیاتی، هستهای و علمی اسرائیل دست پیدا کردهاند».پس از این اظهارات که در رسانههای اسرائیلی منعکس شد! نه تنها هیچ نتیجهای حاصل نشد و لااقل یک اقدام دست چندم در اسرائیل از سوی ایران واقع نشد، و بلکه خود وی به همراه جمعی از معاونان وزارت اطلاعات، توسط آمریکا و اسرائیل در روزهای اول جنگ ۴۰ روزه، در تهران ترور شد!و حالا عباس عراقچی وزیر خارجه گفته: "اطلاع دشمن از چند جلسهٔ مهم در روز حمله، نتیجهٔ یک حفرهٔ امنیتی بود که احتمالاً هنوز هم وجود دارد. حفرهٔ امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست، در جهتدهی به تصمیمسازیها هم هست؛ از آن مهمتر در جهتدهی به فضای روانی ما هم هست."ثمره کنار هم گذاشتن امثال این فکتهای بسیار اولا این است که، اسرائیل کمتر تهدید و بیشتر عمل میکند و ثانیا؛ اطمینان به نفوذ در سیستم ایران در تمام جهات است و اینکه اسرائیل نهادهای امنیتی/تصمیمسازی ایران را به حیاط خلوت خویش تبدیل کرده است!هنگامی مشکل آغاز شد که نهادهای امنیتی پروندهسازی و زیر ضربه قرار دادن منتقدان را به جای دشمن، در دستور کار قرار دادند، اما این هشدار بارها داده شد که:وقتی "ک گ ب" در «سیا» نفوذ میکند و یا «سیا» در "ک گ ب" نفوذ میکند که دو سازمان جاسوسی فوق العاده پیچیده و مجرب و کهنهکارند احتمال بدهید که عوامل خارجی در اطلاعات ما نفوذ پیدا کنند و کارهای خودشان را بکنند و آبروی اسلام و انقلاب را ببرند. البته افراد مخلص و بچههای خوب هم هستند...در این میان بعضی ردههای بالا از خامی آنان سوء استفاده کنند و به آنان دستورات غلطی میدهند و آنان هم دستورات را وحی منزل میدانند و در نتیجه بسا به اسلام و انقلاب و حیثیت اشخاص محترم و بیگناه ضربه میزنند بدون اینکه با توبیخ و مجازاتی مواجه شوند."🔸(این هشدار در بهار ۱۳۶۵ در دیدار آیتالله منتظری با آیتالله خمینی داده شده پس از برخوردهای نهادهای امنیتی و حاکم با شهروندان و بهویژه مرحوم آیتالله شریعتمداری)ما اکثر العبر و اقل الاعتبار!لینک اظهارات اسماعیل خطیب:https://t.me/mizanplus/195213@lotfi_mojtaba