منش پذیرفتن شکست!برای رسیدن به فتح و پیروزی، در میان عوامل خرد و کلان، یک عامل مهم، پذیرفتن این نکت…
انتشار: 2026/08/14 09:07 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
منش پذیرفتن شکست!برای رسیدن به فتح و پیروزی، در میان عوامل خرد و کلان، یک عامل مهم، پذیرفتن این نکته است که ما هم دچار شکست شدهایم در غیر این صورت تلاشی برای رسیدن به پیروزی و جبران شکست حاصل نمیشود زیرا هماره خود را پیروز میدانیم و یا به پیروزیهای مقطعی و کوتاه مدت بسنده میکنیم. این هم هست که گاهی پیروزی بدست آمده در برابر هزینه داده شده، ناچیز است زیرا سیاستمدار باید به آینده نگاه کند و منابع و منافعی که برای رسیدن به این پیروزی آتش زده شده در چه ترازی است و برای جبران آن، کدام اندوخته بهجای مانده جواب میدهد و الاّ و این نیز یک شکست واقعی است.ورزشکار زورخانهای را فرض کنید که توسط یکی پس از دیگری از حریفان، گردهاش به خاک مالیده شود و در عوضِ پذیرش شکست و تدارک دراز مدت، از جای بلند شده، با سرخوشی و برای دلخوش خود و هوادارانش بگوید: «دیگه کسی نبود؟!» او به خود و مریدانش القا میکند که همین بارها به خاک مالیده شدن، احدیالحُسنین است و این هم یک پیروزی است مگر پیروزی فقط به خاک مالیدن گرده حریف است؟ وی در حقیقت واقعیتها و مفاهیم را جابجا میکند زیرا توجیهی برای ناتوانی جسمی و فکری خود ندارد و سپس از شکست قدیسسازی میکند و گاه رندانه خود را با انبیا و امامان شیعه قیاس کرده میگوید آنان نیز یا کشته شدند یا مسموم و شیعه یعنی اشک و خون و آه!استناد کردن به سیره بزرگان هر دین و مذهبی بلای جان معاصران شده است و هر کسی این پازل را به قطعهای از آن تمسک میکند و نتیجهگیری خود را به خورد جامعه میدهد.در حالی که برای تحلیل یک واقعه و سپس الگوسازی، باید زمان، مکان و وضعیت را این همانی فرض کرد و سپس به قیاس منطقی پرداخت. ولی آیا زمینه این همانی در کجا هست و کجا نیست خود اول الکلام است.ملخص کلام اینکه:تا مقامات نسبتشان با پذیرش و نظریه شکست، نسبت جن و بسمالله باشد و اصلا در قاموس آنان شکست معنایی نداشته باشد، نه تنها در باره نسل حاضر و نه برای آینده، هیچ تبعات منفی در نظر نمیگیرند. این وضعیت هنوز از جنگ ۸ ساله که پس از فتح خرمشهر ۶ سال ادامه یافت و حاصلی نداشت، قابل درک است زیرا رهبری آن زمان پذیرش قطعنامه را شکست میدانست و جام زهر؛ اما شکستهای پی در پی پس از فتح خرمشهر را دارای اشکال نمیدانست و در بیانیه منشور روحانیت در روزهای پایانی سال ۶۷ میگوید:«اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتر مینگریستیم و میرسیدیدم». (دو هفته قبل از پذیرش قطع نامه آیتالله خمینی شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در کل عالم را مطرح کرده بود).تجربه ثابت کرده است به موازات عدم پذیرش شکست از سوی هر سیاستمدار، شعارهای آرمانی و آسمانی از سوی وی و مشاورانش، بیش از پیش پر میکشد، اما کامی از مردم شیرین نمیشود.@lotfi_mojtaba
